احزاب سیاسی لبنان

چکیده

   جمهوری لبنان کشوری کوچک و کوهستانی در خاورمیانه است که در سواحل شرقی دریای مدیترانه واقع شده استلبنان سال‌هاست که در قلب درگیری‌های خاورمیانه واقع شده‌است. این کشور در ماه جولای سال ۲۰۰۶ میلادی شاهد جنگی خونین با اسرائیلی‌ها بود که به جنگ ۳۳ روزه معروف شد و نتیجه آ‌ن پیروزی لبنان بود.لبنان از شمال و شرق با سوریه همسایه است و از جنوب با فلسطین اشغالی. ۷/۵۹ درصد مردم آن مسلمان (اعم از شیعه، سنی و دروزی)، ۳۹ درصد مسیحی (کاتولیک مارونی، ارتودوکس یونانی، ارتودوکس ارمنی و …) و ۳/۱ درصد بقیه مذاهب را دارند.

   به دلیل تنوع مذاهب در این کشور نظام سیاسی منحصربه فردی در این کشور بر سر کار است که در آن برای گروه‌های مختلف جایگاهی در نظر گرفته شده است.واژه‌ لبنان از واژه‌ سامی «لبن» گرفته شده است که‌ اشاره‌ به‌ قله‌های سفید کوهستان‌های لبنان دارد. پایتخت آن شهر بندری بیروت است

   پیش از آغاز جنگ داخلی،‌لبنان کشوری آرام بود که درآمد خوبی از راه گردشگری، کشاورزی و بانکداری جذب می‌کرد. این کشور به دلیل بانک‌های زیادش به سوئیس خاورمیانه مشهور بود، اما از سال ۱۹۷۵ تا اوایل دهه ۹۰ میلادی این کشور درگیر جنگ داخلی خونینی شد.جنگ داخلی در این کشور از آنجا آغاز شد که در ماه آوریل ۱۹۷۵ میلادی مردان مسلح به روی کلیسایی در شرق بیروت آتش گشودند تا پیر جمیل مؤسس حزب فالانژ لبنان را ترور کنند.

    البته او جان سالم به در برد ولی این سوءقصد باعث مجموعه‌ای از اقدامات متقابل شد که در نهایت به جنگ داخلی ۱۵ ساله در لبنان منجر شد.نظام دموکراسی در لبنان بر پایه مجلس استوار است و ساختار سیاسی این کشور ساختار ویژه‌ای به نام طایفه‎ای (confessionalism) است. این ساختار برای این طراحی شده که از درگیری‌های فرقه‌ای در این کشور جلوگیری کند.در این نظام تلاش شده برای همه گروه‌های مذهبی تاثیرگذار جایگاهی در بدنه سیاسی کشور در نظر گرفته شود. مثلاً رئیس جمهور این کشور از میان مارونی‌های کاتولیک انتخاب می‌شود، نخست‌وزیر سنی است، جانشین نخست‌وزیر از میان مسیحیان ارتودوکس انتخاب می‌شود و رئیس مجلس شیعه است.

    این ماجرا در میان ۱۲۸ نماینده مجلس هم تکرار می‌شود و صندلی‌های مجلس به طور مساوی بین مسلمانان و مسیحیان تقسیم می‌شود. البته نمایندگان مجلس با رأی مستقیم مردم برای یک دوره چهار ساله انتخاب می‌شوند.در لبنان چهار گروه و احزاب سیاسی اصلی وجود دارد. گروه ۱۴ مارس یکی از این گروه‌هاست. این گروه که اکثریت مجلس لبنان را دارد پس از آن تشکیل شد که رفیق حریری در جریان یک حمله تروریستی کشته شد.

  یکی دیگر از گروه‌های سیاسی فعال در لبنان گروه حزب‌الله است که در حقیقت حزب سیاسی شیعیان لبنان است. این گروه که شاخه‌ای نظامی هم دارد توانست در جریان جنگ ۳۳ روزه نقش مهمی در پیروزی لبنان ایفا کند.امل، گروه دیگر سیاسی در لبنان است که شیعیان طرفدار سوریه عضو آن هستند و رئیس آن نبیه برّی، رئیس مجلس است.جریان آزاد ملی لبنان گروه دیگری است که اعضای آن را مسیحیان تشکیل می‌دهند و رهبری آن را رئیس سابق ارتش لبنان، میشل عون، به عهده دارد.

کلیدواژه:لبنان،احزاب سیاسی در لبنان،گروه۸مارس،گروه ۱۴ مارس

مقدمه

   لبنان کشوری است که بنا به ماهیّت سیاسی و اجتماعی خود و وجود رقابتهای مذهبی، قومی و طایفه ای در آن، همه امور هرچند با ظاهری ساده به موضوعی با ابعاد سیاسی، مهم و قابل توجه تبدیل می شودمردم لبنان سال‌هاست كه در كنار يكديگر با گرايش‌هاي مختلف قومي و مذهبي زندگي مي‌كنند. اين مسئله سبب شده‌ است كه گرو‌‌ه‌هاي سياسي مختلفي پاي به عرصه تحولات اين كشور بگذارند و نقش پررنگي در صحنه سياسي لبنان ايفا كنند.

   از سال ۹۸۹۱ كه براساس قرارداد طائف درعربستان سعودي به درگيري خونين داخلي ۱۵ساله ( ۱۹۷۵تا ۱۹۹۰) در لبنان پايان داده شد تا سال ۲۰۰۵ كه برخي جريان هاي بين المللي با ترور رفيق حريري نخست وزير فقيد لبنان سعي در ايجاد جنگ داخلي جديد با هدف تغيير نقشه سياسي و حتي جغرافيايي خاورميانه را داشتند، جريان ها و تشكل هاي سياسي لبنان همانند آنچه كه امروز شاهد آن هستيم تا اين حد وارد دسته بندي هاي ملي، مذهبي و حتي سياسي نشده بودند. مهمترين جريان هاي سياسي لبنان تا پيش از ترور حريري عبارت بود از جريان هاي شيعي حول محور امل و حزب الله، جريان هاي مسيحي حول احزابي چون نيروهاي لبناني، كتائب و المرده و جريان هاي سني حول محور جريان المستقبل و بعضا جماعت اسلامي و يا توحيد اسلامي و جريان هاي در روزي حول محور حزب سوسياليست ترقي خواه. هر يك از اين جريان ها براساس سهم بندي كه براي آنان در قانون اساسي لبنان تعيين شده بود اقدام به فعاليت سياسي در لبنان مي كردند.
اما از سال ۲۰۰۵ تاكنون و همزمان با ترور حريري شاهد دسته بندي هاي جديدي از جريانات سياسي در اين كشور هستيم كه درنوع خود بي سابقه بوده است.

    همزمان با ترور حريري با كمك كشورهايي چون آمريكا، فرانسه، عربستان سعودي و مصر دركنار رژيم صهيونيستي جرياني احساسي با نام ۱۴ مارس در درون لبنان شكل گرفت كه خواستار خروج سوريه از لبنان و خلع سلاح مقاومت شد. سوريه اي كه براساس مصوبه مجلس ملي لبنان در سال ۹۸۹۱ درشهر طائف عربستان به لبنان دعوت شده بود تا به ۱۵ سال نزاع خونين داخلي اين كشور خاتمه دهد. درپاسخ به اين جريان احساسي موجي از بيداري نسبت به اهداف پشت پرده اين جريان احساسي در لبنان شكل گرفت كه به جريان ۸ مارس موسوم شد. هريك از اين دو جريان ۸ و ۱۴ مارس متشكل از گروه هايي بودند كه همگرايي آنان به اين شكل درتاريخ سياسي لبنان سابقه نداشت و تنها براساس رويدادهاي جديد لبنان پا در عرصه فعاليت هاي سياسي جديد گذاشته بودند.

 

 

 

معرفی کشور لبنان

   جمهوری لبنان كشوری كوچك و كوهستانی در غرب آسیا، در كناره شرقی دریای مدیترانه است. این كشور از زمان اشغال سرزمین فلسطین توسط رژیم صهیونیستی تاكنون، گاه در حاشیه و گاه در متن مناقشه قرار داشته و تا سال ۱۹۴۳، یعنی زمان استقلال خود تحت قیومیت فرانسه بود. نام لبنان و گاه لوبنان یا لبنان ریشه ای سامی داشته و از كلمه LBN، به معنی سفید كه به كوه های پر از برف این كشور اشاره دارد، گرفته شده است و سمبل این كشور درخت سدر سبزی است كه در پرچم و نشان نیروهای مسلح آن نمود یافته است.

   لبنان دارای ۶ استان (یا محافظه) است كه خود به ۲۵ منطقه یا شهرستان و تعدادی شهر و روستا تقسیم می شوند.استان های لبنان عبارت است از استان شمال، جبل، بیروت، جنوب، بقاع و نبطیه، و شهرهای مهم آن نیز بیروت، طرابلس، صور، صیدا، بطرون، و بعلبك است. اهل تسنن بیشتر شهرنشین بوده، در شهرهایی چون بیروت، صیدا، طرابلس و كوهستان شوف جای گرفته اند، دره بقاع، جنوب لبنان و جنوب بیروت از مناطق اصلی شیعه نشین است. دروزی ها در رأس المتن، كوهستان شوف و حاصبیا سكونت دارند و جبل بیروت، مقر اصلی مارونی هاست.

    لبنان تا سال ۱۹۲۰، یعنی فرو پاشی امپراتوری عثمانی و تحت قیمومیت قرار گرفتن آن، بنا به تصمیم اتحادیه ملل، از نظر سیاسی و اجتماعی تجزیه شده بود و والیان عثمانی آن را اداره می كردند. پس از جنگ نخست جهانی و واگذاری مناطق دره بقاع، منطقه شمال، نواحی ساحلی و جبل عامل (جنوب لبنان) به متصرفه جبل، لبنان بزرگی شكل گرفت كه ویژگی مهم آن، اختلاط نژادها و مذاهب مختلف بود.

    بر این اساس، جامعه لبنان، جامعه ای متشكل از گروه های نژادی و مذهبی مختلفی است كه نه تنها مرزهای جغرافیایی، بلكه ترس و شك، آنها را از یكدیگر جدا ساخته است. در چنین جامعه ای، اگر چه مسلمانان و مسیحیان، سالیان سال در كنار هم زندگی می كردند، اما دو دستگی عمیقی بر سر عربی بودن یا غیر عربی بودن یا نوع عربی بودن ملیت این جامعه وجود داشت كه در كنار عوامل مذهبی و مسائل سیاسی از ایجاد یك جامعه واحد جلوگیری كرده است.این اختلاف نظر، از حوزه سیاست هم فراتر رفته، به حوزه فرهنگ و ادبیات كشانده شده است.

    در حالی كه مسلمانان و ارتدوكس های یونانی، بر حفظ فرهنگ و زبان عربی و اسلامی اصرار دارند، دیگر مسیحیان چون جنبش سیاسی مارونی ها، بر ماهیت قدیمی و آغازین آن تأكید می ورزند. علاوه بر تمایزات ذكر شده، كشور لبنان، فاقد یك قانون مدنی واحد بوده، پیروان هر مذهب، قوانین آن مذهب را در زمینه ازدواج، طلاق، ارث و غیره اجرا می كنند. این وابستگی قانون مدنی به نظام طایفه ای، موجب افزایش نقش رهبران مذهبی شده است.تاریخ اقتصادی لبنان نیز حكایت دیگری، جز توزیع نامتناسب درآمد ملی و تخصیص نادرست بودجه ندارد.

    دولت مركزی از بدو تأسیس تاكنون، همواره به مناطقی توجه داشته كه جزو استان جبل به حساب می آیند. علاوه بر این، تمركز بیش از اندازه دولت بر بیروت، به ایجاد مناطق یا كمربندهای محروم نشین در اطراف این شهر انجامیده كه فقر، شلوغی بسیار زیاد و محرومیت از حقوق شهروندی، از ویژگی های آنها است. وضعیت اقتصادی در جنوب، شمال و دره بقاع با استان بیروت كاملاً متفاوت است و این اختلاف سطح، به مهاجرت بیش از پیش به بیروت دامن زده است. اگر اثرات جنگ داخلی یا مذهبی پانزده ساله را به موارد یادشده بیفزاییم، چیزی جز تقویت نظام مذهبی (هم از نظر سیاسی و هم از نظر اجتماعی) و عدم شكل گیری یك هویت ملی واحد باقی نمی ماند. این جنگ موجب از بین رفتن آخرین حلقه های وابستگی ملی و احساس تعلق به یك جامعه در میان مردم لبنان گردید و نژاد و مذهب را تنها عناصر هویت بخش جامعه لبنان معرفی كرد.

نظام سیاسی لبنان

   کشور لبنان جمهوری است و سه مقام ارشد آن برای اعضای گروه‌های مذهبی خاص در نظر گرفته شده‌اند.

رئیس جمهوری باید مسیحی مارونی باشد.

نخست وزیر باید مسلمان سنی باشد

سخنگوی پارلمان می‌بایست مسلمان شیعه باشد.

   این ترتیب قسمتی از میثاق ملی (عربی: المیثاق الوطنی – al Mithaq al Watani) است که توافقی غیر کتبی است که در سال ۱۹۴۳ در ملاقاتی بین اولین رئیس جمهور لبنان (یک مارونیتی) و اولین نخست وزیر لبنان (یک سنی) حاصل شد، اگر چه این توافق در قانون اساسی لبنان تا سال ۱۹۹۰ به دنبال توافق طایف رسمی نشد. این میثاق شامل قول و قرار مسیحیان بود مبنی بر اینکه به دنبال جلب حمایت فرانسه نباشند و وجهه عربی لبنان را قبول داشته باشند و همچنین مسلمانان نیز قول دادند تا مشروعیت استقلال و دولت لبنان و همچنین مرزهای این کشور در سال ۱۹۲۰ را قبول داشته باشند و برای اتحاد با سوریه تلاش نکنند. این میثاق تا زمان تشکیل هویت ملی لبنان موقت ولی لازم الاجرا بود. به دلیل احساس نیاز شدید مسلمانان به اتحاد به کشورهای همتایی عرب خود این میثاق راه حلی موقت به نظر می‌رسید. از سویی دیگر مسیحیان این میثاق را رد کردند و بعداً برای جلب حمایت فدرالیسم را پیشنهاد دادند و با اسرائیل متحد شدند. لبنان به موجودیت خود ادامه داده و اثرات سوء جنگ‌های داخلی همچنان بر سیاست لبنان سایه افکنده‌است.

   این میثاق همچنین تصریح می‌کرد که کرسی‌های پارلمان به تمامی مذاهب تعلق گیرد یعنی با نسبت ۶ مسیحی به ۵ مسلمان که بر اساس آمارگیری سال ۱۹۳۲ بود که در آن زمان سیحیان مقداری بیشتر بودند. توافق طیف انی نسبت را مساوی کرد تا هر دو گروه مذهبی حق مساوی داشته باشند.حال مسلمانان مخصوصا با احتساب حضور فلسطینی‌ها بیشتر شده‌اند ولی اکثر گروه‌ها در لبنان با این حق تساوی راضی هستند.

    قانون اساسی لبنان به مردم این حق را می‌دهد تا دولت خود را عوض کنند. با این حال از اواسط دهه ۱۹۷۰ تا انتخابات پارلمانی ۱۹۹۲  جنگ داخلی لبنان از اجرای حقوق سیاسی ممانعت به عمل آورد. طبق قانون اساسی انتخابات مستقیم هر چهار سال یک بار باید برگزار شود. آخرین انتخابات پارلمانی بعد از ترور نخست وزیر حریری انجام شد و معادله قدرت     با پیروزی مخالفان حضور سوریه در لبنان و تصاحب اکثر کرسی‌های پارلمان توسط آنها شاهد تغییرات بسیاری بود. ترکیب‌های پارلمان توسط آنها شاهد تغییرات بسیاری بود. ترکیب پارلمان بر اساس هویت مذهبی و قومی و برخلاف مسائل ایدئولوژیکی شکل گرفته‌است. پیمان طیف با پایان دادن جنگ داخلی تقسیمات کرسی‌های پارلمان را تغییر داد.

پارلمان لبنان

    پارلمان رئیس جمهور را برای یک دوره شش ساله انتخاب می‌کند. انتخاب مجدد یک رئیس جمهور برای دوره‌ای دیگر ممنوع است. این قانون برآده از قانون اساسی تا به حال دوبار با اصلاحیه‌های موقت از سوی دولت سوریه نادیده گرفته شده‌است. دوره ریاست جمهوری الیاس حراوی که می‌بایست در سال ۱۹۹۵ تمام می‌شد برای سه سال دیگر تمدید شد. این اتفاق برای امیل لحود نیز افتاد و دوره اش تا سال ۲۰۰۷ تمدید شد. طرفداران دموکراسی این اعمال را محکوم کردند.

      آخرین انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۹۹۸ انجام شد. رئیس جمهور نخست وزیر را با پیشنهاد پارلمان انتصاب می‌کند. لبنان حزب‌های سیاسی زیادی دارد ولی آنها نقش مهمی در سیستم پارلمان ندارند. اکثر آنها منافع فرقه‌ای را در عمل نمایندگی می‌کنند. بسیاری از آنها لیستی موقت از نمایندگانی هستند که توسط شخصی معروف از کشور یا شهرشان حمایت می‌شوند. لیست نامزدهای انتخاباتی اغلب بر اساس حوزه انتخاباتی با مذاکر میان رهبران محلی طوایف، گروه‌های مذهبی و احزاب سیاسی شکل می‌گیرند. این ائتلاف‌های پراکنده تنها برای انتخابات شکل می‌گیرند و به ندرت گروهی منسجم در پارلمان را تشکیل می‌دهند. اخیرا پارلمان لبنان به سه گروه متحد تقسیم شده‌است. اتحاد ضد سوریه اتحاد ۱۴ مارس، اتحاد طرفدار سوریه‌ها متشکل ازحزب ا… و حزب عمل است و حزب رئیس قبلی مارونیتها با نام میشل آون که اخیراً با حزب ا… متحد شده‌است.

       سیستم قضایی لبنان بر اساس قانون ناپلئونی تدوین شده‌است. هیئت منصفه در دادگاه‌های استفاده نمی‌شوند. سیستم دادگاهی لبنان از سه سطح تشکیل شده اتس، دادگاه بدوی، دادگاه استیناف و دادگاه نقض رای. همچنین دادگاه‌های مذهبی وجود دارند که در مسائل ضخصی در جوامع خود با قوانین مربوط به ازدواج، طلا و وراثت حق قضاوت دارند قانون لبنان شامل ازدواج عرضی نمی‌شود (اگر چه چنین ازدواج‌هایی را به مانند قرار دادهایی می‌داند که در خارج از کشور صورت گرفته‌اند) تلاش‌های رئیس جمهوری قبلی الیاس حراوی برای قانونی کردن ازدواج عرضی در اواخر دهه ۱۹۹۰ با اعتراضات روحانیون مسلمان با مشکل مواجه شد. به علاوه لبنان دارای سیستمی از دادگاه‌های نظامی است که بر افراد برای جرایمی همچون جاسوسی، خیانت به وطن و دیگر جرایم که مربوط به امنیت هستند حق قضاوت دارد. این دادگاه‌های نظامی از سوی سازمان‌های حقوق بشر از جمله سازمان بین‌المللی عضو بین‌المللی مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. انتقال آنها یک بوده‌است که استانداردهای بین‌المللی قضاوت منصفانه در این دادگاه‌ها رعایت نمی‌شود و حق قضاوت بسیاری در مورد غیر نظامیان اعمال می‌شود.

    مجلس نمایندگان لبنان (به عربیمجلس النواب اللبناني) نهاد قانون‌گذاری ملی کشور لبنان است. این مجلس از ۱۲۸ نماینده تشکیل می‌شود که با رأی مردم برای یک دوره چهارساله از حوزه‌های انتخابیه چند نماینده‌ای برگزیده می‌شوند. هر یک از گروه‌های مذهبی مسلمان و مسیحی لبنان سهمیه مشخصی در این مجلس دارند. مهمترین کارکرد پارلمان لبنان انتخاب رئیس‌جمهور، رأی اعتماد به دولت و تصویب قوانین و بودجه کشور است.رئیس مجلس لبنان بر اساس عرف موجود بایستی از نمایندگان شیعه باشد. رئیس مجلس لبنان در مقایسه با دیگر نظام‌های مردم‌سالار به‌گونه‌ای غیرعادی قدرتمند است. نبیه بری از جنبش امل از سال ۱۹۹۲ تاکنون این پست را برعهده دارد.

سهمیه‌بندی کرسی‌های پارلمان لبنان
مذهب پیش از طائف پس از طائف
مارونی ۳۰ ۳۴
ارتدوکس شرقی ۱۱ ۱۴
کاتولیک شرقی ۶ ۸
ارتدوکس ارمنی ۴ ۵
کاتولیک ارمنی ۱ ۱
پروتستان ۱ ۱
مسیحیان دیگر ۱ ۱
کل مسیحیان ۵۴ ۶۴
سنی ۲۰ ۲۷
شیعه ۱۹ ۲۷
دروزی ۶ ۸
علوی ۰ ۲
کل مسلمانان ۴۵ ۶۴
مجموع ۹۹ ۱۲۸

 

 

 

 

 

 

 

گروه های قومی فعال در لبنان

   فقدان آمار رسمی، تحلیل جمعیت شناختی لبنان را دشوار ساخته است. از آنجا كه توازن مذهبی، مساله سیاسی بسیار مهمی به حساب می آید، دولت لبنان همواره از برگزاری سرشماری جدید خودداری كرده و به تنها سرشماری انجام شده در طول تاریخ لبنان، یعنی سرشماری ۱۹۳۲ كه در آن فرانسوی ها با تلاش بسیار و دست بردن در آمار (نظیر محاسبه كلیه لبنانی هایی كه به خارج سفر كرده بودند به عنوان لبنانی مسیحی) مسیحیان را اكثریت مذهبی این كشور نشان داده اند، استناد می كند.اگرچه پیشینه نژادی از اهمیت وابستگی مذهبی برخوردار نیست؛ اما از ویژگی های مهم اجتماعی به حساب می آید.

      امروزه نژاد عربی بزرگ ترین گروه نژادی لبنان هستند. عرب ها در قرن هفتم میلادی به لبنان راه یافتند و پس از آن به سرعت گسترش یافتند و دیگر نژادها را تحت تأثیر قرار دادند؛ به طوری كه امروز تمایز قومی، بیش از آنكه مسائل ژنتیكی قابل اثبات را در بر گیرد، بیشتر به مسائل فرهنگی و شناخت فرهنگی باز می گردد.به طور كلی می توان گفت پیروان همه مذاهب موجود در لبنان، پیشینه های نژادی مختلفی دارند و شناخت مرزهای نژادی میان آنها بسیار مشكل است. علاوه بر این، از آنجا كه پیروان مذاهب مختلف، تنها با هم مذهبی های خود ازدواج می كنند، پارامتر مذهب، ماهیتی نژادی نیز یافته است.

      برخی لبنانی ها، به خصوص مسیحیان مارونی، نژاد خود را فنیقی، آرامی و فرنگی می دانند و پیشینه نژادی عربی لبنان را نفی می كنند اما پژوهش های ژنتیكی كه به تازگی صورت گرفته است نشان می دهد كه نژاد مردم لبنان عربی، فنیقی، ایرانی و فرنگی است.كاتولیك ها و ارتدوكس های یونانی و برخی دیگر از مارونی ها بر پیشینه یونانی خود تأكید دارند و باقیماندن زبان یونانی به عنوان زبان ادبی را گواهی بر این مدعا می دانند. علویان و اهل سنت نیز به همراه مسیحیان كاتولیك رومی، به ریشه نژادی مختلف سوری شامی خود اعتقاد دارند و شیعیان بر ریشه عربی خود تأكید می ورزند. در این میان كردها، ارمنی ها و یهودیان را شاید بتوان از اقلیت های قومی قابل تشخیص به حساب آورد.

گروه های مذهبی فعال در لبنان

    مذهب در لبنان، تنها به معنای اعتقادی شخصی با آداب و رسوم عبادی خاص نیست، بلكه عنصری است كه ویژگی سیاسی و اجتماعی لبنان را مشخص می كند. بر این اساس، مذهب به واسطه نظام طایفه ای لبنان در تقسیم قدرت، منافع و پست های اجرایی، سیاسی شده، به بنیان سیاست در این كشور تبدیل گردیده است. تعداد دقیق پیروان مذاهب مختلف در لبنان، همواره محل مناقشه بوده و چنان كه گفته شد، از سال ۱۹۳۲ تا به امروز، سرشماری دقیقی در این زمینه صورت نگرفته و دولت لبنان تنها به انتشار مجموع جمعیت این كشور بدون ذكر پیروان هر مذهب اكتفا كرده است.

    مسلمانان و مسیحیان دو گروه دینی بزرگ لبنان هستند كه هر یك به ترتیب ۶۰ و ۴۰ درصد جمعیت این كشور را به خود اختصاص داده اند؛ البته این آمار متغیر است و درصد جمعیت مسلمانان تا ۶۳ درصد نیز ذكر می شود. مسئله قطعی در این میان این است كه جمعیت مسلمانان از بدو استقلال لبنان تا به امروز، همواره رو به ازدیاد بوده و از شمار جمعیت مسیحی، به دلایل مختلف و از جمله مهاجرت، كاسته شده است.

     مسلمانان لبنان را شیعیان (دوازده امامی)، اهل سنت، دروزی ها، علویان و اسماعیلی ها تشكیل می دهند و كاتولیك های مارونی، ارتدوكس های یونانی، كاتولیك های یونانی، ارمنیان ارتدوكس، ارمنیان كاتولیك، كاتولیك های رومی، آشوری ها، پروتستان ها و قبطی ها جامعه مسیحیان را تشكیل می دهند،

    اما در پی اشغال لبنان در سال ۱۹۸۲ توسط رژیم صهیونیستی، اقلیت یهودی این كشور به خارج سفر كردند و اكنون یهودی در لبنان ساكن نیست.

    در میان مسلمانان، شیعیان با در دست داشتن ۳۵ درصد جمعیت (تخمین سال ۱۹۹۰) این آمار حتی تا ۴۱ درصد هم افزایش می یابد، بزرگ ترین گروه مذهبی اسلامی لبنان هستند و اكثریت مطلقی را در نظام مذهبی این كشور به وجود آورده اند. شهر صور در استان جنوب و بعلبك در استان بقاع از مهم ترین شهرهای شیعه نشین است.

     طرابلس دارای اكثریتی سنی و اقلیتی مسیحی، صیدا دارای اكثریت سنی ضعیف با اقلیت قومی مسیحی و بیروت دارای اكثریتی مارونی و سنی است. البته از سال ۱۹۸۲ با مهاجرت شیعیان به بیروت و اسكان آنها در جنوب این شهر، جمعیت شیعی پر رنگی در این شهر شكل گرفته است .شیعیان در نقش بزرگ ترین گروه مذهبی لبنان، نه تنها قدمتی طولانی در تاریخ این كشور دارند، بلكه در سال های اخیر به ویژه از سال ۱۹۶۰ به این سو كه برابر با خیزش جنبش شیعه در لبنان است، نقش بسیار مهم و پر رنگی را در حیات سیاسی این كشور ایفا كرده اند. با اینكه شیعیان بزرگ ترین گروه مذهبی لبنانی هستند و باید در نظام سیاسی طایفه ای این كشور، بالاتر از مسیحیان مارونی و اهل سنت قرار گیرند، هنوز نتوانسته اند به حقوق خود دست یابند و بی توجهی تاریخ دولت مركزی این كشور به خود را جبران كنند.

تقسیم بندی احزاب وگروه های لبنان

   در تقسیم بندی احزاب وگروه های موجود در لبنان گروه  ها واحزاب سیاسی را به دودسته کلی زیر تقسیم می کنند :

الف-گروه ۱۴ مارس

ب- گروه ۸ مارس

 

 

 

 

الف-گروه ۱۴ مارس

    اتحاد ۱۴ مارس پس از تظاهرات بزرگ بيروت درسال ۲۰۰۵ با شعار ضد سوري و يك ماه پس از ترور رفيق حريري شكل گرفت و به خروج نيروهاي سوري از لبنان پس از ۲۹سال و گردهم آمدن سني ها، در دروزي ها و احزاب مسيحي منجرشد. پس از تهاجم رژيم اسرائيل به لبنان درسال ۲۰۰۶، اين كشور براي ۱۸ماه بدون رئيس جمهور و سرانجام درجريان توافق دوحه درسال ۲۰۰۸، تنش بين اين دو نيرو به پايان رسيد.

    در اين توافق نيروهاي ۸ مارس توانستند حق وتو دركابينه را بدست آورند و ميشل سليمان نيز به عنوان رئيس جمهور برگزيده شد. در ساختار پارلماني لبنان ۱۲۸ كرسي به تساوي بين مسيحيان و مسلمانان تقسيم شده است. مسيحيان ماروني ۳۴ كرسي، ارتدوكس ۱۴ و سني ها ۲۷ كرسي را از آن خود كرده اند. البته اين تقسيم بندي از سال ۱۹۳۲ باقي مانده است و ساختار پارلمان لبنان از آن زمان تا به حال تغييري نكرده است. درپارلمان ملي فعلي لبنان پيش از تغيير مواضع جنبلاط، نيروهاي ۴۱ مارس ۷۰ كرسي و نيروهاي ۸ مارس ۵۸ كرسي را تصاحب كرده بودند كه با تغييرات جديد هر يك از دو جريان ۱۴ و ۸ مارس بطور مساوي ۸۵ كرسي را از آن خود كرده اند. عامل تعيين كننده در انتخابات اخير نيز راي مسيحيان بود.

۱-جریان المستقبل:

     این گروه سیاسی توسط رفیق حریری نخست وزیر پیشین لبنان بنیانگذاری شد. پس از ترور او در سال ۲۰۰۵ سعدالدین حریری پسر رفیق حریری رهبری این گروه سیاسی را به عهده گرفت. این گروه با ائتلاف با حزب ترقی‌خواه سوسیالیست به رهبری ولید جنبلاط، نیروهای لبنانی، حزب كتائب و سایر گروه های سیاسی لبنانی، ائتلاف ۱۴مارس را تشكیل داد.

      این ائتلاف از حمایت آمریكا و فرانسه و سایر كشورهای غربی به همراه عربستان و برخی كشورهای عربی برخوردار است. ائتلاف ۱۴مارس با برپایی تظاهرات و اعتصاب‌ها در شهرهای لبنان بویژه بیروت خواستار تشكیل دادگاه بین‌المللی برای مجازات عوامل ترور رفیق حریری، پایان دادن به حضور نظامی و امنیتی سوریه در لبنان و برگزاری انتخابات آزاد در این كشور و خلع سلاح تمام گروه‌های لبنانی از جمله حزب‌ا‌لله شدند.

      در پی این تحصن‌ها و ناآرامی‌ها ائتلاف ۱۴ مارس توانست بیشترین كرسی‌های پارلمانی را به دست آورد و دولت اكثریت را در آن زمان تشكیل دهد و سعد حریری را به نخست وزیری برساند اما پس از یك سال دولت وی سقوط كرد.اين جريان يك جريان سني لبناني است كه رفيق حريري آن را بنا نهاد. بعد از ترور او رهبري جريان برعهده سعدالدين حريري قرارگرفت. اين جريان مبناي ائتلاف ۱۴ مارس درمجلس لبنان با حضور احزابي چون سوسياليست ترقيخواه، قوات، كتائب و… شد. اساس موسسان حزب بر مبناي هم زيستي مسالمت آميز براي همه لبناني هاست كه شامل ۴ بند مي شود:

 

۱-حريت و استقلال لبنان؛

۲-نظام دموكراسي پارلماني؛ 

۳-توزيع ثروت عادلانه؛

۴-فقدان طائفه گرايي و مقابله با تجزيه و تقسيم لبنان.

    جريان المستقبل داراي شاخه هايي از قبيل جوانان، زنان، تعليم و تربيت، رسانه، آزاديخواهي، ورزشي، كارگري و… است جريان المستقبل حضور بارزي در رسانه هاي جهان عرب دارد.كانال تلويزيوني ملي، ماهواره اي و خبري و راديوالشرق كه برنامه هاي آن از بيروت و پاريس پخش مي شود. و همچنين روزنامه المستقبل و روزنامه هايي همچون النهار، اللواء كه در توجيه سياست هاي جريان المستقبل منتشر مي شود. اين جريان داراي يك سايت رسمي اينترنتي است.

۲-حزب كتائب (مسيحي):

     حزب كتائب لبنان از بارزترين و قديمي ترين احزاب لبناني است. اين حركت توسط پير جميل در سال ۱۹۳۶ تحت تاثير حركت نازيسم و حضور اعضاي حركت جوانان وطن در جريان المپيك ۱۹۳۶ برلين بوجود آمد. اين حركت تا ۱۹۵۲ به فعاليت خود ادامه داد و پس از يك وقفه حركت خود را در سال ۱۹۵۸ دوباره و توسط كميل شمعون از سرگرفت.

    در سال ۱۹۶۸ يك اتحاد سه گانه بين حزب آزادسازان وطن و اتحاد ملي امضا شد كه نتيجه آن بدست آوردن ۹صندلي در پارلمان لبنان در دوره هاي مختلف مجلس لبنان بود. اين حزب از مهمترين جريانات راست در ابتداي جنگهاي داخلي لبنان بود و بيشترين سهم را در ايجاد نيروهاي موسوم به قوات لبنان داشت. در سال ۱۹۸۴ و با فوت موسس حزب و همچنين عمليات هاي تروريستي جريان انشعابي القوات اللبنانيه انشعابات فراواني در كتائب صورت گرفت.

     در آوريل ۱۹۷۵ حزب كتائب دست به يك عمليات گسترده زد كه از آن به عنوان مهمترين دليل بر شروع جنگ هاي داخلي لبنان نام مي برند. در آن سال ها حزب در خيابان هاي بيروت به ترور ميليشياي فلسطيني و ميليشياي حركت ملي لبناني پرداخت. در سپتامبر ۱۹۸۲ ايلي حقبيه از رهبران كتائب حدود ۲۰۰۰ آواره فلسطيني را در اردوگاه صبرا و شتيلاو با اجازه نيروهاي اشغالگر اسرائيلي قتل عام كرد.

      روزنامه گاردين در مقاله اي اين عمل نيروهاي كتائب را به تلافي كشتار اهالي شهر الدامور در ۱۹۷۶ به دست ميليشياي فلسطيني و حركت ملي لبنان دانسته است.

    در سال ۲۰۰۱ كريم بقرادوني به رياست حزب انتخاب شد ولي بعد از مدتي بين او و امين جميل بر سر رهبري حزب نزاع صورت گرفت و در نهايت دو طرف بر سر باقي ماندن بقرادوني به رياست حزب و انتخاب جميل به رهبري حزب به توافق دست يافتند. حزب در انتخابات سال ۲۰۰۵ پارلمان صاحب ۳كرسي در پارلمان ۱۲۸ نفره لبنان شد. امين الجميل از حوزه انتخابيه المتن الشمالي و صولانج جميل از حوزه انتخابيه يك بيروت و آنتوان غانم از حوزه انتخابيه بعبدا. در دولت سينيوره با ترور شدن پير امين جميل وزير صنايع و آنتوان غانم ضربه سختي به اين حزب وارد شد. هم اكنون ايلي ماروني از كتائب وزير گردشگري در دولت وحدت ملي لبنان است.

۳-قوات لبنان (مسيحي):

     قوات لبنان در حال حاضر يك حزب سياسي مسيحي است كه بشير جميل آنرا پايه گذاري كرده است. اين حزب در جريان جنگ هاي داخلي لبنان درگيري هاي زيادي با ائتلاف گروه هاي مسلمان (حركت ملي لبنان) و گروه هاي فلسطيني داشت. حتي در برخي موارد نيز با گروه هاي هم پيمان خود به نزاع و درگيري پرداخت.

     در سال ۱۹۸۲ بعد از ترور جميل اين جريان استقلال خود را از ديگر جريانات مسيحي اعلام كرد و در يك نزاع خونين با ارتش تحت رهبري ميشل عون در سال ۱۹۸۹و ۹۰سرانجام اسلحه خود را تسليم كرد. بعد از پيمان طائف فعاليت خود را در قالب حزب سياسي ادامه داد.

    در سال ۱۹۹۴ رهبر آن سمير جعجع به جرائمي همچون انفجار كليساي سيده النجاه و ترور طوني فرنجيه پسر سليمان فرنجيه رئيس جمهور لبنان و قتل رشيد كرامي نخست وزير و جرائم ديگر به حبس محكوم شد. اين حكم او در سال ۲۰۰۵ با خروج ارتش سوريه از لبنان ملغي شد و او از زندان آزاد شد و بار ديگر رهبري جريان را بر عهده گرفت. هم اكنون جريان قوات پنج كرسي در پارلمان لبنان در اختيار دارد كه شاخص ترين آنها ستريدا جعجع همسر سمير جعجع مي باشد. اين جريان در حكومت وحدت ملي لبنان ۲وزير را در اختيار دارد.

۴-جریان ملی آزاد لبنان

     یكی از احزاب سیاسی مسیحیان لبنان ‘جریان ملی آزاد ‘است. این جریان سیاسی پس از تبعید ژنرال میشل عون به پاریس در سال ۱۹۹۰ تشكیل شد و به تدریج سیر تكاملی خود را طی كرد تا سال ۲۰۰۵ به یك حزب قوی در عرصه تحولات داخلی لبنان تبدیل شد.

      این حزب پس از بازگشت میشل عون از پاریس به لبنان (مه ۲۰۰۵)و خروج نیروهای سوریه از لبنان، با جریان مسیحی ‘المرده’ در انتخابات پارلمانی این كشور ائتلاف كرد و پس از آن متحد حزب الله لبنان شد و یك ائتلاف دائمی برای حمایت از مقاومت علیه اسرائیل تشكیل داد.

حزب آزاد ملي. جريان المرده .اتحاد ملي لبنان. حزب دموكرات مسيحي. حزب همكاري. حزب الوعد، جنبش التغيير. جبهه آزادي از جمله گروه هاي سياسي مسيحي لبنان هستند.

 

۵-حزب سوسیالیست ترقی‌خواه:

   این حزب در سال ۱۹۴۹ بنیانگذاری شد كه برجسته ترین موسسان آن را می‌توان كمال جنبلاط، فرید جبران، البرت ادیب، عبدالله العلایلی، فواد رزق و جورج حنا نام برد. كمال جنبلاط یك گروه شبه نظامی تاسیس كرد كه نقش موثری در جنگ های داخلی لبنان داشت. این گروه تا سال ۱۹۹۰ بر بخشی از جبل لبنان و منطقه الشوف مسلط بود.

    مهم‌ترین دشمن شبه نظامیان وابسته به جنبلاط حزب كتائب بود.در مارس ۱۹۷۷ كمال جنبلاط ترور شد و انگشت اتهام به سوی مسیحیان گروه رقیب نشانه رفت و طرفداران جنبلاط با هدف گرفتن انتقام، مسیحیان زیادی را قتل عام كردند و شبه نظامیان موسوم به ‘نیروهای لبنانی’ شهروندان دروزی را هدف گلوله‌های خود قرار دادند.

     این درگیری‌های خونین سبب شد تا مسیحیان ساكن ‘جبل لبنان’ از منطقه كوچ كنند.پس از این ترور، ولید جنبلاط جانشین پدر خود شد و سكانداری حزب سوسیالیست ترقی‌خواه را به عهده گرفت. وی همچنین در جنگ‌های داخلی لبنان فرماندهی شبه نظامیان وابسته به این حزب را به عهده داشت.پس از ترور رفیق حریری نخست وزیر سابق لبنان در سال ۲۰۰۵ جورج حاوی یكی از رهبران حزب سوسیالیست ترقی خواه در گفت‌وگو با شبكه الجزیره سوریه را به دخالت در این ترور متهم كرد.

      این مسئله به تنش میان لبنان و سوریه دامن زد و در عرصه تحولات داخلی لبنان حزب سوسیالیست ترقی خواه به ائتلاف ۱۴مارس پیوست. مواضع ضد مقاومتی كه ولید جنبلاط در پیش گرفت، حزب او را به یكی از مهم‌ترین گروه‌های سیاسی ائتلاف ۱۴مارس تبدیل كرد. جنبلاط اخیرا با تغییر موضع خود به سوی مقاومت برگشته ولی خود چنین عنوان می كند كه مابین ۸ و ۱۴ مارس خواهد ماند.

     حزب دموكراتیك لبنان و جنبش مبارزه عربی لبنان و جریان توحید از دیگر گروه‌های سیاسی دروزی است اما بیشتر دروزی‌های لبنان از حزب سوسیالیست ترقی خواه به رهبری ولید جنبلاط حمایت می كنند.

    در سال ۱۹۷۷ كمال جنبلاط ترور شد. در آن زمان بسياري اين ترور را به گردن گروه هاي مسيحي انداختند ولي در ژوئن ۲۰۰۵ جرج حاوي در شبكه الجزيره اين ترور را به گردن «رفعت اسد» انداخت. پس از كمال جنبلاط وليد جنبلاط رهبري حزب را برعهده گرفت و ميليشياي حزب به قتل عام هاي خونين بر عليه مسيحيان به تلافي ترور كمال جنبلاط دست زدند. سلسله عملياتي كه به هجرت بسياري از مسيحيان از منطقه جبل منجر شد. از جمله احزابي كه از حزب دروزي سوسياليست ترقيخواه انشعاب كرده اند و به جمع هم پيمانان حزب الله پيوسته اند مي توان به حزب دموكراسي ملي به رهبري طلال ارسلان و جريان توحيد لبنان به رهبري و نام وهاب اشاره كرد.

 

 

ب- گروه ۸مارس

    گروه ۸ مارس درپي گردهمايي سال ۲۰۰۵ حزب الله در بيروت و بدنبال مخالفت با خلع سلاح اين گروه مقاومت اسلامي، حمايت از سوريه و مقاومت در برابر اسرائيل، شكل گرفت. جبهه متحدي كه برگرفته از حزب الله، حزب امل و حزب مسيحي آزاد بود و بعدها جريان هاي ديگري نيز به آن اضافه شدند كه تغيير مواضع اخير وليد جنبلاط رهبرجريان دروزي سوسياليست ترقي خواه از جريان ۱۴مارس به ۸ مارس يكي از چند نمونه اين اتفاقات است.

گروه هاي شاخص جريان ۸مارس

۱-جنبش امل (شيعي):

    اين جريان يكي از دو حزب عمده شيعه در لبنان است. اين جنبش در سال ۱۹۷۴ توسط امام موسي صدر پايه گذاري شد. جنبش امل يكي از طرف هاي درگير در جنگ داخلي لبنان بود. هم اكنون نبيه بري دبير كل جنبش امل است.

    نام امل از سرواژه هاي نام عربي افواج المقاومه اللبنانيه (لشكرهاي ايستادگي لبناني) تشكيل شده است. خود واژه امل نيز در عربي به معني اميد است. امام موسي صدر براي حفظ و حراست و سازماندهي فرهنگي، عقيدتي و سياسي محرومان مسلمان لبنان، سازمان «جنبش محرومان حركه المحرومين» را ايجاد كرد كه با استقبال عموم اهالي جنوب مواجه شد و در ديگر شهرها نيز مشتاقان زيادي داشت.

     در ۲۶ جمادي الثاني ۱۳۹۵ق (۱۵ تيرماه ۱۳۵۴) وي طي يك سخنراني، خبر ايجاد سازمان نظامي امل را اعلام كرد. اين سازمان شاخه نظامي «جنبش محرومان» بود كه زيرنظر دكتر مصطفي چمران اداره مي شد.  از اين جريان نبيه بري رياست مجلس لبنان و فوزي صلوخ وزارت خارجه حكومت وحدت ملي را به عهده دارد. 

   انتخابات سال ۱۹۳۲.م در لبنان که با حمایت فرانسه صورت گرفت، هیچ‌گونه امتیازی به شیعیان نداد و تمام اختیارات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را در اختیار مسیحیان مارونی قرار داد. میثاق ملی سال ۱۹۴۳.م نیز نظرات جامعه در حال کثرت شیعیان را تامین نکرد. تنها پس از ۱۵ سال درگیری و قدرت گرفتن نظامی و تا اندازه‌ای حکومتی شیعیان بود که منجر به توافق نامه طایف (۱۹۹۰) گردید که تا حدودی عرصه را برای حضور فعال‌تر شیعیان در صحنه سیاسی لبنان فراهم کرد.

شیعیان به واسطه عدم سازمان‌دهی و رهبریت مقتدر، برخوردهای سرکوب گرایانه را به ویژه در قرون ۱۹ و ۲۰ میلادی متحمل شدند.

    در این شرایط شیعیان برای سرپوش گذاشتن به تحقیرها و تبعیض‌هایی که به دلیل شیعه بودن بر آن‌ها اعمال می‌شدوغالبا از روی فقر اقتصادی به احزاب چپی و کمونیست جذب شدند. عمده بدنه نظامی‌این احزاب را شیعیان تشکیل می‌دادند. این سازمان‌ها از هیچ گونه درگیری ابایی نداشته و براساس کشته‌های خود که از شیعیان بودند از کشور متبوعشان پول گرفته و با خون جوان شیعه محروم تجارت میکردند.برخی شیعیان علاوه بر جذب به سازمآن‌هایی با گرایش‌های مذهبی و سیاسی دیگر بعضاً مذهب خود را نیز تغییر می‌دادند.

     در واقع با پیدایش اَمل، تشیع در فرهنگ سیاسی لبنان به حرکت هدف داری اطلاق گردید که مبتنی بر پایه و اصول خاصی است. اَمل با آگاهی دادن به مردم لبنان نشان داد که شیعه و هر انسان محروم دیگری از هر طایفه، توأم با هم و هر دو قربانی یک نوع طرز تفکر هستند. طرز تفکری که محصول آن به انحطاط بردن جوانان دیگر فرق با توسل به حربه‌های مختلف و در نهایت اختلافات گروهی بین طوایف و حتی درون طوایف است. شیعیان و مردم محروم جنوب لبنان نسبت به سایرین بدترین شرایط را از لحاظ محل اسکان، مسایل امنیتی، بهداشتی و اصلاحات عمرانی داشتند. مضاف بر آن عمده کارهای سنگین اعم از کارگری و… در لبنان بر عهده شیعیان بود. در واقع ساختار حاکم با اعمال فشارهای اقتصادی از یک سو و رواج فرهنگ مغایر با شئونات اسلامی از سویی دیگر، انزجار از مسلمان بودن و شیعه بودن را ترویج و با این رویه در جهت از بین بردن هسته اصلی طایفه یعنی خانواده گام برمی‌داشت.( ساختارسیاسی اجتماعی لبنان- ص ۱۴۹).

     ورود امام موسی صدر به لبنان خلاء رهبری پرقدرت شیعیان را پر کرد.امام صدر با آغاز اقدامات خود از ابتدای دهه ۱۹۶۰.م تا اواخر دهه ۱۹۷۰.م موجب تغییرات بنیادی در زندگی این طایفه گردید. عمده این اقدامات عبارتند از:

۱- تأسیس مراکز و مؤسسه‌های خاص شیعیان جهت بهبود وضع معیشتی و فرهنگی آنان ۲- تأسیس مجلس اعلی شیعیان لبنان به عنوان اولین مرکز قانونی شیعیان با هدف تنظیم امورات مربوط به طایفه ۳- اخذ امتیازات از دولت مرکزی و تأسیس مجلس جنوب در راستای بهسازی هر چه بیشتر اوضاع اجتماعی و اقتصادی شیعیان ۴- برقراری ارتباط با سران کشورهای مختلف در جهت ایجاد صلح در لبنان ۵- توجه و پی‌گیری مسئولیت‌های ملی و صیانت از استقلال و تمامیت ارضی لبنان ۶- تأسیس نخستین سازمان غیر دولتی شیعیان (حرکت المحرومین) ۷- تأسیس نخستین سازمان شبه نظامی شیعیان (اَمل). در شرایطی که تمامی طوایف از سال‌ها قبل نیروهای شبه نظامی خاص خود را تدارک دیده و در درگیری‌ها به نفع مصالح خود به میدان می‌فرستادند، سیدموسی صدر نخستین نیروی شبه نظامی شیعه را با همکاری دکتر مصطفی چمران از نیروهای نهضت آزادی ایران و مخالف حکومت شاه ایران که در مصر آموزش چریکی دیده بود، با همراهی دیگر جوانان شیعه سازمان‌دهی و صحنه سیاسی لبنان را متأثر از حضور این جنبش کرد. این تاثیر پس از فراز و نشیب‌های مختلف در طی بیش از سه دهه گذشته کماکان پابرجاست. امل در خلال جنگ‌های داخلی لبنان به صورت مکرر با احزاب راستی و چپی که نسبت به حضور نظامی شیعیان معترض بودند درگیر شد. در این بین اقداماتی به منظور حذف فیزیکی رهبری و اعضای مؤثر آن در صحنه سیاسی لبنان صورت گرفت. اَمل در سال‌های اولیه جنگ داخلی به منظور حفظ سازمان آزادی بخش فلسطین تن به جنگی ناخواسته داد و از ساف در برابر مارونی‌ها با تمام امکانات دفاع کرد. با ربوده شدن امام موسی صدر و غیبت وی در صحنه سیاسی لبنان، سازمان دچار تحولات عمده‌ای شد.

        با غیبت صدر کاری نو در روند سیاست‌های این سازمان به وجود آمد. رهبریت جدید(دکتر چمران و سید عباس نصر الله) با بهره‌گیری از عناصر تکنوکرات، خط نظامی حاکم بر جنبش را با رویکردهای دیپلماتیک همراه کرد. حضور نبیه بری رهبریت سازمان در اجلاس آشتی ملی یا کمیته نجات در سال ۱۹۸۲م. و حمایت اَمل از طرح عدم درگیری با اسرائیل به منظور مصون ماندن از تعرضات این کشور به جنوب موجب بحران درون گروهی تشکیلات شد.پایان جنگ ایران و عراق و تغییر برخی رویکردهای ایران و همین طور انعقاد قرارداد طایف، چرخش نسبی اَمل را به سوی ایران درپی داشت. این گرایش به ارتباط ریشه دار بین شیعیان ایران و لبنان اشعار دارد(ساختار سیاسی اجتماعی لبنان- ص۲۴۰).

۲-جنبش حزب الله لبنان (شيعي):

    حزب الله لبنان بزرگترين و تاثيرگذارترين جنبش لبناني است كه نقش بسيار مهمي در ساختار سياسي اين كشور دارد. به هر حال بدنبال حمله رژيم صهيونيستي به لبنان در سال ۱۹۸۲ تعدادي از جوانان لبناني در كنار يكديگر قرار گرفتند و با هدف بيرون راندن متجاوزين يك گروه مقاومت تشكيل دادند. جنگ هاي چريكي و فعاليت سياسي اين جوانان سبب شد تا افسانه شكست ناپذيري ارتش صهيونيستي نابود شود و اين ارتش اولين طعم تلخ شكست را در سال ۲۰۰۰ بچشد و دست از پا درازتر از جنوب لبنان عقب نشيني كند.

    بدنبال اين عقب نشيني مذبوحانه ارتش صهيونيستي از جنوب لبنان، جايگاه حزب الله در عرصه تحولات داخلي و خارجي لبنان پررنگ تر شد چرا كه مردم اين كشور به اين افتخار مي كردند و آن را به عنوان يك پشتوانه قوي در برابر توطئه دشمنان مي دانستند به همين دليل حزب الله توانست در عرصه داخلي لبنان نقش برجسته تري ايفا كند و بارها عوامل جاسوسي رژيم صهيونيستي را دستگير كرد و در جريان تبادل آنان با اسيران لبناني تعداد زيادي از آنان آزاد شدند اين موضوع به محبوبيت بيشتر حزب الله افزود. به تدريج توطئه هاي داخلي عليه حزب الله و گروه مقاومت شكل گرفت اما با درايت مقامات اين جنبش آنها يكي پس از ديگري خنثي شدند اما مهم ترين توطئه اي كه عليه اين جنبش با هدف خلع سلاح و حذف آن از عرصه تحولات سياسي لبنان رخ داد پس از ترور رفيق حريري در سال ۲۰۰۴ صورت گرفت. بدنبال اين ترور انگشت اتهام غرب و همپيمانان داخلي آن به طرف سوريه و نيروهاي مقاومت نشانه رفت و قطعنامه ۱۰۷۱ شوراي امنيت به تصويب رسيد. در اين قطعنامه بر خروج نيروهاي سوري و خلع سلاح تمام گروه هاي لبناني تصريح شده است.
گروه هاي طرفدار غرب و احزابي كه خواستار خروج نيروهاي سوري از لبنان بودند ائتلافي موسوم به ائتلاف ۱۴ مارس را تشكيل دادند. اين ائتلاف بيشترين فشار را براي خلع سلاح حزب الله وارد كرد اما از آنجايي كه برخي گروه هاي شركت كننده در اين ائتلاف مثل جريان آزاد فقط خواستار عقب نشيني نيروهاي سوري از لبنان بودند و از مقاومت در برابر تهديدات رژيم صهيونيستي حمايت مي كردند، ائتلاف ۱۴ مارس نتوانست در خلع سلاح حزب الله موفقيتي بدست بياورد.        البته رايزني حزب الله و تاكيد اين گروه بر تهديدات اسرائيل عليه لبنان نقش بسزايي در خنثي كردن اين توطئه داشت.

     در پي شكست توطئه هاي آمريكا و اسرائيل عليه مقاومت اسلامي لبنان و تقويت بيش از پيش جايگاه اين جريان سرانجام رژيم صهيونيستي تصميم به حمله گرفت و در تابستان ۲۰۰۶ به لبنان حمله كرد اما مقاومت ۳۳ روزه نيروهاي مقاومت اسلامي جنوب بار ديگر بزرگترين شكست ارتش صهيونيستي را رقم زد و تل آويو مجبور شد با خفت و خواري به جنگ ۳۳ روزه پايان دهد و پذيرفت كه در اين جنگ شكست خورده است و به شروط حزب الله تن داد. از جمله اينكه در جريان تبادل اسيران و اجساد نظاميان اسرائيلي با نيروهاي لبنان، حزب الله موفق شد تمام لبناني هاي در بند رژيم صهيونيستي را آزاد كند. اين پيروزي ها و موفقيت ها سبب شد تا جايگاه حزب الله و مقاومت هر روز مستحكم تر شود به طوري كه ائتلاف ۱۴ مجبور شد از موضع خود درباره خلع سلاح مقاومت دست بكشد و در مذاكرات آشتي ملي گروه هاي لبناني كه در سال ۲۰۰۷ در قطر برگزار شد آن را ناديده بگيرد.

۳-حزب دموكرات لبنان (دروزي):

    اين حزب در ژوئيه ۲۰۰۱ و پس از انشعاب از جريان سوسياليست ترقيخواه رسميت يافت و رئيس آن طلال ارسلان وزير ورزش و جوانان حكومت وحدت ملي لبنان مي باشد. اين جريان پيش از تمايل اخير وليد جنبلاط رئيس جريان سوسياليت ترقي خواه به جريان ۸ مارس شاخص ترين جريان دروز همپيمان حزب الله است. اين حزب البته در پارلمان فعلي لبنان صاحب هيچ كرسي نيست. 

۴-جريان ملي آزاد لبنان (مسيحي):

     فكر ايجاد جريان ملي آزاد لبنان پس از تبعيد ميشل عون رئيس جمهور وقت لبنان به پاريس شكل گرفت. اين جريان در طول سال ها فعاليت سري خود را در بين مسيحيان ارتودكس لبنان ادامه داد تا آنكه پس از بازگشت ميشل عون در سال ۲۰۰۵ تشكيلات شكل رسمي به خود گرفت. اين جريان با جريان المرده پيمان استراتژيك بست. پس از تشكيل پارلمان اين جريان در سال ۲۰۰۶ با حزب الله پيمان استراتژيك منعقد كرد از بندهاي اين پيمان تشكيل جبهه واحد و به رسميت شناختن حق قانوني مقاومت و عدم خلع سلاح آن بود. 

      اين جريان از شاخه هاي اصلي ايجاد ائتلاف ۴۱ مارس بود ولي بعد از اين امضاي پيمان با حزب الله و امل و در روز جبل عامل به صف مخالفين اين جريان پيوست. گروه هاي جريان ۱۴ مارس از اين عمل ميشل عون به عنوان يك عمل غيراخلاقي براي رسيدن ميشل عون به كرسي رياست جمهوري لبنان ياد كردند. آرزويي كه با انتخاب ميشل سليمان به رياست جمهوري لبنان جامه عمل نپوشيد. با اين حال امروز همپيماني اين جريان با حزب الله آن را به قدرتمندترين جريان مسيحي در خاورميانه تبديل كرده است.

۵-حركت توحيد اسلامي (اهل تسنن):

    جنبشي است كه در سال ۱۹۷۲ ميلادي توسط شيخ «سعيد شعبان» تاسيس شد. شعبان در دهه هشتاد، ارتباط خوبي با ايران داشت. او با پشتيباني جريان هاي ديني اهل سنت، قدرت نظامي نيرومندي در شهر طرابلس تشكيل داد. جنبش او از چند مجموعه اسلامي كوچك مانند «جندالله» و «جنبش لبنان عربي» به وجود آمده بود. بر شهر طرابلس حاكميت پيدا كرد و درسال ۱۹۸۴، در اين شهر «امارات اسلامي» اعلام كرد .

      مخالفت نيروهاي سوري مستقر در لبنان با اين جريان باعث كاهش توان نفود آنان شد. سوري ها توانستند طي درگيري با اعضاي اين جنبش بر تمامي طرابلس مسلط شوند و از فعاليت اين جنبش بكاهند.بعداز اين درگيري ها، نفوذ اين جنبش كاهش پيدا كرد، ولي توسط فرزند موسس اين جنبش شيخ «بلال شعبان» دوباره با تاثير كمتري به ميدان بازگشت. امروز هم جنبشي نزديك به جريان حزب الله در بين اهل سنت لبنان به شمار مي آيد.

۶-جماعت اسلامي لبنان (اهل تسنن):

    اين جماعت يكي از شاخه هاي اخوان المسلمين است كه درسال ۱۹۴۶ به طور رسمي فعاليت خود را درلبنان آغاز كرد. «فتحي يكن» اولين دبيركل اين جماعت بود كه هدف از تاسيس آن تبليغ اسلام، مقابله با تمدن غربي و جامعه سازي اسلامي و تلاش براي بازگشت به اصول اصيل اسلامي بود.

    اين جماعت در دهه ۷۰ قرن گذشته در سراسر مناطق سني نشين لبنان نفوذ خود را توسعه داد بيشتر توجه جماعت اسلامي لبنان به موسسات رسمي ديني بود لذا نمايندگاني را دراين موسسات مثل شوراي عالي اسلامي و اداره اوقاف نصب كرد. اين جماعت به تدريج وارد فعاليت سياسي شد به طوري كه درسال ۱۹۷۲ اولين نماينده وابسته به جماعت اسلامي لبنان وارد پارلمان اين كشور شد.

    درجريان جنگ هاي داخلي لبنان درسال ۱۹۷۵ جماعت اسلامي لبنان گروه شبه نظامي موسوم به مجاهدين تشكيل داد تا از مناطق طرابلس، بيروت و صيدا حمايت كند. پس از اين جنگ نيروهاي وابسته به جماعت اسلامي لبنان سلاح هاي خود را به نيروهاي عربي تحويل دادند و مراكز نظامي خود را تعطيل كردند.

       اما با حمله ارتش صهيونيستي به لبنان درسال ۱۹۸۲ نيروهاي وابسته به جماعت اسلامي اين كشور مسلح شدند و تا خروج آخرين نظامي اسراييلي از جنوب لبنان به مبارزه خود با اين رژيم ادامه داد. از آن جايي كه اين جماعت به جدايي دين از سياست معتقد نيست و بر اين باور است كه فعاليت هاي سياسي كه در راستاي دفاع از حقوق مردم و برطرف كردن ظلمي از آنان باشد عبادت محسوب مي شود، درعرصه سياسي اين كشور حضور فعالي دارد و بعد از ترور رفيق حريري سياست اعتدال را ميان دو جناح اصلي لبنان يعني ۱۴ مارس و ۸ مارس درپيش گرفت.

     فتحي يكن دبيركل اين جماعت شخصيتي نزديك به حزب الله لبنان است. از ديگر شخصيت هاي اهل سنت همپيمان با حزب الله مي توان به دكتر فتحي يكن اشاره كرد.

      افكار اساسي يكن با انديشه اخوان المسلمين اشتراك دارد. بعداز ترور رفيق حريري، يكن به ائتلاف مخالفان دولت به رهبري حزب الله پيوست. با وجود احترام زيادي كه به جايگاه عربستان سعودي مي گذارد، به شدت از روش مقاومت و پايداري دفاع مي كند. ارتباطات شخصي و ديدارهاي متعدد، او را با رهبر تشكيلات القاعده مرتبط كرده، از او دفاع مي كند و معتقد است بزرگترين دشمن آمريكاست. حوادث ۱۱ سپتامبر را نفي نمي كند ولي با برخي سياست هاي القاعده به ويژه عملكرد ابومصيب زرقاوي را دربريدن سر گروگانها و… بسيار مخالف است. همچنين به تقريب ميان مذاهب اعتقاد دارد و به همكاري عميق ميان شيعه و اهل سنت ايمان دارد. وي در تجمع ۸ مارس امامت نماز جماعت تجمع كنندگان را برعهده داشت. او با همسرش منا حداد دانشگاه اسلامي جنان در طرابلس را اداره مي كند.

۷-حزب عربی دمکراتیک

     تاریخ وجود علوی‌ها یا «نصیری‌ها» در لبنان به آغاز قیمومیت فرانسه بر سوریه برمی‌گردد؛ آنگاه که فرانسه حکومت «جبل العلویین» (کوه علویان) (۱۹۲۰ – ۱۹۳۶م)  را بر ساحل سوریه برپا نمود. این حکومت استان لاذقیه و طرسوس امروزی سوریه و بخش‌هایی از شمال طرابلس در لبنان را شامل می‌شد.فرانسوی‌ها منطقه‌ی کوه نصیریان را سرزمین علویان نامیدند در حالی که این طائفه بیش از ده قرن به نام طائفه‌ی نصیریه و سرزمینشان نیز به نام جبال نصیریه مشهور بود. نصیری‌ها نیز این نام‌گذاری را پسندیدند و به آن راضی شدند و این نام را منتشر ساختند که تاکنون نیز مشهور است.

 اماکن وجود:

    طائفه‌ی نصیری در اماکنی مشخص و تقریبا منعزل و بسته در لبنان متمرکز هستند و محل اصلی تمرکز آنان در محله‌ی «بعل محسن» (که امروزه جبل محسن نامیده می‌شود) در طرابلس واقع است که ۶۰ ٪ جمعیت آنان را در خود جای می‌دهد، به علاوه‌ی تجمعات متفرق آنان در مناطق مسعودیه و سماقیه و حکر الظاهری و حوشه و تل حمیره در سهل عکار که ۳۸ ٪ دیگر از جمعیت این طائفه را تشکیل می‌دهند.

جمعیت و زبان و اصل این طائفه در لبنان:

    جمعیت این طائفه ـ بر اساس آمار رسمی در لبنان ـ در حدود ۶۵۰۰۰ تن می‌باشد در حالی که منابع خودِ نصیری‌ها این تعداد را ۱۰۰۰۰۰ تن می‌داند.پژوهشگران علوی در نوشته‌ها و تحقیقات خود اصل و ریشه‌ی طائفه‌ی خود را ـ همانند دیگر طوائف عرب ـ به یمن می‌رسانند که زبانشان عربی است و به زبان دیگری سخن نمی‌گویند. اما در مقابل بسیاری از مورخان اصول آنان را ترک و از وسط و جنوب شرق آناتولی می‌دانند.

مذهب و مرجعیت دینی:

    نصیریان یا علویان خود را چنین معرفی می‌کنند که آنان «طائفه‌ای از طوائف شیعه‌ی دوازده امامی هستند که در امور دینی و فقهی به مذهب جعفری عمل می‌کنند» آنان دارای مذهبی خاص هستند که از سوی خود آنان مذهب علوی نامیده می‌شود و خود این مذهب را چنین تعریف می‌کنند که «مذهبی است همانند دیگر مذاهب شیعی که علی را از غیر او برتر و افضل می‌دانند و از چارچوب مذاهب اسلامی خارج نیستند».اما این طائفه از سوی بسیاری از علما از جمله شیخ الاسلام ابن تیمیه و شاگردان وی به عنوان یکی از فرقه‌های باطنی تحریف کننده‌ی اصول اسلامی شناخته می‌شود در حالی که برخی از مورخان در کتاب‌های خود اشاره به مراسم دینی عجیب و غریب این طائفه و انکار ارکان اساسی دین اسلام از سوی آنان کرده‌اند.

به رسمیت شناخته شدن این طائفه و اختلافات داخلی:

    پس از توافق‌نامه‌ی طائف در سال ۱۹۸۹ میلادی، این طائفه به رسمیت شناخته شده و در تاریخ ۱۷ آگست ۱۹۹۵ میلادی پارلمان لبنان با صدور قانون شماره ۴۴۹ اجازه تنظیم و اداره‌ی امور دینی و اوقاف و موسسات خیریه و اجتماعی این طائفه را بر اساس احکام شریعت و فقه جعفری به خود آنان اعطا کرد اما به سبب برخی مشکلات داخلیِ خودِ این طائفه، قانون مزبور تا سال ۲۰۰۳ میلادی به اجرا درنیامد و دو نماینده‌ی علوی مجلس وقت لبنان به نام‌های احمد حبوس و عبدالرحمن عبدالرحمن اقدام به تشکیل کمیسیون موقتی به مدت سه سال نمودند که کارهای این مجلس را انجام دهد و وکیل علوی، بدر ونوس به عنوان رئیس آن برگزیده شد.

     در تاریخ ۲۴ مارس ۲۰۰۷ میلادی اسد علی عاصی به عنوان رئیس مجلس و مهندس محمد خضر عصفور به سمت نائب رئیس آن برگزیده شد. اما این مجلس به سبب اختلافات داخلی تا تاریخ ۲۰ مارس ۲۰۰۹ میلادی نتوانست اعتراف رسمی حکومت را به دست آورد.

وفاداری سیاسی نصیری‌های لبنان:

   نصیریان در آغاز نسبت به مستعمران فرانسوی که حکومت علویان را به وجود آوردند وفادار بودند زیرا فرانسوی‌ها آنان را با تشویق به جدایی از حکومت مادر علیه حکومت‌های علوی تشویق می‌کردند، چیزی که برای مدتی نیز رخ داد.اما هم اکنون و با وجود آنکه علوی‌ها همیشه بر این تاکید می‌کنند که «تا مغز استخوان لبنانی هستند» باز نمی‌توانند وفاداری مطلق خود به نظام بعثی در سوریه را مخفی کنند. البته این مانع از آن نشده است که برخی از شخصیت‌های این طائفه به صورت فردی به مخالفت با سیاست‌های نظام بعثی سوریه بپردازند.

    نصیری‌ها در سال ۱۹۷۶ میلادی و در پی وقوع اختلاف میان فلسطینی‌ها و سوری‌ها جانب حافظ اسد را گرفتند. در آن هنگام نظام سوریه به جانبداری از علوی‌های جبل محسن پرداخت و فلسطینی‌ها نیز به دفاع از اهالی اهل سنت تبانه پرداختند.پس از تجاوز ارتش اسرائیل به بیروت و بازگشت یاسر عرفات به طرابلس حرکت «توحید» توسط اهالی سنی این منطقه تشکیل شد. این حرکت از هم‌پیمانان یاسر عرفات بود اما پس از درگیری‌های وسیع، یاسر عرفات از طرابلس خارج شد و سوری‌ها توانستند پس از محاصره‌ای که ۳۵ روز به طول انجامید وارد این شهر شوند. علوی‌ها پس از آن طرابلس را تحت کنترل کامل خود درآوردند و اقدام به دستگیری‌های فراگیر علیه مخالفان خود نمودند. بعدها «علی عید» نماینده‌ی سابق علوی‌ها متهم به ارتکاب قتل عام صدها تن از اهالی تبانه شد.«حزب عربی دمکراتیک» یکی از احزاب سیاسی اصلی نصیری‌ها در لبنان است که حزبی کاملا وابسته به نظام بعثی سوریه در دمشق است.

مشارکت‌های سیاسی و اجتماعی:

   می‌توان گفت تاریخ جدید علوی‌ها در لبنان از سال ۱۹۹۲ میلادی آغاز شد؛ آنگاه که این طائفه توانست حق ۲ ٪ از سهم کرسی‌های پارلمان را به دست آورد. پیش از این طائفه‌ی علویان در لبنان به صورت رسمی مورد اعتراف حکومتی نبودند و با توافقنامه طائف به سال ۱۹۸۹ میلادی که به موجب آن جنگ داخلی در لبنان پایان یافت علویان توانستند دو نماینده از شهرهای طرابلس و عکار داشته باشند.هم اکنون (هنگام نوشته شدن این مقاله) بدر ونوس از حرکت المستقبل از طرابلس و مصطفی حسین که سال گذشته از حرکت المستقبل جدا شد از شهر عکار به عنوان نمایندگان این طائفه در پارلمان لبنان حضور دارند.

    بر اساس توافقنامه‌ی طائف نصیری‌ها اجازه‌ی وارد شدن به ارتش لبنان و ارتقا به رتبه‌های افسری را یافتند و همچنین توانستند در سهم‌بندی شغل‌های دولتی که بر اساس نسبت جمعیتی و حضور هر طائفه است سهمی داشته باشند. تا پیش از آن به سبب عدم رسمیت قانونی این طائفه نصیری‌ها سهم ویژه‌ای در شغل‌های حکومتی نداشتند.

    علی رغم وجود برخی از فتاوا و آرای فقهی در درون خود طائفه‌ی علوی که ازدواج با غیر نصیریان را جایز نمی‌داند برخی از حالات ازدواج میان نصیریان لبنان و دیگران از جمله سنیان و شیعیان لبنان هر چند اندک به ویژه در مناطق شمال مشاهده شده است.

شخصیت‌های بارز:

     علی عید، نماینده‌ی پیشین پارلمان و موسس جنبش جوانان علوی یکی از شخصیت‌های اصلی در میان نصیری‌های لبنان است. وی هم‌پیمان جدی رفعت اسد برادر حافظ اسد رئیس جمهور پیشین سوریه بود. همچنین «احمد حبوس» نماینده‌ی سابق پارلمان، و نماینده‌ی کنونی «بدر ونوس»، و همینطور «رفعت عید» پسر علی عید که از طرفداران پر و پا قرص بشار اسد رئیس جمهور بعثی کنونی سوریه است.

۸- جبهه عمل اسلامي

     جبهه عمل اسلامي، جنبشي جدا شده از جماعت اسلامي بود که از مجموعه‌اي از نيروهاي کوچک و پراکنده در محافل اهل سنّت شکل گرفت. اين گروه‌ها با اين عنوان از چندسال گذشته، در دور جديد فعاليت، کنار هم قرار گرفته بودند. عالم ديني، شيخ دکتر «فتحي يکن»(متولد سال: ۱۹۳۳) اين جنبش را تأسيس کرد. ايشان جزو موسسان جنبش عمل اسلامي و جماعت اسلامي در دهه پنجاه به شمار مي‌آيد. تا سال ۱۹۹۲ سمت دبيرکل جماعت اسلامي را داشت. در اين تاريخ از جماعت اسلامي استعفا داد و بيشتر به فعاليت سياسي پرداخت. او به همراه همسرش «مني حداد» که يکي از فعالان عرصه تبليغ ديني است، «دانشگاه الجنان» را در لبنان تأسيس کردند.

     فتحي يکن يکي از مهمترين پژوهشگران و نويسندگان اهل سنّت است که‌انديشه هايش نزديک به نيم قرن است که بر اسلامگرايان اهل سنّت لبنان تأثير بسيار گذاشته است. يکن يکي از مهمترين متفکّران و پژوهشگران اهل سنّت به شمار مي‌آيد. ۳۵ کتاب دارد که بيشتر در انديشه اسلامي معاصر، دغدغه‌هاي تبليغ و انديشه جنبش اسلامي و … نگاشته شده است. برخي معتقدند: نوشته‌هاي دکتر يکن، به‌انديشه سيد قطب متمايل است ولي به نظر مي‌رسد عملکرد او بر مبناي روش اعتدالي و روشي که جماعت اسلامي لبنان بدان شناخته شده است، پيش مي‌رود. با اين که به‌انديشه خلافت اسلامي و بازگشت خلافت عثماني متمايل است ولي انديشه تشکيل حکومت اسلامي در لبنان را در قاموس سياسي- اسلامي خود قرار نمي‌دهد و طايفه گري سياسي را ردّ مي‌کند.

      يکن به سازگارکردن فقه، متناسب با جغرافيا و مناطق خاص دعوت مي‌کند. به همين جهت معتقد است فقه «دار الحرب» با «فقه دار الاسلام» متفاوت است. به گفتگو به عنوان سرلوحه انديشه ديني، معتقد است. به سياستي رحماني و تبليغي دعوت مي‌کند و از عالمان ديني که گرايشي تندرو و خشمگين دارند، انتقاد مي‌نمايد. به پروژه‌هايي با هدف پاسداري از هويّت دعوت مي‌کند. به نقش زن در عملکرد اجتماعي و سياسي و عدم زندان کردن زن در خانه اعتقاد دارد. به شدّت از فعاليت زنان دفاع مي‌کند، با اين حال تا حدودي با حرکت تصحيحي جريان‌هاي سلفي-چنانکه خود توصيف مي‌کنند- در عقايد و شعائر موافق است و البته به شدّت با روش تکفير مخالفت مي‌کند.

     افکار اساسي يکن با انديشه اخوان المسلمين، اشتراک دارد. بعد از ترور رفيق حريري، يکن به ائتلاف مخالفان دولت به رهبري حزب الله پيوست. با وجود احترام زيادي که به جايگاه عربستان سعودي مي‌گذارد، به شدّت از روش مقاومت و پايداري دفاع مي‌کند. ارتباطات شخصي و ديدارهاي متعدد، او را با رهبر تشکيلات القاعده، مرتبط کرده. از او دفاع مي‌کند و معتقد است بزرگترين دشمن آمريکاست. حوادث ۱۱ سپتامبر را نفي نمي‌کند ولي با برخي سياست‌هاي القاعده به ويژه عملکرد ابومصعب زرقاوي را در بريدن سر گروگانها و … بسيار مخالف است. همچنين به تقريب ميان مذاهب اعتقاد دارد و به همکاري عميق ميان شيعه و اهل سنّت ايمان دارد.

۹-جريان سنّتي اجتهادي؛ جمعيت طرح‌هاي خيريه اسلامي«احباش»

    اين جمعيّت در سال ۱۹۸۰ ميلادي زير نظر رهبر معنوي اين گروه شيخ «عبدالله هرري حبشي» تأسيس شد، مديريت اين جمعيّت را شيخ «نزار حلبي» به عهده داشت که در سال ۱۹۹۹ميلادي ترور شد. حلبي در تبديل اين جمعيّت به قدرتي منسجم و متفاوت از ديگر جريان‌هاي اهل سنّت، نقش آفرين بود. اين جريان خود را وقف نقد و محکوم کردن تمامي مباني انديشه اخوان المسلمين کرده بود و کتاب‌هاي زيادي در اين زمينه نگاشت. جمعيت با نگاهي انتقادي به تمامي ادبيات اخوان مي‌نگريست به همين جهت اين جمعيّت از رويارويي رژيم‌هاي عربي با جنبش‌هاي اسلامي اهل سنّت پشتيباني مي‌کرد. احباش با خشونت و ترور رهبران حکومت‌هاي عربي مخالف بود. به مذاهب چهارگانه رسمي اهل سنّت اعتقاد داشت و بر مذهب شافعي تأکيد مي‌کرد. به مذاهب جديد اعتقادي نداشت. به همين جهت از سويي با انديشه اخوان المسلمين و از سوي ديگر با جريان سلفي-وهابي رودر رو مي‌شد، زيرا اين مذاهب، نوپديد هستند.

    حلبي در سال ۱۹۹۹ميلادي ترور شد و جنبش احباش بعد از او به شيخ «حسام الدين قراقيره» تحويل داده شد. در دوره حضور سوريه در لبنان، احباش از طرف اين کشور به شکل مستمر حمايت مي‌شدند. گفته مي‌شود: سوريه اين حرکت را با هدف مواجهه با اخوان المسلمين به وجود آورده است.برخي معتقدند: جنبش احباش به جهت داشتن انديشه‌هاي متعددي، تمايز يافته: گرايشي تهاجمي عليه بيشتر نهادهاي ديني و شخصيت‌هاي اسلامي دارد؛ در فهم متون ديني به روش تأويل تکيه مي‌کند؛ نظرات فقهي ناآشنايي با جامعه اهل سنّت دارد، مانند: جواز گرفتن ربا از کافران، جواز بيرون آمدن زن از خانه در حالي که از عطر استفاده کرده، جواز دزدي از غير مسلمانان، ممنوعيّت زکات دادن به وسيله اسکناس. گروه احباش انديشه اجراي شريعت و تشکيل حکومت ديني را تحقير مي‌کند.

ساير گروه هاي سياسي سني

      جمعيت خيريه اسلامي، حزب آزادي عربي، حزب نجاد، حزب اتحاد، جنبش عربي لبنان و كنگره مردمي لبنان از جمله ديگر احزاب سني هستند كه حضور كم و بيش فعالي درعرصه تحولات سياسي اين كشور دارند.

نتیجه گیری

      عرصه پرشتاب لبنان به گونه‌اي‌ است كه طوايف و گرايش‌هاي مختلف مذهبي اين كشور را وادار كرد با تشكيل گروه يا گروه‌هايي پاي به عرصه تحولات لبنان بگذارند. مسير پرپيچ و خم سياست داخلي لبنان اين گروه‌ها را مجبور كرد تا در اين مسير با يكديگر ائتلاف كنند و گاهي هم در روبروي يكديگر بگيرند.تحولات جاري در لبنان و منطقه باعث شده كه چشم هاي زيادي به اين كشور دوخته شود. هر چند اين توجه، دلايل مختلفي مي تواند داشته باشد اما شواهد نشان مي دهد كه لبنان هنوز در گذرگاه خطرناكي قرار دارد و عبور از بحران تشكيل كابينه در اين كشور همچون ساير بحران ها به راحتي امكان پذير نيست.

      يكي از عواملي كه عبور از بحران موجود را دشوار مي سازد به غير از تعدد و تنوع احزاب و گروه هاي سياسي، مسئله دخالت كشورهاي خارجي در مسائل و مشكلات جاري اين كشور است. برخي كشورهاي غربي و در رأس آنها ايالات متحده از روند جريانات سياسي در لبنان راضي نيستند و به عناوين مختلف مي كوشند با دخالت در تحولات سياسي اوضاع را به نفع خويش كنترل كنند. همچنين برخي از كشورهاي عرب منطقه هم به دقت مسائل اين كشور مديترانه اي را زير نظر دارند تا مبادا دولتي بر سر كار آيد كه منافع آنان را به خطر اندازد. در هر صورت تضاد منافع قدرت هاي خارجي و موازي نبودن آنها با منافع و مصالح داخلي باعث شده اين كشور همچنان با مسئله تشكيل نشدن دولت روبه رو شود همان طور كه در گذشته نيز اين كشور تحت تأثير همين مسائل، زمان زيادي بدون رئيس جمهور، نخست وزير، پارلمان و… به سر برده است. يكي از كشورهايي كه تأثير زيادي در تحولات لبنان داشته و نقش مؤثري در معادلات منطقه اي و جهاني اين كشور بازي مي كند سوريه است

    در زمان حال،هر چند بسياري از تحليلگران پيروزي جناح ۱۴ مارس را در نتيجه دادن رشوه و خريد آراي مردم از سوي اين جناح و متحدان خارجي اش قلمداد كردند ليكن گروه ۸ مارس و به ويژه حزب الله به هيچ وجه درصدد مخالفت و اعتراض برنيامد و وحدت ملي و مصالح كشور را مقدم بر هرگونه اختلاف و تشنج دانست به همين دليل ناظران آگاه اين پيروزي را پيروزي حزب الله و نه جناح ۱۴ مارس ارزيابي كردند چرا كه به عقيده آنان حزب الله توانست با درايت و هوشياري هرگونه توطئه را خنثي و جلو تشتت و درگيري هاي داخلي و جنگ هاي فرقه اي و مذهبي را بگيرد.
از سوي ديگر، تمامي تلاش حزب الله و متحدانش در جهت تشكيل كابينه وحدت ملي به كار گرفته شد و حتي جناح ۸ مارس عنوان كرد كه براي رسيدن به وحدت ملي از هيچ تلاشي فروگذار نخواهد كرد.

     شركت نكردن حزب الله دركابينه هم به معناي ادامه بحران تشكيل دولت تا بي نهايت خواهد بود چرا كه حزب الله در درون خود ويژگي هايي دارد كه باقي احزاب لبناني دراختيار ندارند، حزب الله قدرتي نظامي دارد كه توانسته با تكيه براين قدرت با ارتش اسرائيل به عنوان قوي ترين قدرت نظامي منطقه مقابله كرده و آن را شكست دهد. همچنين حزب الله حزبي سياسي، اجتماعي و قدرتي انتخاباتي است كه در ميان شيعيان و ديگر مردم لبنان طرفداران بسياري دارد. حزب الله آزمون هاي زيادي را پشت سرگذاشته و نشان داده كه هميشه دركنار هواداران خود ايستاده و هرگز آنان را رها نخواهد كرد، از سوي ديگر، حزب الله منحصر به يك فرد نبوده و حقيقتي ثابت است كه براي ادامه مسيرش تكيه زيادي بر لبناني ها و طرفدارانش دارد. بازسازي ويرانه هاي پس از جنگ تابستان ۲۰۰۶ و كمك هاي مادي و معنوي كه حزب الله درا ختيار مردم قرار داد نمونه زيادي در لبنان نداشته و پديده اي نو محسوب مي شود.

      صحنه کارزار لبنان محدود به جدال و تنش‌های داخلی گروه‌های رقیب نبوده است بلکه لبنان به عرصه رویارویی و زورآزمایی کشورهای خارجی رقیب تبدیل شده است. مخرج مشترک سیاست‌های اسرائیل، آمریکا، فرانسه، عربستان و ائتلاف ۱۴ مارس، محدودیت سیاسی و نظامی حزب‌الله می‌باشد. همراهان خارجی گروه حاکم محدودیت حزب‌الله را محدودیت محور ایران می‌دانند و از هر ابزاری برای تضعیف اهرم‌های نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه بهره می‌گیرند. استراتژی مشخص دولت آمریکا طی چند سال گذشته، بهره‌گیری از قطعنامه‌های شورای امنیت در جهت حمایت از جریان حاکم و مخالفت با حزب‌الله لبنان بوده است؛ طرح مسأله مزارع شبعا نیز در این راستا قابل ارزیابی می‌باشد. واشنگتن از آشفته بازار سیاست لبنان متاعی کسب ننمود. آمریکا طی دو سال گذشته ۲۵۰ میلیون دلار کمک نظامی در اختیار ارتش لبنان قرار داد و قاعدتاً انتظار آن را داشت که ارتش در درگیری‌های بین حزب‌الله و جریان مخالف مقاومت، بی‌طرفی کامل را رها سازد و به دفاع از دولت و نهادهای وابسته به جریان حاکم بپردازد.

        حزب‌الله در نبرد نظامی و سیاسی اخیر توانست حاکمیت (ضعیف) جریان ۱۴ مارس را بیش از گذشته به چالش بکشاند، دولت حاکم را به طور آشکار به عقب‌نشینی وادار سازد، سهم جریان مخالف را در کابینه افزایش دهد، گام بلندی برای اصلاح در ساختار قدرت لبنان بردارد و موضوعات مربوط به سلاح جنبش را برای مقطعی به حاشیه براند. در چینن شرایطی جریان ۱۴ مارس نمی‌تواند بدون لحاظ نظرات مخالفان، اهداف سیاسی خود را به پیش ببرد. در ورای چنین تحلیل و نگاهی، اختلاف‌ و شکاف نیروهای رقیب آنقدر عمیق به نظر می‌رسد که نمی‌توان چنین استنباط نمود که توافق گروه‌های لبنانی در دوحه پایان مناقشه سیاسی باشد. لبنان با حضور میشل سلیمان، کابینه ضعیف شده سنیوره و فروکش کردن جدال‌های ماه‌های اخیر می‌تواند شاهد مقطعی کوتاه از آرامش باشد. بستر جامعه لبنان خواهان استمرار آرامش است اما آنچه که می‌تواند این محیط روانی ـ سیاسی را برهم زند، غلبه این احساس بر گروه‌های رقیب در میان‌مدت است که تغییر چندانی در قوانین انتخاباتی و چینش قدرت سیاسی در لبنان رخ نداده باشد. در این صورت لبنان در آستانه انتخابات ۲۰۰۹، می‌تواند در انتظار بهاری گرم باشد. حیات سیاسی جدید لبنان در مواجهه با چالش‌های فرارو به انتظار عقلانیت و تدبیر بیشتر نیروهای لبنانی نشسته است. آرامش کامل لبنان به آینده‌ای دوردست تعلق دارد.

منابع

دانشنامه ویکی پدیا

روزنامه همشهری انلاین

روزنامه ایران شماره۴۲۳۰

خبرگزاری فارس

سیدعلی حق شناس مطالعه تطبیقی دموکراسی‌های اجماعی-موردلبنان-روزنامه اطلاعات،مقاله، دی ماه ۱۳۸۷.

حق‌شناس، علی،ساختار سیاسی اجتماعی لبنان وتاثیر آن بر پیدایش جنبش امل ، نخستین منبع فارسی جنبش امل)، تهران، سنا، ۱۳۸۸.

محمدحسن رجبی، علمای مجاهد، ص ۲۸۸، مرکز اسناد انقلاب اسلامی

جایگاه حزب الله در انتخابات شهرداری های لبنان،دکتر بلال نعیم،تهیه وترجمه مهندس مهدی قنبری

گروه پژوهش خبرگزاری قدس

روزنامه کیهان شماره۱۹۴۹۵،ص۱۲، ۰۴/۰۸/۱۳۸۸

الجزیره – ترجمه: عبدالله .م

دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، ماهنامه راه، شماره ۴۱، خرداد ۸۸

سایت تحلیلی وسیاسی خبر عصرایران، کد خبر: ۲۱۲۱۷۰، تاریخ انتشار: ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۱ – ۱۵:۱۵

www.asrehjadid.ir

http://www.islamtimes.org

http://qodsna.mihanblog.com/post/298

http://hamshahrionline.ir/details/37938

http://www.asnoor.ir

http://rasekhoon.net/article/show-37319.aspx

www.asriran.com

http://www.csr.ir

http://siasi.porsemani.ir/content