ازدواج وطلاق

چكيده

ازدواج وطلاق دو مقوله ودوواژه آشنا در حيات بشري است.خانواده به عنوان كوچكترين ومهمترين نهاد اجتماعي وزير بنايي جامعه حاصل ازدواج است.هدف هاي گوناگوني  در ازدواج مطرح است كه مهمترين اهداف آن فرا بميتوان به تحكيم روابط،ارضاي نيازهاي جسماني،توليد مثل وحفظ بقا،حفظ نژاد وطايفه،پيشگيري از هنجارهلاي ناسالم اجتماعي و… اشاره كرد.

ازدواج مهمترين انتخاب يك انسان در طول زندگي خويش است اما اين انتخاب نيازمند رعايت فاكتورهايي براي تحكيم وقوام است.اين فاكتورها نيازمند بررسي دقيق واساسي قبل از ازدواج است كه مي توان با مشاوره درست با افراد ذي صلاح و مطالعه  و… به آن دست يافت.

اما با رشد تكنولوژي،درابعاد وسيع وملي باكاهش پايبندي افراد ومسئوليت پذيري انان در امر خانواده وازدواج روبه رو هستيم دليل اين امر نيز رشد روزافزون طلاق در جامعه ما وجهان است.به طوريكه در كشور ما ايران كه به عنوان جامعه اسلامي وسنتي شناخته شده است در هر 5 ازدواج يك ازدواج به طلاق مي انجامد.

پديده طلاق در نوع خود داراي آثار وپديده هاي ماتاخري است كه بسيار با اهميت است از اين نوع پديده ها وهنجار ها مي توان به افسردگي فرد مطلقه،فراواني شيوع بزه كاري در فرزندان وافراد مطلقه،تغيير برخورد افراد جامعه به فرد مطلقه (به خصوص زنان)،تغيير نوع روابط خانوادگي افراد با فرد مطلقه،و……اشاره داشت.

براي جلوگيري از طلاق واز هم پاشيدگي،راهكارهاي مفيدي وجود داردكه اين راهكارها به سه دوره قبل ازازدواج ،حين ازدواج،درموقع طلاق(دادگاه ومشاوره)تقسيم بندي مي شود.

بايد اين را دانست كه طلاق بدترين راه حل براي رفع هنجارهاي خانوادگي است وتا اندازه اي كه مي شود  وامكان براي تدوام پيوند خانوادگي وجود دارد سعي كرد.

 

كليد واژه:طلاق،ازدواج،تاريخچه ازدواج وطلاق،راهكارهاي جلوگيري از طلاق،آثار طلاق،آمار ازدواج وطلاق

مقدمه

نهاد خانواده کوچکترین نظام اجتماعی است که ثبات واستحکام آن موثردرثبات جامعه ومصون ماندن آن از پیامدهای سوءناشی ازاین عدم ثبات دارد.از هم گسیختگی نهاد خانواده که غالباً درقالب طلاق پدیدار می شود،تأثیرات نامطلوبی بر پیکره اجتماع دارد که جلوگیری از آن رابا شناخت عوامل طلاق وراهکارهای پیشگیری ازآن اجتناب ناپذیر می سازد. طلاق دلایل گوناگونی دارد.این دلایل متناسب با موقعیت،طبقه وجایگاه اجتماعی زوجین متفاوت است.شناخت عوامل موثر درشکل گیری این پدیده درکنترل وکاهش آن نقش به سزایی خواهد داشت.دریک نگاه کلی می توان علل وعوامل طلاق را درعوامل اقتصادی،عوامل اجتماعی مانند اختلافات فرهنگی وسطح طبقاتی وعوامل ارتباطی مانند سوءظن وبددلی وبدبینی وعوامل شخصیتی مانند ضعف اعتقادات وعدم ثبات شخصیت وبالاخره عوامل جنسی وعاطفی خلاصه نمود. ازدواج وحدتی اجتماعی یا قراردادی قانونی بین مردم است که باعث بوجود آمدن خویشاوندی می‌شود. این عمل در روابط میان اشخاص یک سنّت- معمولاً صمیمی و جنسی- که به طُرُقِ مختلف این مسئله تصدیق شده‌است- و وابسته به فرهنگ یا شاخه‌های فرهنگ در هر زمینه‌ای که درک بشود، می‌باشد. همچون یک اتحاد غالباً توسط مراسم عروسی رسمی می‌شود، که شاید به آن زناشویی هم گفته شود.مردم دلایل زیادی برای وصلت‌کردن دارند که شامل یک یا تعداد بیشتری از موارد زیر می‌شود: قانون، جامعه، خواسته جنسی، احساس، اقتصاد، روان و مذهب. اینها ممکن است ازدواج‌های تنظیم‌شده، الزامات خانوادگی، تشکیلات قانونیِ یک هستهٔ واحد خانواده، قانون محافظت از کودکان و بیانیهٔ عمومی تعهد را هم شامل شوند. معمولاً عمل ازدواج بین افراد شرکت کننده باعث بوجود آمدن هنجار یا الزامات قانونی می‌شود. در برخی جوامع این الزامات حتی به سوی برخی از اعضای خانواده‌های اشخاص ازدواج کننده کشیده می‌شود. برخی فرهنگ‌ها فسخ ازدواج را بواسطهٔ طلاق یا ابطال جایز می‌شمرند.ازدواج یا پیوند زناشویی پیوندی آیینی‌است که طی احکام یا رسومی خاص بین زن و مرد در مذاهب و کشورهای مختلف برقرار می‌شود تا به تشکیل خانواده منجر گردد و می‌تواند منجر به زایش فرزند شود. در برخی از کشورهای جهان، ازدواج همجنس‌گرایان، یعنی ازدواج دو مرد یا دو زن با یکدیگر و تشکیل خانواده نیز وجود دارد.مردم‌شناسان برای اینکه تنوع وسیع اَعمال زناشویی مشاهده شده از سوی فرهنگ را در نظر بگیرند چندین تعریف رقابتی از ازدواج پیشنهاد کرده‌اند. اِدوارد وست‌مارک در کتابش با عنوان «تاریخ ازدواج انسان (۱۹۲۱)» ازدواج را به این صورت تعریف می‌کند: ارتباط پردوام یا کم‌دوام نر و ماده گذشته از عمل زادآوری محض تا بعد از تولد فرزند«.او در کتاب» آینده ازدواج در تمدن وسترن «تعریف پیشین‌اش را رد می‌کند و در عوض بطور موقت ازدواج را این‌گونه تعریف می‌کند:»رابطه یک یا تعداد بیشتری مرد با یک یا تعداد بیشتری زن که بوسیله عرف یا قانون پذیرفته شده‌است«.یادداشت‌ها و جستجوها (۱۹۵۱)، کتابچه راهنمای انسان شناسی، ازدواج را چنین تعریف کرده‌است، «پیوندی بین یک زن و یک مرد بطوریکه بچه‌های متولد شده از زن بعنوان فرزندان مشروع هر دوی والدین شناخته شوند.» در راستای رویه معمول در میان مردم ساکن قبایل جنوب سودان و غرب اتیوپی که به زن‌ها اجازه می‌داد در شرایط خاص در نقش شوهر عمل کنند، کاتلین گوگ [ انسان شناس بریتانیایی ] پیشنهاد داد که آن تعریف را به این صورت تغییر دهند که «یک زن و یک یا چند شخص دیگر».دموند لیچ تعریف گافس را مورد انتقاد قرار می‌دهد و آن را در مقوله شناخت حلال‌زادگی(مشروعیت) فرزند بسیار دست و پا گیر می‌داند و پیشنهاد می‌کند که ازدواج را مانند انواع متفاوتی از قوانین که برای اجرایی شدن وضع می‌شوند نگاه کنیم. لیچ تعریف‌اش را باز می‌کند و می‌گوید: «ازدواج رابطه‌ای است که بین یک زن با یک یا تعداد بیشتری از اشخاص دیگر برقرار می‌شود- که این روابط تولد کودکی را تحت پیشامدهایی که توسط قوانین رابطه‌ها قدغن نشده‌اند میسّر می‌کند- تمامی قوانین همگانی مراتب تولد مطابقت داده شده‌اند با عضوهای معمولی یا سطوح متفاوت جامعه». استدلال لیچ این است که هیچ‌کدام از تعاریف ازدواج برای همه فرهنگ‌ها قابل اجرا نیست. او لیستی از ده قانون مرتبط‌شده با ازدواج را ارائه می‌کند شامل انحصار جنسی، قوانینی با احترام به کودک و قوانین متنوع ویژه‌ای از سوی فرهنگ. دوران بل همچنین تعریف بنیان مشروعیت را با این اصل که برخی جوامع برای ازدواج به مشروعیت احتیاج ندارند مورد نقد قرار می‌دهد و اینگونه استدلال می‌کند: در جوامعی که نامشروعیت فقط به معنای ازدواج نکردن مادر است و غیر از این هیچ قانون ضمنی دیگری وجود ندارد تعریف بنیان مشروعیت ازدواج چرخه‌ای است. او تعریف ازدواج را در مقوله قوانین دستیابی جنسی قرار می‌دهد.

