فرهنگ ایرانی

از مشخصات بارز فرهنگ ايراني عجين بودن آن با روحيه ديني مذهبي مي باشد ،اين ويژگي فرهنگي كه در تمام تاريخ ايران شاهد هستيم موجب اقبال واستقبال ايرانيان از دين مبين اسلام گشت. از مطالعۀ كتيبه ها، سنگ نبشته ها ، الواح ، كتب تاريخ ، اخلاق، تذكره ها و ديوان هاي شعر كه در زمان پيدايش خط در ايران در دست است اين حقيقت جلوه گر مي شود كه با وجود شورشها و خونريزي هاي فراوان و تاخت و تاز دشمنان و قبايل وحشي و استيلاي بيگانگان بر ايران، تمدن معنوي و فرهنگ ملي ما با هم پيوستگي خاص دارد و اين پيوستگي منحصر به دوره و عصر معيني نيست بلكه تمام ادوار قبل از اسلام و بعد از اسلام ارتباط كامل دارند.فرهنگ ایرانی با علم وهنر امیخته وآشنا است اين مشخصه دانشمندان وهنرمندان ونويسندگان ايراني را نامي و شهرۀ آفاق ساخته است،چه از كسب فرهنگ همسايگان و ملل متمدن ديگر فروگذار نكرده و از هر جا توانسته به دانش و هنر خويش افزوده است. «به طورى كه تاريخ شهادت مى دهد , ما ايرانيان در طول زندگانى چندين هزار ساله خود با اقوام و ملل گوناگون عالم , به اقتضاى عوامل تاريخى , گاهى روابط دوستانه و گاهى روابط خصمانه داشته ايم . يك سلسله افكار و عقايد در اثر اين روابط از ديگران به ما رسيده است , همچنانكه ما نيز به نوبه خود در افكار و عقايد ديگران تأثير كرده ايم . هر جا كه پاى قوميت و مليت ديگران به ميان آمده مقاومت كرده و در مليت ديگران هضم نشده ايم , و در عين اينكه به مليت خود علاقه مند بوده ايم اين علاقه من زياد تعصب آميز و كور كورانه نبوده و سبب كور باطنى ما نگشته است تا ما را از حقيقت دور نگاه دارد و قوه تميز را از ما بگيرد و در ما عناد و دشمنى نسبت به حقايق به وجود آوردر شهرهاي مختلف ايران مسيحيان , زرتشتيان , كليميان , يهوديان , شيعيان , سني ها و . . . صدها سال پيش از آنكه سازمان حقوق بشري ايجاد گردد در كنار يكديگر زيسته اند . هيچ گاه در فرهنگ ايراني مردم براي همسان نبودن دينشان به ديگر هم ميهنانشان شمشير نكشيدند . هيچگاه نبردهاي ديني در ايران رخ نداد و هزاران سال است كه دهها آئين و باور و مذهب مختلف در كنار يكديگر زندگي كرده اند . امري كه ميان اعراب و حتي اروپاييان تا پيش از رنسانس رايج بود و هست . اگر تبعيض ديني ..گاه ديده شده است حاصل حكومتهايي است كه بر پايه فرهنگ ايراني استوار نبوده اند . فرهنگ ایرانی با داشتن سنن مخصوص خود همچون تقویم خورشیدی خاص خود، از بسیاری از فرهنگهای دیگر مجزا می‌شود. در حالی که تقریباً همه کشورهای دنیا از یکی از سه تقویم میلادی (خورشیدی)، هجری قمری (بر اساس ماه)و تقویم چینی (بر اساس ماه) استفاده می‌کنند، تقویم ایرانی به عنوان یکی از دقیق ترین این تقویم‌ها با داشتن نقطه شروع بسیار دلپذیر (آغاز بهار) از نقاط برجسته فرهنگی ایران می‌باشد.

ایرانیان چندین بار با تأثیر گذاشتن بسیار بر روی قوم مهاجم قدرت فرهنگ خود را به رخ قوم مهاجم کشانده‌اند. تأثیر شدید فرهنگ ایرانی بر اعراب و به وجود آمدن مذهب شیعه و تأثیر بسیار بر قوم بدوی مغول انکار ناپذیر است. ایرانیان صاحب دومین زن وزیر در جهان بوده‌اند

آداب ورسوم ایرانی

آداب ورسوم ایرانی برخاسته از فرهنگ وتاریخ کهن آن است همچنین آمیختگی با دین واعتقادات مردم این سرزمین دارد.آداب ورسومی چون نوروز،آداب دفع مردگان ،آداب ورسوم دید وبازدید،وسایر آداب موجود.البته بعداز انقلاب مراسم های انقلاب نیز به آن اضافه شده است.البته بعداز انقلاب استقبالی از هویت ایرانی واداب کهن ایرانی توسط نظام حاکم به عمل نیامده ودر برخی موارد به مقابله آن برخاسته شده است.از جهت دیگر خرافات بسیاری نیز در مراسم های مذهبی ایرانیان پدید آمده است.

جغرافیای ایران باستان

ایران قبل از اسلامی ودوران باستان پهنه بسیاری از جهان امروز را در اختیار داشت دایره وسعت جغرافیای سیاسی وفرهنگی ایران زمین از شرق تا چین امروز واز غرب تا اروپا ودر افریقا تا مصر را شامل می شد.اما دایره تاثیرات فرهنگی ایران بسیار فراتر از مرزهای آن بود تا آنجا که بسیاری از ادب وپیشرفت ها وصنایع بسیاری از کشورهای دیگر را برگرفته ازایران زمین می دانند.آداب ورسوم احترام مردم ژاپن ،ساخت کشتی های با بادبان های مثلثی برای سرعت بیشتر،کراوات،آداب سخن گفتن ،صنایع .استراتژی های جنگی مثل خندق ،اولین منشور حقوق بشری دنیا ،اعتقاد به یک خدا ،احترام گداشتن به بزرگان ،بیمه مادران و….در جغرافیای ایران زمین متولد شدند.جغرافیای مرزی ایران با این وسعت محصول قبل از اسلام بود وبعداز ورود اسلام به ایران هیچوقت ایران آن اعتبار وقدرت را تا به امروز به دست نیاورده است.یکی از علل گسترش جغرافیای ایران،احترام به عقاید وادیان سایر ملل بود.گادشاهان باستان ایران به خصوص هخامنشان هیچوقت مللی که دارای دین آنان نبودند کافر نمی شمردند بلکه به اعتقادات آنان احترام می گذاشتند.درایران آنروز همه ادیان آزادانه درایران زندگی می کردند وهیچ دینی بر دیگر ادیان برتری نداشت.دومین دلیل گسترش وحفظ جغرافیای باستان ایران،سفارش وارزش گذاشتن به عالمان وشایسته سالاری بود تا انجا که درآن روزگار زنان فرماندهان جنگ ووزیران ایران زمین بودند.کشورهای مشترک المنافع(تاجیکستان،ازبکستان ،آذربایجان و…)ترکیه،عراق،افغانستان،هند،پاکستان،کشورهای خلیج فارس،یمن،عربستان سوریه ،لبنان ،اسراییل بخشی از جغرافیای باستان ایران زمین هستند.