بررسي روابط مصر با ايران

چكيده
مصر كشوري است در قاره آفريقا داراي تمدني كهن وبه قدمت تاريخ؛اين كشور از زمان قديم تا كنون كشوري تاثير گذار در معادلات فرامرزي وبين المللي بوده وهست.به مانند ساير كشورهاي باتمدن وفرهنگ ريشه دار اين كشور نيز در طول تاريخ فرازونشيب هاي زيادي طي كرده است.
پس از بهار آزادي و به عبارتي انقلاب 25 ژوئيه در مصر اين كشور دستخوش تغييراتي در نظام سياسي خود شد كه حاصل آن بركناري شخصيت هاي سياسي دوران حسني مبارك وشخص وي از اريكه قدرت بود.

اين كشور جزء كشورهايي بود كه از قديم الايام رابطه با آن براي ايران ازاهميت خاصي بوده وهست.ريشه رابطه اين كشور با ايران را مي توان در چند هزار سال قبل جستجو كرد هرچند كه اين كشور زماني جزء امپراطوري ايران محسوب مي شد.

اما در نيم قرن اخير ميزان تنش روابطي بين دو كشور بالا بوده است البته در زمان پهلوي اين روابط در حد بالايي بود به طوري كه يكي از همسران محمد رضا شاه پهلوي دختر پادشاه مصر بوده است اما با متراكه وجدايي محمد رضا شاه از همسرش اين روابط به سردي گراييد.از عمده ترين دلايل روابط نزديك ايران با مصر در دوران پهلوي، جدا از دليل فوق مي توان به همسو بودن وگرايش هردو كشور به آمريكا وغرب دانست. امامهمترين عاملي كه باعث قطع روابط ايران با مصر بعد ازانقلاب شدبرقراري قرارداد صلح كمپ ديويد با اسرائيبل بوده است كه اين ناشي از حساسيت ايران به مساله قدس وفلسطين است.اين قطع رابطه باعث بوجود امدن تغييرات زيادي در روابط دو كشور شد به طوري كه در جنگ عراق با ايران،كشور مصر از عراق جانبد اري مي كرد كه اين جانبداري به اين دليل بود كه مصر حيات سياسي وحفظ نفوذ خود در جهان عرب را در گرو همسويي با كشورهاي عربي به خصوص كشورهاي عربي خليج فارس مي ديد البته در كشورهاي عربي كشور الجزاير يك استثناء بود.

بعد از انقلاب كنوني مصر،جريانات مختلفي در اين كشور در زمينه ايجاد ويا عدم ايجاد رابطه با ايران بوجود آمده است كه نشان مي دهد كه نبايد به چشم انداز رشد سريع روابط ايران بامصر اميدوار بود.


كليد واژه:ايران،مصر،روابط ايران با مصر،گرايش مصر به ايران وبالعكس

 

 

 

مقدمه
مصر كشور با اهميت زياد وتاريخي است كه داشتن روابط با ان براي ايران از اهميت خاصي برخوردار است.اين كشور در سي سال گذشته يك حياط امني براي كشور اسرائيل محسوب مي شده است وتحت ديكتاتوري حسني مبارك روابط بسيار خوبي با اسرائيل وامريكا برقرار كرد .البته اين روابط در وجهه مصر در جهان عرب تاثير منفي گذاشت به طوري كه باعث خروج وي از اتحاديه عرب،اتحاديه اي كه مصر خود از بنيان گذاران آن بود شد. اما با روي دادن انقلاب مصر نوع روابط جهان عرب با مصر به دوشاخه تقسيم شده است گروهي متشكل كه گرايش به ايران دارند(لبنان،سوريه،الجزاير،سودان،عراق)منتظر تحولات آينده مصر هستند وگروهي كه با ترديد (عربستان،قطر،كويت،اردن)به روابط خود با مصر ادامه مي دهند.امارابطه داشتن يا نداشتن با اين كشور به جرات مي توان گفت كه براي ايران از اهميت بالاتري برخوردار است چون اگر ايران بتواند با مصر روابط خوبي داشته باشد مي تواند از ان به عنوان اهرم فشاري بر ضد اسرائيل استفاده كند تاريخ يك قرن اخير نشان داده است كه هيچگاه ايران براي مصر خطري ايجاد نكرده بلكه سودمند هم بوده است.
در درون مصر هم گرايش هاي متعددي نسبت به ايران وجود دارد كه به دودسته موافق ومخالف تقسيم بندي شده اند اما برخلاف وجود جريانات تندرو در كشورهاي چون عربستان در مصر وضعيت به گونه ديگري است.حتي در كشورهايي كه با ايران خواستار ايجاد رابطه نيستند جريانات تندي برضد ايران ويا شيعيان وجود ندارد.

در اين مقاله سعي شده است كه به مصر،ساختار واهميت ان ونوع نگرش ايران به مصر وبالعكس،وزمينه هاي گسترش روابط ايران با مصر پرداخته شود.

سوالات تحقيق

1.آيا با انقلابي كه در مصر رخ داده است تغييري در رويكرد مصر به ايران شده است؟

2.آيا نكات مشتركي براي برقراري روابط بين ايران ومصر وجود دارد.

3.چه مسائلي باعث كاهش سطح روابط بين مصر وايران مي شود؟

4.آيا حضور آمريكا در مصر چالشي در گسترش روابط ايران با مصر است؟

5.آيا تغييري در سطح روابط اسرائيل با مصر در دوران پس از مبارك حاصل شده است؟

فرضيات تحقيق

1.رخ دادن انقلاب باعث تغيير در رويكرد مصر با ايران شده است.

2.پيشينه تاريخي مصر وحضور فعالانه تشيع در مصر وبيزاري مردم مصر با اسرائيل  عوامل موثر در نزديكي ايران ومصراست.

3.مشكلات اقتصادي ونفوذ امريكا در مصروگروه هاي ضد تشيع در مصرسدي در گسترش روابط مصر با ايران است.

4.آمريكابراي حفظ منافع اسرائيل از نفوذ ايران در مصر خواهد كاست.

5.باوجود روي كار امدن اخوان المسلمين در مصر،به دليل برخي ملاحظات نبايد انتظار زيادي در گسترش سطح روابط ايران ومصر داشت.

متغيرهاي تحقيق

 

دراين تحقيق مي توان «مصر»را  به عنوان متغييري مستقل ناميد اما«ساختار حكومتي مصر» متغير وابسته است.

پيشينه تحقيق

به دليل حساسيت موضوع روابط ايران با مصر واهميت كشور مصر ،مقالات وتحقيقاتي در داخل كشور در اين زمينه انجام شده است كه به برخي از موارد آن اشاره مي شود:

-بررسي تحولات مصردر پرتو انتخابات رياست جمهوري، معاونت پژوهشهاي سياست خارجي / گروه مطالعات خاورميانه و خليج فارس11مهر1391

-مهردل، سيد بهنام، تاثيرات طرح خاورميانه بزرگ بر اصلاحات سياسى در مصر

-سليمان نژاد، حميدرضا،افق‏هاى آينده در روابط ايران و مصر

-محمدى، جعفر، نگاهى به سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران/زير نظر نسرين مصفا به كوشش حسين نوروزى، معاونت آموزش و پژوهش دفتر مطالعات سياسى و بين المللى، نشر وزارت امور خارجه 1385، صص 151-15219. 2002

مصر
جمهوري عربي مصر كشوري با آب و هواي مديترانه اي گرم و خشك مي باشد. طول جغرافيايي اين كشور از 24 درجه شرقي تا 47 درجه شرقي امتداد يافته است.مساحت اين كشور بالغ بر 1 ميليون كيلومتر مربع ميباشد كه تقريباً 4 درصد آن را زمينهاي زراعي تشكيل ميدهند.جمعيت كشور مصر در آخرين سرشماري بالغ بر 62 ميليون نفر برآورد گرديده كه از اين تعداد 15 تا 16 ميليون نفر در پايتخت اين كشور يعني شهر قاهره زندگي ميكنند.مصر از لحاظ تراكم جمعيتي يكي از پرتراكم ترين كشورهاي جهان محسوب مي گردد چرا كه تعداد 1120 نفر در هر كيلومتر مربع از خاك آن ساكن مي باشند.زبان رسمي و نوشتاري اين كشور زبان عربي استاندارد امروزي و زبان گفتاري نيز لهجه خاصّي از عربي مي باشد.علاوه بر زبان عربي ، زبان انگليسي و به نسبت كمتري زبان فرانسه در زمينه هاي تجاري و آموزشي اين كشور مورد استفاده قرار مي گيرند.تقريباً 90 درصد از مردم كشور مصر مسلمان مي باشند . اقليت مذهبي اين كشور را مذهب مسيحيت (قبطي) به ميزان 8 تا 10 درصد تشكيل مي دهد.نوع حكومت اين كشور جمهوري همراه با قوانين پارلماني مي باشد.در اين كشور پارلمان دو مجلسي يعني مجلس ملي (با 458 كرسي) و مجلس شورا (با 258 كرسي) فعاليت دارند. مصر سرزميني است در شمال شرقي قاره آفريقا که با مساحت 449،001،1 کيلومتر مربع، بيست و هشتمين کشور بزرگ جهان محسوب مي‌شود .در شمال مصر درياي مديترانه و در مشرق آن درياي سرخ قرار دارد . از سمت جنوب با سودان و از غرب با کشور ليبي همسايه است. از ناحيه صحراي سينا با فلسطين نيز ارتباط دارد .

ساختار فرهنگي

نماي فرهنگي كشور مصر تحت تأثير عواملي چون اسلام (كه مذهب 90 درصد از مردم كشور را تشكيل مي دهد) ، مسيحيت (كه مذهب 8 تا 10 درصد از مردم را تشكيل مي دهد)، فرآيند مدرنيزه سازي كشور كه از اوايل قرن 19 ميلادي آغاز گرديده و بالاخره جبهه گيري عليه فرهنگ آمريكايي و تمايل به سمت اسلامي سازي فرهنگ كشور قرار دارد.

اصلي ترين عاملي كه در عصر حاضر بر فرهنگ كشور تأثير داشته وقوع انقلاب سال 1952 و رهايي كشور از تسلط نيمه استعماري مي باشد چرا كه پس از انقلاب مذكور جامعة مصري با شتاب به برنامه ريزي مناسب در زمينه هاي مختلف سياسي، اجتماعي و اقتصادي پرداخته و با كنترل كشور از طريق برپايي حكومت دموكراتيك در واقع در راه تدوين فرهنگ جديد براي كشور قدم برداشت. از جمله فعاليت هاي مهم كه پس از آزادي كشور به عمل آمد مي توان به ارائه منشور ملي توسط جمال عبدالناصر در سال 1962 اشاره نمود.

قانون اساسي مصر

قانون اساسي مصر در چهار بخش تدوين شده است که به ترتيب به امور مربوط به : کشور ، ارکان اساسي جامعه ، تكاليف، حقوق و آزاديهاي عمومي ، حق حاكميت قانون مي پردازند و در مجموع شامل 184 اصل مي باشد.

 

ساختار حکومت

در يک بررسي گذرا از قانون اساسي، مصر نکاتي چند توجه محققين را بر مي انگيزد.ساختار حکومتي مصر ، به تصريح اصل اول قانون اساسي ، يک جمهوري عربي سوسياليستي است:

اصل 1: «جمهوري عربي مصر يك كشور سوسياليست ـ دمكراتيك است كه براساس اتحاد نيروهاي مردمي اداره مي‌شود. مردم مصر جزئي از ملت عرب هستند كه براي تحقق اتحاد عرب تلاش مي‌كنند.»همچنين تاکيد شده است که قوانين کشور مصر بايد بر اساس شريعت اسلام تصويب گردند.
اخوان المسلمين

بي‌شک اخوان‌المسلمين را مي‌توان يکي از تأثيرگذارترين بازيگران عرصه سياسي مصر دانست. اين گروه که در سال 1928 تأسيس شده، آرمان خود را بر اساس تأسيس يک حکومت اسلامي بنا نهاد، بدين معنا که «شريعت» محور و مبناي هرگونه قانون‌گذاري باشد و نهادهاي حکومتي نيز در اين چارچوب عمل کنند.( دکتر مهدي گلجان مدير عامل بنياد انديشه اسلامي و عضو هيات علمي و مديرگروه تاريخ دانشگاه تربيت مدرس)اخوان در هر يک از کشورهاي عربي به گونه‌اي خاص عمل مي‌کند. يعني علاوه بر يک استراتژي کلي، رويکردهاي منقطه‌اي و محلي نيز دارند. يعني اخوان در سوريه متفاوت از يمن يا بحرين عمل مي‌کند. آن‌ها نه تنها وارد عمل شده و در حوزه‌هاي سياسي-اجتماعي فعال هستند؛ بلکه اصل تناسب زمان و مکان را نيز سنجيده و در دستور کار خود قرار داده‌اند؛ به حدي که گاهي مخاطب را دچار نوعي پارادوکس مي‌کنند .( دکتر مهدي گلجان مدير عامل بنياد انديشه اسلامي و عضو هيات علمي و مديرگروه تاريخ دانشگاه تربيت مدرس)
تاريخچه روابط ايران ومصر

شکي نيست که انقلاب اخير مصر تأثير بسزايي در تحول ريشه‌اي روابط ايران و مصر داشته است. روابطي که ريشه در تاريخ دارد و در طول تاريخ از جهت منطقه‌اي و استراتژيک از اهميت خاصي برخوردار بوده است.اگر بخواهيم در مورد روابط ايران و مصر در زمان حاضر سخن بگوييم، بايد در خصوص تاريخ اين روابط توضيحاتي بيان کنيم. تاريخ روابط ايران و مصر به قرن نوزدهم ميلادي و زمان امضاي توافقنامه ارزروم ميان پادشاه قاجاريه و دولت عثماني باز مي‌گردد. در اين توافقنامه مقرر شده بود که دولت ايران مي‌تواند کنسولگري‌هاي خود را در کشور عثماني تأسيس کند. به همين منظور کنسولگري ايران در قاهره افتتاح شد و اولين سفير ايران در مصر حاجي محمد صادق خان بود. پس از آن، سندهاي دوستي و همکاري ديگري نيز در سال 1928 ميلادي بين دوکشور به امضا رسيد. روابط ميان دو کشور در آن زمان در بهترين حالت ممکن بود و اين رابطه حتي به ازدواج ميان ايرانيان و مصريان نيز منجر شد، به عنوان مثال فوزيه، خواهر ملک فاروق اول با محمد رضا پهلوي ازدواج کرد. اين روابط تا پيروزي انقلاب اسلامي در ايران که سال 1979 ميلادي به وقوع پيوست ادامه داشت و ملت مصر نيز تبريکات خود را به خاطر پيروزي انقلاب اسلامي، به مردم ايران ارسال داشتند. در زمان شاه پهلوي، نظام شاهنشاهي به منزله پايگاه نظامي آمريکا در منطقه بود. اين نظام، رژيم صهيونيستي را نيز به رسميت مي‌شناخت و از آن حمايت مي‌کرد. لذا ملت مصر عقيده داشتند که فروپاشي اين نظام شاهنشاهي ظالم لازم و ضروري است. به عبارت ديگر ملت مصر پيروزي ملت ايران را پيروزي خود مي‌دانستند. زيرا در پيمان کمپ ديويد نيز که ميان رژيم صهيونيستي و مصر به امضا رسيد، اکثر ملت مصر مخالفت نشان دادند. در حقيقت، ملت مصر، انقلاب ايران را راهي براي آزادي فلسطين و تحقق آرزوهاي امت اسلامي تلقي مي‌کردند. اما در سطح روابط ديپلماتيک، انور سادات، پس از انقلاب اسلامي، شاه ايران را در مصر پذيرفت و اين اقدام مورد اعتراض ملت مصر واقع شد، زيرا مردم مصر از اين مي‌ترسيدند که موضع انورسادات نسبت به شاه ايران، به روابط ميان مردم مصر و ايران خسارت وارد آورد. در عمل نيز اين اتفاق رخ داد و در روابط ميان ايران و مصر رکودي ايجاد شد و قطع رابطه صورت گرفت. اين قطع رابطه تا سال 1991 ميلادي ادامه داشت تا اينکه در اين سال، روابط ديپلماتيک دو کشور به حالت قبل بازگشت و دفاتر کنسولگري مجدداً گشايش يافت. اين تجديد رابطه از دهه 90 ميلادي آغاز شد و تا کنون نيز ادامه دارد، به طوري که مصر در زمان رياست گروه ال 15، خواستار پيوستن ايران به اين گروه شد. مصر همچنين از تصميم شوراي عمومي سازمان تجارت جهاني در خصوص پيوستن ايران به گروه ال 15 حمايت کرد و به اين ترتيب مسير مذاکره با ايران هموار شد. پس از آن در حاشيه نشست‌هاي بين المللي و منطقه‌اي از جمله نشست‌هاي سالانه مجمع عمومي سازمان ملل متحد، نشست‌هاي وزراي خارجه سازمان کنفرانس اسلامي و وزراي خارجه کشورهاي همسايه عراق، ديدارهاي متعددي ميان وزراي خارجه دو کشور انجام شد.

شايد در تاريخ روابط ايران و مصر، بعد از تشکيل دولت يهود در سال 1348،عامل « گرايش به اسرائيل» همواره يک عنصر بازدارنده و تخريبي در مناسبات دو کشور بوده است، به طوري که جدايي ايران و مصر در زمان عبدالناصر – بدليل نزديکي ايران دوران پهلوي با اسرائيل -و فاصله گرفتن جمهوري اسلامي از حکومت مصر – به دليل پيمان کمپ ديويد- به روشني مشهود مي باشد. بنابراين براي پاسخ به اين پرسش که کدام پارادايم بهتر مي تواند سياست خارجي دوران قبل از انقلاب اسلامي و پس از آن در مورد مصر را تبيين کند؟ لازم است تا مهمترين ويژگي روابط ايران و مصر را برشماريم .در اين بخش با مروري بر روابط دو کشور در دو مقطع، از سال 1300 ش تا سال 1357 و بعد از انقلاب اسلامي، اصول سياست خارجي ايران را بررسي مي نمائيم.

مناسبات ارتباطي رضا شاه با حکومت «ملک فواد» در مصر بسيار بود. در مجموع روابط تهران و قاهره از سال 1300 شمسي که سفارت ايران در مصر داير شد تا 1331 ش که حکومت سلطنتي در اين کشور منقرض گرديد، دو ويژگي اصلي داشت. اول همکاري مثبت دولتي و مناسبات صميمي در سطح حکومت و دوم مبارزه مشترک دو حکومت با اسلام گراها و بنياد گراها.( موسسه فرهنگي آرماگدون،ايران و مصر،مسيري که پيموده ايم، سه شنبه اول خرداد1386) حکومت پادشاهي موجود در هر دو کشور، سلطه انگليس بر هردو نظام و به دنبال آن مبارزه مشترک آنها با اسلام گرايي درون مرزي موجبات گرمي مناسبات را فراهم آورده بود.در سال هاي جنگ جهاني دوم هر دو دولت از اشغالگران انگليسي در رنج بودند.دولت هاي هر دو کشور عليرغم سلطه انگليس، نيم نگاهي به آلمان هيتلري داشتند. در پي سقوط ملک فاروق در تابستان 1331 ش و به قدرت رسيدن نظاميان چپگرا از جمله ژنرال محمد نجيب و جمال عبدالناصر، روابط تهران و قاهره تيره شد. حکومت جديد مصر تنها در زمان مصدق روابط خوبي با دولت ايران برقرار نمود و از مبارزات ملي شدن صنعت نفت ايران نيز حمايت کرد.،مصريها شديدا از جنبش ملي ايرانيان براي ملي کردن صنعت نفت حمايت مي کردند و در مقابل، ايرانيان نيز انقلاب مصر را به رسميت شناخته بودند(هاشميان، حسين. تهران و قاهره با رقابت و همكارى،روزنامه ايران، 8 دى ماه 1386) اهميت و موقعيت ويژه جغرافياي سياسي ايران و مصر موجب شد تا اين دو کشور در اين مقطع زماني روند مشابهي را با غرب تجربه نمايند(براى اطلاع بيشتر از آراء انديشمندان دو كشور ن ك به:آرمين، محسن.جنبش‏هاى اسلامى معاصر در ايران و مصر :اشتراكات و افتراقات، سايت اطلاع رسانى اعتماد، 27 آبان 1386.)

سفر محمد مصدق – نخست وزير وقت ايران- به قاهره با استقبال جمال عبدالناصر و ديگر مقامات مصري همراه بود و جمال عبدالناصر به پاس اين شخصيت ايراني، خياباني را بنام دکتر مصدق نام گذاري کرد. با سقوط دولت مصدق مناسبات دو کشور نيز از بين رفت.( براى اطلاع بيشتر از آراء انديشمندان دو كشور ن ك به:آرمين، محسن.جنبش‏هاى اسلامى معاصر در ايران و مصر :اشتراكات و افتراقات، سايت اطلاع رسانى اعتماد، 27 آبان 1386.)

در پي تاسيس دولت اسرائيل در سال 1948و اعلام به رسميت شناختن دولت اسرائيل از سوي ايران در تابستان 1950، جمال عبدالناصر در نطق شديد الحني عليه حکومت شاه، دستور قطع رابطه با ايران، به دليل هم پيماني شاه با اسرائيل را صادر کرد. با سخنان شديدالحن عبدالناصر در مرداد 1339 شيخ شلتوت رئيس دانشگاه الازهر مصر نيز در تلگرامي به شاه، اقدام وي را در به رسميت شناختن و شناسايي اسرائيل خيانت به مسلمين ناميد و از وي انتقاد کرد.اين تيرگي روابط تا ده سال به طول انجاميد. يک ماه قبل از مرگ ناصر و هنگامي که سادات در دوره بيماري وي زمام امور را به دست گرفته بود، رابطه دو کشور مجددا برقرار شد.کارشناسان معتقدند که شروع جنگ سرد و تأثير بلوک بندي هاي موجود در ساختار قدرت نظام بين الملل به گونه اي بر خاورميانه تاثير گذاشت که با امعان نظر به تفاوت نگرش رهبران ايران و مصر روابط دو کشور را از سال 1954 تا 1960 تيره کرد و تيرگي روابط در جنگ ژوئن 1967 به اوج خود رسيد تا اينکه تحولات موجود در عرصه بين الملل و بازتاب آن در منطقه، ايران در صدد بهبودي روابط با مصر برآمد. در سال هاي 1970 تا 1979 شاهد گسترش بيش از پيش دوستي ايران و مصر بوده ايم . پس از شکست اعراب در ژوئن 1967، الگوي سياست خارجي مصر که براساس ايده هاي ناصريسم بنا شد شکست خورد و خود ناصر هم از افکار گذشته خود دست برداشت. در پي آن روابط ايران و مصر رو به توسعه رفت و سرانجام چند ماه قبل از مرگ ناصر عادي شد.( افق‏هاى آينده ايران در روابط ايران و مصر،باشگاه انديشه جوان 8 /10/2007)
شاه و ناصر با همه اختلافات بنياني که با هم داشتند يک ويژگي مشترک داشتند و آن مبارزه با اسلام گراها بود با وجود اينکه عبدالناصر خود را چنان اسلام گرا و دين دار نشان داده و توانسته بود پايگاه نيرومندي در ميان افراد مذهبي مصر بدست آورد، اما با پيروزي ناصر اخوان المسلمين به حاشيه رفت و رهبر آن «عمر تلماسي» در اوايل حکومت ناصر به زندان افتاد و تازمان مرگش 17 سال در زندان ماند و سيد قطب متفکر بزرگ اسلامي به دار آويخته شد.در پي مرگ ناصر، شاه با وجود تمام اختلافات هويدا- نخست وزير وقت ايران- را در تشيع جنازه ناصر به قاهره فرستاد و زمينه توسعه روابط آتي را فراهم کرد. سادات نيز در پاييز 1350 ش به تهران آمد و شرايط سياسي براي از سرگيري همکاري و مناسبات دو کشور مهيا شد. اقدام سادات در اخراج مستشاران روسي از مصر در سال 1951 و رويکرد وي به آمريکا نيز سبب تحکيم هر چه بيشتر روابط دو دولت شد.دو سال پس از جنگ رمضان هنگامي که سادات در پاييز 1356 در ناباوري ملت هاي مسلمان به اسرائيل سفر کرد، شاه ايران بعد از کارتر دومين رئيس کشوري بود که اين سفر را مورد حمايت قرار داد. شاه از مشوقان سادات در اين سفر بود و نيز در تلاش براي صلح با اسرائيل. هنگامي که سادات در 25 خرداد 1355 به تهران آمد، شاه تلاش کرد تا وي را به برقراري رابطه سياسي با اسرائيل متقاعد سازد.مقامات قاهره بعدها به حمايت شاه از سادات در ايجاد روابط با اسرائيل اذعان کردند به همين دليل سفر سادات به بيت المقدس که يکسال بعد صورت گرفت و همچنين متعاقب آن در آمريکا پيمان کمپ ديويد را پذيرفت، از ابتداي شکل گيري تا مراحل نهائي آن، مورد حمايت شاه قرار داشت. به همين دليل بود که پس از امضاي اين پيمان، حسني مبارک از سوي سادات براي ارائه گزارش به شاه وارد تهران شد.( محمدى، جعفر، نگاهى به سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران/زير نظر نسرين مصفا به كوشش حسين نوروزى، معاونت آموزش و پژوهش دفتر مطالعات سياسى و بين المللى، نشر وزارت امور خارجه 1385، صص) 151-152).

با وقوع انقلاب اسلامي مناسبات ايران و مصر به شدت متشنج شد، يعني حالت پر تشنجي که تقريبا تا به امروز افت و خيز داشته است. طوفان انقلاب بهمن 57 در دوره طلائي روابط ايران و مصر وزيدن گرفت. آنچه که در نظر شاه ايران نکات مثبت و قابل تحسين رژيم حاکم بر مصر پنداشته مي شد، در نظر انقلابيون نکات منفي و قابل نکوهش ارزيابي گرديد. قضيه فلسطين بخش جدا نشدني از انقلاب ايران بود و آنچه که سادات در راه صلح با اسرائيل به آن اقدام کرده بود، در انقلاب ايران خيانت بزرگ تلقي شد. هر چند که سادات توانست جايزه صلح نوبل را به خود اختصاص دهد، اما به شخصي منفور در نظر انقلابيون ايران مبدل گشت. در آن روزهاي انقلابي ايران، علاوه بر قرارداد صلح با اسرائيل، پناه دادن به شاه ايران توسط انور سادات، خود به خود خشم مردم انقلابي ايران را بر ضد وي برمي انگيخت و در نهايت همه اين امور به قطع روابط ميان دو کشور منجر شد و تبادل اتهامات و حملات تبليغاتي عليه يکديگر جايگزين شکل روابط گذشته شد.دو ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و به عبارتي ديگر پس از بازگشايي مجدد مناسبات تهران و قاهره، روابط ايران با مصر به دستور امام خميني (ره) قطع گرديد. گرچه در دستورالعمل حضرت امام به وزير خارجه وقت براي قطع رابطه با مصر، تنها به پيمان کمپ ديويد اشاره شده ولي تا آن زمان رژيم سادات خصومت هاي ديگري نيز با جمهوري اسلامي ايران داشته است. از جمله اين خصومت ها مي توان به پذيرايي سادات از شاه ايران در کشاکش انقلاب و خودداري از تحويل وي، دشمني و ستيزه جويي با انقلاب اسلامي ايران و واگذاري پايگاه نظامي به امريکا براي استفاده از آن در حمله به خاک ايران، اشاره کرد. علاوه بر اين سادات تبليغ بسياري در مصر بر ضدّ انقلاب اسلامي و امام خميني(ره) به راه انداخته بود. سادات در مصر به جان کساني افتاده بود که با پيروزي انقلاب اسلامي ايران جاني دوباره يافته بودند و با تظاهرات خود در خيابانهاي قاهره و ديگر شهرهاي عمده مصر، حمايت خود را از انقلاب اسلامي ابراز مي کردند( بنگريد، عبدوس، حامد، بازتاب انقلاب اسلامى ايران بر مصر، خبرگزارى فارس،11 /1385/5).
با اين حال امام خميني(ره) در حکم خود مبني بر قطع رابطه با قاهره به هيچ يک از اين دشمني ها اشاره نکرد و تنها به پيمان کمپ ديويد که آنرا خيانتي به کل جهان اسلام ناميد، اشاره نمود. فرمان کوتاه امام چنين بود: «جناب آقاي دکتر ابراهيم يزدي وزير امور خارجه، با در نظر گرفتن پيمان خائنانه مصر و اسرائيل و اطاعت بي چون و چراي دولت مصر از آمريکا و صهيونيسم، دولت موقت جمهوري اسلامي ايران قطع روابط ديپلماتيک خود را با دولت مصر بنمايد».( موسسه مطالعه تاريخ معاصر ايران در سايت /
www.iichs.org نوشته شده در سه شنبه بيست و پنجم ارديبهشت 1386ساعت.)
فرمان امام خميني به فاصله پنج هفته بعد از امضاي پيمان کمپ ديويد ميان انورسادات، رئيس جمهور وقت مصر و مناخم بگين نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي صادر شد.شايد بتوان گفت که رقابت ذاتي مشخصه اصلي اين مناسبات تاکنون بوده است.مصر با تکيه به آمريکا و در کنار مخالفين دولت جمهوري اسلامي ايران عليه کشور ايران دريغ نکرده است.اعم از تلاش براي صدمه زدن و آسيب رساندن به چهره جهاني و منطقه اي جمهوري اسلامي، تلاش براي تقويت مخالفين و ايفاي نقش مستقيم و حتي کمک به عمليات نظامي عليه جمهوري اسلامي، به عنوان نمونه طراحي کودتاي نوژه در هتل شرايتون قاهره انجام شد و اويسي نيز شخصا در آنجا حضور پيدا کرد و کليه افسران رابط با تهران در آنجا حضور پيدا کردند. يا حمله طبس که تمام تمرينات اوليه اش در صحراهاي مصر انجام شد و نيروهاي نظامي از مصر به کشور ما منتقل شدند و برخي از هواپيما مستقيما از مصر وارد خاک ايران شدند.( محمدى، جعفر، نگاهى به سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران/زير نظر نسرين مصفا به كوشش حسين نوروزى، معاونت آموزش و پژوهش دفتر مطالعات سياسى و بين المللى، نشر وزارت امور خارجه 1385، صص 151-152( 19. 2002
/www.Islamonline.net/english/news.)دهه 80 را مي توان بحراني ترين دوران روابط بين مصر و ايران قلمداد کرد و آن زماني بود که آمريکا پس از امضاي کمپ ديويد به عنوان پاداش، فصل ويژه اي را در بودجه کمک هاي خارجي ساليانه خود به مصر اختصاص داده است. ميزان اين کمک ها که از سال 1979 تاکنون استمرار يافته است، حدود دو ميليارد دلار در سال مي باشد. در کنار اين موارد دولت مصر در جهت گسترش شکاف ميان شيعه و سني کوشيد و از سوي ديگر جمهوري اسلامي ايران در سالهاي نخست طيف وسيعي از نيروهاي اسلام گراي مصر را به سوي خود جلب کرده بود.( هويدى، فهمى. نقش رسانه‏ها در روابط ايران و مصر، سايت اطلاع رسانى باشگاه انديشه، 24 دى ماه 1386) به طوري که «بازگشت به اسلام» که در تاريخ مصر ريشه ديرينه دارد، تقويت و تشديد شد.( عبدوس، حامد .بازتاب انقلاب اسلامى بر مصر،خبرگزارى فارس، 14 دى ماه 1386)البته در همين جا بايد به نقش واگرايي سه روزنامه اصلي مصر (الاهرام، مالاخبار، الجمهوريه) اشاره نمود که در اين ميان نقش زيادي را به عهده داشتند.( هويدى، فهمى. همان)بطور کلي مي توان گفت پس از پيروزي انقلاب اسلامي چهار عامل مهم در واگرايي بين دو کشور مصر و ايران نقش داشته است:

  1. امضاء قرار داد کمپ ديويد بين مصر و اسرائيل
  2. اتهامات مصر به ايران در مورد حمايت از جنبش هاي اسلامي مصر
  3. همکاري نزديک نظامي مصر با آمريکا
  4. حمايت مصر از عراق در طول جنگ تحميلي(سليمان نژاد، حميدرضا،افق‏هاى آينده در روابط ايران و مصر، روزنامه شرق، مورخه 1382/12/24)

حمايت مصر از رژيم عراق در جنگ تحميلي به تيرگي اين روابط شدت بخشيد.با شروع جنگ ايران و عراق و خطر گسترش جنگ، کشورهاي عضو شوراي همکاري خليج فارس در سال 1981 که به منظور مقابله با نفوذ انقلاب ايران به درون کشورهاي خليج فارس تشکيل شده بود انسجام بيشتري يافتند. تحولات ناشي از جنگ باعث تشکيل مربعي از اتحاد ميان عراق، مصر، اردن و يمن شمالي شده بود. اگر چه اين اتحاد چهارگانه در طول جنگ ايران و عراق رسما اعلام نشده بود ولي عملا با حضور فعال اين کشورها در جنگ عليه ايران اتحاد خود را نشان داده بودند. به طوري که روزنامه هاي دو کشور مملو شده بود از حملات به طرفين، حتي روزنامه ضد دولتي الوفد در يکي از شماره هاي خود در انتقاد به حسنين هيکل نوشت: ايشان بايد بداند ايران مقاصد پليدي دارد و به دنبال ايجاد تفرقه ميان مسلمانان است.( هويدى، فهمى. همان).در طول جنگ ايران و عراق تقريبا مي توان گفت مصر بطور کامل در کنار عراق بود هم از لحاظ کمک سياسي و هم کمک نظامي مشاوره هاي نظامي در سطوح بالا. باز پس گيري فاو توسط نيروهاي عراقي با طراحي مصري ها بود. با اعطاي مجوز به نيروهاي مصري (شهروند) در عراق مصري ها داوطلبانه به ارتش عراق آمدند و در کنار عراقي ها عليه ايران جنگيدند.( محمدى، جعفر همان صفحه 152).از زمان ترور سادات و جايگزين شدن محمد حسني مبارک تا زمان روي کار آمدن محمد خاتمي و آغاز دوره اصلاحات، روابط ايران و مصر در فراز و نشيب هاي بسياري قرار گرفت، اما شرايط منطقه اي و اوضاع داخلي دو کشور به هيچ يک از طرفين اجازه نداد کارهاي مهمي در جهت بهبود روابط سياسي انجام دهند.

پايان جنگ عراق عليه ايران و آغاز دوره سازندگي، فروپاشي اتحاد جماهير شوروي سابق و بلوک شرق، جنگ نفت در خليج فارس يا حمله عراق به کويت و تهاجم آمريکا و متحدان آن به عراق، که به فعال تر شدن سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران انجاميد، زمينه هاي نزديکي کشورهاي ايران و مصر را فراهم نموده در اين راستا در ارديبهشت 1370 دفتر محافظت منافع دو کشور گشايش يافت و تلاش براي ايجاد زمينه ارتقاي همکاري هاي اقتصادي، بين المللي، فرهنگي و نظاير آن، مورد توجه قرار گرفت. در اين راه، مقامات دو کشور، ابراز تمايل برخي کشورها براي ميانجي گري را نپذيرفته و انجام گفت و گوي مستقيم را ترجيح دادند. بنابراين، ديدار مسئولان دو کشور، به ويژه ديدارهاي وزراي خارجه و ديگر مقامات که در حاشيه برخي اجلاس بين المللي و منطقه اي صورت پذيرفت، باعث اشتراک مواضع و زمينه ساز گسترش مناسبات دوجانبه گرديد. حاصل اين ديدارها را مي توان همکاري در مواردي همچون: کنفرانس اسلامي، کنفرانس عدم تعهد، کنفرانس بين المللي ارتباطات، کنفرانس جمعيت و تنظيم خانواده، کنفرانس جلوگيري از جرم و جنايت، کنفرانس جهانگردي و توريسم، کنفرانس بين المجالس، محاسبات اداري و اجلاس هاي سازمان تجارت جهاني (WTO) برشمرد. البته تضادهايي نيز، همواره به دور ماندن مصر و ايران کمک کرده و برقراري روابط دو کشور را به تأخير انداخته است. (حميد بيات، »بررسى روابط ايران و مصر«، فصل‏نامه مطالعات آفريقا، شماره 1 (بهار و تابستان 1379) ص71.).از ارديبهشت 1370 عملا روند بهبود روابط و همکاري بين دو کشور آغاز شد. ساخت و احداث پنج کارخانه نيشکر از سوي شرکت هاي مصري در استان خوزستان و امضاي يادداشت تفاهم براي فروش يک هزار دستگاه تراکتور تبريز به بخش خصوصي مصر، گام هايي بودند که در روند توسعه مناسبات اقتصادي دو طرف برداشته شد. سازمان عمران کرمان، از شرکت کاتوآروماتيک مصر، از محل مطالبات جمهوري اسلامي ايران از بانک مرکزي مصر، چهار فروند هواپيما شامل دو فروند هواپيماي ايلوشين و دو فروند هواپيماي توپولف خريداري کرد. شرکت کاتوآرومايتک مجاز شد، در شرکت حمل و نقل هوايي ايران، ده درصد مشارکت سرمايه اي داشته باشد. در خصوص امور فرهنگي، يک توافقنامه همکاري علمي بين دانشگاه عين شمس مصر با دانشگاه علامه طباطبايي ايران به امضا رسيد. در همين زمينه، برخي علما و شخصيت هاي علمي ايران از مصر ديدار کردند و کارشناسان ايراني در کنفرانس جمعيت قاهره شرکت نمودند. در دانشکده آثار اسلامي دانشگاه الازهر مصر، زبان فارسي به عنوان زبان دوم، در بخش هاي فلسفه، تاريخ و زبان عربي پذيرفته شدند و حتي در تمامي سيزده دانشگاه مصر، کرسي زبان فارسي ايجاد شد.( مهدى تكيه‏اى، مصر، تهران: دفتر مطالعات سياسى و بين‏المللى، 1375) ص 106 104) از طرفي ديگر دريافت ويزا نيز براي انديشمندان دو کشور بسيار آسان گرديد.( آفتاب، روزنامه.گفتگو با سيدهادى خسرو شاهى (سرپرست دفتر حفاظت منافع ج. ا.ايران،يازدهم آذرماه 1386) مواضع دو کشور درباره پيمان منع سلاح هاي کشتار جمعي، باعث نزديکي بيشتر دو کشور گرديد، تا حدي که دو کشور خواستار پاک سازي منطقه خاورميانه از سلاح هاي کشتار جمعي و اتمي شدند. در همين زمينه، مصر، پيوستن رژيم صهيونيستي به معاهده NPT و آژانس بين المللي انرژي اتمي را خواستار شد و حتي در اواخر سال 1995 (1374) که اسرائيلي ها مي کوشيدند به گونه اي جهان را عليه ايران بشورانند و به تبليغات وسيعي در مورد دسترسي ايران به سلاح هاي هسته اي دامن زدند، وزير خارجه مصر اعلام کرد: اسرائيل به دليل وضعيت خود در اين زمينه، صلاحيت خرده گيري به ايران و ديگران را ندارد همچنين، فعال سازي بيشتر چند شرکت مشترک ايراني و مصري، نظير شرکت مشترک نساجي ميراتکس، بانک توسعه ايران و مصر و نيز، شرکت مشترک کشتيراني، مورد نظر و توجه دو کشور در عرصه همکاري هاي منطقه اي بود.
اين وضعيت تا پيروزي محمد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري 1997 ادامه يافت. در پي اين رويداد تاريخي، مصري ها دست به کار شدند و حسني مبارک رئيس جمهور مصر، پيروزي خاتمي را به وي تبريک گفت. در چنين شرايطي اين احساس در ميان مسئولان دو کشور متبلور شد که مي توانند افق هاي فرهنگي، بازرگاني و ورزشي را ميان دو ملت گشوده و زمينه هاي شکل گيري روابط کامل سياسي را مهيا کنند. نخستين گام با امور فرهنگي آغاز شد. در سال 1999 يک فيلم ايراني در جشنواره فيلم قاهره شرکت کرد و دختر 16 ساله ايراني بنام «پگاه آهنگراني» جايزه بهترين هنرپيشه زن جشنواره قاهره را از آن خود کرد. در اين اثنا «انجمن دوستي ايران و مصر» که اعضاي آن از قشرهاي مختلف جامعه چون سينماگر، ورزشکار، نماينده مجلس و استاد دانشگاه را در خود جا داده بود، تشکيل شد و هدف خود را گسترش روابط فرهنگي و نزديکي دو ملت ايران و مصر اعلام کرد. در آن زمان رياست اين انجمن به عهده فردي بنام «محمد صادق حسيني» مشاور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي بود که اين وزارتخانه در دوره تصدي عطاء الله مهاجراني نقش مهمي را در گسترش روابط فرهنگي ميان ايران و مصر از طريق فرستادن گروه هاي هنري و مطبوعاتي و دعوت از گروه هاي مشابه مصري براي سفر به ايران، ايفا نمود.در اين اثنا رويداد جالب ديگري که نشان از توجه مصري ها به فرهنگ ايراني دارد،رخ داد. با بروز درگيري خونين ميان مسلمانان و مسيحيان در يک روستاي دور افتاده در استان سوهاج مصر، مسئولان مصري فيلم ايراني «فرزند مريم» را براي اهالي روستا به نمايش در آوردند. اين فيلم داستان يک پسر مسلمان را با يک کشيش مسيحي نشان مي دهد که چگونه در دوره هاي سخت زندگي به کمک هم مي شتابند و به عنوان يار و ياور همديگر ظاهر مي شوند. پيام اين فيلم دوستي ميان مسلمانان و مسيحيان بود و مسئولان مصري براي آرام کردن فضاي متشنج روستا از آن استفاده کردند. در سال 2000 براي نخستين بار تيم ملي فوتبال مصر در يک بازي چهار جانبه در تهران شرکت کرد و به شدت مورد استقبال قرار گرفت. در اين ميان مصري ها اميدوار شدند با اعزام تيم هاي ورزشي بيشتر، هرچه زودتر زمينه برقراري روابط کامل ديپلماتيک ميان دو کشور فراهم شود. از اين رو در پي گسترش روابط فرهنگي و ورزشي، دعوت از مقامات سياسي و انجام سفرهاي متقابل مسئولان ميان دو کشور مصر و ايران صورت گرفت. در يک تحول جديد در سال 2000، وزير اوقاف مصر از شخصيت هاي بلند پايه سياسي و ديني ايران چون آيت الله جنتي، تسخيري و واعظ زاده براي مشارکت در کنفرانس شوراي عالي امور اسلامي که در قاهره منعقد مي شد، دعوت به عمل آورد. در مقابل مقامات تهران نيز از شخصيت هاي ديني مصر چون شيخ الازهر، رئيس دانشگاه الازهر، مفتي بزرگ مصر و شخصيت هائي از وزارت اوقاف مصر براي شرکت در کنفرانس وحدت اسلامي تهران دعوت به عمل آوردند. در اين اثنا مصري ها اجازه دادند مسجد حضرت زينب در قاهره توسط ايراني ها بازسازي و مرمت شده، محوطه پيراموني آن را گسترش دهند. در يک اقدام مثبت ديگر دولت مصر از درخواست ايران براي پيوستن به «گروه 15» به شدت حمايت کرد و در جلسه اي که در خردادماه 1379 در قاهره برگزار شد، درخواست ايران علي رغم مخالفت کشورهاي امريکاي لاتين که خواستار عضويت کلمبيا به جاي ايران در گروه 15 بودند، تصويب شد. حسني مبارک رئيس جمهور مصر پيوستن ايران به گروه 15 را با يک تماس تلفني به محمد خاتمي تبريک گفت و بسياري از تحليل گران در آن زمان معتقد شدند که ديگر مانعي بر سر راه از سرگيري روابط ديپلماتيک دو کشور باقي نمانده است.اما تحول عملي در روابط ايران و مصر در حاشيه اجلاس وزراي خارجه کشورهاي سازمان کنفرانس اسلامي در شهر کوالالامپور به وقوع پيوست و آن زماني بود که دو وزير خارجه وقت ايران و مصر با يکديگر ديدار کردند. عمرو موسي و کمال خرازي در اين ديدار به توافق رسيدند که هر چه زودتر روابط کامل سياسي ميان دو کشور را از سر گيرند. در اين ميان صاحب نظران معتقد بودند که تماس تلفني روءساي دو کشور بعد از قبول عضويت ايران در گروه 15 در اجلاس قاهره، تنها براي تبريک اين عضويت نبوده بلکه بررسي برداشتن گام هاي عملي براي از سرگيري روابط ميان دو کشور را در بر مي گرفت، زيرا که در سال 1998 در اجلاس گذشته گروه 15 در قاهره، وقتي کشور کنيا به عضويت اين گروه درآمد، شاهد تماس تلفني حسني مبارک با حاکم کنيا نبوديم.به نظر مي رسيد که ديدار کمال خرازي و عمرو موسي در مالزي موانعي چون سنگ اندازي ايران در راه فرآيند صلح خاورميانه ، صدور انقلاب اسلامي ايران به کشورهاي عربي و قضيه خيابان خالد اسلامبولي را پشت سر گذاشته بود. علاوه بر اين مصري ها موضوع جزاير سه گانه ايراني را نيز به فهرست توافق هاي خود با طرف ايراني اضافه کرده بودند.( نگاه كنيد: اطهرى، اسداله، ايران و مصر :از ديد ليبرالى تا صلح دموكراتيك، ارزيابى سياست خارجى خاتمى، انتشارات همشهرى 1380 ص49) بعد از اين ديدار يک هيئت پارلماني ايراني در تيرماه 1379 به رياست ميردامادي و براي شرکت در کنفرانس اتحاد مجالس اسلامي عازم قاهره شد و چند روز بعد کارشناسان برجسته موءسسه مطالعات سياسي الاهرام به ايران آمدند. تمام اين رفت و آمدها اگرچه اهداف کلي تر ديگري داشت اما در اصل بر از سرگيري روابط ديپلماتيک ميان دو کشور ايران و مصر متمرکز بود. با ملاقات سيد محمد خاتمي و حسني مبارک در ژنو در حاشيه اجلاس ارتباطات شايد مي توانست فصل نويني در روابط مصر و ايران باشد به طوري که در اين زمان پندار بر اين بود که ديگر هيچ مانعي در راه از سرگيري روابط ايران و مصر باقي نمانده بود و تنها رهبران دو کشور مي بايست سفيران خود را معرفي کنند و مصاحبه احمد ماهر با بخش فارسي راديو بي بي سي در مورخه 15/10/1382 که رسما اعلام کرد که کمپ ديويد به تاريخ پيوسته اين ديدگاه را تقويت مي کند.( اطهرى، همان)اما ناگهان اصرار حسني مبارک بر تغيير نام خيابان خالد اسلامبولي در تهران و مخالفت با اين اصرار در ايران به عنوان يک مانع اساسي در راه فرستادن سفراي دو کشور نمود پيدا کرد. ترس رئيس جمهور مصر از نيروهاي اسلامگرا و حادثه ترور ناموفق وي در اتيوپي، حسني مبارک را بر آن داشت تا بر

موضوع تغيير نام خيابان ايراني اصرار ورزد. در چنين شرايطي و با مطرح شدن چنين خواسته اي از سوي مصري ها، دو راه براي محمد خاتمي رئيس جمهور وقت ايران باقي نمانده بود: يا اينکه به مصري ها بفهماند که نبايد مسئله بزرگ و با اهميتي چون روابط دو کشور را به مسئله کوچکي چون نام خيابان خالد اسلامبولي و عکس اين شخص در يکي از خيابان هاي تهران ربط دهند، يا ديپلماسي داخلي خود را به کار بندد و از طريق موءسساتي چون شوراي شهر نام اين خيابان را تغيير دهد. در آن ايام خاتمي کوشش هاي خود را در دو سو به کار برد و حتي به موفقيت هائي چون تغيير نام خيابان از طريق شوراي شهر تهران نائل شد. اما اين موفقيت ها هرگز جامه عمل نپوشيد و در گرد و غبار حمله امريکا به عراق، پايان دوره اصلاح طلبان و آمدن احمدي نژاد گم شد.( اطهرى، همان)در دوره بعد از رياست جمهوري خاتمي، مصر و ايران بيش از آنچه که تصور مي شد از يکديگر دور شدند و با موضعگيري هاي جديد حسني مبارک بر ضد شيعيان عراق و منطقه خليج فارس که آنها را به وابستگي به ايران متهم کرد، دامنه اختلافات ميان دو کشور ابعاد تازه اي يافت و دولت جديد ايران براي بهبود روابط خود با مصر، يک بار ديگر بايد راه رفته را تجربه مي کرد.در طول سال هاي اخير، ايران و مصر در مسائل بين المللي، همکاري هاي نسبتاً خوبي داشته اند که از جمله آنها، مي توان به حضور ايران و مصر در کميته قدس اشاره کرد، هرچند که اين دو کشور، ديدگاه هاي متفاوتي نسبت به روند صلح خاورميانه، در قبل و بعد انقلاب داشته اند. حقوق بشر نيز از مسائلي است که بيشتر عليه ايران و کمتر از آن، عليه مصر به کار گرفته شد. بنابراين، در اين مورد، زمينه همکاري ميان دو طرف هميشه وجود داشته است. تغيير راي مصر از مثبت به ممتنع در برخي قطعنامه هاي حقوق بشر عليه ايران، از جمله آثار و نتايج رايزني ها و همکاري هاي دو طرف در سطح بين المللي است. البته نبايد از اين نکته غافل ماند که تفاوت هايي نيز، در ديدگاه طرفين در اين باره وجود دارد.ولي مسئله حقوق بشر هيچ وقت عامل منازعه دو طرف قرار نگرفته است. به علاوه، در بسياري از مسائلي که در کنفرانس اسلامي مطرح مي شود، دو کشور زمينه خوبي براي همکاري دارند. مولفه هاي موجود در تعامل دو کشور در سطح همکاري هاي منطقه اي، به رغم تفاوت در سمت گيري سياست منطقه اي ايران و مصر در روند مذاکرات صلح خاورميانه و نيز برخي تحولات منطقه اي و سياست هاي توسعه طلبانه دولت اسرائيل، شرايط را براي همکاري هاي بين دو کشور فراهم ساخته است. در اين باره مي توان به تحولات و حوادثي چون: شکل گيري پيمان هاي نظامي امنيتي اسرائيل با برخي کشورها، که نگراني مصر را فراهم مي کند، همچنين، بحث گسترش سلاح هاي کشتارجمعي اسرائيل که از اين زاويه، مصر نيز خواستار پاک سازي منطقه از سلاح هاي کشتارجمعي و پيوستن اسرائيل به معاهده NPT و آژانس بين المللي انرژي اتمي است، اشاره نمود.( جمال حسينى، »دورنماى همكارى راهبردى ايران و مصر«، فصل‏نامه مطالعات آفريقا، شماره 22، (پاييز و زمستان 1379) ص 117.)گرچه سران کشور مصر به عنوان «مادر ناسيوناليسم عرب» از يک سو و مقامات ايران به عنوان «ام القراي جهان اسلام» و مورد حمايت توده هاي مردمي از سوي ديگر همواره رويکردي مثبت در روابط دوجانبه داشته اند، اما برخي عناصر وابسته به غرب در درون حاکميت مصر و بدانديشاني در خارج از اين کشور نقش مخرب داشته اند.همچنين بعد از يازده سپتامبر فشارهاي سياسي غرب بر حسني مبارک و حذف بخشي از کمک هاي ايالات متحده به سازمان هاي حقوق بشر مصر براي انتخاب آزاد از نقطه ضعف هايي است که همچنان دولت مصر را در چالش جدي قرار داده که مانع مي شود تا مصر سياست مستقلانه اي نسبت به ايران اتخاذ نمايد.(36) نزديکي ايران به مصر مورد استقبال اسلام گراها و حتي بعضي از نيروهاي سکولار مصر گرفته است و غرب نيز درصدد برآمد تا مانع از روابط فوق گردد .در اين ميان ايران نيز براي گسترش نفوذ و همگرايي منطقه اي به دنبال نزديکي بيشتر به اين کشور است بطوريکه حتي در سرکوب شيعيان، بخصوص بعد از دستگيري محمد الدريني رهبر شيعيان مصر در آن کشور صورت گرفته است.( نگاه كنيد به مقاله مهردل، سيد بهنام، تاثيرات طرح خاورميانه بزرگ بر اصلاحات سياسى در مصر، وبلاگ شخصى WWW.mehrdel.blogfa.com) هيچ عکس العمل از سوي ايران در پي نداشت و خللي در مذاکرات بعدي دو کشور بوجود نياورد.ديدگاه هاي مشترک تهران و قاهره در مسائل فرهنگي و سياسي در سطح بين المللي و منطقه اي به ويژه مسائل مرتبط با فعاليت هسته اي اسراييل، احقاق حقوق مردم فلسطين، مخالفت با اشغالگري عراق، تاکيد بر وحدت کشورهاي اسلامي و حمايت مصر از فعاليت مسالمت آميز هسته اي ايران در مجامع بين المللي موجب خشم دولت هاي غربي شده است.سخنان آقاي احمدي نژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران در اواخر ارديبهشت ماه سال 1386در امارات عربي متحده مبني بر آمادگي ايران براي راه اندازي سفارتخانه در قاهره نقطه عطفي براي برقراري روابط دوباره ميان دو کشور بود.محمود احمدي نژاد طي سخناني گفت: دشمنان مانع از نزديکي دو ملت مصر و ايران هستند و رابطه رسمي اين دو کشور مي تواند بر روابط جهان عرب با ايران تاثيرگذار باشد و بسياري از مشکلات جهان اسلام را حل کند.پس از سخنان احمدي نژاد مقامات مصري و برخي محافل عربي نيز به آن واکنش مثبت نشان دادند.سفر «عباس عراقچي» معاون وزير امور خارجه ايران به دعوت «حسين ضرار» همتاي مصري خود براي سفر به قاهره و مذاکرات دوجانبه در زمينه هاي بين المللي و منطقه اي به نزديکي مجدد دو طرف کمک کرده است.از سوي ديگر تاکيد «احمد ابوالغيط» وزير امور خارجه مصر مبني بر ادامه مذاکرات و رايزني هاي سازنده و فراهم کردن زمينه برقراري ديدارهايي در سطوح بالا مي تواند چراغ سبزي براي برقراري روابط تهران و قاهره پس از يک وقفه طولاني باشد.( خبرگزارى ج .ا.ايران، واگرايى و همگرايى در روابط ايران مصر، 3 مهرماه 1386).در همين حال «منوچهر متکي» وزير امور خارجه ايران نيز ايران و مصر را دو کشور مهم در منطقه خواند و گفت: دو ملت نقشي تاريخي در منطقه داشته و دارند. از نظر ايران داشتن روابط رسمي، سالم و منطقي فرصت نقد برخي از سياست هاي نادرست را فراهم مي کند.اظهارات متکي در حقيقت راه را براي تفاهم هرچه بيشتر ميان دو قدرت جهان اسلام باز مي گذارد که اين اقدام به يقين بهتر از قطع ارتباط است. «غلامحسين الهام» سخنگوي دولت در تبيين اين سياست مي گويد: «برقراري روابط ميان ايران و همه کشورهاي جهان به استثناي رژيم اشغالگر قدس در چارچوب سياست کلي ايران است. «محمدعلي حسيني» سخنگوي وزارت خارجه هم سطح روابط دو کشور ايران و مصر را مناسب و قوي توصيف کرد و اظهار اميدواري نمود، قدم هاي جدي تر و مناسب تري در اين مسير برداشته شود تا فرصت مناسب براي ارتقاي روابط تهران و قاهره فراهم شود.( هاشميان، حسين، روابط ايران و مصر از ابتدا تا به امروز،5 خرداد).گرچه ايران و مصر در برخي از زمينه ها ديدگاه هاي متفاوتي دارند که اين هم امري طبيعي است اما اگر با ديد کلان به مسائل منطقه از قبيل فلسطين، عراق، لبنان و تقاضاهاي مردم مسلمان نگريسته شود، در مي يابيم که با مذاکره و تبادل انديشه بر مبناي مصالح امت بسياري از اختلافات حل شدني است. حمله تروريستي عظيم و مرگبار سال 1997 عليه جهانگردان در لوکسور نقطه پاياني بود بر اعمال خشونت آميز گروههاي اسلام گرا، به طوري که امروز نسل جوان اسلام گراها به اصول دموکراسي گرويده است.( هاستى، پاتريك. اسلام امروزى طبقه مرفه مصر (مترجم: ميرمكرى) باشگاه اطلاع رسانى انديشه، به نقل از ماهنامه لوموند ديپلماتيك، سپتامبر2003.).اين نسل بسيار نزديک به ايران مي باشد بنابراين يکي از موانع جدي در رابطه بين دو کشور در حال تبديل شدن به فرصتي مناسب براي جمهوري اسلامي ايران مي باشد. تحليل گران نيز بر اين باورند که تقويت روابط و همکاري هاي مصر و ايران باعث ايجاد اتحاد در برابر تهديدها عليه ايران خواهد شد.به گفته يک تحليل گر مسائل سياسي، مصر مي تواند به نبرد کنوني در فلسطين و به جنگ ها و درگيري هاي فرقه اي که توسط «موساد» و آمريکا در عراق به وجود آمده پايان دهد و اين همان خواسته ايران است.در همين حال سخنان «محمد سيد طنطاوي» شيخ الازهر که به تازگي براي اعزام استاد به دانشگاه هاي ايران و احداث دانشکده الازهر در تهران اعلام آمادگي کرده است، حکايت از مشترکات فرهنگي و سابقه تمدني مشابه دو کشور دارد.وي از مبادله متون علمي، کتاب هاي آموزشي و سخنراني اساتيد ايراني در دانشکده هاي الازهر استقبال کرده است.با تمام اوصاف متاسفانه در مطبوعات مصر هنوز نوعي بدبيني نسبت به ايران وجود دارد و تا جايي که برخي از مطبوعات مصري سخنان احمدي نژاد را به مثابه سخنان سالهاي 1981 تا 1983 ايرانيان مي دانند از دولت مصر مي خواهند تا احتياط لازم را در روابط خود با تهران اتخاذ نمايد.( 41. Mashari,Al zaydi.Us Or Them ,p3 ،Alawsat,Monday Asharq 24 December20 07).در اين ميان بايد به نقش نخبگان به ويژه اصلاح طلبان ديني دو کشور اشاره نمود که نشست هاي مشترکي را برگزار نمودند و حتي کتاب مشترکي با اهتمام سعيد ادريس در سال 2002 بنام «وير العلاقات المصريه الايرانيه» را منتشر نمودند.( خانيكى، هادى. ضرورت گفتگوى ايران و مصر، سايت اينترنتى ديپلماسى ايرانى، 21 دى ماه 1386).در حال حاضر روابط دو کشور در هاله اي از ابهام و تحت تاثير تحولات بين المللي و منطقه اي قرار گرفته است و دو کشور گامهاي خود را به سردي پيش مي برند .

روابط اقتصادي ايران و مصر:

مبادلات تجاري ميان ايران و مصر، چيزي بين 20 تا 30 ميليون دلار در سال تخمين زده مي‌شود. اما از زمان پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1979 ميلادي اين مبادلات رو به کاهش رفت و به استثناي بانک ايران و مصر، شرکت نساجي ايران و مصر و شرکت دريانوردي ايران و مصر، باقي مبادلات تجاري، رو به افول رفت. پس از برقراري روابط ميان دو کشور، يادداشت تفاهمي ميان اتحاديه عمومي اتاقهاي بازرگاني مصر و اتحاديه اتاقهاي بازرگاني ايران در جهت تأسيس شوراي همکاري‌هاي مشترک ميان دو کشور به امضا رسيد. يک يادداشت تفاهم ديگر نيز در فوريه سال 2005 ميلادي ميان ايران و مصر به امضا رسيد که به موجب آن، کميته مشترک ميان وزارت منابع آب و آبياري مصر و وزارت نيرو در ايران تشکيل شد. اين کميته به بررسي راه‌هاي همکاري در زمينه‌هاي مختلف آبياري و اهميت اين موضوع در نزديک کردن روابط ميان دو کشور مي‌پرداخت. بنابراين، حجم تبادل تجاري ميان ايران و مصر، سالها به کندي پيش مي‌رفت و از دهه 90 تا کنون به پيشرفتي قابل ملاحظه رسيده است. اما هنوز هم به سطح مورد نظر نرسيده و آرزوي ملت دو کشور محقق نشده است. به عنوان مثال، در سال 1992 ميلادي، مبادلات تجاري ميان اين دو کشور حدود 2,6 ميليون دلار بود که اين ميزان در سال 1997 به 10,1 ميليون دلار ارتقا پيدا کرد. اما در سال 1998 ميلادي به 5.5 ميليون دلار کاهش يافت و باز هم در سال 1999 ميلادي با کمي افزايش به 6.5 ميليون دلار رسيد. اما در سال 2000 با چهار برابر افزايش نسبت به سال گذشته، به حدود 90 ميليون ليره استرلينگ، معادل 25 ميليون دلار رسيد. اما در سال بعد اين رقم به 15 ميليون دلار رسيد. در سال 2002 ميلادي اين رقم سير صعودي داشت و بر اساس آمار منتشر شده، 17 ميليون دلار تبادل تجاري صورت گرفت. در تمام اين صعود و نزول‌ها، ارقام با حجم توليد محصولات و تبادلات تجاري ميان دو کشور همخواني نداشت و هميشه کمتر از حد معمول بوده است. با اين توضيحات روشن مي‌شود که اگر ميان ايران و مصر پيمان اقتصادي منعقد شود، اين دوکشور به امپراطوري اقتصادي منطقه تبديل مي‌شوند و نمي‌توان آنها را ناديده گرفت. در اين صورت، موازنه اقتصادي در منطقه به سود اين دو کشور خواهد بود و ما ديگر در مورد اقتصاد ايران و مصر سخن نمي‌گوييم، بلکه سخن از اقتصاد آسيا و آفريقا به ميان خواهد آمد..
جايگاه منطقه‌اي ايران و لزوم تغيير نگرش مصر

اذعان رئيس جمهور مصر بر جايگاه منطقه‌اي ايران و لزوم برخوردار شدن از ظرفيت‌هاي تهران براي حل مسائل منطقه در حالي گامي مثبت براي تحكيم مناسبات دو كشور است كه رويكرد واقعگرايانه قاهره در قبال تحولات مي‌تواند نقشي اساسي بر همگرايي دو كشور داشته باشد. جمهوري اسلامي ايران همواره بر اصل تعامل با كشورهاي منطقه تاكيد داشته و خواستار مشاركت تمام منطقه در برقراري ثبات و امنيت است. در اين چارچوب نيز ايران نگاه ويژه‌اي به مصر پس از مبارك دارد و بر تحكيم روابط ميان دو كشور تاكيد كرده است. ايران در اين زمينه از طرح مرسي رئيس جمهور مصر براي تشكيل كميته اي چهار جانبه با حضور ايران، تركيه، مصر و عربستان جهت حل مسئله سوريه استقبال كرده است(http://siasatrooz.ir/vdciruay.t1ayp2bcct.html)

 

نگرش مصر به ايران

نگاهي به نگرش احزاب سياسي مصر براي تجديد روابط با ايران

صرف نظر از نگاه نامزدهاي انتخاباتي به ضرورت برقراري رابطه با ايران گروه‌ها و جريان‌هاي سياسي مصري نيز بر اين نکته تاکيد داشته و خواستار برقراري روابط با جمهوري اسلامي ايران هستند.بعد از به پيروزي انقلاب 25 ژانويه 2011 مصر شايد از جمله موضوعاتي که بين گروه‌هاي مختلف سياسي و انقلابي مصري برسر آن توافق نظر مشاهده مي‌شد، ” ضرورت ارتباط با ايران” و برقراري روابط فيمابين به شکل طبيعي آن بود.در اين بين برخي از گروه‌هايي مانند گروه‌هاي سلفي براي ازسرگيري روابط با ايران اعلام آمادگي کردند گرچه در اين ارتباط شروطي را نيز قائل بودند. سلفي‌هاي مصر خواستار رابطه با جمهوري اسلامي هستند ولي در اين مسير شروطي نيز قائل شده‌اند که برخي از اين شروط عبارتند از

– عدم دخالت در امور عراق

– عدم دخالت در امور کشورهاي عربي حوزه خليج فارس

– عدم ترويج تشيع در مصر

– عدم حضور تا حدامکان ديپلمات‌هاي ايراني در محافل و مجامع عمومي مصر

اگرچه اين شرايط از جمله شرايط اعلام شده توسط سلفي‌هاي مصر براي از سرگيري روابط با تهران است، اما بسياري از صاحبنظران بر اين باورند که تمام اين شروط رهاورد تبليغات و فشار رسانه‌هاي وهابي‌هاي سعودي و رژيم سعودي است که از حيث اعتقادات نزديکي بسياري به آيين سلفي دارد و همين موجب شده تا سعودي‌ها نفوذ بسياري در ميان سلفي‌هاي مصر نيز داشته باشند.
صرف نظر از سلفي‌ها ديگر گروه بزرگ و تاثيرگذار مصري جماعت “اخوان المسلمون” بود. درباره ديدگاه اخواني‌ها در اين برهه از زمان بايد گفت، اين ديدگاه دچار نوعي تعدد آرا شده بود و بين تثبيت روابط به صورت موقتي و يا از سر گيري روابط به طور کامل بعد از تشکيل دولت در نوسان بود.شايد دليل اين امر را بايد در پرده ابهام قرار داشتن دولتي که در مصر پس از انقلاب روي کار خواهد آمد و ديدگاه سياسي آن و جايگاه و نقش اين گروه در اين دولت و در معادلات سياسي آينده مصر ملاحظه کرد.اما به جز سلفي‌ها و اخواني‌ها، دو گروه ديگر نيز در مصر وجود دارند که تمايل زيادي به از سر گيري روابط تهران – قاهره دارند. يکي “جماعت اسلامي” و ديگري “صوفي‌ها”.
درباره “جماعت اسلامي” بايد گفت که اين جماعت بارها صراحتا اعلام کرده است که ايران مي‌تواند، بهترين شريک سياسي و اقتصادي مصر باشد. “صوفي”‌ها نيز که به دليل نزديکي مذهبيشان به مذهب تشيع به داشتن روابط عميق و گسترده با ايران معروف هستند، تمايل بسيار خود به برقراري رابطه و از سر گيري روابط با ايران را ابراز کردند. اما رهبران اين گروه براي از سر گيري روابط دو جانبه مکانيزمي را قائل هستند، به طوريکه آنها ابتدا با اشاره به قطعي روابط چندين ساله دو کشور بر روابط اقتصادي و سياسي دو کشور تاکيد داشته و ارتباط فرهنگي را مستلزم گذر زمان مي‌دانند. جماعت اسلامي در برابر پافشاري خود در برقراري و حتي تعميق روابط با ايران تاکيد مي‌کند که ايران هيچ‌گاه به دنبال تبليغ تشيع در مصر نبوده و نيست،‌ چه اگر درصدد چنين اقدامي بود، سال‌ها پيش دست به آن مي‌زد.اين جماعت پر نقش و تاثيرگذار مصر بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و سقوط رژيم شاهنشاهي ارتباط نزديکي را با ايران برقرار کرده است، ولي در حال حاضر تصميم گيري درباره ازسرگيري روابط با ايران به انتخابات و تشکيل دولت آينده منوط شده است.(خبرگزاري فارس).براي مصر نيز ايران يک قدرت نفتي و اقتصادي و با سابقه تاريخي، تمدني و ايدئولوژيک اسلامي است که مي تواند در روابط مصر با رژيم اسرائيل، عربستان سعودي، ساير کشورهاي جهان عرب و کشورهاي غربي تعادل ايجاد کند. نزديکي با ايران، مصر را از انفعال دوران رژيم مبارک خارج مي کند و درجه قدرت منطقه اي و ابزار چانه زني آن را بالا مي برد. يک ائتلاف منطقه اي با ايران در لايه هاي مختلف سياسي- اجتماعي و امنيتي مصر هم زمينه دارد. زماني عمر و موسي وزير خارجه سکولار مصر خواهان نزديکي به ايران به هم دليل بود.در اين شرايط، بازگشت فعال مصر به صحنه سياست منطقه اي خود نقطه عطفي در تقويت ديدگاه هاي منطقه اي براي حل مسائل منطقه اي است که ظرفيت هاي پيشبرد آن تنها در ايران وجود دارد. ظرفيت هاي جديد همکاري دو کشور مي تواند با ارائه يک راه حل مشترک براي حل بحران سوريه آغاز شود. در حال حاضر ديدگاه هاي ايران و مصر نسبت به بحران سوريه متفاوت است. ايران خواهان حفظ بشار اسد با تکيه بر راه حل سياسي و عدم مداخله نظامي غرب است. مصر خواهان کناره گيري اسد با تکيه بر راه حل سياسي و عدم مداخله نظامي است. (بررسي تحولات مصردر پرتو انتخابات رياست جمهوري، معاونت پژوهشهاي سياست خارجي / گروه مطالعات خاورميانه و خليج فارس11مهر1391)

 

 

زمينه هاي افزايش رابطه بين مصر وايران

– با وجود تمام چالش‌هاي فوق الذکر نبايد از ماهيت انقلاب مردمي و اسلامي مصر غافل بود و مواضعي که دو انقلاب را به طور ناخواسته به يکديگر گره مي‌زند بايد مورد توجه قرار گيرد.
– موضع مردم مصر در قبال رژيم صهيونيستي و رژيم سعودي و ديگر رژيم‌هاي عربي و حمايت قاطعانه مردم مصر از قضيه فلسطيني و اينکه جمهوري اسلامي ايران همواره يکي از مهمترين حاميان مردم فلسطين بوده و همين نقطه مشترک مي‌تواند، به تعميق احساس نزديکي بين دو ملت بيش از پيش کمک کند.

– پيشينه عميق تاريخي تشيع در مصر، بگونه‌اي که وجود تبليغات سلفي‌ها مردمان اين کشور هنوز به ارادات و دوستداري اهل بيت معروف هستند و اين مي‌تواند، زمينه مناسبي را براي گسترش روابط فيمابين فراهم کند.(خبرگزاري فارس)

روابط سياسي ايران و مصر:

ما در مورد زبان منافع سياسي و نه زبان عواطف ميان ملت‌ها سخن مي‌گوييم و اينکه چطور ممکن است دو ملت مصر و ايران از اين نزديکي ميان سياست و عواطف استفاده بهينه انجام دهند و اينکه چه راههايي براي بهبود اين روابط وجود دارد. زيرا شکي نيست که برقراري روابط ايران و مصر موجب بحران عظيمي از سوي آمريکا و اسرائيل و همچنين کشورهاي حاشيه خليج فارس و در رأس آنها عربستان سعودي خواهد شد.

1- آمريکا و اسرائيل:

مصر مي‌تواند از اين برگ برنده براي ايجاد فشار بر ايالات متحده آمريکا و اسرائيل استفاده نمايد. به خصوص که اسرائيل اخيراً در مورد مناطق حاشيه رود نيل، از فرصت سوء استفاده کرده و به مصر فشار وارد آورده است. لذا بازگشت روابط ايران و مصر مي‌تواند مصر را در ايجاد فشار عليه اسرائيل به منظور دسترسي به پرونده آبهاي نيل کمک نمايد. لذا تمايل مصر به محور چهار جانبه سوريه – ايران – لبنان – ترکيه، مي‌تواند تهديدي جدي براي موقعيت استراتژيک اسرائيل در منطقه و برگ برنده‌اي براي مصر باشد که ساليان متمادي در انتظار چنين فرصتي بوده است. چرا که اين فرصت در طول دوران حکومت حسني مبارک ايجاد نشده بود و مصر به مرحله کرنش سياسي در مقابل رژيم صهيونيستي رسيده و منافع ملي اين کشور به خطر افتاده بود. اما با بازگشت روابط ايران و مصر، اسرائيل در مورد اين پرونده با احتياط رفتار مي‌کند. ايالات متحده آمريکا خوب مي داند که مصر هرگز نمي‌تواند به اين سرعت و آساني از زير سلطه اين کشور خارج شود و مصر نيز درک مي‌کند که در وضعيت کنوني، بايد سياست‌هاي مصر موازي با سياست‌هاي آمريکا باشد و مانند دوران مبارک، تابع آن محسوب نشود.

2- کشورهاي حاشيه خليج فارس:

شکي نيست که مصر يک وزنه سنگين در ميان کشورهاي عربي محسوب مي‌شود. اين کشور نيروي نظامي بزرگي در منطقه است که نخستين خط دفاعي امت عربي و اسلامي است و نمي‌تواند اين جايگاه و نقش منطقه‌اي و ملي خود را فدا کند، اما با از سرگيري روابط ايران و مصر، اين کشور مي‌تواند روابط خود با کشورهاي حاشيه خليج فارس و ايران را تنظيم کند و بسياري از حرف و حديث‌ها در مورد شيعي بودن کشور ايران و انتشار تفکر شيعي در کشورهاي منطقه را پايان دهد. زيرا مصر يک کشور سني مذهب است و مردم سني اين کشور براي شيعيان احترام خاصي قائلند و از اين طريق مي‌توان ميان دو فرهنگ و دو تفکر شيعي و سني تفاهم ايجاد کرد. مي‌توان گفت که ايران با روابطي که با کشورهاي شرق آسيا و روسيه و کشورهاي اسلامي آسيايي و آفريقايي دارد، مي‌تواند دروازه ورود مصر به آسيا باشد؛ همچنين مصر نيز مي‌تواند دروازه ورود ايران به آفريقا باشد. در سطح اقتصادي نيز ايران علاوه بر مسائل نظامي، از تکنولوژي جديد اقتصادي برخوردار است و مصر مي‌تواند از اين تکنولوژي استفاده بهينه کند. مصر نيز داراي تجارب صنعتي، بازرگاني و علمي بسياري است و هريک از دو کشور مي‌توانند در تمامي زمينه‌ها از تجارب خود استفاده نمايند. از آنچه گذشت مي‌توان نتيجه گرفت که اين هم‌پيماني ميان مصر و ايران به صلاح دو کشور است و به مسائل امت اسلامي که مهمترين آنها فلسطين و عراق است کمک نمايد

.(http://www.taghribnews.com/vdccooq0.2bqm08laa2.html).
فرايند تعامل ايران ومصر بعداز انقلاب مصر

ايران و مصر بر اساس “نياز متقابل” خواهان افزايش نقش منطقه اي خود هستند اين دو کشور به همراه عربستان و ترکيه چهار بلوک اصلي قدرت در منطقه هستند که به روش هاي متفاوت خواهان افزايش نقش منطقه اي خود در خاورميانه پس از انقلاب هاي عربي مي باشند.در ميان اين چهار قدرت، زمينه هاي نزديکي ايران و مصر در برخورد با مسائل سياسي-اجتمايي وامنيتي منطقه به هم نزديکتر است. هر دو کشور نوعي انقلاب ايدئولوژيک و تغيير کامل رژيم را در عرصه سياسي خود تجربه کرده و خواهان تقويت زمينه هاي قدرت وهويت ملي و همچنين استقلال در روابط خارجي خود هستند. براي دو کشور تکيه بر جريان هاي مستقل در برخورد با بحران هاي منطقه اي، مبارزه با افراط گرايي، تقويت دمکراسي و اقتصاد ملي و غيره اهميت بيشتري مي يابد. در اين شرايط، احتمالاً ايران و مصر بازيگران اصلي در منطقه خواهند بود. بعضي از ديدگاه هاي بدبينانه معتقدند که روابط ايران و مصر در دوران مرسي هم با توجه به بعضي از اختلافات که عمدتاً از گذشته است، از جمله روند صلح اعراب و اسرائيل، بحران سوريه و روابط با عربستان و آمريکا، در آينده نزديک برقرار نخواهد شد. اساس تحليل اين ديدگاه ها بر تفاوت هاي ايدئولوژيک و سياسي استوار است.اما بايد توجه داشت که منطق تقويت روابط جديد دو کشور بيشتر بر محور “نياز متقابل استراتژيک” است. بر همين مبنا است که ايران بيشتر از زاويه تامين منافع سعي کرده تا روابط خود با مصر جديد را باز تعريف کند. براي ايران، مصر جديد يک بازيگر مستقل ملي- اسلامي، داراي هويت، تاريخ و يک دوست بالقوه است که به اقتضاي تحولات سياسي- اجتماعي داخلي خود به ناچار بر رويکردهاي منطقه اي براي حل مسائل منطقه اي تأکيد خواهد کرد. از اين لحاظ، ديدگاه هاي ايران و مصر در موضوعاتي همچون خاورميانه عاري از تسليحات هسته اي، عدم مداخله نظامي غرب در مسائل منطقه اي، تقويت ائتلاف منطقه اي براي صلح، امنيت همگاني و غيره به هم نزديک هستند که اتفاقاً در دستور کار اجلاس عدم تعهد در تهران هم قرار داشت.در مورد رابطه مصر جديد در منطقة عربي و ايران، بايد به عواملي توجه کرد که همواره به اين روابط شکل و جهت بخشيده‌‌اند. يکي شکاف شيعي – سني است. دوم، مسئلة عرب و غيرعرب (عجم) است. سوم، مسئله اختلافات مرزي است. اگر چه اختلافات مرزي منحصر به برخي کشورهاي عربي است، اما همواره در فضاي عمومي عربي مطرح شده و بر روابط عربي ايران اثرگذار بوده است. چهارم، عامل سياسي است که در دو بعد داخلي و خارجي مطرح است. هر چهار عامل ياد شده، در روابط ايران و مصر اثرگذار بوده و در آينده نيز اثرگذار خواهند بود. مرتفع شدن عوامل تضاد و تنش – که قدمتي ديرين دارد – به سرعت قابل تصور نيست اما طبعاً امکان محدود شدن آنها وجود دارد. در بعد سياسي، نظام مصر از پيروزي انقلاب اسلامي در دو بعد اثرگذاري داخلي و نيز اثرگذاري بر منطقة خاورميانه بيمناک بود و آن را يک تهديد بالقوة داخلي و خارجي مي‌دانست. روابط مصر با اسرائيل و آمريکا نيز از جمله عوامل پشت پرده در اين تنش و تضاد بود. در فضاي نوين به وجود آمده امکان کنترل اين بعد وجود دارد. در مورد تضاد شيعي – سني، طبعاً مصر در محور سني و در مقابل ايران شيعي قرار مي‌گيرد. سوريه اثرگذاري قابل توجهي بر تشديد و يا تضعيف اين بعد از روابط ايران – مصر خواهد داشت. طبعاً عربستان و کشورهاي محافظه‌کار در صدر دامن زدن به اين تنش براي بهره‌گيري از آن در سوريه و عليه ايران هستند. پيامدهاي تحولات سوريه و دوري رفتار خارجي مصر و ايران از تنش ياد شده در خاورميانه مي‌تواند به کنترل آن بسيار کمک کند. در بعد اختلافات مرزي و عرب – عجم نيز حتي‌المقدور تلاش براي کنترل آنها ضروري است. در سه تا پنج سال آينده وضعيت نوين خاورميانه احتمالاً رو به ثبات خواهد نهاد. در اين دوره توجه به اين عوامل تضاد تنش‌آميز و تلاش در جهت پيشگيري از تثبيت آنها براي تقويت رابطة ايران با مصر و در مجموع کشورهاي عربي جديد ضروري است. در مجموع در روابط ايران و مصر، به رغم اختلافات ساختاري و تنش‌هاي مربوط به سوريه، سفر مرسي به تهران و شرکت در اجلاس عدم تعهد و مشارکت دو کشور در چهارچوب گروه تماس براي حل بحران سوريه، نشان دهنده تمايل دو طرف براي گسترش تعاملات است. هرچند اختلاف نظرهاي اساسي بين دو کشور، در کوتاه مدت بسيار تاثيرگذار خواهد بود. (بررسي تحولات مصردر پرتو انتخابات رياست جمهوري، معاونت پژوهشهاي سياست خارجي / گروه مطالعات خاورميانه و خليج فارس11مهر1391)
افق آينده روابط ايران ومصر

در شمال آفريقا مصر به عنوان يک کشور عربي از جايگاه ويژه اي در ارتباط با جمهوري اسلامي ايران برخوردار است چرا که ايران و مصر دو کشور مهم و قدرتمند با پتانسيل بالا در دو منطقه حساس و راهبردي جهان در آفريقا، خاورميانه و آسيا قرار گرفته اند و داراي تمدن و فرهنگ کهن در روابط تاريخي، فرهنگي ديرينه بوده و هستند و به عنوان دو مرکز عمده و حوزه اصلي تمدن شرق از ديرباز با يکديگر ارتباط داشته و در ساخت و پيشبرد تاريخ و تمدن بشري نقش بسيار تعيين کننده ايفا کرده اند. لذا تبيين علمي، کاربردي و تحليلي نسبت به روابط دو کشور و بررسي نقاط مشترک و قوت و ضعف بين آن دو در شرايط فعلي از اهميت ويژه اي برخوردار است. (http://www.bashgah.net/fa/content/show/7774)

نگرش ايران به مصر

نگاهي گذرا به سياست خارجي ايران در طول سه دهه اخير در قبال مصر نشان مي دهد عليرغم تحولات منطقه اي، فراملي ونيز تغيير در ساختار نظام بين المللي در دوران حکومت پهلوي و نظام جمهوري اسلامي ايران، رفتار خارجي ايران پس از انقلاب در قبال مصر تغييري اساسي نکرده است. به رغم واگرايي هاي پيش آمده در برخي از زمينه ها، روشنفکران و بسياري از ديپلمات هاي مصري و ايراني در خارج از کشور ارتباط خوبي با همتايان خود داشته که اين امر زمينه فعال شدن دفاتر حافظ منافع و نيز برخي رفت و آمدهاي فرهنگي و تجاري بين دو کشور را فراهم ساخته است

حضور آمریکا در مصر

کشور مصر با گذشت حدود دو سال از انقلاب خود، درگیر بحران ها و مشکلاتی است. یکی از این بحران ها، احیای اقتصاد ترک خورده است که بعنوان بزرگترین مشکل، مرسی و کابینه اش با آن دستوپنجه نرم میکنند. به گفتهی اسامه عبدالخالق، استاد اقتصاد دانشگاه “عین شمس” قاهره و کارشناس امور اقتصادی مصر و اتحادیه عرب، اقتصاد مصر پیش از انقلاب خود در بهمن ۱۳۸۹، بیشتر بر مالیاتها استوار بود و ۷۰ درصد بودجه کلی دولت را به خود اختصاص میداد. ۳۰ درصد مابقی بودجه نیز از درآمدهای بانک مرکزی و کانال سوئز و نفت و بخش اندکی از سیاحت و گردشگری تامین میشد. وی می گوید که پس از انقلاب، اقتصاد مصر بیش از ۲۰ میلیارد آسیب دیده که بزرگترین بخش آسیب دیده از این وضعیت، بخش گردشگری است. در کنار این موارد، کشور مصر با چالشهای اقتصادی دیگر نیز مواجه است که یکی از آنها کاهش احتمالی کمکهای خارجی به مصر می باشد؛ کمکهای سالانه که تاثیرات بسزایی بر اقتصاد مصر داشتند. این تحولات باعث کسری شدید بودجه عمومی دولت شده است.

 آمریکا و همپیمانانش، برای مصادره انقلاب مردمی در مصر، برخی ماموریت ها را به عربستان سعودی و دیگر دولت های وابستهی خود، تفویض کره اند. دولت سعودی ماموریت تامین مالی بخشی از طرح های غرب و سعودی برای مصادره انقلاب مصر است. وی همچنین با برخی از رژیمهای عرب حوزه خلیج فارس، متحد شده تا با توسل به برخی اهرمها از جمله دادن وامهای مشروط به قاهره، تلاشهای انقلابیون مصری برای تحقق استقلال و ثبات سیاسی در مصر را با شکست مواجه کنند.

اقداماتی نظیر قول دولت سعودی برای کمک ۴ میلیارد دلاری و همچنین ودیعه گذاشتن ۲ میلیارد دلاری دولت قطر در بانک مرکزی مصر و اعلام سرمایه گذای ۱۱ میلیارد دلار در اقتصاد مصر را می توان در این راستا بیان نمود. این بذل پراکنی ها هدف دار، مصر محمد مرسی را وامی دارد که به سیاست خارجی این دولتها که همان سیاست دیکته شده آمریکا و غرب است- نزدیک شود.

ازسوی دیگر امریکا از تلاش های مصر برای گرفتن وام از صندوق بین المللی پول حمایت می کند تا به این طریق نفوذ خود را در مصر حفظ کند البته همه این امور به خاطر  محافظت از اسرائیل وجلوگیری از نفوذ ایران وجنبش های ضد اسرائیلی در مصر است.

البته تا حدودی زیادی نیز آمریکا در این امر موفق بوده است.یکی از راهکارهای کنونی امریکا در مصر حماینت ازمرسی بوده است واین حمایت را درابتدا با فروش بیست جنگنده اف 16 به مصر نشان داده است.

آمریکا در بخشهای مختلف مصر قصد نفوذ دارند البته این نفوذ از دوران مبارک نیز وجود داشته است.اما نفوذ اصلی آمریکا در بخش های اطلاعاتی واقتصادی مصر است.(گفتگوی محمد حسنین هیکل،نویسنده مشهور مصری با شبکه ماهواره ای سی بی سی)

آمریكا هر چند ادعا دارد كه حمایت خود را از مبارك برداشته اما همچنان تلاش دارد تا مصر را در مسیر تكرار دوران مبارك سوق دهد. اعمال فشار بر دولت مرسی برای پذیرش طرح‌های آمریكا با ادعای حمایت‌های مالی و سیاسی از این كشور از جمله این اقدامات است.ازدیگر اموروباورهای آمریکا می توان به حمایت اخوان المسلمین به صورت ظاهری اشاره داشت. امريکا به اخوان المسلمون به دليل اينکه يک گروه سازمان يافته هستند و مي‌توانند بر کشور مسلط شوند، اعتماد کرده است. از سوي ديگر امريکا مي‌تواند با اخوان المسلمون برخلاف سلفي‌ها تفاهم کند. به همين دليل کفه اخوان المسلمون در مقابل سلفي‌ها سنگيني مي‌کرد.(شیخ نبیل نعیم،رهبر اسلام گرای مصری)

آمريکا به هيچ وجه نمي خواهد مصر به تهديدي براي اسرائيل تبديل شود. به همين علت، شاهد تداوم حمايتهاي آمريکا از محمد مرسي رئيس جمهور  مصر هستيم زيرا واشنگتن نمي خواهد مصر پيمان کمپ ديويد را لغو کند. مصر نيز خواهان ثبت است. با اين اوصاف، بعيد است در آينده نزديک در مواضع مصر درخصوص اسرائيل تغييري ايجاد شود. محمد مرسي همچنان به حمايتهاي آمريکا براي حل مشکلات داخل مصر بويژه در مقابل مخالفان مصري نياز دارد. درنتيجه تغيير در سياست خارجي مصر در آينده نزديک، بعيد است.(هشام جابر ژنرال بازنشسته لبنان،گفتگو با پرس تی وی)

دخالت‌های آمریكا در امور مصر در حالی آشكارتر شده است كه رئیس‌جمهوری مصر اعلام کرد، ظرف ماه‌های آینده به آمریکا سفر خواهد کرد و از رئیس‌جمهوری این کشور می‌خواهد تا مغز متفکر انفجار نیویورک در سال ۱۹۹۳ را آزاد کند.

اما دلیلی دیگری نیز برای کمک آمریکا به مصر وجود دارد.آمریکا در ماههای کنونی تحت تاثیر فشار اقتصادی است در نتیجه  با اعمال نفوذ در مصر وفروش ادوات جنگی  به مصر وهمچنین گسترش ر وابط اقتصادی می تواند مشکلات خود را کمتر نماید.پس دلایل اقداماتی که آمریکا برای نفوذ بر مصر دارد را میتوان به موارد زیر خلاصه نمود:

1-حمایت از شریک استراتژیک خود یعنی  اسرائیل

2- جلوگیری از رشد اسلام گرایان در مصر

3- کنترل قدرت نفوذ ایران درمصر ومنطقه آفریقا

4-کمک به وضعیت اقتصادی خود

5-ادامه دادن به وضعیت نابسامان مصر

6-حفظ قرارداد  کمپ دیوید

7-نزدیک داشتن روابط مصر باآمریکا

8- استفاده از نفوذ مصر در منطقه برای گسترش وتثبت خواسته های خود

دوستی مصر واسرائیل

مصر واسرائیل پس از جنگ شش روزه وشکست اعراب وانعقاد قرارداد کمپ دیوید روابط خود خود را گسترش دادند و دوران طلایی  روابط مصر واسرائیل در دوران مبارک بود .با رخ دادن انقلاب در مصر بسیار یاز تحلیلگران دراین فکر بودن که روابط مصر واسرائیل کاهش خواهد یافت اما رخ دادن مسائلی وگذشت زمان عکس این موضوع را اثبات کرد.

مشکلاتی که مصر کنونی با آن درگیر است وهمچنین پایبندی مصر به قرارداد کمپ دیوید وتمایل مرسی به غرب نشانه هایی از تداوم روابط مصر واسرائیل است وبسیار بعید می رسد که تقابلی بین مصر وتغییری در سطح روابط مصر با اسرائیل نه در وضعیت کنونی ونه در آینده پیش آید تاریخ معاصر مصر با اسرائیل گره خورده است.مصرزمان فعلی با مصر دوران مبارزه با اسرائیل فرق کرده است.درواقع فقط افراد صاحب منصب عوض شده اند وهیچ تغییری در روابط مصر با اسرائیل پیش نیامده است البته باید اذعان داشت که مردم مصر خواهان کاهش وقطع روابط مصر با اسرائیل هستند اما به نظر می رسد  عوامل استراتژیکی برای مصر وجود دارد که نمی تواند با اسرائیل قطع رابطه کند اما مهمترین این عوامل  که سبب تداوم روابط دوستانه مصر با اسرائیل می شوند عبارتنداز:

  • مشکلات وبحران های داخلی مصر
  • وجود گرایش های مختلف در مصر
  • مشکلات اقتصادی و سیاسی مصر
  • وجود دوگانه گی رفتاری در کشور های اعراب در مورد اسرائیل
  • نیاز مصر به حفظ رابطه با عربستان
  • عدم توانایی نسبی نظامی مصر
  • نبود روحیه مبارزه طلبانه کافی درمصر
  • فشارهای کشورهای غربی ومنطقه ای همگروه وهمفکر با اسرائیل برمصر
  • تضادهای رابطه بین المللی مصر با برخی کشورهای مخالف اسرائیل مثل سوریه

10-عدم تمایل مصر بر قدرت نمایی ایران

نتيجه گيري

تحولات مصر در دوره منتهي به انتخابات رياستي 2012 و نتايج آن نشان مي‌دهد وضعيت سياسي مصر همچنان سيال بوده و تحولات مختلفي قابل انتظار است. توافق سه نيروي عمده (انقلابيون، اخوان‌المسلمين و ارتش) در کنار گذاشتن مبارک اثرگذار بود، اما تضاد اين نيروها بلافاصله پس از سرنگوني مبارک آغاز شده و به تدريج تشديد شد. اهدافي که هر يک از نيروهاي سه‌گانة ياد شده از مجراي گذار از مبارک دنبال مي‌کردند، نمي‌توانست آنها را براي مدتي طولاني کنار يکديگر قرار دهد. هر چند که از ديدگاه دولت آقاي احمدي‌نژاد، برقراري روابط رسمي با مصر نوعي موفقيت ديپلماتيک در جهت خنثي نمودن سياست‌هاي آمريکا براي منزوي کردن ايران تلقي مي‌شود ولي الزامات از سرگيري اين روابط با توجه به پيچيدگي مناسبات در منطقه و نوع رابطه مصر با ايالات متحده و رژيم صهيونيستي و رويکرد دولت نهم، از جمله مباحثي است که بايد با دقت مورد بررسي قرار داد. شايد به دليل عدم شناخت همين شرايط باشد که ديپلماسي يکطرفه مقامات ايراني تاکنون نتوانسته است منجر به برقراري روابط رسمي سياسي مابين دو کشور شود. در مورد روابط ايران و مصر جديد، چهار عامل تضاد شيعي – سني، عرب – عجم، اختلافات مرزي و نيز اختلافات سياسي بسيار اثرگذار بوده و هستند و انتظار مي‌رود به آيندة روابط دو کشور جهت دهند. با توجه به سابقة تنش، به نظر مي‌رسد مرتفع کردن اين عوامل تنش در شرايط نوين بسيار دشوار است. اما کنترل آنها در راستاي تقويت روابط دو کشور امکان‌پذير است. عامل شيعي – سني به ويژه در پرتو بحران سوريه بر آينده روابط دو کشور تأثيرات قابل توجهي خواهد داشت.(بررسي تحولات مصردر پرتو انتخابات رياست جمهوري، معاونت پژوهشهاي سياست خارجي / گروه مطالعات خاورميانه و خليج فارس11مهر1391)
اين را بايد دانست که قطعي روابط بين دو کشور تنها خدمت به منافع آمريکا و اسرائيل بود چون مصر گنج راهبردي براي رژيم صهيونيستي در خاورميانه بود اما از زمان انقلاب 25 ژانويه ديگر اين گونه نيست.( حمدين الصباحي، نامزد رياست جمهوري مصر در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري فارس)
برقراري روابط سياسي بين دو کشور ايران و مصر در راستاي سياست همگرايي اسلامي و منطقه اي جمهوري اسلامي ايران قرار دارد و مصر به عنوان کشوري اسلامي و منطقه اي بي شک از اولويت هاي ساست خارجي ما مبتني بر قانون اساسي و سيات هاي کلي نظام است. ايران و مصر به عنوان دو قدرت منطقه اي و تاثيرگذار جهان اسلام،مي توانند با گسترش همکاري، منافع مشترک متعددي را از قبال اين روابط پيگيري نمايند که تحقق اين هدف مستلزم شناخت زمينه هاي متعدد واگرايي و همگرايي در روابط دو کشور و راه کارهاي پيش روي براي بهبود شرايط است. بهبود روابط در عين آنکه فرصت هايي براي ايران در منطقه و جهان عرب براي تقويت همگرايي و دوستي پايدار فراهم مي کند چالش هايي نيز فراروي خود دارد . به همان اندازه که مصر از اسراييل فاصله بگيرد به همان ميزان مي تواند به ايران نزديک شود . به هر حال چشم انداز روابط ايران و مصر به انعطاف در رفتار سياسي هر دو طرف بستگي دارد .ايران هيچ‌گاه دشمن مصر نبوده و با مصر خصومتي نداشته و از سال 1994 تاكنون ميان مصر و ايران روابط ديپلماتيك در سطح دفتر حافظ منافع وجود داشته است.”( “نبيل العربي” دبيركل جديد اتحاديه عرب)

سرانجام اينکه روابط ايران و مصر شايد به دليل بعضي فشارهاي داخلي در مصر و نقش بازيگران منطقه اي و فرامنطقه اي به سرعت برقرار نشود، اما يک نکته آشکار است و آن اينکه ديدگاههاي ايران و مصر در مسائل منطقه اي بهم نزديکتر مي شوند. قدم اول نزديکي دو کشور در اجلاس فوق العاده سران کشورهاي اسلامي در عربستان برداشته شد که مرسي يک راه حل منطقه اي با مشارکت ايران، مصر،عربستان و ترکيه براي حل مسائل منطقه اي پيشنهاد کرد. ايران بايد از فرصت اجلاس غير متعهدها استفاده کند و با ابتکار عمل گام جدي براي حل بحران سوريه در قالب يک راه حل منطقه اي بردارد. هر زمان که مصر به ايران نزديک مي‌شود احساس نگراني در ميان مقامات آمريکايي و اسرائيلي به وجود مي‌آيد. در واقع برقراري روابط عادي ميان ايران و مصر، چشم‌انداز مثبتي براي ايالات متحده و اسرائيل محسوب نمي‌شود. ايران به دنبال آن است که رابطه‌اش را با اخوان حفظ کند، حتي اگر اين رابطه در کمترين حد باشد؛ چراکه دو طرف از قطع اين رابطه سودي نمي‌برند. ديالوگ انتقادي که ميان ايران و اخوان برقرار شده کمک مي‌کند هم رابطه موجود حفظ شود و هم امکان تاثيرگذاري بيشتر بر اين حزب در آينده وجود داشته باشد. ايران مي‌تواند بهترين متحد اخوان در جهان امروز باشد نه دشمن آن! نکته مهم اين است که ايران و مصر، دشمن مشترکي به نام اسراييل دارند؛ آن هم اسراييل به معني صهيونيسم غاصب.( دکتر مهدي گلجان مدير عامل بنياد انديشه اسلامي و عضو هيات علمي و مديرگروه تاريخ دانشگاه تربيت مدرس)

منابع
دکتر مهدي گلجان مدير عامل بنياد انديشه اسلامي و عضو هيات علمي و مديرگروه تاريخ دانشگاه تربيت مدرس)
موسسه فرهنگي آرماگدون،ايران و مصر،مسيري که پيموده ايم، سه شنبه اول خرداد1386
هاشميان، حسين. تهران و قاهره با رقابت و همكارى،روزنامه ايران، 8 دى ماه 1386
آرمين، محسن.جنبش‏هاى اسلامى معاصر در ايران و مصر :اشتراكات و افتراقات، سايت اطلاع رسانى اعتماد، 27 آبان 1386

آرمين، محسن.جنبش‏هاى اسلامى معاصر در ايران و مصر :اشتراكات و افتراقات، سايت اطلاع رسانى اعتماد، 27 آبان 1386

افق‏هاى آينده ايران در روابط ايران و مصر،باشگاه انديشه جوان 8 /10/2007
محمدى، جعفر، نگاهى به سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران/زير نظر نسرين مصفا به كوشش حسين نوروزى، معاونت آموزش و پژوهش دفتر مطالعات سياسى و بين المللى، نشر وزارت امور خارجه 1385، صص) 151-152

عبدوس، حامد، بازتاب انقلاب اسلامى ايران بر مصر، خبرگزارى فارس،11 /1385/5

موسسه مطالعه تاريخ معاصر ايران در سايت /www.iichs.org نوشته شده در سه شنبه بيست و پنجم ارديبهشت 1386ساعت

محمدى، جعفر، نگاهى به سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران/زير نظر نسرين مصفا به كوشش حسين نوروزى، معاونت آموزش و پژوهش دفتر مطالعات سياسى و بين المللى، نشر وزارت امور خارجه 1385، صص 151-15219. 2002

سليمان نژاد، حميدرضا،افق‏هاى آينده در روابط ايران و مصر، روزنامه شرق، مورخه 1382/12/24
حميد بيات، »بررسى روابط ايران و مصر«، فصل‏نامه مطالعات آفريقا، شماره 1 (بهار و تابستان 1379) ص71
آفتاب، روزنامه.گفتگو با سيدهادى خسرو شاهى (سرپرست دفتر حفاظت منافع ج. ا.ايران،يازدهم آذرماه 1386
اطهرى، اسداله، ايران و مصر :از ديد ليبرالى تا صلح دموكراتيك، ارزيابى سياست خارجى خاتمى، انتشارات همشهرى 1380 ص49

جمال حسينى، »دورنماى همكارى راهبردى ايران و مصر«، فصل‏نامه مطالعات آفريقا، شماره 22، (پاييز و زمستان 1379) ص 117

مهردل، سيد بهنام، تاثيرات طرح خاورميانه بزرگ بر اصلاحات سياسى در مصر، وبلاگ شخصى WWW.mehrdel.blogfa.com
خانيكى، هادى. ضرورت گفتگوى ايران و مصر، سايت اينترنتى ديپلماسى ايرانى، 21 دى ماه 1386
بررسي تحولات مصردر پرتو انتخابات رياست جمهوري، معاونت پژوهشهاي سياست خارجي / گروه مطالعات خاورميانه و خليج فارس11مهر1391

حمدين الصباحي، نامزد رياست جمهوري مصر در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري فارس

http://siasatrooz.ir/vdciruay.t1ayp2bcct.html
http://www.taghribnews.com/vdccooq0.2bqm08laa2.html.
http://www.bashgah.net/fa/content/show/7774
http://www.hajij.com/fa/islamic-countries-and-sects/islamic-countries/931
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910214000814
http://www.entekhab.ir/fa/news/77256
www.asrehjadid.ir

http://takpress.ir

http://www.iranabad.com

http://www.yjc.ir