تاریخ ازدواج بر اساس فرهنگ

گرچه نهاد خانواده از تاریخ ثبت شده موثق فراتر می‌رود بسیاری از فرهنگ‌ها افسانه‌هایی پیرامون خاستگاه ازدواج دارند. روشی که بدان صورت ازدواج انجام می‌شود و قواعد و انشعابات آن مانند خود نهاد بسته به فرهنگ و ویزگی‌های آماری دوره در طول زمان تغییر کرده‌است فرهنگ‌های گوناگون تئوری‌های خود را در مورد خاستگاه ازدواج داشته‌اند. برای مثال یکی می‌تواند ریشه در نیاز مرد به اطمینان از پدر فرزندانش بودن داشته باشد. در نتیجه شاید او راغب باشد که هزینه عروس را بپردازد یا یک زن را به ازای دسترسی اختصاصی جنسی تامین کند حلال زادگی نتیجه این معامله‌است تا انگیزه‌های آن. در جامعه کومانچی زنان متاهل بیشتر کار می‌کنند آزادی جنسی را ازدست می‌دهند و به نظر نمی‌رسد هیچ سودی از ازدواج عاید کننداما زن‌هایی که می‌شد آنها را به همسری گرفت، همواره منبع حسادت و ستیز در قبیله بودند، بنابر این معمولا انتخابی جز تن دادن به ازدواج نداشتند. «تقریبا در همه جوامع، دستیابی به زن‌ها به نوعی از طریق رسمی و قانونی ممکن شده‌است تا بتوان شدت رقابت‌ها را کاهش داد.» انواعی از ازدواج‌های گروهی که در آنها بیش از یک نفر از یک جنس شرکت دارد، ولی چندزنی یا چند شوهری نیستند، در تاریخ وجود داشته‌اند. اگرچه که این گونه ازدواج‌ها به ندرت اتفاق می‌افتاد. از ۲۵۰ جامعه آماری که در سال ۱۹۴۹ توسط انسان شناس آمریکایی جورج پی. مرداک گزارش شده بود، تنها در میان اهالی کینگنگِ برزیل نوعی ازدواج گروهی دیده شد. انواع متفاوتی از ازدواج در دنیا وجود دارد. در بعضی از جوامع، فرد محدود است به اینکه در هر زمان تنها در یک زوج باقی بماند (تک همسری)، در حالیکه سایرفرهنگ‌ها به مرد اجازه می‌دهند که بیش از یک همسر داشته باشد (چندزنی) یا، در جوامع معدودی، به زن اجازه داده می‌شود که بیش از یک شوهر اختیار کند (چندشوهری). بعضی از جوامع نیز ازدواج بین دو مرد یا دو زن را مجاز می‌دانند. بیشتر جوامع برای ازدواج محدودیت‌هایی روی سن وسال افراد، روابط خویشاوندی پیشین آنها و یا عضویتشان در گروه‌های مذهبی و یا سایر گروه‌های اجتماعی قرار می‌دهند.

ازدواج در اروپا

در یونان باستان، هیچ گونه مراسم خاص حقوقی برای ایجاد یک ازدواج لازم نبود – تنها توافق طرفین و اینکه زوج باید یکدیگر را بعنوان زن و شوهر بپذیرند کافی بود [نیاز به ارجاع دارد]. مردها معمولا وقتی به دوره ۲۰ یا ۳۰ سالگی می‌رسیدند ازدواج می‌کردند [نیاز به ارجاع دارد] و انتظار داشتند که زن‌های آنها در اوان نوجوانی باشند. عنوان شده‌است که این سنین برای یونانیان مناسب بود چرا که مردان معمولا تا سن ۳۰ از خدمت سربازی فارغ شده بودند، و ازدواج با یک دختر جوان، باکرگی او را تضمین می‌کرد زنان ازدواج کرده یونانی در یونان باستان حقوق کمی داشتند و انتظار می‌رفت که از خانه و فرزندان مراقبت کنند زمان، عامل با اهمیتی در ازدواج‌های یونانی بود. به عنوان مثال، بر اساس یک عقیده خرافی، ازدواج در زمانی که ماه کامل بود خوش شانسی می‌آورده و همچنین از نظر رابرت فلاسلیره، یونانیان در زمستان ازدواج می‌کردند [نیاز به ارجاع دارد]. وراثت بسیار مهمتر از احساسات بود: زنی که پدرش می‌مرد در صورتی که هیچ وارث مذکری نداشت وادار می‌شد که با نزدیکترین خویشاوند مذکر خود ازدواج کند – حتی اگر اول مجبور بود از شوهرش طلاق بگیرد. در روم باستان انواع گوناگونی از ازدواج وجود داشت. گونه سنتی (متعارف) آن conventio in manum نامیده می‌شد نیاز به مراسمی با حضور شاهدان داشت و با مراسم بخصوصی نیز باطل می‌شد. در این گونه ازدواج، زن حقوق ارث بری را در خانواده سابق خود از دست می‌داد و حقوق خانواده جدیدش را می‌گرفت. او دیگر تحت تبعیت اختیارات همسرش بود ]نیاز به ارجاع دارد[. یک نوع ازدواج آزاد وجود داشت تحت عنوان sine manu. در این قرارداد، زن همچنان یک عضو از خانواده خود باقی می‌ماند، او تحت تبعیت پدرش می‌ماند، حقوق ارث بری خانواده سابق خود را حفظ می‌کند وهیچ حقوقی در خانواده جدیدش دریافت نمی‌کند. حداقل سن ازدواج برای دختران ۱۲ سال بود.از اوایل دوره مسحیت (سالهای ۳۰ تا ۳۲۵)، به ازدواج به دید یک مقولهی کاملا خصوصی نگاه می‌شد[نیاز به ارجاع دارد]، بدون نیاز به هیچ گونه مراسم خاص مذهبی. اگرچه کشیش ایگناتوس اهل Antioch حدود سال ۱۱۰ به کشیش پلی کرپ اهل Smyrna نوشت، «[ا]ین گونه‌است که هر دو زن و مردی که با هم ازدواج می‌کنند، که این پیوند با پذیرش کشیش شکل می‌گیرد، که ازدواج آنها در محضر خداوند انجام می‌شود، و نه بر پایهی شهوت خودشان.» / در قرن دوازدهم [کجا؟] زن‌ها مجبور بودند که نام شوهران خود را بگیرند و با از ابتدای نیمهی دوم قرن شانزدهم [کجا؟] رضایتنامه والدین به همراه رضایتنامه کلیسا برای ازدواج لازم بود. به جز چند مورد محلی تا ۱۵۴۵ ازدواج‌های مسیحی در اروپا، با رضایت طرفین، اعلام قصد ازدواج و وصلت جسمانی دو طرف انجام می‌شد. زوج به طور شفاهی به هم پیمان می‌بستند که با یکدیگر ازدواج کنند. حضور کشیش یا شاهدین الزامی نبود. این پیمان به عنوان “verbum” شناخته می‌شد. اگر آزادانه و با فعل زمان حاضر ادا می‌شد (برای مثال «من با تو ازدواج می‌کنم») بدون تردید الزام آور بود. اگر به زمان آینده ادا می‌شد («من با تو ازدواج خواهم کرد»)، منجر به نامزدی می‌شد. یکی از کارکردهای کلیسا در دوران قرون وسطی ثبت ازدواج‌ها بود که اجباری نبود. به دلیل اینکه این مسائل در دادگاه کلیسایی حل و فصل می‌شد، هیچ مداخلهٔ حکومتی در ازدواج و وضعیت فردی وجود نداشت. در قرون وسطی ازدواج‌ها از قبل تعیین می‌شد، حتی گاهی اوقات در هنگام تولد. و این قرارهای ازدواج معمولا برای اطمینان از صحت قراردادها میان خانواده‌های مختلف سلطنتی، اشراف و وراث فیف‌ها بود. کلیسا در برابر این وصلت‌های تحمیلی مقاومت کرد و دلابل ابطال این قرارها را افزایش داد. در همان حال که مسیحیت در دوره رومن و قرون وسطی گسترش یافت، ایده آزادی انتخاب در گزینش شریک زندگی با آن رشد کرد و گسترده شد. متوسط سن ازدواج در اوخر قرن سیزدهم تا اوایل قرن شانزدهم، حدود ۲۵ سالگی بوده‌است. نقش ازدواج‌های ثبت شده و قوانین مربوط به ازدواج، به عنوان بخشی از اصلاحات پروتستان، به تصویب دولت رسید. این اصلاحات نگاه مارتین لوتر را منعکس می‌کرد که ازدواج «امری دنیوی» است. در قرن هفدهم، بسیاری از کشورهای اروپایی پروتستان، دچار درگیری با دولت درامرازدواج، بودند. در سال ۲۰۰۰، متوسط سن ازدواج در گسترهً ۴۴-۲۵ سالگی برای مردان و ۳۹-۲۲ سالگی برای زنان بود. در انگلستان در سال ۱۷۵۳، اعتبار ازدواج با رضایت و اجماع، تحت قانون تصویب شدهً Lord Hardwich، در کلیسای آنجلیکا، تعیین می‌شد. این عمل الزامات خاصی همچون، حضور شاهدان در مراسم، را برای ازدواج به وجود می‌آورد. در بخشی از اقدامات مخالف با اصلاحات، در سال ۱۵۶۳، شورای ترنت فرمان داد که، تنها در صورتی ازدواج کاتولیک روم را به رسمیت می‌شناسد که مراسم رسمی ازدواج در حضور یک کشیش و دوشاهد اجرا شود. این شورا همچنین، در سال ۱۵۶۶، تعلیمات و دستورات مذهبیِ مرتبط با ازدواج را تحت عنوان «اتحاد زناشویی بین زن و مرد، قرارداد بین دو نفر واجد شرایط، که آنها را ملزم به زندگی با یکدیگر، در طول حیاتشان می‌کند.»صادر کرد. در اوایل عصر حاضر، جان کالوین و همکاران پروتستانی او، به اصلاح قوانین مسیحی ازدواج، که مورد تصویب احکام حقوقی ازدواج ژنو بود، پرداختند. این اصلاحات، خواستار بازنگریِ قانون ” لزوم شکل گیری ازدواج با الزامات دوگانهً ثبت نام دولتی و تقدیس کلیساًبود. در انگلستان و ولز در سال ۱۷۵۳، قانون ازدواج Lord Hardwick نیازمند مراسم رسمی بود. مختصر برگزار کردن این عمل، منجر به یک ازدواج خارج از قاعده(غیر معمولی) می‌شد. این نوع از ازدواجهای مخفی یا بی قاعده در زندان ناوگان (Fleet Prison) و صدها مکان دیگر انجام می‌شد. از سال ۱۶۹۰ تا تصویب قانون ازدواج در سال ۱۷۵۳، تنها تعداد ۳۰۰،۰۰ ازدواج مخفی درزندان ناوگان Fleet Prison))انجام شد. این قانون، نیازمند به اجرای مراسمی رسمی بود، که توسط کشیشی در کلیسای آنجلیکا و دو شاهد، به رسمیت شناخته و ثبت می‌شد. این قانون به هیچ وجه برای اقلیت‌های یهودی و کواکرها (Quakers) لازم الاجرا نبود. آنها با آداب و رسوم خود ازدواج می‌کردند.به موجب قانون ازدواج ۱۸۳۶ از سال ۱۸۳۷، در انگلستان و ولز، ازدواج مدنی به عنوان به موجب قانون ازدواج ۱۸۳۶ از سال ۱۸۳۷، در انگلستان و ولز، ازدواج مدنی به عنوان یک جایگزین قانونی برای ازدواج کلیسایی به رسمیت شناخته شد. در آلمان، ازدواج‌های مدنی در ۱۸۷۵ به رسمیت شناخته شد. این قانون اجازه انجام مراسم ازدواج در برابر کارکن رسمی اداره کل امور مدنی را صادر کرد، به شرط آنکه هر دو نفر قصد خود برای ازدواج معتبر و موثر تایید کنند. همچنین پذیرفت که در صورت تمایل طرفین مراسم مذهبی نیز به طور خصوصی برگزار شود.در قانون معاصر عوام درانگلستان، ازدواج، قراردادی اختیاری میان یک زن و یک مرد است، که در این قرارداد آنها می‌پذیرند زن و شوهر باشند. ادوارد وسترمارک اظهار کرده‌است که «نهاد ازدواج احتمالا از یک عادت باستانی تکامل یافته‌است»

ازدواج قبل از اسلام درايران

ازدواج و امور مربوط به آن در فرهنگ­‌ها، اقوام و ملل گوناگون، رسوم و قوانین مختلفی دارد. نحوه­‌ی انتخاب همسر، رسم و رسوم برگزاری مراسم، قوانین مربوط به ازدواج و طلاق و… تفاوت­‌هایی دارند که‌گاه جالب و تعجب­‌برانگیزند. در جامعه­‌ی ایران، قوانین و سنت­‌های مربوط به این امور، همواره بین موافقان و مخالفان مورد بحث بوده و هم اکنون نیز موضوعاتی مانند سن ازدواج، میزان مهریه، قوانین مربوط به طلاق، نحوه­‌ی آشنایی طرفین و مسائلی از این دست، توجه عوام و کار‌شناسان را به خود جلب کرده است.از جایگاه این امور در دین مبین اسلام، زیاد بحث شده و در جامعه­‌ی کنونی تمام تلاش این است که از دستورات اسلامی در این قبیل امور استفاده شود. در ادامه، به‌طور مختصر به نحو­ه­‌ی ازدواج، طلاق و قوانین آن، در دوران قبل از ظهور اسلام در ایران، به‌ویژه در دوران دو سلسله­‌ی اشکانیان و ساسانیان می‌­‌پردازیم. باید توجه داشت حمله­‌ی اعراب مسلمان به‌صورت گسترده، در زمان ساسانیان صورت گرفت و منجر به کشته شدن یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی و سقوط سلسله­‌ی ساسانیان شد.در دوره­‌ی اشکانیان، زنان حق دخالت در امور خارج از منزل را نداشتند و عموما شکل زندگی به‌صورت‌‌ همان اندرونی و بیرونی بود. متأسفانه اطلاعات زیادی از این دوران در دست نیست، ولی از آن‌چه از نوشته­‌های تاریخی برمی­‌آید، در این دوران ازدواج با محارم بلامانع بوده­ است؛ آن‌چنان که در تاریخ نوشته شده­: «فرهاد، پادشاه ساسانی، مادر خود، ته­آموز اورانیا، را به زنی گرفت.» (آزاد، حسن، پشت پرده­‌های حرمسرا، انتشارات انزلی، ص ۸۶؛)که گفته می‌­‌شود ازدواج با محارم از قوانین اوستا بود و فرهاد با این­ کار درصدد به‌دست آوردن حمایت روحانیون بوده است. این ازدواج در آن زمان با واکنش­‌های رعایا مواجه شد.بعضی معتقدند فرهنگ جامعه در آن زمان چنین رسومی را قابل قبول می‌­‌دانست، ولی واکنش‌های عوام چنین مقبولیتی را نشان نمی‌­‌دهد. البته باید توجه داشت زرتشتیان در زمان­‌های دیگر چنین ازدواجی را نیز امری بسیار ناپسند می‌­‌شمرند.

در مورد قوانین طلاق در این دوره نوشته­‌اند: «مرد در چهار مورد می‌­‌تواند زن خود را طلاق دهد؛ اول عقیمه بودن زن، دوم پرداختن به جادوگری از سوی زن، سوم فاسد بودن اخلاق او و چهارم اگر عادت ماهیانه­‌ی خود را از شوهر پنهان می‌­‌کرد.» (آزاد، حسن، پشت پرده­‌های حرمسرا، انتشارات انزلی، ص ۸5)؛در این دوره، مرد حق کشتن زن را داشت!

در دوره­‌ی ساسانیان نیز، زنان دارای شخصیت حقوقی نبودند و از هر لحاظ تحت سرپرستی رییس خانوار بودند. چنین نوشته شده: «در مسائل حقوقی، غالبا دشوار است که تفاوت حقوقی میان یک زن آزاد و یک برده را تشخیص داد.» (آزاد، حسن، پشت پرده­‌های حرمسرا، انتشارات انزلی، ص 95)؛در این دوران، زمانی­ که دختر پانزده‌ساله می‌­‌شد، پدر او موظف بود که برای او شوهری مناسب بیابد. زمانی­ که دختر شوهر می‌­‌کرد، از سهم ارث محروم می‌­‌شد. از این­ رو، هنگام ازدواج جهیزیه­‌ی کامل و بزرگی همراه خود می‌­‌برد. در مورد مهریه نیز مبلغی تعیین می‌­‌شد که در صورت پیش آمدن طلاق به او داده می‌شد. با وجود نوشته­‌ها درمورد بردگی دختران، آنان می‌­‌توانستند به میل و خواسته­‌ی خود ازدواج کنند.در این عصر نیز ازدواج با خواهر یا زن پدری، امری عادی به‌شمار می‌­‌رفته­ است. به‌ویژه، ازدواج با خواهر برای حفظ پاکی خون، بسیار مورد تأکید بوده. «پرفسور آرتور کریستین» نیز به ازدواج با نزدیکان اشاره می‌­‌کند و می‌نویسد: «اهتمام در پاکی نسب و خون خانواده، یکی از صفات بارز جامعه­‌ی ایرانی به‌شمار می‌­‌رفت؛ تا به حدی که ازدواج با محارم را جایز می‌­‌شمردند.» (آزاد، حسن، پشت پرده­‌های حرمسرا، انتشارات انزلی، ص 98)؛نوع دیگری از ازدواج در میان ساسانیان، ازدواج استقراضی بود؛ به این معنی که شوهر حق داشت یگانه زن خود را، یا یکی از زنانش را، حتی زن ممتاز خود را به فرد دیگری که بدون تقصیر محتاج شده بود، بسپارد. (آزاد، حسن، پشت پرده­‌های حرمسرا، انتشارات انزلی، ص 99؛)در چنین امری رضایت زن شرط نبود. جالب این‌جاست که فرزندانی که در این ازدواج متولد می‌­‌شدند، متعلق به خانواده­‌ی شوهر اول بودند و مانند فرزندان او محسوب می‌­‌شدند.از دیگر نکات مورد توجه این است که این عمل، عملی خیرخواهانه و کمک به هم­‌دین به‌شمار می‌­‌رفته است. شوهر موقت طی قراردادی موظف بود از زن موقت خود نگهداری کامل کند و تمام نیازمندی­‌های او را برطرف سازد. ساسانیان با این عمل، تصور کالا بودن زن را به­‌خوبی نشان داده­‌اند. آن‌ها دقیقا زن را شیئی به‌حساب آورده بودند که می‌­‌توان او را به‌عنوان کمک، قرض داد!در عهد ساسانی، اگر پدری برای دختر خود به‌موقع همسر مناسب پیدا نمی‌کرد و او را به خانه­‌ی بخت نمی‌فرستاد، در این صورت دختر می‌­‌توانست به میل خود رابطه­‌ی آزاد جنسی برقرار کند.بساط این‌گونه ازدواج­‌ها و قوانین و رسم و رسوم متداول، پس از ورود اسلام به ایران برچیده شد. هرچند، شاهان در دوره­‌های بعد نیز با ساختن حرمسرا‌ها برای عیاشی و خوشگذرانی خود و اعمال محدودیت‌های بسیار برای زنان اشراف یا طبقهٔ متوسط و گرفتن بسیاری از اختیارات او، هم‌چنان به او به چشم کالایی نگاه می‌­‌کردند؛ منتها به نوعی دیگر.

مشخصه ازدواج

مهمترین ویژگی‌های ازدواج، قانونمند بودن آن است. ازدواج به هر صورتی که باشد، قانونمند است. تمامی مراحل ازدواج از پیوند تا جدایی و نیز پس از فوت یکی از طرفین قانونمند است. بنابراین هر ازدواجی بر پایهٔ یک سری قوانین شکل گرفته‌است و ادامه می‌یابد. این قوانین به سه شکل قوانین عرفی، قوانین شرعی و قوانین مدنی است.

ازدواج در عصر جاهليت اعراب

عرب جاهلی، افزون به نوع اصلی ازدواج (زناشویی)، نكاح های متنوع و در عین حال، مضبوط و شناخته شده ای را برگزار می كرد. به جز نوع اصلی و دو مورد دیگر (ازدواج موقت و ازدواج با كنیز) كه در اسلام نیز تأیید شد، بقیه موارد، عموماً روش هایی گوناگون برای اطفای نایره شهوت بود، و عملا عرب جاهلی را به مرزهای زنا می رساند. با وجود این، جالب توجه است كه عرب جاهلی، خود برخی از معاشرت ها را زنا می دانست، و در نگرش او، علنی بودنِ رابطه جنسی و آمد و شدها و معاشرت های بی ضابطه بسیار زشت و چه بسا، ممنوع بود.

براساس گزارشی كهن از عرب قدیم ـ به نقل از استرابون ـ می دانیم كه آنان كسی را زناكار می انگاشتند كه با زنی از قبیله دیگر معاشرت می كرد و سزای چنین عملی، مرگ بود البته این گزارش دور از مقطع تاریخی مورد بحث است. در این جا، دو گزارش می تواند جالب توجه باشد. گزارش نخست از ابن عبّاس نقل شده است:
اهل جاهلیت، آن مورد از زنا را كه آشكار بود تحریم می كردند و آن مورد كه مخفی بود حلال می شمردند…. زنای آشكار را پلید می دانستد اما زنای مخفی را بدون عیب می انگاشتند.

گزارش دوم در بیان تفاوتی است كه میان «مسافح» و «مخادن» گذاشته شده است، البته با نظر به آیه ۲۵ سوره نساء «…غَیْرَ مُسافِحات وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدان…» كه این دو را در كنار هم ذكر كرده است. تفاوت، چنین است كه مرد مسافح، با زن ملاقات می كند، پس با او فجور می نماید و سپس «با هم مكرّراً رفت و آمد می كنند». اما مرد مخادن با زن در یك جا مقیم می شوند…

در این میان، آن چه مطلب را ناتمام می گذارد و قضاوت نهایی را به تحقیقات تكمیلی می سپارد این است كه تاریخ جاهلیت با واسطه تاریخ نگاری اسلامی به ما رسیده است و آن تاریخ، در زمانی نگاشته شده كه به هرحال، هاله هایی از آداب و سنن اسلامی بر روی آن پوشیده شده بود. بر این اساس، درباره آن چه به عنوان زنا در جاهلیت معرفی می شود، همواره این احتمال وجود دارد كه براساس باوری اسلامی شناسایی شده باشد.
(طبری، ابوجعفر محمدبن جریر، جامع البیان، تحقیق صدقی جمیل عطّار، بیروت، دارالفكر، ۱۴۱۹ ق / ۱۹۹۹ م.)

انواع ازدواج درعصرجاهليت

پیش از ظهور اسلام، در میان اعراب جاهلی ده نوع ازدواج وجود داشت:

ازدواج صداق: که همان ازدواج رایج در همه ادیان آسمانی است و دین اسلام نیز آن را تایید کرده است. در این ازدواج، مهریه معین اما مدت زمان زندگی مشترک، نامعین است و تنها با ازدواج یا مرگ یکی از طرفین پایان می پذیرد.

متعه: یا همان ازدواج موقت که در ادیان الهی پیش از اسلام و حتی در برخی ملت‌های غیر الهی نیز وجود داشته است. در این ازدواج هم مدت زمان را معین می‌کردند هم مهریه را.

ازدواج اماء: که ازدواج با کنیزان بود. اگر کسی کنیزی را می خرید، بی آن که مهری برای آن بپردازد، همسرش می شد و می توانست او را به دیگری بفروشد. این ازدواج در اسلام با شرایط ویژه ای مجاز بوده است.

ازدواج موقت: پسر بزرگ خانواده حق داشت با زن یا زنان پدرش ازدواج کند (البته غیر از مادر خودش ). در اسلام این ازدواج حرام شمرده شده و زن پدر، محرم شمرده می‌شود. ( آیه 22 سوره نساء)

ازدواج شغار: در این نوع پیوند، مرد با دختر یا خواهر مرد دیگری ازدواج می کرد تا او نیز با دختر یا خواهر او ازدواج کند.

ازدواج رهط: یعنی ازدواج مشارکتی یا دسته جمعی. گروهی از مردان که نباید بیشتر از ده نفر می بودند با یک زن رابطه برقرار می‌کردند و اگر فرزندی به دنیا می آمد، آن زن فرزندش را به هر یک از مردان که خود می خواست منتسب می کرد و او را پدر فرزند خود قرار می داد.

ازدواج با اختین: یعنی مردی همزمان با دو خواهر ازدواج کند.

ازدواج مخادنه: نوعی ازدواج دوستانه بوده است که مردی زنی را به دوستی می گرفت یا زنی مردی را به دوستی بر می گزید.

ازدواج استبضاع: در این نوع ازدواج، مردی همسر خود را در اختیار مردی که شجاعت، قدرت و یا صفت پسندیده دیگری داشت قرار می داد و تا وقتی که همسرش از آن مرد صاحب فرزند نمی‌شد، از او کناره گیری می کرد.

ازدواج تعویضی: دو مرد با یکدیگر توافق می کردند و زنانشان را با هم عوض می کردند.

علاوه بر این ها، ازدواج رسمی و دائم چند مرد با یک زن در برخی اقوام وجود داشته است و نیز در میان درباریان پادشاهی ساسانی در ایران ازدواج خواهر و برادر نیز انجام می شده است.از این ها گذشته در میان اعراب جاهلی ارتباط با زنان فاحشه مرسوم بود؛ زنانی که بر در خانه خود پرچم می افراشتند و هر گاه فرزندی از آنها زاده می شد، او را بنا به تشخیص قیافه شناسان و کاهنان به یکی از مردانی که با او ارتباط داشتند منتسب می کردند و آن مرد رسماً پدر آن نوزاد شمرده می شد. (تاریخ تحلیلی اسلام،‌ محمد نصیری، به نقل از سایت: دانشنامه رشد)

سوالات مطرح قبل از ازدواج

همواره از شنیدن واژه “ازدواج”، موجی از شادی و هیجانات آن مثل، جشن، حلقه، نامزدی و…از ذهن ما می گذرد، امّا خوب، مراسم عروسی تنها مثل رویایی شیرین یک شبه تمام می شود و بعد از آن چیزی که بسیار مهم است کیفیت زندگی مشترک زوجین در روزهای آینده است. در اینجا با بهره گیری از جدیدترین تحقیقات، به چند نکته از ضرورترین مسائلی که هر کدام از دو طرف، قبل از ازدواج باید بدانند:

  1. نحوه تصمیم گیری: ازدواج به نوعی، رسیدن به یک تفاهم مشترک است که طی گفتگو و صحبت های فی مابین حاصل می شود، در این تبادلات کلامی در عمل نیز باید متعادل باشید، بنابراین قبل از ازدواج، با مطرح کردن افکار و تصمیم های خود، دریابید که طرف مقابل نیز در این موارد با شما هم عقیده است یا خیر؟. البته با صحبت، گفتگو و از همه مهم تر دقّت در شنیدن صحبت های طرفین، بسیاری از این اختلافات نمایان و شاید هم قابل حل باشد.
  2. وظایف در زندگی: در مورد نگاه خود به وظایف و زندگی مشترک، آشکارا صحبت کنید، بنا به وضعیت اجتماعی و اقتصادی متفاوت با دهه های گذشته، به نوعی شاید نتوان خیلی مرز مشخصی برای این وظایف و مسئولیتها تعیین کرد و ناخودآگاه باعث بروز مشکل در آینده می شود، بنابراین دیدگاه خود را قبل از ازدواج مشخص کنید.
  3. فرزند در زندگی: در مورد علاقه به بچه دار شدن و تعداد آن به توافق برسید. فرزند، بخشی از زندگی مشترک است، از آنجاییکه هر فردی در این مورد و نحوه ی تربیت فرزندان خود، نظری متفاوت دارد و این مسئله خود به نوعی یکی از دلایل ایجاد تنش در کانون خانواده است، بنابراین قبل از ازدواج دیدگاهها و افکار خود را در این زمینه با یکدیگر مطرح کنید و به توافق برسید.
  4. عقاید و باورها: شاید با کمی آشنایی فکر کنید که گمشده ی خود را در زندگی پیدا کردید، امّا حقیقت این است که عدم شناخت عقاید دینی، باورها و ارزشهای طرفین، یکی از مهم ترین عوامل بروز چالش ها در زندگی زناشویی می باشد. صادقانه، قبل از ازدواج، عقاید، باورهای خود را بازگو و در عمل نشان دهید، چرا که با گذشت چندی از زندگی مشترک و به خصوص در تربیت فرزندان، عدم تفاهم در این مورد موجب بروز مشکلاتی می شود و شاید هم دیگر نتوانید یکدیگر را تحمّل کنید، البته همواره به یاد داشته باشید در زندگی مشترک انعطاف پذیری و گذشت امری ضروریست.
  5. حس مسئولیت و بودن در کنار خانواده: با خود کنار بیایید، یکی از پایه های لازم برای دوام زندگی زناشویی، وقت گذاشتن برای خانواده و بودن در کنارشان است. آیا به آن درجه رسیده اید که بتوانید تعطیلات آخر هفته را با همسر و فرزند خود سپری کنید؟ شاید از دید شما این مسئله خیلی مهم نباشد، امّا همسر و فرزندان آینده تان، از شما انتظار دارند که در تفریحات با آنها همراه باشید و حمایتشان کنید.
  6. انتظارات: البته انتظارات و توقعات هر انسانی، به مرور زمان تغییر می کند، امّا نکته ی اساسی این است که هر دو طرف نیاز به احترام و توجه متقابل دارند، با گذشت و درک متقابل می توانید زندگی خود را متدوام کنید.
  7. رابطه ی جنسی: شاید برایتان سخت باشد که با فرد مورد انتخاب خود قبل از ازدواج در مورد سکس و مسائل آن سر صحبت را باز کنید، امّا از جهت اهمیت فوق العاده این مطلب در زندگی زناشویی، به تدریج و با زمینه چینی و در نهایت ادب، می توانید نظر یکدیگر را جویا شوید، چرا که عدم رضایت در روابط جنسی، عاملی ویران کننده برای ثبات زندگیست.
  8. مسائل مالی: درمورد درآمد و هزینه های زندگی با یکدیگر مشورت کنید، چرا که چیزی نمی گذرد که با عدم توافق در این مسئله، کنترل زندگی از دستتان خارج شده و رو به زوال می رود. بنابراین درباره مخارج، کم کردن هزینه های غیر ضروری با یکدیگر برنامه ریزی کنید و افکار خود را بیان کنید.
  9. صرف زمان با یکدیگر: در مورد چگونگی با هم بودن در اوقات فراغت یا یکدیگر صحبت کنید، شاید شما دوست داشته باشید آخر هفته در بستری گرم همراه با همسرتان به تماشای فیلم بپردازید و از لحظات با هم بودن لذّت ببرید، امّا ممکن است وی نظری متفاوت داشته باشد، این مسائل جزئی را شوخی نگیرید و هیچ گاه نگویید:”هرچه تو بگویی!”، چرا که به مروز زمان به دلیل عدم رضایت حس درونیتان، افسردگی روح شما را دربر می گیرد. بنابراین قبل از ازدواج با یکدیگر به توافق برسید.

تعریف طلاق

انحلال ارادی رابطه زوجیت درنکاح دائم را طلاق می نامند که پس ازآن از نظررعایت حقوق وتکالیف مربوط به زناشویی مسوولیتی برای زوجین وجود نخواهد داشت وبرای صحت وقوع آن بایستی تشریفات شرعی وقانونی لازم رعایت شود.

دیدگاه اسلام درباره طلاق

اصولاً اسلام با طلاق به شدت مخالف است واسلام، خواهان آن است که تا حد امکان از وقوع پدیده طلاق اجتناب شود ودرعین حال آنرا بعنوان یک چاره جویی درمواردی که رفع اختلافات زوجین منحصر به جدایی آنان است تجویز کرده است.اسلام مردانی راکه مرتب ازدواج کرده وطلاق می دهند وبه اصطلاح مطلاق می باشند دشمن خدا می داند.از نظر اسلام(حدیثی از پیامبر(ص)  ) منفورترین حلالها نزد خدا طلاق است.

اهداف اسلام از ازدواج

از نظر اسلام اهداف اساسی ازدواج عبارتند از:

1 – رسیدن به آرامش:

در نظام الهی و فرهنگ قرآنی، هدف اصلی از ازدواج رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر، پیمودن طریق رشد، دستیابی به کمال انسانی و نزدیکی به ذات حق است.تردیدی نیست که از تنهایی به درآمدن، همسر و همراه شدن ، خانوادۀ مستقل تشکیل دادن، ارضای کشش‌های نفسانی و غرایز طبیعی و فرزند آوری از نتایج قهری ازدواج، نیز از مهم‌ترین عوامل مؤثر در آرامش روان، آسایش فکر و جان و احساس رضامندی درونی است.( غلامعلی افروز، همسران برتر تا ص 24) قرآن کریم در معرفی فلسفه ازدواج می‌فرماید: «و یکی (دیگر) از نشانه های خدا این استکه از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آن‌ها آرامش پیدا کنید»( روم (30) آیه 21) خداوند در این آیه و آیه 189 اعراف، ضمن آن که حقیقت زن و مرد را یک گوهر دانسته و هیچ امتیازی از لحاظ مبدأ آفرینش بین آن‌ها قایل نشده، آرامش خاطر و روان را هدف ازدواج و زن را محور آرامش معرفی کرده است.

2 – بقای نسل:

یکی از اهداف جانبی ازدواج، فرزند آوری و بقای نسل است.امام سجاد(ع) وجود فرزند را از سعادت های انسان می داند(وسائل الشیعه، ج 15 . ص 96.). امام صادق(ع) یکی از معیارهای مهم در انتخاب همسر را توان زاییدن فرزند بسیار معرفی می‌کند (وسائل الشیعه، ج 15 . ص 33)..

3 – پاسخ به ندای فطرت:

ازدواج پاسخی است خداپسندانه به ندای فطرت زیرا خداوند وجود انسان غریزه جنسی را قرار داده است.
4 – حفظ عفت:

از هدف مهم ازدواج، حفظ پاکدامنی زنان و مردان و جلوگیری از لغزش‌های گوناگون است، زیرا ازدواج تنها راه ارضای طبیعی تمایل جنسی است،از این رو پیامبر(ص) فرمود: «هر کس ازدواج کند، نیمی از دینش را حفظ کرده، پس باید در نیم دیگر از خدا بترسد»( سفینه البحار، ج 1، ص 561)

علل وعوامل طلاق

طلاق عوامل مختلفی دارد که مهمترین این علل وعوامل را می توان به شرح زيراست:

1-هم کفو نبودن زوجین:ازدواج هایی که درآنها هماهنگی بیشتری میان زوجین وجود دارد موفق ترند وکمتر به طلاق می انجامد.تشابهاتی مانند طبقه اجتماعی،سطح تحصیلات،سطح هوش،هم نژاد بودن ،دین مشابه داشتن،داشتن آموزه های مشابه،هم زبان بودن،یک ازدواج موفق رارقم می زند.

اصولاًازدواجی که با تشابه نژادی،زبانی،روانی واجتماعی صورت بگیرد ازدواجی موفق است وعدم رعایت این تشابهات ممکن است به عدم توفیق دربرقراری ارتباط سالم شده ونهایتاًمنجر به طلاق وجدایی گردد.

2-تفاوت طبقاتی:تفاوت طبقاتی یکی از عواملی است که با امکانات اجتماعی معمولاً دیدگاههای مختلفی را بوجود می آورد.

3-توقعات نابجا:از مهمترین دلایل طلاق توقعات نادرستی است که زوجین از یکدیگر دارند.

4- عدم آگاهی جنسی:عدم شناخت کافی به خصوصیات ذاتی وعمومی جنس مخالف که رفتاری متناسب باآن خصوصیات را می طلبد،می تواند بعنوان یکی از عوامل اصلی طلاق محسوب شود.

5- بیماری ویا نقص جسمانی مانند عقیم بودن مرد یا نازا بودن زن

6- فقدان امنیت شغلی . معمولاً نبود امنیت شغلی بویژه برای مردان که مسئولیت تأمین معاش زندگی را برعهده دارند منجر به کاهش یاسلب امنیت روحی وروانی آنان خواهد شد.

7- تضاد فرهنگی: یكی از عوامل مهم در ناسازگاری زوجین وعدم برقراری تفاهم بین آنان وجود گرایشهای فرهنگی متعارض بین آنها است مثلاً یكی از زوجین مقید به رعایت آداب اسلامی وانجام واجبات وترك محرمات است وطرف دیگر رعایت این اصول را ،چندان اهمیّت نمی دهد.

8- شهرت یکی ازطرفین:این عامل چنانچه منجر به تفاخر كاذب شود مشكل آفرین خواهد بود.

9-عوامل اقتصادی مانندمد گرایی واسراف زن یافقر مالی مرد.

10- عدم درک متقابل افراد از یکدیگر به علل مختلفی از جمله اختلافات سنی زیاد یا اختلاف سطح تحصیلات واختلافات فرهنگی ممكن است طرفین درك متقابلی از یكدیگر نداشته باشند.

11- اعتیاد ومواد مخدر: رابطه اعتیاد وگرایش به مواد مخدر وطلاق دو جانبه است وهریک می تواند سبب ایجاد دیگری شود.به عبارت دیگرطلاق می تواند سبب گرایش به سمت موادمخدر شود واعتیاد نیز می تواند منجر به جدایی وطلاق شود.

12-عدم رعایت عفاف وحجاب: امام علی(ع) می فرمایند:با پاکدامنی چشم اورا از نظر داشتن به دیگران وفکراورا ازاندیشه گناه باز دارید وبا ارضای امیال مشروع او(باعث شوید)هوس های نامشروع پیدا نکند.

13- عدم رعایت حقوق زوجین مانند ترک انفاق

14-بحران شخصیت:یکی از مهمترین عوامل طلاق درجامعه امروز،بحران شخصیت است.

بحران تنهایی یا یک خلاءعاطفی،خلاءای است که باعث می شود فرد در سن پایین تصمیم به ازدواج بگیرد وبااین ازدواج این گره یا عقده راازهم بگسلد.

چنین افرادیکه هنوز به بلوغ روانی کامل نرسیده وآگاهی لازم جهت ازدواج را ندارند،فقط برای اینکه خلاء تنهایی خود را پر کنندبه سراغ ازدواج می روند.

15-نداشتن ارتباط زناشویی مناسب بویژه دراوایل ازدواج:

گفته می شود یک ارتباط جنسی مناسب60تا70 درصد باعث رونق زندگی زناشویی می شود وبخش قابل توجهی از طلاق ها به خاطر نداشتن یک ارتباط زناشویی مناسب است.

16- خانواده های متزلزل وبد:

پیامبراکرم(ص) می فرمایند از سبزه مزبله بپرهیزید ودرتوضیح سبزه مزبله می فرمایند دختر زیبا درخانواده بد

17- ازدواج مجدد مرد. تعدد زوجات اگر چه درحقوق غرب وكشورهایی مانند فرانسه جرم محسوب می شود، دراسلام با رعایت شرط عدالت جایز است.ولی به خاطر عدم رعایت این شرط مهم واساسی یعنی عدالت ،اقدام به این عمل ازسوی زوج سبب ایجاد اختلافات خانوادگی شده وغالباً همسر اول متقاضی طلاق می گردد.

18- تدلیس در ازدواج: بعضاً ممکن است یکی از طرفین برای جلب توجه طرف مقابل متوسل به خدعه ونیرنگ شود یا واقعیتهایی را کتمان نماید، مانند آنکه خود را دارای امکانات مالی مناسب یا شغل یا تحصیلات مناسب وعالی معرفی کند درحالیکه فاقد این امکانات می باشد یا بیماری خاصی داشته که آنرا کتمان نموده و زندگی زناشویی برمبنای سلامت زوجین واقع شود وبعد خلاف آن ثابت شود این امر که تدلیس درازدواج نامیده می شود یکی از عوامل اصلی طلاق وانحلال رابطه زوجیت است.

19-دخالت نابجای اطرافیان :تأثیر پذیری یکی از زوجین از القائات فکری نابجا ومداخله جویانه خانواده خود می تواند منجر به ناسازگاری وایجاد اختلافات زناشویی شود.

20- وفادار نبودن زوجین :خیانت یکی از زوجین به دیگری به عبارت دیگر فحشاءوروابط جنسی خارج از سیستم خانواده از عوامل عمده طلاق محسوب می شود.

21-تعیین مهریه های سنگین:گفته شده که شوم ترین چیزی که یک زن با خود به خانه شوهر می برد مهریه سنگین است.

22-ازدواج تحمیلی:این نوع ازدواج بدترین نوع ازدواج است .بعضاً اتفاق افتاده که والدین دختر یا پسر بدون درنظر گرفتن شرایط فرزندشان وبدون جلب نظر وی ویا حتی با وجود مخالفت وی مبادرت به تعیین  همسربرای او می نمایند که این امر ممکن است منجر به ایجاد تبعات بسیار شومی شود که یکی از این تبعات طلاق است.

23- تشریفات زاید وافراطی بویژه دراوایل تشکیل زندگی مشترک

24- کاهش روحیه ایثار واز خود گذشتگی

25- کاهش قبح طلاق درافکار عمومی

مهمترين عوامل طلاق درايران

طبق آمار و تحقیقات انجام شده در ایران، بارزترین علل طلاق مربوط به خشونت خانوادگی، اعتیاد، فقر و مشکلات اقتصادی و مسایل جنسی استباتوجه به این که 75 درصد از طلاق‌ها ناشی از فقدان یادگیری زوجین است، برای رفع هر یک از این علت‌ها تاکید بر آموزش مهارت‌های زندگی ضروری است.فقر و مشکلات اقتصادی، به معنی ضعف و ناتوانی در تامین نیازهای اصلی زندگی مشترک، نیز منشا 25 درصد دیگر طلاق‌ها است. . در تحقیق دیگری از یک جامعه آماری جوان، 40 درصد از پاسخگویان اعلام کرده‌اند که بیشترین مشکلات آن‌ها در مورد ازدواج و طلاق، نبود مراکز علمی و تخصصی است.(فرهادافشارنيا، دادستان عمومی و انقلاب اهواز)

طلاق توافقي

طلاق توافقی بدین شکل است که زوج و زوجه پس از ینکه ادامه زندگی مشترک را به صلاح تشخیص ندادند با تنظیم دادخواستی مشترک، ممضی به امضاء هر دونفر ،با قید کلمه «طلاق توافی » در ستون تعیین خواسته از دادگاه محترم تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش به صورت توافقی می نمایند .معمولا قاعده بر این است که نام زوج و زوجه با هم در ستون خواهان نوشته می شود همچنین روال بر این است که توافقات به عمل آمده از حیث مهریه و نفقه و در صورت داشتن بچه،حضانت وی و نیز حق و حقوقات زوجه و غیره نیز در متن دادخواست نوشته خواهد شد .علی القاعده با توجه به توافق زوجین د ر خصوص طلاق توافقی از حیث صدور حکم مدت زمان زیادی طول نخواهد کشید که دادگاه محترم ضمن جلب نظر داور به منظور اصلاح ذات البین و عدم موفقیت ایشان در این خصوص اقدم به صدور حکم خواهد نمود.طلاق توافقی مصداق بارز رعایت قاعده« امساک به معروف یا تصریح به احسان می باشد» . یعنی اینکه یا باید به صورت عرف و معمول زندگی عادی را ادامه داد در غیر این صورت زوجین بدون ایجاد زحمت و مزاحمتی برای یکدیگر از هم جداشوند

تدابیر پیشگیرانه یا عوامل کاهش دهنده طلاق واختلافات زناشویی

عوامل ذیل را می توان از جمله عوامل پیشگیرانه یا كاهش دهنده بحران زناشویی وطلاق محسوب نمود:

1-داشتن شرایط مساعد برای ازدواج .

2-تشابه زوجین از لحاظ اعتقادات مذهبی .

3-وجود دوران نامزدی به مدت6ماه یا بیشتر.

4-وجود سابقه مناسب در زندگی خانوادگی .

5-برخورداری از امکانات مالی یا تمکن مالی درحد متوسط به هنگام ازدواج .

6- تشابه نسبی سطح آموزش،فرهنگ وتحصیلات .

7- دارابودن آموزش کافی درزمینه مسائل خانوادگی .

8- مراجعه به مراکز مشاوره وانجام مشاوره ازدواج قبل از ازدواج .

9- دقت کافی درانتخاب همسر.

10- عدم اتکاءبه دوستیهای به اصطلاح خیابانی یا اینترنتی .

11-حذف تشریفات زاید ازدواج .

12-تعیین مهریه های مناسب .

13-تطابق پذیری وقابلیت انعطاف زوجین .

14-انجام مذاکرات جهت رفع اختلافات وسوءتفاهمات وتشکیل محکمه داخلی خانوادگی برای حل اختلاف دو همسر.

15-خوشرفتاری وتوصیه مکرر به آن وگذشت از غفلتها وتخلفات جزئی همسر.

16- تسلط برنفس که منجر به غلبه خشم های آنی برانسان نشود واقدامات یا تصمیماتی عجولانه گرفته نشود.

17-رعایت آموزه های دینی از جمله آنکه زن حتماً خود را برای شوهر بیاراید،هنرهای خود را درجلوه های تازه برای شوهر به ظهور برساند،رغبتهای جنسی اورا اشباءکند وبا پاسخ منفی به تقاضاهای مشروعش دراوایجاد عقده وناراحتی نکند،مرد نیز به همسر خود محبت ومهربانی کند وبه او اظهار عشق وعلاقه کند ومحبت خود را کتمان نکند همچنین بایستی برخوردهای زنان ومردان درخارج از محیط خانواده وکادر زناشویی لزوماً پاک وبی آلایش باشد.

18- رعایت امانت داری وحفظ حقوق همسر.

19- صداقت هم در بدو تشکیل خانواده وهم در طول زندگی زناشویی .

20-به فرموده رسول خدا(ص) بهترین زنان شما آنانند که با مهر ومحبت باشند .در مراقبت خودشان از نظر حفظ عفت بکوشند.نسبت به شوهر خود حالت نافرمانی وتکبر به خود نگیرند.آرایش وخودنمایی آنان برای شوهرشان باشد درغیاب اورعایت امانت وحقوق همسری اورا بنمایند.

ويژگي‌هاي ازدواج موفق

ازدواج‌ها بايد آگاهانه، عاقلانه، به موقع، آسان و پايدار باشد در حقيقت ازدواج ‌آگاهانه يك ازدواج موفق است و ازدواج ناموفق، ازدواج‌هاي عاشقانه و خياباني است كه ابتدا روابط بين دختر و پسر با آشنايي كوتاه به وجود آمده و بعد از مدتي با يكديگر ازدواج مي‌كنند كه اين ازدواج‌ها به طلاق منجر مي‌شود.

ازدواج در سنين پايين ازدواج ناموفق و از عوامل طلاق محسوب مي‌شود

اگر ازدواج ناموفق باشد يا زودهنگام است يا ديرهنگام.ازدواج در سنين پايين ازدواج ناموفق و از عوامل طلاق محسوب مي‌شود؛ ازدواج بايد آسان باشد ولي در حال حاضر ازدواج‌ها سخت است و اين سخت‌گيري از سوي دختر و پسر و خانواده آنها صورت مي‌گيرد. ازدواج تحميلي در نهايت به طلاق مي‌انجامدنبايد خوشحال باشيم كه آمار ازدواج افزايش يافته بلكه بايد زماني احساس خوشايند داشته باشيم كه آمار طلاق پايين مي‌آيد در واقع چنانچه ازدواج‌ها بر اساس اصول بوده و پايه و اساس آن محكم باشد، ازدواج‌ها پايدار خواهد بود.

عدم شناخت كافي در بين زوجين از عوامل افزايش طلاق است

برخي از زوجين معتقدند كه نبايد داراي فرزند شوند، چرا كه ممكن است در آينده طلاق بگيرند، عدم شناخت طرفين از يكديگر از عوامل افزايش طلاق است، در حقيقت ما براي يك گواهينامه نياز به كلاس داريم ولي بسياري از دختران و پسران ما بدون گواهي‌نامه سوار ماشين زندگي شده و هر روز نيز تصادف مي‌كنند چرا كه آنها هيچ‌گونه آموزشي نديده و شناختي از يكديگر ندارند. برخي از تفكرهاي غلطي كه به خانواده‌ها حاكم است، ازدواج‌هاي تحميلي و اجباري است به اين شكل كه معتقدند كه عقد پسر عمه و دخترعمو در آسمان‌ها بسته شده است، در واقع اين ازدواج‌ها ناخواسته و براساس علاقه نيست.

عدم مشاوره قبل از ازدواج در افزايش طلاق مؤثر است

عدم مشاوره قبل از ازدواج در افزايش طلاق مؤثر است، درست است كه ابتداي ازدواج دختر و پسر آزمايش خون مي‌دهند ولي آزمايش فكر نمي‌دهند در واقع خون آنها به يكديگر مي‌خورد ولي فكرشان به يكديگر نمي‌خورد و در ابتدا عاشق بوده و معلوم نيست كه تا آخر به اين شكل باشند. بايد دختران و پسران را در آموزش و كلاس‌هايي كه به عنوان آموزش قبل از ازدواج است، پخته كنيم، عنوان كرد: عدم گذشت و صبر و تحمل از عوامل افزايش طلاق است كه در حال حاضر زنان صبر و تحملشان كم شده است و طرفين با كوچك‌ترين اختلاف و دعوا به دادگاه مراجعه مي‌كنند در حالي كه ما اصلي داريم به عنوان انتخاب عاقلانه، زندگي عاشقانه و راه‌حل ماهرانه كه بايد آن را در زندگي الگو قرار دهيم.

دخالت خانواده‌ها منجر به افزايش اختلاف و طلاق مي‌شود

اختلاف زن و شوهر را بعد از آنها بايد تنها مشاوره متوجه شود، در حال حاضر زوجين اكثر اختلافات خود را به خانواده مي‌كشانند در واقع بايد زوجين خود دعواها را مديريت كنند و از كاه، كوه درست نكنند.
يكي از عوامل افزايش طلاق دخالت خانواده‌هاست؛ در حال حاضر با وجود ارتباطات اينترنت و موبايل، هنوز‌ دخالت شديد خانواده وجود دارد؛ همچنين وابستگي يكي از زوجين به خانواده‌‌اش به اين شكل كه دختر كاملاً وابسته به مادر و پسر وابسته به خواهرش، منجر به افزايش طلاق مي‌شود.

نازايي از عوامل افزايش طلاق است

احترام بايد بين زن و مرد حفظ شود، نازايي يكي از عوامل افزايش طلاق است و زوجين وقتي فرزنددار نمي‌شوند سريع اقدام به طلاق مي‌كنند.

مسائل اقتصادي يكي از ديگر عوامل طلاق محسوب مي‌شود، از مسائل افزايش طلاق، آسيب‌هاي اجتماعي مانند اعتياد است.

يكي از آسيب‌هايي كه طلاق براي فرزندان طلاق ايجاد مي‌كند، آسيب‌هاي اخلاقي است؛ وقتي دست محبت پدر و مادر روي سر فرزند نباشد، معلوم نيست كه كودك چگونه تربيت مي‌شود در واقع هر كسي تكيه‌گاه مي‌خواهد و حضور پدر و مادر در خانه در تربيت فرزندان مؤثر است.

غالب كساني كه به بزهكاري كشيده مي‌شوند، فرزندان طلاق هستند

غالب كساني كه به بزهكاري كشيده مي‌شوند، فرزندان طلاق هستند، آموزش راهكار مناسبي براي كاهش طلاق است، در واقع دختر و پسر بايد قبل از ازدواج، آموزش ديده و كلاس بروند به اين شكل كه دختر و پسر قبل و بعد از ازدواج و در حين زندگي مشترك ازدواج، بايد مشاوره شوند كه متأسفانه در حال حاضر مشاوره‌ها كم است.
انتخاب همسر بايد آگاهانه بوده و از روي احساس نباشد، چنانچه دختر و پسر مقيد به مسائل ديني شوند، طلاق نيز كاهش خواهد يافت؛ همچنين قرار دادن الگو مناسب براي دختر و پسر مي‌تواند در كاهش طلاق مؤثر واقع شود.
بهترين جايگاه براي آموزش ازدواج، آموزش و پرورش است

محبت، تنها چيزي كه زيادش خوب است و زن و مرد بايد به يكديگر محبت زيادي داشته باشند، ولي در حال حاضر زن و شوهر در خانه به يكديگر محبت ندارند، عنوان كرد: زن و مرد بايد حقوق يكديگر را رعايت كنند.
آموزش بايد از سوي نهادهايي كه كارفرهنگي مي‌كنند، صورت گيرد و بهترين جايگاه براي آموزش، آموزش و پرورش است كه در حال حاضر جاي آموزش ازدواج، در مدارس خالي است و كلاس آموزش ازدواج و همسر‌يابي براي زندگي مناسب و موفق وجود ندارد كه اگر اين امر صورت گيرد، با كاهش طلاق مواجه خواهيم شد.

آمارازدواج وطلاق درايران

در تحقیقي از یک جامعه آماری جوان، 40 درصد از پاسخگویان اعلام کرده‌اند که بیشترین مشکلات آن‌ها در مورد ازدواج و طلاق، نبود مراکز علمی و تخصصی است. نرخ ازدواج در سال 90 نسبت به سال قبل از آن با رشد منفی 1.8 درصدی مواجه بود. همچنین در سال 89 به ازای هر 6.5 ازدواج، یک طلاق و در سال 88 به ازای هر 7.7 ازدواج یک مورد طلاق رخ داده است که نشان‌دهنده افزایش نرخ طلاق در دو سال گذشته است.(فرهاد افشارنيا، دادستان عمومی و انقلاب اهواز)براساس آمار منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال ایران درسال 1391 تا پایان خرداد ماه 224052ازدواج در ایران صورت گرفته است (159516شهری،ازدواج ر نقاط روستایی 64536).امار طلاق نیز تا همین تاریخ34759بوده است.(طلاق در نقاط شهری 29299 وطلاق در نقاط روستایی 5460).این امار نتایج زیر را به ما میدهد:

در هر روز حدود16/2409 ازدواج صورت گرفته است.

درهرروز حدود75/373 طلاق صورت گرفته است.(هر231ثانیه 1نفر طلاق می گیرد)

از هر 6تا ازدواج1 مور به طلاق می انجامد.

تعدادطلاق در نقاط شهری3/5برابر مناطق روستایی است.این در حالی است که ازدواج ر مناطق شهری به نسبت روستا حدود2برابر است.براساس آمار منتشر شده از سوي سازمان ثبت احوال کشور، آمار طلاق در سال 1384 برابر 84 هزار واقعه بوده که در سال 1389 به 137 هزار و 200 واقعه رسيده است.اين آمار نشان مي‌دهد که طلاق در طول پنج سال بيش از 53 هزار مورد افزايش پيدا کرده که دلايل آن از سوي کارشناسان متفاوت اعلام مي‌شود.روند بررسي آمار طلاق به شکل ساده بيانگراين است که 84 هزار طلاق در سال 1384 به 94 هزار مورد در سال 1385 رسيده است.همچنين اين آمار به 99 هزار و 852 واقعه در سال 1386 تبديل شده و در سال 1387 تا 110 هزار و 510 واقعه مي‌رسد که نشان از افزايش 11 درصدي دارد.سير صعودي طلاق در سال 88 به اوج خود رسيده و 126 هزار زوج در کشور از هم جدا شده اند که اين آمار در سال 1389 به 137 هزار و 200 مورد افزايش يافته و رکورد عجيبي را در طلاق به جاي مي‌گذارد.در واقع طلاق در طول اين پنج سال 37.59 درصد رشد مثبت داشته است.(خبرگزاری مهر)يکي از نکات قابل توجه در اين باره، آمار بالاي طلاق زوجهاي جوان بين 20 تا 29 ساله است که در تمام اين پنج سال تکرار شده است. در واقع بيشترين آمار طلاق براي اين گروه است.طبق اعلام سازمان ثبت احوال بيشترين آمار ثبت شده طلاق در سال 1386، براي مردان در گروه سني 25 تا 29 سال و براي زنان در گروه سني 20 تا 24 سال است.همچنين در سال 89 بيشترين آمار طلاق براي هر دو گروه مردان و زنان در گروه سني 25 تا 29 سال بوده که 65 هزار مورد از طلاق را شکل مي‌دهد.بررسي ها و مطالعات سازمان ملي جوانان نشان مي‌دهد، طول مدت زندگي مشترک 15،2 درصد از کل طلاق هاي واقع شده در سال 85، کمتر از يک سال بوده و 28،9 درصد کمتر از دو سال، 39،4 درصد کمتر از سه سال، 47،2 درصد کمتر از چهار سال و 72 درصد کمتر از 10 سال بوده است.نتيجه اينکه حدود سه چهارم از طلاق ها مربوط به زوجهايي بوده است که کمتر از 10 سال از زندگي زناشويي آنان مي‌گذرددر سال 1347 جمعاً 15 هزار و 360 واقعه طلاق رخ داده است که اين آمار در سال 1385 به 94 هزار و40 مورد رسيده است،يعني چيزي در حدود 6 برابر افزايش داشته است.واما جالب تر اين که در همان سال 47 در روستا هاي کشور جمع آمار طلاق هاي کشور 3 هزار و 200 مورد است که اين آمار در سال 85 به 15 هزار و 239 مورد رسيده که حکايت از افزايشي 4 و نيم برابري داردرئیس سازمان ثبت اسناد کشور با بیان بخشی از آمار و ارقام ثبت شده در سال 90 گفت: در سال گذشته 140 هزار طلاق در دفترخانه‌ها ثبت شده که رشدی 7 درصدی داشته است.وی در مورد آمار ازدواج و طلاق گفت: در سال 90 تعداد 833 هزار و 332 فقره ازدواج به ثبت رسیده که در مقایسه با سال گذشته 2 درصد رشد داشته است. همچنین تعداد ثبت طلاق در سال گذشته 140 هزار فقره بوده که رشد 7 درصدی داشته است.(خبرگزاری مهر)در سال 1390 بیشترین ترکیب طلاق ثبت شده ، مربوط به مردان ترکیب سنی 29-25 ساله است با زنان 24-20 ساله بوده که تعداد آن برابر با 16 هزار و 71 واقعه می باشدتعداد ازدواج ثبت شده شهری نیز برابر با 631 هزار و 457 رویداد و تعداد ازدواج روستایی نیز 243 هزار و 335  رویداد بوده است. همچنین بیشترین ازدواج ثبت شده مردان در گروه سنی 24-20 ساله با 340 هزار و 400 نفر بوده است و بیشترین ازدواج ثبت شده زنان در گروه سنی 24-20 ساله 302 هزار و 991 نفر بوده است.براساس آمارهای موجود بیشترین ترکیب ازدواج ثبت شده نیز مربوط به ترکیب سنی مردان 24-20 ساله با زنان 19-15 ساله بوده که تعداد آن 160 هزار و 108 واقعه بوده استبیشترین امار طلاق مربوط به استان اذربایجان شرقی وکمترین مربوط به یزد است .استان مازندران از نظر طلاق رتبه 27 در بین 31 استان کشور را دارد…

آثار طلاق

نبود ناگهانی همسر ممکن است احساس اضطراب یا هراس ایجاد کند؛ هر چند برخی نیز ممکن است پس از طلاق احساس خوشحالی داشته باشند. معمولاً زنان از طلاق بیش از مردان از نظر اقتصادی زیان می‌بینند، اما فرآیندهای سازگاری روانی و اجتماعی برای مردان و زنان تفاوت چندانی ندارد. بعضی از مردان و زنان ممکن است پس از طلاق به ازدواج مجدد تن در دهند.درضمن انواع بزهكاري وهنجارهاي ناپسند اجتماعي وارزشي از آثارآن است.

طلاق و کودکان

کودکانی که والدینشان از ازدواج خود راضی نیستند اما با هم زندگی می‌کنند، ممکن است تحت‌تأثیر تنش ناشی از روابط آن‌ها به اضطراب یا افسردگی مبتلا شوند. کودکان پس از جدایی پدر و مادرشان نیز به اضطراب عاطفی دچار می‌شوند. کودکان بزرگ‌تر بهتر می‌توانند انگیزه‌های پدر و مادرشان را برای طلاق درک کنند. این کودکان ممکن است به خاطر اثراث طلاق بر آینده خود نگران باشند یا این که احساس تنهایی داشته باشند. کودکان هنگامی که پس از جدایی هم با پدر و هم با مادر رابطه مداوم دارند، در وضع بهتری به سر می‌برند تا هنگامی که فقط یکی از آن‌ها را به طور منظم می‌بینند. طلاق هماهنگی میان والدین، مسائل نگه‌داری کودک و حق ملاقات را در برمی‌گیرد.

نتيجه گيري

طلاق فقط و فقط یک راه حل است برای زندگی ها و رابطه هایی که به کلی به بن بست رسیده است و امکان ادامه آن به هیچ وجهی موجود نیست . طلاق راه میان بری برای رسیدن به خوسته ها و تحت فشار قرار دادن طرفین نیست . شاید اگر به مفهوم طلاق و مزمت آن در نزد خداوند بیشتر بر داخته می شد این روز ها شاید افزایش آمار طلاق های غیر ضروری نبودیم.مسیر تکامل، سرشار از لذت و همراه با فراز و فرود است. زمانی که همسران جوان با هم بودن را برمی گزینند، این مسیر برای پیمودن هموارتر می شود و هر گامی که برای بهتر شدن رابطه خود برمی دارند، نوعی عبادت به شمار می رود. هم دلی، مقدمه این همراهی است و شناخت، مقدمه هم دلی. هر کدام از همسران، از اینکه که با نام خدا و به دستور او، به نزدیک ترین و کامل ترین سطح ارتباط رسیده اند، خود را آماده انجام دادن وظایفی می کنند که پروردگار از آنها خواسته و خوش بختی آنها در گرو انجام دادن درست این وظایف است.راهی طولانی و پرنشاط پیش روی همسران وجود دارد که پیمودن آن، جز با توکل بر خداوند و مددجویی از پیامبر و خاندان پاک او ممکن نیست. آموزه های دینی هم پشتوانه فکری حقیقی همسران خواهد بود تا مسیر رسیدن به سعادت را با چراغ های پر نور خود روشن سازد و هر نوع تاریکی را از دل و دیده آنان بزداید. جاده روشن ازدواج، پر از تابلوهایی است که همسران جوان را از رفتن به کج راهه باز می دارد و آنها را تا سرزمین خوش بختی واقعی، هدایت می کند. خداوند، همراه کسانی است که مسیر پاکی و زلالی را برگزیده اند و برای خوبان، زوج هایی از خودشان آفریده است تا در کنار آنها به آرامش و مهربانی برسند. زندگی سراسر معنویت و موفقیت، آرزوی ما برای همه همسران جوان است. تعصب آلوده نشود.( فصلنامه اشارت، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، شماره 148)

پس بايد در امر ازدواج دقت لازم را نمود كه متاسفانه در ايران اين امر به دقت انجام نمي گيرد چون بنابر نتايجي كه از تحقيقات انجام شده به عمل آمده مثلا در  بانوان

منابع

آزاد، حسن، پشت پرده­‌های حرمسرا، انتشارات انزلی، ص ۸۶؛

دانشنامه ويكي پديا

دریایی، تورج. شاهنشاهی ساسانی. ترجمهٔ مرتضی ثاقب‌فر. تهران: ققنونس، ۱۳۸۳. ISBN 9۶۴-۳۱۱-۴۳۶-۸.

اعزازی، شهلا. جامعه‌شناسی خانواده: با تاکید بر نقش، ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر. تهران: روشنگران، ۱۳۸۵. ISBN 964-۵۵۱۲-۶۲-X.

شهید ثانی. تحریر الروضة فی شرح اللمعة. تهران: سمت، هفتم، ۱۳۸۳، ISBN 9۶۴-۴۵۹-۶۹۵-۱

المحقق الحلی. المختصر النافع. قم: مؤسسه البعثه، الثانی، ۱۴۱۶، ISBN 964-۳۰۹-۰۱۴-۰

المحقق الحلی، ابوالقاسم نجم‌الدین جعفر بن الحسن الهذلی

آرپ، دیوید و کلودیا کارت و ناتل براون، ده قرار مهم برای زندگی مشترک، ترجمه: اکرم قیطاسی، تهران، صابرین، چاپ اول، 1385.

افروز، غلام علی، روان شناسی خانواده: همسران برتر، تهران، انتشارات سازمان انجمن اولیا و مربیان، چاپ سوم، 1380.

مبانی روان شناختی رابطه زن و شوهر از منظر پیامبر اعظم حضرت محمد صلی الله علیه و آله ، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، 1385.

روان شناسی ازدواج و شکوه همسری، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1389.

امینی، ابراهیم، انتخاب همسر، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1380.

بستان، حسین، اسلام و جامعه شناسی خانواده، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ اول، 1383.

ثنائی، باقر، مقیاس های سنجش خانواده و ازدواج، تهران، بعثت.

حسینی، سید علی اکبر، اخلاق در خانواده، تهران، انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1369.

رفیعی موحد، مهدی، طلوع آشنایی، قم، بوستان کتاب، چاپ دوم، 1380.

سالاری فر، محمدرضا، خانواده در نگرش اسلام و روان شناسی، تهران، سمت، چاپ دوم، 1386.

خانواده در نگرش اسلام و روان شناسی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

شرفی، محمدرضا، مهارت های زندگی در سیره رضوی، مشهد، آستان قدس رضوی، چاپ اول، 1388.

عباسی، مهدی، نبض ازدواج را بگیرید، قم، انتشارات مرکز مشاوره مؤسسه امام خمینی رحمه الله ، 1390.

عسکری، حسین، نقش بهداشت روان در زندگی ازدواج، زندگی زناشویی، طلاق، تهران، گفت وگو، چاپ اول، 1380.

قزوینی، سید محمدکاظم، فاطمه زهرا علیها السلام از ولادت تا شهادت، ترجمه: حسین فریدونی، بی جا، آفاق، چاپ چهارم، 1371

کجباف، محمدباقر، روان شناسی رفتار جنسی، تهران، روان، چاپ پنجم، 1389.

مظاهری، علی اکبر، جوانان و انتخاب همسر، قم، پارسایان، چاپ یازدهم، 1378.

نرم افزار میزان الحکمه، از محصولات دارالحدیث قم.

www.asrehjadid.ir

http://kanoonbhd.mihanblog.com/post/13

http://www.jahannews.com/vdcaeynu049nye1.k5k4.html

http://tanzimekhanevadeh.com/archive/87-1/347.htm

http://www.taknaz.ir/news_detail_23380.html

http://www.tabnak.ir

http://www.sabteahval.ir/default.aspx?tabid=6835

http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/News.aspx?NID=83814

http://www.teribon.ir

http://www.tebyan-zn.ir

http://www.porseshgaran.org

http://www.pasokhgoo.ir/fa/node/1079