فرهنگ بومی مردم نوشهر

فرهنگ بومی مردم نوشهر

فرهنگ شامل آداب ورسوم ،اخلاق،زبان وهرآنچه در زندگی یک قوم  یا ملت می گذرد یا گذشته است اطلاق می گردد.با این تعریف فرهنگ وسعت زیادی پیدا می کند.نوشهر یکی از شهرهای استان مازندران می باشد .مردم این شهر بشتر به زبان طبری مشهور به گلیکی که در واقع زبان کجوری با گویش های مختلف هستند صحبت می کنند.هر چند نسل چوان امروز به خصوص کودکان امروزی آشنایی چندانی با این زبان ندارند ومتاسفانه بیشترفارسی صحبت می کنند. مردم این ناحیه بیشتر دارای شغل کشاورزی هستند .لباس محلی مردمان این ناحیه به مانند سایر نقاط مازندران  می باشد با تفاوت های اندک.اما در لباس محلی دو اصل وجود دارد رنگ های شاداب وطبیعی ودوم پوشیدگی کامل بدن.بازی های محلی بسیاری در گذشته دراین منطقه رواج داشته است که امروزه کم رنگ تر شده است.در گذشته مردم این ناحیه حتی در مراسمات شادی وعروسی اقدام به برگزاری بازی وبه خصوص کشتی می گرفتند.در مورد مراسمات اجتماعی باید عنوان نمود که این مردم به دلیل روابط زیاد هم محلی بودن،در بیشتر مراسمات به خصوص مراسم عزاداری شرکت می کنند وآن را عملی با ثواب می شمرند.مراسم های عروسی از شکل سنتی آن خارج شده وبیشتر مثل عروسی های شهرهای دیگر می باشد.ازبازی های محلی گذشته می توان به هفت سنگ،وسطی،گردو بازی،کلش بازی ،قائم باشک، کمربند بازی ،اشاره نمود.غذاهای محلی سنتی بسیاری نیز دراین منطقه وجوددارد که نسل جدید با آن آشنایی کامل ندارد.آش های سنتی،خورش های سنتی ،نان های سنتی،ترشی های سنتی از این قبیل غذاها هستند.در گذشته درمراسم های شادی از سازهای محلی استفاده می شد که به صورت خلاصه به آن ساز می گفتند که در واقع طبلی ساده واز نی تشکیل می شدکه با دمیدن هوا وهنرنمایی نوازنده صدایی زیبا از آن در می آمد.اگر به گذشته های دور تر برویم مراسم ها وعقاید بسیار بیشتری را می بینیم.مثلا در عیدها مادربزرگ ها به جای پول تخم مرغ می دادند.مردم جهت نزول باران اقدام به جارو زدن حیاط می کردند.درمراسم های عروسی داماد به طرف عروس انار پرتاب می کرد.سه تیر تفنگ در عروسی شلیک می کردند.تا چهل روز داماد حق دیدن عروس را نداشت.حتی اگر باران زیادی می بارید عقیده داشتند که رودها ومحل های خاصی از آن کثیف شده که باید تمیز کرد تا هوا صاف گرددمثلا وقتی باران از شدت آن می گذشت از اهالی هر روستا چند نفر که به مومن بودن،عاقل بودن وبزرگ بودن شاخص تر بودن به دریاچه خضرنبی می رفتند وبا ذکر صلوات ودعا از درگاه خداوند خواهان رفع بارندگی بودند.خانه ها حالتی گلی ،چوبی ویا خشتی داشت .این خانه ها از وسایل محلی تهیه می شد.این خانه ها در تابستان خنک ودر زمستان گرم بود. مردم روابط صمیمانه تری با هم داشتند وزندگی آنها نسبت به امروز ساده تر بود.مردم از امروز شادتر بودندوبا هم همبستگی بیشتری داشتند.چون قناعت در زندگی آنان بیشتر بود کمتر احساس کمبود می کردند.اگر وسایل آسایشی امروز را نداشتند اما آرامش داشتند.کارهای کشاورزی را چون سخت وزمان بر بود بیشتر دست جمعی انجام می دادند.البته از مزد خبری نبودوبه جای مزد به همدیگر کمک می کردند وبه این کار به اصطلا ح تٌکٌل می گفتند.خبری از کیف وزروبرق هنگام رفتن مدرسه نبود وبیشتر به صورت پیاده به مدرسه می رفتند.مردان پس از کار وهنگام شب عادت به شب نشینی داشتند شب نشینی ها تا نیمه شب بود وعروسی ها تا سه روز.اگر در قدیم امکانات نبود اما محبت وسادگی وجودداشت.فرهنگ مردم نوشهر امروزه بیشتر در اثر شهرنشینی وروابط شهری به فراموشی سپرده شده است.