تحلیل محتوای کتابهای علوم چهارم و پنجم براساس اهداف آموزشی مریل

چکیده

با توجه به متمرکز بودن نظام آموزشی در کشور ما و اهمیتی که کتابهای درسی در شکل دادن به روش آموزش معلمان و نیز نحوه ارزشیابی از دانش آموزان دارند،یکی از عواملی که می تواند در جریان آموزش نقش اساسی بازی کند شیوه ارائه محتوا در کتابهای درسی است.

هدف از انجام این تحقیق بررسی و تحلیل محتوای کتابهای علوم چهارم و پنجم ابتدایی براساس اهداف آموزشی مریل می باشد.برای رسیدن به این مقصود کتابهای علوم چهارم و پنجم ابتدایی ، هر دو پایه،با توجه به اصول تحلیل محتوای کتابهای درسی مریل مورد تحلیل قرار گرفتند.

در الگوی آموزشی مریل، نمونه آماری بر جامعه آماری منطبق است

اهم نتایج تحقیق به شرح ذیل است.

–         با توجه به فرایندی بودن وحل مساله بودن دانش عملی،در کتابهاتا حدودی به دانش عملی توجه شده است.

–         دستیابی به عملکرد کشف و ابداع برای ایجادتوانایی حل مساله در دانش آموزان بایدبیش از سایر عملکردهامورد توجه قرار می گرفت.

–         در نحوه طراحی،مشکلاتی وجود دارند .

         کلید واژها:کتابهای درسی،تحلیل محتوا،الگوی مریل.  

مقدمه

مربیان و برنامه ریزان درسی و آموزشی وظیفه سنگینی بر عهده دارند زیرا باید در فرایند تعلیم و تربیت کوشش نمایند تا بر اساس نیازهای جامعه  برنامه های تربیتی را طراحی کنند(یارمحمدیان،۱۳۷۷).

در چند دهه اخیر، هیچ یک از موضوع‌های درسی در سطح جهانی، به اندازه دروس علوم تجربی دچار تغییر و تحول نشده است. گر چه محتوای درسی علوم تجربی به خودی خود به دلیل پیشرفت فزاینده علم و دانش بشری، روز به روز جدیدتر و حجیم تر می‌شوند، ولی این تغییر تنها از جنبه محتوایی، آموزش علوم را در بر نمی‌گیرد. ویژگیهای عصر کنونی ایجاب می‌کند تا برنامه‌های آموزشی علوم تجربی  به نحوی ساماندهی گردند تا با بهره‌گیری از آنها، همة تواناییهای شناختی و شخصیتی دانش‌آموزان رشد کرده و فراگیران با برخورداری از مزایای علوم و فناوری، توانمندیهای لازم برای رویارویی با تحولات جدید را کسب نمایند، و فعالیتهای دانش‌آموزان را متناسب با هدفهای درس در مسیر صحیح پیش ببرند (Harlen, 1999).

در روشهای تدریس فعال که اغلب دانش‌آموز- محور هستند، ویژگیهای زیر را می‌توان مشاهده کرد:

۱٫    به استقلال یادگیرنده در جریان یادگیری بسیار اهمیت داده می‌شود.

۲٫    دانش آموز می‌تواند بر اساس تجارب و اطلاعات شخصی خود نقشی مؤثر و فعال در فرآیند یادگیری داشته باشد.

۳٫    معلم نیز به همان اندازه از دانش‌آموز یاد می‌گیرد که دانش‌آموز از وی و دیگر دانش‌آموزان می‌آموزد.

۴٫ یادگیرنده از طریق خود ارزشیابی، میزان پیشرفت خود را در جریان یادگیری مورد بررسی و ارزیابی قرارمی‌دهد(۱۹۹۲،Harlen ).

در برنامه‌های درسی جدید علوم تجربی و روشهای آموزش آن، تأکید اساسی بر روشهایی است که در آنها دانش‌آموز نقش فعالی دارد. در این روشها نقش اصلی در فرآیند یادگیری به عهده دانش‌آموز است، و اوست که این فرآیند را به پیش می‌برد. بنابراین، سایر عوامل مانند محتوای آموزشی، تجهیزات و ابزارهای آموزشی و اقدامات معلم، همگی در ارتباط با دانش‌آموز معنی و مفهوم پیدا می‌کنند. معلم در این روشها نقش جهت دهنده و سازمان دهنده را دارد و می‌کوشد تا فعالیتهای دانش‌آموزان را با هدایت خود به انجام رساند.در برنامه‌های آموزشی جدید علوم تجربی به  ویژه در دوره آموزش عمومی، استفاده از روشهای تدریس مبتنی بر فرآیند حل مسئله و مهارتهای تفکر نسبت به گذشته اهمیت بیشتری یافته است. بر اساس این دیدگاه، برنامه‌ریزان در محتوای برنامه‌‌درسی به طرح موقعیتهای حل مسئله‌ای می‌پردازند. در این موقعیتها دانش‌آموزان راهنمایی می‌شوند تا در مسیر حل مسئله، به دانشها، مهارتها و نگرشهای تازه دست یابند(بدریان، ۱۳۸۵). همچنین در اجرای برنامه‌های درسی جدید علوم تجربی، از معلم خواسته می‌شود تا تدریس خود را به شیوه گروهی سازمان دهی کند، به نحوی که خود نیز به عنوان عضوی از گروه دانش‌آموزان درآید. در این روشها بر تعامل میان معلم و دانش‌آموزان و دانش‌آموزان با یکدیگر بیش از حد تاکید می‌شود، زیرا تجربه نشان داده‌است که تعامل و تبادل تجربیات دانش‌آموزان با یکدیگر نقش عمده‌ای در یادگیری آنان دارد. افزون بر این، فعالیتهای گروهی موجب توسعه مهارتهای اجتماعی از قبیل احترام به حقوق دیگران، همکاری گروهی، حق و مسئولیت قائل شدن برای دیگران، مشارکت در تصمیم گیریهای گروهی، سعه صدر و … در دانش‌آموزان می‌شود (پرویزیان، ۱۳۸۴). به دلیل اهمیت کتب درسی  وموفق بودن در روش تدریس باید این کتب مورد تحلیل و بازنگری قرار گیرند تا هم با نیازهای فراگیران منطبق باشد و هم با نیازهای جامعه و فلسفه اجتماعی وهنجارهای جامعه همسان باشد و هم اهداف آموزشی را فراهم آورد(شعبانی،۱۳۸۲). در مورد تحلیل کتابهای علوم تجربی پایه چهارم و پنجم ابتدایی بر اساس مریل۲ تحقیقاتی انجام گرفته ولی با توجه به اینکه علوم تجربی یکی از دروس پایه در ابتدایی می باشد و باتوجه به پیشرفتهای روز که همه روزه در مورد این درس انجام می گیرد، نیاز به تحول و تغییر در کتابها احساس می شود.

نتیجه پژوهشی در زمینه ی،بررسی مشکلات آموزش عمومی علوم دوره ابتدایی ، چنین است که معلمان بر مطالب درسی تسلط کامل ندارند.مراکز تربیت معلم در تربیت معلمان شایسته برای آموزش علوم موفق نیستند. اکثر معلمان با شیوه ارزشیابی آشنایی ندارندو در آخر اینکه در کتابهای علوم تجربی دوره آموزش عمومی به جای پرورش عادت به نظم و تفکر علمی وتعلیم حقایق علمی و اینکه دانش آموزان رفتار علمی پیدا کنند بیشتر بر حافظه تاکید شده است(عربی،۱۳۶۷).

در بررسی کتابهای درسی علوم ابتدایی، مجموع یافته‌ها نشان می‌دهد که امکان در هم تنیدن برنامه درسی علوم با دیگر برنامه‌ها وجود دارد. همچنین، پژوهش‌ها سودمندی این گونه برنامه‌ها را نشان می‌دهند( آقا زاده،۱۳۷۵).

در تحقیقی بیش از ۵۰ درصد معلمین درک  و دریافت مباحث و مفاهیم کتابهای علوم‌تجربی دوره‌ابتدایی را متناسب دانسته و از کتابهای راهنمای تدریس علوم استفاده کرده‌اند، اما جمعی از معلمین دریافت پاره‌ای از مفاهیم و مباحث کتابهای علوم‌تجربی دوره‌ابتدایی را مشکل اعلام داشته‌اند. از مجموع ۹۷ نفر معلم علوم تجربی، حدود ۷۷ درصد، مفاهیم را نامتناسب (بسیار آسان و یا بسیار مشکل) تشخیص داده‌اند و ۳۳ درصد میزان پیوستگی محتوای کتابها را نامناسب دانسته‌اند. حدود ۴۰ درصد معتقد به جابجایی بعضی از مطالب کتابها بوده و ۵۰ درصد، کلمات و اصطلاحات کتابهای علوم را مشکل ارزیابی کرده‌اند (دادستان، ۱۳۷۶).

لانزر، فلاول،شیرل و ویکن براساس مطالعات نشان دادند در پایه سوم ۷۰% و پایه چهارم ۶۰% محتوایی آموزش داده شده ، کسب شده است نتایج حاصل ناتوانی دانش آموزان ایران را در پاسخ گویی به پرسشهایی که نیاز به توصیف و توضیح ، فرایند انجام دادن عمل تحلیل و تفسیر دارد نشان می دهد ( نقل از کیا منش، ۱۳۷۷ ) .

 درتحلیل محتوای کتابهای علوم‌تجربی سوم و چهارم،توسط امام جمعه نشان داده است که مسایلی نظیر غالب بودن جنبه نظری درس و ارائه موضوعات نظری متنوع و گوناگون باعث شده است که جنبه عملی درس نادیده گرفته شود و در هر دو کتاب تنها یک درس از هر کتاب به ارئه دانش عملی بپردازد و در کتاب سوم تنها در سه درس و در کتاب چهارم نیز فقط در یک درس به عملکرد کشف و ابداع توجه شده است (امام‌جمعه، ۱۳۷۷).

در پژوهشی تنها ۳/۴۳ درصد از معلمین از روش تدریس فعال استفاده کرده‌اند، این در حالی است که دانش‌آموزانی که از طریق روش فعال آموزش دیده‌اند، دارای پیشرفت تحصیلی بهتر و بالاتری بوده‌اند (حامدی‌خواه، ۱۳۷۷ ).

درتحلیل رهبری‌نژاد (۱۳۷۷) کتاب پنجم در سازماندهی کتاب چهارم نیز در برخی موارد دشواری مفاهیم درسی و عدم انطباق آنها با توانایی ذهنی دانش‌آموزان سبب عدم درک صحیح مفاهیم گردیده و به ایجاد تعادل و توازن مناسب میان عناصر محتوا (مهارتها، نگرشها، دانشها) توجه چندانی نشده است.

محتوای کتاب علوم‌تجربی پنجم و نظرخواهی از معلمین پایه پنجم حاکی است که میزان مطابقت محتوای کتاب با هدفهای آموزش علوم در دوره‌ابتدایی در حد مطلوبی است، اما سازماندهی محتوای کتاب با اصول ارتباط افقی و عمودی مطابقت کاملی ندارد؛ (اوجانی، ۱۳۷۸).

در ارزشیابی کتاب علوم تجربی پایه چهارم انجام یافته مشخص شده که این کتاب در عین حال که فاقد هدفهای صریح و روشن می‌باشد، سهم هر یک از هدفهای مهارتی، نگرشی، دانشی به روشنی ارائه نشده است و معلمین بیان نموده‌اند که شناخت روشنی از هدفهای برنامه ندارند(جمشید نژاد، ۱۳۷۹).

بررسی تطبیقی کتابهای درسی و راهنمای معلم علوم دوره‌ابتدایی ایران و آمریکا نشان داده است که اهداف درسی کتابهای علوم دوره‌ابتدایی ایران در سطح کاربستن ۱۴ درصد بیشتر از اهداف درسی کتابهای علوم دوره‌ابتدایی آمریکا اعلام شده، ولی در کتابهای درسی آمریکا موقعیتهای بیشتری برای عملی ساختن آموخته‌های فراگیران فراهم گردیده و به پرورش تفکر واگرا تا حدود زیادی به سطوح حافظه شناختی و تفکر ارزشیاب نیز توجه شده و موقعیتهای متنوع و فراوانی برای درگیر ساختن دانش‌آموزان در فعالیتهای یادگیری فراهم آورده است، (قادری، ۱۳۷۹).

یافته‌های دو پایان‌نامه تحصیلی و سه طرح پژوهشی که محتوای کتابهای درسی دوره‌ابتدایی را تحلیل و از معلمین نیز در این مورد نظرخواهی نموده‌اند، مورد مطالعه قرار گرفته است. با وجودی که در طرحهای پژوهشی این گروه دلایلی بر متناسب بودن متن درسها با اهداف و فعال بودن محتوای کتابهای علوم‌تجربی دوره‌ابتدایی وجود دارد و مشاهده شاخصهایی با مصادیق کاربردی نیز از ویژگیهای این کتابهای محسوب شده (ابراهیمی، ۱۳۷۹، فرشاد، ۱۳۸۱)؛ با وجودی که در کتاب سوم به دانستنیها، تقویت مهارتها و پرورش نگرشها به حد کافی توجه شده است و پرسشها در حد کافی واگرا بوده و با دروس ارتباط دارند اما سطح خوانایی مطالب کتاب سوم نیز برای کلاس سوم مشکل است و با الگوی مریل تطابق کامل ندارد، (ابراهیمی، ۱۳۷۹).

 در تحلیلی که توسط حج‌فروش(۱۳۸۰) در مورد کتابهای علوم انجام یافته چنین نتیجه گیری شده است که ، وجود پیشنهادهایی مبنی بر طرح مطالبی درباره پرورش مهارتها، وجود سؤالات و فعالیتهایی که دانش‌آموزان را در موقعیتهای مبهم و خلاقیت برانگیز قرار دهد، وجود سؤالات یا فعالیتهایی که یافتن پاسخ و حل آنها مستلزم به کارگیری مراحل کاوشگری، پژوهش و حل مسأله، تفکر نقاد، تفکر واگرا و پردازش اطلاعات باشد، نشان دهنده نیاز به مطالبی از این قبیل در کتابهای علوم‌تجربی دوره‌ابتدایی است.

در تأیید تأثیر روشهای فعال تدریس بر میزان موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان، کیوانفر (۱۳۸۰) نیز در پژوهش خود نشان داده است که بین موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان کلاس چهارم ابتدایی که درس علوم‌تجربی خود را از طریق روشهای فعال آموخته‌اند، در مقایسه با دانش‌آموزانی که با روش تدریس غیرفعال آموزش دیده‌اند، ۲۳ درصد از تفاوتهای افزایش نمره در درس علوم‌تجربی در گروه آزمایش ناشی از اعمال روشهای تدریس بوده است و میزان دانستنیها و مهارتهای دانش‌آموزان این گروه نسبت به گروه گواه دارای میانگین بالاتر بوه‌اند.

نتایج حاصل از پژوهش احمدی(۱۳۸۰) با عنوان  ارزشیابی از برنامه‌درسی علوم‌تجربی پایه چهارم، نشان داده است که روشن نبودن هدفها و عناصر اصلی محتوا و نامشخص بودن سهم هر یک از آن عناصر در برنامه، باعث شده است که میان محتوا و روش، تناسب لازم برقرار نشده باشد علاوه بر این، بیان شده است که اکثر مدیران و معلمین با هدفها و رویکردهای جدید در آموزش علوم آشنایی دارند و نگرش آنها نسبت به اجرای برنامه علوم در مدارس مثبت است در حالی که در جمع‌بندی یافته‌های این طرح اعلام شده است که در مجموع در برخی موارد هنوز معلمین علوم با فلسفه و فرضهای اساسی که رویکرد جدید برنامه علوم بر آن مبتنی است، آشنایی لازم را ندارند.

نقش و اهمیت روشهای جدید تدریس در پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان، استفاده و کاربرداز این روشها در آموزش علوم‌تجربی در دوره‌ابتدایی، امری بدیهی است. اما با توجه به بعضی از یافته‌ها که دلالت بر عدم استفاده از روشهای فعال و یا کتابهای راهنمای تدریس علوم را داشته است، همچنین نبودن تناسب لازم بین محتوا و روش، عدم آگاهی معلمین از روشهای جدید تدریس، بی‌توجهی به پرورش تفکر خلاق، تأکید بر استفاده از روشهای جدید تدریس و استفاده از وسایل و امکانات کمک آموزشی، روشهای کاوشگری، اکتشافی و مشارکت در انجام آزمایشها و فعالیتهای پیشنهاد شده در برنامه‌درسی علوم؛ ضروری بنظر می‌رسد (پرویزیان، ۱۳۸۴).

نتایج حاصل ازولیزاده(۱۳۸۶ ) نشان می دهد که هر چند اهداف جدید برنامه درسی علوم تجربی با محتوای کتاب و راهنمای تدریس مطابقت داشته و اکثر معلمان و مدیران با هدفها و رویکردها جدید در آموزش علوم آشنایی دارنداما در برخی موارد هنوز معلمان با فلسفه وفرضهای اساسی که رویکرد جدید برنامه علوم بر آن مبتنی است آشنایی ندارند.                                                                                                                       

بطور کلی تحقیقاتی که در زمینه آموزش علوم صورت گرفته است که هریک بر نکته خاصی تاکید ورزیده و برخی نکات را نادیده گرفته اند.مقاله حاضر نگاهی کامل بر اهداف آمو.شی مریل دارد تا از این حیث بتواند محاسن و معایب کتب علوم چهارم و پنجم را بر ملا سازد.

روش 

تحقیق از نوع کاربردی وارزشیابی توصیفی، است که درآن تحلیل محتوا مورد نظر است.و مربوط به فرآیند انجام کار است که نقاط ضعف و قوت را مشخص می نماید(حسینی نسب،۱۳۷۴).

جامعه آماری این تحقیق شامل دو قسمت است :الف)کتابهای علوم پایه چهارم و پنجم ابتدایی ب) کتابهای راهنمای معلم  علوم پایه چهارم و پنجم براساس مریلبوده که جامعه آماری بر نمونه منطبق است.                                        

یافته های پژوهش

محتوای کتابهای علوم تجربی چهارم و پنجم ابتدایی براساس الگوی مریل بیشتر به ایجاد چه نوع دانشی در فراگیران توجه دارد؟

۱-برای پاسخ به سؤا ل اول تحقیق نوع تحقیق ارائه شده در کتابهای علوم تجربی چهارم و پنجم کلیه دروس کتاب با استفاده از الگوی مریل تحلیل محتوا گردید .

نتایج حاصل از تحلیل کتابهای علوم چهارم در جدول شماره ۱ و نتایج حاصل از تحلیل کتابهای علوم پنجم ابتدایی در جدول ۲ نمایش داده شده است. نتایج حاصل از تحلیل کتابهای علوم چهارم حاکی  ازآن است که هفت درس کتاب به ایجاد وتوسعه دانش عملی در دانش آموزان می پردازد.هدف این دروس این است که دانش آموزان رابا فواید علم، همچنین آموزش وتمرین روش علمی یا روش حل مسئله آشنا سازد . این یکی از اهداف اساسی است که مؤلفین کتابهای دوره جدید علوم ابتدایی قصد دارند در طول  دوره به آن نائل گردند.

در تحلیل محتوا مشاهده می شود که جهت گیری کلی درسها در هر دو پایه، به سمت ارائه دانش عملی می باشد. شش درس از دروس این کتاب در طبقه بندی دانش نظری جای گرفته اند.در کتاب پنجم نیز هفت درس در قسمت دانش عملی و شش درس در دانش نظری جای دارند.

۲- برای پاسخ به سوال دوم تحقیق اینکه محتوای کتابهای علوم چهارم و پنجم در الگوی مریل بیشتر با هدف ایجاد کدام یک از سطوح عملکرد طراحی شده است.

با توجه به جداول شماره ۱و۲ می توان گفت که در کتاب چهارم عملکرد یاد آوری در چهار درس و عملکرد کاربرد در شش درس و عملکرد کشف در سه درس صورت گرفته و در درس علوم پنجم ابتدایی در یک درس یادآوری و در هشت درس کاربرد و در سه درس کشف و ابداع صورت گرفته این در حالی است که هدف اصلی مولفین از آموزش علوم بیشتر رسیدن به عملکرد کاربرد است که درپایه پنجم نسبت به پایه چهارم  بیشتررعایت شده است.

جدول ۱:تفکیک دروس کتاب علوم تجربی چهارم ابتدایی براساس نوع دانش ،نوع موضوع ونوع عملکرد مورد انتظار

شماره درس عنوان نوع درس نوع موضوع نوع عملکردمورد انتظار
نظری عملی حقایق مفاهیم روش کار قوانین یاد آوری کاربرد کشف وابداع
  چه بوی خوبی   P     P     P  
۱ ساختمان بدن موجودات زنده   P     P     P  
۲ غذا سازان بزرگ   P     P     P  
۳  گیاهان موجودات پر ارش P     P       P  
۴ جانوران بی مهره P     P     P    
۵ مخلوطها   P     P     P  
۶ نور وباز تابش.   P       P     P
۷ الکتریسته   P     P       P
۸ آهن ربا   P       P     P
۹ سنگها P     P     P    
۱۰ زمین وهمسایه های آن P     P     P    
۱۱ دستگاه تنفس P     P     P    
۱۲ دستگاه گردش خون P     P       P  
جمع   ۶ ۷ ۰ ۶ ۵ ۲ ۴ ۶ ۳
شماره درس عنوان نوع دانش نوع موضوع نوع عملکرد مورد انتظار
نظری عملی حقایق مفاهیم روش کار قوانین یادآوری کاربرد کشف
  مانند دانشمندان فکر کنید   P     P     P  
۱ ساختمان مواد   P       P   P  
۲ تغییرات مواد   P     P       P
۳ ماشین ها   P     P       P
۴ نور و رنگ   P     P       P*
۵ تاریخچه زمین P     P     P    
۶ خاک زندگی بخش   P     P     P  
۷ زمین ناآرام P     P       P  
۸ جانداران ساده P     P       P  
۹ مبارزه پنهان P     P       P  
۱۰ دستگاه عصبی و اندامهای حسی P     P       P  
۱۱ انسان و محیط زیست P     P       P  
جمع   ۶ ۶ ۰ ۶ ۵ ۱ ۱ ۸ ۳

جدول :۲تفکیک دروس کتاب علوم تجربی پنجم ابتدایی براساس نوع دانش ،نوع موضوع ونوع عملکرد مورد انتظار

* در درس چهار تعمیم در پایان درس ارائه شده است و از کشف و ابداع فاصله گرفته است.

۳-برای پاسخ به سوال سوم تحقیق اینکه مطابق با الگوی مریل با نحوه ارائه اولیه اینکه محتوای کتابهای علوم چهارم و پنجم با نوع موضوع و عملکرد مورد انتظار بستگی دارد.

با توجه به متن و نحوه ارائه در کتاب و کتاب راهنمای معلم مبادرت به طبقه بندی دروس بر اساس نوع موضوع و نوع عملکرد مورد انتظار کرد و سپس کتاب را به سه قسمت ارائه،تمرین و ارزیابی تقسیم کرد که در جدول های جداگانه به طور خلاصه به توضیح آنها می پردازیم. جداول نشان می دهندکه در علوم چهارم در نحوه ارائه اولیه در شش درس  عملکردکاربرد صورت گرفته است و در علوم پنجم در نحوه ارائه اولیه در هشت درس  عملکردکاربرد صورت گرفته است.که در پایه چهارم در درس چه بوی خوبی،بیان تعمیم، و در قسمت تمرین و ارزیابی سوال از مثالهای جدید مطرح نشده و در پایه پنجم در سه درس،شش،هفت و یازده سوال از مثالهای جدید مطرح نشده و در بقیه دروس  هر دو پایه مطرح شده است.

جدول ۳:اجزای آموزش در ارائه اولیه  مطابق با الگوی مریل در کتاب چهارم علوم تجربی

  اجزای آموزش آنچه باید باشد آنچه هست
ارائه ب ت ب م ها ب م ۱۰ ۶ ۴ ۹ ۶ ۴
تمرین س م های جدید س ت جدید س ت س م س م هاا ۸ ۲ ۴ – – ۸ ۲ ۴ – –
ارزیابی س م های جدید س ت های جدید س ت س م س م ها ۸ ۲ ۴ – – ۳ ۱ ۴ –
جمع   ۴۸ ۴۱

جدول ۴: اجزای آموزش در ارائه اولیه  مطابق با الگوی مریل در کتاب پنجم علوم تجربی

  اجزای آموزش آنچه باید باشد آنچه هست
ارائه ب ت ب م ها ب م ۹ ۹ ۱ ۹ ۹ ۱
تمرین س م های جدید س ت جدید س ت س م س م هاا ۱۱ ۳ ۱ – – ۸ ۳ ۱ – –
ارزیابی س م های جدید س ت جدید س ت س م س م ها ۱۱ ۳ ۱ – – ۸ ۲ ۱ –
جمع   ۴۹ ۴۲

از اطلاعات بدست آمده از جداول  در پاسخ به سوال سوم تحقیق می توان گفت که کتاب چهارم و پنجم در  83 مورد از۹۷ مورد نحوه ارائه اولیه این کتابها با الگوی مریل مطابقت دارد.

۴-برای پاسخ به سوال چهارم تحقیق که مطابق با الگوی مریل آیا ارائه ثانویه محتوای کتابهای چهارم و پنجم (با توجه به اهداف آموزشی )با نوع موضوع و نوع عملکرد مورد انتظار تناسب دارد.

 می توان گفت که با توجه به جدول شماره ۴ که اجزای آموزش در ارائه ثانویه مطابق الگوی مریل در کتاب چهارم ابتدایی نشان می دهد که از ۴۹ مورد شرح و بسط ۳۲ مورد با الگوی مریل تطابق دارد و در کتاب پنجم از تعداد ۶۲ مورد ۵۶ مورد با الگوی مریل مطابقت دارد.که از ۱۱۱ مورد در هر دو کتاب ۸۸ مورد رعایت گردیده است.

جدول۵:اجزای آموزش در ارائه ثانویه مطابق الگوی مریل در کتاب چهارم ابتدایی

اجزای آموزش آنچه باید یاشد آنچه هست
ب ت ک ۶ ۶
ب ت پ ۶ ۶
ب ت ش ۶ ۴
ب ت ح ۴ ۰
ب م ک ۶ ۶
ب م ش ۶ ۳
س م ش ۶ ۰
س م ش ا
س م ا ۶ ۶
س ت ا ۳ ۱
جمع ۴۹ ۳۲

جدول ۶ :اجزای آموزش در ارائه ثانویه مطابق الگوی مریل در کتاب پنجم ابتدایی

اجزای آموزش آنچه باید یاشد آنچه هست
ب ت ک ۷ ۷
ب ت پ ۷ ۷
ب ت ش ۷ ۷
ب ت ح ۷ ۷
ب م ک ۸ ۸
ب م ش ۸ ۵
س م ش ۸ ۸
س م ش ا ۴ ۰
س م ا ۴ ۴
س ت ا ۳ ۳
جمع ۶۲ ۵۶

۵-پاسخ به سوال پنجم تحقیق اینکه آیا چهار اصل پیشنهادی در طراحی کتابهای چهارم و پنجم رعایت گردیده است.

الف)اصل تفکیک در تما م صفحات کتاب به صورت حروف درشت  و رنگی  رعایت گردیده است.

ب)اصل تنوع در همه دروس هر دو پایه بغیر از یک درس ،رعایت گردیده است.

ج) در هیچ یک از دروس مثالها با غیر مثالها همراه نبوده است.

د)سطح دشواری در یک مورد از درس چهارم و در نیمی از دروس پنجم رعایت شده است.

نتیجه اینکه این چهار اصل در مورد ۷۸ مورد رعایت گردیده و در ۱۹ مورد رعایت نشده است.

بطور کلی در پاسخ به سوال پنجم می توان گفت که کتابها پایه چهارم و پنجم علوم ابتدایی با توجه به اصول پیشنهادی مریل مطابقت دارند

جدول ۷:نحوه رعایت روشهای ارائه و ارزشیابی در کتاب علوم تجربی چهارم ابتدایی

شماره درس تفکیک تنوع همتا سازی سطح دشواری
رعایت شده رعایت نشده رعایت شده رعایت نشده رعایت شده رعایت نشده رعایت شده رعایت نشده
اولین ساعت درس P     P   P P  
۱ P   P     P P  
۲ P   P     P P  
۳ P   P     P P  
۴ P   P     P   P
۵ P   P     P P  
۶ P   P     P P  
۷ P   P     P P  
۸ P   P     P P  
۹ P   P     P P  
۱۰ P   P     P P  
۱۱ P   P     P P  
۱۲ P   P     P P  
جمع ۱۳ ۰ ۱۲ ۱ ۰ ۱۳ ۱۲ ۱

           جدول ۸: نحوه رعایت روشهای ارائه و ارزشیابی در کتاب علوم تجربی پنجم ابتدایی

شماره درس تفکیک تنوع همتا سازی سطح دشواری
رعایت شده رعایت نشده رعایت شده رعایت نشده رعایت شده رعایت نشده رعایت شده رعایت نشده
مانند دانشمندان فکر کنید P   P     P P  
۱ P   P     P P  
۲ P   P     P   P
۳ P   P     P P  
۴ P   P     P   P
۵ P   P     P   P
۶ P   P     P P  
۷ P   P     P P  
۸ P   P     P P  
۹ P   P     P   P
۱۰ P   P     P   P
۱۱ P     P   P   P
جمع ۱۲   ۱۱ ۱   ۱۲ ۶ ۶

۶- برای پاسخ به سوال ششم اینکه نقاط قوت و ضعف کتابهای علوم چهارم و پنجم  با توجه به الگوی مریل کدامند؟ 

با توجه به پاسخ سوالات ۱،۲،۳،۴،۵ می توان به این سوال تحقیق به صورت مختصر و مفید پاسخ گفت گفت:

نکات قوت کتاب علوم تجربی چهارم این است که دربیشتر دروسی که موضوع آنها روش کار است،عملکرد مورد انتظار کاربرد است.در نحوه ارائه و ارزشیابی اصل تفکیک،تنوع و سطح دشواری رعایت گردیده است.

نکات قوت کتاب علوم تجربی پنجم این است که اصل تفکیک  وتنوع دراین کتاب کاملاً رعایت شده است.

نکات ضعف کتاب علوم تجربی چهارم این است که کمتر به دانش عملی پرداخته،در نوع موضوع ،با توجه به تاکید علوم بر روش کارو قوانین،کمتر به این موضوع دقت شده است و در نوع عملکرد کمتر به کشف و ابداع پرداخته شده است. در نحوه ارائه و ارزشیابی اصل همتا سازی رعایت نشده است.

نکات ضعف کتاب علوم تجربی پنجم این است که کمتر به دانش عملی پرداخته،درنوع موضوع که به روش کار پرداخته شده،با نوع عملکردکه کاربرد است سنخیت ندارد. با توجه به تاکید علوم بر روش کارو قوانین،کمتر به این موضوعات،خصوصاً قوانین پرداخته و در نوع عملکرد کمتر به کشف و ابداع پرداخته شده است. در نحوه ارائه و ارزشیابی اصل همتا سازی رعایت نشده است. در ،اصل سطح دشواری،کمتر به این اصل پرداخته شده است.

بحث و نتیجه گیری

در فصل چهار با بکارگیری اطلاعات حاصل از تحلیل محتوای کتابهای علوم چهارم و پنجم ابتدایی سوالات تحقیق در مورد هر کتاب به طور جداگانه محک زده شد.

در این فصل با توجه به اهداف کلی برنامه جدید علوم ابتدایی به جمع بندی کلی درباره نتایج تحقیق دست خواهیم یافت،در پایان پیشنهاد هایی به دست اندرکاران تعلیم و تربیت و محققینی که قصد دارند در این زمینه به پژوهش بپردازند،خواهد شد.

۱-در نتیجه گیری سوال اول تحقیق با عنوان محتوای کتابهای علوم چهارم و پنجم ابتدایی با ایجاد چه نوع دانشی در فراگیران می پردازد.

نتایج جدول شماره ۱ و حاکی از آن است که در هفت درس از سیزده درس کتاب به دانش روش کاری برای ایجاد توسعه دانش عملی در فراگیران می پردازد و بقیه به دانش نظری می پردازد.در علوم پنجم طبق جدول شماره ۲هفت درس از سیزده درس به دانش عملی می پردازد در  نتیجه تا حدودی با الگوی مریل مطابقت داشته و با تحقیق اوجانی(۱۳۷۸) احمدی، (۱۳۸۰) و ولیزاده،(۱۳۸۶) که هر سه به تحلیل محتوای علوم ابتدایی به روش مریل پرداخته و چنین نتیجه گرفته که اهداف جدید برنامه علوم با محتوای کتاب و راهنمای معلم مطابقت داشته است  همسو و با تحقیق امام جمعه(  77 13) که به موضوع به تحلیل محتوای علوم ابتدایی به روش مریل پرداخته ونتایجی به دست آمده که غالب بودن جنبه نظری بر عملی با نتیجه این تحقیق مطابقت ندارد.

۲-در نتیجه گیری سوال دوم تحقیق با عنوان محتوای کتابهای علوم چهارم و پنجم در الگوی مریل بیشتر با هدف ایجاد کدام یک از سطوح عملکرد طراحی شده است.

 نتایج جدول شماره ۱نشان می دهد که در علوم پایه چهارم ابتدایی ، سطوح عملکرد چهار درس به صورت یاد آوری،شش درس کاربرد و سه درس کشف و ابداع ارائه شده است. در علوم پایه پنجم ابتدایی مطابق جدول شماره ۲یک درس یادآوری،هشت درس کاربرد و سه درس کشف و ابداع ارائه شده است. از آنجا که هدف علوم جدید دوره ابتدایی توانا کردن فراگیران به دانش عملی و روش کاری و بالاخره،رویکرد حل مساله است بنا براین این قسمت پژوهش با اهداف علوم هماهنگ است ولی با توجه به اینکه فقط در سه درس عملکرد کشف و ابداع ارائه شده است بنا براین مشاهده می شود، برنامه جدید آموزش علوم –حداقل در این دو کلاس علی رغم خواست دستندر کاران،با طراحی نادرست کتابهای درسی در همان راهی قدم گذاشته اند که مورد انتقاد آنان بوده است .اشتباه مولفین این بوده است که فکر می کنند با طرح آزمایشهایی در هر درس و سوالاتی به این هدف نایل می گردند. در صورتیکه باید متوجه این امر بود که دستیابی به عملکرد کشف و ابداع  و در نهایت نائل شدن به توانایی حل مساله زمانی صورت می گیرد که هدف اصلی درس رسیدن به همین عملکرد باشد. با توجه به نتیجه  سوال دوم می توان گفت که سطح عملکرد در قسمت کاربرد تا حدودی با اهداف علوم مطابقت دارد ولی در قسمت کشف و ابداع با اهداف علوم مغایرت داردو  از هدف علوم جدید فاصله گرفته است و باپژوهش امام جمعه (۷۷ ۱۳)  که به بررسی تحلیل محتوای علوم ابتدایی به روش مریل پرداخته و قادری(۱۳۷۹) که به بررسی تطبیقی علوم و ریاضی دوره ابتدایی پرداخته که نتایج  به دست آمده حاکی از آن است که که غالب بودن جنبه نظری بر عملی و فاصله گرفتن از عملکرد کشف و ابداع است که با نتیجه این تحقیق مطابقت داردو با تحقیق ولیزاده(۱۳۸۶)،احمدی(۱۳۸۰)،اوجانی(۱۳۷۸)و رهبری نژاد(۱۳۷۷) که به بررسی تحلیل محتوای علوم به روش مریل و سازماندهی محتوا پرداخته و نتایج مشابه هرچهار مورد نشان می دهند که محتوای کتابهای علوم در حد مطلوبی بوده و با اهداف درس علوم مطابقت دارند،غیر همسو می باشد.

۳-در نتیجه گیری به سوال سوم تحقیق با عنوان مطابق با الگوی مریل با نحوه ارائه اولیه اینکه محتوای کتابهای علوم چهارم و پنجم با نوع موضوع و عملکرد مورد انتظار بستگی دارد.

  با توجه به یافته های بدست آمده از تحلیل علوم چهارم و پنجم  ابتدایی در این زمینه می تواند بعضی از ضعفها را شناسایی و راه را برای برطرف نمودن آنها هموار سازد.

مهمترین اشکال کتاب برای دسترسی به عملکرد کشف و ابداع ارائه مستقیم تعمیم و بیان مثال حین آموزش است. اگر دروس طوری طراحی شوند که بدون ارائه مستقیم موضوع با ارائه سوال از مثالهای جدید و سوال از تعمیم های جدید، دانش آموز خودش به کشف موضوع نائل شود دسترسی به این عملکرد و در نهایت نیل به هدف اصلی برنامه جدید علوم امکان پذیر خواهد شد.

در نحوه ارائه اولیه که مطابقجدول ۳و۴بطور کلی در پاسخ به سوال سوم می توان چنین نتیجه گیری کرد که کتاب علوم پایه چهارم و پنجم با الگوی مریل در ارائه الگوی اولیه با الگوی مریل مطابقت دارد که با پژوهش ولیزاده(۸۶ ۱۳) احمدی(۱۳۸۰)،اوجانی(۱۳۷۸) که درهرسه مورد،به بررسی تحلیل محتوای علوم به روش مریل و سازماندهی محتوا پرداخته اند که چنین نتیجه گیری شد که محتوای کتابهای علوم در حد مطلوبی بوده و با اهداف درس علوم مطابقت دارند همسو بوده و با پژوهش امام جمعه(۱۳۷۷)که به بررسی تحلیل محتوای علوم ابتدایی به روش مریل پرداخته و قادری(۱۳۷۹) که به بررسی تطبیقی علوم دوره ابتدایی پرداخته که نتایج  به دست آمده حاکی از آن است که که غالب بودن جنبه نظری بر عملی و فاصله گرفتن از عملکرد کشف و ابداع است که با نتیجه این تحقیق مطابقت دارد،غیر همسو می باشد.

۴-در نتیجه گیری به سوال چهارم تحقیق با عنوان مطابق با الگوی مریل آیا نحوه ارائه ثانویه( با توجه به اهداف آموزشی) با محتوای کتابهای علوم چهارم و پنجم با نوع موضوع و عملکرد مورد انتظار بستگی دارد.

جدول ۵و۶حاکی از آن است که در کتاب علوم پایه چهارم ابتدایی ۳۲ مورد از ۴۹ مورد با اهداف مریل مطابقت دارد و  در کتاب علوم پایه پنجم ابتدایی ۵۶ مورد از ۶۲ مورد با اهداف مریل مطابقت دارد که در حالت کلی در پاسخ به سوال چهارم می توان چنین نتیجه گیری کرد که کتاب چهارم در ارائه الگوی ثانویه با الگوی مریل کمتر مطابقت دارد ولی کتاب علوم پایه پنجم با الگوی مریل در ارائه الگوی ثانویه مطابقت دارد. که با پژوهش  امام جمعه( ۱۳۷۷) که به بررسی تحلیل محتوای علوم ابتدایی به روش مریل پرداخته غیر همسو و با پژوهش اوجانی(۱۳۷۸)،ولیزاده(۱۳۸۶) و احمدی(۱۳۸۰) که به تحلیل محتوای کتابهای علوم پرداخته، نتایجی بدست آمده که نشان می دهد اهداف  درس با اهداف کتاب راهنما مطابقت داردو با نتیجه این قسمت تحلیل همسو می باشد.

۵-در نتیجه گیری به سوال پنجم تحقیق اینکه آیا چهار اصل پیشنهادی در طراحی کتابهای چهارم و پنجم رعایت گردیده است.

 با توجه به جداول شماره۷و۸  می توان چنین نتیجه گیری کرد که  چهار اصل،تفکیک،تنوع،همتا سازی و سطح دشواری در مورد ۷۸ مورد از ۱۰۰ مورد رعایت گردیده و در ۱۹ مورد از ۱۰۰ مورد رعایت نشده است. بطور کلی در پاسخ به نتیجه سوال پنجم می توان گفت که کتابها پایه چهارم و پنجم علوم ابتدایی با اصول تفکیک،تنوع،همتاسازی و سطح دشواری پیشنهادی مریل مطابقت دارندکه با پژوهش ولیزاده(۸۶ ۱۳)،اوجانی(۱۳۷۸) و احمدی(۱۳۸۰) که به بررسی الگوی مریل پرداخته و چنین نتیجه گرفته است که اهداف در س، با اهداف کتاب راهنما مطابقت دارد  همسو  و با پژوهش رهبری نژاد(۱۳۷۷)و دادستان(۱۳۷۶) و(ابراهیمی(۱۳۷۹)که به تحلیل کتابهای علوم چهارم و پنجم بر اساس سازماندهی محتوا پرداخته ونتیجه این شده که در تحلیل دادستان،۵۰% اصطلاحات و کلمات دشوار استفاده شده است و در تحلیل رهبری نژاد ،سازماندهی محتوا از ساده به مشکل و از عینی به ذهنی رعایت نشده است ودر ابراهیمی سطح خوانایی علوم سوم مشکل ارزیابی شده ، غیر همسو می باشد.

۶-در نتیجه گیری به سوال ششم تحقیق اینکه نکات ضعف و قوت کتابهای علوم چهارم و پنجم با توجه به الگوی مریل نتیجه گیری پنج سوال مریل پاسخ این نتیجه گیری است.

 در کتابهای علوم چهارم و پنجم تا حدودزیادی به دانش عملی و عملکرد کاربرد پرداخته و ارائه اولیه و ثانویه ،با نوع موضوع و نوع عملکرد مریل تناسب دارد واصول تفکیک،تنوع و سطح دشواری در طراحی کتاب رعایت گردیده که از نقاط قوت کتابهای علوم چهارم و پنجم بشمار می آید.نپرداختن به عملکرد کشف و ابداع در این کتابها و فراموش کردن اصل همتا سازی از نقاط ضعف این الگو در کتابهای علوم پایه چهارم و پنجم بشمار می آیدکه  از لحاظ  نقاط قوت،با  پژوهش ولیزاده(۱۳۸۶ )، احمدی(۱۳۸۰)،اوجانی(۱۳۷۸) که به بررسی محتوای کتابهای علوم بر مبنای مریل پرداخته و چنین نتیجه گیری شده است که محتوای کتابهای علوم با هدفهای آموزش علوم در حد مطلوبی است   همسو و با پژوهش امام جمعه (۷۷ ۱۳)،ابراهیمی (۱۳۷۹)،قادری(۱۳۷۹) که به بررسی محتوای کتابهای علوم ابتدایی پرداخته و در حالت کلی می توان گفت که با اهداف آموزش علوم در برخی جهات هم خوانی ندارند،غیر همسو می باشدواز لحاظ نکات ضعف کتابهای علوم چهارم و پنجم با پژوهش امام جمعه (۷۷ ۱۳) که به تحلیل کتابهای علوم پایه چهارم و پنجم علوم بر مبنای مریل پرداخته و چنین نتیجه گیری شده است که محتوای کتابهای علوم دراصل همتا سازی و عملکرد کشف و ابداع ضعیف عمل کرده همخوانی دارد. 

در این پزوهش کتابهای علوم ابتدایی مورد بررسی قرار گرفتند و از اهداف آموزشی مریل استفاده شده است.

پیشنهادها

در نوع دانش، موضوعات عملی رادر صدر اهداف قراردهند، در تدوین  کتاب راهنمای معلم بین موضوعات درسی(حقایق،مفاهیم،روش کار واصول و قوانین)تفاوت قائل شوند تا از خلط مباحث و موضوعات جلوگیری به عمل آید.

ارایه مثالها همراه با غیر مثالها در هر دو کتاب صورت پذیرد و مثالهای جدید متنوعی طرح گردد تا میزان یادگیری فراگیران درتمییز بین مثال از غیر مثال را افزایش یابد.

در کتاب پنجم مثالها از ساده به مشکل مطرح شود تا تفاوتهای فردی رعایت شده و فراگیران بتوانند  براحتی بر مشکلات آموزشی غلبه کنند.

الگوی طراحی آموزشی مریل را برای سایر پایه ها نیز مورد تحلیل قرار دهند.

پژوهش دیگری در مورد نحوه ی تدریس معلمان براساس الگوی مریل صورت گیرد. 

تحقیق دیگری طبق الگوی مریل در این زمینه صورت گیردتا مشخص شود که آیا نحوه ارزشیابی و امتحان با اهداف برنامه جدید آموزش هماهنگ است یا خیر؟

تقدیروتشکر

خدای یگانه را شاکر و ساسگدارم که توفیق حاصل شد تا بتوانم گامی کوچک در راستای تحقق اهداف آموزش و پروزش بردارم و جا داردازریاست دانشگاه آزاد واحد خلخال، دستندرکاران اجرایی همایش،به خاطر برگزاری این همایش سپاس و قدر دانی نمایم واز پدر و مادرم به خاطر حمایتهای بی دریغشان و از استاد راهنمای این مقاله،جناب دکتر سید داوود حسینی نسب ، به خاطر راهنماییهای ارزنده و توانمندشان تقدیر و تشکر می نمایم.

منابع

[۱]ابراهیمی، محمد رضا (۱۳۷۹). بررسی و تحلیل محتوای کتاب علوم تجربی سوم دبستان. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان.

[۲]احمدی، غلامعلی (۱۳۸۰). بررسی میزان همخوانی و هماهنگی بین سه برنامه قصد شده‌، اجراشده و کسب شده در برنامه جدید آموزش علوم دوره ابتدایی. پژوهشکده تعلیم و تربیت.  

[۳]امام جمعه، سید محمد رضا (۱۳۷۷). تحلیل محتوای کتابهای علوم تجربی پایه سوم و چهارم ابتدایی در سال تحصیلی ۷۷ – ۷۶٫ پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس.

[۴]اوجانی، افسانه (۱۳۷۸). تحلیل محتوای کتاب علوم تجربی پنجم ابتدایی با توجه به اصول علمی برنامه‌ریزی درسی و بررسی میزان انطباق آن با توانایی ذهنی کودکان ۱۱ – ۱۰ ساله. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز.

[۵]بدریان، عابد (۱۳۸۵). مطالعه تطبیقی استانداردهای آموزش علوم تجربی دوره آموزش عمومی در ایران و کشورهای مؤفق. تهران: سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی.

[۶]پرویزیان، محمد علی (۱۳۸۴). بررسی آموزش کاوشگری در درس علوم تجربی پایه‌های سوم تا پنجم  مدارس ابتدایی استان مرکزی، موسسه پژوهشی برنامه‌ریزی درسی و نوآوریهای آموزشی .

[۷]جمشید نژاد، مهرداد (۱۳۷۹). بررسی نظرات معلمان در خصوص شیوه نوین ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در درس علوم تجربی دوره ابتدایی در پایه‌های چهارم و پنجم مدارس دولتی تهران در سال تحصیلی ۷۹ – ۷۸٫ پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشکده مدیریت و برنامه‌ریزی وزارت آموزش و پرورش مؤسسه پژوهشی برنامه‌ریزی درسی و نوآوریهای آموزشی.

[۸]حامدی خواه، فضلعلی(۱۳۷۷). بررسی میزان استفاده معلمان از روشهای تدریس فعال و مقایسه نتایج        عملکرد آموزشی آنان در تدریس علوم تجربی دوره ابتدایی. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده مدیریت و برنامه‌ریزی وزارت آموزش و پرورش

[۹]حج فروش، احمد (۱۳۸۰). بررسی پیشنهادهای معلمان مجرب و کارشناسان سازمان و پژوهشگران  درباره محتوای آموزشی کتابهای درسی دوره ابتدایی (علوم تجربی).

[۱۰]حسینی نسب،داوود(۱۳۷۴).تحلیل محتوای کتب درسی فارسی و ریاضی دوره ابتدایی،شورای تحقیقات آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی.

[۱۱]رهبری نژاد، یداله (۱۳۷۷). ارزشیابی محتوای کتاب علوم تجربی آزمایشی پایه پنجم ابتدایی. سازمان   پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی.

[۱۲]شعبانی،حسن(۱۳۷۳).مهارتهای آموزشی و پرورشی(روشها و فنون تدریس)تهران:چاپ سوم،انتشارات سمت.

[۱۳]شعبانی،حسن(۱۳۸۲).مهارتهای آموزشی،روشها و فنون تدریس،تهران:سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم  انسانی دانشگاهها،(سمت).

[۱۴]صفوی،امان اله(۱۳۷۱)،کلیات و روشها وفنون تدریس،تهران:انتشارات معاصر.

[۱۵]فردانش، هاشم(۱۳۷۴) .مترجم،لیشن و دیگران (نویسندگان)راهبردها وفنون طراحی آموزشی ،چاپ اول،تهران:انتشارات سمت.

[۱۶]فردانش،هاشم(۱۳۸۰)،مبانی نظری تکنولوژی آموزشی،تهران:سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها،سمت.                                                                                                                  

[۱۷]قادری، مصطفی (۱۳۷۹). بررسی تطبیقی کتابهای درسی و راهنمای معلم علوم دوره ابتدایی ایران و آمریکا براساس طبقه بندی حیطه شناختی بلوم، بعد اعمال فکری در ساختار هوشی گیلفورد و طبقه بندی هدفهای آموزشی مریل. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه تربیت معلم.

[۱۸]ولیزاده، حسن (۱۳۸۶). فراتحلیلی بر مطالعات انجام شده در حوزه برنامه درسی علوم تجربی دوره ابتدایی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد هشترود.

[۱۹]یارمحمدیان،محمدحسن(۱۳۷۷)،اصول برنامه ریزی درسی،مبانی فلسفی،روانشناختی و جامعه شناختی و…،تهران:موسسه چاپ و      انتشارات یادواره کتاب.

[۱] Harlen, W. (1992)Research and development of science in the primary school.                 INTERNATIONAL GOURNAL OF SCIENCE EDUCAIION, 14 (5): ۴۹۱–۵۰۳٫                                       

  [2] Harlen, W. (1999) Effective TeChing Of Science. Edinburgh: Scottish Council                         

  for Research in Education.                                  


۲- Meriil