درس هنر وواكاوي چالش ها،مشكلات تدريس آن

فصل اول

کلیات

مقدمه

برای تربیت شهروند سالم نیاز به انجام کارهای هنری از جمله موسیقی، نقاشی، کاردستی و… نیاز می باشد و هدف موزیسین و… نیست و هدف نهایی تربیت شخصیت سالم از جنبه های روحی و روانی می باشد و تربیت هنری یکی از رویکردهای درس هنر در دنیا می باشد

ایرانیان در تاریخ چندین هزار ساله خویش در همه حال با هنر زندگی نموده اند و صبغه و پیشینه این مردمان در آثار به جا مانده همچنان در صدر کشورهای هنر دوست قرار دارد. آنچه اندیشه یک نقاد را به چالش می کشد این است که سازمان یافتگی هنر در ایران باید بیش از پیش مورد اقبال برنامه ریزان این حوزه قرار گیرد و بالندگی این مفهوم باید برای همه قشرها و نسل ها قابل فهم باشد.

هنر بخش بزرگی از فرهنگ هر کشور است و پاسداشت آن برای بقا و اعتلای کشورها از ضروریات و بدیهیات می باشد. آنچه مفهوم هنر با خود به همراه دارد ارزش است و ارزش ها در منشور مدیریت کشورها در همه ادوار دارای جایگاه ویژه ای بوده اند؛ شناخت مختصات هنر و پرورش و آموزش آن یک هدف ملی است زیرا از طریق هنر، “هویت یابی” زاییده می شود و در واقع هنر با خود زایش به همراه دارد. وجه تخیلی بودن هنر رابطه مستقیمی با خلاقیت و نوآوری دارد زیرا هنر در تلاش است با کمک احساس و روح آدمی به خلق اثر کمک نماید. این آفرینش با تمام وجود صورت می گیرد.

آنچه هنر با خود حمل می کند جلای روح، تلطیف احساس، نفوذ پذیری، جور دیگر دیدن، شورانگیزی، جذابیت، زیبایی شناسی، تحرک و بازآفرینی است

این نوشتار درپی آن نیست که اعتبار و اهمیت درس هنر را در دوره راهنمایی یادآوری کند، بلکه قصد دارد همگان را متوجه درس هنر و فوایدوچالش های ان کند و اگر معلمان و اولیا» دانش آموزان به هنر  بهای لازم را دهند شاهد رشد و بالندگی و ظهور هزاران استعداد برجسته در رشته های گوناگون در کشورمان، در آینده خواهیم بود. پدرها و مادرها باید پیگیر درس هنر فرزندانشان باشند و بدانند بی توجهی اولیا» و معلمان به درس هنر چه ضررهای جبران ناپذیری را به روح و روان و قوه خلاقیت آنها وارد می سازد.

بیان مساله

برنامه هاي آموزشي و درسي از مه مترين عناصر در نظام آموزش و پرور ش اند كه سهل انگاري در آ نها،بر جنبه هاي  اجتماعي، فرهنگي سیاسی،اقتصادی واخلاقی جامعه زیان وارد می کند دراین میان نقش هنر را درآموزش  وپرورش به دلیل پرورش افراد خلاق ومبتکر نمی توان کم انگاشت.هیچ دستگاه دست اندر کار تربیت،نمی تواند به راحتی از کنار این نقش مهم بگذرد؛زیرا هر یک از راه های ی است که استعدادها را شکوفا می کند به همین دلیل می توان تاثیر مثبت آموزش هنر را در تمام جنبه های مختلف زندگی مشاهده کرد.تعلیم وتربیت کودکان ونوجوانان،تقویت قوه تخیل وخلاقیت،آموزش مفاهیم وارزش های فرهنگی جامعه،کاهش ناراحتی ها وآشفتگی های روحی وروانی از دستآوردهای آموزش هنر اندن.امروز به دلایل مسائل ومشکلاتی که بر سرراه آموزش هنر وجود دارد مفهوم وفضای اصلی خود را ازدست داده است به طور کلی تحقیقاتی که تاکنون در زمینه درس هنر انجام شده است،همگی به وجود مسائل وموانعی دراین راه تاکید می کنند مشکلاتی که باعث شده است هنر جایگاه واقعی خود را در میان دیگر درس ها به دست نیاورده باشد این تحقیق نیز با هدف شناخت این موانع ومحدودیت ها انجام شده است.

از وظایف مهم نظام اموزش وپرورش انتقال میراث فرهنگی وپرورش افراد خلاق ومتخصص برای ایجاد یک جامعه پویا وپیشرفته است برنامه های درسی مهم ترین نقش را برای رسیدن به این دارند اگر این برنامه ها واقع بینانه وصحیح طراحی واجرا نشوند،بدون شک برمعضلات جامعه می افزایند ودر نتیجه استعدادها تباه می شود.با توجه به نقش مهم برنامه درسی،جایگاه شایسته اش در مدارس بسیار ضروری است برای این کار شناخت موانع ومحدودیت ها رسیدن به ان در اولویت است تا بتوان از این مسیر وتکیه برنتایج تحقیق مسئولان وبرنامه ریزان درسی را برای تغییر وبهبود تصمیم سازی یاری کرد.

اهداف تحقیق

۱-بررسی وتشخیص عوامل بازدارنده در محیط آموزشی ومدرسه که برآموزش صحیح درس هنر تاثیر نامعلومی دارند.

۲-پیشنهاد هایی به معلمان هنر،دانش آموزان،برنامه ریزهای کتب درسی وکسانی که با آموزش درس هنر درارتباط هستند.

سوالات تحقیق

۱-درس در دوره ي راهنمايي توانسته انتظارات دانش آموزان واوليائ آنها را برآورده كند ؟

۲- آيا درس هنر بعنوان يك رشته ي آموزشي و مهارتي در مدارس تدريس مي شود ؟ 

۳-آیا اثرات درس هنر معطوف به کلاس است؟

فرضیه هاي تحقيق

۱-به درس هنر در دوره ي راهنمايي آنچنان كه مي بايست پرداخته نشده است.

۲- درس هنر متاسفانه ارزش لازم در حد یک کتاب مهم تدریس نمی شود.

۳-درس هنر از جنبه هاي گوناگون داراي تاثير گذاري واهميت مي باشد.

محدودیت تحقیق

عمده ترین محدودیت در جمع اوری مطالب مساله کمبود زمان لازم بوده است.

پیشینه تحقیق

در زمینه هنر واثرات آن بر دانش آموزان چه در دوره راهنمایی چه مقطع های دیگر به دلیل مهم بودن درس هنر مقالات ونوشته های گوناگونی نگاشته وبه رشته تحریر درآمده است که میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

۱-بررسی برخی از موانع ومحدودیت های برنامه درس هنر از دیدگاه معلمان هنر دوره راهنمایی شهر اصفهان،شهلا حاجی حسینی،تابستان۱۳۹۰

۲-نظر خواهی در باره درس هنر در مدارس راهنمایی،واحد ارزشیابی سازمان پژوهش وبرنامه ریزی آموزشی

۳-تاثیر آموزش موثر هنر در پرورش خلاقیت دانش آموزان،مجید یوسفی افراشته،علی اکبر شیخی فینی،سلطان حسین مظفری صالح،مهران رشیدی ۱۳۹۰

۴-مطالعه وبررسی برخی از مشکلات ومسائل برنامه درسی هنر پایه سوم راهنمایی،پایان نامه کارشناسی ارشد،دانشگاه تربیت معلم تهران،عباسی،عفت۱۳۷۰

۵-بررسی آموزش هنر در مقطع راهنمایی تحصیلی پایان نامه کارشناسی ارشد ،دانشگاه شاهد۱۳۸۵

۶-مهر محمدی،محمود،آموزش عمومی هنر،چیستی،چرایی،چگونگی،تهران مدرسه ۱۳۸۲

۷-یوسفی ،مجید۱۳۸۸،بررسی موانع ومحدودیت های آموزش هنر در پرورش خلاقیت دانش اموزان ورابطه بین خلاقیت معلمان هنر وگرایش آنها به استفاده از روش های تدریس خلاقیت محور در مدارس راهنمایی شهر همدان،دانشگاه تهران

۸-جایگاه ابعاد هنری وساختار محتوایی در کتاب های درسی آموزش هنر دوره راهنمایی:گامی در شناخت برنامه درسی مغفول،رضا صابری،بهروز مهرام،۱۳۸۹

۹-جوزی ،حسین ۱۳۸۷٫روش ها وفنون تدریس هنر تهران:مدرسه

۱۰-ارزشیابی درسی هنر دوره راهنمایی تحصیلی براساس رویکرد دیسپیلین محور،اسماعیل کاظم پور،حسن رستگار پور،مریم سیف نراقی،۱۳۸۷

۱۱-بررسی وتجزیه وتحلیل کتاب های هنر در دوره راهنمایی،تاجیک ،عباس،۱۳۷۹٫

تعريف هنر از ديدگاه‌هاي مختلف

به منظور آشنايي با عقايد فيلسوفان و انديشمندان در اين باب به تعاريفي در ذيل اشاره مي‌شود كه هر كدام از منظري خاص ناظر دنياي وسيع هنر بوده‌اند و تحقق هر يك از آنها گامي بزرگ در جهت موفقيت انسان‌هاست:

آيت‌ا… خامنه‌اي: هر انديشه‌اي كه در قالب هنر نگنجد ماندگار نيست.

اسكار وايلد: هنر كليد فهم زندگي است.

نيما يوشيج: آن چه در هنر اساس زيبايي است، راستي و درستي است.

ارسطو: هنر تقليدي از طبيعت است.

هگل: هنر كوششي براي ايجاد زيباييست.

تولستوي: هنر انتقال تجربه شخصي هنرمند و سرايت دادن اين احساس به ديگران است.

هانري برگسون: هنر صرفاً مشاهده مستقيم واقعيت است.

از تعداد تعاريف به راحتي مي‌توان دريافت هنر مي‌تواند ظرفي شايسته براي تمامي افكار، انديشه‌ها و عقايد باشد.

اگر نظام تعليم و تربيت بيان هنري به خود گيرد موفقيتش بيشتر از هر زمان ديگر خواهد بود و به طور مستقيم در جنبه‌هاي مختلف اسباب رشد را به انسان‌ها هديه خواهد داد. كافي است از كاركردهاي هنر در مدارس ابتدايي كمك گرفته و كودكان را با دنياي لذت‌بخش و شادي‌آفرين هنر آشنا ساخته و آموزش‌ها را بر پايه آن استوار نماييم.

نقش و اهميت هنر در زندگي

کودکی در عمق وجود همه ی ماست و با چشمان اوست که همگی روزی به این عالم نگاه کرده ایم با وجود این آنچنان از آن دور افتاده ایم که برای فهم نقاشی کودک نگاه کردن به آنها کافی نیست و باید آنرا مورد مطالعه و بررسی دقیق قرار دهیم.

بدین لحاظ نقاشی دانش آموز فقط یک وسیله در جهت تجزیه و تحلیل و توضیح و تشریح موجودات و اشیاء نمی باشد بلکه وسیله ای برای بیان زندگی عاطفی او است.

مسئله ی مهم این است که در هنگام معرفی آثار هنرمندان باید به شکلی عمل شود که دانش آموز احساس حقارت نکند بلکه اثر هنری را به عنوان انگیزه خلاقیت در نظر بگیرد و مخصوصاً نباید باعث از بین رفتن الهامات شخصی او شود از طرف دیگر باید اعتماد به نفس را در دانش آموز تقویت کرد و در وجودش شود و هیجان پدید آورد و با انتقادات منفی و مخرب باغث دلسردی او نگردد.

در حال حاضر به اهمیت تقویت ذهن برای ایجاد تعادل میان معلولهای منطقی واقف هستیم و بالاخره یی برده ایم که تا چه حد بیان هنری برای تبادل اجتماعی و ارتباط با جهان و محیط اطراف آن مهم است و به توسعه اطلاعات که نتیجه ی آن گسترش تخیلات و خلاقیت فرداست کمک می کند .تمام این موضوعات به ما نشان می دهد که برای آموزش و تحریک نیروی خلاقیت نباید منتظر شد تا دانش آموز به جوانی برسد و به آرامی قدرت بیان کودکانه ی او خاموش گردد .این قدرت بیان و ابتکار دانش آموز در سنین ده سالگی و یا حتی زودتر از بین می رود زیرا مدرسه با مهم جلوه دادن بیش از حد مفاهیم منطقی باعث عدم تغذیه نیروی تخیل دانش آموز می گردد. دانش آموز هنر را به طور صحیح می آموزد و نیز فرا می گیرد که نباید بر خلاف قواعد عمق نهایی و یافتن واقع گرایی قدمی بر می دارد.

زندگي بدون هنر بسيار بي‌روح و كسل كننده است. نقش هنر در زندگي اين است كه به مردم اميد و نشاط مي‌دهد. كار ديگر هنر اين است كه دوست داشتن زندگي را به انسان مي‌فهماند و «زندگي با صفا» را به او نشان مي‌دهد.

هنر پديده‌اي است كه از ديرباز نقشي بسزا در زندگي انسان دارد و تاثير اين موضوع چنان بوده است كه همراه بسياري از صاحب‌نظران و انديشمندان در اديان و مكاتب مختلف از آن به عنوان وسيله‌اي كارآمد و موثر در جهت ترويج و تبليغ انديشه‌ها و رفتار مورد نظر خود از آن استفاده كرده‌اند.

خاستگاه هنر هر چه باشد، درباره اين مطلب ميان انديشمندان مختلف اتفاق نظر وجود دارد كه «هنر از قديمي‌ترين و موثرترين پديده‌هاي زندگي فردي و اجتماعي انسان است»، تا جايي كه هيچ وسيله‌ يا روش زندگي را نمي‌توان پيدا كرد كه هنر به نوعي در آن نفوذ نكرده باشد

با این اوصاف اهمیت هنر و کاربرد آن تعلیم و تربیت آن چنان که باید مورد توجه قرار نگرفته است و یک دلیل بر این مدعا این است که در محتوای آموزش های معلمان حتی به قدر لازم به این امر پرداخته نشده است.

حال این که این موضوع آن قدر موثر و مهم است که باید در حد کافی به آن توجه شود اگر هنر در تعلیم و تربیت به طور عام اثرگذار است در تربیت بدنی و معنوی و اخلاقی به طور خاص اثر می گذارد و لازم است با بهره گیری از آن در روشها مواد تجهیزات آموزشی و پرورشی زمینه تحقق تربیت کامل را فراهم کرد

فواید درس هنر برای  دانش اموزان

درس هنر يكي از مهمترين دروسي است كه در دوره ي آموزش عمومي (دوره ي ابتدايي ودوره ي راهنمايي )در ساعت درسي دانش آموزان گنجانده شده است . با توجه به اينكه دوره  راهنمايي نقش بسيار مهمي از نظر رشد جسمي وروحي وشكل گيري شخصيت دانش آموزان بر عهده دارد ، پرداختن به دروسي كه در تربيت وتقويت شخصيت دانش آموزان نقش مهمي ايفا مي كنند از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد . هنر از جمله دروسي است كه در تر بيت وتقويت بسياري از استعداد ها ي دانش آموزان نقش بسزايي دارد .

دانش آموز در ضمن انجام کارهای هنری یاد می گیرد چگونه خود را اداره کند و چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند و چگونه راه حل ها را پیدا کند و هنگامی که به ساختن وسیله ای و یا تکمیل آن مشغول می شود در واقع حس مسئولیت و اعتماد به نفس او بیدار شده و پرورش می یابد. کارهنری نوعی بازی فکری به حساب می آید و بوسیله آن می اندیشد و باید به او فرصت و اجازه لازم را داد تا قوه خلاقیت خود را از بند آزاد و بکار اندازد و اگر برای بیان اندیشه اش آزاد باشد راه ترقی و پیشرفت طبیعی او باز می ماند و به آسانی می تواند رشد ذهنی خود را بارور کند. انجام کارهای هنری توسط دانش آموزان به عقیده اکثر کارشناسان امر آموزش و روانشناسان، تمام حواس ها را به توازن و هماهنگی می رساند و کودک را تحریک می کند تا اعضای مختلف بدن به کار بیفتد تا موجب رشد و شکوفایی استعدادهایش گردد. درهنگام انجام هنر شناخت دانش آموز از محیط و چیزهای پیرامونش بیشتر می شود.

زنگ هنر را باید به زنگ آزادی عمل تبدیل کرد تا فراگیران بتوانند مستقل فکر کنند و به آن عمل نمایند و ذوق معلم و حتی اولیا» در تحریک پذیری دانش آموزان خیلی مهم است.

زندگی بدون هنر بسیار بی‌روح و کسل کننده است. نقش هنر در زندگی این است که به مردم امید و نشاط می‌دهد. کار دیگر هنر این است که دوست داشتن زندگی را به انسان می‌فهماند و «زندگی با صفا» را به او نشان می‌دهد.

