پنبه درایران

پنبه درایران

پنبه ، گیاهی که از غوزة آن در ریسندگی و بافندگی استفاده می شود، بویژه انواع رشته کوتاه آن موسوم به گوسوپیوم هرباکیوم .

الف ) تاریخچة پنبه در ایران احتمالاً به دوران هخامنشیان بازمی گردد، اما دربارة کاشت پنبه پیش از دورة اسلامی ایران اطلاعات معتبر اندکی در دست است . ] به نوشتة مؤلف حدودالعالم (ح ۳۷۲)، در مرو، ری و ناحیة فارس کشت پنبه رواج داشته است (ص ۹۴، ۱۳۰، ۱۴۲). مراکز تولید که احتمالاً به مناطق کاشت گیاه نزدیک بود، عبارت بود از: هرات ، نیشابور، ری ، طبرستان ، آمل ، جبال ، اصفهان ، شوشتر، خوزستان ، تَوَّز و آذربایجان ( رجوع کنید به اشپولر ، ص ۳۹۵؛ سارجنت ، جاهای متعدد) [ . همچنین اشارات متعددی به پنبه در آثار شاعران ، بویژه شاهنامة فردوسی (کتاب سوم ، ج ۵، ص ۱۴۷۵ـ ۱۴۷۶، کتاب چهارم ، ج ۶، ص ۱۹۹۹، ۲۰۰۴) وجود دارد. ] در قرن هفتم / سیزدهم ، مارکوپولو به محصولات عمدة ایران از جمله پنبه اشاره

می کند (ج ۱، ص ۸۴) [ . ژان شاردن ، جهانگرد مشهور فرانسوی در قرن یازدهم / هفدهم ، که از ایران دورة صفویه بازدید کرده ، وجود کشتزارهای وسیع پنبه را تأیید کرده است (ج ۲، ص ۷۱۲). در اوایل قرن سیزدهم / نوزدهم ، کمپانی هندشرقی بریتانیا در مقابل کالاهایی مانند شکر، ادویه ، رنگ و روغن ،

پنبة خام را از ایران به هند صادر می کرد. در همین زمان ، جهانگردان به کشتزارهای پنبه در بسیاری از مناطق ایران ، از آذربایجان تا خراسان و شرق مازندران ، نواحی مرکزی ،

اطراف یزد، کاشان ، کرمان و قم ، اشاره کرده اند. در این زمان پنبه هنوز از محصولات تابستانی بود که در حدود فروردین کاشته می شد و در مرداد (در آب و هوای گرم و مرطوب

سواحل دریای خزر) یا در مهر (در نواحی خشکتر مانند آذربایجان و نواحی اطراف شیراز) برداشت می شد. اما بیشتر پنبة کشت شده از گونه های تار کوتاه و زبر بود که همراه با نرخ بالای حمل ونقل ، فنون ابتدایی پرداخت و بسته بندی نادرست و غیردقیق ، سبب عدم موفقیت پنبة ایران در بازار اروپا شد (عیساوی ، ص ۲۴۶ـ۲۴۷، ۲۴۹). پنبه علاوه بر این که منبع امرار معاش ساکنان مناطق کاشت پنبه بود، برای صنعت نساجی داخلی و صنایع دستی که افراد بسیاری را به کار می گمارد، مادة خام فراهم می آورد. بعلاوه ، تجاری شدن روبه رشد تولید پنبه در قرن سیزدهم / نوزدهم ، با افزایش اهمیت پنبه در تجارت خارجی ایران همراه بود.در اوایل قرن چهاردهم / آغاز قرن بیستم ، پنبه هم اصلیترین محصولِ فروشی و هم عمده ترین محصول صادراتی بود.دو عامل این فرآیند را تقویت می کرد: نخست ، محرک کوتاه مدت اما نیرومند جنگ داخلی امریکا در اوایل دهة

۱۸۶۰ میلادی (۱۲۷۷ـ۱۲۸۷) باعث کمبود بین المللی پنبه و افزایش شدید قیمت پنبة خام در بازار جهانی شده ، تولید

پنبه را در ایران و مناطق بسیار دیگری در خاورمیانه و هند و امریکای لاتین افزایش داد. در میان مسیرهای جدیدوگوناگون تجارت خارجی که درگزارشهای کنسولی بریتانیادرآن دوره ذکرشده است ،می توان ازمسیرهای بنادرخلیج فارس به هندومسیرتبریزبه مارسی نام برد(نوشیروانی ،ص ۵۷۳ـ۵۷۴؛گیلبار،ص ۳۵۴؛عیساوی ،ص ۲۴۵).این تحول ،در نیمة همان دهه که قحطی پایان یافت و قیمت پنبه سقوط کرد، ناگهان متوقف شد. عامل دوم و پایدارتر، روسیه بود که به عنوان شریک تجاری عمدة ایران دردهه های آخرقرن ظاهر شد. پنبه بسرعت مهمترین کالای صادراتی به روسیه شدوصادرات آندر۱۳۳۱به حدود۰۰۰،۲۵تن رسید و بتدریج ۹۴ـ۹۷% صادرات پنبه به بازارهای روسیه اختصاص یافت (انتنر ، ص ۷۳). این افزایش ، تغییر ماهیت روابط اقتصادی بین دو کشور را تأیید کرده بوضوح درتمرکزکاشت پنبه دراستانهای مرزی تأثیرگذاشت .اگرچه پنبه از نقاط مختلف کشور از جمله اصفهان و یزد و کرمان صادر می شد، یک سوم از کل صادرات ایران محصول خراسان بود. در واقع ، رفاه این استان تا حد زیادی به رشدتجارت پنبه در اواخر این قرن مربوط بود (مک لین ، ص ۵؛ گیلبار، ص ۳۵۵).تجارت ایران ـ روسیه به دلیل نرخ پایین حمل و نقل بسهولت انجام می گرفت که به سبب مجاورت جغرافیایی

وتوسعه وپیشرفت راه آهن وجاده های ارتباطی بین دوکشور بود. اما روسیه با گرفتن تعرفه هایی اندک از ایران ،فروش مصنوعات پنبه ای با قیمتی ارزان ، حمایت از فعالیتهای بازرگانان روسی و ارمنی از طریق وام بانکی و همچنین انتقال ادارات کنسولی به استانهای شمالی و مرکزی (بویژه خراسان و اصفهان و کردستان )، سیاست بازرگانی تهاجمی را در پیش گرفت (انتنر، ص ۷۳ـ۷۴؛ نوشیروانی ، ص ۵۷۲؛

پنبه در فرآیند تدریجی آغاز تجاری شدن کشاورزی ایران ، تأثیر مهمی داشت . در این فرآیند، پنبه ، اغلب با سایر کالاها (بویژه تریاک و ابریشم ) و غلات مصرفی بخوبی رقابت می کرد (نوشیروانی ، ص ۵۷۱ـ۵۷۹؛ گیلبار، ص ۳۶۰). جنگ جهانی اول ، در تولید پنبه تقریباً وقفة کامل ایجاد کرد، اما از دهة ۱۳۰۰ش تولید دوباره به سطوح پیش از جنگ و به حدود بیست هزار تن در سال رسید. نخستین کارخانة پنبه پاک کنی ایران نیز در همان سالها (۱۲۹۸ ش ) بنیان نهاده شد. در ۱۳۰۲ ش شرکت جدید پرسخلوپک بذرهای امریکایی و مصری را میان کشاورزان توزیع و مزارع نمونه ، بیشتر در شمال ، ایجاد کرد (رَستار، ص ۲۴۳).دردهة ۱۳۱۰ش ،درسایة سیاست مثبت دولت نسبت به صنعت منسوجات داخلی ، تولید دوباره افزایش یافت .در۱۳۱۲ش دولت ایران قانون انحصارپنبه راتصویب کرد (گرگانی ، ص ۱۸۵) که سود بی واسطه ای در تهیة پنبة خام برای کارخانه های جدیددربرداشت .دراواخراین دهه تولید به نقطة اوج ۰۰۰ ، ۳۸ تن رسید، اما فقط ۶۰۰ ، ۵ تن ، یعنی درحدودیک پنجم کل صادرات در۱۲۹۲ش ،پنبه صادر می شد. این رقم نازل قدرت اشتیاق صنعتی شدن داخلی رانشان می دهد.پس ازوقفه به سبب جنگ جهانی دوم ، در بیشتر سالهای دهة ۱۳۲۰ش / ۱۹۴۰ میانگین تولید سالانه به حدودبیست هزارتن سقوط کرد،امادراوایل دهة ۱۳۳۰ ش دوباره از سطح تولید پیش از جنگ پیشی گرفت و بتدریج رونق بی سابقه ای در تولید و فرآوری پنبه در ایران پدید آمد.

در ۱۳۲۴ ش ، انحصار پنبه لغو شد. از این گذشته ، در سالهای بعدی شماری از مؤسسات تخصصی شروع به کارکردند و ترویج و بهبود تولید پنبه به آنها واگذار شد. «سازمان پنبة ایران » (بعدها سازمان پنبه و دانه های روغنی ) در ۱۳۳۵ ش شروع به فعالیت کرد و برای نخستین بار معیارهای طبقه بندی برای محصول داخلی ارائه داد. ادارة «اصلاح نبات ایستگاه ورامین » در ۱۳۳۸ ش به «مؤسسة تهیه و اصلاح نهال و

بذر» تبدیل شد و به دنبال آن عمدتاً خدمات علمی و توسعه

را تدارک دید. در همان زمان ، «شرکت پنبه و ابریشم » با

حمایت وزارت صنایع و معادن تأسیس شد تا با تشویقهای اقتصادی مناسب ، کشاورزان را به کاشت پنبه ترغیب کند (رستار، ص ۲۵۰ـ۲۵۲).

در دهه های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ش ایران در میان ده یا پانزده کشور نخست تولید کنندة پنبه جای گرفت . صادرات نیز به طور منظم رشد یافت و بازار آن متنوعتر شد. مصرف داخلی پنبه و پنبه دانه نیز، تا حدودی به سبب گسترش صنعت منسوجات و تا اندازه ای به دلیل تأسیس کارخانه ای جدید برای تولید روغن خوراکی ، افزایش یافت .

افزایش تولید پنبه کاملاً به تحولات جدید در دشتهای حاصلخیز گرگان بستگی داشت . در آغاز دهة ۱۳۱۰ ش

کشت پنبه در این ناحیه رواج یافته بود، بویژه پس از اینکه رضاشاه بیشتر زمینهای مزروعی را به مالکیت شخصی

خود درآورد. استرداد این مالکیت به مالکان کشاورز پس از جنگ جهانی دوم ، سبب افزایش ناگهانی کشاورزی تجاری در مقیاسی وسیع در این ناحیه و جذب گروه زیادی از سرمایه دارانی شد که در جستجوی فرصتهای سرمایه گذاری سودآور در کشاورزی بودند.

در ۱۳۳۹ ش ، در اولین سرشماری کشاورزی ، مازندران و گرگان ۵۶% تمام مزارع پنبه (۰۰۰ ، ۳۱۳ هکتار) و ۶۵% از کل محصول (۰۰۰ ، ۳۳۰ تن )، و در ۱۳۵۳ ش بترتیب ۶۵% و ۷۵% را به خود اختصاص دادند ( رجوع کنید به مرکز آمار ایران ، ص ۲۱۰، ۲۷۲). بعلاوه ، قدرت تولید نیز بیشتر شد. در بیشتر دهة ۱۳۵۰ش ، بویژه نیمة اول آن ، افزایش تولید پنبه در ایران ادامه یافت ، اما در سالهای بعد این دهه تولید پنبه تحت تأثیر محدودیتهای کلی تر در کشاورزی ایران قرار گرفت که به رونق شدید و ناگهانی تولید نفت مربوط بود.

در ۱۳۵۷ش نواحی کاشت پنبه به حدود یک سوم و محصول به حدود یک چهارم ، در مقایسه با ۱۳۵۲ ش ، کاهش یافت (حکیمیان ، ص ۱۲۲ـ۱۲۳).

منابع :

 حدودالعالم من المشرق الی المغرب ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ۱۳۴۰

ژان شاردن ، سفرنامة شاردن ، ترجمة اقبال یغمایی ، تهران ۱۳۷۲ـ۱۳۷۵ ش ؛

ابوالقاسم فردوسی ، شاهنامة فردوسی ، چاپ ژول مول ، تهران ۱۳۶۹ ش [ ؛

م .گرگانی ، اقتصاد گرگان و گنبد و دشت ، تهران ۱۳۵۰ ش ؛

مرکز آمار ایران ، سالنامة آماری کشور: ۱۳۵۶ ، تهران ۱۳۵۶ ش ؛

www.asrehjadid.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *