بازیگری

مقدمه

بازیگری  هنری بسیار قدیمی به قدمت تاریخ.درواقع خداوند بزرزگ بزرگترین کارگردان گیتی است وما انسانها بازیگران این آفرینش.

انسانها درآرزوهایشان دوست داشتند که یک روز درعمرشان تجربه بودن در جای کس دیگر بودن راداشته باشند این بودسارغاز هنربازیگری.اما بازیگری که درابتدا به صورت ساده وتئاتروهمچنین خبررسانان نوروز و… طلوع نمود،در دوران کنونی مبدل به یکی از ارزوهای خیل عظیمی از انسانها شده است که در پس این ارزوها اهداف وقصد هایی نهفته است.کسانی به دنبال شهرت وکسانی به عشق این هنر پا به عرصه آزمودن خویش نهاده اند.

امروزه سینما وبازیگری از یک هنر هم بالاتر رفته وبه یک صنعت بدل گشته که متاسفانه درچند سال اخیر وجه مالی ودرامدبینی آن بر دیگر ویژگی های این هنر چیرگی خاصی پیداکرده است.

دراین مقاله سعی شده است که به بازیگری ومشکلات وموضوعات مربوط به ان پرداخته شود.

تعریف بازیگری

ایفای نقش شخصیتی در فیلم ، از خلال کنش ها و واکنش ها ، ژست ها ، تغییر حالت های چهره ، تغییر رفتار و تغییر لحن گفتار را ، بازیگری گویند.

بازیگری پاسخی خلاقانه و آکنده از پویایی به محرکها و شرایط یک زندگی فرضی است که به شخصیت و محیط پیرامون و به زمان و مکانی که در آن زندگی میکند به شرطی که بتواند افکار و احساسات و موضوع را به تماشاگر انتقال دهد وفادار است.(ویکی پدیا)

تقسیم بندی بازیگری

بزرگان سینما، بازیگری رو به دو نوع خلاصه می کنند. بازیگری به شیوه متد (method acting) و بازیگری به شیوه سیستم (system acting). تفاوت این دو شیوه به در نظر گرفتن اصالت برای بازیگر و یا نقش است. معتقدین به شیوه متد، مانند استاد مسلم و مدرس این نوع از بازیگری، آقای “لی استراسبرگ” معتقد هستند که “اگر می خواهید دیگران بگریند، نخست باید خود گریه کنید (ارسطو)”. از این جهت این افراد به “حافظه عاطفی” بازیگر به عنوان سر منشا موفقیت او در ایفای نقشی تاثیر گذار بیشتر اهمیت می دهند. بازیگر در لحظات تراژیک، با مراجعه به حافظه عاطفی خود، سعی می کند خود را در شرایطی متناسب با موضوع قرار دهد، و با یادآوری این لحظات، تاثیر گذارترین بازی را به نمایش بگذارد. از این روست که چنین بازیگرانی در هنگام نقش آفرینی بازی نمی کنند، بلکه زندگی می کنند و تراژدی می آفرینند. نمونه موفقترین این بازیگران “آلپاچینو” است، که به خاطر بهترین بازی ها بارها نامزد اسکار شده و چندین بار نیز آن را برنده شده است. ولی برعکس، طرفداران شیوه سیستم، معتقد هستند که این نقش است که در اولویت قرار دارد، و بازیگر نباید در هیچ شرایطی فراتر از متن عمل کرده و همواره باید در اختیار متن باشد. البته این شیوه بازیگری نیز همواره در تقابل با شیوه متد حرف هایی برای گفتن دارد. بی شک همه اساتید سینما با بزرگان این شیوه مانند “استدلا آدلر” و “استانیلافسکی” آشنایی دارند، والبته می دانند که این شیوه خود پرورش دهنده شیوه متد بوده و پایه و اساس موفقیت در متد، پرورش یافتن در سیستم است.

بازیگری

بازي گري درتعريف عيني يعني حضور زنده ي بازي گربر صحنه .دراين جا “حضور” يعني اشغال بخشي ازفضا توسط بدن؛ قيد« زنده»يعني آن حضور (بدن) با انديشه و احساس توأم است ؛ و«صحنه »در اين تعريف يعني هرنوع فضاي بازي . پس بازيگر در هر مكتبي مشق كرده باشد ،با هر شيوه اي به نقش رسيده باشد ،نمايش اش هر سبك زيبا يي  شناختي داشته باشد ،كارش از اين سه جنبه داوري مي شود : ۱)جنبةبدني (فيزيكي) يا تكنيكي ؛ ۲)جنبة ذهني يا انديشه اي ؛۳)جنبه حسي يا روحي.

جنبه بدني يا تكنيكي در يك كلام يعني چگونگي حضور بدني بازيگر بر صحنه . اين حضور گاه ساكن است (بازيگر درجا وبي حركت ايستاده ،نشسته خوابيده ،يا ….)گاه متحرك: حركت  آن گاه درجاست (بازيگر در جا ،سر ودست وتنه و اعضاي صورت اش حركت‌مي دهد وبا لوازم بازي اش كارمي كند وتغييرمكاني  ندارد )گاه توأم با جابجايي (بازيگر در صحنه جابجا مي شود وتغيير مكان دارد ،يعني پايين وبالا يا چپ وراست مي‌رود)؛‌ درهمةاين احوال گاه با بيان همراه است وگاه بي صدا يا بي كلام است ؛وسرانجام، گاه فردي است ،گاه جمعي . پس اين جنبه مشتمل است بر همة آنچه تماشاگر از بازيگر مي‌بيند ومي شنود .
اين ديده ها وشنيده ها زماني برتماشاگر تأثير ميگذارند كه باورشوند .ونخستين شرط باور شدن شان اين است كه دست كم راحت و روان انجام شوند .بازي راحت و روان در صورتي ميسر است كه بازيگر بر بدن وبيان خود شناخت وتسلط  داشته باشد .بسياري معتقدند كه فقط  اين جنبه ازكار بازيگر ي آموختني است . جنبه‌ي تكنيكي يا بدني كار بازيگر يعني جنبه ي مر بوط به شناخت وتسلط بازي گر بر بدن و بيان خود . شناخت  و تسلط بربدن و بيان در بازي گري هريك بحث و فصلي مستقل ،مهم ومفصل است .
در جنبةذهني يا انديشه اي موضوع بررسي اين است كه با زيگر چگونه شخصيت نقش خود رااز زواياي مختلف تجزيه و تحليل مي كند – به افكار او ،احساسات و عواطف او ، اعمال او رابطه اي كه با نمايش وديگر نقش هاي آن دارد پي مي برد . اين جنبة از كار بازيگر ،نمود بيروني چنداني ندارد .حركت و احساس تجلي بيروني دارند ، اما انديشه ؟ تماشاگر معمولا”به نحوه ي مواجهه ي بازيگر با اين دسته از مسائل نقش كاري ندارد و در واقع فقط نتايج اين جنبه را مي بيند . اما شكي نيست كه بازيگر اگر از اين نظر ضعفي داشته باشد ،نمي تواند نقش راگويا ،دقيق وباوركردني بنماياند.  جنبةاحساسي ياروحي رابسياري عالي ترين جنبةكار بازيگر مي دانند  و بر اين باورند كه اين جنبه چندان آموزش دادني نيست . بنابراين باور،بيش تر بازيگران درجنبه هاي اول ودوم تبحر پيدا مي كنند واز اين مرحله فراترنمي روند ودر نهايت مي شوند«بازيگر خوب » يا به تعبيري «تكنيكي » ،كه گاهي تا مرتبه ي «ستاره شدن » نيز پيش مي روند ،اما تا در جنبه ي احساسي يا روحي پرورده و استاد نشوند «بازيگر بزرگ »نمي شوند – بازي چنين بازيگراني است كه سالها درخاطر مي ماند(ملكي ؛حسن ، بازيگر حضورصحنه اي تهران ، نشر افكار و تجربه ،چاپ اول ۱۳۸۲ ص۲و۳)

روزنه ورود به بازیگری

بازیگری یک علاقه است. حتی بسیاری از افراد که نه اصول بازیگری را می‌شناسند و نه می‌توانند واژه بازیگری را روی کاغذ بنویسند، به بازیگری علاقه دارند. واقعیت این است که علاقه‌مندان بازیگری بسیارند و طبیعی است هر روزه بر تعداد متقاضیان به بازیگری افزوده شود. (علیرضا اخلاقی منتقد، فیلمنامه‌نویس و کارگردان سریال‌های تلویزیون)

رویه‌های مختلفی برای ورود افراد به بازیگری وجود دارد. دسته اول کسانی هستند که تحصیلات دانشگاهی دارند و با دنیای هنر آشنا می‌شوند. دسته دوم افرادی‌اند که در کلاس‌های آزاد بازیگری شرکت می‌کنند و دسته سوم هم شامل افرادی است که متکی بر شانس، رابطه و متأسفانه بواسطه مسائل مالی وارد این حوزه می‌شوند. البته در بین افرادی که به وسیله آشنا وارد می‌شوند، افراد مستعدی وجود دارند و نمی‌توان به‌طور مطلق به ناکارآمدی آنها رأی داد. در میان افراد علاقه‌مند بازیگری، ممکن است دسته‌ای از افراد باشند که شرایط دیگری داشته باشند. یعنی دوره دیده و دارای تجربه بازیگری باشند. از سوی دیگر، ما در سینما و تلویزیون افرادی را هم می‌شناسیم که حتی بدون آموزش قبلی، سوپراستار شده‌اند اما استعداد آن را داشته‌اند. ما ورزشکاران، خوانندگان و افراد مختلفی را می‌شناسیم که فقط به‌دلیل برخورداری از چهره یا بر اساس یک اتفاق وارد این حرفه شده‌اند. از این بین، عده‌ای استعداد داشتند و ماندند و عده‌ای هم به‌دلیل مستعد نبودن رفتند.

ملزومات ماندگاری در بازیگری

در سال‌های اخیر تعداد بازیگران دارای پیشینه تئاتری و آموزش در رشته‌های هنری رو به رشد است. بعضی افراد حتی دوره کارگردانی گذرانده‌اند و الان مشغول فیلمبرداری و تصویربرداری هستند. در واقع تعداد افرادی که در رشته هنر فعالیت می‌کنند، روز به روز در حال افزایش است. نابازیگران هم بالاخره به نحوی وارد می‌شوند اما مسأله مهم در این بین، ماندگاری است.

بازیگران برای ماندگاری نیاز به استعداد، پشتکار، کسب تجربه و آموزش دارند. ممکن است افرادی استعداد نداشته باشند و دوره‌های طولانی دانشگاهی را آموزش ببینند ولی در نهایت کامل نمی‌شوند. عکس این قضیه هم صادق است؛ عده‌ای هم هستند که استعداد دارند و آموزش ندیده‌اند اما باید آموزش ببینند و به تجربه برسند و آنجاست که ارزش تجربه در کنار بقیه نشانه‌ها آشکار می‌شود. فردی که استعداد نداشته باشد و وارد این حرفه شود، در واقع وقت خود را تلف می‌کند و شاید نهایتا بازیگر متوسطی برای ایفای نقش‌های

فردی که استعداد نداشته باشد و وارد این حرفه شود، در واقع وقت خود را تلف می‌کند و شاید نهایتا بازیگر متوسطی برای ایفای نقش‌های دست پایین شود.

دست پایین شود.

درآمد بازیگران؛ از شایعه تا واقعیت 

افرادی که در دنیای هنر و شاخه‌های هنر تصویر حضور دارند، شرایط مساوی ندارند. نمی‌شود انتظار داشت همه به یک اندازه سود ببرند و مساوات همیشه عدالت نیست. عدالت آن است که فرد براساس تلاش و تأثیری که در آن اثر می‌گذارد، دستمزد بگیرد.

ما در شاخه‌های مختلف هنر در مجموع بعضی مسائل را نادیده می‌گیریم.یک فیلمنامه نویس در کشورهای دیگر ارزش بسیاری دارد و همه می‌دانند تا فیلمنامه نباشد، بازیگران نمی‌توانند به تنهایی برای نجات یک کار تلویزیونی یا سینمایی کاری انجام دهند، بنابراین یکی از پایه‌های اصلی، فیلمنامه است؛ اما در کشور ما کمتر به آن بها داده می‌شود. البته علت این رویه نیز مشخص است.
در سینمای ایران، بازیگر مانند ویترین موفقیت یک فیلم عمل می‌کند و به همین دلیل، بیشتر به آن بها می‌دهند. سینما برای ماندگاری نیاز به سرمایه و پول دارد و برای این‌که بتواند به خود متکی باشد، مجبور است عناصر فروش را در نظر بگیرد.
بازیگر نیز یکی از این عناصر است و تماشاگر را جذب می‌کند. چون تقاضا برای بازیگر بیشتر است، قیمت آن بالاتر می‌رود اما تماشاگر عام فیلمنامه‌نویس را نمی‌بیند. معنای برقراری عدالت کم کردن مبلغ دریافتی بازیگران نیست بلکه باید به کارگردان یا فیلمنامه‌نویس بهای بیشتری بدهیم. دریافت دستمزد بالا برای بازیگران عنصر منفی نیست بلکه سوال این است که چرا به سایر عوامل پروژه به اندازه بازیگران بها داده نمی‌شود؟

یکی از مسائل چالش‌برانگیزی که بویژه در سال‌های اخیر در ارتباط با حرفه بازیگری مطرح بوده میزان و تعیین دستمزدهای آنهاست. از یک‌سو عموم مردم بر این گمانند که بازیگران از حقوق و دستمزد بالا و حتی نجومی‌ برخوردارند و از سوی دیگر بسیاری از بازیگران از پایین بودن میزان دستمزد خود گله می‌کنند، اما آنچه در این سال‌ها به محل مناقشه و چالش در صنف بازیگری منجر شده نابسامانی و نبود قوانین و مقرارت معین و منسجم برای تعیین دستمزد بازیگران است.

داود رشیدی، رئیس انجمن بازیگران سینمای ایران در چگونگی تعیین سقف دستمزد برای بازیگران می‌گوید: «ابتدا باید ببینیم چطور می‌توان سقف دستمزد را تعیین کرد. به نظر می‌رسد یک گروه کارشناس از بازیگران باید شورایی تشکیل دهند تا با در نظر گرفتن توان بازیگران و کارشناسی کار آنان در مورد رقم‌های دستمزد اعمال نظر کنند«

او ادامه می‌دهد: «مهم‌تر از تصویب طرحی در این زمینه اجرایی کردن آن در عمل است، اما آمادگی انجمن بازیگران را برای ارائه طرح‌ها و راهکارهایی در این زمینه و مقابله با حضور بازیگران با پشتوانه مالی در سینما اعلام می‌کنم.»

رضا کیانیان، بازیگر توانای سینمای ایران نیز در این باره می‌گوید: «دستمزد بازیگر را در واقع دو چیز تعیین می‌کند؛ یکی پولی است که مردم بابت تماشای او در یک فیلم می‌پردازند و با دیدن عکس و اسمش در تبلیغات فیلم به سینما می‌روند. دوم این است که بازیگر چقدر اعتبار هنری دارد. این اعتبار هنری هم البته به شکلی باز به همان موضوع دستمزد و گیشه برمی‌گردد.»

وظایف جامعه در قبال هنرمندان 

باید جایگاه هنرمند را تشخیص دهیم و شرایط را به گونه‌ای فراهم کنیم که هنرمندان واقعی به میزان توانایی خود، بیشتر رشد کنند. از سوی دیگر زندگی آنها باید بگونه‌ای تأمین باشد که به فکر این مسائل نباشند. بازیگری، مثل شغل‌های دیگر است اما در رشته هنر و بازیگری، چون فرد دیده می‌شود و به شکل الگو درمی‌آید، باید مراقب رفتار اجتماعی خود باشد.یکی از روش‌های ماندگاری هم این است که بازیگر با رفتار اجتماعی صحیح برای دیگران ارج و قرب داشته باشد.

نکات مهم در بازیگری

مهمترین نکات در بازیگری وبازیگر شدن درابتدا راه عبارتند از:

-تحصیل در رشته هنر وبازیگری به دلیل اینکه علاقمند را با پدیده ها متفاوت آشنا کرده ودرک او را بالا می برد

-سنجش استعاداد خود که در چه رشته ای استعداد داریم

-داشتن پشتکار

افراد علاقه‌مند بازیگری دو دسته هستند؛ دسته اول براساس علاقه خود حرکت می‌کنند و روبه‌روی آینه می‌ایستند و خودشان را برای داشتن یک تیپ مناسب، شایسته بازیگری می‌دانند.

این افراد از راه‌های غیررسمی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند و این به اتفاقاتی ناگوار منجر می‌شود. البته عده‌ای هم در این میان موفق شده‌اند و همه نامشان را می‌دانند. توصیه‌ این است که جوان‌ها به دنبال کسب سواد بازیگری بروند و بعد راهی را برای ماندگاری پیدا کنند. مثلا افرادی که می‌خواهند رانندگی را یاد بگیرند، باید مراحلی را طی کنند و بعد گواهینامه بگیرند.

و علم و دانش نداشته باشی، این مناسبات هیچ‌وقت جواب نمی‌دهد.. متاسفانه افراد می‌خواهند عکس‌شان سردر سینماها بخورد، اما حاضر نیستند حتی به یک کلاس ساده بازیگری بروند و مجبورند از راه‌های غیررسمی وارد شوند. (افشین سنگ‌چاپ بازیگر و بازیگردان سریال‌های تلویزیونی)

مشکلات وضع فعلی  بازیگری وبازیگران سینما

جوان ما الگوی درستی ندارد. مثلا الگوی او فلان شخص است که برای بازیگری پول داده و خودش را به جایی رسانده است. متاسفانه آن اصالت لازم برای بازیگری وجود ندارد و همه چیز مافیایی شده است. از سویی نسل جدید به تمرین و تئاتر هم اعتقاد ندارد. من خودم تئاتری بودم و در زمان ما، همه چیز اصالت داشت و تا تئاتر کار نمی‌کردیم و کار کشته نمی‌شدیم، اصلا ما را به عنوان بازیگر نمی‌شناختند. ( افشین سنگ‌چاپ)

هر ساله، با پخش سریال‌ها و فیلم‌های مختلف تلویزیونی، بازیگران جوان زیادی به جمع بازیگران تلویزیون اضافه می‌شوند و مورد محک مخاطب و کارشناسان قرار می‌گیرند. اما آیا همه بازیگرانی که تلویزیون آنها را به عنوان چهره معرفی می‌کند، قابلیت ماندگاری در حرفه بازیگری را دارند؟ آیا در صورت ورود ضابطه‌مند بازیگران جوان به عرصه بازیگری در تلویزیون، نتیجه بهتری عاید بازیگری نخواهد شد؟

پایه و اساس سینما اخلاق و سناریوست که متاسفانه سینمای ما هیچ‌کدام از آنها را ندارد(محمدعلی کشاورز،۱۵اردیبهشت۱۳۸۹،کدخبر۹۸۸۸۰)باندبازی نیز یکی دیگر ازمعضلات سینما وبازیگران امروز است(همان) برای دست‌اندرکاران سینما باید اخلاق، دانش،‌ اندیشه، تعقل و ادبیات و جغرافیای ایران در اولویت باشد. (همان)

متاسفانه چالش هایی که درسالهای اخیر برای بازیگری بوده است وهمچون تولید فیلم های بی کیفیت وبدون پیام قاطع ومشخص وبدون جذابیت،باعث شده که افراد به سمت شبکه های ماهواره ای روبیاورند.تولید فیلم های انگشت شمار دراین سالهاهم اگر نبود دیگر نفسی برای سینما ایران نمی ماند.یکی دیگر از مشکلات بازیگری ایران ورود مراکزی نامعتبر وبدن تخصص بازیگری است که در اکثر موارد فقط تنها چیزی که به بازیگرداده می شود وعده وعید بوده وهیچگونه بار تخصصی بر وی افزوده نمی گردد.وفقط افزون ترین بار بار مالیاست که بر فرد تحمیل می گردد.

مشکلات بازیگری در سینمای ایران تا حدودی منحصر به فرد است، چرا که جنس بحران سینمای ایران از جنس بحران سینمایی چون ‌هالیوود نیست. در سینمای کشور ما دو مشکل نرم‌افزاری و سخت‌افزاری حیات تمام مشاغل سینمایی را تهدید می‌کنند.

مشکل فیلمنامه و کمبود سینماها، به نوبه‌ خود هم باعث ایجاد مشکلات فراوانی در سینمای ایران می‌شوند و هم تأثیر مستقیمی ‌بر بازیگری دارند. به‌طور معمول در سینماهایی که از ضعف فیلمنامه رنج می‌برند، اولین چیزی که قربانی می‌شود شبکه‌ روابط متنوع در فیلمنامه است، چرا که فیلمنامه‌نویسان در شرایط سینمای بحرانی که حیات و ممات صنعت سینما به گیشه وابسته می‌شود و گیشه هم انتظارات قشری و سطحی دارد، سعی می‌کنند نسخه‌های آزموده ‌شده در فیلمنامه‌نویسی را تکرار کنند و این خود باعث محدودیت در قصه‌ شبکه‌ روابط و طبیعتا بازیگرانی می‌شود که قرار است در این شبکه‌ روابط نقش بازی کنند.

در این صورت بیشتر قصه‌ها حول بن‌مایه‌های تکراری می‌چرخد و تهیه‌کنندگان ترجیح می‌دهند در این قصه‌ها و شبکه‌های روابط از چهره‌های آشنا و امتحان پس‌داده استفاده کنند. این‌چنین می‌شود که بسیاری از بازیگران در سینمای بدنه‌ای ایران پیوسته برای تماشاگر تکرار می‌شوند و شبکه‌ تبلیغاتی سینما و مطبوعات به‌ناگزیر از آنها ستاره می‌سازد؛ ستاره‌هایی که جای بازیگران کارآزموده و کاربلد را تنگ می‌کنند و تماشاگر را به دیدن خودشان عادت می‌دهند.

متأسفانه اکنون هر شخصی که وضع مالی مناسبی داشته باشد می‌تواند وارد عرصه بازیگری شود. در واقع راه‌های درست و منطقی برای ورود به کار بازیگری کم شده است۹۹ درصد آدم‌ها در هر سن و سالی که باشند، دوست دارند بازیگر شوندبرای کسب شهرت دنبال بازیگری رفتن اشتباه است. اگر بازیگر نوع کار کردنش به شیوه‌ای باشد که سر هر کاری نرود، اوضاع برایش دشوارتر خواهد شد و از این بابت، باید بگویم مطمئنا ادامه تحصیل و کسب شغلی که وجهه اجتماعی خوبی داشته باشد، از بازیگری بهتر است ( افسانه پاکرو، بازیگر تلویزیون و سینما)

۹۹ درصد آدم‌ها در هر سن و سالی که باشند، دوست دارند بازیگر شوند. حرف من این است اگر شهرت بخواهیم، چهره شدن در یک رشته علمی و فنی هم می‌تواند برایمان این ارمغان را بیاورد و حتی از لحاظ مالی بهتر تأمین شویم.

آموزشگاه‌های بازیگری


حمید سمندریان، کارگردان تئاتر و استاد باسابقه بازیگری ـ که مدیر یکی از آموزشگاه‌های آزاد سینمایی است ـ در توضیح نقش کلاس‌های بازیگری در موفقیت یا عدم موفقیت یک فرد می‌گوید: «این کلاس‌ها، کارگاه ساخت و پرورش بازیگر نیست. نمی‌توان بدون کوچک‌ترین شناخت و علاقه واقعی به هنر بازیگری به این کلاس‌ها آمد و موفق شد. علاوه بر آن پشتکار و سختکوشی لازمه موفقیت در این امر است که هرکسی از پس آن بر نمی‌آید.»

به گفته وی، بعضی از آموزشگاه‌های سینمایی صلاحیت تدریس و عرضه خدمات مناسب در این رشته سینمایی را ندارند، اما به دلایل نامعلوم مجوز تاسیس این کارگاه‌ها را دریافت می‌کنند و با خیل بی‌شماری از این متقاضیان روبه‌رو می‌شوند که با انواع و اقسام ترفندها آنها را جذب آموزشگاه‌ها می‌کنند و در نهایت هم چیزی عاید هنرجوی علاقه‌مند

رسول صدرعاملی، کارگردانی که ترانه علیدوستی را برای بازی در فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم» از یکی از آموزشگاه‌های سینمایی انتخاب کرده نیز معتقد است: «در بخش خصوصی بجز چند آموزشگاه بازیگری که واقعا کاربلد هستند، بقیه صرفا به دلیل انبوه متقاضیان برای ورود به حرفه بازیگری تاسیس شده‌اند و متاسفانه در اغلب آنها هم شاهد بوده‌ایم که با تکیه بر اسم یک هنرپیشه معروف در تبلیغات، جوانان علاقه‌مند را جذب کلاس‌هایشان کرده‌اند و متاسفانه در بسیاری موارد بازده هم نداشته است.»

محمود عزیزی، بازیگر و استاد دانشکده هنرهای زیبا نیز در این باره می‌گوید: «در هیچ کجای دنیا که بگردید این تعداد از آموزشگاه‌های آزاد را نمی‌بینید و هیچ‌کس در هیچ گوشه دنیا نیز نمی‌تواند بگوید بعد از دو الی سه ماه می‌توان بازیگر شد. در نهایت آیا به تعداد این آموزشگاه‌های آزاد که در هر ترم حداقل ۴۰ الی ۵۰ نفر را جذب می‌کند ما خروجی بازیگر حرفه‌ای هم داریم؟‌»

کلاس های آموزش هنرپیشگی که چند سالی است در کشور رونق چندانی گرفته  مدتی است به دلیل درآمد بالا برای صاحبانش به سرعت در نقاط مختلف شهر تهران گسترش پیدا کرده است و بسیاری از بازیگران و کارگردانان سینما و تلویزیون در تلاش هستند تا با تاسیس یک آموزشگاه از این نخ عبایی هم برای خود بدوزند !

فارق از وعده های واحی مسئولان این آموزشگاه ها به برخی هنرجویان در رابطه با سوپر استار شدن آنها یا دریافت شهریه های سنگین بحثی که این روز ها به سوژه برخی رسانه های تبدیل شده است وضعیت اخلاقی در این آموزشگاه ها بین هنرجویان و اساتید است .

ارتباط نا مشروع دختران و پسران به بهانه تمرین ، اختطلاط کلاس ها ، بی بند و باری در رعایت حجاب در این مراکز ، عدم تقید به تعطیلی در مناسبت های مذهبی و… مواردی از این دست همگی نشان دهنده این حقیقت تلخ است که امروز کلاس هایی که تحت عنوان بازیگری هنرجو می پذیرید در بسیاری از موارد تبدیل به دامی برای دختران و پسران جوان برای انداختن این افراد به پرتگاه فساد و بی بند و باری تبدیل شده است .

چندی پیش خبری در برخی سایت های هنری منتشر شده بود که حکایت از رقص مخلوط دختران و پسران هنرجو در این کارگاه ها به بهانه تمرین داشت که متن این خبر به این شرح بود : شاید برای مردم ایران باور کردنی نباشد که نخستین جلسات کلاس های بازیگری آقای “ت”، مدرسین بازیگری، هنروران دختر و پسر را مجبور به “رقصیدن” مقابل یکدیگر می‌کنند !

 ظاهراً آقای “ت” در کلاس های بازیگری خود، به این نتیجه رسیده که برای “از بین رفتن خجالت هنروران” و “کم رویی هایشان، بایستی دست به دامن “رقصیدن مختلط دختر و پسر در کنار یکدیگر” با بلند کردن صدای موسیقی های “طرب انگیز”، شد !

گفتنی است، موراد مشابهی چنین در بسیاری از مراکز آموزش بازیگری وجود دارد که هیچ گاه ، حتی با برخورد کتبی مسئولین فرهنگی بالاخص معاونت سینمایی وزارت ارشاد مواجه نشده اند.

با وجود این برای بازیگری در سینما،دل‌بستن به چنین آموزشگاه‌هایی کاری عبث و بیهوده است  امروزه روز تنها راه تضمینی ورود به سینما داشتن یک آشنای بانفوذ است. برخی از دلباختگان سینما،بر این تصورند که داشتن تیپ و ظاهر شیک و به اصطلاح هنری،چشمان رنگی،صدای خاص و اَدا و اطوارهای غیرعادی(و به نوعی پُررویی) برای جلب نظر کارگردان‌ها کافی‌است.

در حالی که در شرایط کنونی سینمای ایران،تنها ملاک‌هایی که برای انتخاب بازیگر در نظر گرفته نمی‌شوند،موارد نامبرده است.نگاهی به شماری از فیلم‌های سینمایی طی یک دهه گذشته،حکایت از این دارد که سواد سینمایی و ظاهر مناسب در این عرصه به هیچ کار نمی‌آید و تنها واسطه کارآمد،پارتی و پول هنگفت است.

بسیاری از بهترین بازیگران فعلی سینمای ایران،به لطف داشتن والدین و اقوام سینماگر توانسته‌اند در حوزه بازیگری ورود کنند.«شقایق و گلشیفته فراهانی»،«باران کوثری»، «پگاه آهنگرانی»،«مهران مدیری»،«آتیلا پسیانی»،«خسرو و ستاره پسیانی»،«پولاد کیمیایی»، «مونا و مارال فرجاد»،«سپند و کمند امیرسلیمانی»،«برزو ارجمند» و «نورا هاشمی»،فهرستی از بازیگرانی هستند که از طریق معرفی و حرفه خانوادگی توانسته‌اند به بازیگری در سینما دست یابند.

به ندرت هم مواردی بوده که ستاره‌ای در سینما برحسب اتفاق کشف و معرفی شده.هدیه تهرانی و محمدرضا گلزار دو نمونه از مهم‌ترین آنها هستند.در حالی‌که دانشگاه‌های سینما و تئاتر،سالانه تعداد زیادی فارغ‌التحصیل بااستعداد اما گمنام تحویل جامعه می‌دهند که به دلیل شرایط نابسامان و بی‌نظارت سینما،بازار کاری برای آنها وجود ندارد یا در بهترین حالت باید دل خوش کنند به بازی در تئاتر یا تله‌فیلم‌هایی که اغلب هرگز پخش نمی‌شوند.

هرچند همیشه هم شرایط بدین گونه نیست و اگر شخصی خمیرمایه لازم را برای بازیگرشدن داشته باشد،می‌تواند با گذراندن یکی از کلاس‌های معتبر بازیگری،آنچه کسر دارد را بیاموزد و با تست‌های سینمایی در دفاتر تهیه فیلم،شانس خود را برای به چنگ‌آوردن نقشی امتحان کند،ولی این افراد نباید فراموش کنند که «آواز دهل از دور شنیدن خوش است» و تنها با ثبت‌نام در آموزشگاه‌های بازیگری که رشد قارچ‌گونه‌ای در کشور ما داشته‌اند، نمی‌توانند به کعبه آمال خود برسند.مقصود آنکه در سینمای امروز ما،جای رابطه و ضابطه عوض شده‌اند و تا پول خرج نکنید یا از جایی سفارش نشوید،نقشی به شما محول نخواهد شد.

نتیجه گیری

بازیگری از آن دست مشاغلی است که به واسطه سویه هنری‌اش، بازنشستگی و پایان ندارد مگر این‌که با پایانی ارادی از سوی بازیگر مواجه شود. خستگی، دلزدگی، پیری و ناتوانی یا عدم پیشنهاد و فرصت‌های کاری و البته مرگ دلایلی هستند که پایان بازیگری را برای یک هنرپیشه رقم می‌زنند.اما این به‌معنای پایان بازیگری از لحاظ سازمانی و معیار تاریخی و زمانی است وگرنه بازیگری در حقیقت ماهوی خود از جمله مشاغلی است که عدم خلاقیت و نوآوری و تکرار کردن خود در آن به‌پایان حرفه‌ای و هنری این شغل منتهی شده و به‌تدریج به حذف بازیگر از عالم بازیگری منجر می‌شود. بازیگران بزرگ آنهایی هستند که با توانایی و هنر خویش به خاطره‌ای در ذهن مخاطب بدل شده و هیچ وقت به پایان نمی‌رسند.متاسفانه مشکلات زیادی در عرصه بازیگری کشور وجودداردکه باید رفع گردد.پرداختن به هنر بازیگری علاوه بر علاقه مندی به پشتکار وهمت نیازمند می باشد.

منابع

www.asrehjadid.ir

http://migna.ir/vdcjoyev.uqeotzsffu.html
http://www.artsanandaj.ir/Default.aspx?page=4908
http://www.khabaronline.ir/detail/140874/
http://faternews.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *