ارزشیابی درس هنر

ارزشیابی درس هنر

مقدمه:

مهم ترین هدف آموزش و پرورش در تعلیم و تربیت دانش آموزان فراهم کردن شرایط و امکانات لازم برای بالا بردن سطح شناخت، تقویت، خلاقیت و قدرت بررسی نقد و تحلیل در آن ها است. یکی از راه های تحقق این امر آموزش صحیح هنر به دانش آموزان است. از جمله هنرهایی که می تواند دسترسی به اهداف مورد اشاره را تسریع کند، هنرهای تجسمی است به خصوص نقاشی و کاردستی. یقیناً هنرهای دیگر نیز هر کدام در بالا بردن بهره ی هوش، قدرت، ابتکار و تلطیف احساس سهمی دارند. ولی نقاشی و کاردستی جزء هنرهایی هستند که در حین تحصیل هر دانش اموز و در خلال آموزش هر درس بیش از هنرهای دیگر کارآیی دارند. هدف از آموزش هنر خصوصاً در مدارس هنرمند شدن دانش آموز نیست بلکه تنها برای تقویت شناخت دانش آموز از پیرامون خویش است. تا بحال هیچ کلاس و معلمی به خودی خود نتوانسته است یک هنرمند بسازد زیرا هنر امری ذاتی و فطری است کلاس آموزش هنر و دروس هنری فقط می تواند بخش صنعتی و نظری هنر را تامین کند و در بالا بردن سطح آگاهی ها و اطلاعات عمومی هنری دانش آموزان موثر باشند. لذا آنچه که در مدارس به عنوان هنر به دانش آموزان آموزش می دهند باید ابزاری برای شناخت مفاهیمی که در دیگر دروس آوزش داده می شود باشد.

تعریف هنر:

واژه ی هنر ریشه ی سانسکریت دارد و ترکیبی بوده از دو کلمه ی «سو» به معنی نیک و هر آن چه خوب و نیک است و فضایل و کلماتی که بر آن مترتب است و «نر» یا «نره» به معنی زن و مرد. این لفظ به زبان اوستایی وارد شده، «سین» به «ها» قلب شده و به «هونر» تبدیل شد که در اوستا از صفات اهورامزدا بوده، درفارسی میانه به صورت «هنر» به معنای انسان کامل یا فرزانه آ»ده است. در ادبیات دوره ی اسلامی ایران هنر را به معنی کمال و فضیلت به کار برده اند و به طور عام یک معنای اخلاقی و معنوی بر هنرمرتبت بوده که به معنای بالاترین حد و کمال هر چیز و نیز آن درجه از کمال آدمی است که قابلیت، کفایت، هشیاری، فراست، فضل، تقوا و دانش را در بردارد.

بسیاری از حکما و فلاسفه هنر را با زیبایی پیوند می دهند.

صاحب نظران هنر را تجلی حس زیبایی شناسی در انسان و بعضی، زیباسازی محیط زندگی می دانندو  معتقدند هر آن چه مربوط به زندگی بشر است می تواند جنبه ای زینتی و هنری نیز داشته باشد. هنر مجموعه ای نیز از احساس و تفکر آدمی است. هنر فطری انسان است و از این روست که انسان همیشه به زیبایی ها تمایل دارد. زیبایی و کمال مطلق خالق یکتاست که انسان را در زیباترین وجه آفریده و جهان زیبا را بر استواری و نظم بنا نهاده است.

بزرگان علم و ادب ایران در اشعار خود هنر را اینچنین می دانند که:

بکوش خواجه و از عشق بی نصیب نباش                  که بنده را نخرد کس به عیب بی هنری

قلندران حقیقت به نیم جو نخرند                             قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست

فردوسی، هنر را شجاعت، حافظ تقوی و دانش را هنر، مولانا از هنر بعنوان کمال و تقوی و انسانیت یاد می کنند.

نظام آموزش و پرورش

در سال 1345 نظام آموزش و پرورش ایران از نظر هدف، برنامه و مواد آموزشی تغییر یافته و مقاطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه ایجاد گردید.در این نظام درس هایی مانند هنر و علوم تجربی از کلاس اول ابتدایی در برنامه قرار گرفته و برای هر کتاب روش تدریس یا راهنمای معلم تهیه شد. این کتاب ها براساس اصول یادگیری و توجه به نیازهای فردی و اجتماعی دانش آموزان تألیف شد.

پژوهش های انجام شده نشان می دهد که فعالیت های هنری:

1-    به رشد متعادل شخصیت (شناختی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی) کمک می کند.

2-    رشد و تقویت مهارت های کلامی

3-    باعث تخلیه هیجانی می شود.

4-    باعث آرامش روانی شده و روحیه را تلطیف می دهد.

5-    حافظه را تقویت می کند.

6-    مهارت های ریاضی را توسعه می دهد.

7-    باعث منظم شدن دانش آموز می شود.

8-    بیان احساسات و افکار دانش آموز است.

9-    باعث افزایش اعتماد به نفس می شود.

10-خلاقیت را افزایش می دهد.

 

وظایف معلمان هنر:

با توجه به اهداف بیان شده توانایی ها و امکانات بالقوه هنر در امر ایجاد شناخت و کشف حقیقت و نیز ایجاد آمادگی در یادگیری دروس دیگر شایسته است که معلمان ضمن باور داشتن این قوت و امکان خودشان را برای رسیدن به آن اهداف تجهیز کنند. داشتن مهارت و دانـش نظری لازم در امر هنر شنــاخت کودکان و نوجوانــان و باور کردن توانایی های بی شمار آنان شرایط یک معلم توانا را فراهم می کند. درک هنر و دانش آموز هدف مشخص برنامه ریزی صحیح و اعتقاد و عشق به کار یافتن راه ها و روش های جدید و آزمایش شده نگاه انتقادی به آنچه که در گذشته انجام گرفته و برخورد خلاقانه ـ ابتکاری و دلسوزانه در آموزش هنر.

ورود به کلاس بازدهی سرشار از نکته های جدید روش های راهبردی مناسب برنامه ی پیش بینی شده است. هر معلم هنری که توانایی های فوق را داشته باشد قطعاً می تواند از این طریق مهارت های دانش آموزان را افزایش دهد. به آن ها نظم، منطق و انضباط را بیاموزد. اعتقاد به نفس شان را زیاد کند. اصول و پایه ی زیباشناسی را به آنها تفهیم نماید و سرانجام شاگردانی خلاق و مبتکر تربیت کند.

روش تدریس هنر به دانش آموزان:

اجرا کردن بعضی از دروس چه در بخش آموزش نقاشی و چه در آموزش کاردستی مستلزم فراهم آمدن ابزار است. این ابزار ممکن است در بعضی از مناطق یا مدارس میسر نباشد. و به حد ایده آل نرسد. در این صورت لازم است امکاناتی برای جایگزین کردن آن ها پیش بینی شود و معلمان نیز با کوشش و بکارگیری قوه ی خلاقیت شرایط را برای انجام دادن مفاد درس فراهم کنند دانش آموزان سال های اول و دوم در پاره ای از موارد سوم دبستان توانایی انجام دادن بعضی از کارهای تجـسمی یا کاردستی را ندارند. لازم است معلمان از راه های معقول و مطلوب شادابی کلاس و دانش آموزان را فراهم کنند و نیز انجام کارهایی را که از آن ها بخواهند که در توان و امکانشان باشد و باید رعایت موازین ایمنی صورت بگیرد. بکارگیری ابزاری چون قیچی، چاقو، چسب مایع و امثال این ها به دانش آموزان آموزش داده شود و استفاده هر کدام از آن ها در جای خود تشریح شود.

معلم باید هنگام تکلیف دادن به دانش آموزان هدف خاصی را نیز برای آن ها درنظر بگیرد. همان طور که در آغاز هر درس هدف کلی آن مشخص شده است در ضمن برای روشن شدن اهداف جزیی باید پیش بینی های لازم نیز صورت گیرد و نوع فعالیت دانش آموزان به گونه ای صورت گیرد که هدف موردنظر حاصل گردد. اگرچه در همه ی درس ها سعی شده است قوه ی خلاقیت و ابتکار دانش آموزان تقویت شود ولی گاهی بازگو کردن داستان کوتــاه و ترغیــب دانش آمــوزان به نقاشی کردن صحنه های آن نیز می تواند فرصت های مناسبی را برای ابراز عقیده و به پرواز درآوردن پرنده ی تخیلات آن ها پیش آورد. نقاشی دنیای زیر آب، آسمان ها، بهشت، رویاهای شبانه و امثال این ها می تواند تخیلات دانش آموزان را قوت بخشد.

انجام دادن کارهای گروهی یکی از مواردی است که بسیاری از نکته ها را می توان در خلال آن آموزش داد. نقاشی گروهی یا کارهای دیگری چون چاپ دستی ـ مجسمه سازی ـ طراحی صحنه و امثال این ها را می توان آن ها را در کاغذ با حجم های بزرگ به نمایش درآورد و هیجان زیادی در دانش آموزان ایجاد می کند.

 

ارزش یابی آثار دانش آموزان:

1ـ در انتهای هر درس درباره ی روش ارزشیابی آثار دانش آموزان مطالبی بیان شده است. ارزش یابی کارهای آموزشی اصولاً بایــد با روحیه ای هدایتی، تشویقی، صــورت بگیرد. می توان در ابتدای از هر کاری تعریف کرد. نکات قوت آن را بیان نمود. و نوآوری های آن ها را یادآور شد و سپس با زبــان ملایم آموزنده و محبت آمیز ایرادها و اشکالات را نیز تذکر داد.

 

2ـ در ارزشیابی آثار لازم است به تکالیف خواسته شده در درس شرایط و توانایی های دانش آموز توجه کرد.

3ـ به نمایش گذاشتن آثار دانش آموزان ایجاد رقابت در آن ها و ارزشیابی قیاسی آثارشان مطلوب و پسندیــده است و هیجـــان قضــاوت را بیش تر می کند. این امـر به دانش آموزان می آموزد که چگونه درباره ی آثار هنری قضاوت کنند.

 

نگهداری ابزار و مواد:

تهیه ابزار و مواد شاید مشکل نباشد ولی نگهداری آن ها مهم است. برای بهره برداری بیش تر و بهتر باید هر کدام از ابزار و مواد مصرفی خود را به خوبی بشناسیم و به نحو شایسته ای از آن ها نگهداری کنیم.

 

                                                                                                   

                                                                                                     

 

 

 

 

تحول در نظام آموزشی و برنامه درسی هنر

پس از انتشار اخباری مربوط به تغییر در نظام آموزشی، از جمله اضافه شدن دوره پیش دبستانی و حذف دوره پیش دانشگاهی و تغییر در دوره راهنمایی، این مسئله که برنامه درسی هنر دوره راهنمایی چه تغییراتی خواهد کرد، مورد توجه است.

همه دبیران و صاحب نظران اتفاق نظر دارند که با یک ساعت و دو ساعت در هفته، نمی توان به اهداف بلندبالای این درس رسید. آن هم یک ساعت آموزشی که اصولاً ۴۵ دقیقه است و عملاً به ۳۰ دقیقه محدود می شود. جهت اطلاع سایر دبیران و خوانندگان این متن، باید اشاره شود که هنر اول راهنمایی دو ساعت در هفته و هنر دوم و سوم راهنمایی، یک ساعت در هفته است.

کسانی که با تدریس هنر آشنا هستند، می دانند که ماهیت بسیاری از دروس این رشته کارگاهی و عملی است و بخش های بسیار محدودی از آن ممکن است به صورت نظری تدریس شود، آن هم در شرایط خاصی که ضرورت داشته باشد. حال باید از برنامه ریزان پرسید که آیا یک ساعت آموزشی برای یک درس کارگاهی مناسب است؟

برای این که مقایسه ای انجام دهیم، وضعیت درس تربیت بدنی را که درسی عملی است، در نظر بگیرید. تا دو سال پیش، این درس در هر پایه راهنمایی، هفتگی ۲ ساعت تدریس می شد که بعدا به سه ساعت رسید. درس هنر نیز درسی عملی است و همان طور که گفته شد، تدریس آن نیز به صورت کارگاهی انجام می شود.

 

 

البته مشکل درس هنر، تنها محدودیت ساعت تدریس آن نیست.

مشکلات تدریس درس هنر

می توان برخی از مشکلات درس هنر را به صورت زیر  عنوان کرد:

     نبود محلی مناسب برای تدریس عملی درس:

بهترین مکان برای تدریس هنر، کارگاه است و ناگفته پیداست که بسیار از مدارس ما حتی امکانات مناسب آزمایشگاهی نیز ندارند، تا چه رسد به کارگاه هنر.

  تعداد زیاد دانش آموزان:

با توجه به ماهیت درس و برای این که معلم بتواند به کارهای تک تک دانش آموزان رسیدگی کرده و آنها را راهنمایی کند، تعداد دانش آموزان نباید زیاد باشد، در حالی که کلاس های راهنمایی به خصوص در مناطق شهری حدود ۳۰ تا ۴۰ نفره هستند.

       قدیمی بودن کتاب:

 کتاب هنر در هر سه پایه راهنمایی، نیاز به تالیف مجدد دارد. چندین سال است که این کتاب ها بدون تغییر (غیر از کاسته شدن حجم کتاب) تدریس می شوند و نیاز به تغییر کاملا در آنها حس می شود

 

 

 

نبود ابزار مناسب:

متاسفانه ابزار مناسب برای انجام فعالیت ها در درس هنر در بسیاری از مناطق کشور به خصوص در شهرها و روستاهای کوچک یافت نمی شود. حتی نمونه ابزارهای هنری نظیر آبرنگ، قلم مو، قلم نی و برای آشنایی دانش آموزان، در کیت های موجود در مدارس نیز یافت نمی شود.

مشکلات ارزشیابی درس:

 ارزشیابی این درس بنابر آئین نامه امتحانات، به صورت عملی است، اما وقتی امکان تدریس مناسب وجود ندارد، ارزشیابی نیز به صورت صحیحی صورت نمی گیرد. در اکثر موارد، امتحانی برای این درس وجود ندارد و نمرات با نظر معلم و با توجه به نمرات نوبت منظور می شود.

در نهایت همه این موارد در کنار هم منجر به این می شوند که یا معلم تدریس درس را کنار بگذارد (به خصوص معلمانی که رشته تدریس اصلی شان هنر نیست) و یا شیوه تدریس به صورت نظری و یا نیمه عملی و کاملاً محدود خواهد بود که به هیچ وجه اهداف اصلی این درس را محقق نمی سازد.

حال باید دید که آیا تغییرات جدید، در برنامه ها و سرفصل ها و محتوای دروس هنر دوره راهنمایی تاثیری هر چند کم خواهد گذاشت، یا این که دبیران هنر همچنان باید با مشکلات موجود بسازند؟

 

 

 

 

 

 برنامه درسی هنر در دوره ی ابتدایی

1-    مقدمه: معرفی و ضرورت

2-    برنامه درسی: – رویکردها

                           – هدف غایی

                           – اهداف کلی

                           – محتوا:

    ارتباط با طبیعت –  موسیقی –   نقاشی –   کاردستی و حجم سازی –   قصه و نمایش –  آشنایی با میراث فرهنگی  – آشنایی با رشته های هنری

                           – مواد و رسانه های آموزشی

                           – روش های یاددهی-یادگیری

                           – ارزش یابی

                           – فضای آموزشی

                           – اشاعه ی برنامه

3-    نتیجه

مقدمه

معرفی و ضرورت: برنامه ی درسی هنر دوره ی ابتدایی

برنامه ی درسی یک سند ملی است که برای هر ماده ی درسی موارد زیر را مشخص می کند:

رویکرد، هدف غایی، اهداف کلی، محتوا، مواد و رسانه های آموزشی، روش های یاددهی- یادگیری، روش های ارزش یابی، فضای آموزشی، اشاعه ی برنامه.از 28 ساعت آموزشی حدود 6% به درس هنر اختصاص دارد.

  • پس به یقین توجه به درس هنر می تواند بسیاری از مسائل آموزش و پرورش دوره ی ابتدایی که کودکان مرحله مهمی از زندگی خود را طی می کنند را حل کند.

 

دیدگاهی کلی که جهت گیری فلسفی و اجرایی برنامه ها رادردرس هنر نشان  می دهد:

1-  کودک محوری: دانش آموز آزاد، فعال و جست و جو گر است. از همه ی توانایی ها و استعدادهای خود و امکانات و شرایط محیط بهره می گیرد. می اندیشد، تجربه می کند و کشف می کند. معلم بر کار او نظارت می‏نماید و در موارد ضروری او را راهنمایی می کند. با کمک یک مربی کارآزموده و خلاق می توان با خلق آثار هنری به رشد فکری خود کمک کنند و از طرفی باعث می شود ماهیت درونی خود را نشان داده و اطرافیان (اولیاء و مربی) شناخت بیشتری بدست آورد.

2-  تلفیق رشته های هنری: دریافت های حسی انسان مجموعه ای است. او به طور هم زمان همه چیز را می بیند، صداهای اطراف را می شنود و … و هماهنگی و زیبایی آن را درک می کند. علاوه بر آن به سختی می توان مرز روشنی بین رشته های هنری قائل شد. بنابراین بهتر است فعالیت های هنری به صورت هم زمان انجام شوند.

3-  رویکرد پرورش خلاقیت: درس هنر بیش ترین زمینه را برای پرورش خلاقیت کودکان دارد و خصلت هایی از قبیل انعطاف پذیری، تمایل به بسط و گسترش تجربه ها، سازگاری، خیال پردازی و پشتکار را در دانش آموزان پرورش می دهد و فضایی ایجاد می کند که آن ها پویا باشند و آزادانه به خلق آثار هنری بپردازند.

4-  رویکرد مشارکتی: آموزگار با توجه به استعداد، علاقه و نیاز دانش آموزان، آن ها را در برنامه ریزی ساعت درس هنر مشارکت می دهد. به این ترتیب چون دانش آموزان برنامه را از آن خود می دانند، در اجرای آن مسئولانه کوشش می کنند. هم چنین دانش آموزان در فعالیت های گروهی مثل نقاشی، سرود، نمایش و بحث ها و تبادل نظرها مشارکت خواهند داشت.

و شهید مطهری به جنبه های ذوقی و لذت بخش هنر توجه کرده است و معتقد است انسان از راه هنر، احساسات و عواطف و ادراکات و آرزوهای خود را به نمایش می گذارد.

 

اهداف:

هدف غایی: هدف غایی این درس «تربیت هنری» است. تربیت هنری ایجاد فرآیندی است که به رشد شناختی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی فرد بینجامد. هم چنین به او کمک می کند تا استعدادهایش را شکوفا نماید.زیبایی ها را بشناسد و در زندگی خود به کار گیرد.

اهداف تربیت هنری در سه حیطه ی دانش، مهارت و نگرش به شرح زیر است:

1- اهداف حیطه دانش:

1)      آشنایی با طبیعت به عنوان منبع الهام آفرینش های هنری

2)      آشنایی با رشته های هنری(موسیقی، نقاشی، کاردستی و حجم سازی، قصه و نمایش)

3)      آشنایی مقدماتی با ابزار و مواد هر یک از رشته های هنری

4)      آشنایی با میراث فرهنگی و هنری

2- اهداف حیطه ی مهارت:

1)      توانایی کاربرد حواس پنج گانه

2)      توانایی در گفتار

3)      توانایی در انجام صحیح حرکات

4)      توانایی استفاده از ابزار، مواد و فنون ساده

5)      توانایی بیان افکار و احساسات در فعالیت های هنری

6)      توانایی برقراری ارتباط اجتماعی

7)      توانایی توصیف و بررسی فعالیت های هنری خود و دیگران

3- اهداف حیطه ی نگرش:

1)      تمایل به کسب تجربه در رشته های مختلف هنری

مشکلات و راهکارهای درس هنر در مقطع ابتدایی:

       نبود کارگاه هنر در مدرسه:

 یکی از کلاس‌های مدرسه به فعالیت‌های هنری اختصاص داده شود تا دانش‌آموزان هر کلاس در زنگ هنر فعالیت‌هایشان را در آن جا انجام دهند.

  • نبود همکار متخصص هنر در مقطع ابتدایی:

معلمان هنر در سطح در دوره ابتدایی شناسایی و از وجود آنها برای آموزش هنر استفاده شود برای معلمانی که مهارت‌های ویژه هنری دارند انگیزه معنوی و مادی فراهم شود.

  • آشنا نبودن معلمان با اهداف و برنامه‌های درس هنر:

ضرورت دارد دوره‌های آموزش ضمن خدمت برای آنان برنامه‌ریزی و اجرا گردد.

آزادی بی‌قید و شرط دانش‌‌آموزان در زنگ نقاشی:

 بهتر است مربی آنها را راهنمایی کند تا از تکرار عناصر در کار پرهیز نمایند و این امر به منزله سلب آزادی هنری نمی‌باشد بلکه پیشگیری از عادات غلط و ناشیانه و در مقابل، افزایش قدرت دید و ایجاد مهارت بیشتر در آنها است.

       عدمت توجه مدیران به نقش هنر در تربیت دانش‌آموزان:

 ابلاغ پیام‌های تربیتی و هر نوع محتوای مورد نظر اگر با جاذبه‌های هنری و ادبی همراه باشد، موفقیت و اثربخشی آنها چند برابر می‌شود و این پیام‌ها اگر بر محمل هنر سوار شوند به نیکوترین شکل و ماندگارترین حالت بر جان و دل دانش‌آموزان اثر خواهند گذاشت.

    عدم توجه به ارزش هنر در غنی‌سازی اوقات فراغت:

 اوقات فراغت،‌ لحظاتی است که دل فارغ و آسوده باشد، آماده خوب دیدن، خوب فکر کردن و قبول باورها.

عدم آشنایی همکاران به جنبه‌های مختلف کارهای هنری در زنگ هنر:

 هنر می‌‌تواند زمینه‌های رشد در جنبه‌های مختلف روانی، عاطفی و دینی را فراهم سازد برای مثال نمایش می‌تواند تاثیرات تربیتی خاصی بگذارد که برخی از این تاثیرات از دیگر هنرها نظیر نقاشی یا خوش‌نویسی ساخته نیست.

مشکلات تدریس هنر ، تنها زمان اندک آن و انتظارات دانش آموزان برای فراگیری بیشتر و بهتر هنر نیست. بسیاری از مشکلات تدریس هنر در مدارس راهنمایی، ناشی از نقص کتب آموزشی و نگاه کهنه و قدیمی سیاست گذاران آموزشی است . چگونه می توان بر مشکلات درس “آموزش هنر” در سال اول راهنمایی غلبه کرد؟ چگونه می توان میزان رغبت و شوق دانش آموزان را برای فرا گرفتن درس هنر افزایش داد؟ چگونه می توان درس هنر را زمینه بروزخلاقیت در دانش آموزان راهنمایی قرار داد ؟ و مهم ترین سوال : چگونه می توان بروزخلاقیت در دانش آموزان و رغبت و شوق دانش آموزان را برای فرا گرفتن درس هنر در کتب آموزش هنر برطرف کرد؟ این سوالات از جمله سوالاتی است که با رسیدن به جواب آن می توان بر بسیاری از مشکلات تدریس هنر فائق شد و فرایند تدریس و آموزش هنر هم برای دبیر هنر و هم برای دانش آموزانش شیرین تر شود. مفاهیم هنر به رقم غوطه وری مان در کشوری هنر آفرین و هنر پرور چندان شناخته شده نیست و در حال حاضر قابلیت های هنر در زندگی روزمره و نظام آموزشی چندان شناخته شده نیست. با تعریف صحیح هنر و آشنا شدن به قوت های آن پی می بریم که تا چه حد از این نیروی نهفته در اصالت های فرهنگی و ملی مان غافل بوده ایم و نتوانسته ایم بهره چندانی در تربیت و تعلیم دانش آموزان داشته باشیم. علاوه بر ایجاد پیوستگی‌ و اتصال‌ فرهنگی‌ در دانش آموزان ضمن‌ آموزش‌ که یکی‌ از اهداف‌ مورد انتظار نظام های آموزشی است توجه به پرورش خلاقیت نیز برای جهش فرهنگی که نوعی جهش فکری را پدید می آورد در کناراین مشخصه در نظر گرفته می شود. و همین عامل در نظام های آموزشی به عنوان یک مشخصه و پارامتری قلمداد می شود که آموزش‌ نوین‌ را از آموزش‌ سنتی‌ متمایز می‌سازد. در عرصه‌ی‌ آموزش‌ هنر امروز، خلاقیت‌” یک عنصر اساسی‌ آموزش‌ را تشکیل‌ می‌دهد که متناسب با نیاز نظام آموزشی بر این ویژگی آموزش هنر در برنامه های درسی قرار گرفته است. توجه به پرورش خلاقیت در دانش آموزان با توجه نیاز روز افزون جامعه ایران اسلامی به خود کفایی کشور روز به روز در نظام آموزشی جای خود را باز می کند و به همین تناسب لازم است توجه به بالا بردن خلاقیت در تربیت دانش آموزان مورد توجه قرار گیرد. تعریف خلاقیت مورد انتظار در دانش آموزان حد خاصی ندارد ولی تعرف این هدف بر اساس حداقل ها این است که دانش آموز بتواند در طول یک سال آموزشی بتواند نیازهای آفرینشی خود را که در وجود درونی اش قرار گرفته پیدا کرده و متناسب با آن به آفرینشی دور از تقلید دست بزند. در فرآیند آفرینندگی دانش آموز با لذت بردن از کشفی که از درون خود کرده است نه تنها به اهداف آموزشی درس هنر می رسد که در صورت توجه بیشتر با خلق آثار هنری که ناشی از نیروی بدست آمده اش در درس هنر می باشد زمینه خلاقیتش برای کشف و آفرینش در حوزه های دیگر علوم نیز فراهم می شود. در جریان درس “آموزش هنر” هم و غم دبیر هنر نباید با زمانی اندک و امکانات محدود صرفا آموزش باشد مباحث کتاب باشد. وانگهی‌، نظام‌ آموزش‌ رسمی‌ و همچنین‌ آموزش‌ آزاد هنر هیچ‌ یک‌ نمی‌توانند زمانی‌ نامحدود و برنامه‌ای‌ فردی‌ برای‌ آموزش‌ تدارک‌ ببینند. ازاین‌رو، آن‌چه‌ که‌ به‌واقع‌ عملی‌ و امکان‌پذیر است‌، انتقال‌ دانش‌ و فن‌ هنری‌ و تا حدودی‌ اخذ مهارت‌ است‌. توفیق‌ در این‌ برنامه‌ها به‌ مفهوم‌ پرورش‌ استعدادهای‌ ناآشکار و زمینه‌سازی‌ برای‌ آغاز کار هنری‌ است‌، همان‌ هدفی‌ که‌ آموزش‌ هنر دنبال‌ می‌کند. مطابق اهداف نظام آموزشی و آموزش راهنمایی هدف از گنجاندن درس “آموزش هنر” تربیت هنرمند نیست که البته این تربیت اگر صورت بگیرد خیلی آرمانی و قابل ستایش است بلکه هدف اصلی پرورش دانش آموز متاثر از ارزش های موجود در هنر است و بدیهی ترین این ارزش ها پرورش دانش آموزانی خلاق و پویاست . بر همین اساس باید دید چگونه می توان بر مشکلات درس “آموزش هنر” در راهنمایی غلبه کرد و این درس را به عنوان درسی لذت آفرین و جذاب ارائه کرد تا دانش آموزان با جدای از مشکلات حاشیه ای این درس به اهداف اصلی آن پی ببرند؟ در ذیل مواردی از مهم ترین مشکلات موجود در سر راه آموزش هنر وجود دارد؛ بیان می شود تا با در نظر گرفتن آن بتوان قسمتی از مشکلات این درس را با تالیف جدید کتب رفع کرد. 1-کم‌اهمیت‌ بودن‌ درس‌ هنر به‌ نسبت‌ سایر دروس‌ از منظر بسیاری‌ از مسئولان‌ و سیاستگذارن‌ امر آموزش‌ 2- فقدان‌ تعریف‌ صریح‌ از شرح‌ درس‌ هنر و اهداف‌ آموزش‌ هنر 3- کمبود وقت : در سال اول راهنمایی 2 ساعت و در 2 سال دوم و سوم به مدت یک ساعت برای تدریس هنر در نظر گرفته شده است که برای تدریس هنر خیلی کم است. 4بسته‌بودن‌ نظام‌ و فضای‌ آموزشی‌ نسبت‌ به‌ هرگونه‌ نوع‌آوری 5- پایین بودن آگاهی والدین و دیگر همکاران آموزشی به اهمیت درس هنر 6- عدم‌هماهنگی‌ میان‌ دبیران‌، نیازهای‌ واقعی‌ آموزش‌گیرندگان‌ و برنامه‌ریزان‌ دروس‌ هنر 7- عدم‌ وجود پیش زمینه های‌ آموزش‌ هنر از دوران‌ مهدکودک‌ و پیش‌دبستانی‌ و دوره ابتدایی 8- فقدان‌ فضای‌ مناسب‌ برای‌ برگزاری‌ کلاس‌های‌ هنر 9- کمبود و در بسیاری‌ از موارد عدم ‌وجود وسایل‌ کمک‌آموزشی‌ 10- عدم‌تطبیق‌ دروس‌، سرفصل‌ها و نوع‌ آموزش‌ هنر با نیازهای‌ واقعی‌ جامعه‌ بررسی دلیل شکست دانش آموزان در تحصیل به مطالعه دقیق احتیاج دارد، تنبلی یا بی میلی را نمی توان تنها دلیل عقب افتادگی تحصیلی دانست. گاهی علت شکست دانش آموزان را باید در خانواده، گاه در مدرسه و معلم و گاه در جامعه و نظام آموزشی و وضعیت اقتصادی جستجو کرد.

مدرسه درمیان نهادهای تعلیم و تربیت جامعه جایگاه ویژه ای دارد. درواقع مدرسه بعد از خانواده مهمترین عامل در پرورش افراد است. در حدود سن هفت سالگی تربیت افراد در مدرسه آغاز می شود و تا دوران جوانی ادامه دارد. در این مدت دانش آموزان در جنبه های مختلف جسمانی، عقلانی، اخلاقی، هنری و غیره پرورش پیدا می کنند.مدرسه کانونی است که در آن دانش آموز در معرض تجربیات جدید قرار می گیرد و وجود همکلاسی ها، شرایط و روابط تازه، عرصه ای را برای کسب مهارت های اجتماعی فراهم می کند، درنهایت آموزش رسمی، فرد را برای یادگیری میراث فرهنگی جامعه در قابل تعلیمات مدرسه ای آماده می سازد.
اودلوم معتقد است که نظام آموزشی امروز برای نیازهای مختلف دانش آموزان در مراحل مختلف رشد و باتوجه به تفاوت های فردی آنان کافی نیست، نظام آموزشی چنین است که به دانش آموز هرچه گفته می شود، باید انجام دهد و اگر از قبول آن سرباز زند به نوعی تنبیه و زندگی برای او تلخ می شود. اگر مطالب آموختنی برای دانش آموزان جالب نباشد به طرف آن نمی روند. جالب توجه بودن برای روان ما شبیه اشتهای به غذا برای جسم است. همان طور که جسم غذای ناخوشایند را رد می کند، فکر ما نیز غذای نامطبوع را رد می کند. موفقیت یک نظام آموزشی مستلزم وجود ۵رکن است:
۱) برنامه تحصیلی مناسب
۲) معلمان کافی و با صلاحیت
۳) کتاب ها و وسائل درسی مناسب
۴) آموزشگاه های مطابق با وضعیت جغرافیایی و با کیفیت مناسب
۵) سازمان اداری مطابق با مقتضیات اجتماعی، اقتصادی و جغرافیایی کشور.
چنان چه برنامه با مرحله سنی کودک مناسب نباشد یا محتوای زیاد و غیرضروری را شامل شود و کتاب ها ازنظر محتوا کهنه یا تکراری باشد و توزیع آموزشگاه ها در سطح کشور درست صورت نگیرد یا شرط دیگری تحقق نپذیرد به مشکلات تحصیلی و درنتیجه افت آن می انجامد و سرمایه انسانی، اقتصادی زیادی تلف می شود و طبعاً جبران اتلاف نیروی انسانی امکان پذیر نیست و چه بسا نیروهای فکری درجهت درست و مناسب خود رشد نکنند.
یکی از مسائل و مشکلات اساسی نظام آموزشی هرکشوری مسئله افت تحصیلی است (منظور از افت تحصیلی کاهش عملکرد تحصیلی دانش آموز از سطح رضایت بخش به سطحی نامطلوب است
عوامل مهم در افت تحصیلی دانش آموزان عبارتند از:
۱)عوامل فردی:
بدون شک یکی از عوامل مهم در افت تحصیلی کمبود هوش و توانائی های ذهنی است، مطالعات نشان داده است که درصد بسیار اندکی (۱۰%) از موارد افت تحصیلی به علت ناتوانی ذهنی فرد است.

برای یادگیری و به خاطر سپردن هر مطلبی اولین شرط، توجه به آن مطلب است. بدیهی است که اگر دانش آموز از هوش بالایی برخوردار باشد، ولی به مطلب یا موضوعی توجه نکند، نمی تواند آن را فراگیرد. علت افت و شکست تحصیلی بعضی از دانش آموزان ناشی از عدم توجه به معلم و مواد تدریس شده و نیز عدم تمرکز حواس هنگام مطالعه و انجام تکالیف درسی است.
عامل فردی دیگر انگیزه است که موجب هدایت رفتار فرد به سوی نوعی هدف مطلوب می شود. انگیزه در واقع موتور حرکت هر فردی است. محققان یکی از دلایل افت تحصیلی را نداشتن انگیزه پیشرفت می دانند. برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان باید تلاش نمود تا فرد احساس نیاز کند. وقتی دانش آموزان در اثر شکست در درسی تازه نسبت به آن نگرشی منفی پیدا می کنند، باید به او کمک کرد تا در درس تازه موفقیت کسب کند. در نتیجه به تصویری مثبت تر به توانایی خود در مورد یادگیری مطلب درسی دست یابد، زیرا یادگیری همراه با موفقیت به ایجاد انگیزه منجر می شود و باید شرایطی را فراهم کرد که دانش آموز موفقیت خود را احساس می کند. افرادی که دارای انگیزه پیشرفت بالا هستند به تکالیفی روی می آورند که درجه دشواری آن در حد متوسط باشد و از تکالیف خیلی آسان یا خیلی دشوار پرهیز می کنند و برعکس افرادی با انگیزه پایین به سوی تکالیف نیمه دشوار روی می آورند که بتوانند از دشواری آنها به عنوان بهانه ای برای عدم موفقیت استفاده کنند.
نارسایی های جسمی یکی دیگر از عوامل افت تحصیلی فردی است. دانش آموزانی که دارای بنیه ای ضعیف هستند و از سلامت عمومی کامل برخوردار نیستند، نمی توانند به اندازه کافی کوشش و فعالیت داشته باشند. این دسته به خاطر دارا بودن استعداد ابتلاء به انواع بیماری ها از پیشرفت درسی باز می مانند. وجود ضعف در بینایی، ناراحتی های مربوط به ضعف عصبی و مشکلات ارتباطی از جمله این موارد می باشد.
۲) علل خانوادگی:
شاید بتوان گفت مهمترین عامل مؤثر در شکل گیری نگرش دانش آموز نسبت به تحصیل، خانواده است، که با مساعد کردن محیط خانواده می توانند باعث پیشرفت فرزندان خود گردند.

یکی از مهمترین عوامل افت تحصیلی دانش آموزان فقر مالی خانواده است که می تواند به طور غیرمستقیم بر پیشرفت تحصیلی مؤثر باشد. محروم ماندن از غذای سالم و کافی و نداشتن استراحت لازم موجب عقب ماندگی درسی می شود. فقر فرهنگی و بیسوادی یا کم سوادی والدین، فقدان والد یا والدین، مشاجره و ناسازگاری میان والدین و نحوه برخورد و ارتباط دانش آموز با برادران و خواهران از مهمترین علل خانوادگی در افت تحصیلی دانش آموزان است.
۳) علل آموزشی و مدرسه ای:

گاهی علت افت تحصیلی و یا شکست درسی دانش آموزان را باید در مدرسه جستجو کرد. شیوه تدریس معلم، برنامه درسی مدرسه که درست طراحی نشده مثلا دروس نسبتاً سخت را پشت سر هم یا در ساعاتی گذاشته اند که عموماً دانش آموزان خسته هستند. پیشداوری های معلم، شرایط فیزیکی کلاس، تعویض معلمان به طور مکرر در طول سال تحصیلی و ارزیابی های نادرست معلمان از عملکرد دانش آموزان، کنترل نامناسب کلاس و فقدان وسایل کمک آموزشی از دیگر علل در افت تحصیلی دانش آموزان هستند. از میان عوامل فوق معلم اهمیت بسیاری دارد. (معلمان شایسته دارای صفاتی چون سلامتی جسمانی و روانی، مهربان بودن، باثبات بودن و منطقی بودن، صبور و بردبار بودن و… هستند).عواملی مانند عدم تناسب نیازها و علایق دانش آموزان با محتوای کتب درسی و عدم هماهنگی اهداف آموزشی با نیازها و علایق دانش آموزان از عوامل افت تحصیلی می باشد. اگر محتوا و روش و فنون آموزش و پرورش واقعاً با نیازها و رغبت ها و مسائل و مشکلات دانش آموزان تناسب داشته باشد، باعث می شود که آنها در تحصیل بهتر کوشش کنند و تحصیلات خود را به پایان برسانند و در نتیجه از میزان ترک تحصیل کاسته شود.هدف عمده در مدرسه پیش بردن یادگیری دانش آموزان است. تمام فعالیت های مدرسه باید متوجه همین هدف باشد، زیرا مقدار و نوع یادگیری دانش آموزان است که میزان فعالیت های مدرسه را روشن می کند. هرگاه دانش آموز مطلبی را یاد بگیرد و این امر موجب تغییر رفتار وی خواهد شد و به عبارت دیگر تجارب یادگیری موفقیت آمیز موجب تغییراتی در رفتار دانش آموز می شود. به وسیله ارزیابی و امتحان است که معلم می تواند اثر کوشش های خود را بفهمد و یا بداند که چه اندازه توانسته است دانش آموز را در راه رسیدن به هدف های مورد نظر کمک کند و خود نیز تا چه حد موفق بوده است. چنان چه امتحان به جای این که یک وسیله باشد، یک هدف اصلی به شمار آید، بر کل فرآیند آموزشی اثرات سوء می گذارد و هدف های حقیقی آموزش و پرورش را به مخاطره می اندازد، در چنین حالتی امتحان بر چگونگی تدریس و یادگیری تأثیر گذاشته و دانش آموزان فقط برای کسب نمره و قبول شدن در امتحان فعالیت می کنند.
دانش آموزان برای دریافت نمره به حفظ کردن مطالب می پردازند و در نتیجه قدرت تفکر و استدلال و نوآوری فراگیران ضعیف می گردد و موجب خستگی آنها از درس و معلم می شود. همه این موارد منجر به عدم پیشرفت و افزایش میزان افت تحصیلی و در نهایت ترک تحصیل دانش آموزان می گردد.

استفاده از شیوه های صحیح امتحان یا ارزیابی پیشرفت تحصیلی، نه تنها معلم را قادر می سازد که دانش آموزان خود را در رسیدن به هدف های آموزش و پرورش راهنمایی کند، بلکه براساس ارزیابی مداوم می تواند روش تدریس را نیز ارزیابی کند. به این ترتیب می تواند از ترک تحصیل دانش آموزان جلوگیری کند. بنابراین امتحان وسیله ای نیست که تنها در پایان مراحل تحصیلی و برای و انتخاب افراد مستعد و شایسته تر به کار رود، بلکه امتحان باید به طور مداوم و در جریان تدریس باشد و در موقعیت های مختلف انجام گیرد.

گاهی عقب ماندگی در تحصیل بر اثر تنش فکری و وضع آشفته وهیجاناتی است که به مناسبت بلوغ در نوجوانان ایجاد شده است. از یک سو بحران بلوغ و مسائل مربوط به آن و از سوی دیگر بحران هویت و مسائل ارزشی و از طرفی روابط با والدین و همسالان، نوجوان را بر سر راه های انتخاب قرار می دهد و واقعاً نمی داند از زندگی چه می خواهد و دیگران نسبت به او چه عکس العملی نشان می دهند. این امور باعث ناراحتی، افسردگی و اضطراب نوجوان و در نتیجه عقب افتادگی و شکست در تحصیل می شود.

لذت افرینی درس هنر در مدارس

اگر بنا را بر آن بگذاریم که قرار است این اندک زمان تدریس برای دانش‌آموز به زمانی خوشایند تبدیل شود و از دانش‌آموزی که دارای زمینه مستعدی بوده، «هنرجو» بسازیم، فرصت بسیار مغتنمی به شمار می‌آید
لذت‌آفرین بودن درس هنر به‌خاطر ارتباط مستقیم با عواطف و احساسات دانش‌آموزان و لایه‌های زیباشناختی شخصیت بچه‌ها، یک مزیت نسبی برای معلم هنر است که از این فرصت استفاده بهینه کند. دانش‌آموزی که به هر دلیل ممکن است به خیلی از پیام‌ها پاسخ ندهد در مقابل محرک‌های هنری نگاه ویژه‌ای خواهد داشت. معلم هنر قبل از اینکه از این فرصت مطلوب بهره بگیرد، براساس مهارت‌ها، توانایی‌ها و بینش هنری خود باید به این سوال در صحن علنی کلاس خطاب به بچه‌ها مطرح کند که: از درس هنر چگونه لذت ببریم؟»
«بچه‌ها به «ابراز وجود از طریق اثر هنری» خویش هم علاقه‌مندند و هم به آن نیاز دارند. این حسن علاقه و نیاز توامان باعث می‌شود که نمایش کارهای هنری تاثیر خوشایند و لذت‌آفرین درس هنر را در ذهن و ضمیر آن‌ها ثبت کند
یکی دیگر از راهکارهای ارائه شده  این است که:«هر یک از معلم‌های هنر ابتکاری را در روش تدریس خود به کار می‌گیرند. بچه‌ها از دیدن معلم‌های هنر که در رشته خود کارآمد و آگاهند به ذوق می‌آیند. معلم هنری که از بدو ورود، اساس تدریس خود را بر فعالیت‌های هنری قرار می‌دهد و دائم در حال خلق اثر هنری است، بهتر و بیشتر انگیزه خلق اثر پیشکش دانش‌آموزان خود می‌کند. بچه‌ها از تولید یک سطر خوشنویسی، یک طراحی ساده، یک کاردستی زیبا لذت می‌برند و با ایجاد حس همذات پنداری، آرزوی خلق چنین اثری را در سر می‌پرورانند. شاید باور نکنید ولی این شاگردی به همین سادگی مقدمه استادی است
تأکید بر باور داشتن به توانایی‌های معلم و شاگرد یکی دیگر از راهکارهایی است که نویسنده به آن اشاره کرده است: «بچه‌ها را باید باور کرد و به تاثیرگذاری معلم هنر نیز باید عشق وایمان داشت و باید مطمئن بود که یادگیری تدریجی است و تاثیر آن هیچگاه آنی نیست؛ بنابراین باید کار کرد و به قول آن بزرگ، «کاغذ و قلم را نباید مذمت کرد؛ بلکه باید زحمت کشید و کشیده را خوب کشید. از موارد دیگر لذت‌آفرینی درس هنر روش ساختن کاغذ ابر و باد است که اوج تجلی هنری خلاق را برای رنگ‌آمیزی اندیشه‌های رنگارنگ بچه‌ها در صفحه کاغذ عملی می‌کند؛ حتی در کلاس‌های دانشگاهی این روش باعث پرواز روح دانشجویان می‌شود؛ گویی اصلاً کسی احساس نمی‌کند که در فضای کلاس است

فراگیری هنر

مقدمه: « هنر برتر از گوهر آمد پدید »
الحمدالله الذی هدینا لهذا و ماکنا لنهتدی لولا ان هدینا الله ستایش خدای را که ما را بر این مقام راهنمایی کرد که اگر هدایت الهی نبود، خودبه خود در این مقام راه نمی افتادیم.
« سوره اعراب » آیه 42
بی شک فراگیری علم و هنر در دوران کودکی در شکل گیری شخصیت و تربیت پذیری کودک، تاثیر بسیار دارد چنانکه به فرموده پیامبر اسلام (ص) فراگیری علم در کودکی همچون نقشی است که بر سنگ حک شود.
« کودکان در سنین هفت سالگی زمانی که پا به مدرسه می گذارند میل بی حدی به هنر دارند و معلم می تواند شادمانی و شعف حاصل را از ترسیم نقاشی را در چهره انسان به راحتی ببیند مربی و معلم باید حافظ این ذوق و شوق باشد و آن را تقویت کند در این سن توانایی کودکان از نظر به تصویر کشیدن تصورات ذهنی بسیار خوب است در این دوران نقاشی معرف حالات درونی آنهاست و عدم دلسوزی یا بی تفاوتی والدین و مربیان، سبب واکنشهای نامساعد می گردد و راهنماییهای صحیح معلمان ابتدایی می تواند آنها را به صورت تصویرهایی جاودانی در آورد » ما در این تحقیق در جستجوی آن هستیم تا موانع و مشکلاتی که باعث شده معلمین کمتر به این توجه کنند را بررسی کرده و با ارائه راهکارهای عملی ساعات هنر را پربار سازیم. در این تحقیق نقش هنر در پرورش استعدادهای دانش آموزان مقطع ابتدایی ( که شامل نقاشی ، خوشنویسی و کاردستی می باشد) مورد پژوهش قرار می گیرد.
از اینرو این تحقیق با هدف دستیابی به اطلاعاتی در زمینه تاثیر هنر در باروری استعدادها و علاقة دانش آموزان طراحی و اجرا می گردد نتایج حاصله از این تحقیق در درجه نخست متوجه کلیه کسانی می باشد که علاقه مند به هنر می باشند و استعداد لازم را در این زمینه دارند و از سوی دیگر متوجه کلیه کسانی که به کار تدریس در کلاسهای هنر و به نوعی با تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان سروکار دارند می باشد امید است که زمینه های رشد و تعالی و کسب مهارتهای تخصصی لازم در زمینه هنر بخصوص برای معلمان دوره ابتدایی فراهم گردد که بتوانند با تدریس جذابتر برای فراگیران آموزش این درس بهتر وشیرین تر گردد.
بیان مسئله:
با توجه به گسترش جدید پژوهشهای تجربی در زمینه روانشناسی کودک و به ویژه به کمک دانش رفتاری و داده های اساسی روانشناسی، سنجش در مورد پرورش سیستم های عصبی مرکزی ارائه داده اند نگرش بزرگسالان در جهات گوناگون رفتارکودکان دستخوش تغییرات مختلفی شده است. دنیای کودکان و گرایش کودک به دویدن و بازی کردن، خط خطی کشیدن و نقاشی کردن را امری غریزی و یا وابسته به دنیای مخصوص رویای کودک دانسته اند».
انسان درطی سالهای متمادی به کودک به عنوان یک بزرگسال مینگریست و تنها تفاوت کودک با بزرگان را در اندازه جثه کودک میدانست. اما با گذشت زمان پیشرفت علم و پیدایش علوم روانشناسی این دیدگاه دستخوش تحول شد و روانشناسی به تحقیق درباره کودک و رشد او ومسائل دیگر در زمینه کودکان از تبیین نقاشی پرداختند.
بررسیهای جدید در زمینه نقاشی کودکان از اواخر قرن نوزدهم آغاز شد بیشتر پژوهشهایی که قبلاً در زمینه نقاشی کودکان انجام گرفته توسط هاریس ( 1963 ) بازبینی شده است از پایان قرن نوزدهم به بعد بعضی از متخصصان تعلیم و تربیت به این باور رسیدند که بیان هنرمندانه می تواند نقش مهمی در تکامل و آموزش کودک ایفا کند.
یکی از چهره های موثر این سنت رشد یابنده سیرک در دین بود. یکی دیگر از چهره های برجسته این سنت ویکتورلو مقلد بود وی بر این عقیده بود که حدیث نفس در هنر برای تکامل شخصی و عاطفی سالم ضرورت دارد….. ………………

مشکلات و راهکارهای درس هنر در مقطع ابتدایی:

 

 

  • نبود کارگاه هنر در مدرسه: یکی از کلاس‌های مدرسه به فعالیت‌های هنری اختصاص داده شود تا دانش‌آموزان هر کلاس در زنگ هنر فعالیت‌هایشان را در آن جا انجام دهند.
  • نبود همکار متخصص هنر در مقطع ابتدایی: معلمان هنر در سطح در دوره ابتدایی شناسایی و از وجود آنها برای آموزش هنر استفاده شود برای معلمانی که مهارت‌های ویژه هنری دارند انگیزه معنوی و مادی فراهم شود.
  • آشنا نبودن معلمان با اهداف و برنامه‌های درس هنر: ضرورت دارد دوره‌های آموزش ضمن خدمت برای آنان برنامه‌ریزی و اجرا گردد.
  • آزادی بی‌قید و شرط دانش‌‌آموزان در زنگ نقاشی: بهتر است مربی آنها را راهنمایی کند تا از تکرار عناصر در کار پرهیز نمایند و این امر به منزله سلب آزادی هنری نمی‌باشد بلکه پیشگیری از عادات غلط و ناشیانه و در مقابل، افزایش قدرت دید و ایجاد مهارت بیشتر در آنها است.
  • عدمت توجه مدیران به نقش هنر در تربیت دانش‌آموزان: ابلاغ پیام‌های تربیتی و هر نوع محتوای مورد نظر اگر با جاذبه‌های هنری و ادبی همراه باشد، موفقیت و اثربخشی آنها چند برابر می‌شود و این پیام‌ها اگر بر محمل هنر سوار شوند به نیکوترین شکل و ماندگارترین حالت بر جان و دل دانش‌آموزان اثر خواهند گذاشت.
  • عدم توجه به ارزش هنر در غنی‌سازی اوقات فراغت: اوقات فراغت،‌ لحظاتی است که دل فارغ و آسوده باشد، آماده خوب دیدن، خوب فکر کردن و قبول باورها.
  • عدم آشنایی همکاران به جنبه‌های مختلف کارهای هنری در زنگ هنر: هنر می‌‌تواند زمینه‌های رشد در جنبه‌های مختلف روانی، عاطفی و دینی را فراهم سازد برای مثال نمایش می‌تواند تاثیرات تربیتی خاصی بگذارد که برخی از این تاثیرات از دیگر هنرها نظیر نقاشی یا خوش‌نویسی ساخته نیست.

مشکلات تدریس هنر ، تنها زمان اندک آن و انتظارات دانش آموزان برای فراگیری بیشتر و بهتر هنر نیست. بسیاری از مشکلات تدریس هنر در مدارس راهنمایی، ناشی از نقص کتب آموزشی و نگاه کهنه و قدیمی سیاست گذاران آموزشی است . چگونه می توان بر مشکلات درس “آموزش هنر” در سال اول راهنمایی غلبه کرد؟ چگونه می توان میزان رغبت و شوق دانش آموزان را برای فرا گرفتن درس هنر افزایش داد؟ چگونه می توان درس هنر را زمینه بروزخلاقیت در دانش آموزان راهنمایی قرار داد ؟ و مهم ترین سوال : چگونه می توان بروزخلاقیت در دانش آموزان و رغبت و شوق دانش آموزان را برای فرا گرفتن درس هنر در کتب آموزش هنر برطرف کرد؟ این سوالات از جمله سوالاتی است که با رسیدن به جواب آن می توان بر بسیاری از مشکلات تدریس هنر فائق شد و فرایند تدریس و آموزش هنر هم برای دبیر هنر و هم برای دانش آموزانش شیرین تر شود. مفاهیم هنر به رقم غوطه وری مان در کشوری هنر آفرین و هنر پرور چندان شناخته شده نیست و در حال حاضر قابلیت های هنر در زندگی روزمره و نظام آموزشی چندان شناخته شده نیست. با تعریف صحیح هنر و آشنا شدن به قوت های آن پی می بریم که تا چه حد از این نیروی نهفته در اصالت های فرهنگی و ملی مان غافل بوده ایم و نتوانسته ایم بهره چندانی در تربیت و تعلیم دانش آموزان داشته باشیم. علاوه بر ایجاد پیوستگی‌ و اتصال‌ فرهنگی‌ در دانش آموزان ضمن‌ آموزش‌ که یکی‌ از اهداف‌ مورد انتظار نظام های آموزشی است توجه به پرورش خلاقیت نیز برای جهش فرهنگی که نوعی جهش فکری را پدید می آورد در کناراین مشخصه در نظر گرفته می شود. و همین عامل در نظام های آموزشی به عنوان یک مشخصه و پارامتری قلمداد می شود که آموزش‌ نوین‌ را از آموزش‌ سنتی‌ متمایز می‌سازد. در عرصه‌ی‌ آموزش‌ هنر امروز، خلاقیت‌” یک عنصر اساسی‌ آموزش‌ را تشکیل‌ می‌دهد که متناسب با نیاز نظام آموزشی بر این ویژگی آموزش هنر در برنامه های درسی قرار گرفته است. توجه به پرورش خلاقیت در دانش آموزان با توجه نیاز روز افزون جامعه ایران اسلامی به خود کفایی کشور روز به روز در نظام آموزشی جای خود را باز می کند و به همین تناسب لازم است توجه به بالا بردن خلاقیت در تربیت دانش آموزان مورد توجه قرار گیرد. تعریف خلاقیت مورد انتظار در دانش آموزان حد خاصی ندارد ولی تعرف این هدف بر اساس حداقل ها این است که دانش آموز بتواند در طول یک سال آموزشی بتواند نیازهای آفرینشی خود را که در وجود درونی اش قرار گرفته پیدا کرده و متناسب با آن به آفرینشی دور از تقلید دست بزند. در فرآیند آفرینندگی دانش آموز با لذت بردن از کشفی که از درون خود کرده است نه تنها به اهداف آموزشی درس هنر می رسد که در صورت توجه بیشتر با خلق آثار هنری که ناشی از نیروی بدست آمده اش در درس هنر می باشد زمینه خلاقیتش برای کشف و آفرینش در حوزه های دیگر علوم نیز فراهم می شود. در جریان درس “آموزش هنر” هم و غم دبیر هنر نباید با زمانی اندک و امکانات محدود صرفا آموزش باشد مباحث کتاب باشد. وانگهی‌، نظام‌ آموزش‌ رسمی‌ و همچنین‌ آموزش‌ آزاد هنر هیچ‌ یک‌ نمی‌توانند زمانی‌ نامحدود و برنامه‌ای‌ فردی‌ برای‌ آموزش‌ تدارک‌ ببینند. ازاین‌رو، آن‌چه‌ که‌ به‌واقع‌ عملی‌ و امکان‌پذیر است‌، انتقال‌ دانش‌ و فن‌ هنری‌ و تا حدودی‌ اخذ مهارت‌ است‌. توفیق‌ در این‌ برنامه‌ها به‌ مفهوم‌ پرورش‌ استعدادهای‌ ناآشکار و زمینه‌سازی‌ برای‌ آغاز کار هنری‌ است‌، همان‌ هدفی‌ که‌ آموزش‌ هنر دنبال‌ می‌کند. مطابق اهداف نظام آموزشی و آموزش راهنمایی هدف از گنجاندن درس “آموزش هنر” تربیت هنرمند نیست که البته این تربیت اگر صورت بگیرد خیلی آرمانی و قابل ستایش است بلکه هدف اصلی پرورش دانش آموز متاثر از ارزش های موجود در هنر است و بدیهی ترین این ارزش ها پرورش دانش آموزانی خلاق و پویاست . بر همین اساس باید دید چگونه می توان بر مشکلات درس “آموزش هنر” در راهنمایی غلبه کرد و این درس را به عنوان درسی لذت آفرین و جذاب ارائه کرد تا دانش آموزان با جدای از مشکلات حاشیه ای این درس به اهداف اصلی آن پی ببرند؟ در ذیل مواردی از مهم ترین مشکلات موجود در سر راه آموزش هنر وجود دارد؛ بیان می شود تا با در نظر گرفتن آن بتوان قسمتی از مشکلات این درس را با تالیف جدید کتب رفع کرد. 1-کم‌اهمیت‌ بودن‌ درس‌ هنر به‌ نسبت‌ سایر دروس‌ از منظر بسیاری‌ از مسئولان‌ و سیاستگذارن‌ امر آموزش‌ 2- فقدان‌ تعریف‌ صریح‌ از شرح‌ درس‌ هنر و اهداف‌ آموزش‌ هنر 3- کمبود وقت : در سال اول راهنمایی 2 ساعت و در 2 سال دوم و سوم به مدت یک ساعت برای تدریس هنر در نظر گرفته شده است که برای تدریس هنر خیلی کم است. 4بسته‌بودن‌ نظام‌ و فضای‌ آموزشی‌ نسبت‌ به‌ هرگونه‌ نوع‌آوری 5- پایین بودن آگاهی والدین و دیگر همکاران آموزشی به اهمیت درس هنر 6- عدم‌هماهنگی‌ میان‌ دبیران‌، نیازهای‌ واقعی‌ آموزش‌گیرندگان‌ و برنامه‌ریزان‌ دروس‌ هنر 7- عدم‌ وجود پیش زمینه های‌ آموزش‌ هنر از دوران‌ مهدکودک‌ و پیش‌دبستانی‌ و دوره ابتدایی 8- فقدان‌ فضای‌ مناسب‌ برای‌ برگزاری‌ کلاس‌های‌ هنر 9- کمبود و در بسیاری‌ از موارد عدم ‌وجود وسایل‌ کمک‌آموزشی‌ 10- عدم‌تطبیق‌ دروس‌، سرفصل‌ها و نوع‌ آموزش‌ هنر با نیازهای‌ واقعی‌ جامعه‌ بررسی دلیل شکست دانش آموزان در تحصیل به مطالعه دقیق احتیاج دارد، تنبلی یا بی میلی را نمی توان تنها دلیل عقب افتادگی تحصیلی دانست. گاهی علت شکست دانش آموزان را باید در خانواده، گاه در مدرسه و معلم و گاه در جامعه و نظام آموزشی و وضعیت اقتصادی جستجو کرد.

مدرسه درمیان نهادهای تعلیم و تربیت جامعه جایگاه ویژه ای دارد. درواقع مدرسه بعد از خانواده مهمترین عامل در پرورش افراد است. در حدود سن هفت سالگی تربیت افراد در مدرسه آغاز می شود و تا دوران جوانی ادامه دارد. در این مدت دانش آموزان در جنبه های مختلف جسمانی، عقلانی، اخلاقی، هنری و غیره پرورش پیدا می کنند.مدرسه کانونی است که در آن دانش آموز در معرض تجربیات جدید قرار می گیرد و وجود همکلاسی ها، شرایط و روابط تازه، عرصه ای را برای کسب مهارت های اجتماعی فراهم می کند، درنهایت آموزش رسمی، فرد را برای یادگیری میراث فرهنگی جامعه در قابل تعلیمات مدرسه ای آماده می سازد.
اودلوم معتقد است که نظام آموزشی امروز برای نیازهای مختلف دانش آموزان در مراحل مختلف رشد و باتوجه به تفاوت های فردی آنان کافی نیست، نظام آموزشی چنین است که به دانش آموز هرچه گفته می شود، باید انجام دهد و اگر از قبول آن سرباز زند به نوعی تنبیه و زندگی برای او تلخ می شود. اگر مطالب آموختنی برای دانش آموزان جالب نباشد به طرف آن نمی روند. جالب توجه بودن برای روان ما شبیه اشتهای به غذا برای جسم است. همان طور که جسم غذای ناخوشایند را رد می کند، فکر ما نیز غذای نامطبوع را رد می کند. موفقیت یک نظام آموزشی مستلزم وجود ۵رکن است:
۱) برنامه تحصیلی مناسب
۲) معلمان کافی و با صلاحیت
۳) کتاب ها و وسائل درسی مناسب
۴) آموزشگاه های مطابق با وضعیت جغرافیایی و با کیفیت مناسب
۵) سازمان اداری مطابق با مقتضیات اجتماعی، اقتصادی و جغرافیایی کشور.
چنان چه برنامه با مرحله سنی کودک مناسب نباشد یا محتوای زیاد و غیرضروری را شامل شود و کتاب ها ازنظر محتوا کهنه یا تکراری باشد و توزیع آموزشگاه ها در سطح کشور درست صورت نگیرد یا شرط دیگری تحقق نپذیرد به مشکلات تحصیلی و درنتیجه افت آن می انجامد و سرمایه انسانی، اقتصادی زیادی تلف می شود و طبعاً جبران اتلاف نیروی انسانی امکان پذیر نیست و چه بسا نیروهای فکری درجهت درست و مناسب خود رشد نکنند.
یکی از مسائل و مشکلات اساسی نظام آموزشی هرکشوری مسئله افت تحصیلی است (منظور از افت تحصیلی کاهش عملکرد تحصیلی دانش آموز از سطح رضایت بخش به سطحی نامطلوب است).
عوامل مهم در افت تحصیلی دانش آموزان عبارتند از:
۱) عوامل فردی:
بدون شک یکی از عوامل مهم در افت تحصیلی کمبود هوش و توانائی های ذهنی است، مطالعات نشان داده است که درصد بسیار اندکی (۱۰%) از موارد افت تحصیلی به علت ناتوانی ذهنی فرد است.

برای یادگیری و به خاطر سپردن هر مطلبی اولین شرط، توجه به آن مطلب است. بدیهی است که اگر دانش آموز از هوش بالایی برخوردار باشد، ولی به مطلب یا موضوعی توجه نکند، نمی تواند آن را فراگیرد. علت افت و شکست تحصیلی بعضی از دانش آموزان ناشی از عدم توجه به معلم و مواد تدریس شده و نیز عدم تمرکز حواس هنگام مطالعه و انجام تکالیف درسی است.
عامل فردی دیگر انگیزه است که موجب هدایت رفتار فرد به سوی نوعی هدف مطلوب می شود. انگیزه در واقع موتور حرکت هر فردی است. محققان یکی از دلایل افت تحصیلی را نداشتن انگیزه پیشرفت می دانند. برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان باید تلاش نمود تا فرد احساس نیاز کند. وقتی دانش آموزان در اثر شکست در درسی تازه نسبت به آن نگرشی منفی پیدا می کنند، باید به او کمک کرد تا در درس تازه موفقیت کسب کند. در نتیجه به تصویری مثبت تر به توانایی خود در مورد یادگیری مطلب درسی دست یابد، زیرا یادگیری همراه با موفقیت به ایجاد انگیزه منجر می شود و باید شرایطی را فراهم کرد که دانش آموز موفقیت خود را احساس می کند. افرادی که دارای انگیزه پیشرفت بالا هستند به تکالیفی روی می آورند که درجه دشواری آن در حد متوسط باشد و از تکالیف خیلی آسان یا خیلی دشوار پرهیز می کنند و برعکس افرادی با انگیزه پایین به سوی تکالیف نیمه دشوار روی می آورند که بتوانند از دشواری آنها به عنوان بهانه ای برای عدم موفقیت استفاده کنند.
نارسایی های جسمی یکی دیگر از عوامل افت تحصیلی فردی است. دانش آموزانی که دارای بنیه ای ضعیف هستند و از سلامت عمومی کامل برخوردار نیستند، نمی توانند به اندازه کافی کوشش و فعالیت داشته باشند. این دسته به خاطر دارا بودن استعداد ابتلاء به انواع بیماری ها از پیشرفت درسی باز می مانند. وجود ضعف در بینایی، ناراحتی های مربوط به ضعف عصبی و مشکلات ارتباطی از جمله این موارد می باشد.
۲) علل خانوادگی:
شاید بتوان گفت مهمترین عامل مؤثر در شکل گیری نگرش دانش آموز نسبت به تحصیل، خانواده است، که با مساعد کردن محیط خانواده می توانند باعث پیشرفت فرزندان خود گردند.

یکی از مهمترین عوامل افت تحصیلی دانش آموزان فقر مالی خانواده است که می تواند به طور غیرمستقیم بر پیشرفت تحصیلی مؤثر باشد. محروم ماندن از غذای سالم و کافی و نداشتن استراحت لازم موجب عقب ماندگی درسی می شود. فقر فرهنگی و بیسوادی یا کم سوادی والدین، فقدان والد یا والدین، مشاجره و ناسازگاری میان والدین و نحوه برخورد و ارتباط دانش آموز با برادران و خواهران از مهمترین علل خانوادگی در افت تحصیلی دانش آموزان است.
۳) علل آموزشی و مدرسه ای:

گاهی علت افت تحصیلی و یا شکست درسی دانش آموزان را باید در مدرسه جستجو کرد. شیوه تدریس معلم، برنامه درسی مدرسه که درست طراحی نشده مثلا دروس نسبتاً سخت را پشت سر هم یا در ساعاتی گذاشته اند که عموماً دانش آموزان خسته هستند. پیشداوری های معلم، شرایط فیزیکی کلاس، تعویض معلمان به طور مکرر در طول سال تحصیلی و ارزیابی های نادرست معلمان از عملکرد دانش آموزان، کنترل نامناسب کلاس و فقدان وسایل کمک آموزشی از دیگر علل در افت تحصیلی دانش آموزان هستند. از میان عوامل فوق معلم اهمیت بسیاری دارد. (معلمان شایسته دارای صفاتی چون سلامتی جسمانی و روانی، مهربان بودن، باثبات بودن و منطقی بودن، صبور و بردبار بودن و… هستند).عواملی مانند عدم تناسب نیازها و علایق دانش آموزان با محتوای کتب درسی و عدم هماهنگی اهداف آموزشی با نیازها و علایق دانش آموزان از عوامل افت تحصیلی می باشد. اگر محتوا و روش و فنون آموزش و پرورش واقعاً با نیازها و رغبت ها و مسائل و مشکلات دانش آموزان تناسب داشته باشد، باعث می شود که آنها در تحصیل بهتر کوشش کنند و تحصیلات خود را به پایان برسانند و در نتیجه از میزان ترک تحصیل کاسته شود.هدف عمده در مدرسه پیش بردن یادگیری دانش آموزان است. تمام فعالیت های مدرسه باید متوجه همین هدف باشد، زیرا مقدار و نوع یادگیری دانش آموزان است که میزان فعالیت های مدرسه را روشن می کند. هرگاه دانش آموز مطلبی را یاد بگیرد و این امر موجب تغییر رفتار وی خواهد شد و به عبارت دیگر تجارب یادگیری موفقیت آمیز موجب تغییراتی در رفتار دانش آموز می شود. به وسیله ارزیابی و امتحان است که معلم می تواند اثر کوشش های خود را بفهمد و یا بداند که چه اندازه توانسته است دانش آموز را در راه رسیدن به هدف های مورد نظر کمک کند و خود نیز تا چه حد موفق بوده است. چنان چه امتحان به جای این که یک وسیله باشد، یک هدف اصلی به شمار آید، بر کل فرآیند آموزشی اثرات سوء می گذارد و هدف های حقیقی آموزش و پرورش را به مخاطره می اندازد، در چنین حالتی امتحان بر چگونگی تدریس و یادگیری تأثیر گذاشته و دانش آموزان فقط برای کسب نمره و قبول شدن در امتحان فعالیت می کنند.
دانش آموزان برای دریافت نمره به حفظ کردن مطالب می پردازند و در نتیجه قدرت تفکر و استدلال و نوآوری فراگیران ضعیف می گردد و موجب خستگی آنها از درس و معلم می شود. همه این موارد منجر به عدم پیشرفت و افزایش میزان افت تحصیلی و در نهایت ترک تحصیل دانش آموزان می گردد.

استفاده از شیوه های صحیح امتحان یا ارزیابی پیشرفت تحصیلی، نه تنها معلم را قادر می سازد که دانش آموزان خود را در رسیدن به هدف های آموزش و پرورش راهنمایی کند، بلکه براساس ارزیابی مداوم می تواند روش تدریس را نیز ارزیابی کند. به این ترتیب می تواند از ترک تحصیل دانش آموزان جلوگیری کند. بنابراین امتحان وسیله ای نیست که تنها در پایان مراحل تحصیلی و برای و انتخاب افراد مستعد و شایسته تر به کار رود، بلکه امتحان باید به طور مداوم و در جریان تدریس باشد و در موقعیت های مختلف انجام گیرد.

گاهی عقب ماندگی در تحصیل بر اثر تنش فکری و وضع آشفته وهیجاناتی است که به مناسبت بلوغ در نوجوانان ایجاد شده است. از یک سو بحران بلوغ و مسائل مربوط به آن و از سوی دیگر بحران هویت و مسائل ارزشی و از طرفی روابط با والدین و همسالان، نوجوان را بر سر راه های انتخاب قرار می دهد و واقعاً نمی داند از زندگی چه می خواهد و دیگران نسبت به او چه عکس العملی نشان می دهند. این امور باعث ناراحتی، افسردگی و اضطراب نوجوان و در نتیجه عقب افتادگی و شکست در تحصیل می شود.

 

بررسی مشكلات و راهكارهای پویایی درس هنر در مقطع ابتدایی

مقدمه:

هنر دنیای عشق است و آن كه تخیلات ذهن خود را به ریسمان این دنیای جاودانه بیاویزد همیشه ماندگار خواهد ماند.دنیای ما آدم‌ها سرشار از زیبایی‌ها، خوبی‌ها و گاه ناخوشی‌هاست، دنیای پرتلاطم از بودن‌ها و نبودن‌ها.آدمی ماندگاری خود را به راه‌های مختلف در تاریخ آزموده است و تنها راهی كه ماندگاری جاودانه را از انسان‌ها كرده است هنر است.شعر، داستان، فیلم، عكس، نقاشی و… هر كدام شاخه‌‌ای از درخت تنومند هنر است كه ریشه در تاریخ دارد و شاخه‌های اصیل آن فرازهایی آسمانی را درنوردیده و به عشق حقیقی رسیده است.درختی كه در تندبادهای تاریخ تكان‌های خورد ولی اصالت آن بر جای مانده است.

دنیای هنر دنیایی است كه یا نباید وارد آن شوی یا وقتی قدم می‌گذاری تنها در صورتی كه عاشق شوی ماندگار خواهی شد.یكی از نعمت‌هایی كه از سوی خداوند به همه انسان‌ها داده شده است، استعداد هنری است كه طبیعتاً باید مانند هر استعداد دیگری پرورش یابد و در جهت رشد و تعالی و پرورش دینی و اخلاقی كودكان و نوجوانان به كار گرفته شود.براساس كلام معصوم(ع) كه فرمودند: خداوند زیبا و دوستدار زیبایی است، می‌توان گفت حس زیبا دوستی در فطرت انسان قرار دارد و از این طریق می‌توان بسیاری از گرایش‌های اخلاقی و دینی را در دانش‌آموزان پرورش داد و آنها را متوجه مكارم انسانی كرد.

تعریف هنر از دیدگاه‌های مختلف:

به منظور آشنایی با عقاید فیلسوفان و اندیشمندان در این باب به تعاریفی در ذیل اشاره می‌شود كه هر كدام از منظری خاص ناظر دنیای وسیع هنر بوده‌اند و تحقق هر یك از آنها گامی بزرگ در جهت موفقیت انسان‌هاست:

آیت‌ا… خامنه‌ای: هر اندیشه‌ای كه در قالب هنر نگنجد ماندگار نیست.

اسكار وایلد: هنر كلید فهم زندگی است.

نیما یوشیج: آن چه در هنر اساس زیبایی است، راستی و درستی است.

ارسطو: هنر تقلیدی از طبیعت است.

هگل: هنر كوششی برای ایجاد زیباییست.

تولستوی: هنر انتقال تجربه شخصی هنرمند و سرایت دادن این احساس به دیگران است.

هانری برگسون: هنر صرفاً مشاهده مستقیم واقعیت است.

از تعداد تعاریف به راحتی می‌توان دریافت هنر می‌تواند ظرفی شایسته برای تمامی افكار، اندیشه‌ها و عقاید باشد.

اگر نظام تعلیم و تربیت بیان هنری به خود گیرد موفقیتش بیشتر از هر زمان دیگر خواهد بود و به طور مستقیم در جنبه‌های مختلف اسباب رشد را به انسان‌ها هدیه خواهد داد. كافی است از كاركردهای هنر در مدارس ابتدایی كمك گرفته و كودكان را با دنیای لذت‌بخش و شادی‌آفرین هنر آشنا ساخته و آموزش‌ها را بر پایه آن استوار نماییم.

نقش و اهمیت هنر در زندگی:

زندگی بدون هنر بسیار بی‌روح و كسل كننده است. نقش هنر در زندگی این است كه به مردم امید و نشاط می‌دهد. كار دیگر هنر این است كه دوست داشتن زندگی را به انسان می‌فهماند و «زندگی با صفا» را به او نشان می‌دهد.

هنر پدیده‌ای است كه از دیرباز نقشی بسزا در زندگی انسان دارد و تاثیر این موضوع چنان بوده است كه همراه بسیاری از صاحب‌نظران و اندیشمندان در ادیان و مكاتب مختلف از آن به عنوان وسیله‌ای كارآمد و موثر در جهت ترویج و تبلیغ اندیشه‌ها و رفتار مورد نظر خود از آن استفاده كرده‌اند.

خاستگاه هنر هر چه باشد، درباره این مطلب میان اندیشمندان مختلف اتفاق نظر وجود دارد كه «هنر از قدیمی‌ترین و موثرترین پدیده‌های زندگی فردی و اجتماعی انسان است»، تا جایی كه هیچ وسیله‌ یا روش زندگی را نمی‌توان پیدا كرد كه هنر به نوعی در آن نفوذ نكرده باشد.

اهداف هنر در مدارس ابتدایی:

1-      كمك به تحقق اهداف آموزش و پرورش دوره ابتدایی

2-      آشنایی مقدماتی با ابزار و مواد هر یك از رشته‌های هنری

3-      توجه به زیبایی‌های طبیعت

4-      توجه به توانایی‌های خود و كسب اعتماد به نفس

5-      تمایل به ابزار افكار، علایق و احساسات

6-      توانایی در انجام صحیح حركات

7-      توانایی در گفتار

8-      توجه به حفظ میراث فرهنگی و احترام به هنرمندان و آثار هنری

9-      تمایل به مشاركت در فعالیت‌های هنری گروهی

10-   تقویت حس زیباشناسی

11-  آموزش هنر به كودكان و نوجوانان به منظور پرورش خلاقیت‌ها و كشف استعدادهای هنری آنان و پرورش نخبگان فرهنگ و هنر جامعه طی سالیان تحصیل

12-   نقش بسیار مهم در زنده نگاه‌داشتن و باروری ابعاد مختلف شخصیت كودكان و نوجوانان

13-   هنر راهی برای بیان احساسات و اندیشه‌های دانش‌آموزان

14-   هنر بهترین وسیله برای تحریك دل كودكان و نوجوانان به منظور ترغیب آنها به سوی «حق» و ایجاد «بصیرت» در آنان.

مشكلات و راهكارهای درس هنر در مقطع ابتدایی:

1-   نبود كارگاه هنر در مدرسه: یكی از كلاس‌های مدرسه به فعالیت‌های هنری اختصاص داده شود تا دانش‌آموزان هر كلاس در زنگ هنر فعالیت‌هایشان را در آن جا انجام دهند.

2-   نبود همكار متخصص هنر در مقطع ابتدایی: معلمان هنر در سطح در دوره ابتدایی شناسایی و از وجود آنها برای آموزش هنر استفاده شود برای معلمانی كه مهارت‌های ویژه هنری دارند انگیزه معنوی و مادی فراهم شود.

3-      آشنا نبودن معلمان با اهداف و برنامه‌های درس هنر: ضرورت دارد دوره‌های آموزش ضمن خدمت برای آنان برنامه‌ریزی و اجرا گردد.

4-   آزادی بی‌قید و شرط دانش‌‌آموزان در زنگ نقاشی: بهتر است مربی آنها را راهنمایی كند تا از تكرار عناصر در كار پرهیز نمایند و این امر به منزله سلب آزادی هنری نمی‌باشد بلكه پیشگیری از عادات غلط و ناشیانه و در مقابل، افزایش قدرت دید و ایجاد مهارت بیشتر در آنها است.

5-   عدمت توجه مدیران به نقش هنر در تربیت دانش‌آموزان: ابلاغ پیام‌های تربیتی و هر نوع محتوای مورد نظر اگر با جاذبه‌های هنری و ادبی همراه باشد، موفقیت و اثربخشی آنها چند برابر می‌شود و این پیام‌ها اگر بر محمل هنر سوار شوند به نیكوترین شكل و ماندگارترین حالت بر جان و دل دانش‌آموزان اثر خواهند گذاشت.

6-   عدم توجه به ارزش هنر در غنی‌سازی اوقات فراغت: اوقات فراغت،‌ لحظاتی است كه دل فارغ و آسوده باشد، آماده خوب دیدن، خوب فكر كردن و قبول باورها.

7-   عدم آشنایی همكاران به جنبه‌های مختلف كارهای هنری در زنگ هنر: هنر می‌‌تواند زمینه‌های رشد در جنبه‌های مختلف روانی، عاطفی و دینی را فراهم سازد برای مثال نمایش می‌تواند تاثیرات تربیتی خاصی بگذارد كه برخی از این تاثیرات از دیگر هنرها نظیر نقاشی یا خوش‌نویسی ساخته نیست.

 

اهمیت هنر در مدارس

 مقدمه

بی شک هنر این ابر پدیده بشری که وام دار بخش بزرگی از مواهب الهی بوده در سا حت های گونا گون تمدن انسانی حضوری قابل توجه و تامل برانگیز داشته است ، نیاز بشر اولیه به خوراک و تسخیر عوامل مادی _ طبیعی بهانه ایی بوده است ، تا او بتواند با تکیه بر ذوق فطری خویش دست به خلاقیت هنری (غالبا تجسمی ) زده که در گاه دیگر با مهار این نیازمندی ها ؛ با دیدگاه زیبا شناختی خود توانسته است احساسات و افکار خود را ابراز دارد ؛ با این روی کرد می شود چنین نتیجه گرفت که آبشخور هنر ، سرچشمه ی نیازمندی های ابتدایی (مادی ) ، درونی (عاطفی) و احساسی بشر بوده که در گذر زمان شکل های متنوعی به خود گرفته است .

گاهی در ساحت تفریح و تفنن ؛ گاهی در رسالت یک رسانه ی فرهنگی اجتماعی و گاهی در قلمرو یک شیوه ی درمانی و چندین ساحت دیگر طی طریق نموده است تا جایی که اگر این ساحت ها و کار ویژه ها را برداریم گویی از پازل زندگی تکه های مهمی گم شده است این مقدمه گونه حاکی از ضرورت هنر در حوزه های زندگی مادی و معنوی بشر بوده که در تمامی دوره های تاریخی همزاد با بوده است ؛ چون تاکید این مقاله بر دامنه ی اثر بخشی هنر ، این میراث فرهنگی بر گروهی ویژه از جامعه یعنی تیپ کودک و دانش آموز است این مقدمه را پیوند هنر دانش آموز پی می گیریم ؛ از آنجایی که فعالیت تجسمی و بصری کودک در قسمت نیمکره راست مغز و امور تحلیلی ، بیانی و علمی کودک به نیمکره چپ او مربوط است بنابراین چنانچه مباحث علمی ، ارقامی و یا دروس کلاسه شده و بعضا خشک و بی روح استفاده ی زیاد از نیمکره ی چپ را بدنبال دارد ؛

ایجاد فعالیت های هنری به ویژه هنر های موسیقیایی و تجسمی استفاده از نیمکره ی راست را در بر می گیرد که این فرایند در بالانس و تعادل قوای فکری و روحی و روانی بچه یا دانش آموز ، شایسته و ضروری به نظر می رسد این تمهیدات زمینه و بستری است تا کودک یا دانش آموز با ارائه ی خلاقیت های هنری است می تواند هم به تخلیه و تحلیه روحی روانی نائل آید و هم به موجودی دارای ظرفیت قابل فهم و درک برای پذیزش بهتر تغذیه های علمی و آموزشی تبدیل گردد ؛ هنر های تصویری و تجسمی به لحاظ دانش حس دیداری ماندگار تر از هر چیز دیگری در حافظه ی انسان نقش می بندد از تصاویر سنگ نگاره های دوران غار نشینی مانند تصاویر گاوهای وحشی در غار های التامیرا ی اسپانیا و لاسکوی فرانسه گرفته تا نقوش انتزاعی ماندالا های کودکان و تصاویر و نقوش گرافیکی و تجریدی مدرن با ماکتب و دبستان های خاص ؛ همه و همه این نکته را در ذهن متبادر می سازد که دیدن ؛ ماناتر جاودانه تر از شنیدن و گفتن است . این نظریه ما را بدانجا رهنمون میشود که به خاطر جذابیت های هنر های بصری و تجسمی نزد کودکان با این وسیله (شکل وتصویر ) بهتر می توان مسائل غامض مانند ریاضیات و دیگر علوم به ظاهر سخت را به آنان تفهیم نمود ؛ داستان های مصور و تصاویر متحرک (پویا نمایی ) همیشه جذاب تر از داستان هاس شفاهی یا سخنرانی ها نزد بچه ها هستند . البته این قضیه به همین جا تمام نمی شود ؛ اگر قرار است کودک را با دنیای نقاشی یا هنر های تجسمی آشناتر سازیم و استعداد های او را شکوفاتر و جهت مند کنیم باید به عنوان یک مربی از فنون و شیوه های درست ارتباطی ؛ ظرفیت های روحی و پذیرشی کودک یا دانش آموز ؛ عناصر کمی و کیفی هنر های تجسمی و محصولات هنری تاثیر گذار اطلاع کافی داشته باشیم ؛ یکی از این دانش ها دانستن وضعیت مخاطب به لحاظ ظرفیت سنی و روحی اوست .

 جدول آمادگی ها :

 جدوال آمادگی و ظرفیت های سنی و بصری هنر آموز را از دوران کودکی تا مراحل بلوغ نشان می دهد که مربی یا مدرس هنر ملزم به شناخت آن است .

سن هنر جو  
1 تا 5/1 سالگی کشیدن خطوط ساده و ناهماهنگ
5/1 تا 5/2 سالگی کشیدن خطوط ساده و مرکب ( تصاویر دیاگرام و ماندالا)
5/2 تا 4 سالگی دوران قبل از تصویری ( تصاویر ذهنی و انتزاعی )
4 تا  6 سالگی دوران تصویری ( خلق فضای مناسب از روابط اشیاء)
6 تا  9 سالگی دوران واقعیت گرایی یا قبل از بلوغ ( ترسیم طبیعی اشیاء)
9 تا  13 سالگی دوران بلوغ یا تمیز قابلیت های هنری خود
13 تا 15 سالگی دوران بلوغ فکری و تحلیلی ( ناتورئالیسم گرایی : تصاویر سه بعدی اشیاء با جزئیات)

 

پس مربی یا مدرس هنر باید نسبت به این پیش زمینه ها و پیش تولید ها آگاهی داشته باشد ؛ او باید بداند هنر آموزش در کدام شرایط سنی وشرایط زندگی به سر می برد تا بتواند فضایی مناسب برای آزادی عمل و هنر خلاقانه ایجاد نماید.

برای مثال : بچه هایی که در جنوب کشور یا روستا های بنادر جنوب ایران زندگی می کنند تا کنون برف ندیده و لمس نکرده اند ؛ چگونه می توان از آنها انتظار داشت که آنها زمستانی برفی با آدم برفی نقاشی کنند ؟ و یا کودکی که تازه به سن دوسالگی رسیده است چگونه می توان انتظار داشت خطوطی منظم ترسیم کند ؟ کشیدن گربه پشت دیدوار خانه (که قاعدتا پشت دیوار قابل دیدن نیست ) و یا تصویر پدر خانواده با هیکلی درشت تر از بقیه (به خاطر نقش کلیدی اش در خانواده ) همه حکایت از تعلقات خاطر و تمتیات کودک دارد که در حوزه روانشاختی کودک قابل تامل و پذیرش است .

هر اندازه سن کودک بالا تر رود احساس واقع گرایی و تجربه اندوزی وی نیز بیشتر می شود و آفرینش های هنری او نیز تغییر می یابند …. در هر مرحله بهتر از قبل می تواند تصویر واقعی بسازد و علمی تر بیاندیشد البته عملی نگری و واقعیت پردازی منافاتی با تخیل و رویا ندارد .انسان هیچگاه بی نصیب از رویا ، تخیل و حتی خرافه نخواهد بود ؛ حتی در دوران معاصر که عصر مدرنیته بوده و اساسش بر مبادی خرد گرایی تجربه و پوزیتیویسمی استوار است .

خیال پردازی:

 

تا زمانی که خواب، مرگ؛ اضطراب ؛ عشق ، نفرت و خطر همراه بشر است رویا پردازی ؛ نمادگرایی ؛ اسطوره سازی و تخیل همراه او خواهد بود . گویی یکی از مولفه های انسانیت انسان در همیشه ی تاریخ زمین و زمان حس تخیل رویا پردازی و نمادگرایی اوست .

دانشمندان می گویند چیز هایی مانند نقاشی که بتواند احساس کودک را بر انگیزانند و رویا و فانتزی های (خیال پردازی های ) او را تقویت و فعال سازند برایش جذاب خواهند بود ؛ به همین دلیل تاکید آنها بر این است که آموزش هر چیزی به کمک هنر راحت تر است (این هنر نه تنها نقاشی و هنر های پلاستیک و تجسمی بلکه موسیقی و نمایش را نیز شامل می شود ) علاوه بر این کاربرد ؛ اگر کودک یا دانش آموزی به دلایلی مانند خجالتی بودن ؛ لال بودن و یا لکنت زبان داشتن نتواند در بر قراری ارتباط کلامی ؛ احساس خود را ابراز کند به وسیله ی هنر ؛ صادقانه و بی تکلف ارتباط حسی می آفریند و به درستی ؛ آنجا که سخن از گفتن باز می ماند موسیقی (هنر ) آغاز می شود (ناگفته نماند که نقاشی خود نوعی موسیقی منجمد است ) نقش کار آمد و مثبت مربی یا مدرس هنر درکنار کتاب هنر راهگشای تاثیر هنر در فرایند تعلیم و پرورش کودکان و دانش آموزان خواهد بود ؛ مربی در وهله اول بایستی مهارت های لازم در کار خود داشته باشد تا بتواند شرایطی را به وجود آورد تا هنر جویان بتوانند در فضایی مطبوع و خوشایند با هنر خود صادقانه رفتار نمایند ؛ بتوانند بدون تکلیف و تکلف تمایل قلبی به کار خود داشته باشند خود آگاه و نا خود آگاه خویش را سر خوشانه به کار گیرند و در دنیایی از کشف و شهود همچون عارفی مست و شیدا احساس خود را ابراز کنند .

از جمله این شرایط و فضای مناسب ایجاد کار گروهی بین هنرورزان (دانش آموزان ) است این فضاتمرینی است برای ورود به اجتماع با حس همکاری و تعاون ، از دیگر شرایط مناسب و بستر ساز برای دستیابی به هنر خلاقانه و جذاب وادار نکردن بچه ها نسبت به مدل های کلیشه ای و تکراری است که باعث می شود ذهن خلاق آنها را عقیم سازد و تخته بند یک کار دیکته ای و تزریقی کند ؛ اصولا تکرار و کپی ازمدل های آماده و پیش روی ، حس نماد گرایی و  آفرینش گری انسان را عقیم می سازد آن هم کودک که سر شار از تخیل و رویاست کلیشه گرایی قدرت تجسم و تخیل و رویاست . کلیشه گرایی قدرت تجسم و تخیل فرد در باره ی اشیاء پدیدار ها و مفاهیم را ضعیف و نا بود می کند و از کودک موجودی منفعل می سازد و نه فعال بخش موسیقی ملایم و بدون کلام به خاطر ایجاد آرامش در حالات روحی هنر مند یا هنر جو فضای مطلوب ودلچسب به همراه می آورد . دانش آموزان در این فضا (ماتریس) اندیشه و احساس خود را توامان به کار می گیرند و در پردازش اثر هنری (تجسمی ) خود از شرایط داده شده بهره ی بهتری می برند .

خود باوری :

از دیگر مواد درسی کتاب هنر می توان به کولاژ ، کار دستی و مانند این ها اشاره نمود ؛ در این شیوه های تکنیکی شاهد ارتباط مستقیم و فیزیکی بین انگشتان کودک و اجسام و احجام هستیم در این تعامل جند پیامد حاصل این هنر کارگاهی می باشد نخست اینکه کودک به دستان خود می نگرد ؛ از آنها معجزه می خواهد و اعتماد می گیرد که می تواند بسازد ؛ می تواند زیبا بیافریند ….و این ساختن به مرور تبدیل به مهمترین و زیباترین لحظه های عمر او می گردد ؛ یعنی ساختن فردای خود و در نگاهی کلی ساختن جامعه ی خود خمیر های رنگی ، مقوا های گوناگون؛ ابزار واشیاء موجود در زیر دستان کودک هر کدام می تواند المانی از اجزای واقعی یا حقایق درونی یا برونی وی باشند ؛ تعاملی زنده و ارتباطی دو سویه بین ذهن و عین یا به عبارتی ازتباط بین واقعیت و حقیقت .

او دوست ندارد خانه ی مقوایی اش سست و بی گل و درخت باشد او دوست ندارد مجسمه هایش آدم های شرور و بد سیرت باشند ، او دوست ندارد هر آنچه که پدر و مادر و معلمش دوست ندارند ، آری کودک ما فارغ از تمامی خط کشی های قرمز و قید وبند ها توسن خیال به عالم حقیقی و اتوپیای درون خود سفر می کند آنجا که آنچه که باشد و آنچه که باید دوست داشت .

مسئله دیگر بر خورد مربی با آثار هنری کودکان تحت عنوان قضاوت و داوری است . معمولا دانش آموزانو کودکان مشتاقند بدانند نظر معلمشان در باره ی آثار هنریشان چیست ؟ در این حوزه مربی یا معلم باید شرایط سنی و روحی دانش آموز یا کودکستانی را درک نماید .یک مربی یا معلم هنر تا حد لزوم باید روانشاسی کودک هم دانسته باشد تا بهتر بتواند در دل مخاطبش راه یابد به جز کتاب درسی هنر که منحصر به هنرهای تجسمی است ، برنامه های موسیقی در کودکستان و مراکز آموزشی مانند دبستان یا راهنمایی می توانند در نشاط و انعطاف پذیری بچه ها برای درک بهتر مهارت هایب درسی مفید فایده قرار گیرند برنامه هایی همچمون سرود های دسته جمعی و تعلیم موسیقی در زمان های فوق  برنامه ای .

اهمیت هنر:

برای اهمیت این مطلب به جند جمله از مقاله ی یک استاد دانشگاه (اج0راچر دانشکاه روانشاسی دانشگاه ویسکانین ) اشاره می کنیم ، گر چه تحقیقات نشان داده است که برخی شنیدن موسیقی نیز بر روی هوش انسان تاثیر دارد ؛ اما قوی ترین تاثیرات از شرکت فعال در ساختن به دست می آید ، کودکانی که فقط موسیقی را منفعلانه می شنوند بیشتر سود خواهند برد ؛ واصح است که تحریکات شناختی درخلال آموز موسیقی به سطح بالایی می رسد …. کودکی که بر روی مساله ریاضی کار می کند معمولا برای مدت طولانی فقط می نشیند و فکر می کند و تنها با مداد و کاغذ سر وکار دارد همان کودک هنگامی که با گروهی همکاری می کند باید خود را با گروه هماهنگ کند و همزمان باید به فکر باشد تا برای آنچه باید انجام دهد آماده باشد در هیچ فعالیت دیگری کودک این چنین جذب کار هایی نمی شود که باید در خلال اجرای موسیقی باید دائما توجهشان به کار باشد ساختار های تفکر باید دائما روز آمد و دقیق باشد این ترکیب هوشیاری و احتیاط همراه با پاسخ های فیزیکی در حال تغییر یک تجربه ی آموزشی است که ارزش بی همتایی دارد (مجله مقام موسیقیایی : سال هشتم شماره 14 ص 46 )

نتیجه گیری :

با همه ی این توضیحات و توصیفات ، ضرورت پردازش و توجه کارشناسانه به درس هنر و برنامه های هنری ایجاب می کند که زنگ هنر شایسته است مختص به خلاقیت های هنری کودکان یا دانش آموزان باشد ، اعتبار بخشیدن به این درس با ایجاد زمینه های تشویقی و ترغیبی ارزشمندی هنر را نزد مخاطب (بچه ها ) دو چندان می کند ، ای بسا در این رهگذر استعداد های درخشان کشف گردد و مربی بتواند آنها را برای آشنایی با رشته های هنری هدایت نماید .این اتفاق میمون مستلزم حمایت همه جانبه اولیاء و مربیان هنری و در دسترس بودن ابزار کار می باشد .

متاسفانه در مقطع ابتدایی بر خلاف دیگر مقاطع تمامی دروس از جمله هنر توسط یک معلم ثابت تدریس می شود مسئله اینجاست که شاید آن معلم بتواند سایر دروس را به نحو مطلوب تدریس و تفهیم نماید ؛ اما آیا شیوه ی درس هنر را تنها با پشتوانه ی یک دوره ی کوتاه مدت می توان به شکل گسترده و با تمامی رمز و رازهایش تدریس نمود ؟ زیرا حجم مطالب هنری با توجه به زیر ساخت های روانشناختی ، زیبایی شناختی ، ازتباط حسی و خلاقانه و بدیع محدود پذیر نیستند . بنابراین اگر در مقاطع ابتدایی از یک کارشناس هنری برای تدریس استفاده کردیم هم به برنامه ها و قوانین نظام آموزشی اهمیت داده ایم  و هم راهی هموار را در تونل پر از موانع و نا ملایمات روحی روانی کودک ساخته ایم .در مقاطع راهنمایی و دبیرستان نیز باید ساعات دیگر دروس را طوری طراحی و تنظیم نمود ، تا معلم یا دبیر مجبور نشود برای جبران مافات دروس خود را از زنگ هنر استفاده نماید . در برخی مدارس ، درس هنر را به دلائلی مانند اضافه کاری ، کمبود معلم و … بر می دارند و با دروس دیگر پر می کنند . ای بسا دانش آموزانی مستعد و علاقمند به خاطر این اسقاط تکلیف و اهمال کاری در ورطه ی قهقرا و مهجوریت افتاده و استعدادشان را با یکوت می ماند ؛ طبیعی است وقتی که این گونه معلمین به خاطر نمرات دروس دیگر دانش آموز و یا اخلاق او نمره ی هنرش را بیست بدهند و هیچگونه زمینه ی رقابتی ؛ تقویتی و سنجشی درست به وجود نیاورند دیگر دانش آموزان حتی آنهایی که ذوق و قریحه زیادی به امور هنری دارند دچار رخوت و فترت هنری می شوند ، بنابراین همان طور که در برنامه های مدون وزارتخانه ای تحت عنوان نظام آموزشی برای تدریس هنر ، کتاب ؛ زنگ درس هنر ،سر فصل های تدریسی و بارم بندی لحاظ شده است . لازم تر از آنها وجود مربی مجرب و آگاه وکارشناس است که می تواند تمامی این حلقه ها را به هم متصل می سازد . ایده آل ها در حیطه ی عمل است که راه صواب خود را طی می کند در یک جمع بندی ، محاسن یا کار ویژه های هنردر آموزشگاه را می توان جنین تبیین نمود .

1-ایجاد زمینه های بالندگی هنر خلاق و خود جوش (غریزی) و گسترش فنون و اطلاعات هنری (اکتسابی) برای کودکان .

2-هدایت و همسو کردن جهان بینی کودکان با آموزه ها و باور های مذهبی به منظور اعتلای بخشیدن به آرمان های اسلامی ، پالایش نفوس (به قول ازسطو : کاتارسیس ) و هنر خوب زیستن .

3-شناخت ویژگی ها و مولفه های تاریخی و سنتی و مذهبی درهنر ایرانی و تحکیم و تعمیم این ویزگی ها .

4-ماهیت به هنر به عنوان یک رسانه ی آموزشی و کار بردی که می تواند مفسر پدیدار های اجتماعی ، سیاسی و اخلاقی باشد .مثلا ازتباط نقاشی با دفاع مقدس ، روزهای محرم ، اعتیاد به دخانیات ؛ بهشت ودوزخ و …

5- ایجاد روحیه ی جمع گرایی همکاری و تعاون و حس نوع دوستی به خاطر اجرای کار های گروهی .

باز هم باید اذعان بداریم که تمامی این باید ها و نباید ها با ایده ال ها در گرو ایجاد شرایط یا تمهیداتی است که باید به کار بست ؛ اما اینکه چه نوع تمهیدات و چه نوع راهکار ها راهگشا هستند ؟ به  اعتقاد نگارنده عمده مولفه هایی که می توانند تعریفی درست از تحقق هنر به عنوان درسی جذاب و تاثیر گذار ارائه دهند با توجه به مطالب گفته شده بدین قرارند :

1-طراحی سر فصل های مناسب و جذاب کتاب هنر با توجه به شرایط سنی و جنسی کودکان .

2-وجود مربیان و مدرسان متخصص رشته ی هنر /

3-ایجاد امکانات ولوازم مورد نیاز هنر آموزان (از طرف اولیا ومدرسه )

4-ایجاد فضایی مطبوع و دلنشین برای انگیزه پردازش به کارهای هنری در کلاس یا کارگاه .

5ترغیب ، تشویق و آرزشیابی درست آفرینش های هنری کودکان توام با حس دلسوزی و هدایتگری از جانب مربی .

6برداشتن عوامل مانع در بروز خلاقیت های بدیع ( مانند اکراه ؛ تکرار ؛ تکلیف و کلیشه ) .

7- به وجود آوردن موقعیت های فوق برنامه از طرف مربی و مدیر مانند بردن بچه ها به آتلیه ها ؛ هنر سرا ها و نمایشگاه های آثار هنری (نقاشی ؛ خط ؛ مجسمه سازی؛ صنایع دستی ، نمایش های کودکان و …)

8-بردن بچه ها به دیدن مناظر طبیعی ، صحرا ها ، روستا ها ، باغ وحش و مانند اینها به منظور کشیدن طراحی از این فضا ها و.. 

 

 

                   

براي گذر از عصراطلاعات و ورود به دنياي آينده مي بايستي كودكان را توانمند ، خلاق ،ارتباط گر و مسلط به فناوريهاي جديد روز تربيت كرد ،آن چنان كه داراي انگيزش بالا بوده و از شوق زندگي كردن برخوردارباشند تا بتوانند در دنياي پررقابت و پيچيده آينده تاب تحمل داشته و موفق شوند.
اگر كودكان ما براي آينده تربيت نشوند ، جوانان آينده ما در يك رقابت سخت دچار شكست شده وبا از دست دادن اعتماد به نفس خود به مشكلات رواني دچار خواهند شد و آنگاه ممكن است شاهد افتادن آنان در دام آسيب هاي اجتماعي باشيم و چه بسا در آينده با موجي از عارضه هاي رواني در سطح جامعه روبرو شويم .
براي لحظه اي در گوشه اي بنشينيم و چشمان خود را ببنديم و به دنيايي كه در آن زندگي مي كنيم بيانديشيم.
سرعت و شتاب زندگی و پديد آمدن تحولات شگفت انگيز از ويژگيهاي عصر حاضر است و هر لحظه اتفاقي جديد در حال وقوع است و اين اتفاقات همچون حلقه هاي زنجير به يكديگر متصل بوده و از دل زمان خارج مي شوند . توليد علم و دانش چنان سرعتي به خود گرفته است كه باراني از اطلاعات بر روي سر انسان ها فرو مي ريزد .
شبكه اينترنت كه ريشه هاي گسترده فناوري اطلاعات را تشكيل مي دهد با سرعتي شگفت انگيز به پيش مي رود و هر نقطه اي از كره زمين را تحت سيطره خود در مي آورد و هر لحظه مغز يك انسان را به هزاران انسان ديگر مرتبط مي كند و بدين وسيله او را در ميان سيلاب اطلاعات رها مي سازد . اگر تا دو دهه پيش به آدمي مي آموختند كه چگونه به كسب اطلاعات و گردآوري آن بپردازد .اكنون در پي آنند كه به انسان بياموزند که چگونه سدي بسازد تا از يورش سهمگين اطلاعات خود را ايمن سازد و تنها از آن ميزان اطلاعات كه نياز واقعی اوست بهره مند شود.
امروزه نوزادان متولد مي شوند تا بتوانند آينده را مديريت كنند و اين رسالت سنگين بر عهده ماست تا آنان را براي آن دوران آماده نماييم .
دوراني كه انسان بايد علاوه بر زندگي در محيط در حال تغيير ، بتواند خلاقانه بيانديشد و با ايجاد افكار نو به حل مشكلات بپردازد و با هنرمندي سكان كشتي زندگي خويش را در اين درياي متلاطم به پيش ببرد .
حال تصور كنيد فردي ساعت ها در حال نقاشي كردن است و به دور از هياهوي دنياي امروز ، در تخيل خود سير مي كند و گويي ذهن او در درياي آرام درون ، قلابي را رها ساخته و ساعت ها به دنبال یافتن چيزي تازه در دل اين درياست .در اين ميان ممكن است پرنده ذهن او به آسمان پرواز كند و در جستجوي خالق خويش به سير و سياحت بپردازد و يا در دل اعماق درياي وجود به جستجوي درون خود بپردازد و هر لحظه تجربه اي كسب كند و در اين ميان چه بسا اولين جرقه هاي خلاقيت پديدار شده و زمينه ساز افكار نو گردد. هنر قادر است شرايطي را فراهم كند كه آدمي بتواند به دور از هياهو در ميان زيباييها سير كند و بدين وسيله به آرامش برسد و در كنار آن عميق تر بيانديشد.
كودكان امروز، نيازمند هنرند تا در آينده با كمك آن بتوانند بهتر انديشه نمايند.
براي پي بردن به اهميت هنر در بروز خلاقيت بهتر است تعريفي از خلاقيت داشته و سپس به بيان ويژگيهاي فرد خلاق بپردازيم .

تعريف خلاقيت


بيان تعريفي جامع از خلاقيت كار سختي است و صاحبنظران تعاريف مختلفي ارائه كرده اند شايد ساده ترين تعريفي كه بتوان از خلاقيت داشت عبارت است از : ” خلاقيت عبارت است از اينكه فردي فكري نو و متفاوت ارائه دهد .”
“استيفن رابينز ” خلاقيت را به معناي توانايي تركيب انديشه ها و نظرات در يك روش منحصر به فرد با ايجاد پيوستگي بين آنان بيان مي كند .
” گيلفورد ” دانشمند آمريكايي خلاقيت را با تفكر واگرا ( دست يافتن به رهيافت هاي جديد براي مسائل ) در مقابل تفكر همگرا ( دست يافتن به پاسخ ) مترادف دانسته است. افرادي كه تفكر واگرا دارند در فكر و عمل خود با ديگران تفاوت دارند و از عرف و عادت دور شده و روش هاي خلاق و جديد را به كار مي برند . برعكس كساني كه از اين خصوصيت برخوردار نيستند تفكر همگرا دارند و در فكر و عمل خود از عرف و عادت پيروي مي كنند .

ويژگي هاي فرد خلاق
مهم ترين ويژگيهاي يك افراد خلاق به شرح زير است :
-انگيزه بالايي براي پيشرفت دارند
آنها كنجكاو و جستجوگرند
-در انجام كارها داراي پشتكار و انضباط هستند
-انگيزه فراواني براي كسب دانسته ها و تجربيات جديد دارند
-شوق فراوان براي زندگي كردن دارند
-زيباپسند بوده و علاقمند به آثار هنري هستند
-مي توانند بر روي ديگران بسيار تاثير گذار باشند
-داراي قوه تخيل (فعال ) بالايي هستند
-ميل به استقلال دارند و از اينكه همرنگ جامعه باشند مي پرهيزند و در مواردي كه دستورهايي بر خلاف ميل و يا اعتقادات خود دريافت كنند به سرپيچي از آنها تمايل نشان مي دهند
-در زندگي كمتر جزيي نگر هستند
-پيچيدگي در امور را بر سادگي ترجيح مي دهند
-روحيه اي طنزگونه دارند و از شوخ طبعي برخوردارند
-تمايل به انجام كارهايي دارند كه با ريسك توام است
-افراد خلاق كارها را به خاطر لذت و رضايت بخشي انجام مي دهند و كمتر تحت تاثير عوامل بيروني نظير شهرت ، پول و يا تاييد ديگران كار مي كنند
-گرايش به سادگي و ايجاد نظم دارند
-در انجام تصميم گيرها انعطاف پذيرند
-مسائل پيچيده را به مسائل ساده ترجيح مي دهند
-آنها تمايل دارند كه احساسات و هيجانات خود را صريح بيان كنند.
افراد خلاق از هوشي بالاتر از حد متوسط برخوردارند
– به موضوعاتي توجه مي كنند كه ديگران به آن توجه نداشته اند
-در مواردی آنها براي يك مسئله مي توانند چندين راه حل داشته باشند

اگرچه تمامي عوامل فوق در يك فرد خلاق ممكن است وجود نداشته باشد اما مي توان بيان داشت اين ويژگيها ممكن است در افراد خلاق بيشتر ديده شود

حال با توجه به تعاريف بيان شده در مي يابيم كه هنر بواسطه ويژگيهاي زير مي تواند زمينه ساز خلاقيت در انسان باشد :
1-هنر آدمي را وادار مي كند كه تجربيات جديدي كسب كند و آن را به ديگران منتقل كند و اين خود سرآغاز تبادل انديشه و ظهور افكار نو خواهد بود و به گفته ارنست ديمنه از پايه گذاران آموزش و پرورش فرانسه ، هنگامي كه انسان افكار و تجربيات جديد خود را به ديگران منتقل مي كند و از ذهن خود خارج مي كند باعث شود همچون حلقه اي از زنجير عمل كند كه با كشيدن آن به بيرون از ذهن باعث بيرون آمدن افكار جديد تري مي شود و اين اقدام سبب به فعال نمودن مغز براي انديشيدن بیشتر مي شود.
2-هنر كمك مي كند ذهن آدمي در فضايي آرام بخش و با آزادي سير كند، كاوش نمايد و چيزهاي جديد كشف كند و انديشه هايي بروز دهد كه تجربه نشده است . اصولا هنگامي كه ذهن انسان در فضايي ناآرام بسر مي برد و دچار تضاد ها ،نگراني ها و دغدغه هاي فراوان است بخش زيادي از انرژي مغز براي مقابله با اين نابساماني ها به هدر مي رود و در نهايت خسته و درمانده مي شود وهنگامي كه ذهن خسته است عمق تفكر بسيار نزول مي كند و انسان قادر به انديشيدن عميق نيست و تنها در هنگام كاركردن ، تمايل دارد كه كارهاي تكراري كه نيازمند تفكر نيست را به انجام رساند و اگر اين عارضه در يك جامعه گسترش يابد مي توانيم حدس بزنيم تا چه حد مردم تمايل خواهند داشت براي انجام امور تفكر كنند و فعاليت هاي خود را با عقل و انديشه پيش ببرند.
3-هنر زمينه ساز انگيزش است و انسان را وادار به حركت مي كند . انساني كه با انگيزش بوده و هدفمند به پيش مي رود ،خلاقيت او را همچون دوست برای رسیدن به هدف یاری خواهد کرد.
4-هنر با خلق زيبايي ها به مغز انسان آرامش مي بخشد و شرايطي را پديد مي آورد كه سلول هاي مغزي در فضايي به دور از هياهو و نگراني انديشه نمايند،چراكه محيط پر استرس و نگران كننده ، براي سلول هاي مغزي مخرب است.
5- هنر مي تواند آدمي را به درون خويش هدايت نمايد و اگر انسان در اين ميان خويش را بشناسد و رسالت و هدف بزرگي را براي خود كشف نمايد ، باعث ايجاد تحولي در انسان مي شود كه زمينه ساز انگيزش دروني بوده و اين خود پيش زمينه خلاقيت در انسان خواهد بود.
6-هنر بهره گيري از قوه تخيل فعال را در انسان تقويت كرده و اين خود مي تواند زمينه ساز افكارنو شود .بسياري از اختراعات بزرگ برگرفته شده از تخيل ذهن بزرگاني است كه در گذشته اين اختراعات را در ذهن خود تصور كرده بودند و سپس توسط ديگران به عمل تبديل شده است .
7-هنر زمينه ساز جستجو گري انسان به سوي خالق خويش است كه اين مي تواند سرآغاز رشد اخلاق و شكل گيري خلاقيت مثبت و اثربخش در انسان باشد .بطور مسلم خلاقيت زماني براي بشر قابل ارزش خواهد بود كه ثمره هاي آن براي انسان نيكبختي و سعادت در پي داشته باشد
8- هنر زمينه ساز ثبت تجربيات بشر است ، تجربيات ثبت شده بشر مهم ترين چيزها براي واداركردن انسان ها به تفكر است و رشد تفكركردن سرآغاز دست يابي به افكار نو و بروز خلاقيت خواهد بود.
9-مغز از دو نيمكره تشكيل شده است .دو نيمه مغز شبيه يكديگر بوده و هماهنگ با هم عمل مي كنند . فعاليت هايي نظير رياضيات ،زبان و ارتباط كلامي ، منطق،بررسي و تجزيه و تحليل و نويسندگي در نيمه سمت چپ مغز انجام مي شود و فعاليت هاي نظير تصور و تجسم ، شناخت رنگ ، موسيقي ،وزن و آهنگ ، خيالات و آرزوها بر عهده نيمه راست مغز است . هرگاه انسان بتواند از دو نيمه مغز استفاده كند كارايي مغز بطور فوق العاده اي افزايش خواهد يافت . نود درصد مردم با سمت چپ مغز خود فكر مي كنند بسياري از دانشمندان با بهره گيري از هنر تلاش كرده اند نيمه راست مغز خود را فعال نگهدارند و به همين علت لازم است كه با بهره گیری از هنر قابليت هاي مغزي خود را افزايش دهيم
10-..هنر دارای تاثيرات درماني بر روي بدن انسان دارد كه با بهره گيري از آن مي توان به درمان بعضی عارضه ها پرداخت و یا از بعضی مشکلات پيشگيري نمود و اين خود سبب سلامت جسم و مغز مي شود.روانكاوان معتقدند هنر از نظر عاطفي موجب كاهش احساس خشم و نفرت و پرخاشگري در كودك مي شود و خلق آثار هنري مي تواند باعث تقويت اعتماد به نفس در كودك شود . بكار گيري روش هاي درماني نظير نمايش درماني ، قصه درماني ، هنر درماني ،كاربرد موسيقي در درمان بيماران مضطرب و افسرده در حال افزايش است .


تولد نوزاد ، آغاز آموزش هنر


هنگامي كه فرياد نوزادي به هنگام تولد به آسمان مي رود ، گويي فرياد مي كشد كه چرا از يك مكان آرام بخش به دنيايي قدم گذاشته است كه شگفت انگيز و پيچيده و تاحدي نا امن است . او در اين هنگام نيازمند آغوش گرم مادر است تا در شب هنگام با صداي لالايي او به خواب رود. لالايي هاي مادر كه با آهنگي دلنشين خوانده مي شود ،اولين تاثير گذاري هنر بر روي جسم و روان كودك است .اين شعرهاي آرام بخش كه نسل اندرنسل منتقل شده اند ، تاثير خوبي در سخن گفتن و رشد مغز كودك دارد و از اين زمان تا زماني كه وي به مهدكودك مي رود شامل دوراني است كه كودك در خانه و در كنار والدين در حال يادگيري و آموزش است .
در آموزش چهار عامل نقش مهمي دارند كه عبارتند از :

معلم با انگيزه :
حدود پنج سال اول زندگي انسان كه در محيط خانه سپري مي شود جزو مهم ترين سال ها در شكل گيري شخصيت انسان محسوب مي شود , و اگر در اين سال ها بتوان هنر را به خوبي به كودك آموزش داد مي توان انتظار داشت كه هنر بتواند در شخصیت کودک تاثیر گذار باشد . براي مثال مي توانيم از خاطرات استفان‌ جي‌گولد (
Stephan J Gould) دانشمند معروف‌ ديرين‌شناس ( (paleontologist كه‌ در سال‌ 2002 ميلادي‌ درگذشت‌، ذكري به ميان آوريم كه در خاطرات‌ خود گفته است : زماني‌ كه‌ پنج‌سال‌ سن‌ داشتم‌، از موزه‌ تاريخ‌ طبيعي‌ ديدن‌ كردم‌ و آثار به‌ نمايش‌ گذاشته‌ شده‌ در اين‌ موزه‌ چنان‌ در وجود من‌ اثر گذاشت‌ كه‌ از همان‌ زمان‌ علاقه‌مند شدم‌ كه‌ يك‌ دانشمند ديرين‌شناس‌ شوم‌.
در خصوص اين دوران بايد بيان داشت كه چهار عامل آموزشي داراي شرايط زير هستند:
-مادر جزو با انگيزه ترين معلم هاي دنيا در خانه حضور دارد و مي تواند خود را وقف آموزش كودك نمايد
-كودك با انگيزه ترين آموزش گيرنده است و در اين دوران داراي چنان عطش يادگيري است كه اگر به خوبي بتوان از اين فرصت استفاده كرد بيشترين تاثر را مي توان بر شخصيت او بر جاي گذاشت و به گفته كريستين بوبن نويسنده فرانسوي :” بچه ها مثل دريانورداني هستند كه به هر نقطه اي كه نگاه مي كنند ،آنجا بيكران و وسيع است .
-محيط منزل : مكاني است كه اگر به خوبي براي آموزشدادن هنر به كودك آماده شده باشد مي تواند بر يادگيري كودك بسيار تاثير گذار باشد
محتوي آموزش : در كشور ما متاسفانه به علت ضعف درآموزش والدين ،مادر به مطالب و دانسته هايي كه به خوبي او را در آموزش هنر به كودك ياري نمايد دسترسي ندارد و بسياري از آموزش ها داده نمي شود و يا از طرفي بسياري از آموزش ها نيز غلط است و كمتر مادري را مي توان يافت كه بتواند در اين دوران به درستي كودك خود را از آموزش هنر سيراب نمايد . متاسفانه يكي از مهم ترين دوران هاي آموزشي به راحتي در كشور ما از دست مي رود و اين فرصتي است كه ديگر به دست نمي آيد و شايد بتوان گفت اين مهم ترين دوراني است كه مي توان آشيانه هنر را در وجود شخصيت انسان ساخت و مرغ هنر را براي يك عمر بر بالاي سر انسان رها كرد تا هميشه در كنار او باقي بماند.

 متاسفانه ما در گذشته نتوانسته ايم هنر را در اعماق وجود مردم خويش همچون گنجينه اي ارزشمند قرار دهيم تا با بهره گيري از آن محيطي زيبا براي خود پديد آورند و اين نشان دهنده ضعف آموزش هنر در سطح كشور است و مي بايستي آموزش هنر در دوران كودكي ونوجواني جدي گرفته شود تا در سال هاي آينده تاثيرات آن را در كشور خود شاهد باشيم .
حال اين سوال مطرح است كه در كشور كدام مرجع مسووليت تدوين محتوي آموزشي و سياستگزاري براي آموزش والدين در خصوص هنر را پذيرفته است تا با يك آموزش نظام مند بتوان از اين دوران طلايي بهترين استفاده را نمود.
موارد زير براي بهره گيري از اين دوران در عرصه آموزش هنر به والدين پيشنهاد مي شود:
1-راه اندازي يك مركز تخصصي ويژه جهت حضور صاحبنظران در عرصه هنر و تعليم و تربيت كودك به منظور انجام بحث هاي تئوريك و تدوين محتوي آموزشي و ثبت و طبقه بندي و آرشيو تجربيان داخل و خارج از كشور و در نهايت تدوين محتوي آموزشي جهت استفاده در كشور
2-ايجاد آموزشگاههاي هنري كه درآنجا با برگزاري كارگاههاي آموزشي ، والدين در عرصه آموزش هنر به كودك آموزش ببينند
3-برگزاري دوره هاي آموزشي تخصصي براي كارشناسان و پژوهشگران
4-انتشار يك نشريه هنري ويژه آموزش هنر به كودك به زبان ساده و توزيع سراسري در سطح كشور براي عموم مردم
5-تدوين كتاب هاي آموزشي نحوه آموزش هنر به كودك و توزيع گسترده در سطح كشور
6-برگزاري مسابقات آموزشي براي والدين به صورت سراسري در سطح كشور به منظور فرهنگ سازي هنر و آموزش جامعه و اهداء جوايز برای جذب مردم
7-برگزاري كنگره هاي تخصصي به منظور ثبت تجربيات در زمينه آموزش هنر به كودك
8-فعال سازي سايت هاي اينترنتي در خصوص آموزش هنر به كودك
9- حمايت جهت فعال شدن سازمان هاي غير دولتي در خصوص آموزش هنر به كودك جهت جذب والدين علاقمند جهت حضور و تبادل نظر با يكديگر
10-تهيه منابع صوتي تصويري براي آموزش جامعه برای ارائه در صداو سيما


دوره پیش دبستانی


كودك پس از دوران پنج سالگي وارد مهد كودك مي شود و درآنجا در كنار كودكان آموزش مي بيند و اين دوران نيز چون در سنين پنج تا شش سالگي است جزو دوران هاي طلايي شكل گيري شخصيت كودك است و از حساسيتهاي خاصي برخوردارست . در خصوص چهار عامل آموزشي بايد به نكات زير اشاره كنيم
1-آموزش دهنده : مربي در مهد كودك اگرچه انگيزشي همچون مادر ندارد ، ولي علاقمندي و مهارت او مي تواند بر كودك بسيار تاثير گذار باشد .
2- آموزش گيرنده :كودك اگرچه به جايي قدم مي گذارد كه همچون محيط خانه گرم و صميمي نيست ، اما وارد محيطي مي شود كه ويژگيهاي منحصر به فردي دارد و آن حضور تعداد زيادي كودك است كه اگر به درستي مديريت شوند مي تواند انگيزش خوبي در كودك ايجاد نمايد زيرا فرصتهاي زيادي براي بازي وكارهاي گروهي در اين مكان وجود دارد و هنر می تواند شروعی برای تشویق کودکان به کارهای گروهی باشد .
3-محتوي آموزشي: به علت آنكه مهد كودك ها تحت نظر سازمان هاي دولتي قرار دارند در اينجا محتوي آموزشي مشخصي وجود دارد .مهم ترين هدف هايي كه در مراكز پيش دبستاني توسط آموزش و پرورش مدنظر است به شرح زير است:
-خلاقيت
-درك زيباييها و پرورش احساس زيبايي شناسي
-پرورش حواس به ويژه شنوايي و بينايي
-دقت و تمركز
-كنجكاوي و جستجو گري
-مهارت هاي شناخت رنگ ، شكل، اندازه و جهت
در اين رابطه نبايد آزادي كودكان را به هنگام انجام فعاليت هاي هنري محدود كرد تا كودك بتواند خواسته ها ، تمايلات ، افكار و احساسات خوشايند خود را بيان كند و اين نيازمند مربي با انگيزه و فضاي آموزشي مناسب به همراه امكانات و ابزار هنري است ، در غيراينصورت قرار دادن كودكان در مكان هاي كوچك و نشستن در كنار هم بصورت تنكاتنگ و آن هم در يك فضاي نازيبا و به دور از طبيعت به همراه مربي بي انگيزه ، اين احتمال خواهد رفت كه كودك از آموزش هنر بهره اي نبرد . در حال حاضر ضروري است كه مراجع متولي امر با انجام پژوهش بررسي نمایند كه در حال حاضر وضعيت آموزش هنر در مراكز پيبش دبستاني در چه وضعيتي بسر مي برد تا با رفع نواقص ، بتوان در اين خصوص فعاليت هاي آموزشي هنري را ساماندهي نمود و اگر نتوانيم اين مرحله مهم آموزشي را به خوبي مديريت كنيم دومين فرصت طلايي آموزش هنر به كودكان را نيز براي هميشه از دست داده ايم .

 هنر دردوران دبستان

در دوران دبستان ، كودكان هنر را بيشتر با نقاشي كردن تجربه مي كنند. در اين دوران با سوالات زير روبرو هستيم كه مي تواند در خصوص آموزش هنر ما را واردار به تفكر نمايد كه آيا آموزش هنر به شکل کنونی قوه خلاقيت دانش آموز را رشد مي دهد و يا سبب تقليد گرايي در او مي شود . مهم ترين سوالات به شرح زير است :
1-آيا معلمان دبستان در زمينه آموزش هنر به كودكان از آموزش هاي لازم برخوردارند؟
2-آيا شيوه هاي آموزش بر اساس آخرين يافته هاي روز مد نظر قرار گرفته است ؟
3-آيا دانش آموزان با ورود به اين دوره درسي از انگيزش كافي برخوردارند و از درس هنر لذت مي برند؟
4- معلمان دوره ابتدايي تا چه حد به اهميت هنر در زمينه ايجاد خلاقيت در كودك شناخت دارند ، آيا ممكن است كه اين درس را به عنوان گذران وقت تلقي كنند؟
5-آيا در مدارس كارگاههاي آموزشي هنر وجود دارد و يا كودكان بايد به صورت فشرده در كنار هم بنشينند و تقليد گونه يك نقاشي بكشند؟
6-آيا كودكان براي كسب نمره به جاي اينكه از تخيلات و تجربيات خود براي نقاشي استفاده كنند ، ترجيح مي دهند كه والدين آنها يك نقاشي براي آنها بكشد ؟
7-والدين تا چه حد از آموزش هاي لازم برخوردارند كه همگام با مدرسه در آموزش هنر به كودكان تلاش نمايند تا ميان آموزش هاي ارائه شده در مدرسه و خانه تضادي رخ ندهد ؟
در اين دوران ،كودكان مرحله مهمي از زندگي خود را طي مي كنند ، اگر آنان تحت نظر يك مربي كارآزموده قرار گيرند كه به آنان كمك كند كه آزادانه قوه تخيل خود را بكار گيرند ، مي توانند با خلق آثار هنری به رشد فکری خود کمک کنند و از طرفي باعث مي شود انسان به ماهيت دروني كودك پي برده و شناخت بيشتري به دست آورد و همين ويژگيها سبب گرديده كه بسياري از هنرمندان بزرگ دنيا از جمله پيكاسو ، كله و ماتيس بطور عميق تحت تاثير بيان كودكانه قرار گرفته و شيوه هاي جديدي را در نقاشي ارائه نمايند و همچنين هنرمندان بزرگ دنیا
  از جمله  پیکاسو ، كله و ماتیس تحت تاثیر بیان کودکانه قرار گیرند
آيا در دوران دبستان
  با آموزش هاي ارائه شده زمينه هنر باعث رشد خلاقيت را در كودكان شده است يا اينكه آنان را به سوي تقليد گرايي هدايت كرده و قوه خلاقيت آنان را از بين برده ايم؟
گمان نمي رود كه شيوه آموزشي ما در مدارس ابتدايي در زمینه باعث رشد خلاقیت در کودکان شده ایم
  یا اینکه آنان را به سوی تقلید گرایی هدایت کرده و قوه خلاقیت آنان را از بین برده ایم ؟ گمان نمی رود که شیوه آموزشی ما در مدارس ابتدایی در خصوص هنر توانسته باشد در بروز خلاقیت کودکان موثر باشد.سرانه آموزشی پایین است  که اجازه هزینه کردن و تجهیز مدرسه برای آموزش هنر در تمامی ابعاد را نمی دهد.

هنردر دوران دبستان بيشتر در نقاشي خلاصه مي شود و اگر كودكي نيز بتواند از آموزش های بیشتر و متنوع تر هنری برخوردارشود به واسطه تمكن مالي و آن هم در محيط بيرون مدرسه است كه اين موضوع بحث جامعه شناسي در خصوص عدالت در آموزش هنر را بيان مي كند كه هنر مي بايستي براي تمامي اقشار جامعه در دسترس قرار گيرد و تنها محدود به افراد خاصي نشود تا تاثيرات آن در تمامي جامعه پديدار شود.
يكي از مشكلاتي كه صاحبنظران در روند توسعه كشور ايران به آن اشاره مي كنند ، ضعف در انجام فعاليت هاي گروهي است كه باعث مي شود افراد در دل گروه علاوه بر شكوفا شدن خلاقيت خود بتوانند با بهره گيري از حمايت جمع به اهداف دست يابند . متاسفانه در گذشته ما نتوانسته ايم با آموزش هاي لازم اعضای جامعه خود را براي انجام فعاليت هاي گروهي موفق تربيت كنيم و اين خود به يك معضل اجتماعي بدل شده و افراد در سنين بزرگسالي قادر به كار جمعي نيستند و به همین خاطر احتمال شكست خوردن در رسيدن به اهداف براي آنان افزايش مي يابد .
بهره گيري از هنرهايي نظير نمايش خلاق
  كمك مي كند تا دانش آموزان بتوانند مسائل و موضوعات را از روي تجربه بشناسند.نمايش خلاق موجب رشد شخصيت ، پرورش عزت نفس مي شود و كودكان ياد مي گيرند كه چگونه كار گروهي كنند .آنها به نقش آفريني پرداخته و تخيل خود را بكار مي گيرند.
همچنين مي توانيم به تئاتر كودكان و نمايش كلاسي اشاره كنيم و متاسفانه در مدارس ما خبري از فعاليت هاي متنوع هنري نيست و به همین خاطر نتايج آموزشی حاصله تاثیر کمی در رشد خلاقیت کودکان خواهد داشت .
براي برطرف كردن اين نقاط ضعف مي توانيم روش ها ي ديگري را مورد بررسي قرار دهيم براي مثال مي توان به طراحي گردشگاههاي هنري پرداخت تا در آنجا كودكان در كنار والدين و مربيان كارآزموده هنر را درآغوش بگيرند.
اين گردشگاههاي هنري را مي توان بطور مشترك با همكاري شهرداريها،متوليان آموزش هنر و سازمان هاي غيردولتي علاقمند بر پا نمود .در اين مكان ها كودكان قادر خواهند بود خاك بازي كنند ، با گل چيزهاي مختلف خلق كنند ، رنگ آميزي كنند ، در نمايش هاي خلاق شركت كنند،آهنگ ها ي شادي بخش تولید کنند ، در فضاهاي سرسبز و زيبا گردش كنند و و با ديگر كودكان بازي كنند و از ديدن آثار ايجاد شده يكديگر لذت ببرند ، آنچنان كه قادر باشند در لحظاتي شيرين ذهن خود را به پرواز درآورده و با تجربه اندوزي به افكار جديد برسند و اين خاطره خوش را تا آخر زندگي با خود به همراه داشته باشند . در این مکان ها می توانند با مربيان علاقمند و دوستدار هنر بحث و گفت و گو كنند و با خريداري كتاب هاي جذاب ،هنر را به منزل خود ببرند .در همين اتفاقات است كه ممكن است جرقه خلاقيت در ذهن كودكان رخ داده و زمينه هاي يك تحول در وجودشان شكل بگيرد .اگر ما نمي توانيم از طريق مدارس خود هنر را به معناي واقعي آن به كودكان خود آموزش دهيم ضروري است كه با ايجاد چنين گردش گاههايي كه در بيرون شهرها مي توان ايجاد كرد ، فرصت دوستي ميان هنر و كودكان را پديد آوريم . در اين مكان ها هنرمندان و صاحبنظران با كودكان و والدين آنها پيوند مي خورند و نتايج آن رشد فرهنگ در كشور خواهد بود و چه بسا آثاري خلق شود كه باعث جذب گردشگران داخلي و خارجي به سوي اين مكان هاي شگفت انگيز شود و دور از ذهن نخواهدبود كه آثار كودكان بار ديگر بتواند بر روي هنرمندان تاثير گذار باشد و شاهد ظهور سبك هاي جديدي از هنر باشيم.
اين گفته انشتين را بخاطر داشته باشيم كه بيان داشت” نظريه نسبيت نمي توانسته در دوران بزرگسالي من شكل گرفته باشد،زيرا آدمي در بزرگسالي فرصتي براي انديشيدن به فضا و زمان ندارد، اينها چيزهايي است كه وقتي كودك بودم به آنها فكر كرده ام ”
امروزه كافي است گشتي در اينترنت بزنيم تا دريابيم كه در كشورهاي توسعه يافته سايت هاي فراواني راه اندازي شده است كه علاوه بر ارائه مطالب آموزشي براي معلمان ،والدين و دانش آموزان ، خود كودكان نيز به انتشار ديدگاههاي خود در مورد هنر پرداخته اند و ضروري است كه اين گونه اقدامات از طرف متوليان امور هنري عملي شود.

هنر دردوره راهنمايي و دبيرستان

كودكان با گذر از دوران دبستان به دوره راهنمايي قدم مي گذارند و با كتاب هنر ، به سوي يادگيري هنر پيش مي روند.
مهم ترين مشكلاتي كه در اين دوران وجود دارد عبارتند از :
-متنوع نبودن فعاليت هاي هنري در سطح مدرسه و خلاصه شدن در نقاشي و خطاطي و آن هم بدون وجود كارگاههاي هنري درسطح مدرسه
-تغييرات كند در به روزرساني كتب هنر همگام با تحولات در حال انجام در سطح دنيا
-بيگانگي والدين از نحوه درست آموزش هنر به نوجوان خود به خصوص كه اين دوران با سنين بلوغ مصادف است كه از حساسيت بالايي برخوردارست و آموزش در اين مرحله نيازمند درايت و هوشمندي است
-ضعف در انجام بازيدهاي هنري براي دانش آموزان و ناتواني موزه ها در ايجاد يك محيط بسيار جذاب به همراه ارائه آموزش هاي هنري لازم به دانش آموزان
كه در اين زمینه
  ضرورت انجام پژوهش هاي لازم به منظور شناسايي نقاط ضعف آموزش هنر به خوبي احساس مي شود تا در نهايت با تحول در نحوه آموزش هنر ، دانش آموزان بتوانند از اين فرصت جهت رشد خلاقيت خود بهره مند شوند.


با گذر از دوران راهنمايي ، دانش آموزان به دبيرستان و هنرستان ها راه مي يابند .شخصيت دانش آموزان در اين دوران تا حدي شكل گرفته است و مي توانيم نتايج آموزش هاي لازم را كه از بدو تولد كودك دريافت كرده است، مشاهده كنيم و از طرفي لازم است صاحبنظران روند آموزش هنر در اين دوران را مورد بررسي قرار داده و ارائه طريق نمايند تا استمرار آموزش فعاليت هاي هنري با نقصان روبرو نشود و سعي شود يك نظام مندي در آموزش هنر از زمان تولد تا دوره دبيرستان پديد آيد .
حال بايد اين سوال را از خود بپرسيم آيا دانش آموزان دبيرستاني ما داراي ويژگيهاي زير هستند ؟ تا بتوانند خود را براي قبول مسووليت در جامعه آماده نمايند
-آيا شوق به زندگي در آنان بالاست؟
-آيا از قدرت خلاقيت بالايي برخوردارند و در برابر مشكلات مي توانند با ذهن خلاق خود راه حل هاي جديد بيابند؟
-آيا آنان علاقمند به زيباييها هستند و دوست دارند كه محيط زندگي شخصي و اجتماعي خويش را زيبا كنند؟
-آيا آنها هدفمند بوده و با درايت آماده انتخاب رشته تحصيلي يا شغل مورد علاقه خود هستند؟
-آيا
  به آينده خوشبين بوده و داراي اعتماد به نفس بالايي هستند و باور دارند كه در برابر مشكلات شكست نمي خورند ؟
-آيا آنان آماده فعاليت هاي گروهي هستند و مي توانند به راحتي در گروه و در كنار ديگران تعيين هدف نمايند و با شكيبايي و انتخاب راهكارهاي مناسب به اهداف دست يابند؟
-آياآنان هنر را در زندگي شخصي خود استفاده مي كنند تا نيمه راست مغز آنان نيز فعال شده و كارايي مغز آنان افزايش يابد؟
-آيا به علت مانوس شدن با
  هنر ، لحظاتي از زندگي خود را به دور از هياهوي محيط زندگي اختصاص به يك فعاليت هنري كرده تا هم آرامش كسب كنند و هم لحظاتي به كاووش در درون خود بپردازند .؟
-آيا رفتاري صادقانه دارند و در برخورد با ديگران از رياكاري مي پرهيزند ؟
ااگر پاسخ سوالات منفي باشد ما نيازمند يك بازنگري در نظام آموزشي خود از جمله آموزش هنر خواهيم بود.
در پايان بايد بخاطر داشته باشيم اگر مي خواهيم در دنياي حاضر زندگي كنيم بايد خلاق باشيم در غير اينصورت شرايط سختي پيش روي ما خواهد بود و اگر مي خواهيم نسل خلاقي تربيت كنيم بايد بپذيريم كه بايد خلاقانه وارد اين عرصه شويم و گرنه تنها با انديشه هاي تكراري ، اميدي به ايجاد تحول و خلاقيت نخواهد بود .

بي توجهي مسئولان آموزش و پرورش  نسبت به درس هنر

متاسفانه هم اكنون درس هنر در مدارس هيچ جايگاهي ندارد و به صورت علمي در اين بخش كار نمي شود. به گفته جمعي از معلمان هنر ديدگاه نمره اي درس هنر بايد از بين برود تا هنر پروري در مدارس شكوفا شود . درس هنر بايد به شكل عمومي در مدارس در بين دانش آموزان گسترده شود كه در حال حاضر به دليل كم توجهي مسئولان اين گونه نيست. متاسفانه درس هنر در مقاطع راهنمايي و متوسطه جدي گرفته نمي شود و هنوز دبيران هنر نيز نسبت به گروه هاي آموزشي خود هماهنگي ندارند. به منظور احياي هنر، خريد كتاب‌هاي تخصصي و تجهيز كتابهاي هنر در مدارس بيش از 5 ميليون ريال اختصاص يافته كه اين رقم به هيچ وجه نياز اين درس را برطرف نمي كند.

در كشورهاي پيشگام در توسعه نظام آموزش و پرورش، آموزش هنر جايگاه ويژه‌اي دارد…

سال‌ها پيش كلاس و زنگ هنر در مدرسه محدود به خوشنويسي آن هم با مداد بود كه در لابه‌لاي صفحات كتاب فارسي الگويي براي اين نوشتن طراحي شده بود. معلم طرز گرفتن مداد در دست را يادمان مي‌داد تا خط‌مان به خوبي خطوط همان الگو باشد. اما امروز از آن كلاس كوچك و خطوط زيباي نستعليق و شكسته نستعليق در كتاب فارسي خبري نيست. اصلاً يا زنگي به اسم هنر نداريم و يا اگر داريم جاي آن را رياضي و عربي و… پر مي‌كند. سال‌هاي درس و مدرسه يكي‌يكي پشت سر گذاشته مي‌شود بدون آن كه اين درس كه مي‌تواند به شكوفايي خلاقيت بچه‌ها كمك كند جايي بين كوله‌بار كتاب درسي براي خود باز كند.


در كشورهاي پيشگام در توسعه نظام آموزش و پرورش، آموزش هنر جايگاه ويژه‌اي دارد، براي اين منظور هم معلمان و متخصصاني تربيت شده‌اند تا به درستي بتوانند اهداف آموزش آن را محقق كنند، در حالي كه در كشور ما هنوز نگاه درستي به اين مقوله چه در بين بسياري از معلمان و اولياي مدرسه و چه در بين بسياري از والدين وجود ندارد. همه اين عوامل دست به دست هم داده‌اند تا اهميت آن ناشناخته باقي بماند. البته در سال‌هاي اخير قدم‌هاي مثبتي براي شناساندن اين مهم در مدارس كشور برداشته شده است.
بحث آموزش هنر در دبستان و تربيت هنري دانش‌آموزان از ضروري‌ترين كارهاست كه حتماً بايد براي آن برنامه‌ريزي كرد، در كشورهاي پيشرفته در حوزه تعليم و تربيت بچه‌ها، اين نوع آموزش جدي گرفته شده است.
در حالي كه ما از چند دهه قبل هيچ نوع آموزش و برنامه خاصي براي كلاس هنر نداشتيم و به جاي اين كه اين مباحث جزو دروس اصلي قرار گيرد به فوق برنامه تبديل شده است. قرار گرفتن آموزش هنر در چارچوب فوق برنامه نيز موجب شده زمينه‌اي فراهم گردد تاكلاس هنر در مدارس حذف شود.»
قرار براين بود كه معلمان را آموزش هنري دهند و سپس آنها آموزش‌هاي لازم را به دانش‌آموزان بدهند، دوره‌هاي كوتاه‌مدتي هم در اين باره برگزار شد، اما چون برنامه مدوني نداشت به نتيجه نرسيد. در شرايط فعلي هم بسياري از معلمان زير بار آموزش هنر در دبستان نمي‌روند.»
متاسفانه برخی معلمان به دنیال ضعف دانش اموزان هستندبه طور مثال معلمان رياضي و عربي و زبان انگليسي دور هم جمع مي‌شوند تا نقاط ضعف بچه‌ها را رفع كنند و آن را به نقطه قوت برسانند و در اين كار هم در بسياري از مواقع موفقيت حاصل مي‌شود، اما در درس هنر ما به دنبال نقاط قوت بچه‌ها هستيم نه نقاط ضعف.
در چنين كلاسي توقع ما اين است كه نگاه‌مان را به سمت توانمندي‌‌ها و استعدادهاي دانش‌آموزان معطوف كنيم تا به شكوفايي آن كمك كنيم.»
از نظر نیروی متخصص نیز هم‌اكنون مدارس و نظام آموزشي ما فاقد نيروي متخصص براي آموزش هنر در مدارس است. اگر قرار است بخشي از كلاس به نقاشي اختصاص پيدا كند معلم در اغلب مواقع يك نقاشي روي تخته كلاس مي‌كشد و از بچه‌ها مي‌خواهد از روي آن در دفتر خود نقاشي بكشند، در حالي كه عملاً با اين كار مانع رشد و شكوفايي استعدادهاي هنري خود مي‌شود.»
آموزش هنر نه تنها توانمندي بچه‌ها را كشف و آن را رشد مي‌دهد بلكه اعتماد به نفس آنها را نيز افزايش مي‌دهد، اين نوع آموزش، براي كاربردي شدن آموزش‌هاي ارائه شده در كلاس در دروس مختلف نيز به كار گرفته مي‌شود. علاوه براين به تقويت تجسم، تخيل، دقت و تمركز دانش‌آموزان نيز كمك مي‌كند.
يكي از مهم‌ترين ابعاد آموزش هنر، ايجاد فضاي شادي و نشاط براي دانش آموزان ابتدايي است، درچنين فضايي شرايطي براي تجربه كردن مهيا مي‌شود.»
در تمام دنيا برنامه‌ريزي براساس كودكان شكل مي‌گيرد، توضيح مي‌دهد: بهتر است ما به جاي اين كه پاسخ‌هاي مسائل را در كلاس‌هاي درس به كودكان دهيم روش طرح مسئله را به آنها بياموزيم.ما بايد به آنها بياموزيم كه چگونه سؤال بپرسند نه اينكه پاسخ‌هاي روشن و شفاف را جلو روي آنها بگذاريم.»
ما بايد ابتدا به بچه‌ها ايده بدهيم، بعد مهارت بياموزيم و سپس توقع داشته باشيم پروژه‌اي اجرا كنند، «وقتي از دانش‌آموزان خواسته مي‌شود در خانه كاردستي بسازند، اين يعني شروع رقابت بين والدين نه دانش‌آموزان، چرا كه والدين سعي مي‌كنند بهترين كاردستي را بسازند نه اينكه آن را به فرزند خود بسپارند، در نتيجه كلاس درس هم معلم كاردستي را كه از همه تميزتر و شكيل‌تر است انتخاب مي‌كند و كاردستي دانش‌آموزي كه خود آن را هر چند با كاستي ساخته است ناديده گرفته مي‌شود عملاً با اين كار او به توانايي‌هاي خود پي نمي‌برد.
بنابراين دفعه بعد ترجيح مي‌دهد ساخت كاردستي‌اش را به والدينش بسپارد تا در كلاس درس مورد توجه قرار گيرد.»
«اولين حركت در احياي آموزش هنر در مدارس اين است كه كلاس هنر را به مدرسه برگردانيم. البته بايد بدانيم هدف از آموزش هنر در مدارس تربيت هنرمند نيست بلكه آموزش مهارت‌هايي است كه بچه‌ها با توجه به ظرفيت ذهني آنها را به آثار هنري تبديل مي‌كنند.»
در آموزش مهارت دست‌ورزي نحوه كار با دست و انگشتان به كودك آموخته مي‌شود تا او در اثر تمرين خود بتواند به توانمندي‌هاي خود واقف شود.
يكي ديگر از مهارت‌هاي اصلي در اين آموزش‌ها «نوشتن» است. زيبانويسي زماني محقق مي‌شود كه يك نفر با دقت از روي الگوي خاصي تمرين كند تا آن الگو ملكه
ذهن شود.
اما هم اكنون ما در فضاي كلاس درس نشستن و نوشتن را براي خط زيبا به بچه‌ها نمي‌آموزيم. اينها آموزش‌هاي ساده‌اي است كه در مدارس ما از آن غفلت مي‌شود.
به هر حال هم اكنون شرايط لازم از جمله تأليف كتب در اين
باره براي بازگشت هنر به دبستان هاي كشور تا حدودي فراهم شده است، فقط بايد فرصت و زماني در بين دروس مختلف براي آموزش آن در مدارس فراهم شود و البته پيش از اين نگاه‌مان به اين مقوله ارزشمند و تأثيرگذار در فرايند ياددهي و يادگيري تغيير پيدا كند.

انصراف

کم توجهی به درس « هنر » یکی از عوامل خشونت در نوجوانان

بر اساس اظهارات یک متخصص تکنولوژی آموزشی،یکی از دلائل افزایش خشونت در میان نوجوانان و جوانان کم توجهی به درس هنر در مدارس است .برای افزایش شادی و کاهش تنش ها در محیط های مدرسه  باید برنامه ریزان درسی ارتباط دانش آموزان را با هنر تقویت کنند .تدوین فلسفه هنر می تواند به حل  پیچیده ترین مسائل آموزشی و روانی بچه ها کمک کند.برنامه ریزی های امسال این مجموعه در راستای بالا بردن مهارتهای دانش آموزی و ایجاد کارگاه های داستان نویسی ، نقاشی ، موسیقی و …دانش آموزان است .دو برنامه “ما می توانیم”  و “با هم بسازیمدر راس برنامه های امسال فرهنگسرای مدرسه قرار دارد .کلاس های کارگاهی سفره آرایی ، تزئین منزل و تمام نکات مورد نیاز زنان خانه دار از جمله آموزش های ویژه دختران در کلاس های کارگاهی است .

مدارس در معرفی دانش آموزان به این مجموعه نقش پررنگی ایفا می کنند.

 

 

 

بررسي مسائل و مشكلات آموزشي درس هنر دوره راهنمايي از ديدگاه معلمان هنر

. هنر قدرت بيان زيبايي هاي هستي است وهنرمند با اين توانايي ، انسان را يكي از كمالات آفرينش مي سازد وبه تكامل روح بشر كمك مي كند. پرورش ذوق واستعداد هنري فرزندان اين جامعه وظيفه  آموزش وپرورش بوده ودراين مسير همت وپايمردي آموزگاران وهنرپروران نقش ارزنده و ويژه اي دارد.بدون شك پرداختن به مساله هنر ونحوه تدريس آن در مدارس دوره راهنمايي احتياج به تجربه ، دقت وظرافت ويژه دارد.برخورد نا آگاهانه با اين مساله مي تواند موجب از ميان رفتن خلاقيت و جلوگيري از بروز احساسات دروني دانش آموزان شود. ازديد گاه روان شناسي و آموزش وپرورش هنر نقش عمده اي در شكوفايي استعداد هاي خلاق و تكوين شخصيت فرد دارد . تحقيق حاضر با هدف شناسايي

نتيجه گيري :

نتايج ويافته هاي یک تحقيق به شرح ذيل مي باشد :1-اكثرمعلمان هنر(65 درصد)دررشته هاي غيرهنرتحصيل كرده واكثرا“(68 درصد) داراي تحصيلات فوق ديپلم مي باشند.2-اگرچه اكثر معلمان (61 درصد) به تدريس درس هنر علاقه مند هستند اما درصد قابل ملاحظه اي علاقه به تدريس اين درس ندارند.3-اكثر معلمان هنر(57 درصد) دوره هاي خاصي را براي فراگيري مفاهيم درس هنر نگذرانده اند. 4-اكثر معلمان هنر ( 54 درصد ) تجربه هاي شخصي خاصي در زمينه هاي هنري ندارند .5-اكثر معلمان ( 65 درصد ) از نشريات وكتاب هاي هنر واز فعاليت هاي هنري خارج از كلاس براي آموزش هنر استفاده مي كنند.6-اكثر معلمان ( 59 درصد ) كارهاي هنري دانش آموزان را مورد بررسي خوب قرار داده وبه جز ثلث هاي مربوطه از دانش آموزان در درس هنر امتحان به عمل مي آورند. 7-اكثر معلمان ( 53 درصد ) براين باورند كه نشريات وكتاب هاي مربوط به هنر به اندازه كافي در اختيار آنها و دانش آموزان قرار نمي گيرد.8-اكثر معلمان ( به ترتيب40 و 80 درصد ) معتقدند كه تهيه وسايل وابزارهاي هنري به راحتي ميسر نبوده وكتاب هاي هنري به اندازه كافي در مدرسه براي مطالعه دانش آموزان وجود ندارد.9-اكثر معلمان علت نارسايي هاي موجود در درس هنر را عدم توجه مسؤولين به اين درس(63 درصد) وكمبود معلم (42 درصد) مي دانند. 10-اكثر معلمان ( 52 درصد ) در خارج از مدرسه به فعاليت هاي هنري اشتغال ندارند.11-اكثر معلمان (61 درصد ) به جز هنر دروس ديگر را در مدرسه تدريس مي كنند.12-اكثر معلمان ( 85 درصد) زمان 2 ساعت را براي آموزش مفاهيم كتاب هاي درسي هنر كافي مي دانند.13-اكثر معلمان ( 81 درصد ) از ساعات درس هنر براي تدريس دروس ديگر استفاده نمي كنند .14-اكثر معلمان (70 درصد ) علت كم توجهي به درس هنر را عدم آگاهي مسؤولان ومعلمان از اهميت اين درس مي دانند.15-اكثر معلمان نگرشي مثبت نسبت به اين درس داشته و معلمان تحصيل كرده در رشته هاي هنر نگرش مثبت تري نسبت به معلمان هنر در ساير رشته ها دارند.

پيشنهادها :

با توجه به نتايج ويافته هاي تحقيق پيشنهاد هايي به شرح ذيل ارائه مي گردد : 1-استفاده از معلمان رشته هنر براي تدريس درس هنر وبرگزاري دوره آموزشي براي ساير معلمان علاقه مند.2-شناسايي معلمان علاقه مند وتهيه بانك اطلاعاتي .3-برپايي نمايشگاه از آثار هنري دانش آموزان ومعلمان وانتخاب آثار برتر واهداي جوايز.4-تهيه كتب ونشريات هنري جهت معلمان و دانش آموزان.5-اصلاح سيستم ارزيابي  درس هنرونمره گذاري.6-تربيت معلمان متخصص . 7-    افزايش ساعات درس هنر در مدارس. 8-  تجهيز مدارس به امكانات ولوازم هنري.

 

تاثیر درس هنر در یادگیری سایر دروس

هنر یکی از راههای شناخت و ادراک انسان از جهان و پدیده های هستی است. از این رو چیزی را آشکار می سازد و این راز گشایی و پرده برداری بی نظیری از دانستن است که ” زیبایی شناسی” نام دارد.هنر بخصوص در دوران آموزش ابتدایی به بروز خلاقیت در دانش آموز می انجامد و این امر خود بستری است برای تامل و تفکر او در محیط پیرامون و طبیعت و چه بسا کشف بسیاری رازها و زیباییهای نهفته در عالم. بیشتر نوابغ و دانشمندان افرادی بوده اند که نگاه ویژه ای به محیط پیرامون خود داشته اند،شاید افتادن سیب از درخت چندان موضوع عجیبی نبود اما نیوتن با نگاه ویژه خود و تامل در هستی از دل این پدیده ساده موفق به کشف قانون جاذبه شد که خود تحول بسیار عظیمی در دانش بشری بوجود آورد.لئوناردو داوینچی تنها یک نقاش چنان که بسیاری می پندارند نبود بلکه او یک هنرمند و دانشمند خلاق و مبتکر نیز بود .مردم جهان هنوز هم از دستاوردهای او متحیرند.لئوناردو برای خلق هر اثری،علوم،نوشتن و طراحی کردن را با هم تلفیق میکرد. هر عنصر موجب بهبودی عناصر دیگر میشود وبه ادراک کمک میکند. هنرهای تجسمی راهی برای شناخت و یادگیری بهتر دانش آموز فراهم میکنند.اغلب تدریسی که با ارائه تصاویر ،فیلم و در مجموع رسانه های دیداری و شنیداری باشد موضوع را واضحتر می سازد و یادگیری ماندگارتر است.هنر این قابلیت را دارد که در کنار تمامی دروس در امر تدریس و یادگیری نقشی فعال ایفا کند آیا نمی توان در درس تاریخ از اجرای نمایش بهره گرفت؟ ویا در درس علوم از روش قطاعی(کلاژ) و یا مجسمه سازی در یادگیری بسیاری از مفاهیم استفاده کرد؟در واقع اولین درس هنر تفاوت دیدن و نگاه کردن است که این خود خلاصه درس علوم است.نگاه تازه به هستی و طبیعت و کشف پدیده ها. امروزه دانش آموز ما در جهانی زندگی میکند که سرعت پیشرفت تکنولوژی و علوم بسیار سریع است اگر بخواهیم او را برای فردا آماده کنیم باید نگاهی به شیوه های آموزش خود داشته باشیم و توجه بیشتری به مقوله هنر و اهمیت تدریس و بکارگیری آن در مقطع ابتدایی بصورت اصولی و درست

 

درس هنر مجالی برای تفکر و پرورش خلاقیت در دانش آموزان

معلمان و والدین باید اجازه دهند که بچه ها کارهای هنری انجام دهند، چراکه انجام کارهای هنری مقدمه اندیشیدن برای بچه هاست و به ایده ها و کارهای دستی آنها باید احترام گذاشت و درس هنر در دوره ابتدایی برای دانش آموزان مجالی است برای تفکر، و باید کلاس هنر با سایر کلاس ها متفاوت باشد ; هدف این است که قوه خلاقه دانش آموزان را بیدار و شکوفا کنیم.

این نوشتار درپی آن نیست که اعتبار و اهمیت درس هنر را در دوره ابتدایی یادآوری کند، بلکه قصد دارد اولیا و معلمان را متوجه هنر و فواید کارهای دستی دانش آموزان کند و اگر معلمان و اولیا» دانش آموزان به هنر کاردستی بهای لازم را دهند شاهد رشد و بالندگی و ظهور هزاران استعداد برجسته در رشته های گوناگون در کشورمان، در آینده خواهیم بود. پدرها و مادرها باید پیگیر درس هنر فرزندانشان باشند و بدانند بی توجهی اولیا» و معلمان به درس هنر چه ضررهای جبران ناپذیری را به روح و روان و قوه خلاقیت آنها وارد می سازد.

یکی از کارشناسان درس هنر می گوید: «برای تربیت شهروند سالم نیاز به انجام کارهای هنری از جمله موسیقی، نقاشی، کاردستی و… نیاز می باشد و هدف موزیسین و… نیست و هدف نهایی تربیت شخصیت سالم از جنبه های روحی و روانی می باشد و تربیت هنری یکی از رویکردهای درس هنر در دنیا می باشد و تربیت هنری یعنی:

) ایجاد فضایی که کودکان به دور از معیارها و چارچوب های بزرگسالان آزادانه تخیل و اندیشه کنند)حواس آنها تقویت شود و ظرفیت های نهفته هوش و تفکر آنها پرورش یابد و احساسات آنها توسعه پیدا کند

پدرها و مادرها نیز با راهنمایی صحیح و اصولی می توانند قدرت پویایی و استدلال را ضمن انجام فعالیت های هنری در کودکان بیدار و بکار اندازند و معلمان نیز ساعت درس هنر را فدای دروس دیگری مانند ریاضی و… نکنند، چرا که خواسته یا ناخواسته پرورش خلاقیت دانش آموزان را به خطر می اندازند و متاسفانه درس هنر در دوره ابتدایی از طرف مورد بی مهری قرار می گیرد; خانواده، مدرسه، وزارت آموزش وپرورش. که البته مدتی است وزارت آموزش وپرورش برنامه هایی اساسی و مدونی را برای درس هنر دوره ابتدایی درحال اجرا دارد.

و اما در مدرسه باید توجه بیشتری به این درس شود، چراکه هنر درس است، نمره دارد، ساعت مخصوص دارد و متاسفانه در بعضی از مدارس در ساعت هنر کار هنری انجام نمی دهند و به تقویت درس های دیگری در این ساعت می پردازند و حتی برخی معلمان برای جبران کسری نمرات دیگر درس ها و این که معدل دانش آموز بالا رود از آن استفاده می کنند.

پدرها و مادرها نیز باید برای درس هنر برنامه های خاص داشته باشند و فقط به یک یا دو درس اهمیت ندهند. بچه ها دنیای هنر و کاردستی را دوست دارند، پس انتظار به حقی است که بگذاریم دانش آموزان با ارائه و انجام کارهای دستی اعتماد به نفس پیدا کنند. بدون اغراق یکی از پرجاذبه ترین و موثرترین راه پرورش دانش آموزان ابتدایی استفاده از کارهای دستی است و بی اعتنایی به کاردستی در ساعت هنر دوره ابتدایی و حتی در خانه توسط معلم و اولیا»، نادیده گرفتن اهداف تربیتی است. رشد روزافزون علم و زیاد شدن اطلاعات و دانش های بشری سبب شده است تا اهداف آموزش وپرورش واقع بینانه تر شوند، بسیاری از صاحبنظران علوم آموزشی معتقدند که بهتر است معلم در کلاس درس چگونه یاد گرفتن، حل مسئله و خلاقیت را به دانش آموزان بیاموزند تا استعدادهایشان شکوفا شود و با نقاشی و کاردستی و دیگر هنرها می تواند آنها را در راه رسیدن به تقویت ذهنیشان یاری داد و حتی بر این باورند که بسیاری از دانش آموزان ناسازگار از طریق همکاری با همکلاسی ها در یک گروه هنری فکرشان را در جهت پیشرفت می توان تغییر داد.

اساس زندگی انسان و هر موجود زنده دیگر بر تغییر استوار گردیده است در تمام دوران زندگی این تحولات حاکم است و هر تغییری مقدمه ای برای رسیدن به تحولات مطلوب بالاتر است و ارکان و پایه های اصلی زندگی انسان بالغ بر چگونگی طی شدن در دوران کودکی بستگی دارد و در این دوره است که رفتار آنها بویژه رفتار، شناختی، عاطفی و اجتماعی در رابطه با والدین و اطرافیان و محیط ایجاد می شود.

هر معلم و پدر و مادری که به امر مهم کاردستی در کلاس هنر و در خانه عنایت و توجه داشته باشند ذوق، ابتکار و خلاقیت و شکوفایی استعدادها را برای دانش آموزان در جامعه اشاعه می دهد.

دانش آموز در ضمن انجام کارهای دستی یاد می گیرد چگونه خود را اداره کند و چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند و چگونه راه حل ها را پیدا کند و هنگامی که به ساختن وسیله ای و یا تکمیل آن مشغول می شود در واقع حس مسئولیت و اعتماد به نفس او بیدار شده و پرورش می یابد. کاردستی نوعی بازی فکری به حساب می آید و بوسیله آن می اندیشد و باید به او فرصت و اجازه لازم را داد تا قوه خلاقیت خود را از بند آزاد و بکار اندازد و اگر برای بیان اندیشه اش آزاد باشد راه ترقی و پیشرفت طبیعی او باز می ماند و به آسانی می تواند رشد ذهنی خود را بارور کند. انجام کاردستی توسط دانش آموزان به عقیده اکثر کارشناسان امر آموزش و روانشناسان، تمام حواس ها را به توازن و هماهنگی می رساند و کودک را تحریک می کند تا اعضای مختلف بدن به کار بیفتد تا موجب رشد و شکوفایی استعدادهایش گردد. در انجام هنر کاردستی شناخت دانش آموز از محیط و چیزهای پیرامونش بیشتر می شود.

یادمان باشد منظور از انجام کارهای دستی تربیت متخصص نیست، بلکه هدف اصلی، بهتر آموختن، تقویت توانایی و شکوفایی استعدادهای گوناگون و کمک به تربیت اجتماعی دانش آموز است. اولیا» و معلمان نباید شک کنیم که کارهای دستی در دوره تحصیل برای سرگرمی و وقت گذرانی نیست، بلکه وسیله ای برای فراگیران است تا به کمک آن نقش واقعی خود را در جهان یافته و شخصیت خود را نیز پرورش دهند و از همین رو انجام کارهای دستی یکی از بهترین ابزار تربیت شناخته شده است، چون بازی های ذهنی آرام، کاردستی و نقاشی و… به طور کلی فعالیت هایی هستند که با دستکاری کودک توام است و تجارب تربیتی گرانبهایی را برای کودکان به وجود می آورد، زیرا در موقع ساختن کاردستی به آنها اجازه داده می شود که بیندیشند، ببینند، دست بزنند، عمل کنند و… آن وقت است که اتفاق تازه ای رخ خواهد داد و دانش آموز نیز به غنای فکری و عاطفی خواهد رسید و محرومیت دانش آموز از محرک کاردستی قابل جبران نیست و در دوره های بعدی رشد باعث اخلال می شود و اگر برنامه های آموزشی در ساعت هنر متناسب با سن کودک باشد بسیاری از مشکلات را حل می نماید و نشاط و شادابی و رضایت خاطر او را موجب می شود و دانش آموزان دوره ابتدایی فعال، پرانرژی و علاقمند به کارهای دستی و کنجکاو هستند و به پرسش در محیط و افراد و چیزهای موجود می پردازند، چرا که آماده و علاقمند به یادگیری هستند.

زنگ هنر را باید به زنگ آزادی عمل تبدیل کرد تا فراگیران بتوانند مستقل فکر کنند و به آن عمل نمایند و ذوق معلم و حتی اولیا» در تحریک پذیری دانش آموزان خیلی مهم است.

نشاط و پويايي در زنگ هنر
شايد بتوان گفت كه هنر به عنوان يك برنامه درسي، توان آن را دارد كه محور ساماندهي آموزش در دوره ابتدايي باشد، زيرا همه معلمان اين دوره براي تدريس درس هاي مختلف از هنرهايي مثل نقاشي، كاردستي، شعر، سرود، قصه و نمايش استفاده مي كنند. در دوره ابتدايي فقط يك معلم آموزش همه درس ها را برعهده دارد. پس لازم است كه او توانايي آموزش دادن همه درس ها را داشته باشد و آموزش مفاهيم و مهارت هاي درس هاي مختلف را در طول سال تحصيلي به گونه اي سامان دهد كه دانش آموزان نگرش ها و تجربه هاي مورد نياز براي زندگي را به دست آورند. بنابراين لازم است به درس هنر به عنوان مادر و زيربناي ساير دروس توجه شود تا شاهد توسعه مهارت هاي يادگيري كودكان باشيم.
    14 سال است كه در دوره ابتدايي تدريس مي كنم. در اين مدت كلاس درس هنر من نيز مانند بسياري از كلاس هاي اين درس چندان پرنشاط و فعال نبوده است. روش كار من در درس هنر در طي اين 14 سال تدريس به اين صورت بود كه به بچه ها مي گفتم دفترهاي نقاشي خود را باز كنند و يك نقاشي به دلخواه يا با موضوعي كه تعيين مي كردم، بكشند. در مورد كاردستي هم از جلسه قبل يا روز قبل براي آنها تعيين مي كردم كه يك كاردستي به دلخواه خود در منزل درست كنند و به كلاس بياورند، بعضي مواقع هم يك نقاشي روي تخته سياه مي كشيدم و به بچه ها مي گفتم كه همان را در دفتر خود بكشند، اما اين وضعيت چندان براي من و دانش آموزان خوشايند نبود، چرا كه همواره آنها نقاشي هاي تكراري مي كشيدند و در درس كاردستي هم اغلب يا اولياي بچه ها كاردستي ها را درست مي كردند يا دانش آموزان به خاطر درست نكردن آن در كلاس غيبت مي كردند و يا اوليا با تلفن زدن به مدرسه بهانه اي براي اين كوتاهي مي آوردند.
    وقتي اين موضوع را با بچه ها در ميان گذاشتم آنها معتقد بودند معلمان سال قبل درس هنر را جدي نمي گرفتند. در درس هنر به هر طريق مي توان نمره آورد. بسياري از معلمان روش تدريس هنر را نمي دانند. معلمان از اين زنگ براي جبران درس رياضي و فارسي استفاده مي كنند. پدر و مادرمان براي ما كاردستي درست نمي كنند. معلمان سال قبل ما به درس هنر اهميت چنداني نمي دادند و فقط به ما مي گفتند يك نقاشي بكشيد. معلمان سال قبل ما هر هفته يك كتاب قصه به ما مي دادند و مي گفتند كه آن را بخوانيد و خلاصه آن را بنويسيد و يا در كلاس بگوييد.پس از صحبت در اين باره با معلمان، مدير مدرسه و برخي از والدين به اين جمع بندي رسيدم:
    ناشناخته ماندن قلمرو اهداف درس هنر
    آشنا نبودن برخي از معلمان با روش هاي تدريس هنر
    بي توجهي به درس هنر و استفاده از ساعات اين درس براي جبران دروس عقب افتاده
    آموزش نديدن معلمان در زمينه تدريس هنر
    تنوع نداشتن درس هنر و استفاده نكردن از رشته هاي متنوع هنري
    بي توجهي معلمان به طرح درس در كلاس هنر
    ناآشنايي برخي از معلمان هنر با روانشناسي تربيتي و شناخت ذهني، زباني و روحي كودكان
    توجه نكردن به تفاوت هاي فردي بين دانش آموزان
    ناآشنايي و بي توجهي برخي از معلمان هنر به راه حل هاي شكوفاسازي استعدادها و خلاقيت هاي كودكان و نوجوانان
    بي توجهي به علايق، انگيزه ها و توانايي هاي دانش آموزان به هنگام تعيين موضوع براي نقاشي يا كاردستي
    نداشتن معيار مشخص در ارزشيابي درس هنر
    تصميم گرفتم رشته هاي مختلف هنري را در كلاس اجرا كنم و از طرق مختلف در
    دانش آموزان انگيزه و علاقه ايجاد كنم. به همين خاطر آنها را گروه بندي و با موضوع فعاليت آشنا كردم تا انگيزه لازم را براي شروع فعاليت كسب كنند. با هر روشي فعاليت دانش آموزان را به فعاليت جديد جلب مي كردم. به طور مثال در برخي از فعاليت ها از آنها مي خواستم موادي را از طبيعت جمع كرده و به كلاس بياورند.در مرحله بعد از آنها مي خواستم درباره موضوع مطرح شده در كلاس ايده اي را انتخاب كرده و براي چگونگي اجراي آن فكر كنند. در مرحله سوم آنها ايده هاي خود را فردي يا گروهي اجرا مي كردند. در مرحله بعد آنها قبل از ورود معلم به كلاس درس محصولات هنري خود را در كلاس نصب مي كردند. در گام بعدي فعاليت آنها به وسيله همديگر ارزشيابي مي شد و نقاط ضعف و قوت آنها بيان مي شد. دانش آموزان هم بايد به نوبت مراحل اجراي كار خود را توضيح دهند. در جلسه اي كه با حضور معلمان، والدين و مدير مدرسه تشكيل شد، همه اجراي طرح را موفقيت آميز توصيف كردند.
    در اين مدت اثرات مثبتي در نگرش، رفتار و شخصيت دانش آموزان حاصل شده بود

 

 

 

 

 

منابع  فارسی
1- مقاله ” خلاقيت در آموزش و پرورش ( تهديدها و فرصت ها ، ارائه راه حل هاي پيشنهادي ) ” – تهيه كننده : عبدالرحمن جرجاني -برگرفته از سايت پژوهشكده تعليم و تربيت سازمان آموزش و پرورش استان گلستان –
http://www.golestanier.ir
2-مقاله “راه هاي پرورش خلّاقيت ” – دكتر مهرانگيز شعاع كاظمي – مجله معرفت شماره:92 (ويژه‌نامه علوم تربيتي)
Qabas.org
3–مقاله “تاملي در تعريف هنر ” – مجتبي مطهري الهامي – برگرفته از سايت
firooze.com
4–مقاله “جستاري در مفهوم هنر و عناصر تركيبي آن ” – سید حسین امیرجهانی – برگرفته از سايت
firooze.com
5- مقاله ” جایگاه اثر هنری در روش شناسي گادامر” -سید رضی موسوی گیلانی -برگرفته از سايت
firooze.com
6-كتاب ” هنر فكركردن ” -ارنست ديمنه -ترجمه : محمد رفيعي مهرآبادي
7–كتاب ” صد جلوه از ميراث ايران ” -ناشر : نشر قلمرو آفتاب-گروه نشر ايران -چاپ يكم – تابستان 1386
8-معرفي كارگاههاي آموزشي هنر درماني-پژوهشكده خانواده -دانشگاه شهيد بهشتي
9-مقاله “ديدار از موزه ها يك فرصت آموزشي است ” -نويسنده : حميد ميرزاآقايي -روزنامه اعتماد- 19 آذر 1381
10-مقاله ” آموزش هنر در مراكز پيش‌دبستاني” -انتشار :سايت پيش دبستاني سازمان آموزش و پرورش شهر تهران –
11-مقاله ” كودكان بزرگترين معلمان خلاقيت ” حميد ميرزاآقايي
ويژه نامه كارآفريني روزنامه اعتماد

12- مقاله ” تعريف اصطلاحات مهم نمايش كودك و بحث دربارۀ آنها” -نوشته: مت بوكانن ترجمه: داود زينلو – –
13- مقاله ” نقدي بر كتب آموزش هنر دوره سه ساله راهنمايي تحصيلي كم توجهي به آموزش هنر يك مسئله ريشه دار است” حجت اله حسين زاده- روزنامه كيهان -شماره شماره 18742

15-مقاله ” هنرمدرن و نقاشي كودكان ” -رضا عبدلي -انتشار : پايگاه خبري هنر ايران
16– مقاله “ذهن دانش آموزان نيازمند تخيل فعال است ” -نويسنده :حميد ميرزاآقايي – روزنامه اعتماد- چهارشنبه 29 آبان
17- كتاب ” چگونه از فرزند خود يك نابغه بسازيم “- – نويسنده : شاكونتالا دوي « چگونه از فرزند خود يك نابغه بسازيم» ترجمه:زهره زاهدي .ناشر: انتشارات جيحون .تيراژ :3300 -تاريخ چاپ : 1379- نوبت چاپ : دوم
18- مقاله ” ضرورت رشد خلاقيت و كارآفريني كودكان براي تامين منابع انساني سازمان هاي آينده ” نويسنده : حميد ميرزاآقايي -انتشار-سايت فكرنو-بهمن 1386 –

19 گريوز، گارگيلو، اسلادر، (1379)، خلاقيت (شناخت ويژگي‌هاي كودكان و برخورد مناسب با آنها) (ترجمه مهدي قراچه‌داغي)، تهران: پيک بهار.

20روزنامه ایران – 20مهر898

21        آیت‌ا… محمدپور، آموزش هنر در مدارس دوره ابتدایی، موسسه منادی تربیت، تهران 1382.

22 –        آیت‌ا… محمدپور، مهوش سهیلی، نقاشی دوره ابتدایی، موسسه منادی تربیت، تهران 1382.

23-         كیومرثی غلامعلی، آشنایی با نقش هنر در پیشبرد فعالیت‌های پرورشی مدارس، انتشارات مدرسه، تهران 1386.

24-         نامه گناباد، اسفند 87، شماره 177.

25-هفته نامه نگاه سال هفدهم شماره 436

26-مجله رشد