هنر پدیده‌ای است که از دیرباز نقشی بسزا در زندگی انسان دارد و تاثیر این موضوع چنان بوده است که همراه بسیاری از صاحب‌نظران و اندیشمندان در ادیان و مکاتب مختلف از آن به عنوان وسیله‌ای کارآمد و موثر در جهت ترویج و تبلیغ اندیشه‌ها و رفتار مورد نظر خود از آن استفاده کرده‌اند.

ضرورت آموزش درس هنر

مقدمات شکل گیری هر نهضت یا جنبش تربیتی از طریق احیای هنر در نظام های آموزشی خصوصاً در کشور های پیشرفته و صنعتی فراهم شده است. انبوه مدارک و منابع علمی موجود که عمدتاً در دو دهه ی اخیر تولید شده اند زیر ساخت مستحکم و استواری را به لحاظ نظری فراهم ساخته اند که در سایه ی استلزامات آن ها توجه و اهتمام عملی به تربیت هنری در نظام های آموزش و پرورش امری خردمندانه و برعکس بی توجهی و بی مهری به آن سیاستی غیر هوشمندانه و نا بخردمندانه قلمداد می شود.

به اعتقاد آدل آیف سن در طرح جدید تعلیم و تربیت استاندارد های بالای آموزش در گروی قرار دادن هنر و زیباشناسی در مرکز و به عنوان هسته ی اصلی برنامه ی درس یا اصلاح نظام آموزشی است ]۱۹۹۶وص ۸[ . زغم یکی دیگر از صاحب نظران معتقد است که زمان پرشس از حقانیت ضرورت یا مشروعیت آموزش هنر سپری شده است چرا که ضرورت آن مانند آموزش بهداشت و سلامتی روشن و بدیهی است و چون و چرا بردار نیست ]کورتیز, ۱۹۹۹[ .از دید بسیاری از افراد شاخص و برجسته در حوزه ی تعلیم و تربیت و خارج از آن آموزش هنر حتی باید به یک بخش اساسی از برنامه ی درسی مدرسه ها بدل شود. باید بر هنر در کنار مهارت های اساسی سه گانه ای که به رسمیت شناخته شده اند (خواندن , نوشتن و حساب کردن) به عنوان چهارمین مهارت اساسی و پایه در برنامه درسی تاکید شود و بی مهری و انزوای سنتی و تاریخی از آن رخت بربندد.

آیزنر : از جمله این افرادی است وی یکی از مهم ترین گام ها را برای اصلاح واقعی نظام های آموزشی تدارک جایگاهی معقول و مناسب برای هنر در برنامه های درسی می داند.

گویی به نقش و جایگاه منحصر به فردهنر در دستیابی جوامع بشری به رشد و توسعه در ابعاد گوناگون علمی, اقتصادی , صنعتی , اجتماعی , اخلاقی و … از نو توجه شده است. و بر این اساس تربیت هنری که می تواند ضامن استفاده ی شایسته از ظرفیت هنر باشد به یکی از کانون های توجه سیاستگزاران در عرصه ی اصلاحات نظام آموزشی بدل شده است.

در دوره های پیشین توجه به هنر در اکثر نظام های آموزشی دنیا نوعی سهل انگاری تربیتی و توجه نکردن به استاندارد های جدی عملکردی تفسیر می شد از برنامه های درسی به دلیل عدم اهتمام کافی آن ها به آموزش درسهای اساس و پایه انتقاد می شد. در تفکر امروزین  درباره ی تعلیم و تربیت  دیگر لازمه ی حفظ استاندارد های آموزشی حذف یا به حاشیه راندن درس هایی مانند هنر تلقی نمی شود.

اهداف آموزش هنر

هدف آموزش هنر به دانش آموز خلق يك اثر زيبا با اصول و قواعد بزرگسالان نيست بلكه هنر براي دانش آموز وسيله اي است براي بيان افكار و احساسات خويش نسبت به جامعه و براي معلم هنر راهي است براي پرورش استعداد ، شخصيت ، فكر و خلاقيت دانش  آموز.اما مهمترین اهداف آموزش هنر را می توان موارد زیر برشمرد:

۱-تحريك حس كنجكاوي

بهترین وسیله است برای تحریک دل است و به منظور ترغیب دانش آموز به سوی حق ،خیر و ایجاد بصیرت در آنان است. باهنر توجه دانش آموز را به سمت نیکویی ها می توان جذب کرد و موجب ایجاد عاطفه های خوب در آن ها شد و در نهایت اورا به سوی غایت های مطلوب هدایت کرد.

هنر می تواند موضوع معنویت های اعتقادی و… را در انسان مصداق دهی کند و بصیرت بوجود آورد چون هنر این خاصیت را دارد که مسائل را به صورت دلخواه کودک عرضه کند به گونه ای که به محض ملاحظه عینی به مطالعه ی قلبی سوق داده می شود.هنر درون دانش آموز را آزاد می سازد،به گونه ای که او در این حالت هرچه را ببیند می خواهد،با انصاف می نگرد و بدون عایق و مانع می پذیرد و باور می کند و این بهترین حاصل است.مثال و قتی به دانش آموز گفته می شودبه درختان ،گیاهان،محیط اطراف خوب نگاه کن،بعد نقاشی بکش زمینه بسیار خوبی برای تحریک حس کنجکاوی و مشاهده ای آثار خداوند در هستی و با هدایت غیر مستقیم مربی موجب قبول مسائل ایمانی می شود.

۲ – رشد اعتماد به نفس

هنر باعث مي شود تا فرد احساس وجود ومفيد بودن داشته باشد واين باعث مي شود دانش آموز درمحيط اجتماعي وپيرامون خويش اثر گذار بوده واضطراب ها ويا خللي كه بيهوده وار در خود احساس مي كند را از خود دور كرده واعتماد به نفس ونوعي اطمينان واستقلال احساس كند

 3- ايجاد توجه و دقت

شاخه هاي گوناگون نياز مند توجه ودقت مي باشند وخلق هر اثر شكوهمند نيازمند داشتن تمركز فكري ودقت بالا مي باشد بنابراين مي توان با درس  هنر ومفاهيم وآموزش هاي آن دانش آموزاني دقيق،در همه امور پرورش داد.

۴- ارتقاء ديد دانش  آموز و شناخت محيط

نقش مهم تربیتی هنر برای دانش آموزان اینست که هرچه بتوانیم از گفتنی های زبانی کم و شنیدنی ها را به دیدنی و کار عملی تبدیل کنیم بهره بیش تری از کار خود خواهیم گرفت و مطالب بهتر فهمیده می شود.

آموزش چگونه دیدن و یا خوب دیدن ،سرچشمه و منشا بسیاری از اقدام های مهم تربیتی و آموزشی به شمار می رودو بعد از این موضوع قابل دیدن برای دانش آموزان مطرح است در وهله اول باید فرصت داد که راز درست دیدن را کشف کنند.

۵- پرورش تخيل و تفكر

زماني يك معلم هنر مي تواند بگويد در تدريس خويش موفق بوده است كه توانسته باشد قدرت تخيل وتفكر دانش آموزان خود را افزايش داده ويا حداقل به واكنش درآورد

۶- شكوفايي و خلاقيت

کودکان ذاتا خلاق به دنیا می آیند.و زمانی خلاقیت آنها رشد می کند که از سوی بزرگسالان پذیرفته و تشویق شوند و همچنین روش مناسبی برای کمک به رشد خلاقیت کودکان است.بدین منظور مربیان باید روی جمله تو می توانی تاکید و دانش آموزان را تشویق کنند.

اساس کار هنری دانش آموزان آن است که به آنها فرصت اکتشاف داده شود در این صورت غیر مستقیم به آنها فهمانده می شود که ممکن است بیان تجربه ها برایشان مشکل آفرین باشد. امروزه نقش هنرهای موسیقی ،شعر ،طراحی ،نقاشی،سینما،مجسمه سازی،نمایش،معماری و طراحی صنعتی در پرورش خلاقیت های دانش آموزان بر هیچ کس پوشیده نیست.

کودکان با گذر از دوران دبستان به دوره راهنمایی قدم می گذارند و با کتاب هنر ، به سوی یادگیری هنر پیش می روند.
مهم ترین مشکلاتی که در این دوران وجود دارد عبارتند از :

-متنوع نبودن فعالیت های هنری در سطح مدرسه و خلاصه شدن در نقاشی و خطاطی و آن هم بدون وجود کارگاههای هنری درسطح مدرسه 

-تغییرات کند در به روزرسانی کتب هنر همگام با تحولات در حال انجام در سطح دنیا

-بیگانگی والدین از نحوه درست آموزش هنر به نوجوان خود به خصوص که این دوران با سنین بلوغ مصادف است که از حساسیت بالایی برخوردارست و آموزش در این مرحله نیازمند درایت و هوشمندی است 

-ضعف در انجام بازیدهای هنری برای دانش آموزان و ناتوانی موزه ها در ایجاد یک محیط بسیار جذاب به همراه ارائه آموزش های هنری لازم به دانش آموزان

که در این زمینه  ضرورت انجام پژوهش های لازم به منظور شناسایی نقاط ضعف آموزش هنر به خوبی احساس می شود تا در نهایت با تحول در نحوه آموزش هنر ، دانش آموزان بتوانند از این فرصت جهت رشد خلاقیت خود بهره مند شوند.

معلمان باید اجازه دهند که دانش آموزان کارهای هنری انجام دهند، چراکه انجام کارهای هنری مقدمه اندیشیدن برای دانش آموزان  است و به ایده ها و کارهای دستی آنها باید احترام گذاشت و درس هنر در دوره راهنمایی برای دانش آموزان مجالی است برای تفکر، و باید کلاس هنر با سایر کلاس ها متفاوت باشد ; هدف این است که قوه خلاقه دانش آموزان را بیدار و شکوفا کنیم.

 7- شناخت رنگ ها

هنر براساس زيبا شناسي بيان شده است وكسي نيست كه زيبايي را دوست داشته باشد ونسبت به رنگها بي توجه باشد در واقع  عنصري كه به محيط حيات وزيبايي مي بخشد رنگ است وهنرمند  مي تواند زماني دست به يك اثربزند كه شناخت نسبي از رنگها داشته باشد البته اين بدان معني نيست كه شناختي تخصصي داشته باشد بلكه بايد شناختي كاربردي داشته باشد

 8- كسب مهارت و آشنايي او با ابزار و وسايل

 9- اهميت دادن به بيان رو حيات آنان و روحيه ي شخصي دانش  آموز

یکی از ویژگی های کار هنری این است که می تواند راهی برای بیان احساسات و اندیشه های دانش آموزان باشد. بدین منظور هرچه مربیان زمینه ی آزادی و فراهم کردن فضای بدون هراس را بیش تر فراهم کنند در کار تربیت بیش تر موفق خواهند بود.

 10 – پر كردن اوقات فراغت با انجام كار

درس هنر وتمرينات هنري مي تواند روشي سودمند براي پر كردن مفيد اوقات فراغت دانش آموز باشد .

۱۱- هماهنگي بين چشم ، دست و ذهن

خلق يك اثر هنري نيازمند داشتن ذهني باز وخلاق،چشم هاي تيزبين،ودست هاي ماهر دارد بنابراين مي تواند گفت كه هنر در يك زمان واحد چندين حس را به تكاپو وفعاليت واردار مي كند وزمينه پرورش آنان را فراهم مي كند.

 12 – شركت در فعاليت هاي جمعي و احترام به جمع

 13 – رشد زيبايي شناسي دانش  آموز

 14 – پدید آمدن حس جرأت و جسارت دردانش آموز

 15 – آشنايي با فرهنگ دانش  آموز

۱۶-آشنایی با طبیعت به عنوان منبع الهام آفرینش های هنری :

انسان در طبیعت زندگی می کند و نیز جزیی از طبیعت است .طبیعت زیباترین عناصر بصری را در خود دارد. که در رنگ ها و شکل های بسیار متنوع قابل مشاهده است.گیاهان و گلها و جانوران , سنگها و کوه ها  , جویبارها و چشمه ها, آسمان , ماه , خورشید و ستارگان و … نظم و هماهنگی زیبایی دارند که حواس انسان را به خود جلب می کند و از سوی دیگر او را در آفرینش آثاری که تمایل دارد یاری می رساند.

۱۷- آشنایی مقدماتی با ابزار و مواد هر یک از رشته های هنری:

دانش آموز باید ابزار لازم برای هر یک از رشته های هنری را بشناسد .برای مثال در کاردستی باید چسب و قیچی را بشناسد و کاربرد آن ها را نیز بداند همچنین باید مواد مورد نیاز و حتی بی استفاده ای را که در محیط اطراف او وجود دارد مثل انواع کاغذهای نقش دار ساده , سفید و رنگی , قوطی های مقوایی و پلاستیکی, تکه های چوب , برگ های رنگی , سنگ های رنگی کوچک و بزرگ و … را بشناسد و استفاده از هر یک را در ساخت یک کاردستی زیبا تجربه کند.

۱۸- آشنایی با میراث فرهنگی و هنری

 قدمت هنر بسیار زیاد است .مثلا قدمت آثار نقاشی روی دیوار غارها به ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد  می رسد .انسان همواره سعی کرده آن چه را که برایش جالب توجه بوده و زندگیش را زیباتر کرده است به شکل هنر از خود به جای بگذارد .وی ظروف و اشیای سفالی , فلزی و … دست باف ها و بناهای بسیار زیبا را از زمان های گذشته باقی گذاشته است که بیانگر نوع تفکر , نوع زندگی , تمایلات نیازها و استعداد ها ی آن روزگار است. این میراث فرهنگی و هنری ما است .به همین دلیل است که برای مثال در کشور ما یک چراغ گردسوز , یک زینت زنانه , یک تابلوی نقاشی, یک در چوبی قدیمی, همه ارزش فرهنگی دارند و ما باید در حفظ و نگهداری آنها بکوشیم .این نشانه های هویت قومی و ملی ما و به قولی شناسنامه ی ما هستند و باید با ارزش شمرده شوند. در هر نقطه از سرزمین ما ایران بسیاری از این آثار وجود دارد که باید کودکان با آنها آشنا شوند و به ارزش معنوی و مادی آن ها پی ببرند.

۱۹- توسعه ی مهارت های حسی, بینایی, بویایی, چشایی و لامسه حواس پنجگانه ی انسان را تشکیل می دهند .حواس پنجگانه ی انسان پنجره های وجود انسان به دنیای خارج اند که در برابر پدیده های گوناگون واکنش نشان می دهند .در واقع حواس نخستین ابزاری برای شناخت تفکر و خلاقیت اند.

۲۰-توسعه ی مهارت های گفتاری:

.فعالیت های قصه گویی و بازی های نمایش وانواع شاخه هاي هنر ديگرطوری سازمان دهی شده اند که دانش آموز در جریان انجام دادن آنها را به آرامی مهارت های گفتاری را افزايش دهد.

۲۱- توسعه ی مهارت های حرکتی برای کاربرد مواد ,ابزار و فنون ساده ی هنری در انجام دادن فعالیت های هنری ضرورت دارد که بین حواس , هماهنگ برقرار شود تا قادر شود آن جه را در ذهن دارد در قالب یک اثر هنری نشان دهد. کارهایی مثل نقاشی, کاردستی, تربیت شنوایی, قصه یا بازی های نمایشی به شکلی سازمان دهی شده اند که این دقت و هماهنگی را در سطوح مختلف ایجاد کند و باعث توسعه ی این توانایی شوند .

 22-توسعه ی قابلیت های تفکر ; تفکر فرایندی است که طی آن فرد می کوشد با استفاده از تجربه های گذشته اش با محیط سازگار شود و به تعادل برسد. تفکر , تعادل میان سه عامل احساس, حافظه و تخیل است در تولید آثار هنری فرد از طریق حواس ۵ گانه خود با طبیعت و محیط اطراف ارتباط برقرار می کند و شکل ها , اندازه ها , رنگ ها و تفاوت ها , تقارن ها را می بیند از همه ی این ها الهام می گیرد و این الهام را با عواطف درونی خود تاکید می کند سپس با مایه ای از اندیشه و تفکر راهی برای بیان غیر کلامی آن ها می یابد بنابراین با استفاده از تفکر خود همه ی اطلاعات را جمع آوری می کند و از آنها بهره میگیرد و سپس اثری بدیع و یکتا را که پر از رمز و راز به وجود می آورد .

۲۳-توانایی بیان افکار و احساسات در قالب های هنری:

 دانش آموز پیش از آن که با واقعیت های اطراف خود زندگی کند و آن ها را در یابد با برداشت های خود از آن واقعیت ها زندگی می کند به عبارت دیگر او با تخیلاتی که از واقعیت ها در ذهن خود تصور کرده است زندگی می کند ممکن است بیشتر تخیلات او غیر واقعی باشند ولی او آن ها را وقعیت محض می پندارد و آن گونه که خود حس می کند با آن ها برخورد می کند. آموزگار باید این وضعیت را درک کند و بپذیرد و ساعات درس هنر و فعالیت های هنری را طوری ترتیب دهد که دانش آموز بی ترس و خجالت و بدون تقلید از هر نوع الگو آن چه را خود تشخیص می دهد در قالب فعالیت های هنری به طور آزاد انجام دهند. خلاصه این که نباید کودکان را مجبور کرد مطابق خواست و سلیقه ی ما فعالیت کنند بلکه فعالیت ها یشان را باید طبق خواست سلیقه و توانایی خود انجام دهند.

۲۴-توسعه ی مهارت های اجتماعی: انسان موجودی اجتماعی است که از طریق حرف زدن و تبادل عواطف و اندیشه, زمینه ی رشد خود . دیگران را فراهم می آورد. برقراری ارتباط با دیگران به مهارت هایی نیاز دارد که از کودکی آموخته می شود.بحث و گفت و گو , توصیف و بررسی ها, فعالیت های گروهی در نقاشی , کاردستی , سرودها و نغمه ها , قصه گویی و بازی های نمایشی در برقرار ارتباط به دانش آموز کمک می کند.همچنین , فعالیت هایی مانند تکمیل نقاشی هایی نیمه تمام و کامل کردن قصه یا خاطره با نقاشی و… به دانش آموز این فرصت را می دهد که در ارتباط با دیگران و تفکر و تخیل آنها قرار گیرد. خود به آنها عرضه کند , آنها را بپذیرد از خود بداند و مشارکت در کارها را تجربه کند.

۲۵-سطح نگرش:

دانش آموز با انجام دادن فعالیت ها , به توانایی های خود پی می برد خود را باور می کند و اعتماد به نفس به دست می آورد.او ضمن انجام دادن فعالیت ها توانایی هایش را توسعه می دهد و برای بهبود کار خود دانش هایی را کسب می کند که در دو سطح دانش و مهارت درباره ی آن ها توضیح دادیم .مجموعه ی این فعالیت ها در ساخت ارزش ها و باورهای او تاثیر می گذارد. توجه او را به دنیای اطراف جلب می کند تمایلات و علاقه هایش را شکل می دهد و راه آینده ی او را هموار تر می سازد تا بتواند بهتر انتخاب کند و تصمیم بگیرد. نگرش های دانش آموز نسبت به هر چیز به زمینه های ذهنی و تربیتی او باز می گردد که در مدت زمانی نسبتاً طولانی شکل می گیرد.

ویژگی معلم هنر

معلم هنر نیز برای اینکه بتواند رسالت آموزشی خویش را به درستی انجام دارد باید از یکسری فاکتورها بهره مند باشد که میتوان از این جمله موارد زیر را نام برد:

۱-علاقمندبودن به دانش اموزان به طوري كه از كار نقاشي آنان لذت ببرد

 2- برانگيختن حس كنجكاوي دانش آموزان و توجه آنان به محيط اطراف خويش از طريق موضوع و شيوه ي كار ۳- آگاهي كامل از مسائل روانشناسي ، علم ، هنر ، …. و به روز كردن اطلاعات خود در زمينه ي آموزش هنري و علمي ، روانشناسي و…..

 4- احترام گذاشتن به كار كودكان توأم با صبر و بردباري

 5- داشتن روحيه ي با نشاط

 6- خنثي نمودن عوامل منفي و باز دارنده كه از طريق محيط و خانواده در ذهنش به دليل طرحهاي كليشه اي و آموزش هاي غير علمي حك شده است

 7- دادن اعتماد به نفس به دانش آموزان از طريق تشويق آنان . 

۸-سلامتی جسمی:

سالم بودن، نداشتن بیماری های واگیردار و یا مخل کار معلمی. نداشتن معلولیت هایی مثل ثقل جامعه، ضعف بینایی، لکنت زبان و نظایر آن.

۹-سلامت روانی:

نداشتن بیماری های روانی و عصبی از قبیل فشار، افسردگی، عقده های روانی، عقده حقارت، عصبانیت بیش از حد عاطفی و یا بی عاطفه بودن و غیره.

۱۰- سلامتی فکری:

داشتن قدرت و تفکر و تعقل، برخورداری از تفکر منطقی و استدلال، قدرت درک مفاهیم و موضوعات، قدرت قضاوت و استنتاج، داشتن فلسفه، جهان بینی و ایدئولوژی روشن و نظایر آن.

۱۱- تحصیلات مناسب:

داشتن حداقل مدرک تحصیلی موردنیاز در رشته خاص تدریس در مقطع تحصیلی مورد نظر.

۱۲- تجربه با سابقه کار مناسب:

داشتن حداقل تجربه کار تدریس یا کارورزی کافی به طوری که هنگام کار نیاز به آزمایش و خطا نباشد و احتمالا سبب زیان به روحیه و سرنوشت دانش آموزان نگردد.

۱۳- ویژگی های خانوادگی و اجتماعی:

بررسی شرایط اجتماعی، اخلاقی و تربیتی خانواده برای اطمینان از حسن سلوک و رفتار و ویژگی های تربیتی معلم، داشتن حسن شهرت در بین دوستان و جامعه و نداشتن سوء پیشینه مخل رسالت تعلیمی و تربیتی معلم.

۱۴- توانمندی ها ومهارت های خاص:

توان انتقال مفاهیم و به کارگیری روش های تدریس نوین. برقراری روابط حسنه با دانش آموزان و مدیر یا معلمان و اولیا، قدرت اداره کلاس، نظارت و سرپرستی بر امور تحصیلی و تربیتی دانش آموزان.

۱۵- منش و شخصیت:

بررسی میزان برون گرایی ودرون گرایی فرد. میزان دوست داشتن دانش آموزان و علاقه به انسان ها، میزان خونسردی و بردباری و همچنین خونگرمی و جوشش به موقع او، میزان مسئولیت پذیری و حفظ اسرار افراد. اعتماد به نفس، میزان خلاقیت، ابتکار و نوآوری و غیره.

چنان که یک معلم از زوایای فوق مورد مطالعه قرار گیرد، بدون تردید بسیاری از مشکلات موجود مدارس و مدیران برطرف خواهد شد. در چنین وضعی مسلما دانش آموزان نیز بهره بیشتری برده و استعدادهای آنان شکوفا خواهد شد. مجموعه ویژگی های برشمرده از مفهوم به نام خودابزاری را در آموزش و پرورش تضمین خواهد کرد که نهایت امر سبب بهبود کیفی نظام آموزشی خواهد شد. رایت کومبز در کتاب آموزش تخصصی معلمان در این باره گفته است که منظور از تربیت یک معلم خوب یا هر کارگزار دیگری این نیست که فرد به عنوان یک تکنسین. حرفه ای را یاد بگیرد و به طور مکانیکی آن را در همه حالات به یک شکل به کار برد. هدف این است که فرد از معلومات، دانش، آگاهی وجود خویش و منابعی که در اختیار دارد، برای حل مشکلات و مسائلی که مسئولیت آنها بر دوش اوست، بهره گیرد. او مفهوم خودابزاری را برای همه مشاغل صادق می داند. مثلا پرستاری نوین می طلبد که پرستار با بیمار خود روابط انسانی مناسب برقرار کند و یا در مشاوره و روان درمانی خود بیمار باید درگیر مسائل شده و اهمیت کار را درک کند.

در كل به قول پل كلي مي توان گفت كه « كسي كه آموزش هنر مي دهد بايد هنرمند باشد » حال كه هداف آموزشي و ويژگيهاي معلم هنر روشن شد بهتر است بدانيد كه يادگيري دانش آموز با تولد او آغاز مي گردد و از همان آغاز علاوه بر غذا ، پوشاك و مسكن به محبت ، توجه و… نياز دارد روانشناسان معتقدند افرادی كه از كودكي به آنها توجه مي شود در آينده موفق ترند ولي تنها خواستار موفقيت دانش آموز بودن كافي نيست بلكه اين كار تخصص ، تجربه ، عشق و زمان مي خواهد.

روش تدریس هنر به دانش آموزان

اجرا کردن بعضی از دروس چه در بخش آموزش نقاشی و چه در آموزش کاردستی مستلزم فراهم آمدن ابزار است. این ابزار ممکن است در بعضی از مناطق یا مدارس میسر نباشد. و به حد ایده آل نرسد. در این صورت لازم است امکاناتی برای جایگزین کردن آن ها پیش بینی شود و معلمان نیز با کوشش و بکارگیری قوه ی خلاقیت شرایط را برای انجام دادن مفاد درس فراهم کنند.

معلم باید هنگام تکلیف دادن به دانش آموزان هدف خاصی را نیز برای آن ها درنظر بگیرد. همان طور که در آغاز هر درس هدف کلی آن مشخص شده است در ضمن برای روشن شدن اهداف جزیی باید پیش بینی های لازم نیز صورت گیرد و نوع فعالیت دانش آموزان به گونه ای صورت گیرد که هدف موردنظر حاصل گردد. اگرچه در همه ی درس ها سعی شده است قوه ی خلاقیت و ابتکار دانش آموزان تقویت شود ولی گاهی بازگو کردن داستان کوتــاه و ترغیــب دانش آمــوزان به نقاشی کردن صحنه های آن نیز می تواند فرصت های مناسبی را برای ابراز عقیده و به پرواز درآوردن پرنده ی تخیلات آن ها پیش آورد. نقاشی دنیای زیر آب، آسمان ها، بهشت، رویاهای شبانه و امثال این ها می تواند تخیلات دانش آموزان را قوت بخشد.

انجام دادن کارهای گروهی یکی از مواردی است که بسیاری از نکته ها را می توان در خلال آن آموزش داد. نقاشی گروهی یا کارهای دیگری چون چاپ دستی ـ مجسمه سازی ـ طراحی صحنه و امثال این ها را می توان آن ها را در کاغذ با حجم های بزرگ به نمایش درآورد و هیجان زیادی در دانش آموزان ایجاد می کند.

ارزش یابی آثار دانش آموزان

۱ـ در انتهای هر درس درباره ی روش ارزشیابی آثار دانش آموزان مطالبی بیان شده است. ارزش یابی کارهای آموزشی اصولاً بایــد با روحیه ای هدایتی، تشویقی، صــورت بگیرد. می توان در ابتدای از هر کاری تعریف کرد. نکات قوت آن را بیان نمود. و نوآوری های آن ها را یادآور شد و سپس با زبــان ملایم آموزنده و محبت آمیز ایرادها و اشکالات را نیز تذکر داد.

۲ـ در ارزشیابی آثار لازم است به تکالیف خواسته شده در درس شرایط و توانایی های دانش آموز توجه کرد.

۳ـ به نمایش گذاشتن آثار دانش آموزان ایجاد رقابت در آن ها و ارزشیابی قیاسی آثارشان مطلوب و پسندیــده است و هیجـــان قضــاوت را بیش تر می کند. این امـر به دانش آموزان می آموزد که چگونه درباره ی آثار هنری قضاوت کنند.ولی نگهداری آن ها مهم است. برای بهره برداری بیش تر و بهتر باید هر کدام از ابزار و مواد مصرفی خود را به خوبی بشناسیم و به نحو شایسته ای از آن ها نگهداری کنیم.

روش اداره كلاس توسط معلم

امروزه‌ علي‌رغم‌ ايجاد تغييرات‌ عميق‌ در نظام‌ آموزش‌ و پرورش‌ و تغيير درسياست‌ها وبرنامه‌ريزي‌هاي‌ آموزشي‌، بسياري‌ از معلمان‌ در رويارويي‌ با مسايل‌ ومشكلات‌ آموزشي‌ فاقد توانايي‌هاي‌ لازم‌ و اساسي‌ هستند و از روش‌هاي‌ قديم‌ ومهارت‌هاي‌ سنتي‌ و انفرادي‌ براي‌ اداره‌ي‌ كلاس‌ خود استفاده‌ مي‌كنند. همين‌ امرباعث‌ كندي‌ فرايند ياددهي‌ – يادگيري‌ و آسيب‌پذيري‌ امر آموزش‌ شده‌ است‌.

تحقيقات‌ بي‌شمار نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ بسياري‌ از مشكلات‌ اخلاقي‌ و اجتماعي‌نوجوانان‌ ما حاكي‌ از جذاب‌ نبودن‌ محيط مدارس‌ و كشمكش‌هاي‌ اين‌گونه‌دانش‌آموزان‌ با معلمان‌ و افت‌ تحصيلي‌ آنان‌ بوده‌ است‌. لذا وجود مديريت‌ كارآمدمعلمان‌ و ايجاد شرايط لازم‌ براي‌ تسهيل‌ در امر يادگيري‌ در كلاس‌ درس‌ كه‌ مطابق‌نيازها و ويژگي‌هاي‌ فراگيران‌ باشد، لازمه‌ي‌ جامعه‌ي‌ امروزي‌  و راه‌گشايي‌ بسياري‌ ازمشكلات‌ نوجوانان‌ مي‌باشد.

اين‌كه‌ در فضاي‌ نظام‌ آموزشي‌ فعلي‌ به‌جاي‌ اين‌كه‌ به‌دانش‌آموزان‌ توصيه‌ي‌ نظم‌ وانضباط شود، بايد به‌معلمان‌ يادآوري‌ گردد كه‌ در اداره‌ي‌ كلاسشان‌ از روش‌هاي‌ نوين‌مديريت‌ كارآمد بهره‌ جويند.

معلمان‌ بايد بدانند كه‌ هر دانش‌آموز ويژگي‌ خاص‌ خود را دارد و اين‌ معلم‌ است‌ كه‌با هنر، ذوق‌ و سليقه‌ خود با اتخاذ روش‌ صحيح‌ و در نظر گرفتن‌ تفاوت‌هاي‌ فردي‌آنان‌ درس‌ را آن‌چنان‌ لذت‌بخش‌ و محيط كلاس‌ را آن‌گونه‌ شاداب‌ و با طراوت‌ ترسيم‌نمايد كه‌ فرصت‌ بي‌نظمي‌ به‌دانش‌آموزان‌ خود ندهد.

معلمان‌ با توانمندي‌ مديريت‌ خود مي‌توانند جايگاه‌ و منزلت‌ واقعي‌ خود را حفظ كنند. امروز ديگر معلمان‌ با روش‌هاي‌ قديمي‌ و كلاسيك‌ نمي‌توانند روح‌ جستجوگردانش‌آموزان‌ را اقناع‌ سازند، بلكه‌ نيازمند مهارت‌هاي‌ مديريتي‌ مبتني‌ بر اصول‌روان‌شناسي‌ يادگيري‌ به‌شيوه‌هاي‌ علمي‌ و تدريس‌ پويا و فعال‌ مي‌باشند.

معلم‌ موظف‌ است‌ كه‌ كلاس‌ درس‌ را به‌عنوان‌ كليتي‌ تركيبي‌ در نظر بگيردنه‌ مجموعه‌اي‌ از عوامل‌ كه‌ مي‌توان‌ برخي‌ از آنهارا حذف‌ نمود. معلم‌ بايد بداند كه‌نظام‌ كلاس‌ او از نظام‌هاي‌ بالاتر خود يعني‌ نظام‌ مدرسه‌ و نظام‌ آموزش‌ و پرورش‌ تأثيرمي‌پذيرد. كيفيت‌ آموزش‌ اين‌ نظام‌ هدفمند وابسته‌ به‌معلم‌ كلاس‌ به‌عنوان‌ مدير وبرنامه‌ريز مي‌باشد.

بنابراين‌ مديريت‌ كلاس‌ به‌نحوي‌ با نهاد جامعه‌ نيز وابسته‌ است‌ و تأثيرگذار است‌.بدون‌ شك‌ شيوه‌ي‌ سازماندهي‌ كلاس‌ معلم‌ در مديريت‌ كلاس‌ او سهم‌ بسزايي‌ دارد ومعلم‌ صحنه‌ را براي‌ يادگيري‌ بهتر فراهم‌ مي‌سازد (رشد تكنولوژي‌، ۱۳۷۹، ص‌ ۲۸).

برخي از معلمين ،سعي مي كنند در كلاس هاي هنر ،روش هاي آموزش مستقيم را به كار گيرند .ودر مورد نحوه ي رنگ آميزي ،انتخاب رنگ صحيح ،نحوه ي سايه زدن ، شكل و فرم اشيا  به دانش آموزان آموزش دهند و حتي گاه در انتخاب موضوع نيز دانش آموزان را آزاد نمي گذارند.چنين روش هاي بازدارنده ،باعث مي شوند كه دانش آموزنتواند از انجام فعاليت هاي هنري لذت ببرد و آن را جهت ابراز وجود و افكار دروني خويش به كار گيرد .اعمال چنين روش هايي ،خلاقيت  را نيز سلب كرده و كودك را تشويق به كپي برداري و تقليد مي كند و گاه كودك چنان دلسرد مي شود كه ترجيح مي دهد در انجام فعاليت هاي هنري شركت نكند.

اگر به دانش اموزفرصت داده شود تا بدون دخالت به فعاليت هنري بپردازد  و رشد پيدا كند ،نيازي به محرك جهت پرورش خلاقيت در آنها نخواهد بود.هر دانش آموز بدون ترس و خجالت ،خلاقيت خود را به كار خواهد گرفت و با اعتماد به نفس به كار خود مي پردازد .بنابراين متكي به فكر و ايده و نظر ديگران نخواهد بود.دخالت و اعمال نظر ديگران در انجام فعاليت هاي هنري ،مي تواند عامل باز دارنده  باشد.وقتي مي شنويم كه دانش آموزي مي گويد ،من نمي توانم نقاشي بكشم مي توان حدس زد كه دخالت ديگران  باعث شده  وي  به  كار  خودش  اعتماد  نداشته باشد ، مي ترسد كه كارهايش بر اساس معيار ارزيابي شود و چون نمي تواند مانند آنها عمل كند ..

هر جا صحبت هنر آغاز مي شود،به جنبه هاي  مربوط به زيبا شناختي آن توجه مي شود .اين توقع كه هنر هميشه بايد زيبا باشد ،فعاليت هاي هنري دانش آموزان را از مسير اصلي خود منحرف مي سازد .در حاليكه نتيجه ي كار هنري دانش آموزان اهميت چنداني ندارد ،بلكه نجام فعاليت و كسب تجربه بيشتر مورد نظر است .بدين معني كه مراحلي را كه كودك  جهت خلق يك فعاليت هنري طي مي كند نحوه ي تفكر و احساس و ادراك او هنگام انجام فعاليت و چگونگي برقراري رابطه اش با محيط اطرافش ،از اهميت بيشتري برخوردار است.

همه ي دانش آموزان نياز به فرصت كافي جهت كسب تجربه ي هنري دارند ،به خصوص دانش آموزان كه آرام و گوشه گير هستند و گاه تمايل  چنداني به انجام فعالتيت هاي هنري نشان نمي دهند.

با توجه به اين نكته كه ،كسب تجربه در زمينه ي فعايت هاي هنري در شكوفايي استعداد هنري دانش آموز موثر مي باشد ، نبايد  بر  حاصل  كار  دانش آموز تاكيد زياد اشت . فر اموش نكنيم كه هدف ما از هنر و آموزش آن به دانش آموزان ،خلق اثر هنري زيبا نيست ،توجه به زيبايي اثر در حيطه ي هنر هاي تزييني مد نظر قرار دارد.

برنامه هاي هنري در  دوره هاي  كودكستان و دبستان و راهنمايي مي تواند به گونه اي تنظيم گردد تا به پرورش  استعداد هاي هنري دانش آموزان و شكوفايي خلاقيت آنها   بينجامد .هم چنين فعاليت هاي هنري مي تواند فرصت پر ارزشي را جهت كسب مهارت در نحوه ي استفاده ي از مواد و وسايل هنري فراهم سازد،كه خود كمك مي كند ،تا كودك در انجام كارهاي هنري دقت بيشتر ي داشته و با ا عتماد به نفس به نوآوري و ابداع بپر دازد .ضمن اين كه فعاليت هاي هنري يكي از سرگرمي هاي سالم و مفيد  و  سازنده ي  اوقات  فراغت دانش آموزان مي تواند باشد،آموزش هنر ،پرورش استعداد ها  و خلاقيت است و زمينه را براي اكتشافات و اختراعات جديد پديد مي آورد . اگر خلاقيت نبود ،اكتشافي صورت نمي گرفت .زيرا كشف كردن به دنبال  فكر كردن  و خلاقيت است و سوال كردن  اين كه  دنبال چه  مي گرديم  و  چه  چيز تازه اي  را مي بينيم .اختراع نيزبر اساس خلاقيت است كه ابتدا  انديشه ي نو در مخترع به وجود مي آيد و بعد از  تركيب  اين  انديشه ي نو و كارهاي قبل از آن ،وسايل جديد اختراع مي شود.پس هنر يكي از مهمترين زمينه هاي پرورش خلاقيت  مي تواند باشد.

نقدی بر کتب دوره راهنمایی

دنياي امروز تغيير و تحول از اصول اساسي و مهم كشورهاي پيشرفته و توسعه يافته است و از آن جا كه در حوزه هاي مختلف فرهنگي، علمي و… جامعه مدام درحال تغيير است، نيازهاي دانش آموزان نيز دچار تغييرات بنيادين مي شوند.

 تدوين كتب درسي و تغيير و تحول محتواي آنها و ارائه به دانش آموزان، بايد متناسب با نيازهاي روز جامعه دانش آموزي باشد و كتب جديدالتأليف بايد براساس اين نيازها تغيير يابند.

امروزه حتي با توجه به آموزش نوين و يادگيري، كتب درسي سال هاي گذشته پاسخگوي نيازهاي امروز نيست و باعث گريز دانش آموزان و حتي معلمان از آن كتب مي شوند كه محتواي كتابها نياز به بازنگري اساسي دارند.
در سال هاي گذشته تغيير كتاب هاي درسي (بعضي كتب) براساس دوره ۳ ساله بود، ولي براساس قانون برنامه سوم توسعه و مصوبه مجلس شوراي اسلامي، تغييرات كتاب هاي درسي به ۵ سال افزايش يافته است و براساس اين قانون تمامي كتاب هاي درسي بايد از مقطع ابتدايي تا پايان مقطع متوسطه به روز شود.

كتاب هاي درسي به عنوان اصلي ترين منبع تغذيه علمي، نيازمند استاندارد شدن است و از آنجايي كه علوم مختلف و دانش افزايي به روز شده است، ليكن متأسفانه تا به امروز نسبت به كتاب هاي آموزش هنر دوره راهنمايي اجحاف شده است و در بيشتر كشورهاي پيشرفته، اگر نظري به حوزه هنر در آموزش و پرورش آنها داشته باشيم خواهيم يافت كه آن كشورها به اين نتيجه رسيده اند كه هنر در روند رشد ذهني و فكري دانش آموزان تأثير بسزايي دارد و در آن جوامع در كلاس هايشان يك يا دو هنر به صورت مستقل تدريس مي شود و كارشناسان آموزش و روانشناسان با توجه به تجربه علمي و عملي هنر به باوري قوي رسيده اند كه هنر در آموزش و پرورش مي تواند در شكوفايي تخيل و خلاقيت اثرگذار باشد و در كشورهاي پيشرفته هنر در مدارس شان جاافتاده و به آن اعتقاد دارند.
كم توجهي به كتاب آموزش هنر در دوره راهنمايي تحصيلي كشور ما يك مسئله ريشه دار است و اين درس را نسبت به دروس ديگر به حاشيه رانده است و اگر در بازنگري نسبت به تأليف جديد كتب هنر توجه جدي شود، شاهد بالندگي و ظهور تعداد بي شماري استعدادهاي برجسته در رشته هاي مختلف هنري در كشورمان خواهيم بود.
طي سال ها، ضعف برنامه ريزي و تدوين كتب هنر دوره راهنمايي به شدت آزارم داده است و لازم است نسبت به محتوا و تغييرات كلي كتاب هاي هنر يك خانه تكاني جدي صورت بگيرد و گردوغبار گرفته شده نسبت به اين كتب باعث بي توجهي به آن شده است. وضعيت محتواي كتب فوق وچند و چون تدريس آن دغدغه بسياري از معلمان هنر كشور است و معتقدند كتاب هنر دوره راهنمايي در نظام آموزشي ما به مانند فرزند ناخوانده اي است كه از هرطرف رانده مي شود و اجازه رشد و بالندگي به اين درس مهم را نمي دهند و انتظار به حقي است كه وزارت آموزش و پرورش با برنامه ريزي و تجديدنظر در تأليف جديد كتب هنر نياز دانش آموزان و معلمان هنر را برآورده سازند، چرا كه توجه و برنامه ريزي و بازنگري در تدوين جديد كتب فعلي هنر، بزرگداشت فرهنگ و هنر گذشته ايران است، آن هم هنر ايراني كه در گذشته هاي دور و حال زبانزد ملل بوده و هست و ايران به اعتبار هنر و هنرمندانش در جهان صاحب قدر و قيمت است و شايسته نيست اين گونه با هنر برخورد شود.

كتاب هاي هنر بدون كارشناسي و عدم بررسي فقط حجمشان كم شده است و فقط تعداد زيادي از درس هاي كتب هنر را حذف نموده اند و حتي هيچ تغييري در دروس موجود هم صورت نگرفته است و دانش آموزان هم پي به گسيختگي كتاب ها مي برند و حداقل كتب هنر سال هاي قبل از كتب فعلي هنر بهتر بود، چون فراگيران را با هنرهاي سنتي و اساتيد آن رشته ها آشنا مي كرد و جاي تعجب دارد كه هر جنس مصرفي مادي كه تأثيري هرچند كوتاه مدت دارد موظف به طي مراحل نظارت و ارزيابي است تا با ويژگي ها و ساختار مناسب به مرحله توليد و سپس مصرف برسد، اما كتاب درسي به عنوان كالاي مصرفي غيرمادي يا بهتر بگوييم كالاي فكري، با اثري طولاني مدت در ديدگاه برخي از مسئولين بي نياز از نظارت، ارزيابي و در نهايت استاندارد شدن در شكل و محتواست و مشخص است كه نسبت به چاپ هرساله كتاب هنر هيچ توجهي نمي شود و فقط تنها نكته اي كه سال به سال در تغيير كتب هنر با آن روبرو هستيم قيمت كتاب و سال چاپش است، كتاب هنر سال هاست كه دست نخورده و چه زماني با شكل و محتواي جديد در دسترس دانش آموزان قرار گيرد، الله اعلم. و جا دارد كه دفتر تأليف و برنامه ريزي كتب درسي به كتب هنر دوره راهنمايي بازنگري جدي داشته باشد، چراكه دنياي امروز ما دنياي حركت است و سكوت و سكون ماندن در كتب درسي روا نيست بالأخص در اين زمان كه علم به سمت جهاني شدن مي رود و درس هنر مجالي است براي انديشيدن و تفكر در زيبايي ها و خلاقيت ها.

 -طراحي جلد كتاب ارتباطي قوي با مخاطب برقرار نمي كند و در پشت جلد، آرم جمهوري اسلامي ايران روي پرچم زيبا طراحي نشده است.

-تصويرگري داخل كتاب ها براي دانش آموزان زياد جذابيت ندارند و مي بايست كتاب هنر باتوجه به هنري بودنشان بهترين طراحي جلد و نافذترين تصويرگري را داشته باشد و يكي از مواردي كه دانش آموزان جذب كتاب هاي درسي مي شوند تصاوير و نقاشي هاي داخل آن است. تصويرگري كتب درسي   و از طريق كتب هنر به تخيل و شكوفايي دانش آموزان براي آينده ايراني بهتر و خلاق ارج نهيم.

در كتب ۳ساله هنر دوره راهنمايي مي توان انتقاداتي را به آنها وارد ساخت كه در ذيل به بررسي تعدادي از اين موارد پرداخته مي شود.

۱-تصاوير كتاب (اعم از طرح جلد، تصويرگري، عكس، طراحي، نقاشي، گرافيك و…)

بايد گويا و از ايهام و پيچيدگي به دور باشند و در به كارگيري رنگ در تصاوير دقت كرد؛ زيرا رنگ هم بار اطلاعاتي دارد.

تصويرگري مناسب مي تواند براي دانش آموزان محركي قوي باشد تا ذهن را فعال كرده و حتي سؤال ايجاد كند و تصويرها بايد درنهايت سادگي متناسب با سن فراگيران باشد، چون براي بقاي معني و مفهوم آموزشي از آن استفاده مي شود و مي تواند به گستره ذهن و تخيل دانش آموزان دامنه وسيع تري ببخشد و اگر تصاوير رابطه عاطفي برقرار كنند رغبت به متن خواني هم بيشتر مي شود.

-عكس هاي به كار رفته در كتب، نامناسب هستند و نمي توانند موضوع درسي را خوب به مخاطب برسانند به عنوان مثال عكس تنه درختان در كتاب سال سوم (درس ۳ طراحي و نقاشي) دانش آموزان را متوجه موضوع بافت و جنسيت در طراحي نمي كند.

-پوسترهاي به كاررفته در كتاب سال سوم درس(۸) طراحي و نقاشي با دانش آموزان ارتباط برقرار نمي كنند واستفاده از پوسترهاي ساده،زيبا و واضح باعث بالارفتن سواد بصري دانش آموزان مي شود.

-در كتب ۳ساله مي توانستيم از نقاشي هاي آبرنگ زيباتر و قابل ملموس براي دانش آموزان استفاده نماييم.
-چاپ رنگي نقاشي هاي موجود در كتب فوق بي كيفيت است، مانند كتاب سال اول درس ۱۶طراحي و نقاشي تصوير سيب ها و برگ ها.

-در كتاب سال اول درس(۱۱) طراحي و نقاشي با موضوع كاغذ ابري سازي آمده است كه تصاوير ابري سازي شده در اين درس نامناسب و نازيبا هستند و دانش آموزان حتي در كلاس درس بهتر از تصاوير فوق كاغذ ابري سازي (ابر و باد) به وجود مي آورند.

۲-درهم ريختگي و ناهماهنگي: تعداد دروس كتاب هنر در سال دوم و سوم هماهنگ نيستند. در سال دوم(۱۳) درس طراحي و نقاشي دارند و ۵درس خوشنويسي دارد و كتاب سال سوم(۱۰) درس طراحي و نقاشي دارد و(۵) درس خوشنويسي دارد و در كل تعداد درس هاي خوشنويسي سال دوم و سوم نسبت به تعداد درس هاي طراحي و نقاشي خيلي كمتر هستند كه بي تفاوتي و بي توجهي دانش آموزان را نسبت به خوشنويسي به وجود مي آورد. -سرمشق هاي خوشنويسي سال دوم و سوم جذاب به نظر نمي رسند و كمي هم سخت مي باشند و درحد فراگيران نيستند و باعث عدم ارتباط با دانش آموزان شده است.

-در سال اول آموزش حرف«م» در خوشنويسي آمده است و در كتاب سال دوم نيز آموزش حرف «م» آمده است در حالي كه در كتب سال اول تا سوم به طور كلي اصلاً حروف «ص ض ط ظ ل ق» در كتاب نيامده اند، ولي مابقي حروف و نحوه آموزش آنها آمده است.

در كتاب سال اول درس ۱۶طراحي ونقاشي، آثار نقاشي كه جهت نمونه سازي آورده شده اند براي دانش آموزان مشكل هستند، چون به مرحله اي نرسيده اند كه بتوانند نمونه سازي قوي داشته باشند.

۳-آيين نگارش: در كتاب سال اول درس ۱۱ خوشنويسي متني از گلستان سعدي آورده شده است كه كلمه «بيكبار» از لحاظ نگارشي درست نوشته نشده است و وجود غلط نگارشي در كتب درسي براي دانش آموزان، آنها را از اهداف آموزشي دور مي سازد و زيبنده نيست كه اين گونه اشتباهات در كتب درسي پيدا شود.
  4-آشنايي با هنرهاي سنتي و يادگيري هنرها: در كتاب هاي هنر مشخص نيست كه هدف آموزشي اين كتب يادگيري هنرهايي چون طراحي و نقاشي و خوشنويسي است يا اين كه هدف آشنايي با هنرهاي سنتي ايراني است.
 اگر هدف يادگيري عملي هنرهاست مي توان يك يا دو هنر به صورت تخصصي با محتواي علمي در كتب هنر آورده و آموزش داده شود و اگر هدف آشنايي با هنرهاي سنتي و… است بهتر است كتابي كامل تر در باب آشنايي با هنرها به وجود آيد و «كتب هنر سال هاي گذشته كه در حال حاضر كم حجم شده اند بهتر از كتب فعلي بودند، زيرا حداقل درباره انواع هنرهاي سنتي اصيل و ماندگار ايراني حرفي به ميان آمده بود.» و همچنين انتظار مي رود كه در سال دوم و سوم ساعت تدريس هنر را از ۴۵دقيقه به ۹۰دقيقه در هفته افزايش دهند. البته در كتب فوق نكات مثبت و ارزنده آموزشي زيادي نيز وجود دارد.

اثرات تدريس مبتني بر هنر

جایگاه هنر در آموزش و پرورش باید با توجه به مزایای منحصر به فرد آن تبیین شود. گرایش عمیقی در بین معلمان هنر، به توجیه کارآمدی آموزش هنر، براساس هر آن چه که از نظر عموم ارزشمند تلقی می­شود، وجود دارد. بنابر این، اگر پیشرفت تحصیلی در زمینه ی علوم و ریاضی از نظر عموم ارزشمند تلقی می­شود و یا پیشرفت های دانش آموزان در علوم طبیعی از نظر عموم از اهمیت به سزایی برخوردار است، بسیاری  از معلمان هنر، می توانند مدعی شوند که تجارب هنری، سبب افزایش سطح نمرات دانش آموزان در ریاضی و علوم می شود.  آن چه ما غالباً انجام می دهیم تأمین خواسته ی مشتری است. اگر چنین پیشینه­ای باشد از طریق پژوهشی نیز می توان این ادعا را به تأیید رساند. اما حتی اگر چنین ارتباطی وجود داشته باشد و حتی اگر شخص از طریق پژوهش، این موضوع را به تأیید برساند که هنر به روشی خاص، عملکرد دانش آموزان در زمینه ی ریاضی و علوم طبیعی را تحت تأثیر قرار می­دهد (من از این موضوعات صرفاً به مثابه نمونه استفاده کردم،) دراین صورت، آموزش هنر، به عنوان آموزش کلی دانش آموزان در معرض خطر قرار می­گیرد. به دلیل این که، امکان دارد با فعالیت های دیگری، نظیر خوردن بستنی و فوتبال بازی کردن نیز مدعی شد که انجام فعالیت های مذکور، همانند هنر، موجب ارتقای سطح نمرات دانش آموزان در علوم طبیعی و ریاضیات می­شوند. با تأسف باید گفت، چنین نگاهی، جایگاه هنر در برنامه های درسی مدارس را به خطر می­اندازد. اگر موجه جلوه دادن آموزش هنر، اساساً براساس حوزه های غیر از هنر، انجام گیرد، هر موضوع تحصیلی و فعالیتی که ادعای مشابه ای را بیان کند، خواستار توجه و تمرکز بر آن­ها همانند حوزه­ی آموزش هنر خواهد بود. این بحث به مثابه ی بنا کردن کلیسایی در سراشیبی تندی است؛ که آن هم ناممکن است.

مزیت اصلی آموزش هنر به پیامدهای منحصر به فرد خود رشته های هنری مربوط است. اولین پیامدی که می­توان از آن یادکرد، ساخت معناست؛ دومین مزیت، پدید­آوری روش­های  تفکر کردن از طریق درک و خلق و چیزها به مثابه آثار هنری است؛ و مزیت سوم، فراهم کردن تجارب زیبایی شناسی است.

این ادعاها، مطمئن­ترین روش­های توجیه جایگاه هنر است. با این همه، قصد ندارم از اثر هنر بر افزایش نمرات دروس ریاضی و علوم و سایر دروس چشم بپوشم. اگر دانش آموزان قادر به افزایش اعتماد به نفس خویش از طریق هنر شوند، ما قطعاً ممنون هنر خواهیم بود. اگر نمرات ریاضی و علوم نیز از این طریق، ارتقاء یافتند، دراین صورت، ما نه تنها چیزی از دست ندادیم؛ بلکه به پیشرفت بزرگی دست پیدا کردیم. اگر دانش آموزان با شرکت در کارهای هنری، به گرایشات بسیاری درمدرسه دست یافتند، این واقعاً شگفت انگیز خواهد بود. اگر دانش آموزان فعالیت های گروهی را به طور موثر و تشریک مساعی را به طور سازنده فراگرفتند، قطعاً باعث خوشحالی من می­شود. اما پیامدهایی که از آن­ها نام بردم امکان دارد از اهمیت فوق العاده ای برخوردار باشند، اما هرگز نمی توان آن ها را پیامدهای منحصر به فرد هنر در نظر گرفت. اگر دوره های آموزش علوم طبیعی، به خوبی سازمان دهی شوند، پیامد­های مشابه­ای را به ارمغان می­آورند.

ارزش هنر باید به سبب ویژگی­های منحصر به فرد خود آن تبیین شود نه به سبب آثاری که در سایر رشته ها به جا می گذارد موجه تلقی شود.

فعالیت هنری، دانش آموزان را برای شناخت قابلیت هایشان ترغیب می­کند. یادگیرنده، در حین آفرینش اثر هنری می­آموزد که چگونه می توان از اثر هنری برای کشف اختیارات و انتخاب جدید بهره گرفت. انعطاف­پذیری در دست یابی به هدف، یکی از مباحث اصلی در هنر محسوب می شود و هنگامی که هنر  به خوبی و به طور اثر بخش به دانش آموزان آموزش داده شود، هدف­گزینی منعطف در آن ها، احیاء می­شود. اکنون که، همه­ی مدارس به طور فزاینده با نگرانی­های آحاد جامعه از سرِ تعیین دستورالعمل ها، مدیریت، نظارت و عملکردهای مرتبط با اندازه گیری دلمشغول هستند؛ هنر به دانش­آموزان اجازه­ی انجام دادن هر آن چه عملی­تر و اختصاصی تر است می­دهد. بحث درباره­ی تنوع، پرورش شخصیت و ایجاد هیجان به هیچ وجه به معنی اظهار نگرانی درباره ی یادگیری و خلق ویژگی هنرمندانه نیست.

زمانی که نتایج و پیامدهای یکسانی متصور می­شود، در این صورت است که در ارزشیابی اثار هنری با معیارهای از پیش تعیین شده مورد داوری قرار می گیرند. بر عکس، آن گاه که ارتقای فردیت سازنده، در بین دانش­آموزان هدف نهایی تلقی می شود، در ارزشیابی باید به صورت انعطاف پذیر عمل کرد. برای این کار، توجه به خط مبنا و استفاده از نمونه های هنری دانش آموزان در یک طیف زمانی کارساز است. تکوین یک اثر هنری هرگز به صورت لحظه ای و در یک چشم به هم زدن پدیدار نمی­شود؛ بلکه با گذر زمان و با طی نمودن مراحلی  به وجود اثر هنری پختگی خود را نشان می­دهد.

مدارس باید به خوبی از این موضوع آگاهی باشند که بررسی ویژگی و شخصیت معلمان سرآمد هنر، روشی است برای کشف قابلیت های مورد انتظار در معلمان سایر رشته ها. هر اندازه کشور، از روش های عقلانی در مدیریت مدارس خویش استقبال کند مسئولین مدارس را برای بهره مندی بیشتر از استانداردها ترغیب خواهد کرد. باید گفت مدارس به جای استاندارد شدن نیازمند رهایی هستند که هنر می تواند این مهم را به انجام برساند.

فصل دوم

 چالش ها،مشكلات،موانع

مشکلات درس هنر

با وجود پیشینه طولانی هنر دراین سرزمین وقدمتی که آموزش هنر دراین سرزمین چه به صورت سنتی وچه نوین دارد اما با این وجود درعصر کنونی شاهد بی مهری هایی در قسمت آموزش هنر در سیستم آموزشی هستیم.

در س هنر همچنان مورد بی مهری نظام آمورشی قرار دارد و به رغم تبلیغات وزارت آموزش و پرورش از تغییر کتب درسی این ماده درسی از ابتدای انقلاب از هیچ تغییری برخوردار نبوده و دروس آمورشی خود را با دارا بودن اشکلات متعدد هر ساله به دانش آموزان ارائه می کند

با وجود اینکه درس هنر از اهمیت خاصی در پرورش وتربیت افراد وبه خصوص دانش آموزان دارد اما این درس نیز در مرحله آموزش دارای مشکلات وچالش هایی است که می توان مهمترین آنها را موارد زیر بر شمرد:

نبود کارگاه هنر در مدرسه

یکی از کلاس‌های مدرسه به فعالیت‌های هنری اختصاص داده شود تا دانش‌آموزان هر کلاس در زنگ هنر فعالیت‌هایشان را در آن جا انجام دهند.

نبود فضاي مناسب براي تدريس هنر در قالب کارگاه هنر موجب شده است اين درس بيشتر به صورت تئوري و نيمه عملي تدريس شود.مسلما هدف اوليه از گنجاندن اين درس مغاير وضعيت کنوني اين درس مي باشد.

متاسفانه اين درس در حالي براي دانش آموزان ارائه مي شود که برخي اوقات دانش آموز در همان محيط کلاس  با بيش از ۳۳ نفر مجبور است در نيمکت هاي تنگ در کلاسهاي کوچک که در اختيار دارد با مفاهيم اين درس آشنا شود مسلما شيرين ترين مباحث درس در اين شرايط براي دانش آموز رنج آور تنفر آميز است.

بر همين اساس دانش آموزان در فراگيري بين دو هنر طراحي و خوشنويسي بيشتر تمايل دارند به هنر طراحي بپردازند تا از آوردن ابزار هنر خوشنويسي که ممکن است براي خود و دوستان شان در فضاي تنگ کلاس مشکل آفرين باشد پرهيز کنند.

همچنين نبود کارگاهي براي تدريس اين درس مدارس را از داشتن مکاني براي آرشيو آثار هنري دانش آموزان بي بهره ساخته است و به درس هنر به عنوان يک ماده درسي تک ساعته تئوري در آموزشگاه ها نگريسته مي شود و به قدرت هاي ذاتي اين درس و اين هديه بزرگ الهي در ميان بشريت که به وسيله آن مي توان روحيه نشاط  و شادابي و بهتر نگريستن را در پديده ها و آفرينش پروردگار دست يافت را ناديده گرفت.

ضرورت و اهمیت کارگاه هنر در دوره راهنمايي و اهداف آن

کودکان و نوجوانان برای پرورش«تواناییهای ذهنی» و «قدرت آفرینندگی»، باید در نظامها و روابط میان پدیده ها و رویدادهای محیط زندگی خود به جستجو و بررسی بپردازند و برای طی کردن این راه، مورد تشویق قرار گیرند. تأکید بر «اکتشاف» در یادگیری،این اثر را بر یادگیرندگان دارد که آنان را به صورت فردی«مبتکر» و سازنده در می آورد. آنها از طریق رو به رو شدن با فعالیتهای «کاوشگری» که به تولید «آثار خلاق» منجر می شود، می توانند هنر خود را رشد و گسترش دهند؛ این امر در «کارگاه هنر» بهتر و راحت تر انجام می گیرد. وزارت آموزش و پرورش، همان گونه که به تجهیزات لوازم و وسایل مورد نیاز در «آزمایشگاه علوم» و «کارگاه فنی حرفه و فن» در دوره راهنمایی می پردازد، باید به تجهیز و ایجاد «کارگاه هنر» در دوره «دبستان» نیز اقدام کرد تا دانش آموزان بتوانند روحیه سازندگی و با هم کار کردن را در همین کارگاه هنر فرا بگیرند.در کارگاه هنر اهداف زیر حاصل می شود:

۱-  به دانش آموزان فرصت داده می شود «استعداد» و توانایی خود را در زمینه های گوناگون هنری، علاوه بر موضوعات درسی بیاموزند و بدین طریق از اوان کودکی به اختیار و انتخاب به پرورش استعداد خود بپردازد.

۲-   برای دانش آموزان محیط مدرسه مطبوع تر و دلپسندتر می شود.

۳- روحیه همکاری و نظم و انضباط در دانش آموزان تقویت می گردد.

۴-  سبب تکوین شخصیتی «فعال» و «کاوشگر» در دانش آموزان می شود. بدون شک فردی که از کودکی با کاوشگری، «آزمایش و خطا»، جستجو و تحقیق سر و کار دارد، در بزرگسالی دیگر به انتظار اطلاعات و تازه ها نمی نشیند، بلکه خود فعالانه به دنبال اطلاعات می رود و به تولید دانش می پردازد.

۵- سبب شناسایی و شکوفا شدن استعدادها از سوی خود افراد صاحب استعدادها می شود.

۶-  سبب پی ریزی و تقویت «تفکر خلاق» در دانش آموزان می شود.

۷-  جهت دهی و «والایش انرژی روانی» ناشی از مشکلات احتمالی عاطفی.

دانش آموزانی که با مشکلات عاطفی دست به گریبان اند، علاوه بر راههای موجود با راه جدیدی برای «تخلیه انرژی» مزاحم مواجه می شوند و این امکان برای آنها فراهم می آید تا « انگیزه ها» و رفتارهای نامعقول خود را به رفتاری مقبول تر از نظر شخصی و اجتماعی تبدیل کنند.

۸-  انگیزه ها و علایق خود جوش را در دانش آموزان برای یادگیری فعالانه ایجاد می کند.

۹- فرصت هایی در اختیار کودک قرار می دهد تا بتواند از «قدرت تصور» و «نیروی خلاقیت» خود براحتی استفاده کند.

۱۰- امکان تجربه مستقیم را برای کودک فراهم می سازد تا هنگام برخورد با مسائل و ابراز خلاقیت ها به راه های تکامل یافته تری  برسد ۰

۱۱-  کودک می تواند در آن امکان در باره ی توانایی های خود و بهره هایی که می تواند از یک وسیله کسب کند ، به کاوش بپردازد .

۱۲-  امکان تجارب خلاق را فراهم می آورد و مانع بی علاقه شدن و افشردگی می گردد و  خوشحالی و رضایت که کسب می گردد حس اعتماد به نفس را در کودک دبستانی تقویت می کند و او را برای حل مشکلات و مسائل بعدی آماده می سازد .

۱۳-  وقتی کودک در محیطی که از نظر تجربی و امکانات غنی و پر تحرک است خود را کاملاًَ راحت حس می کند از ژرفنای وجود به فعالیت می پردازد .

۱۴- معلم در این محیط یادگیرندگان را تشویق می کند تا با ابزار سر گرم شوند و خود ناظر پیشرفت آنهاست .

۱۵- به کودک با دادن فراغت خاطر آزادی عمل و در اختیار گذاشتن امکاناتی که مشوق و محرک کاری وی است او را در امر آموزش (( فعالیت محتوای برنامه های درسی هنر )) کمک می کند .

۱۶- کارگاه هنر (( استعداد های فردی کودکان )) را در نظر می گیرد در اتخاذ روشهای آموزش و پرورش مطلوب از روانشناسان و علمای علوم تربیتی کمک می طلبد ، روح همکاری و تعاون را گشترش می دهد .

۱۷-     کارگاه هنر (( قدرت عقلانی )) و علایق مشترک بین دانش اموزان را افزایش می دهد و فرصتی در اختیار دانش آموزان قرار می دهد تا از منابع گوناگون یادگیری استفاده کند .

۱۸-   در کارگاه هنر رفتار فعل ، مولد و خلاق به طرق گوناگون تقویت می شود و یادگیری فعال و توام با عمل را به جای (( یادگیری غیر فعال ))و بدون عمل رواج می دهد .

۱۹-   دانش آموزان عملاًَ در تعلیم خود از طریق (( خود آموزی )) شرکت می کنند و شخصیت او اثر آشکاری در یادگیری و آموزش وی خواهد داشت .

۲۰-   کارگاه هنر از این رو که باید دانش آموزان را پرسش گر و جستجو گر بار بیاورد ، در جهت حفظ و تقویت حس کنجکاوی عمل می کند .

کمبود همکار متخصص هنر در مقطع راهنمایی

معلمان هنر در سطح در دوره راهنمایی در برخی موارد شناسایی و از وجود آنها برای آموزش هنر استفاده شود برای معلمانی که مهارت‌های ویژه هنری دارند انگیزه معنوی و مادی فراهم شود.

در بحث تأمین نیروی انسانی چه مدیران مدارس و چه مدیران سطوح میانی و عالی به نحوی درگیر تأمین نیروی انسانی می شوند. به عنوان مثال ممکن است فردی مسئول مدرسه غیر دولتی، تیزهوشان و غیره باشد که خود باید در تأمین و انتخاب افراد دخالت ورزد.     

سازماندهی در سازمان آموزشی یعنی انتخاب افراد و منابع کارآمد و مناسب قراردادن آنها درجای لازم و تعیین روابط بین آنها به منظور دست یابی به اهداف نظام آموزشی. وظیفه مدیر آموزشی این است که براساس ویژگی ها و نیاز دانش آموزان یا مقطع تحصیلی تحت نظرخود دبیران متخصص و کارآمد را انتخاب کند. اگر چه درنظام های آموزشی متمرکز انتخاب دبیران از حیطه اختیارات مدیران مدارس خارج است و به سلسله مراتب بالاتر مربوط می شود، ولی مدیران سطوح بالاتر نیز درخدمت آموزش هستند و در نهایت باید نیروها را برگزینند که در محیط مدرسه و کلاس از کارآمدی لازم برخوردار باشند. مدیران مدارس نیز به نوبه خود باید در آن حد که به آنان مربوط می شود در این امر همت بگمارند و چنان چه در ضمن کار متوجه مشکلات و یا نارسایی هایی شدند، پیشنهادات لازم را به سیاستگذاران و برنامه ریزان نیروی انسانی ارائه دهند.

در بحث تأمین نیروی انسانی چه مدیران مدارس و چه مدیران سطوح میانی و عالی به نحوی درگیر تأمین نیروی انسانی می شوند. به عنوان مثال ممکن است فردی مسئول مدرسه غیر دولتی، تیزهوشان و غیره باشد که خود باید در تأمین و انتخاب افراد دخالت ورزد. حتی مدیران مدارس معمولی نیز می توانند قبل از صدور حکم و معرفی دبیران به مدرسه خود سفارشات مخصوصی به منطقه آموزشی خود بدهند. اساسا برای آن که ارزش و احترام مدیران محفوظ باشد.

و نوعی احساس مسئولیت در آنها به وجود آید لازم است که پیش از صدور حکم و شروع به کار هر معلمی آموزش و پرورش منطقه فرد را برای مصاحبه و گفت و گو به مدیر مدرسه معرفی کند تا پس از توافق فکری، اخلاقی و توجه به انتظارات مدرسه و بررسی توان و میزان تعهدات معلم به مدرسه به کار گمارده شود. به هرحال تأمین و انتخاب نیروی انسانی باید تابع ضوابط و اصولی انجام گیرد تا بتوان بهره بیشتری از نیروها گرفت.

مهم ترین سؤالی که مدیر باید به هنگام تأمین نیروی انسانی از خود بپرسد این است که من چه می خواهم. من چه می خواهم یعنی مدیر چه انتظاراتی برای یک نقش یا وظیفه قائل است و نیروی انسانی را برای چه کارهایی می خواهد؟ بخش بزرگی از این سوال به بحثی به نام تجزیه و تحلیل شغل یا کارشکافی برمی گردد. کارشکافی به تعریف و توصیف شغل می پردازد و به صورت تحلیلی نقش ها، فعالیت ها، مسئولیت ها و نتایجی که از یک شغل انتظار می رود را بیان می کند. متاسفانه بسیاری از مدیران که مسئول تعلیم و تربیت نیروی انسانی هستند، خود تعریف روشن و مشخصی از نیروی انسانی ندارند و نمی توانند به روشنی و به روش علمی وظایف معلمین را تعیین کنند.

آشنا نبودن معلمان با اهداف و برنامه‌های درس هنر

 ضرورت دارد دوره‌های آموزش ضمن خدمت برای آنان برنامه‌ریزی و اجرا گردد.

آزادی بی‌قید و شرط دانش‌‌آموزان در زنگ نقاشی

 بهتر است مربی آنها را راهنمایی کند تا از تکرار عناصر در کار پرهیز نمایند و این امر به منزله سلب آزادی هنری نمی‌باشد بلکه پیشگیری از عادات غلط و ناشیانه و در مقابل، افزایش قدرت دید و ایجاد مهارت بیشتر در آنها است.

عدمت توجه مدیران به نقش هنر در تربیت دانش‌آموزان

ابلاغ پیام‌های تربیتی و هر نوع محتوای مورد نظر اگر با جاذبه‌های هنری و ادبی همراه باشد، موفقیت و اثربخشی آنها چند برابر می‌شود و این پیام‌ها اگر بر محمل هنر سوار شوند به نیکوترین شکل و ماندگارترین حالت بر جان و دل دانش‌آموزان اثر خواهند گذاشت.

عدم توجه به ارزش هنر در غنی‌سازی اوقات فراغت

اوقات فراغت،‌ لحظاتی است که دل فارغ و آسوده باشد، آماده خوب دیدن، خوب فکر کردن و قبول باورها.

عدم آشنایی همکاران به جنبه‌های مختلف کارهای هنری در زنگ هنر

هنر می‌‌تواند زمینه‌های رشد در جنبه‌های مختلف روانی، عاطفی و دینی را فراهم سازد برای مثال نمایش می‌تواند تاثیرات تربیتی خاصی بگذارد که برخی از این تاثیرات از دیگر هنرها نظیر نقاشی یا خوش‌نویسی ساخته نیست. 

مشکلات تدریس هنر ، تنها زمان اندک آن و انتظارات دانش آموزان برای فراگیری بیشتر و بهتر هنر نیست. بسیاری از مشکلات تدریس هنر در مدارس راهنمایی، ناشی از نقص کتب آموزشی و نگاه کهنه و قدیمی سیاست گذاران آموزشی است . چگونه می توان بر مشکلات درس “آموزش هنر” در سال اول راهنمایی غلبه کرد؟ چگونه می توان میزان رغبت و شوق دانش آموزان را برای فرا گرفتن درس هنر افزایش داد؟ چگونه می توان درس هنر را زمینه بروزخلاقیت در دانش آموزان راهنمایی قرار داد ؟ و مهم ترین سوال : چگونه می توان بروزخلاقیت در دانش آموزان و رغبت و شوق دانش آموزان را برای فرا گرفتن درس هنر در کتب آموزش هنر برطرف کرد؟ این سوالات از جمله سوالاتی است که با رسیدن به جواب آن می توان بر بسیاری از مشکلات تدریس هنر فائق شد و فرایند تدریس و آموزش هنر هم برای دبیر هنر و هم برای دانش آموزانش شیرین تر شود. مفاهیم هنر به رقم غوطه وری مان در کشوری هنر آفرین و هنر پرور چندان شناخته شده نیست و در حال حاضر قابلیت های هنر در زندگی روزمره و نظام آموزشی چندان شناخته شده نیست. با تعریف صحیح هنر و آشنا شدن به قوت های آن پی می بریم که تا چه حد از این نیروی نهفته در اصالت های فرهنگی و ملی مان غافل بوده ایم و نتوانسته ایم بهره چندانی در تربیت و تعلیم دانش آموزان داشته باشیم. علاوه بر ایجاد پیوستگی‌ و اتصال‌ فرهنگی‌ در دانش آموزان ضمن‌ آموزش‌ که یکی‌ از اهداف‌ مورد انتظار نظام های آموزشی است توجه به پرورش خلاقیت نیز برای جهش فرهنگی که نوعی جهش فکری را پدید می آورد در کناراین مشخصه در نظر گرفته می شود. و همین عامل در نظام های آموزشی به عنوان یک مشخصه و پارامتری قلمداد می شود که آموزش‌ نوین‌ را از آموزش‌ سنتی‌ متمایز می‌سازد. در عرصه‌ی‌ آموزش‌ هنر امروز، “خلاقیت‌” یک عنصر اساسی‌ آموزش‌ را تشکیل‌ می‌دهد که متناسب با نیاز نظام آموزشی بر این ویژگی آموزش هنر در برنامه های درسی قرار گرفته است. توجه به پرورش خلاقیت در دانش آموزان با توجه نیاز روز افزون جامعه ایران اسلامی به خود کفایی کشور روز به روز در نظام آموزشی جای خود را باز می کند و به همین تناسب لازم است توجه به بالا بردن خلاقیت در تربیت دانش آموزان مورد توجه قرار گیرد. تعریف خلاقیت مورد انتظار در دانش آموزان حد خاصی ندارد ولی تعرف این هدف بر اساس حداقل ها این است که دانش آموز بتواند در طول یک سال آموزشی بتواند نیازهای آفرینشی خود را که در وجود درونی اش قرار گرفته پیدا کرده و متناسب با آن به آفرینشی دور از تقلید دست بزند. در فرآیند آفرینندگی دانش آموز با لذت بردن از کشفی که از درون خود کرده است نه تنها به اهداف آموزشی درس هنر می رسد که در صورت توجه بیشتر با خلق آثار هنری که ناشی از نیروی بدست آمده اش در درس هنر می باشد زمینه خلاقیتش برای کشف و آفرینش در حوزه های دیگر علوم نیز فراهم می شود. در جریان درس “آموزش هنر” هم و غم دبیر هنر نباید با زمانی اندک و امکانات محدود صرفا آموزش باشد مباحث کتاب باشد. وانگهی‌، نظام‌ آموزش‌ رسمی‌ و همچنین‌ آموزش‌ آزاد هنر هیچ‌ یک‌ نمی‌توانند زمانی‌ نامحدود و برنامه‌ای‌ فردی‌ برای‌ آموزش‌ تدارک‌ ببینند. ازاین‌رو، آن‌چه‌ که‌ به‌واقع‌ عملی‌ و امکان‌پذیر است‌، انتقال‌ دانش‌ و فن‌ هنری‌ و تا حدودی‌ اخذ مهارت‌ است‌. توفیق‌ در این‌ برنامه‌ها به‌ مفهوم‌ پرورش‌ استعدادهای‌ ناآشکار و زمینه‌سازی‌ برای‌ آغاز کار هنری‌ است‌، همان‌ هدفی‌ که‌ آموزش‌ هنر دنبال‌ می‌کند. مطابق اهداف نظام آموزشی و آموزش راهنمایی هدف از گنجاندن درس “آموزش هنر” تربیت هنرمند نیست که البته این تربیت اگر صورت بگیرد خیلی آرمانی و قابل ستایش است بلکه هدف اصلی پرورش دانش آموز متاثر از ارزش های موجود در هنر است و بدیهی ترین این ارزش ها پرورش دانش آموزانی خلاق و پویاست . بر همین اساس باید دید چگونه می توان بر مشکلات درس “آموزش هنر” در راهنمایی غلبه کرد و این درس را به عنوان درسی لذت آفرین و جذاب ارائه کرد تا دانش آموزان با جدای از مشکلات حاشیه ای این درس به اهداف اصلی آن پی ببرند؟ در ذیل مواردی از مهم ترین مشکلات موجود در سر راه آموزش هنر وجود دارد؛ بیان می شود تا با در نظر گرفتن آن بتوان قسمتی از مشکلات این درس را با تالیف جدید کتب رفع کرد.

 1-کم‌اهمیت‌ بودن‌ درس‌ هنر به‌ نسبت‌ سایر دروس‌ از منظر بسیاری‌ از مسئولان‌ و سیاستگذارن‌ امر آموزش

۲- فقدان‌ تعریف‌ صریح‌ از شرح‌ درس‌ هنر و اهداف‌ آموزش‌ هنر

۳- کمبود وقت : در سال اول راهنمایی ۲ ساعت و در ۲ سال دوم و سوم به مدت یک ساعت برای تدریس هنر در نظر گرفته شده است که برای تدریس هنر خیلی کم است

۴- بسته‌بودن‌ نظام‌ و فضای‌ آموزشی‌ نسبت‌ به‌ هرگونه‌ نوع‌آوری

 5- پایین بودن آگاهی والدین و دیگر همکاران آموزشی به اهمیت درس هنر

 6- عدم‌هماهنگی‌ میان‌ دبیران‌، نیازهای‌ واقعی‌ آموزش‌گیرندگان‌ و برنامه‌ریزان‌ دروس‌ هنر

 7- عدم‌ وجود پیش زمینه های‌ آموزش‌ هنر از دوران‌ مهدکودک‌ و پیش‌دبستانی‌ و دوره ابتدایی

 8- فقدان‌ فضای‌ مناسب‌ برای‌ برگزاری‌ کلاس‌های‌ هنر

 9- کمبود و در بسیاری‌ از موارد عدم ‌وجود وسایل‌ کمک‌آموزشی

‌ ۱۰- عدم‌تطبیق‌ دروس‌، سرفصل‌ها و نوع‌ آموزش‌ هنر با نیازهای‌ واقعی‌ جامعه‌ بررسی دلیل شکست دانش آموزان در تحصیل به مطالعه دقیق احتیاج دارد، تنبلی یا بی میلی را نمی توان تنها دلیل عقب افتادگی تحصیلی دانست. گاهی علت شکست دانش آموزان را باید در خانواده، گاه در مدرسه و معلم و گاه در جامعه و نظام آموزشی و وضعیت اقتصادی جستجو کرد.

مدرسه درمیان نهادهای تعلیم و تربیت جامعه جایگاه ویژه ای دارد. درواقع مدرسه بعد از خانواده مهمترین عامل در پرورش افراد است. در حدود سن هفت سالگی تربیت افراد در مدرسه آغاز می شود و تا دوران جوانی ادامه دارد. در این مدت دانش آموزان در جنبه های مختلف جسمانی، عقلانی، اخلاقی، هنری و غیره پرورش پیدا می کنند.مدرسه کانونی است که در آن دانش آموز در معرض تجربیات جدید قرار می گیرد و وجود همکلاسی ها، شرایط و روابط تازه، عرصه ای را برای کسب مهارت های اجتماعی فراهم می کند، درنهایت آموزش رسمی، فرد را برای یادگیری میراث فرهنگی جامعه در قابل تعلیمات مدرسه ای آماده می سازد. 

اودلوم معتقد است که نظام آموزشی امروز برای نیازهای مختلف دانش آموزان در مراحل مختلف رشد و باتوجه به تفاوت های فردی آنان کافی نیست، نظام آموزشی چنین است که به دانش آموز هرچه گفته می شود، باید انجام دهد و اگر از قبول آن سرباز زند به نوعی تنبیه و زندگی برای او تلخ می شود. اگر مطالب آموختنی برای دانش آموزان جالب نباشد به طرف آن نمی روند. جالب توجه بودن برای روان ما شبیه اشتهای به غذا برای جسم است. همان طور که جسم غذای ناخوشایند را رد می کند، فکر ما نیز غذای نامطبوع را رد می کند.

موفقیت یک نظام آموزشی مستلزم وجود ۵رکن است: 

۱-برنامه تحصیلی مناسب 

۲-معلمان کافی و با صلاحیت 

۳-کتاب ها و وسائل درسی مناسب

۴-آموزشگاه های مطابق با وضعیت جغرافیایی و با کیفیت مناسب

 5-سازمان اداری مطابق با مقتضیات اجتماعی، اقتصادی و جغرافیایی کشور. 

چنانچه برنامه با مرحله سنی دانش آموز مناسب نباشد یا محتوای زیاد و غیرضروری را شامل شود و کتاب ها ازنظر محتوا کهنه یا تکراری باشد و توزیع آموزشگاه ها در سطح کشور درست صورت نگیرد یا شرط دیگری تحقق نپذیرد به مشکلات تحصیلی و درنتیجه افت آن می انجامد و سرمایه انسانی، اقتصادی زیادی تلف می شود و طبعاً جبران اتلاف نیروی انسانی امکان پذیر نیست و چه بسا نیروهای فکری درجهت درست و مناسب خود رشد نکنند.
یکی از مسائل و مشکلات اساسی نظام آموزشی هرکشوری مسئله افت تحصیلی است.

کم بودن ساعات تدريس

يکي از مهمترين مشکلات هنر کم بودن زمان تدريس هنر هم براي دانش آموز و هم معلم است. از طرفي اين مشکل براي مديران مدارس نيز براي برنامه ريزي کار دبيران هنر با مشکلات زيادي همراه است چرا که زمان تدريس هنر براي کلاس هاي دوم وسوم راهنمايي تنها يک ساعت آموزشي در طول هفته است و مسلما پر واضح است در اين تک ساعت نمي توان مهارتي را آموزش داد و نه مي توان به جزئي ترين اهداف اين درس دست يافت.وساعات اضافه در مدارس به ساعت بيکاري يا درس آمادگي دفاعي اختصاص پيدا کرده.

دبير هنر ناچار است بسياري از مفاهيمي را که به دانش آموز تدريس نشده است با فرصت محدودي که در اختيار دارد تدريس کند و يا اينکه بدون در نظر گرفتن اين کمبود هاي آموزشي هر چه را که کتاب دارد؛تدريس کند

در مدرسه باید توجه بیشتری به این درس شود، چراکه هنر درس است، نمره دارد، ساعت مخصوص دارد و متاسفانه در بعضی از مدارس در ساعت هنر کار هنری انجام نمی دهند و به تقویت درس های دیگری در این ساعت می پردازند و حتی برخی معلمان برای جبران کسری نمرات دیگر درس ها و این که معدل دانش آموز بالا رود از آن استفاده می کنند

قديمي بودن کتابهاي هنر

کهنگي مفاهيم  و دروس آمورشي کتاب هاي هنر که توام با اشکلات متعددي است که هر ساله تجديد چاپ مي شود .

متاسفانه کتابهاي هنربر اساس طراحي قديمي( تقريبا اوايل انقلاب )همچنان هر سال تجديد چاپ شده وهيچ گونه تغييري هم زمان با روشهاي جديد تدريس هنر در آن ايجاد نمي شود،حتي قسمتهاي بسياري از مطالب قابل توجه کتابها حذف شده است.

نبود فضاي مناسب براي نمايشگاه

در بيشتر مدارس فضاي مناسبي براي برگزاري نمايشگاه از آثار دانش آموزان وتشويق آنان از اين طريق وجود ندارد.

درسی که دیر شروع می شود

تکیه کتب آموزش هنر در دوره راهنمایی بر این اصل است که هنر برای دانش آموز در دوره ابتدایی ۲ سال تدریس شده و این عمده ترین مشکل آموزش هنر در دوره راهنمایی است.

در اولین درس خوشنویسی سال اول دانش آموزان می خوانند: “همانطور که در درس هنر در سال چهارم و پنجم دبستان…”این مطلب متعلق به دورانی بود که در دوره ابتدایی در کلاس های چهارم و پنجم دبستان درس هنر دارای کتب هنر بود .

و این ویژگی با تحول آموزش و پرورش !؟ در سال ۶۴ به این امر انجامید که در دوره ابتدایی هیچ کتابی نباشد.

و حال تصور کنید کتابی که (کتب آموزش هنر در دوره راهنمایی) بر این اساس طراحی شود که در ۲ پایه قبل تر دانش آموز دارای کتاب هنر بوده است چقدر می تواند مشکل آفرین باشد.

دبیر هنر ناچار است بسیاری از مفاهیمی را که به دانش آموز تدریس نشده است با فرصت محدودی که در اختیار دارد تدریس کند و یا اینکه بدون در نظر گرفتن این کمبود های آموزشی هر چه را که کتاب دارد؛تدریس کند.

از طرفی دیگر با توجه به مطلب “کهنگی مفاهیم  و دروس آمورشی کتاب های هنر” این مطلب هم یکی دیگر از مصادیق بارز این کهنگی های بارز کتاب است که بعد از نزدیک به ۲۲ سال از حذف کتب هنر در دوره ابتدایی ، هنوز در کتب هنر راهنمایی فرض بر این است که در دوره ابتدایی کتب هنر وجود دارد.

علت بي توجهي به درس هنر

يكي از مشكلات درس هنر بي توجهي به درس هنر در مدارس است . این موضوع به سیاست‌گذاری کلان آموزش و پرورش برمی‌گردد و به دلیل غلط انگاری اهمیت درس هنر و تعیین زمان کم در برنامه درسی معلمان به درستی نمی‌توانند به آن بپردازند باید برای والدین دانش‌آموزان این نکته را تبیین کرد که هنر نمایش یک ابزار کارآمد در امر تعلیم و تربیت است؛ البته این تبیین در صورتی امکان‌پذیر است که پیش‌تر معلمان و متولیان امر آموزش به این باور رسیده باشند؛ بر همین اساس والدین می‌توانند به وسیله کتاب‌های موجود در بازار و به کمک نمایش برای هر موضوع تعلیمی، خودشان شکل اجرایی یا شکل روایی پیدا کنند و کودک را به کارآمدترین شکل ممکن هدایت کنند.

بسیارجای تاسف خواهد بود اگر در اسناد حاوی سیاست های اصلاحات در آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران جای پای هنر که حوزه ای نیازمند توجه و تحول است به روشنی دیده نشود و یکی از محور های اساسی اصلاحات بدین ترتیب از غفلت و بی توجهی تاریخی رهایی نیابد .همانگونه که اشاره شد حتی در جوامعی که دارای غنای فرهنگی و هنری در سطح کشورها نیستند سیاستگزاری های اصلاحی در نظام های آموزشی به سمت عطف توجه به هنر به عنوان راهبردهای اصلاحی میل کرده است.سیاستگزاران نظام آموزشی در کشورها باید با عنایت به حقیقت تربیت هنری و آثار فراگیران   به ضرورت و ارتقای جایگاه هنر در برنامه های درسی بیش از پیش توجه و از کوشش هایی که در این زمینه به عمل می آید پشتیبانی کنند.

فصل سوم

راهكارها وپیشنهادات

معلمان باید اجازه دهند که بچه ها کارهای هنری انجام دهند، چراکه انجام کارهای هنری مقدمه اندیشیدن برای بچه هاست و به ایده ها و کارهای دستی آنها باید احترام گذاشت و درس هنر در دوره ابتدایی برای دانش آموزان مجالی است برای تفکر، و باید کلاس هنر با سایر کلاس ها متفاوت باشد ; هدف این است که قوه خلاقه دانش آموزان را بیدار و شکوفا کنیم.

با توجه به اهداف بیان شده توانایی ها و امکانات بالقوه هنر در امر ایجاد شناخت و کشف حقیقت و نیز ایجاد آمادگی در یادگیری دروس دیگر شایسته است که معلمان ضمن باور داشتن این قوت و امکان خودشان را برای رسیدن به آن اهداف تجهیز کنند. داشتن مهارت و دانـش نظری لازم در امر هنر شنــاخت کودکان و نوجوانــان و باور کردن توانایی های بی شمار آنان شرایط یک معلم توانا را فراهم می کند. درک هنر و دانش آموز هدف مشخص برنامه ریزی صحیح و اعتقاد و عشق به کار یافتن راه ها و روش های جدید و آزمایش شده نگاه انتقادی به آنچه که در گذشته انجام گرفته و برخورد خلاقانه ـ ابتکاری و دلسوزانه در آموزش هنر.

ورود به کلاس بازدهی سرشار از نکته های جدید روش های راهبردی مناسب برنامه ی پیش بینی شده است. هر معلم هنری که توانایی های فوق را داشته باشد قطعاً می تواند از این طریق مهارت های دانش آموزان را افزایش دهد. به آن ها نظم، منطق و انضباط را بیاموزد. اعتقاد به نفس شان را زیاد کند. اصول و پایه ی زیباشناسی را به آنها تفهیم نماید و سرانجام شاگردانی خلاق و مبتکر تربیت کند.

در سا لهاي اخير با تغيير نگارش ورسم الخط در كتاب  بخوانيم و بنويسيم تا حدودي به خوشنويسي دانش آموزان اهميت داده شده است ولي مشكل اصلي عدم آموزش صحيح خط تحريري به دانش آموزان وكاربردي نمودن اين رسم الخط درا رائه ي انواع تكاليف دانش آموزان است كه مانع بزرگي در ايجاد تغيير و تحول در دست خط دانش آموزان مي باشد  ودانش آموزان چنين مي انديشند كه زيبا نوشتن وداشتن خط خوب فقط مختص كلاس هنر مي باشد .

پدران و مادران اولين معلمان كودكان هستند كه نقشي مهم در پرورش شخصيت كودكان ايفا مي كنند كودكي كه با روش صحيح پرورش داده نشده و به شيوه ي طبيعي روند رشد خود را طي نكند طبيعي خواهد بود كه نتيجه ي منفي به بار آورده و از خلاقيت و تحرك باز مي ماند و به عصيان و پرخاشگري روي آورده و در دنياي امروز هم منجر به افسردگي و اعتياد خواهد شد

بايد گفت كه آموزش هنر باعث تعادل نيمكره ي راست و چپ مغز مي شود ، بيان علمي ، منطقي و ادبي مربوط به نيمكره چپ مغز و ارتباط تصويري به نيمكره ي راست مغز مرتبط مي باشد . 

در نظام آموزشي ما به فعاليت نيمكره ي چپ بيشتر اهميت داده شده و از نيمكره ي راست مغز استفاده زياد نمي گردد و همين امر هم از جمله عوامل متعادل نبودن كودكان در آينده و تبديل شدن آنان به بزرگسالاني نا متعادل مي باشد براي ايجاد تعادل ما بين دو نيمكره ي مغز كودكان نياز به آموزش هنر است اين آموزش كه از همان اوان كودكي بايد شروع شود اگر مهم ترين وسيله پرورش كودك نباشد يكي از اركان اصلي پرورش استعداد و شخصيت كودك است كه متأسفانه در جامعه ي ما به عنوان سرگرمي و به صورتي كاملاً سطحي به آن مي نگرند . 

توصیه های به معلمان برای اجرای هر چه بهتر برنامه ی درسی هنر 

بايد هميشه آماده باشيد كه در كلاس هنر با هر كار جديد، عجيب و غير قابل تصوري روبرو شويد، خلاقيت دانش آموزان محدوده‌اي ندارد. ابتكار عمل، ايجاد تغييرات دل خواه در برنامه و فرا رفتن از برنامه‌ي كلاس، طبيعي است و از به وجود آمدن فضاي مناسب براي بروز خلاقيت است. در اغلب موارد اجازه‌ي فعاليت آزاد هنري را به دانش آموزان بدهيد و در عين حال، به رويكرد و اهداف برنامه توجه داشته باشيد.                                                                                

درك هنري، از تجربه هاي هنري ناشي مي‌شود بررسي آثار دانش آموزان ، گفت وگو در باره‌ي آن ها، نمايش دادن آثار هنري مختلف در كلاس و اجراي فعاليت هاي هنري با هدايت و رهبري شما به عنوان معلمي هوشيار، به شكل گيري دانش و نگرش لازم براي درك آثار هنري در كودك كمك مي كند. در تربيت هنري، معلم به دانش آموزان به كمك مي‌كند تا شيوه هاي حل مسئله را بيابند اما هرگز جواب را رائه نمي‌دهد.

اگر بعضي از دانش آموزان به برنامه‌ي خاصي علاقه نشان نمي دهند ، نبايد اصرار داشته باشيد كه حتماً آن فعاليت را انجام دهند بلكه زمينه‌ي انجام دادن فعاليت هاي ديگري را فراهم آوريد تا دانش آموز احساس موفقيت كند و شاد و با نشاط باشد و اشتياق به انجام دادن فعاليت هاي بعدي ، در او ايجاد شود .

تنظيم وقت براي اجراي فعاليت هاي هنري مسئله مهمي است هيچ گاه دانش آموزان  نبايد احساس كنند كه به شتاب واداشته شده اند. براي صرفه جويي در وقت، توزيع، جمع آوري و نگه داري وسايل، جمع آوري و نمايش كارها، نظم و نظافت كلاس را برعهده‌ي دانش آموزان بگذاريد تا بتوانيد زمان مورد نياز براي كارها ر تنظيم كنيد و بدانيد كه در هر حال بعضي از فعاليت ها كه طولاني است، دو ساعت هنر را پشت سر هم در يك روز قرار دهيد.

در شروع كلاس، فضاي مناسبي براي گفت و گو ايجاد كنيد تا دانش آموزان ايده هاي خود را مطرح كنند و در باره‌ي آنچه از برنامه فهميده اند ، گفت وگو بپردازند. اگر همه‌ي مباحث را شرح دهيد و مثال يا پيشنهاد را جيگزين توصيف مسئله كنيد، خلاقيت دانش اموزان را از بين مي‌بريد.

با استفاده از منابع مختلف، مانند گردش در طبيعت، مشاهده‌ي نمونه هاي طبيعي در كلاس، بازديد از موزه ها و نمايشگاه ها و كارگاه هاي هنري، نمايش عكس و اسلايد و فيلم، شناخت دانش آموزان را از هر موضوع كامل كنيد و ديد آن ها را نسبت به برنامه وسعت دهيد . در هر  فرصت، ذهن خود، از وابستگي به طرح هاي كليشه اي و قراردادي و تكراري و يكنواخت رها شوند و با تكيه بر استعداد و خلاقيت خود، اعتماد به نفس پيدا كنند.

در كار گروهي دو نفري يا چند نفري، ايجاد ارتباط دوستانه در دست يابي به نتيجه‌ي بهتر، تأثير چشم گيري دارد. گروه بندي دانش آموزان را با نظر خودشان انجام دهيد. كارهاي گروهي را پس از گذشت مدتي از آغاز سال تحصيلي، تحصيلي ،شروع كنيد …. بچه ها در كار گروهي به نفس ديگران پي مي‌برند و همكاري و هماهنگي و مشورت را ياد مي‌گيرند و اهميت آن را در مي‌يابند.

در پايان هر جلسه، چند دقيقه را به ارزش يابي فعاليت ها اختصاص دهيد، به اين ترتيب، هر دانش آموز پس از انجام دادن فعاليت، كار خويش را به نمايش مي‌گذارد. دانش آموزان همه‌ي نمونه ها را مي‌بينند و در مورد آن ها گفت وگو مي‌كنند. آن ها ياد مي‌گيرند كه در باره‌ي كار خود و هم كلاسي هايشان اظهار نظر كنند، تا نكته هاي

مثبت كارها بارز شود، اطراف خود را خوب مشاهده كنند و اشياء و پديده هاي تازه اي را كشف كنند، روش هاي تازه اي براي اجرا بيابند و به تدريج، هر چه را در ذهن تجسم مي‌كنند، به راحتي اجرا كنند.

از والدين بخواهيد ضمن ايجاد فضايي محبت آميز و گرم در خانه، تجربه هاي مفيد خود را در قالب خاطرات يا

قصه هايي، در اختيار فرزندان خويش قرار دهند تا زمينه‌اي براي شكوفايي خلاقيت آنها باشد، همچنين آنها را توجيه كنيد تا كارهاي هنري فرزندان خود را با همان ديد كودكانه و متناسب با توانايي ها و ذوق كودكانه بنگرند و در هيچ موردي، آن ها را سرزنش وتوبيخ يا حتي تشويق بي مورد نكنند؛  والدين بايد بدانند كه فرزندانشان با تخيلات و ايده آل هايشان زندگي مي‌كنند.

از والدين بخواهند كه به فرزندانشان در تهيه‌ي مواد و ابزار و وسايل لازم براي انجام دادن فعاليت هاي هنري كمك كنند، اين وسايلؤ بسيار و ساده اند و لازم است مطابق دستور كار هر جلسه، تهيه شوند؛ انواع مواد رنگين و كاغذ و مقوا، قوطي مقوايي خالي، چسب، كاغذهاي باطله، نوارها و نخ هاي رنگين و ديگر مواد تزييني از جمله‌ي اين وسايل اند. هم چنين ، لازم است لباس مناسبي در اختيار كودكان قرار دهند تا در ساعت درس هنر براي محافظت از لباس مدرسه، آن را بپوشند. در ضمن والدين بايد فرزندان خود را به رعايت بهداشت، ايمني و نظافت تشويق كنند.                   

تقريباً بديهي است كه اغلب دانش آموزان براي اينكه بهترين كار هنري خود را پديدآورند به نوع خاص تحريك نياز دارند. در همه‌ي كتابهاي آموزشي هنر به اين حقيقت اشاره شده است كه قبل از اينكه دانش آموزان را برانگيزيم كه چيزي بگويد بايد چيزي براي گفتن داشته باشد.

الهام يا محركي كه موجب بيان هنري دانش آموزان مي‌شود، از مشاهدات در طبيعت، پارك ها، سفرها و بازديدها، تلويزيون و…. ناشي مي‌گردد. طبيعت بطور مرتب ما را با تركيبات گوناگون اشكال هنري مواجه مي‌نمايد. زيرا در آن مي‌توانيم تنوع خط، رنگ، تيره روشني، وبافت و نيز بسياري از اصول طرح نظير سادگي، تكرار، تعادل متقارن و نامتقارن، تأكيد و وحدت را ببينين. پس معلم بايد كودك را به طبيعت هدايت كند.

     وجود معلم خلاق، مبتكر، دلسوز و هميشه كاردان در پيشرفت برنامه‌ي كيفي در هنر ابتدايي امري لازم است. او سازمان دهنده‌ي اصلي و ايجاد كننده‌ي پل است. وظيفه‌ي اوست كه جوّ علاقه مندي و آزادي نظم و منطق و هيجان و خلاقيت را در شاگردي گسترش دهد.

 دانش آموزان در مدرسه به درك، تشويق، راهنمايي و رهبري معلم دلسوز نياز دارند .آنها در دوستي، پسنديدن، رقابت سازنده و رقابت هوشي همكلاس هايشان نيز پيشرفت مي‌كنند. بنابر اين دانش آموز بايد براي رشد از آرامش احساسي، اعتماد به نفس، تكاپوي تكاملي و خلق كنجكاوي و محيط پرورشي دهنده در خانه و مدرسه برخوردار باشند.

ارتباط با طبيعت، اساس برنامه‌ي هنر است. با توجه به ويژگي هاي هر يك از مناطق آب و هوايي، اين برنامه را به بهترين شكل اجرا كنيد. از كودكان بخواهيد در محدوده‌ي انتخاب شده، گردش كرده و به همه چيز توجه كنند. پس از بازگشت از گردش، ازآن ها سؤال كنيد كه هر يك به چه چيزهايي توجه كرده اند و جالب ترين چيزي كه مشاهده كرده اند، چيست؟ آيا سنگ، چوب يا نمونه‌ي ديگري را همراه آورده اند؟ سپس از آن ها بخواهيد در موردئ تجربيات خويش گفت وگو كنند. اگر يكي از دانش آموزان، گلي به همراه آورده اند؟ از او بپرسيد كه در آن، چه مي‌بيند. رنگ، شكل، بو، اندازه، زبري ساقه و نرمي گل برگ ها چگونه اند؟ چه ويژگي ظاهري دارد؟ در مقابل وزش باد چگونه است؟ و …… سپس از او بخواهيد كه از اين ويژگي ها در فرايند كار هنري استفاده كند. او مي‌تواند نقش گل را بازي كند، به وجود آمودن و رشد كردن گل را نشان دهد، تجسم كند گرما، باد، باران و طوفان با چه مي‌كنندو آن را اجرا كند.

در صورت وجود شرايط خاص و عدم امكان استفاده از فضاي طبيعت، مي‌توانيد از فضاي حياط مدرسه براي اين برنامه استفاده كنيد.اگر چنين اماكني نيز وجود نداشته باشد، اين برنامه را حتماً دركلاس اجرا كنيد و از ساده ترين نمونه هاي در دسترس براي ايجاد انگيزه‌ي خلاقه در فعاليت هنري بهره بگيريد. ابرهاي آسمان، چند قطره آب، صداي زنبور و …. بهانه هايي براي تفكر و فعاليت خلاقه اند.

روش انگيزه آفريني درمورد درس هنر

در خصوص عواملی که باعث ایجاد انگیزه می شودبه کتاب هنر، که به عنوان یک منبع در اختیار معلمین است اشاره می کنیم که: اگر این منبع درسی ( را برنامه ریزان کتب درسی، که همواره تلاش می کنند در زمینه تغییر محتوای کتب درسی دیگر) بیابند عنایات خود را نسبت به تغییر محتوای کتاب هنر نیز انجام دهند و این کتاب را از آن حالت خشکی و یکنواختی در بیارند و در این راستا از نظرات معلمان متخصص هنر نیز یاری بگیرند.

بارها و بارها نظرات و پیشنهادات به دفتر تألیف کتب درسی ارسال داشته اند، اما بعد از سالها ما شاهد این بودیم که فقط حجم کتابهای دوم و سوم، کاسته شده است بدون اینکه تغییری و تحولی در متن و محتوای آن انجام داده باشند. اگر در این راستا بیایند، موضوعات پژوهشی درباره هنر را بگنجانند که از طرف پژوهشکده آموزش و پرورش در مناطق مختلف پیشنهاد داده می شود، همچنین توجه به ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی مناطق مختلف کشور در تدوین کتاب، لحاظ گردد. آموزش هنر بر طبق اصول آکادمیک و کلاسیک باشد.

ساعات تدریس هنر در برنامه ی آموزشی و درسی افزایش یابد و بیشتر مورد توجه قرار گیرد. همچنین، بازنگری در محتوای کتابها، جهت اصلاح نواقصی مانند دقت در تطابق تصاویر با متن، جذاب نمودن کتابها، هماهنگ نمودن تمرینات با متن، توجه به خلاقیت و متناسب نمودن محتوا با توان ذهنی و سن و موقعیت دانش آموزان تأکید بیشتر در ایجاد خلاقیت در دانش آموزان و گسترش بخش کار درسی در کتاب هنر. همنظری و همفکری مستمر با معلمان در حال تدریس جهت تألیف کتابهای جدید هنر، و یادآور می شویم که از آنجا که یکی از دروه های سنی مطلوب برای آموزش هنر دوره های راهنمایی (۱۲ تا ۱۴ سال) است، تدوین کتابهایی که علاوه بر اجرای آموزش صحیح، بتواند مناسب ترین محتوا را با توجه به ویژگیهای سنی دانش آموزان ارائه دهد، ضروری است.

مسلماً حجم کتاب هنر، باید متناسب با ساعات اختصاص داده شده به آن درس باشد تا معلم بتواند اهداف هر درس را با آرامش به دانش آموزان تفهیم نماید. همچنین محتوای کتاب هنر باید در برنداره ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی مناطق مختلف باشد تا برای دانش آموزان جذابیت داشته باشد. بدیهی است جدیدترین روشهای آموزش هنر نیز باید در محتوای دروس گنجانده شود و متناسب با آن کتابها، کتاب روش تدریس برای معلمان تدوین گردد تادریچه های خلاقیت و نوآوری بر روی دانش آموزان گشوده گرئئ. از سویی لازم است ارتباط منطقی بین مطالب کتابهای هنر دوره ی راهنمایی با دوره ابتدایی و متوسطه ایجاد شود تا برنامه هر دوره در تکمیل اهداف دوره ماقبل موثر واقع گردد و در واقع مکمل و تکمیل کننده هم باشند. ( ایمانیان – سهیلا (۱۳۸۰) ارزشیابی و تحلیل محتوای کتاب های دروه راهنمایی تحصیلی. فرهنگ اصفهان، شماره ۲۰)

مورد بعد، والدین دانش آموزان می باشند باید با فراخوانی و دعوت از والدین از طرف مسئولان مدرسه و گفتگویی چند در مورد اهمیت و کارکردهای متنوع و مهم آموزش هنر، والدین را توجیه کرد و یاآور شد که در واقع هنر، وسیله ای است که یادگیرهای دیگر می توانند به نحو مطلوبی از کانال آن انجام شوند. پس با آگاهی دادن به والدین، در واقع دیدگاه آنها را روشن تر کرده و دید مثبت در این زمینه پیدا خواهند کرد و در نتیجه خود، راغب و مایل می شوند که در کارهای هنری، به فرزندانشان کمک و یاری برسانند و در واقع مشارکتی فعال داشته باشند.

رفتن در دامنه طبیعت خود می تواند عامل ایجاد انگیزه بشود، در درس هنر همانطور که می دانیم طبیعت منبع الهام هنری است، از این رو، برقراری ارتباط با طبیعت برای معلم و دانش آموزان ضرورت دارد. و طبیعت اولین الهام دهنده برای انسان بود، و هنوز هم با همه پیشرفت های حیرت انگیز فناوری، بزرگترین منبع الهام اوست؛ زیرا در طبع و فطرت انسان ریشه دارد. و اگر چه در هنگام بررسی محیط کلاسی، به طور مختصر به این موضوع پرداختیم، ولی نگاه کمی دقیقتر، نیازی به تفکر ندارد. به ویژه که طبیعت بسیار شگفت انگیز است و می توان از آن استفاده کرد. احتمالاً همه ما معلمین یا دانش آموزان خود در طبیعت پیاده روی کرده ایم، این گونه تجارب می توانند خیلی مجذوب کننده باشند. علاقه بعضی از بچه ها یا حتی دانش آموزان و بزرگسالان – خیلی زود در چنین مکانهایی بیدار می شود به ویژه که دنیایی شلوغ و دیوانه وار ما را از لذت های ساده طبیعت دور و دورتر می کند.

پیاده روی دسته جمعی در طبیعت، البته مستلزم کمی سازمان دهی مقدماتی است و برای اینکه موفقیت آمیز باشد، باید کلاسی یا گروههای بچه ها را از قبل آماده کرد و معلم یا خود بچه ها باید همراه با خود کیسه های پلاستیکی، جعبه های مقوایی یا ظروفی داشته باشند تا چیزهایی را که در کوره راهها، پارکها، و یا در طول حصارها و کنار رودخانه ها و یا در میان اراضی جنگلی کشف و جمع آوری می کنند، در آنها قرار دهند. بعد از مراجعت به مدرسه، باید این چیزها را طبقه بندی و مرتب کرد، روی مقوا چسباند و به دقت نامگذاری کرد و یا از روی این شکلها طراحی و نقاشی و آنها را رنگ آمیزی کرد. منبع (هنر در مدرسه جان بنگستر)

وجود یک مکان و فضای مناسب در ایجاد انگیزه و رغبت دانش آموزان تأثیر فراوان دارد و محققین وسایل مورد نیاز به اندازه کافی در محل مهیا باشد البته وجود کارگاههای هنری در هر مدرسه خود  به عنوان عاملی مثبت می توان تلقی کرد مثلاً کلاس که نسبتاً بزرگ است و فضای مناسب و همچنین موقعیت خوبی از لحاظ نور و روشنایی دارد می توان آن را به صورت کارگاه در آورد البته نیازی به همکاری عوامل اجرایی و در رنگ آمیزی آن به کمک دانش آموزان از رنگ های شاد و نشاط آور استفاده کرد و درکل مجموعه ای لذت بخش و همراه با آرامش روح ایجاد کرد.

 استفاده کرد از حداقل وسایل که در اختیار گذاشته شده است وسایل مورد نیاز کار دانش آموزان را فراهم کرد تا به راحتی به فعالیت بپردازند و نمی خواهد از وسایل خیلی گران استفاده کرد از ارزانترین وسیله نیز می توان کمک گرفت یا حتی می توان از محیط حیاط مدرسه نیز برای کار هنری کمک گرفت و روی دیوارهای آن نقاشی کرد، هم به جذابیت محوطه کمک می کرد هم یک کار مفید انجام گرفته.

پیشنهاد کاربردی

ايجاد كارگاه مخصوص هنر در مدارس راهنمايي ، با وسايل و تجهيزات كامل ، جهت رسيدن به هدفهاي تربيتي و آموزشي درس هنر .

تشكيل شركت تعاوني براي عرضه آسان و ارزان وسايل و ابزارآموزش هنر به معلمين و دانش آموزان .

تشكيل نمايشگاههاي دائمي از كارهاي دستي و خلاقيتهاي دانش آموزان به منظور رشد و شكوفايي علائق و استعدادهاي دانش آموزان و تشويق بيشتر آنها همانند ساير دروس ( فيزيك ، شيمي و . . . ) وسايل كمك آموزشي براي درس هنر در مدارس فراهم باشد

جهت تهيه وسايل و ابزار آموزش هنر در مدارس بودجه اي از طرف آموزش و پرورش منطقه اختصاص مي يابد

ارزشيابي از درس هنر بدون توجه به نمره دانش آموزان در ساير دروس صورت گيرد

ذائقه هنري معلمان را از طريق مجله هاي رشد معلم ، مي توان پرورش داد

آموز ش منطبق با دانش روز ، جهت دبيران ، بصورت آموزش ضمن خدمت در نظر گرفته شود

ايجاد دوره هاي آموزشي براي متخصصان كلاس نرفته كه آشنايي با دانش آموزان و شيوه كلاسداري هنر ندارند

از مدلهاي زنده در آموزش نقاشي ، براي فعال كردن ذهن دانش آموزان به جاي استفاده از عكس يا آموزش روي تخته سياه استفاده شود

.دبير هنر از قوانين و مقررات اداري در كلاس هنر آزاد باشد

مراكز مشاوره و راهنمايي هنري براي معلمان هنر تشكيل گردد

كتابهاي روش تدريس هنر، با توضيحات و عكسهاي متنوعتر و بيشتري همراه باشد تا دبير هنر بتواند از آنها استفاده كند

سهميه معلمان هنر درمراكز تربيت معلم و مراكز آموزش عالي افزايش مي يابد

افزايش ساعات تدريس هنر با توجه به حجم كتاب هنر ، خصوصًا براي سالهاي دو م و سوم راهنمايي

توجه به هنر از مقطع دبستان

.درس هنر با توجه به توان و امكانات منطقه و خانواده ها و شرايط جغرافيايي منطقه تدريس گردد

نتیجه گیری

امروزه داشتن مهارت در حيطه هاي گوناگون ،خلاقيت موضوع ونوآوري موضوع بحث اكثر كار شناسان تعليم وتربيت مي باشد .براي رسيدن به نقطه ي مطلوب در امر ياد دهي و ياد گيري بايد استعداد هاي دانش آموزان شنا سايي و همزمان با آن موانع و مشكلات موجود نيز مشخص گردد تا دانش آموزان از مهارت زيستن در زندگي آينده به نحو مطلوب برخوردار باشند .

پدرها و مادرها با راهنمایی صحیح و اصولی می توانند قدرت پویایی و استدلال را ضمن انجام فعالیت های هنری در کودکان بیدار و بکار اندازند و معلمان نیز ساعت درس هنر را فدای دروس دیگری مانند ریاضی و… نکنند، چرا که خواسته یا ناخواسته پرورش خلاقیت دانش آموزان را به خطر می اندازند و متاسفانه درس هنر در دوره راهنمایی از دریچه های گوناگون مورد بی مهری قرار می گیرد; خانواده، مدرسه، وزارت آموزش وپرورش. که البته مدتی است وزارت آموزش وپرورش برنامه هایی اساسی و مدونی را برای درس هنر درحال اجرا دارد.

پدرها و مادرها باید برای درس هنر برنامه های خاص داشته باشند و فقط به یک یا دو درس اهمیت ندهند. بچه ها دنیای هنر را دوست دارند، پس انتظار به حقی است که بگذاریم دانش آموزان با ارائه و انجام کارهای هنری اعتماد به نفس پیدا کنند. بدون اغراق یکی از پرجاذبه ترین و موثرترین راه پرورش دانش آموزان استفاده از کارهای هنری است و بی اعتنایی به آن در ساعت دوره راهنمایی و حتی در خانه توسط معلم و اولیا»، نادیده گرفتن اهداف تربیتی است. رشد روزافزون علم و زیاد شدن اطلاعات و دانش های بشری سبب شده است تا اهداف آموزش وپرورش واقع بینانه تر شوند، بسیاری از صاحبنظران علوم آموزشی معتقدند که بهتر است معلم در کلاس درس چگونه یاد گرفتن، حل مسئله و خلاقیت را به دانش آموزان بیاموزند تا استعدادهایشان شکوفا شود و با نقاشی و کاردستی و دیگر هنرها می تواند آنها را در راه رسیدن به تقویت ذهنیشان یاری داد و حتی بر این باورند که بسیاری از دانش آموزان ناسازگار از طریق همکاری با همکلاسی ها در یک گروه هنری فکرشان را در جهت پیشرفت می توان تغییر داد.

هر معلم و پدر و مادری که به امر مهم هنر در مدرسه و در خانه عنایت و توجه داشته باشند ذوق، ابتکار و خلاقیت و شکوفایی استعدادها را برای دانش آموزان در جامعه اشاعه می دهد.

معلمان و والدین باید اجازه دهند که بچه ها کارهای هنری انجام دهند، چراکه انجام کارهای هنری مقدمه اندیشیدن برای بچه هاست و به ایده ها و کارهای دستی آنها باید احترام گذاشت و درس هنر در دوره راهنمایی برای دانش آموزان مجالی است برای تفکر، و باید کلاس هنر با سایر کلاس ها متفاوت باشد ; هدف این است که قوه خلاقه دانش آموزان را بیدار و شکوفا کنیم.

هنر باب پيروزي ملتهااست.هنر،زبان گوياي نسلهاي خاموش گذشته وفرزندان پوياي فرداست وهر جامعه اي که به اين امر مهم عنايت وتوجه داشته باشد،ذوق،ابتکار،بيداري فرهنگي ونگرش دوباره به خويش را اشاعه داده است.

در هر کجا که هنر،با اقبال وعنايت روبرو شده،به شکوفايي رسيده ورشد صنعتي وابداع واختراع را در پي آورده است.در واقع ديدهاي بصيرت و موشکاف ،دل ذرات را هم شکفته اند…

موضوعي که بايد به آن توجه داشت اين است که اصولا هنر ونقاشي،نه تقليد از طبيعت است ونه تقليد از آثار ديگران.هنر فقط بيان نمادهايي است که بتوان با مدد از آنهاتفکرات را به تصوير کشيد وپيامي را بيان کرد.

متاسفانه روش تعليم هنر در اکثر مدارس ما وادار کردن دانش آموزان به کار از روي مدلهاي متداول است،در حقيقت،محدود کردن استعدادهاي آنهاست.

در اين حالت دانش آموز روحيه شگرف وکنجکاو را از دست ميدهد ،اراده او تابع مدل ميشودديگر خلق نمي کند ونمي تواند ابداع وابتکار داشته باشدومقلد و مصرف کننده مطلق خواهد شد

كمبود ساعت درسي هنر و محدود بودن موضوع تدريس در اين دورها وكمبود نيروي متخصص از جمله مشكلات مو جود در مسير آموزش اين رشته مي باشد. از طرفي فضاي فيزكي كلاس ها و نبود كارگاه  مو جب شده كه  از اين زمان كوتاه نتوان به نحو احسن ومفيد بهره جست .

کهنه بودن مطالب هنري،جذابيت نداشتن مطالب براي دانش آموز، عدم برخورداري از امکانات نمايشگاهي آثار هنري در مدارس ، عدم توجه مسئولان براي تشويق دبيران هنر به خاطر کم اهميت جلوه نمودن اين درس ، استفاده از دبيران غير تخصصي در اکثر آموزشگاه هاي روستايي وجود مشکلات چاپي فاحش در کتاب و نداشتن ترتيب منطقي براي عنوان مباحث از موارد ديگري است که کار کردن با اين کتاب براي دبيران هنر با توجه به پيشرفت آموزش هاي غير رسمي  مشکل است.

اميد است؛ مسئولان با  شناخت منطقي و اصولي از مقوله هنر در سال هاي آتي بتوانند مشکلات اين درس را که يکي از پايه اي ترين مسائل در زندگي تک تک افراد جامعه است از ميان برداشته و شرايطي را فراهم کنند که با نگرش صحيح به اين درس و قابليت هاي آن، نظام آموزشي نوين را رقم زنند.

منابع

۱-. واثقي ،مينو،آموزش هنر ،انتشارات متون درسي،۱۳۷۷،تهران

۲- كريمي ،دكتر عبدالعظيم،هزار يك نكته نهفته در تربيت فرزنذان،ماهنامه پيوند.

۳- كرمي نوري،رضا_مرادي،عليرضا،روانشناسي تربيتي،چاپ اهادي،۱۳۶۷،تهران.

۴- بدري ، دكترمقدم،كاربرد روانشناسي درآموزشگاه ،انتشارات سروش،۱۳۷۹،تهران.

۵- دايا نا كوپر،هستي ات را بر افروز ،ترجمه ناهيد كاتبي،نشر پيدايش،۱۳۸۳،تهران.

۶- احدزاده ،زعفر ،ناتوانيهاي ويژه يادگيري يكي از علل شكست هاي تحصيلي،چاپ كانون شمس ايران ،۱۳۸۵،اردبيل

www.asrehjadid.ir

http://manamaniha.persianblog.ir/page/53
http://teachinglearning.mihanblog.com/post/56

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *