تاثیر پول روی ابراز هیجان

تاثیر پول روی ابراز هیجان

یووی یانگ، ژانشنگ چن، رابرت اس ویر پسر

چکیده

در میان کشیدن مفهوم پول می‌تواند روی ابراز هیجان افراد و همچنین واکنش ایشان به ابراز هیجان دیگران تاثیر گذار باشد. فکر کردن به پول در بین افراد این احتمال را افزایش می‌دهد که در برقراری ارتباط با دیگران خودشناسی‌شان مبنایی شبه تجاری داشته باشد که در آن تبادلات برپایه معیاری عینی قرار می‌گیرد که ابراز هیجان در آن نامناسب به نظر می‌رسد. بنابر این، افراد در این شرایط کمتر بصورت علنی هیجانشان را ابراز می‌کنند و انتظار دارند که دیگران هم همینطور باشند. نتیجه شش مورد آزمایش نشان داد که استفاده از ابزار زیرکانه برای تداعی پول باعث می‌شود که افراد نگاه منفی‌تری نسبت به ابراز هیجان در میان جمع داشته باشند و از ابراز هیجان در نوشته‌های ارتباطی خود اجتناب کنند. علاوه بر این،  پول به نحوی باعث تحریک شرکت‌کنندگان می‌شد که ابراز هیجان دیگران را شدید‌تر مورد قضاوت قرار دهند و آنها را در موقعیتی قرار می‌داد که از تعامل با اشخاصی که این نوع هیجان را ابراز می‌کنند خودداری کنند، بخصوص وقتی که شرکت‌کنندگان باورداشتند این هیجان‌ها در حضور جمع ابراز می‌شوند.

© 2014 Elsevier Inc. All rights reserved (موسسه السور، 2014، کلیه حقوق برای این موسسه محفوظ ایت)

 

کلید واژه ها: روانشناسی پول، بیان عاطفی، شناخت اجتماعی، روابط بین فردی

 

 

 

 

پول متداول‌ترین واسطه تبادل است و روی بسیاری از جنبه‌های زندگی روزمره تاثیر گذار خواهد بود. در نتیجه، اکثر تحقیق‌ها بصورت سنتی روی آثار انگیزشی و کاربردی پول تمرکز داشته‌اند. به عنوان مثال، بعضی از مطالعات به تاثیر پول داشتن روی سلامت ذهنی پرداخته‌اند (دینر، ان جی، هارتر، و آرورا، 2010)؛ تعدادی دیگر هم به آثار متغیرهای تفاوت فردی و موقعیتی  روی نحوه درک افراد از پول(فورن‌هام، 1984؛ بلک، 1991؛ تانگ، 1992)،نحوه  پس انداز پول (جاهودا، 1981؛ سونوگا – بارک و وبلی , 1993)، و نحوه هزینه پول (لانت و لیوینگ‌استون، 1994) پرداخته‌اند. جهت بررسی، مراجعه شود به لی و وبلی (2006). ولی تحقیقات اخیر نشان‌می‌دهند که صرفا تماس داشتن با پول، فارغ از هر هدفی که به آن ارتباط پیدا می‌کند، رفتار افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. به عنوان مثال، پول می‌تواند اقتباس یک ذهنیت شبه تجاری و سوداگرانه را تحریک کند (کوچاکی، اسمیث-کرو، بریف و سوسا، 2013؛ تانگ ژنگ و ژائو، 2013) که به رفتارهایی منجر خواهد شد که به نسبت خودخواهانه و خودبینانه است و می‌تواند از توجه کمتر به نیازهای دیگران حکایت داشته باشد (ووهس، مید، و گود، 2006، 2008).

این یافته‌ها دلالت بر طیف گسترده‌تری از پدیده‌ها دارد که خیلی از آنها هنوز مورد توجه قرار نگرفته‌اند. تحقیق حاضر به میل افراد برای ابراز هیجان و واکنش‌هایی که نسبت به ابراز‌ هیجان دیگران دارند، ارتباط پیدا می‌کند. رابطه اقتصادی به نسبت خودخواهانه است و با معیارهای عینی هدایت می‌شود. ولی هیجان بطور معمول از نیازهای دیگران خبر می‌دهد (اکمان، 1993)، و در نتیجه ابراز این هیجان‌ها اغلب در روابط اقتصادی نامناسب تلقی می‌شود. بنابر این، اگر درمیان کشیدن مفهوم پول اقتباس ذهنیت شبه تجاری را تحریک ‌کند، انسان را در موقعیتی قرار خواهد داد که به تعاملات اجتماعی با کیفیتی خودبینانه فکر کند و در نتیجه نه تنها مانع ابراز هیجانی می‌شود، بلکه روی واکنش‌های انسان نسبت به ابرازهای هیجانی دیگران هم تاثیر خواهد گذاشت.

تحقیق ما نتایج این فرضیه کلی را مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد داد. شش مورد آزمایش نشان داد که تماس با پول، خارج از زمینه کاربردی آن، منجر می‌شود که افراد نگرش منفی‌تری نسبت به ابراز عمومی هیجان داشته باشند و در برخورد با روی‌دادهای آکنده از هیجان از ابراز هیجان خود پرهیز کنند. علاوه بر این، این امر منجر می‌شود افراد ابراز هیجانی دیگران را سنگین‌تر تلقی کننند و از تعامل با ایشان پرهیز نمایند، بخصوص زمانی که باور داشته باشند این هیجان‌ها در حضور جمع ابراز می‌شود.

 

پول و روابط بین فردی

از آنجایی که پول یک واسطه قابل اندازه گیری در تبادل اجتماعی است با استفاده عینی، و عقلی برای داد و ستدهای بین فردی ارتباط پیدا کرده است. این داد و ستدها عموماً غیرشخصی هستند (به عنوان مثال، سیمل، 1978؛ پاری و بلاک 1989). ووهس و همکاران مطرح کردند که تماس محض با پول احساسی از خودکفایی القا‌ء می‌کند که افراد بدون دخالت دادن دیگران اهداف خودشان را دنبال می‌کنند (ووهس و همکاران، 2008). بنابر این، تعاملات ایشان با دیگران نوعی رابطه را نشان می‌دهد که در آن داد و ستدها غیرشخصی بوده و معاوضه بر آن حاکم است (کلارک و میلز، 1979و 1993). به این ترتیب، این افراد تمایل دارند که به جای توجه به نیازهای دیگران، متوجه آن سهم ارتباطی باشند که هر طرف در یک داد و ستد بین فردی از آن برخوردار است (ووهس و همکاران، 2006؛ گاروس، ووهس، باکستر و ویتز، 2013).

پول احساسی از علاقه شخصی را القاء می‌کند که قضاوت و رفتار افراد را به اشکال مختلف تحت تاثیر قرار می‌دهد. به عنوان مثال، تماس با پول تمرکز روی پی‌آمدهای سودجویانه یک تصمیم را افزایش می‌دهد (تانگ و همکاران، 213) و در تعاملات اجتماعی محرک تجزیه و تحلیلی است که مبنای سود و زیان بر اساس منافع شخصی را رواج می‌دهد (تنبروسنل و مسیک، 1999).  افرادی که به یاد پول می‌افتند کمتر احتمال دارد که به دیگران کمک کنند (ووهس و همکاران، 2006)، ترجیح می‌دهند تنهایی بازی یا کار کنند (ووهس و همکاران، 2006)، و بیشتر طرفدار نظام‌های بازار آزاد هستند که نابرابری اجتماعی را تقویت می‌کند (کارسو و همکاران، 2013).

 

پول و ابراز هیجان

ابراز هیجان عنصر کلیدی ارتباط اجتماعی است (فریدمن و میلر-هریتج، 1991). هیجان در ارتباط بین فردی نقش‌های متفاوتی به طرق مختلف بازی می‌کند. ابراز هیجان تعاملی است که اغلب اطلاعات مهمی در مورد نیازهای افراد مرتبط با آن منتقل می‌کند (بل و آین‌سورث، 1972). ولی، ابراز هیجان در رابطه اقتصادی که اساسا غیرشخصی و به حفظ  تساوی مستقل از ملاحظات دیگران توجه دارد، زیاد مناسب شناخته نمی‌شود (کلارک و فینکل، 2005). تحلیل‌های مالی اغلب سرمایه‌گذاران را ترقیب می‌کند که اجازه ندهند هیجان  روی تصمیم‌های سرمایه گذاری ایشان تاثیر گذار باشد (لیک‌تن فلد، 2009). تاجران هم اغلب می‌شنوند که هنگام مذاکره هیجان‌های خود را کنترل کنند، و این باور وجود دارد که یکی از کلیدهای رهبری موفق در تجارت اعمال این کنترل است (ویلیامز، 2007).

اگر افکار مربوط به پول افراد را در این موقعیت قرار می‌دهد که تعاملات خود با دیگران را روابط کاسب معابانه در نظر بگیرند، و اگر ابراز هیجان در این نوع روابط نامناسب شناخته می‌شود، به نظر می‌رسد که تحریک مفاهیم مربوط به پول نه تنها ابراز هیجان افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بلکه در مورد سایرین هم همین انتشار وجود دارد. یعنی، این موضوع آنها را به جهتی سوق می‌دهد که در زمینه های بین‌فردی هم کمتر هیجان خود را ابراز کنند و در مقابل ابراز هیجان‌های دیگران هم واکنش منفی نشان دهند.

شش مورد آزمایش این انتظارها را تایید می‌کند. ما در هر تحقیق با احتیاط مفهوم پول را یا با نشان دادن عکس اسکناس به شرکت کنندگان یا درخواست از ایشان برای ساختن جمله‌ای که در آن عبارات مربوط به پول استفاده شود تحریک می‌کردیم ( در مورد استفاده از این رویه رجوع شود به ووهس و همکاران، 2006ع 2008). آزمایش 1 نشان داد که یاآوری‌های محیلانه درباره پول افراد را در موقعیتی قرار می‌دهد تا اظهارنظرهایی داشته باشند که هیجان کمتری در آن مشاهده شود. نتایج آزمایش 2 و آزمایش 3 مشخص کردند که تداعیهای پول در ارتباطات مربوط به یک تجربه منفی (ضعف خدمات مشتری) و یا یک تجربه مثبت ( فیلمی بامزه) شدت ابراز واقعی هیجان را کاهش می‌دهد. نتایج آزمایش 4 و آزمایش 5 مشخص کردند که تحریک مفهوم پول منجر می‌شود که قضاوت شرکت‌کنندگان در مورد ابراز هیجان دیگران با حالات چهره افراطی‌تر باشد، بخصوص وقتی که این ابراز هیجان‌ها علنی باشد. سرانجام اینکه، آزمایش 6 روشن کرد که تحریک مفاهیم پول میل شرکت‌کنندگان را برای تعامل با اشخاصی که هیجان‌های شدید از خود نشان می‌دهند کاهش دهد.

 

 

 

آزمایش 1: پول و بروز هیجان

آزمایش 1 این امکان را بررسی کرد که فعال کردن مفهوم پول اظهار نظر مثبت افراد را نسبت به ابراز آشکار هیجانات دیگران بصورت منفی تحت تاثیر قرار می‌دهد.

 

روش تحقیق

بیست و سه نفر دانشجوی پسر و هفتادونفر دختر هنگ‌کنگی در یک دوره فوق‌العاده معیار شرکت کردند. شرکت‌کنندگان بصورت اتفاقی در یک یا دو مورد تحریک هیجانی قرار گرفتند (پول در مقابل کنتر). ما برای تحریک مفهوم پول تدبیری تحریکی را نسبت به به پول اقتباس کردیم که در تحقیق‌های گذشته مرتب مورد استفاده قرار گرفته بود. ( به عنوان مثال، ووهس و همکاران، 2006). خاصا، از شرکت‌کنندگان خواسته شد که به ده تصویر رنگی بر اساس نور و شفافیت نمره بدهند. تصاویر در شرایط تحریک پولی تصاویر انواع صدف حلزونی را نشان می‌دادند. شرکت کنندگان بعد از انجام این تکلیف احساس خود را بر اساس مقیاسی از 1 (بد/منفی) تا 9 (خوب/ مثبت) اعلام کنند. میانگین پاسخ‌ها برای دو گزینه برابر بود با (r=78).

بعد، شرکت‌کنندگان به عنوان بخشی از تکلیفی به ظاهر بی‌ربط در مورد شش جمله که مربوط می‌شد به درجه تایید ابراز هیجان و از مقیاس بیان هیجانی (کرینگ، اسمیث، و نیل، 1994)اقتباس شده بودند، میزان موافقت خود را نشان دادند. (الف) من باید احساساتم را برای خودم نگهدارم. (ب) حتی با تجربه هیجان‌های شدید، نباید آن را بروز بدهم. (پ) احساس من ارتباطی به دیگران ندارد. (ج) نشان دادن هیجانات به دیگران مناسب نیست، (چ) مایل نیستم دیگران فکر کنند که من خیلی هیجان زده هستم، و (ح) مایل نیستم آدمی باشم که هیجانم را نشان می‌دهم. شرکت‌کنندگان موافقت خود را با هر گزینه با استفاده از مقیاس 1 (کاملا مخالف) تا 9 (کاملا موافق) اعلام کردند. میانگین پاسخ‌ها به این گزینه‌ها برابر بود با (α =.63) که برای اظهار نظر شرکت کنندگان نسبت به ابراز هیجان شاخصی منحصر به فرد نشان می‌داد.

 

نتایج

تجزیه و تحلیل اظهار نظر شرکت‌کنندگان نسبت به بیان هیجانی نشان داد که شرکت کنندگان که با پول تحریک شده بودند نسبت به ابراز هیجان، نظر مسائدی نداشتند، (M = 3.89, SD =.99) در مقایسه با شرکت‌کنندگانی که تحریکی خنثی را تجربه کرده بودند.

(M = 4.43, SD = 1.03; F (1, 92) = 6.87, p =.01, ηp 2 =.07). در مقابل، تحریک هیچ تاثیری روی احساس شرکت‌کنندگان هیچ تاثیری نداشت (p >.50).

 

آزمایش 2: ابراز هیجان‌ها منفی

اگر تحریک مفاهیم مربوط به پول اظهار نظر مثبت اشخاص را نسبت به ابراز شدید هیجان‌ کاهش می‌دهد، در موقعیت‌هایی که در آن این هیجان‌ها به نمایش گذاشته می‌شوند رفتار هیجانی ایشان را باید کاهش دهد. در واقع این امر یک واقعیت است. آزمایش2 نشان داد افرادی که پول به آنها تداعی می‌شود ابراز هیجان منفی ایشان کاهش پیدا می‌کند، و آزمایش 3 نشان داد که این عمل ابراز هیجان مثبت را هم کاهش می‌دهد.

ممکن است به نظر برسد که این تاثیرات با نتایج آزمایش 1 مغایرت دارند که در آن نشان داده شد که تحریک مفاهیم پول تاثیری روی احساس شرکت‌کنندگان نداشت. با این وجود، احساس معمولا واکنشی عاطفی با پراکندگی و شدتی پایین است که علت آن نامشخص است، در صورتی که هیجان تجربی با شدت بالاست که به منبع‌ای خاص ارتباط پیدا می‌کند. (ویر، کلور، و ایزبل، 1999). مهم‌تر اینکه، هیجان معمولا عناصر بروزمربوط به خود را دارد (به عنوان مثال حالت چهره) در صورتی که در مورد احساس اینطور نیست (اکمان، 1993). تا جایی که افکار مربوط به پول میل به بروزآشکار احساسات شدید را کاهش می‌دهد، این افکار به احتمال زیاد ابراز هیجانی را بیشتر تحت تاثیر قرار می‌دهد تا احساس را.

 

 

روش تحقیق

شصت و هشت مرد و 82 زن (با میانگین سنی 31 سال) از ایالات متحده از طریق وب‌سایت آمازونز مکانیکال ترک جذب شدند و بصورت اینترنتی در تبادل یک پاداش پولی شرکت کردند. شرکت کنندگان ابتدا تکلیفی مشابه آزمایش 1 را انجام دادند به جز اینکه به جای صدف حلزونی تصاویر در شرایطی کنترل شده یک سری اسباب اثاثیه را نشان می‌دادند ( به عنوان مثال، میز و صندلی).

در ادامه، در تکلیفی به ظاهر بی ربط در ارتباط با رفتاری اینترنتی به شرکت کنندگان گفته شد که تصورکنند لپ‌تابی که جدیدا خریداری کرده‌اند خراب شده است و آنها نسبت به کیفیت تعمیر آن از سوی بخش خدمات مشتری شرکت تولید کننده لپ‌تاب ناراضی هستند. سپس از آنها خواسته شد با نوشتن نظر منفی در بخش نظرسنجی محصول در مورد این اتفاق شکایت کنند، مثل اینکه این شکایت در پست پایگاه مردمی اینترنتی قرار گذاشته می‌شود.

شرکت کنندگان بعد از اتمام این نوشته احساس خود را  در زمان نوشتن تکلیف بر مبنای مقیاس 9 نمره‌ای از 1 (هرگز) تا 9 (به شدت) اعلام کردند. سه سئوال به عصبانیت اشاره داشت ( عصبانی، آشفته، و خشمگین)؛ سه سئوال دیگر مربوط می‌شد به تاثیر عاطفی منفی در کل (منفی، بد، و غمگین).

 

نتایج

پاسخ‌ شرکت کنندگان به سه گزینه اعتراف به غمگینی (α =.92) و سه گزینه تاثیر عاطفی منفی (α =.82) برای فراهم کردن شاخص‌های ابراز هیجانی میانگین گرفته شدند. شرکت کنندگان وقتی با پول تحریک شده بودند در مقایسه با وقتی که این تحریک وجود نداشت M = 6.07,SD= 1.74; F (1, 148)= 5.16, p b.03, ηp 2 =.03) )  به شکل معنی داری از عصبانیت  کمتر، (M = 5.31, SD = 2.29) و همینطور تاثیر عاطفی کمتری گزارش کرده بودند؛ F (1, 148) = 6.34, p >.02, ηp 2 =.04). )

نظرات شرکت‌کنندگان  که در مورد بیان هیجان نظر داده  و آنها را بر اساس همان مقیاس 9 امتیازی رتبه بندی کرده بودند، توسط یک داور مستقل و بی اطلاع از فرضیه ما خوانده شد. رتبه بندی این داور در مورد سه گزینه عصبانیت و سه گزینه تاثیر عاطفی منفی با نسبت بالایی همبستگی نشان می‌داد (αs N.95) و از آنها میانگین گرفته شد. رتبه بندی‌های داور تنها به میزان 0.17 با پاسخ شخصی شرکت‌کنندگان به عصبانیت همبستگی داشت، و به میزان 0.11 با پاسخ شخصی شرکت‌کنندگان به تاثیر عاطفی منفی همبستگی نشان می‌داد.[1]با این وجود، این پاسخ‌ها خیلی شبیه آنچه که در مورد تحریک با پول شاهد بودیم تحت تاثیر قرار گرفته بودند. یعنی، رتبه بندی داور در مورد شکایت‌های مکتوب شرکت‌کنندگان در شرایط تحریک با پول نشان می‌داد که این شرکت کنندگان در مقایسه با پاسخ گروه کنترل که با پول تحریک نشده بودند عصبانیت کمتری از خود بروز داده بودند:

(M= 5.23, SD= 2.18, vs.M= 6.83, SD= 1.53, F (1, 148) = 26.50, p >.001, ηp 2 =.15 )

و تاثیر عاطفی منفی به ترتیب از قرار زیر بود:

(M = 6.17, SD = 1.17, vs. M = 7.27, SD =.73, F(1, 148) = 46.54, p >.001, ηp 2 =.24)

در نتیجه این نتایج با فرضیه ما که  همخوانی دارد که می‌گوید تماس با پول ابراز هیجان را کاهش می‌دهد. ولی در اینجا می‌توان به این نظریه رسید که این تاثیرات ممکن است به خاطر یک تفاوت کلی‌تر باشد که به انگیزه اشخاص برای انجام تکلیف ارتباط پیدا می‌کند. اگر شرکت‌کنندگانی که با پول تحریک شده بودند نسبت به نتیجه دیگر توجه‌ای نداشتند، در نتیجه وقت کمتری صرف می‌کردند و شکایت کوتاه‌تری می‌نوشتند. ولی در حقیقت این شرکت‌کنندگان در مورد وقتی که برای نوشتن نظرشان صرف کردند:

(M =3.83 min, SD= 2.75, vs. M=3.81min, SD= 2.29; F > 1)

یا اندازه مطلبی که به عنوان نظر نوشته بودند:

(M = 86 words, SD = 52, vs. M = 78 words, SD = 38; F (1, 148) = 1.26, p >.26)

این نتایج نشان می‌دهند که انگیزه فاکتور مداخله کننده نبوده است.

برای تایید این نتیجه‌گیری که فاکتورهای انگیزه در مورد آثار تحریک با پول به حساب نمی‌آیند، 53 مرد و 47 زن (با میانگین سنی 35 سال) از طریق همان روش اینترنتی گزینش شدند و همان تکلیف تحریکی را مانند شرکت‌کنندگان آزمایش 2 انجام دادند. ولی در اینجا بجای نوشتن نظرشان به چندین سئوال که به موارد زیر مربوط می‌شد پاسخ دادند (الف) نظرشان در رابطه با خرید لب‌تابی که مشکل پیدا می‌کند (ب)  خرابی محصول تا چه اندازه آنها را غمگین می‌کند، (پ) به خرابی محصول آنها تا چه اندازه اهمیت می‌دهند با در نظر گرفتن مقیاس 9 نمره‌ای. (α=.92). شرکت‌کنندگان در ضمن مشخص می‌کردند که چقدر احمتال دارد که آنها از شرکت درخواست کنند به آنها خسارت کامل بدهد یا این لب‌تاپ را کنار بگذارند و یک لب‌تاپ جدید بخرند.

شرکت کنندگان در هر دو شرایط مربوط به پول و گروه کنترل توجه مشابه‌ای به این وضعیت از خود نشان دادند و نتایج به ترتیب از قرار بود:

(M = 8.22, SD = 1.00, vs. M = 8.30, SD = 1.03; F < 1).

علاوه بر این، پاسخ آنها در مورد اینکه احتمالا از شرکت تقاضای خسارت کامل خواهند کرد مشابه بود:

(M= 8.42, SD= 1.23, vs.M= 8.42, SD= 1.44; F < 1),

در مورد اینکه آنها لپ‌تاب را دور بریزند و یک لپ‌تاب جدید بخرند هم نتایج  به ترتیب به شرح زیر بود:

(M = 3.06, SD = 2.52, vs. M = 3.20, SD = 2.63; F b 1).

این یافته‌ها همچنین در مقابل بحث مربوط به این تعبیر قرار می‌گیرند که تحریک با پول به احساس خودکفایی بیشتر از سوی شرکت‌کنندگان منجر می‌شود و در نتیجه به از دست رفتن مالشان  (برای مثال، لپ‌تاب خراب) کمتر توجه خواهند کرد.

 

آزمایش 3: ابراز هیجان مثبت

آزمایش 3 به بررسی این موضوع می‌پردازد که آیا تحریک فکرکردن به پول ابراز هیجان مثبت را کاهش می‌دهد، مثل آنچه که در مورد هیجان منفی در آزمایش 2 انجام گرفت.

 

روش تحقیق

26 نفر مرد و 50 نفر زن هنگ‌کنگی دانشجو برای یک دوره تکمیلی معیار شرکت کردند. بعد از انجام همان تکلیف تحریکی مشابه که در آزمانیش 2 انجام گرفته بود شرکت کنندگان یک کلیپ ویدئویی کوتاه از گیلمور خوشبخت را تماشا کرد، فیلم بامزه‌ای که در مورد یک بازکن هاکی اخراج شده است ( با بازی کمدین آمریکایی آدام ساندلر). بعد از تمایشا فیلم در ادامه آزمایش به  شرکت‌کنندگان گفتیم که ما علاقه‌ند هستیم بدانیم دانشجویان چطور با هم ارتباط برقرار می‌کنند و در نتیجه دوست داریم آنها بصورت مکتوب فیلم را برای یک گروه دیگر از دانشجویان در برنامه بعدی آزمایش توصیف کنند. به آنها گفته شد که محتوای فیلم، احساسی که از دیدن آن داشتند، و هرنظری که مایلند با سایرین در میان بگذارند تشریح کنند.

دانشجویان بعد از انجام تکلیف کتبی نظر خود را با چهار جمله در ارتباط با واکنشی که در برابر کلیپ فیلم داشتند بر اساس مقیاس 1 (هرگز) تا 9 (خیلی زیاد) گزارش کردند: (الف) وقتی فیلم را تماشا می‌کردم خنده‌ام را نمی‌توانستم قطع کنم (ب) این فیلم از نظر من خنده‌آور بود. (پ) موقع دیدن این فیلم هیجان زده بود و سرانجام (ج) هنگام تماشای فیلم خوشحال بودم.

 

نتایج

از پاسخ شرکت‌کنندگان به چهار سئوال شخصی در مورد هیجان میانگین گرفته شد (α=.92) تا شاخصی برای ابراز هیجانی به دست آید. شرکت‌کنندگان وقتی که با پول تحریک شده بودند M = 4.86, SD= 2.20)) در مقایسه با کسانی که این نوع تحریک را تجربه نکرده بودند:

(M= 6.12, SD= 1.55, F (1, 74)= 8.30, p b.01, ηp 2 =.10)

به شکل معنی داری در مقابل این فیلم شدت واکنش هیجانی کمتری را گزارش کرده بودند.

با هیجان‌هایی که شرکت‌کنندگان در شرح مکتوب خود ابراز کرده بودند این تفاوت تایید شد. دو داوری که نسبت به فرضیه ماه بی‌اطلاع بودند احساساتی را که توسط هر شرح مکتوب منتقل شده بود بر اساس مقیاس 1 (بدون هیچ هیجانی) تا 9 (فوق‌العاده هیجانی) رتبه بندی کردند. ربته‌بندی‌های داورها پیوستگی بالایی داشتند (r =.65) و از آنها میانگین گرفته شد. برخلاف آزمایش 2، این رتبه‌بندی‌ها 0.65 با ابرازهای عاطفی که شرکت‌کنندگان شخصا گزارش کرده بودند همبستگی داشت و همانطور که انتظار می‌رفت شرکت کنندگان در شرایطی که با پول تحریک شده بودند M = 5.41, SD= 2.36)) در مقایسه با زمانی که این تحریک وجود نداشت  (M= 6.55, SD= 1.35; F (1, 74)= 6.74, p <.02, ηp 2 =.08) احساس خود را با شدت کمتری بروز داده بودند.

خلاصه اینکه، نتایج آزمایش 2 و آزمایش 3 نشان داد که شرکت‌کنندگانی که با پول تحریک شده بودند هنگام ارتباط گرفتن با دیگران هیجان‌های مثبت و منفی کمتری بروز می‌دهند. این تفاوت در ابراز هیجان هم در داوری‌هایی که خود شرکت‌کنندگان در مورد واکنش‌های هیجانی‌شان گزارش کرده بودند و هم در ابراز هیجان در هنگام برقراری ارتباط با دیگران مشهود بود.

 

آزمایش 4: قضاوت در مورد هیجان‌های دیگران

به نظر می‌رسد که مردم بر این باور باشند  که در موقعیت‌های یکسان دیگران به همان شکلی رفتار می‌کنند (یا باید رفتار کنند) که خود آنها رفتار می‌کنند (راس، گرین، و هوس، 1977، مارکس و میلر، 1987). در نتیجه ممکن است در مقام تفسیر رفتار دیگران خودشان را به عنوان معیار مقایسه در نظر بگیرند. به این ترتیب اگر اینطور باشد و کسانی که با پول تحریک شده‌اند هیجان کمی ابراز می‌کنند و انتظار دارند دیگران هم همین کار را کنند، ارزیابی ایشان از ابرازهای هیجانی دیگران در این شرایط در مقایسه با ارزیابی که در شرایط غیر از این انجام می‌دهند باید به نسبت شدید‌تر باشد.

 

روش تحقیق

21 نفر مرد و 38 نفر زن دانشجوی هنگ‌‌کنگی برای گرفتن سهیمه غذا در یک رستون فست فود شرکت کردند. آنها بصورت اتفاقی در دو گروه تحریک شده با پول و گروه کنترل تقسیم شدند. شرکت‌کنندگان ابتدا در یک تکلیف چیدن جمله‌های پراکنده شبیه آنکه توسط ووهس و همکارانش (2006) استفاده شده بود شرکت داده شدند. این تکلیف شامل 30 سری جمله 5 کلمه‌ای به هم ریخته بود. در هر مورد از شرکت کنندگان خواسته شد که از 4 کلمه برای ساختن یک عبارت با معنی یا یک جمله استفاده کنند. در گروه تحریک شده با پول، 15 عبارت یا جمله به پول ارتباط پیدا می‌کرد ( به عنوان مثال، او چکی را نقد کرد). در گروه کنترل، همه عبارت‌ها مفاهیم خنثی داشتند ( به عنوان مثال، او یک لیوان گرفت).

سپس از شرکت‌کنندگان خواسته شد تکلیف بعدی را انجام دهند که مربوط می‌شد به توانایی دانشجویان در خواندن حالت چهره، و به آنها چهار عکس از بانک اطلاعاتی چهره رادلبلود نشان داده شد (لانگر و همکاران، 2010). عکس‌ها (رجوع شود به ضمیمه الف) عکس‌ها از هرجنسبت تصویر یک نفر را نشان می‌دادند که در یک مورد حالت چهره شاد داشت و در مورد دیگر حالت چهره غمگین. شرکت‌کنندگان شدت هیجانی که هر کس داشت را با استفاده از مقیاس 1 (اصلا شدید نیست/ خیلی ضعیف) تا 9 (خیلی شدید/ بسیار قوی) مورد قضاوت قرار می‌دادند. برای رسیدن به شاخصی منحصر به فرد از تمام پاسخ‌های داده شده میانگین گرفته شد (α=.67).

 

نتایج

تجزیه و تحلیل قضاوت‌های شرکت کنندگان در مورد شدت ابراز هیجان در نتیجه شرایط تحریک، جنسیت الگو، و ابراز الگو (شاد در مقابل غمگین) نشان داد که شرکت‌کنندگان تحریک شده با پول (M= 5.96, SD=.71) ابرازهای هیجاینی نشان داده شده در عکس‌ها را در مقایسه با گروه کنترل (M= 5.22, SD =.86, F (1, 57) = 13.18, p <.001)  شدید‌تر رتبه بندی کرده بودند، (M= 5.96, SD=.71). این امر هم در مورد تصاویر شاد:

(M = 6.00, SD = 1.04, vs. M = 5.33, SD = 1.13, respectively; F (1,57) = 5.66, p <.03, ηp 2 =.09)

و هم در مورد تصاویر غمگین:

(M = 5.92, SD =.88, vs. M = 5.10, SD = 1.13, respectively; F (1, 57) = 9.53, < b.01,ηp 2 =.14)

مصداق پیدا می‌کرد.

در اربتاط با شرایط تحریک پول (پول در مقابل کنترل) هیچ تاثیر معنی دار دیگری وجود نداشت (Fs < 1 تمام).

بطور خلاصه، تماس با پول نه‌تنها موجب کاهش ابراز هیجانی افراد می‌شود (همانطور که در آزمایش 2 و آزمایش 3 نشان داده شد) بلکه در ضمن واکنش افراد را به هیجان دیگران تحت تاثیر قرار می‌دهد. همانطور که انتظار داشتیم، شرکت‌کنندگان ابرازهای هیجانی منفی و مثبت دیگران را به دنبال تداعی پول شدید‌تر قضاوت می‌کنند. افرادی که با پول تحریک شدند آشکارا در ارزیابی ابراز هیجانی از یک معیار مقایسه‌ای خنثی‌تر استفاده کردند، و در مقایسه با سایر شرکت‌کنندگان‌که با پول تحریک نشده بودند، ابراز هیجانی دیگران را در ارتباط با این معیار (ابراز هیجان) شدید‌تر مورد قضاوت قرار می‌دادند.

 

آزمایش 5: قضاوت‌های عمومی در مقابله قضاوت‌های خصوصی

آزمایش 4 نشان داد که شرکت‌کنندگانی که با پول تحرک شده‌بودند هیجان‌های دیگران را شدید‌تر قضاوت می‌کنند. احتمالا دلیلش این است که افراد تحریک شده با پول در مقابل هیجان دیگران از آستانه تحمل پایین‌تری استفاده می‌کردند. ولی، این وضع تنها ممکن است در حضور عمومی که در آن برقرای یک رابطه شبه تجاری محتمل است مورد استفاده قرار می‌گیرد. اگر شرکت‌کنندگان باور داشته باشند موقعیتی که  دیگران هیجان‌های خود را در آن ابراز می‌کنند خصوصی‌تر است، تاثیری که در آزمایش 4 مشاهده شد ممکن است ضعیف‌تر شود.

 

روش تحقیق

هشتاد و سه نفر زن و 101 نفر مرد ( با میانگین سنی 36 سال) در ایالات متحده از طریق وب سایت آمازونز مکنیکال ترک[2] به خدمت گرفته شدند  و برای یک مبلغ اندک پاداش نقدی در یک معامله اینترنتی شرکت کردند. شرکت‌کنندگان ابتدا همان تکلیف تحریک با عکس را که در آزمایش 1 مورد استفاده قرار گرفت انجام دادند، بجز اینکه تصاویر مربوط به گروه کنترل به جای اینکه صدف حلزونی باشد برگ‌های سبز بود.

به دنبال آن در یک شرایط هیجانی در حضور عمومی از شرکت کنندگان خواسته شدکه تکلیف بعدی را انجام دهند که مربوط می‌شد به قضاوت‌ افراد در مورد ابراز هیجانی دیگران. به آنها اینطور راهنمایی شد که « مردم در بعضی مواقع هیجان‌های خود را در یک محیطی ابراز می‌کنند که  دیگران (غریبه یا آشنا) حضور دارند و هیجان‌های آنها آشکارا از طرف دیگران مشاهده خواهد شد»، اینکه آنها (شرکت کنندگان) چند عکس را مشاهده خواهند کرد که در آنها ابراز هیجان دیگران در حضور عموم نشان داده شده است، و اینکه از آنها سئوال خواهد شد در مورد این عکس‌ها قضاوت کنند. به شرکت کنندگان گفته شد که در شرایط ابراز هیجان خصوصی «افراد بعضی مواقع هیجان‌های خود را در عرصه‌ای خصوصی ابراز می‌کنند، یعنی، هیجانشان را در محیطی ابراز می‌کنند که دیگران در آن حضور ندارند و هیجان‌های آنها دیده نخواهد شد.» و اینکه آنها چند عکس دیگر را از ابراز هیجان خصوصی افراد خواهند دید و در مورد آنها قضاوت خواهند کرد.

بعد از ترتیبات عمدی مربوط به توجیه هیجان خصوصی و عمومی به شرکت‌کنندگان بصورت اتفاقی 6 عکس نشان داده شد. هرکدام از عکس‌ها یک مرد یا زنی را نشان می‌داد که چهره‌ای شاد داشتند. شرکت‌کنندگان در مورد شدت ابراز هیجانی که در هر عکس به تصویر کشیده شده بود بر مبنای مقایس 1 (مطلقا بدون شدت/خیلی ضعیف) تا 9 (خیلی شدید، خیلی قوی) قضاوت کنند. برای به دست آوردن یک شاخص منحصر به فرد برای ارزیابی شدت هیجان از پاسخ‌هایی که بر اساس این مقایسه داده شده بود میانگین گرفته شد (α =.93 ). علاوه بر این شرکت کنندگان با همان مقیاس 1 (قطعا خیر) تا 9 (قطعا بله)، مشخص کردند که آیا بر این باور بودند که افراد در عکس‌ها می‌دانستند که از آنها عکس گرفته می‌شود، می‌دانستند که دیگران آنها را تماشا می‌کردند، و فکر می‌کردند که ابراز هیجانی ایشان در جلوی جمع بوده است  (α=.86  (. از این قضاوت‌ها هم میانگین گرفته شد.

 

 

نتیجه گیری

شرکت کنندگان در وضعیت ابراز هیجان عمومی M=7.65, SD = 1.64)، در مقایسه با وضعیت ابراز هیجان خصوصی (M= 7.07, SD= 1.74, F (1, 180)= 5.45, p <.03 ) در تصاویر دیده شده بیشتر احتمال داده بودند که آنها در موقعیت عمومی قرار داشتند. قضاوت‌ها در مورد شرایط دوم بالای نقطه میانی مقیاس قرار گرفته بود که نشان می‌داد شرکت کنندگان عقیده نداشتند عکس‌ها در این شرایط کاملا در وضعیت ابراز هیجان خصوصی بوده باشد. با این وجود، این فرضیه که نسبت خصوصی  بودن موقعیت روی دریافت شرکت کنندگان از هیجان دیگران تاثیر گذار است، به نظر تایید شده است.

قضاوت‌ شرکت کنندگان نسبت به شدت ابراز هیجان از منظر مقایسه تاثیر تحریک با نوع هیجان، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. رابطه بین تحریک و نوع هیجان معنی دار بود (F (1, 180)= 4.56, p <.04). همانطور که انتظار می‌رفت، در زمانی که هیجان‌‌ در حضور جمع ابراز شده بود، شرکت‌‌کنندگانی که با پول تحریک شده بودند M= 6.64, SD= 1.04)) در مقایسه با شرکت کنندگان گروه کنترل، M=5.98,SD = 1.39; F (1, 180) = 6.46, p <.02, ηp 2 =.04))  ابراز هیجان نشان داده شده در عکس‌ها را شدید‌تر رتبه بندی کرده بودند، ولی برای ابراز هیجان‌ خصوصی‌تر اینطور نبود.

(M = 6.27, SD = 1.30, vs. M = 6.39,SD = 1.17, F < 1)

پس، این نتایج فرضیه ما را تایید می‌کنند که تحریک مفاهیم با پول افزایش انتظار افراد از مردم در خودداری از  ابراز هیجان شدید در حضور جمع را همراه دارد، یا اینطور باید باشد. نتیجه اینکه، در پیوند با این انتظارات این نوع تحریک  افزایش قضاوت‌ آنها نسبت به شدت هیجان ابراز شده را موجب می‌شود. با این وجود، افراد ابراز هیجان‌ شدید در موقعیت‌های خصوصی‌تر را به نسبت مناسب‌تر تشخیص می‌دهند، و در نتیجه قضاوت‌ آنها تحت تاثیر تحریک پولی نیست.

 

 

آزمایش 6: نیات تعامل با هیجان‌زده‌ها

نگاه شخصی افراد نسبت به ابراز هیجان شدید می‌تواند انگیزه ایشان را در پرهیز از موقعیت‌هایی که در آن این هیجان‌ها ممکن از بروز نماید افزایش دهد (مایو و اسیس،2001). اگر تحریک با پول اشتیاق افراد را برای ابراز هیجان‌های شدید در حضور دیگران کم می‌کند و منجر به انزجار ایشان از ابراز هیجان دیگران می‌شود، در نتیجه، این تحریک باید اشتیاق ایشان را هم به تعامل با کسانی که این نوع هیجان‌ها را از خود نشان می‌دهند کاهش ‌دهد. آزمایش 6 به بررسی این احتمال می‌پردازد.

 

روش تحقیق

بیست و یک نفر مرد و 52 نفر زن دانشجوی هنگ‌کنگی برای گرفتن یک پاداش مالی اندک در این آزمایش شرکت کردند. این عده بصورت اتفاقی به دو گروه تحریک با پول و گروه کنترل تقسیم شدند. بعد از انجام تکلیف مرتب کردن جمله‌های به هم ریخته که در تحریک مفاهیم آزمایش 4 استفاده شده بود به ایشان سه چهره مرد نشان داده شد (این بار هم عکس‌ها از پایگاه ردبلاد فیسز گرفته شده بود، رجوع شود به ضمیمه ب). یکی از چهره‌ها معنی شادی، دومی غمگینیی  و سومی بی‌تفاوتی را منتقل می‌کرد. به شرکت کنندگان گفته شد که هر تصویر یک نوع تبادل دانشجویی را به تصویر می‌کشد و از آنها خواسته شد که با استفاده از مقیاس 1 (به هیچ عنوان) تا 9 (بی نهایت) مشخص کنند تا چه اندازه مایلند (الف) در مورد آن شخص بیشتر بدانند، (ب) آن شخص را ملاقات کنند، و (پ) با آن شخص دوست شوند.

 

نتایج

از مجموع پاسخ‌ها به این سه نوع ملاک اندازه‌گیری خواست تعامل با شخصی که در هر عکس بود میانگین گرفته شد (α >.91) و برای عملکرد تحریک در تشخیص نوع افراد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در گروه تحریک شده شرکت کنندگان در مقایسه با فردی که چهره خنثی داشت (M= 4.77, SD= 1.45)، یا فردی که چهره غمگین داشت، (M = 3.16, SD= 1.79, F (2, 142) = 58.88, p <.001). بیشتر اشتیاق نشان داده بودند با فردی تعامل داشته باشند که چهره شاد داشت (M = 5.66, SD = 1.68).

مهمتر اینکه، رابطه بین تحریک و نوع عکس هم معنی دار بود (F (2, 142) = 3.38, p <.04). همانطور که انتظار می‌رفت شرکت کنندگانی که با پول تحریک شده بودند در مقایسه با گروه کنترل کمتر تمایل داشتند هم با شخصی که شادی را ابراز کرده بود:

)M = 5.17, SD= 1.57, vs. M= 6.17, SD = 1.66(

و هم با شخصی که غمگینی را ابراز کرده بود :

) M = 2.65, SD = 1.42,vs. M = 3.68, SD = 2.00, respectively; F (1, 71) = 6.46, p <.02, ηp 2=0.08(

تعامل داشته باشند، ولی درمورد  شخصی که چهره خنثی داشت اینطور نبود:

(M =4.79, SD = 1.46, vs. M= 4.75, SD = 1.48, F < 1).

خلاصه اینکه، مفهوم تحریک با پول اشتیاق شرکت کنندگان را برای تعامل با افرادی که هیجان شدید ابراز می‌کردند، بدون در نظر گرفتن اینکه این هیجان مثبت باشد یا منفی، کاهش داد.

 

بحث نهایی

تحریک مفاهیم پول، سوای رابطه‌اش با اهداف یا انگیزه‌هایی که در زندگی روزمره با آن ارتباط پیدا می‌کند، می‌تواند روی قضاوت‌ها و رفتار مردم تاثیر گذار باشد (ووهس و همکاران، 2006, 2008). تحقیق ما شواهد جدیدی در مورد این تاثیر به دست می‌دهد. شش آزمایش بصورت ثابت نشان دادند که فعال کردن مفهوم پول باعث می‌شود اشخاص هم در ابراز هیجان خود و هم ابراز هیجان دیگران در حضور جمع واکنشی منفی‌تر از خود نشان دهند. بخصوص، تداعی گران پول باعث می‌شود مردم دیدگاه‌های منفی‌تری نسبت به ابراز هیجان خودشان داشته باشند (آزمایش 1)، وقتی که با دیگران در تبادل ارتباطی منفی یا مثبت باشند ابراز هیجانی ایشان را کاهش دهد (آزمایش 2 و آزمایش 3)، ابراز هیجان دیگران در حضور جمع را شدید‌تر تعبیر کنند (آمازیش 4 و آزمایش 5)، و اشتیاق‌شان برای تعامل با اشخاصی که هیجان زیاد از خود بروز می‌دهند کاهش یابد (آزمایش 6).

چند نتیجه گیری احتمالی در یافته‌های ما وجود دارد که شایسته است مطرح گردد. اگر توجه به پول این دریافت افراد را افزایش می‌دهد که ابراز هیجان در حضور جمع شایسته نیست/ف پس این می‌تواند هنگام بروز ابراز‌های شدید هیجانی  میل استفاده از پول به عنوان واسطه‌ ارتباطی را کاهش دهد، اشخاص دیگر (بلک و کون، 1993) نوشته‌اند که پول و محبت منابع ناسازگاری هستند که قابل معامله نیستند. علاوه بر این، پول می‌تواند بعضی اوقات هدیه‌ای نامناسب باشد (وبلی، لی، و پورتالسکا، 1993)، و پاداش‌های مالی بعضی مواقع انجام  فعالیت‌های نوددوستانه تضعیف می‌کند (آریلی، براکا، و مییر، 2009). یافته‌های ما شرح قابلی را برای این پدیده‌ها ارائه می‌کند.

با وجود اینکه تحقیق حاضر شواهدی جدی در مورد تاثیر پول روی ابراز هیجان ارائه می‌کند، فراگیر بودن این ارتباطات هنوز محل بررسی دقیق‌ است. مردم از فرهنگ‌های مختلف ممکن است دیدگاه‌ها و تعلقات متفاوتی نسبت به پول داشته باشند (برای مثال، لین، 1991)، و همچنین استفاده، درک، و فهم از پول می‌تواند متفاوت باشد (فورن‌هام و آرگیل، 1998). این تفاوت ادارک از پول  ممکن است زمینه‌ای باشد برای یک دوگانگی دیگر، برای مثال، «سنتی» در مقابل «مدرن،» «ماقبل سرمایه‌داری،» در مقابل «سرمایه‌داری،»، «پول بی‌زحمت,» در مقابل «اقتصاد بازار»  (پاری و بلاک، 1989). و سرانجام پول، به عنوان یک واسطه معامله، به یقین در جوامع مدرن‌تر، جوامع‌ای که گرایش سرمایه‌داری دارند، و بر پایه بازار هستند، نقش مهم‌تری بازی می‌کند. ولی در تحقیق حاضر ما تنها در مورد داده‌های مربوط به شرکت کنندگان غربی (آمریکای شمالی) در آزمایش 2 و آزمایش 5 و شرکت کنندگان شرقی (هونگ‌کنگ) در سایر آزمایش‌ها یک الگویی همگرا دست یافتیم. ولی از آنجایی که هنگ کنگ از یک جامعه شهری به شدت تجاری برخوردار است، این یافته‌ها از این احتمال به دور نیستند که پول در یک فرهنگ آسیایی سنتی نقش متفاوتی خواهد داشت. تاثیر تفاوت فرهنگی روی اندازه تاثیر‌هایی که ما زیر نظر گرفتم به بررسی بیشتر نیاز دارد.

تحقیق حاضر روی تاثیر تداعی‌گر‌های پول بر ابراز هیجانی مردم تمرکز داشت. با این وجود تاثیر این تداعی‌گرها روی ابراز احساس‌ واقعی مردم از هیجان، کمتر روشن است. از یک سو، فکر کردن به پول روی عکس‌العمل هیجانی افراد تاثیر می‌گذارد  و آنها را از نظر هیجانی «کرخت» می‌کند ( برای مثال، تونگ، بومیستر، دی‌وال، کایروکو، و بارتلس، 2007). از سوی دیگر، شواهد مربوط به عدم تاثیر تحریک با پول روی درک شرکت‌کنندگان از هیجان‌ دیگران در زمان ابراز خصوصی آن، نشان می‌دهد که احساس‌ واقعی افراد در واقع تحت تاثیر قرار نمی‌گیرد، بلکه ابراز آنها در حضور جمع است که تحت تاثیر قرار می‌گیرد. با این وجود، تمایز بین احساس‌ واقعی مردم در مورد هیجان و اشتیاق آنها برای ابراز آن به توجه بیشتری نیاز دارد.

 

ضمیمه الف. تصاویر مورد استفاده در آزمایش شماره 4

(ترجمه مربوط به تصاویر: به ترتیب از وضعیت چهره اشاص در تصویر تعریف آن‌ها به ترتیب چهره مرد شاد، چهره زن شاد، چهره مرد غمگین، چهره زن غمگین ترجمه می‌شود)

 

 

 

 

 

 

 

 

ضمیمه ب. تصاویر استفاده شده در آزمایش شماره 6

(در ضمیمه ب ترجمه مربوط به تصاویر از این قرار است، بر اساس چگونگی حالت

چهره به ترتیب: چهره مرد شاد، چه مرد بی‌تفاوت، چهره مرد غمگین)

 

[1] این همبستگی‌ها نشان می‌دهند که معیار قضاوت برای نتیجه گیری در مورد شدت هیجان اعلام شده بوسیله شکایت‌های مکتوب شرکت‌کنندگان در مقایسه با معیاری که شرکت‌کنندگان از به عنوان اساس تخمین خود  استفاده کردند به شکل معنی دارد متفاوت بوده است. دلیل همبستگی پایین بین رتبه بندی داور در مورد هیجان‌ها و گزارش شرکت کنندگان مشخص نیست. (این همبستگی در آزمایش 3 که هیجان‌های مثبت داوری شدند، همانطور که در اینجا هم نشان داده خواهد شد، بسیار بالا بود.) ولی تاثیرات همگرای دو شاخص مستقل در مورد شدت هیجان قابل توجه است.

[2] Amazon’s Mechanical Turk