جهانی شدن وامنیت بین الملل

چکیده:

جهانی شدن از مفاهیمی است که از دهه ۸۰ میلادی تقریباً همه حوزه های اجتماعی را تحت تأثیر خود قرار داده است. و از این مفهوم تعابیر و تعاریف مختلفی ارائه گردیده و آراء و اندیشه های مختلفی توسط نظریه پردازان  علوم اجتماعی، علوم سیاسی،  روابط بین الملل و فرهنگ شناسان شکل گرفته است. هر کدام از صاحبنظران بر وجهی از فرایند جهانی شدن متمرکز شده اند و به زمینه‌ها ، ابعاد، آثار و پیامدهای آن پرداخته اند. با این وجود اکثر آنها معتقدند؛ بر مفهوم بندی و تعریف این پدیده توافق وجود ندارد. چند وجهی بودن پدیده، فراگیر بودن آن، نو پا بودن نظریه پردازی در این حوزه را می توان بعنوان بخشی از دلایل آن مطرح نمود. دراین نوشتار تلاش گردیده دیدگاه‌ ها و نظریه های کلی و راهبردی پیرامون جهانی شدن فرهنگ به عنوان یکی از ابعاد جهانی شدن بررسی گردد. و تعریف مشخصی از این پدیده و ابعاد آن ارائه شود و در نهایت با توجه به نقطه نظر برخی از صاحبنظران، راهبردهایی با تاکید بر پیامدهای امنیتی جهانی شدن فرهنگ پیشنهاد گردد.

کلید واژه ها : جهانی شدن، فرهنگ، جهانی شدن فرهنگ، امنیت و تهدید نرم

مقدمه

جهانی شدن یک پدیده چند بعدی است، توسعه فن آوری های اطلاعات، گسترش تجارت و سرمایه گذاری خصوصی، افزایش وابستگی متقابل همه جانبه،… از پیامدهای آن بوده است. هر چند این پیشرفت ها امکان واقعی دستیابی به شکوفایی اقتصادی و آزادی های سیاسی را پدید می آورد و پیشبرد صلح را موجب می شود، اما نیروهای قدرتمندی را نیز برای از هم گسیختگی های اجتماعی و آسیب پذیری های بحران آفرین به بار می آورد، بذر خشونت و درگیری ها را می کارد، بحران های اقتصادی را در سراسر مرزهای دولت ها می گستراند و مشکلاتی جهانی را ایجاد می کند که موجب بروز ابعاد امنیتی جدید در نظام بین الملل می شود.
جهانی شدن پیامدهای مثبت و منفی مهمی برای ابعاد گوناگون امنیت انسانی اعم از امنیت نظامی، اقتصادی، فرهنگی و روانی داشته است. می توان گفت که فرآیند شتابان جهانی شدن سطوح رضایت بخش از امنیت در زندگی اجتماعی را به باور نیاورده است. جغرافیایی تغییر یافته سیاست های جهان معاصر، جنبه های منفی قابل توجهی برای صلح، استحکام، فقر، هویت و یکپارچگی اجتماعی همراه داشته است.

در عصر جهانی شدن از منظر «دیوید هاروی» جهان به سمت فشردگی پیش می رود، زمان و مکان در هم آمیخته است، مرکزیت های متعالی جای خود را به مرکزهای لرزان و بی ثبات داده است و هویت های کدر و ناخالص جایگزین هویت های ناب و خالص شده است. زمانی «ریمون آرون» جنگ سرد را به صورت رابطه ای دیالکتیک میان صلح غیرممکن و جنگ غیرمحتمل تعبیر می کرد، ولی اینک در عصر جهانی شدن باید به رابطه ای میان صلح ناقص وامنیت غیرقابل حصول اشاره کرد.

در عصر جهانی شدن محیط امنیت بین المللی در مقایسه با دوران دو قطبی و جنگ سرد بسیار پیچیده تر بوده است، با از بین رفتن تهدید جنگ جهانی، منازعات و درگیری های داخلی کشورها جایگزین آن شده است به نحوی که ثبات و امنیت داخلی و منطقه ای را تضعیف می کند، چالش اصلی نظام بین الملل افزایش تعداد کشورهای ضعیف یا حتی ورشکسته است که قادر به مهار تحولات داخلی در قلمرو خود نیستند. از همین روست که خود دولت ها در عصر جهانی شدن به عنوان عامل ضد امنیت مطرح می شوند. اینکه امروز امنیت بیش از هر زمان دیگری مبهم، نارسا و متناقض است، بدون شک ریشه در بی نظمی روندهای جهانی شدن دارد.
در دوران جنگ سرد قدرت، نظامی تعریف می شد و از همین رو امنیت نیز طبیعتا تک بعدی و نظامی بود ولی در عصر جهانی شدن تکثر قدرت در حوزه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، فردی، تکنولوژیک، دانش فنی و… امنیت نیز دارای تعریف و تغییری چند بعدی گردید.امنیت در عصر جهانی شدن بر پایه مفهومی از امنیت سیستمی استوار است که در آن امنیت بخشی از یک شبکه به هم پیوسته بوده و کلیت شبکه نیز پیوسته بر اجزای منفرد تاثیر می گذارد. جهانی شدن از برون به درون و برعکس از درون به برون بر روی امنیت تاثیر می گذارد، اگر جهانی شدن عاملی برای دگرگونی امنیت است، در هر دو حوزه داخلی و خارجی عمل می کند، جهانی شدن هم به بازآفرینی دولت می پردازد و هم دستور کاری جدید به صورت بخشی از یک فرآیند سیاسی واحد پیش می کشد، از این رو بهتر است به جای صحبت از جهانی شدن امنیت از امنیت جهانی شده سخن گوئیم. جهانی شدن محیط امنیتی کشورها را متحول کرده است. در واقع حجم انبوه اطلاعات، پدیده شتاب تاریخ و سرعت تحولات باعث شده که واحدهای سیاسی هر روز با اطلاعات، جهان و محیطی متفاوت روبه رو باشند. از این رو، تدوین استراتژی امنیت زا مشکل گردیده است. جهانی شدن از یک سو مفهوم امنیت را به طور کلی متحول کرد و بر امنیت نظامی به طور خاص تاثیر گذاشت و با تغییر قواعد بازی در روابط بین الملل شیوه حل و فصل تعارضات بین الملل را تغییر داد .امنیت در عصر جهانی شدن را باید در تعامل و تقابل با موضوعاتی چون رژیم های بین المللی، هنجارها، توسعه، وابستگی متقابل، بازیگران بین الملل، سازمان های غیردولتی، تفسیر کرد. از این جهت باید نقش هنجارها در کسب امنیت در غالب رویکرد ساده انگاری بررسی و از منظر لیبرال ها بحث وابستگی متقابل امنیتی را درک کرد. همچنین نقش دولت را در تأمین امنیت با رویکرد رئالیستی مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.

پیشینه تاریخی

از دیدگاه نومارکسیست‌ هایی مانند آندره گوندر فرانک (آردی. مک کین لای، آر.  « امنیت جهانی، رویکردها و نظریه ها، ترجمه اصغر افتخاری، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، ۱۳۸۲٫)

 و ایمانوئل والرشتین ( ابوالقاسمی، محمد جواد. « به سوی توسعه فرهنگی دینی در جامعه ایران »، تهران، مرکز پژوهش های توسعه فرهنگ دینی جهان معاصر، ۱۳۸۴)

، فرایند جهانی شدن هنگامی آغاز شده که نطفه نظام جهانی بسته شده است و این تاریخ به ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح بر می گردد. در واقع آنان از پنج هزار سال تاریخ نظام جهانی و به تبع آن پنج هزار سال تاریخ فرایند جهانی شدن سخن می گویند. دسته دیگری از نظریه پردازان تاریخ جهانی شدن را همان تاریخ تمدن جهانی می دانند که حدود ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح و از مصر باستان و تمدن سومر آغاز می شود؛ نویسندگانی مانند اریک ولف (افتخاری، اصغر. «جهانی شدن، چالش ها و ناامنی ها»، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، ۱۳۸۰) و ویلکینسن( افتخاری، اصغر. « ناامنی جهانی»، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، ۱۳۸۰) به این دسته تعلق دارند. نویسندگان و صاحب نظرانی مانند علی مزروعی نیز نخستین نشانه های فرایند جهانی شدن را در تمدن اسلام و شرق باستان شناسایی می کنند. دسته دیگری از نظریه پردازان، شکل گیری و نقطه آغاز فرایند جهانی شدن را بسیار کوتاه‌تر از نظریه پردازان نام برده می دانند. شماری از این نظریه پردازان اعتقاد دارند که با شکل گیری تجدد، فرایند جهانی شدن نیز آغاز شد. مثلاً گیدنز فرایند جهانی شدن را چیزی جز گسترش تجدد نمی داند. مارکس و انگلس هم درک تاریخ جهانی شدن و آغاز این فرایند را مستلزم درک و شناخت تاریخ سرمایه داری می دانند. چون از دیدگاه آنان نظام سرمایه داری همواره دست‌اندرکار یکپارچه سازی اقتصادی و فرهنگی جهانی بوده است. پس با توجه به این دیدگاه جهانی شدن را باید همزاد سرمایه داری دانست.

مفهوم جهانی شدن(Globalization)

درباره مفهوم جهانی شدن, اتفاق نظر وجود ندارد. گاهی جهانی شدن, به کوچک شدن جهان و زمانی به رفتارها و ارزش های مشابه جهان شمول اطلاق می شود. از دیدگاه روزنا, (جهانی شدن, فرآیندی است که در ورای مرزهای ملی گسترش یافته و افراد, گروه ها, نهادها و سازمان ها را به انجام رفتارهای یکسان, یا شرکت در فرآیندها, سازمان ها یا نظام های فراگیر و منسجم وامی دارد.( جـیـمز روزنا, پیچیدگی ها و تناقض های جهانی شدن, ترجمه احمد صـادقـی, مجله سیاست خارجی, سال سیزدهم, شماره ۴, زمستان ۱۳۷۸, صص ۱۰۲۳ و ۱۰۲۴٫) در تعریفی دیگر,

(جهانی شدن, عبارت از گسترش روابط و پیوندهای گوناگون بین دولت ها و جوامعی که نظام نوین جهانی را شکل می دهند,[ می باشد]. فرآیندهایی که بنابر آنها, رخدادها, تصمیم ها و فعالیت ها در یک بخش از جهان می تواند پیامدهای مهمی برای افراد و جوامع بخش کاملا مجزایی از جهان در برداشته باشد)( پـل کـوک و کـالـیـن کرک پاتریک, جهانی شدن, منطقه ای شدن و تـوسعه جهان سوم, ترجمه ناصر بیات, راهبرد, شماره ۱۵ و۱۶, بهار و تابستان, ۱۳۷۷, ص ۱۶۵٫)

از طرفی, بین جهانی شدن و یکپارچگی جهانی(Globalism) تفاوت وجود دارد.یکپارچگی جهانی, به وضعیت و شرایطی اطلاق می شود که در آن, تمامی شش میلیارد نفر مردم جهان, با محیط و نقش خود به عنوان شهروندان و مصرف کنندگان یا تولید کنندگان (جهانی), ارزش های مشترکی را دارا بوده و نفع خود را در اقدام جمعی برای حل مشکلات مشترک خویش جست و جو می نمایند.)( روزنا, پیشین)بر اساس تعاریف فوق, جهانی شدن, زمینه ساز یکپارچگی جهانی می باشد.

جهانی شدن، فرصت یا تهدید

 از یک منظر، جهانی شدن واژه ای است که حرکت تمام کشورهای جهان را به سمت یک موجودیت واحد توصیف می کند. و در واقع فرایندی است که درآن عرصه های گوناگون زندگی، گستره جهانی پیدا می کند. دراین فرایند، اقتصاد جهانی، نیروهای سیاسی و فرهنگی به سرعت کره زمین را زیر نفوذ خود قرار می دهند وبه ایجاد یک بازار تازه جهانی ، سازمانهای سیاسی فراملی و فرهنگ جهانی تازه دست می زنند. از این دیدگاه، گسترش بازار جهانی سرمایه داری، زوال دولت ملی ، گردش پرشتاب وبی امان کالا، سرمایه، اطلاعات وقالب های فرهنگی، مولفه هایی هستند که چشم اندازجهانی شدن را پیش روی بشر قرار داده است وبنابراین از این منظر جهانی شدن جریانی خود جوش و ضرورتی تاریخی است و سازگار با مقتضیات زمان. اما از نگاهی دیگر جهانی شدن فرایندی برنامه ریزی شده وتحمیلی و طرحی است برای بازسازی اجتماعی جوامع در سطح کلان. سیستمی که ایدئولوژی نئولیبرالیستی سرمایه داری غربی را تبلیغ وتحمیل می کند. و درصدد است الگوی زندگی غربی(به ویژه امریکایی) را ترویح نموده وبا تبلیغ فرهنگ مصرف زدگی، ذهن وشخصیت انسانها را آماده سازد تا به سادگی، هویت فرهنگی وتاریخی خود را فراموش کرده وتمام توان و منابع جامعه خود را به مروجین فرهنگ مصرف واصالت سرمایه تقدیم کنند. با استفاده از مبحث فوق می توان نتیجه گیری کرد، تاکنون این پدیده عمدتا تحت تاثیر دو دیدگاه افراطی تحلیل گردیده است. دیدگاهی که جهانی شدن را تهدید امنیت، دیدگاه دیگری که این پدیده را کاملا یک فرصت معرفی می کند.

رویکرد خوشبینانه و بدبینانه به تنهایی گویای واقعیت های موجود نیستند. چرا که جهانی شدن، فارغ از حرکت های برنامه یزی شده سازمانهای بین المللی وگردانندگان غربی آن ودر راس آن امریکا، که بسیار جدی است، یک وجه دیگری نیز دارد وآن اطلاعاتی شدن جوامع است که خود بخود ما را در برابر این پدیده قرار می دهد. بنابراین جهانی شدن چه ضرورتی تاریخی وخود جوش باشد وچه پروژه ای برنامه ریزی شده وتحمیلی، واقعیتی است که پیش روی جهانیان قراردارد وفرصت بازیگری دراین میدان بر روی همه جوامع بازاست. دراین میدان هم فرصت فراوان است هم تهدیدات فراوان. تضعیف اقلیت های ملی، شیوع مصرف زدگی فراگیر، کم رنگ شدن مرزها ومحدوده های ملی، یکه تازی قدرت های برتر سیاسی، اقتصادی، نظامی وفرهنگی، یکسان سازی فرهنگی، اجتماعی، حاکمیت ایدئولوژی صاحبان قدرت و نابودی فرهنگ های بومی ومحلی مهمترین تهدیدهای جهانی شدن می باشند. محدود شدن یکه تازی وخودسری دولت های غیردمکرات وغیرمردمی، افزایش آزادی های فردی وگروهی،  فرصت های بیشتر برای زندگی بهتر، ایجاد رقابت برای عقب نماندن از پیشرفت تمدن های بشری، فرصت بیشتر برای عرضه کالا و تولیدات بومی و ملی، توسعه رسانه های ملی و منطقه ای، تقویت نظامهای باز و مبادله آزادانه کالا، افکار واطلاعات مهم ترین فرصت عام جهانی شدن می باشد. درنتیجه هر جامعه که توانایی به خدمت گرفتن ابزارهای موجود واستعدادهای بالقوه خود درچارچوب مرزهای ملی داشته باشد وشیوه به کارگیری آن را دررابطه با دیگر کشورها به گونه ای سازگار با شرایط ومقتضیات جهان قرن بیست ویکم بداند، قابلیت بازیگری موفقیت آمیز دراین میدان را خواهد داشت.

امنیت و خشونت در جهانی شدن

مفهوم امنیت در حوزه داخلی یا در حوزه بین‌المللی از دیرباز با مفهوم خشونت همراه بوده است. در تاریخ معاصر یا به طور دقیق‌تر در تاریخ مدرن، خشونت سازمان یافته با پدیده حاکمیت در رابطه تنگاتنگی قرار داشته است. حفاظت از ۳ عنصر اصلی حاکمیت، یعنی جمعیت، قلمرو و مشروعیت توسط خشونت سازمان یافته انجام گرفته و اعمال کنترل بر مهاجرت و همچنین تأمین امنیت جمعیت از طریق اعمال کنترل خشونت آمیز بر مرزها صورت پذیرفته است. عنصر دوم یعنی قلمرو که از طریق اشغال سرزمین، آسیب‌پذیر است، به نوبه خود نهایتاً از طریق خشونت قابل حفاظت است.عنصر سوم، یعنی مشروعیت و ثبات سیاسی از طریق خشونت یا نظارت و معمولاً ترکیبی از آنها، بر حسب میزان توسعه یافتگی حفظ شده است. تا آنجا که به روابط بین‌المللی و جهانی شدن مربوط می‌شود، مهمترین دستاورد حاکمیت تفکیک زندگی انسان و سیاست به دو حوزه درون مرزی و برون مرزی است.در سال‌های اخیر تحت فشار نیروهای جهانی شدن سه دگرگونی در مسائل امنیتی رخ داده است. نخست اینکه کاربرد خشونت به عنوان ابزاری برای حفظ امنیت عناصر سه گانه حاکمیت وجاهت خود را تا حدودی از دست داده است. منظور این نیست که خشونت فاقد کاربرد شده است،‌ قدرت‌های بزرگ هنوز در استراتژی‌های امنیتی خود از واژگانی مانند صحنه‌ نبرد جهانی استفاده می‌کنند. مسأله بیشتر این است که استفاده از خشونت به طور روز افزونی توسط جامعه جهانی محکوم می‌شود و در موارد متعددی مانند تهاجم آمریکا به عراق و افغانستان با واکنش و اعتراض جامعه جهانی مواجه می‌شود و دوم آنکه در عصر جهانی شدن موضوع امنیت کاملاً متحول شده است. در حالی که در گذشته نه چندان دور مقصود از امنیت تنها محدود به مفهوم امنیت ملی بوده است اما، در عصر جهانی شدن امنیت جهانی اولویتی بیشتر نسبت به مفهوم امنیت ملی پیدا کرده است. در جهانی شدن انسان‌ها به طور روز افزونی به موضوع امنیت مبدل می‌شوند. امنیت فرد رفته رفته امنیت در حوزه‌های دیگر را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. امنیت حکومت نمی‌تواند توجیه کننده سرکوب مردم باشد. تخلفات سریعاً ابعاد جهانی پیدا می‌کند و صدها سازمان، نهاد و دولت توانمندی‌های جهان را جهت حمایت و دفاع از حقوق انسان‌ها بسیج می‌کنند. امنیت، مفهوم وسیع‌تری یافته است و مفاهیمی مانند محیط زیست، دموکراسی، امنیت اقتصادی، استقلال جامعه مدنی و … محورهای بنیادین امنیت را تشکیل می‌دهند. در رابطه سه جانبه‌ای که بین امنیت، تهدید و خشونت وجود دارد، وضعیت بسیار پیچیده‌ای ایجاد شده است. مفاهیم تغییر پیدا کرده‌اند. ماهیت و منشأ تهدید دیگر صرفاً نظامی نیست. تهدید حالت نرم‌افزاری پیدا می‌کند. تهدید همزمان درون مرزی و برون مرزی است و به طور روز افزونی ابعاد اجتماعی، فرهنگی و ارتباطی پیدا می‌کند، خشونت و کاربرد آن نیز متحول شده است. بر خلاف گذشته، خشونت برای حل اختلافات بین دولتی کمتر به کار گرفته می‌شود و به طور روز افزونی برای حل اختلافات قومی، مذهبی و نژادی (که اغلب مستقیماً به حکومت‌ها مربوط نیستند) به کار گرفته می‌شود. خشونت سازمان یافته به طور فزاینده‌ای غیر حکومتی است (القاعده). نهایتاً‌ اینکه خشونت علیه شهروند به عنوان وسیله یا ابزار حکومتی اعتبار خود را تا حدود زیادی از دست داده است عوامل فوق رابطه بین شهروند و جامعه از یک سو و حکومت از سوی دیگر را متحول ساخته و مسأله امنیت را از نو و به شکل جدیدی مطرح کرده است.

جهانی شدن وتاثیر ان بر ایران

شاید وجود هیچ گسستی به اندازه شکاف اقتصادی از حیث روانی برای شهروندان کشورهای مختلف تأثیر سوء بر جای نگذاشته است. ملاحظات اقتصادی نظیر گسست فقر و غنا، عدم استفاده از قابلیتهای انسانی، استفاده بی رویه از طبیعت و ملاحظات سازمانی و قانونی است که باری بوزان می گوید: « جهانی شدن دچار طاعون ابهام است».

مهمترین تهدید امنیت ملی در بعد اقتصادی قابل تأمل می باشد. اگر چه جهانی شدن اقتصاد امکانات جدیدی را برای همه کشورها فراهم ساخته است و برخی مصادیق وجود دارد که کشورهایی که نظام جهانی را پذیرفته اند و سعی در سهم خواهی با آن برآمدند توانستند به اوضاع اقتصادی خود سامان دهند و مطالعه ی کشورهای آسیایی جنوب شرقی و برخی کشورهای امریکایی نشان می دهد که در طی سالهای گذشته رشد اقتصادی به مراتب بیشتر از کشورهای غربی داشتند(نقل از: ماندل، مارابرت، چهره متغیر امنیت ملی، ترجمه مطالعات راهبردی، (تهران، راهبرد، ۱۳۷۷، ص ۲۱۴)  

آمارها نشان می دهد که در نظام اقتصادجهانی به روی کشورها بسته نیست و جهانی شدن اقتصاد امکانات جدیدی را برای همه کشورها فراهم ساخته است. از سویی ایران همانند برخی کشورهای جهان سوم دچار اغتشاش و بحرانهای شدید اقتصادی نمی شود. اما برای رسیدن به جایگاه خاص خود نیاز به همکاری جهانی است. جمهوری اسلامی از طرفی دارای منابع عظیم زیرزمینی جمعیت زیاد و هوش و استعداد ایرانی می باشد و اگر محور اصلی اقتصادجهانی شده را دانش و اطلاعات بدانیم و ثروت را هوش و استعداد انسانی، امکان ورود ایران به صحنه فن آوری مبتنی بر دانش باز است و ایران توانایی آن را نیز دارد. بنابراین، تهدید امنیت ملی ناشی از اقتصاد از در حاشیه قرار دادن ایران از سوی مخالفان جمهوری اسلامی است. تهدید اصلی زمانی است که حاشیه نشینی جمهوری اسلامی بیشتر شود. فشار جهانی شدن باعث گرایش ایران به حضور فعال در عرصه بین المللی و ایجاد همکاری با کشورهای همسایه و کسب منافع وادار شد.

سیاست ایران در عرصه جهانی شدن به مثابه سوارشدن بر کشتی جهانی شده می ماند. به طوری که باید از آن استفاده کرد هر چند در بدترین نقطه آن جای داشت چرا که سوارشدن به کشتی ممکن است ما را دچار طوفانهای مهیب گرداند. کسب موفقیت های بسیار از نظر وجهه بین المللی، قراردادهای مختلف، پذیرش سرمایه گذاری، مذاکرات مختلف و تأمین امنیت سرمایه گذاری، کاهش موانع گمرکی، تأمین خسارت صادرکنندگان، روابط با کشورهای همسایه قابل توجه و اندازه گیری است.

ایران از نظر اقتصادی توانایی کسب سود را دارا می باشد و سعی در شفافیت سیاستهای اقتصادی، هماهنگی با اقتصاد جهانی و رقابت در عضویت «سازمان تجارت جهانی» فعال کردن مناطق آزاد تجاری، صادرات غیرنفتی، اعطای اعتبار به خریداران کالاهای ایرانی در خارج، تقویت شبکه بانکی در جهت تأمین اعتبار، تقویت شبکه اطلاع رسانی بازرگانی، گسترش فرهنگ صادراتی و… عکس العمل ایران در قبال تأثیرات جهانی شدن است.

امروزه تاثیر جهانی شدنبر جمهوری اسلامی ایران در برخی از شاخصه های جهانی مشهود است. از قبیل افزایش کیفیت کالاهای داخلی، ازبین رفتن رانت، رشد بر مبنای توانایی و منابع و منطقه حداقل سرمایه گذاری غیرمستقیم، استفاده بهینه از منابع و امکانات، رشد اتحادیه های تولیدی و تجاری، واکنش انعطاف پذیر در برابر بازار جهانی، نقل و انتقال نیروی کار، توجه به نیروی انسانی، رقابت، رفاه، بهبود شرایط زندگی، کاهش تصدی گری دولت و افزایش خصوصی سازی و غیره می باشد.

اشاره به چند مؤلفه اقتصادی تأثیر جهانی شدن را نشان می دهد. از جمله رقابت، شرکتها همه جا را بازار خود می دانند، بنابراین در پی کسب سود بیشتر سعی در رقابت و کاهش قیمت و افزایش کیفیت جهت کسب بازارها می باشند که در آن مردم می توانند انتخاب کنند. این عامل در بعضی از بخشها باعث رشد شد و در بعضی از بخشها بخاطر ترس رقیب و عدم توانایی محصولات داخلی (مثل اتومبیل) باعث کیفیتی پایین و قیمت بالا شد. در صورتیکه رقابت در صنایع مخابراتیی بین المللی باعث کاهش هر پالس مکالمه تلفن از ۳۰ دلار به ۱ دلار شد. اشتغال، ایجاد اشتغال چه از طریق مهاجرت به مناطق دیگر (ژاپن، کانادا) و چه با ورود سرمایه و ایجاد کار (فولاد مبارکه و کابل شهید قندی و…) مهیا می شود.  

بررسی وضعیت جهان معاصر و تأثیرات عمیق جوامع از فرایند جهانی شدنسیاست دلالت دارد بر اقبال مردم به حضور در عرصه اداره امور جامعه که از آن به مشارکت سیاسی یاد شده است که در برخی جوامع باعث نابودی حکومتهای «پاتریموینال» شده است.

رشد جمعیت، گسترش روابط و ظهور فناوریهای ارتباطی و… از ایجادکنندگان روندی هستند که اداره جامعه را بر عهده دارد. همچنین دستیابی به اطلاعات، بهبود شرایط و فرصت ها برای زنان، ارتقای سطح تحصیلات و ایجاد آگاهی سیاسی معطوف به قدرت با توجه به رشد فزاینده جمعیت و تقویت و افزایش سازمانهای غیردولتی و شکل گیری اپوزیسیون دلالت بر شأن مردم در اداره امور حکومتی می باشد که به یکی از نمودهای مردم سالاری می انجامد(تهرانیان، مجید و دیگران ،جهانی شدن،(چالشها و ناامنی ها) (تهران: راهبرد، ۱۳۸۰، ص ۸۰)در نظام مدرن دولت مرکب از حاکمیت، مردم و سرزمین و نهادهای حکومتی است که حاکمیت در درجه نخست قرار دارد. حاکمیت است که حتی در صورت نارضایتی مردم می تواند تا مدت زیادی باعث دوام حکومت گردد. اما در دوران جدید این حاکمیت از طریق عوامل مختلف جهانی شدن به چالش کشیده شده است (مانند سرمایه گذاری وسایل ارتباطی و انتقاد بین المللی و…) و باعث استانداردسازی و بسط آزادیهای سیاسی، برگزاری انتخابات آزاد گسترش و تبلیغ مبانی دموکراسی و باعث کاهش دامنه اقتدار و حاکمیت کشورها را فراهم می آورد و دگرگونی جهان سیاست در عرصه جهانی شدن

نتیجه گیری

در یک نگاه اجمالی به پروسه مطالعات امنیتی متوجه می‌شویم که با گذشت زمان ابعاد عینی و ذهنی امنیت بین‌الملل هر چه بیشتر پیچیده و متکثر می‌شود؛ در نتیجه راهکارهای تامین و حفظ آن نیز به همان اندازه پیچیده و چند بعدی می‌شود. آن چه پیش روی ماست، نظامی متشکل از دولتهاست که تحول بنیادین در چنین نظامی حداقل در کوتاه مدت بعید به نظر می‌رسد و ما ناچاریم برنامه‌های امنیتی خود را در چنین بستری طراحی و اجرا نماییم. یعنی هنوز نمی‌توانیم از امنیت جهانی به شکلی صحبت کنیم که اهمیت تعاملات دولتها را نادیده بگیرم. با وجود ورود به عصر پسا وستفالیایی هنوز بسیار از مفاهیم گفتمان وستفالیایی در باب امنیت بین‌الملل باقی است. شاید بهتر آن باشد که بگوییم امروزه گفتمان وستفالیایی تحت تاثیر مفاهیم پساوستفالیایی با چالش مواجه گردیده است. امروزه نیز دیدگاه‌هایی وجود دارند که همچنان روی محوریت مفاهیم وستفالیایی تاکید دارند. برای مثال پس از فروپاشی اتحاد شوروی نورئالیستهایی چون والتز و میرشایمر آینده امنیت جهان را نگران کننده دیده‌اند. از آنجا که بازدارندگی متقابل هسته‌ای بین ایالات متحده و اتحاد شوروی سطح بالای ثبات بین‌المللی در دوره پس از جنگ جهانی دوم را تبیین می‌کرد، پایان نظام دو قطبی می‌تواند سایه شومی را برآینده امنیت بین‌المللی بگسترداند. نظر به این که هیچ جایگزینی روشنی برای اتحاد شوروی وجود ندارد که بتواند موازنه قدرت استراتژیک سابق را بازگرداند، جهان در حال ورود به عصر جدید و در عین حال خطرناکی از عدم قطعیت است. این در حالی است که در همین مقطع در کنار نگرشهای بدبینانه مزبور، طیف متعددی از تئوریسینهای روابط بین‌المللی وجود دارد که به آینده جهان خوش‌بین می‌باشند. لیبرالهایی چون فوکویاما پس از فروپاشی اتحاد شوروی بر آن بوده‌اند که از آنجا که با شکست کمونیسم زمینه برای گسترش دموکراسیها بهتر فراهم گردیده است، پس آینده امنیتی جهان امیدوار کننده است، چرا که دموکراسی‌های هرگز با همدیگر نمی‌جنگند. از این رو با گذشت زمان شاهد گسترش همکاری میان بازیگران مختلف به ویژه دولتها خواهیم بود و جهان آینده با صلح و ثبات همراه خواهد بود. البته حادثه ١١ سپتامبر با برجسته کردن جو جنگی در نظام بین‌الملل تا حدی در راستای افکار نورئالیستها عمل نمود، اما با همه احوال جهانی که امروزه در آن زندگی می‌کنیم. به خاطر داشتن ویژگیهای منحصر به فردی چون بحران جدی در محیط زیست، انباشت سلاحهای کشتار جمعی توسط برخی دولتها و … نیازمند همکاری جدی بازیگران به ویژه دولتها در جهت رفع چالشهای امنیتی است. صلح منفی دوران وستفالیایی امروزه جوابگو نیست، بلکه جهان امروز نیازمند صلح مثبت است. صلح مثبت مستلزم تحقق عدالت اجتماعی از طریق فراهم سازی فرصتهای حتی الامکان برابر، توزیع عادلانه و منصفانه قدرت و منابع، حمایت برابر و اجرای کامل قانون حامی عدالت اجتماعی است. صلح مثبت صلح نهادینه‌ای است که در آن احتمال بروز تنش و جنگ به پایین‌ترین حد ممکن می‌رسد.
در عصری که به عصر پسا وستفالیایی، معروف شده است، انسان محور، اصلی مطالعات امنیتی تلقی می‌شود. انسان دارای ارزشی فراتر از حاکمیت دولتهاست. امروزه احساس تعلق بشری به درجه‌ای رسیده است که هیچ گروهی نمی‌تواند نسبت به قتل عام انسانهای بی‌‌گناه در ورای مرزهای کشور خود بی‌اعتنا باشد. جامعه بین‌الملل تدریجا به این قاعده نزدیک‌تر می‌شود که در جهت حمایت از حقوق انسانها می‌توان حاکمیت و استقلال دولتها را نقض نمود. بنابراین شبکه پیوستگی امنیت بین‌الملل از سطح دولت-ملتها به سطح افراد رسیده است و برنامه‌های امنیتی نیز غالبا با هدف حمایت از حقوق انسانها ساخته و پرداخته می‌شود. با این وجود، چنین پروسه‌ای نیز حالت مطلقی ندارد و هنوز هم در بسیاری از جاها به بهانه حفظ حاکمیت دولت، حقوق اساسی انسانها که حق حیات در راس آنهاست نقض می‌شود. از این رو لازم است جامعه بین‌الملل حاکمیت دولتها را با اولویت‌ دهی به حقوق انسانها باز تعریف نماید.

منبع

باری بوزان؛ مردم، دولتها و هراس؛‌ ترجمه پژوهشکده مطالعات راهبردی؛ تهران پژوهشکده راهبردی، ۱۳۷۸، ص۳۴

 مک کین لای، آر.  « امنیت جهانی، رویکردها و نظریه ها، ترجمه اصغر افتخاری، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، ۱۳۸۲٫

ابوالقاسمی، محمد جواد. « به سوی توسعه فرهنگی دینی در جامعه ایران »، تهران، مرکز پژوهش های توسعه فرهنگ دینی جهان معاصر، ۱۳۸۴

افتخاری، اصغر. «جهانی شدن، چالش ها و ناامنی ها»، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، ۱۳۸۰

افتخاری، اصغر. « ناامنی جهانی»، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، ۱۳۸۰٫

تامیلسون، جان، «جهانی شدن و فرهنگ » ترجمه محسن حکیمی، تهران، نشر فرهنگ و اندیشه، ۱۳۸۱

رابرتسون، رونالد.‌«جهانی شدن، تئوری های اجتماعی و فرهنگی جهانی»، ترجمه کمال پولادی، نشر ثالث، ۱۳۸۴٫

فصلنامه مطالعات راهبردی، « ویژه فرهنگ و امنیت در جمهوری اسلامی ایران»، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، شماره سوم، ۱۳۸۴٫

گل محمدی، احمد، « جهانی شدن فرهنگ، هویت» نشر نی، تهران، ۱۳۸۳٫

ماندل، رابرت، «چهره متغیر امنیت ملی» ترجمه پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، ۱۳۷۹٫

مجموعه مقالات کتاب سروش ۱، « رویارویی فرهنگی ایران و غرب در دوره معاصر»، تهران، انتشارات سروش، ۱۳۷۵٫

هانتینگتون و منتقدانش، « نظریه برخورد تمدن ها»، ترجمه مجتبی امیری، تهران، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه. ۱۳۸۴٫

رابرت ماندل؛ چهره متغییر امنیت ملی؛ ترجمه پژوهشکده مطالعات راهبردی؛ چاپ دوم، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی،‌ ۱۳۷۹، ص ۲۶

موتورجستجوگرگوگل

سایت راسخون

www.asrehjadid. com