سبکهای هنری

مقدمه

ریشه و اصل پیدایش گریم را در دوران ایتدایی، در مراسم آئینی می توان جست ، در این مراسم ، از گریم به شکل ابتدایی استفاده شده است. چهره ها را با رسوب مختلف ، رنگهای معدنی و یا عصاره گیاهان رنگ آمیزی می کردند و گاه صورتک هایی که از پوست درختان تراشیده شده بود ، بر چهره می نهادند.

در طول زمان همچنان گریم را نزد مصریان باستان می توان مشاهده کرد که عمدتاً اطراف چشمان را با رنگ سبز و خطوط سیاه رنگ آمیزی می نمودند ، آفریقاییان نیز علاوه بر بکار بردن رنگهای شاد و زنده برای چهره ، سر را با پرهای رنگی تزئین می کردند و در آئین های خود ، صورتک های بزرگ و کوچک و الوان بر چهره می نهادند ، همچنین سرخ پوستان با بکار بردن رنگهای مختلف بر چهره و تزئین سر با پرهای رنگی و صورتک هایی با رنگ های بسیار شاد ، گریم را در زندگی و آئین های خود به کار می بستند.

بشر از بدو خلقت در پی فراهم آوردن موجبات سرگرمی خویش به اشکال گوناگون بوده است، مانند : بازی با سایه ، اجرای رقص ، موسیقی و نمایش. در نمایش ، بازیگر (مجری اصلی) سعی کرده است، برای داشتن چهره ای متفاوت از دیگران و نیز به منظور تاثیر گذاردن نقش بر تماشاگر با تغییر شکل دادن خود به کمک رنگ آمیزی چهره ، مو و به کار بردن صورتک ، توسل جوید.

امروزه واژه گریم در زبان فرانسه از سال ۱۷۷۸ میلادی مفهوم آنچه در نمایش مورد نظر است بکار گرفته شده ، به معنای اداء شکلک، صورتک و یا نقش یک پیر مسخره.

مصدر این کلمه گریمه به معنای خطوط پیری بر چهره انداختن ، آراستن چهره برای تئاتر و سینما است، صفت فاعلی آنرا گریمور می نامند.

تاريخچه

در یونان باستان، تس پیس نه تنها مبتکر صورتک برای نمایش های تراژدی بود بلکه اولین هنرمندی بود که در مسابقات نمایش در جشنوارهٔ دیونیزوس، چهرهٔ بازیگرانش را با دُرد و برگ درختان آرایش کرد. در یونان و روم باستان همان گونه که شرح داده شد، بازیگران به دلایلی از صورتک استفاده می کردند. چهره پردازی در حد بسیار ابتدایی را در قرون وسطی در درام های مذهبی می توان یافت. بازیگران همه مرد بودند. داستان نمایش، زندگی حضرت مسیح و قدیسان بود. قدیسان بر چهره آرد مالیده و از ریش و موهای بلند سفید مصنوعی استفاده می کردند. چهرهٔ فرشتگان نیز سفید بود. شیطان گاه صورتک و گاه رنگ سیاه بر چهره داشت در قرن شانزدهم میلادی در نمایش های کمدیادلآرته، شخصیت های طبیعی )عشاق( چهره را سفید می کردند و لوده های این دوره از پوست و پشم حیوانات برای خود پوستهٔ سر طاسی و ریش و سبیل می ساختند در دورهٔ قاجاریه، شاهد نفوذ نمایش غرب در ایران هستیم. آثار مولیر در این دوره ترجمه می شود و اولین شرکت نمایشی به نام «فرهنگ » تأسیس می گردد پس از مشروطیت، با به هم پیوستن هنرمندان و نویسندگان، اولین گروه نمایشی عصر حاضر با نام تئاتر ملي تاسيس گرديد به طور کلی مشاهده می شود که از آغاز قرن بیستم میلادی فعالیت های نمایشی در ایران رواج بیشتری می یابد در این دوران چهره پردازی، روش خاصی نداشته و اغلب بازیگران، خود، رنگ های زمینهٔ صورت را با چربی و رنگدانه ها درست می کردند. ازدهه ۱۳۴۰ ه.ش ه.ش لوازم چهره پردازی از خارج وارد و چهره پردازی با لوازم و روش های جدید ارائه می گردد.

گريم

گریم در ردیف هنرهای نمایشی ظریف محسوب می شود. این هنر بر پایه نقاشی و مجسمه سازی بنا شده است. نقاش ، نخست با کمک قلم مو ، صفحه بوم را با رنگی می پوشاند ، سپس با سایه روشن منظره یا چهره ای را می آفریند . مجسمه ساز با ایجاد حجم و خطوط بر مقداری گل یا گچ چهره ای را خلق می کند . بوم گریمور چهره بازیگر است ، با سطحی جاندار و حساس. گریمور با رنگ آمیزی چهره به وسیله فن(رنگ زمینه) ، سپس با کمک قلم مو و نوک انگشتان با رنگ و روغن مخصوص چهره ، با ایجاد خطوط سایه و روشن شخصیتی را بر چهره بازیگر می آفریند. گاهی نیز با تغییر دادن اعضای چهره با خمیرهای مخصوص و قالب گیری از چهره بازیگرو اضافه کردن قسمت هایی بر مدل مورد نظر عملیاتی مشابه مجسمه ساز انجام می دهد.

گریم ، پوشش چهره بازیگر است ، بکار گرفتن و استفاده کردن از این پوشش نیاز به ظرافت و دقت بسیار دارد.

طراح گريم

طراح گریم فردی است که دارای تخصص علمی و عملی و تجربه کافی در زمینه گریم باشد و مسئولیت طراحی شخصیت های مورد نظر را بر عهده دارد و کلیه مراحل اجرای گریم توسط مجریان گریم زیر نظر و با هماهنگی او انجام می گیرد. همچنین بر اساس نوع نمایش و درخواست کارگردان ( سفارش دهنده ) کلیه ساخت و سازها از جمله : ماسک ، سربریده، قطعات مختلف صورت و اعضای بدن ، پوسته سر ، بافت ریش و سیبیل و کلاه گیس و جلوه های ویژه گریم … را طراحی و تحت نظارت او تهیه و آماده می شود. مجری گریم نیز فردی است که انجام گریم چهره و بدن بازیگران بر اساس طرح طراح گریم و زیر نظر او را به عهده دارد. مجری گریم می بایست دارای دانش علمی و عملی کافی در زمینه گریم باشد و بتواند به نحو احسن از مواد مخصوص گریم استفاده نماید. در برخی کارها طراحی و اجرای گریم بر عهده یک چهره پرداز می باشد.

كار گريمور

گریمور با شخصیت بخشیدن بر چهره بازیگر ، او را در اجرای نقش یاری می دهد ، بدین ترتیب گریم مکمل کار بازیگر و یاری کننده او در بازی است.در صحنه تئاتر به علت تابش نور پروژکتور ، چهره بازیگر بیرنگ و مسطح است. بواسطه مسافت ، خطوط آن نا مشخص به نظر می رسد. چشمها و ابروها در هم و حفره مانند جلوه می نمایند. گریمور با دو هدف گریم صحنه را بر چهره بازیگر (زن مرد) انجام می دهد.

با زدن فن (رنگ زمینه چهره) به چهره بازیگر رنگ طبیعی می بخشد. با عمل تصحیح ، زیر ابروها را تا حدی محو می نماید. پشت چشم را با رنگ روشن رنگ آمیزی نموده به آن حجم می دهد. خطوط چشم و ابروها را ترسیم می نماید، در نتیجه چشم ها و ابروها از یکدیگر باز شده و میمیک چشم و ابروها به آسانی به تماشاگر منتقل می گردد. با تکنیک سایه و روشن حجم های چهره مانند بر آمدگی ابروها، بر جستگی گونه ها ، سطح بینی ، پره های بینی ، چانه و فک را مشخص می نماید.

گریمور با دو هدف گریم را بر چهره بازیگر انجام می دهد ، نخست بهتر نشان دادن حجم ها ، خطوط و میمیک چهره بازیگر به تماشاگر ، سپس شخصیت بخشیدن ظاهری بر چهره ، با در نظر گرفتن هدف اول.

اصول كار گريمور

یک اصل کار در گریم ، آناتومی و شناخت عضلات و استوان های سر و چهره است ، که گریمور باید به آن آگاهی و شناخت داشته باشد . برای ارائه گریمی صحیح ، آگاهی از زیر بنای چهره یعنی استخوان ها ، عضلات و پوست، امری ضروری است.

شناخت یکا یک عضلات چهره و نحوه عمل آنها در کار میمیک ، شخصیت سازی بر چهره بازیگر را آسان خواهد نمود و نیز ایجاد سایه و روشن بر چهره منوط به شناخت استخوان ها و عضلات است.

در قسمت تکه سازی مانند ، ساختن پوست سر ، پیشانی ، بینی ، گونه ، چانه ، غبغب و فک و نیز تکه سازی جهت نشان دادن پیری تدریجی به شناخت کافی از آناتومی سر و چهره احتیاج دارد . استخوان ها ، کالبد سر و چهره را تشکیل می دهد و عضلات ، بافتهای متحرکی هستند که بر روی استخوان و اطراف حفره های چهره جای دارند. پوست بر روی عضلات کشیده شده و در واقع حافظ آن است.

استخوان بندی چهره بر اثر مرور زمان تغییر می کند و عضلات حالت ارتجاعی خود را از دست می دهند و پوست به استخوان نزدیک می شود و آن را نمایان می سازد.

این وضعیت در افراد مسن شدید تر خواهد شد ، لذا گریمور باید این وضعیت را بر چهره ای که مسن می سازد ، پدید آورد و این کار نیز منوط به شناخت کافی استخوان ها و عضلات چهره است.

میمیک ، بوسیله عضلات چهره و گردن بر چهره پدید می آید ، عضلات هر کدام میمیک مخصوص به خود دارند ، با حرکات عضلات ، چین هایی بر چهره ظاهر می شود ، به مرور زمان فرم می گیرد و با گذشت زمان چین ها بر چهره عمیق می شود.

هر چه عضلات پر حجم تر باشد ، چهره چاق تر و هرچه کم حجم تر باشد ، چهره لاغر تر به نظر می رسد. استخوان های چهره افراد نسبت به هم دارای تفاوتهایی است ، به طور کلی نزد بعضی درشت و برخی ظریف است یا قسمت هایی درشت و قسمت هایی ظریف است

طراحی گریم و شخصیت سازی

با آشنایی به آناتومی چهره ، چهره شناسی ، استفاده از تکنیک های سایه و روشن ، تصحیح ، شناخت رنگ ، توجه به مسائل قیافه شناسی و شناخت رنگ های گریم، می توان چهره های شخصیتهای یک نمایشنامه را با دقت نکات زیر طراحی نمود.

شناخت نمایشنامه

نژاد شخصیت ها

ملیت شخصیت ها

زمان نمایشنامه

مکان نمایشنامه

موقعیت طبقاتی

سن و شخصیت درونی

به منظور آگاهی کامل از نمایشنامه و سبک آن لازم است شخصاً نمایشنامه را با دقت بخوانید ، سپس برای آشنایی بیشتر به نحوه ارائه و اجرای نمایشنامه و چگونگی چهره های بازیگران از نظر فرم ، خطوط میمیک آنها در تمرین ها حضور یابید، با آگاهی یافتن از متن و حضور در تمرین ها ، به سبک نمایشنامه واقف خواهید شد. چه گریم در سبک های تئاتر تا حدودی با هم متفاوت است.

نژاد : دومین مورد ، اطلاع یافتن از نژاد شخصیت های نمایشنامه است . مسلم است که چهره ای از نژاد سفید با موهای طلایی ، با چهره ای از نژاد سیاه و یا چهره ای از نژاد زرد کاملاً متفاوت می باشد.

سومین مورد ، شناخت ملیت شخصیت ها است. با خواندن نمایشنامه ، آگاه خواهید شد که ماجرا در کدام کشور روی می دهد، واضح است که چهره ای از کشور عربی با چهره ای از کشور فرانسه و چهره ای از کشور اسکاندیناوی با چهره ای از کشور اسپانیا متفاوت است. البته باید دانست که گاه در یک کشور نیز چهره ها با یکدیگر متفاوت است، برای مثال : چهره ای از شمال شرقی ایران (ترکمن) با چهره ای از جنوب ایران (بندر بوشهر)کاملاً تفاوت دارد.در کشور های دیگر نیز همچنین مواردی به چشم می خورد.

چهارمین مورد ، زمان است.زمان در گریم بسیار با اهمیت است ، زیرا چهره ها در دوره های مختلف با هم اختلاف دارد، در طی یک قرن نیز چهره ها با هم تفاوت پیدا می کنند.در این قسمت طراح گریم در مورد تاریخ چهره احتیاج به تحقیق دارد، می باید با بررسی طرح های لباس و دکور نمایشنامه در مورد رنگ چهره ، رنگ مو، مدل آنها و مدل ریش و سیبیل در قرن مورد نظر ، به تحقیق بپردازد.

پنجمین مورد ،مکان است.باید توجه داشت که نمایشنامه در چه فضایی روی می دهد.در مکانی بدون آفتاب ، بسته و سرپوشیده، مانند کلیسا، زندان یا مکانی باز و آفتابی مانند یک مزرعه ، یک جنگل و یا در مکانی تجملی و پر زرق و برق مانند  کاخ های سلطنتی . باید توجه داشت که در مکان های ذکر شده ، رنگ زمینه چهره ها کاملاً با هم متفاوت است.

ششمین مورد ، شناخت موقعیت طبقاتی است. چهره افراد، از نظر موقعیت طبقاتی با یکدیگر فرق کلی دارد. چهره یک سرمایه دار با چهره یک کارگر ، چهره ارباب با چهره یک کشاورز و چهره یک فرمانروا با چهره یک فرد عادی و غیره ، کاملاً متفاوت است.

سن و شخصیت درونی. سن و شخصیت های نمایشنامه را باید در نظرگرفت ، و همچنین شخصیت اخلاقی ، و درونی هر یک از آنها را ، چه کلاً هدف از گریم ارائه شخصیت مورد نظر بازیگر است و این باید به نحوی باشد که خصوصیات درونی شخصیتی را که بازیگر در نقش آن ظاهر می شود ، به بهترین وجه نمایان سازد. چنانچه نمایش بخواهد از اصول و قاعده ای صحیح پیروی نماید، همزمان با شروع تمرینات نمایش ، نخست طراح دکور بر مبنای سبک نمایشنامه و زمان ، دکور را طراحی  می نماید.صحنه ها را با فضا و رنگ های مختلف مشخص می کند. سپس طراح لباس و گاه نیز خود طراح دکور با در نظر گرفتن موارد فوق و رنگ های دکور ، طرح های لباس را طراحی می نماید. طراحی گریم ، بر اساس سبک دکور ، لباس ، زمان و رنگ های بکار گرفته شده و بخصوص با آگاهی از رنگ نوری که بر صحنه های مختلف تابانده خواهد شد انجام می پذیرد و البته در تمام این موارد نظر و خواسته کارگردان (با تجربه و تحصیل کرده) نیز مطرح است.

پس از پایان مراحل ذکر شده ، جلساتی با حضور کارگردان و طراحان ، جهت هماهنگ کردن طرح ها تشکیل می گردد، تا این چهار عامل صحنه با آگاهی یافتن از سبک کار و رنگ آمیزی ، طرحی صحیح عرضه دارند.

چنانچه هر یک از این عوامل ، جداگانه برای خود طراحی نماید ، نتیجه کار موفقت آمیز نخواهد بود..نباید فراموش کرد که این چهار عامل یاری دهندگان بازیگر در نقش آفریدن می باشند. از دید روانی چنانچه نتیجه کار این چهار عامل موفقت آمیز باشد ، بازیگر نیز موفق خواهد بود.

چنانچه نمایش به کلاه گیس ، ریش و سیبیل ، تکه سازی و صورتک نیاز داشته باشد ، باید قبلاً این وسائل ساخته و تهیه گردد.چند شب قبل از اولین شب اجرای نمایشنامه باید گریم چهره ها انجام شود تا گریمور به فرم و حالات ، خطوط و حجم های چهره بازیگر آشنا شود و نیز بازیگر به گریم چهره خود عادت نماید، بخصوص برای گریم های سنگین و صورتک ، باید بارها تمرین شود. معمولاً سه شب قبل از اولین شب اجرای نمایش ، تمرین هایی با دکور ، لباس ، گریم و نور انجام می پذیرد ، که در این تمرین ها چهره بازیگران باید از زوایای مختلف سالن دیده شود ، عیوب یاد داشت و سپس رفع گردد، تا برای اولین شب اجرا ، چهره هایی بدون عیب ارائه گردد.

وظایف  چهره پرداز یا گریمور

گریمور یا چهره پرداز می تواند با نگاه کردن به یک فرد و استفاده از تکنیک های آرایشی و وسائل جانبی مانند انواع کلاه گیس ها، چهره متفاوت دیگری از او بسازد. همچنین می تواند انواع زخم ها و تغییرات مصنوعی را در فرد ایجاد کند.

بسته به نوع کار، وظایف گریمور یا چهره پرداز عبارتند از :

مشورت با کارگردان و شنیدن نظرات و ایده های او در خصوص نوع گریم ها

بررسی و طراحی مدل های مو و آرایش متناسب با کار خود ( متناسب با نوع فیلم، تئاتر، برنامه های تلویزیونی، کنسرت، برنامه های تبلیغاتی و…)

آراستن و مدل دادن به مو

استفاده مناسب از کلاه گیس ها، تکه های مو مصنوعی و کلاه های طاسی

استفاده از پروتزهای آرایشی برای ایجاد چهره ای متفاوت از فرد

یادداشت برداری و عکس برداری از مراحل و نتایج نهایی کار برای استفاده در دفعات بعدی

آماده بودن برای تثبیت کردن یا انجام دوباره آرایش مو و صورت در حین کار فرد

پاکیزه و منظم نگه داشتن محیط و ابزار کار

گریمور در شغل خود با طراحان تولید، طراحان صحنه و لباس، مسئول نور و دوربین و بازیگران ارتباط کاری نزدیکی دارد.

مهارت و توانمندی های مورد نیاز چهره پرداز 

خلاقیت و تخیل : برای ساختن چهره مورد نظر متناسب با داستان فیلم، تئاتر و…

مهارت ارتباطی خوب : برای ایجاد ارتباط نزدیک با سایر عوامل پروژه های مختلف فیلم سازی، نمایش تئاتر، برگزار کننده کنسرت و…

استقامت، صبر و تمرکز : چون برخی گریم ها بسیار سخت و پیچیده هستند، گاهی ساعت ها به طول می انجامند. گاهی نیز در طول گریم باید مرتبا نظرات کارگردان را در نظر گرفت و در گریم تغییراتی که مورد نظر اوست را اعمال کرد. همه این کارها نیاز به صبر و تحمل زیادی دارد.

توانایی تحمل فشار کاری زیاد

دقت بالا و توجه زیاد به جزئیات : کوچکترین جزء صورت یا بدن بازیگر مورد توجه مخاطبان و تماشاچیان می باشد. به خصوص در فیلم سازی که بسیاری از تصاویر از نماهای نزدیک گزفته می شود. بنابراین گریمور باید به جزئی ترین موارد در کارش توجه کند.

توانایی کار تیمی خوب : برای به انجام رسیدن مطلوب کار

وضعيت چهره پردازي درايران

گریم (چهره پردازی) به عنوان یک رشته هنری پویا در تلویزیون و سینما، سال هاست با فراز و نشیب های مختلف به حیات خود ادامه می دهد و به رغم کمبود امکانات، همواره شاهد نوآوری ها و ورود افرادی مستعد به این عرصه بوده ایم.

چهره پردازی، هنری است که خلاف برداشت عادی نباید بوضوح سر درونی شخصیت ها را فاش کند و باید به نوعی مکمل شخصیت پردازی آدم ها در قصه یک فیلم یا سریال باشد. هنری که از وجه صنعتی هم برخوردار است و از این بابت پیشرفت و روزآمدی در آن جایگاهی مهم دارد. ظرفیت و توان چهره پردازان ما آن قدر پیشرفته است که سریال ها و مجموعه های ما توان استفاده از آنها را ندارد، چون فکر کافی برای استفاده از این توان موجود نیست در منطقه خاورمیانه گریمورهای ایران شاخص هستند. گریم، یک هنر ـ صنعت است که هیچ کس توجهی به رشد آن ندارد.

مشكلات طراحان گريم در ايران

هر شغلی سختی های خاص خودش را دارد، اما مسائلی که ممکن است یک گریمور را اذیت کند نبود این امکانات چه در کارهای تاریخی و چه در کارهای جنگی و معاصر است. کمبود امکانات و بالا بودن قیمت مواد اولیه، گریمورها را از انجام کار مطلوبشان منصرف می کند. گاهی قیمت مواد اولیه گریم آن قدر بالا می رود که تهیه کننده و کارگردان ترجیح می دهند از گریم مدنظرشان صرف نظر کنند و وارد مرحله دیگری شوند که بتوانند خلأ ناشی از این کمبود را جبران کنند. بخش دیگری از مشکلات که به طور کلی سینمای ما و نه فقط گریم درگیر آن است، برخورد سلیقه ای با خط قرمزهاست. ما می دانیم در جامعه ای اخلاقگرا زندگی می کنیم که بسیاری از مسائل، عرصه ای برای بروز ندارد و منطقی است، اما گاهی این محدودیت ها و این اخلاقگرایی ها از منظر بعضی مدیران شخصی و سلیقه ای می شود و به بدنه کار لطمه شدیدی می زند. این مسأله بیشتر به عوامل کلان و سیاستگذاری ها مربوط می شود که شاید تا حدودی از کنترل عوامل سینما خارج باشد. اگر امکان باز کردن این فضا به حدی که به اخلاقیات صدمه نزند وجود داشته باشد، قطعا تأثیر بسیار خوبی در سینمای ما می گذارد و راه برای خلاقیت گریمورها بازتر می شود.

بخش دیگری که هنر ـ صنعت چهره پردازی را تحت الشعاع خود قرار می دهد، نبود زاویه دید مناسب کارگردان نسبت به گریم است. معتقدم یک کارگردان نه در حد یک متخصص، اما در سمت کارگردان باید با همه بخش های کار آشنا باشد. به عبارتی بخش کار مثل فیلمبرداری فنی و صدا را بشناسد و حداقل به لحاظ زیباشناسی، با گریم آشنا بوده و اطلاعات اولیه ای نسبت به آن داشته باشد. توقعی درخصوص شناخت جزئیات گریم از سوی کارگردان نیست، اما شناخت کافی از گریم برای یک کارگردان به نظرالزامی است. وقتی یک کارگردان نسبت به این موضوع آشنایی زیادی نداشته باشد، به کار لطمات جبران ناپذیری وارد می شود. به دلیل آشنا نبودن کارگردان نسبت به گریم و برخورد سلیقه ای با آن، گاهی اختلاف سلیقه کارگردان و گریمور با وجود توضیح گریمور برای انجام یک گریم صحیح، کار را به جایی نمی رساند. در بسیاری مواقع گریم های خوب به دلیل ناآشنایی کارگردان با گریم از دست می رود.

تفاوت كار طراحي گريم درتلويزيون  با سينما

خط قرمزها و محدودیت ها در چهره پردازی تلویزیون به دلیل فراگیری و داشتن طیف گسترده مخاطبان است. علاوه بر این گریم در سینما یک سروگردن قوی تر از گریم تلویزیون است و آن به دلیل کیفیت و اندازه پخش تلویزیون است. یک کلوزآپ در تلویزیون شاید نهایتا دو برابر اندازه طبیعی صورت یک بازیگر باشد، اما در سینما یک کلوزآپ تا ۲۰ برابر بزرگ تر از صورت واقعی بازیگر نشان داده می شود و این کار، گریمور را سخت و حساس تر می کند. کوچک ترین خط اشتباه روی پرده سینما فاجعه می آفریند. در کل گریم سینما، تخصصی تر است.

تفاوت چهره پردازي تاريخي با معاصر

كارهای تاریخی گذشته و صدراسلام بسیار راحت تر از گریم های معاصر است چون بعضی توضیحات درباره چگونگی شخصیت ها و تیپ های ظاهری آنها وجود دارد. کارهای تاریخ معاصر سخت تر است، چون ۹۰ درصد افراد با ویژگی چهره آن شخص آشنا هستند و این کار گریمور را حساس تر می کند اوایل دهه ۷۰ معمولا تهیه کننده ها یا کارگردان ها مسئولیت کیفی آثار را به عهده داشتند و به انتخاب های درست فکر می کردند، اما متأسفانه در سال های اخیر کارکردن با چهره پردازان براساس تجربه آنها نیست و به همین دلیل است که گریم به قهقرا کشیده می شود. مثلا اگر کسی سه فیلم سینمایی کار کند براحتی عضو موقت انجمن می شود. در بسیاری از مواقع فرد حتی سه فیلم هم کار نکرده، اما یک پروژه سینمایی را به دست می گیرد

نتيجه گيري

گریمور باید با بخش های فنی و تخصصی کار خودش آشنا باشد. گریمور باید با روان شناسی، جامعه شناسی، جغرافیا، تاریخ و مسائلی مثل قومیت آشنا باشد تا بتواند به بهترین شکل و تکنیکی ترین وضع یک شخصیت را معرفی کند. طبیعی است یک چهره پرداز نمی تواند به طور تخصصی جامعه شناسی و مردم شناسی بداند، اما اطلاعات وی باید اندکی بالاتر از اطلاعات عمومی حاکم بر جامعه باشد. یک گریمور بهتر است هنگام مواجهه با کارهایی که به اطلاعات خاصی نیاز دارد جستجوگر باشد و با مطالعه اطلاعات دقیق تری به دست بیاورد. البته خیلی موافق نیستم که ارائه یک کاراکتر صرفا به عهده چهره پرداز است و به نظرم گریمی موفق است که تماشاگر با نگاه اول متوجه تمام پیچیدگی های آن نشود و به عبارتی نباید از قاب بیرون بزند. اگر گریم به چشم بیاید به ساز ناکوکی تبدیل می شود که با ملودی های دیگر کار همساز نمی شود.

منابع

www.asrehjadid.ir

http://reza-fotovatkhah.blogfa.com/cat-12.aspx
http://iranianpath.com

شنبه۴ آبان ۱۳۹۲ روزنامه جام جم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *