علل سقوط علمی مسلمانان

چکیده :

ظهور و انحطاط تمدّن اسلامی از حوادث بزرگ تاریخ است. اسلام طی پنج قرن از سال 81 ـ 597 هـ . ق (700ـ 1200 م) از لحاظ نیرو، نظم، بسط قلمرو حکومت، تصفیه اخلاق و رفتار، سطح زندگانی، وضع قوانین منصفانه انسانی، ادبیات، دانشوری، علم، طب و فلسفه پیشاهنگ جهان بود. تمدّن اسلامی از طریق تاجران مسلمان و زائران مسیحی و مسافران معمولی و جهان گردان و بهویژه جنگ جویان صلیبی به همراه اجناس و آداب و رسوم و اختراعات و تألیفات و تفکرات اسلامی، وارد اروپا شد و زندگی اروپایی را از همه جهت غنی و پربار کرد و آنان را در آستانه خیزش علمی و رشد اقتصادی قرار داد.

انحطاط مسلمانان عوامل خارجی و داخلی چندی داشت. همان قدر که عوامل خارجی تقریباً در همه موارد به مداخله اروپاییان، و غیره مربوط می گشت، به همان اندازه، عوامل داخلی تقریباً در همه موارد، به ورشکستگی معنوی، اخلاقی و روحی خود مسلمانان ارتباط می یافت. بی کفایتی امرای مسلمان و جهل عظیم توده ها به دسایس دشمنان و ملل امپریالیست کمک می کرد.

این خواب آلودگی مسلمانان موجب شد غربی ها به آسانی دستاوردهای تمدّن اسلامی را به نفع خود مصادره کنند و با کمال ناجوان مردی، نقش مسلمانان را عمداً به فراموشی بسپارند و یا حتی آن را وارونه جلوه دهند. شاید در روند واژگون سازی تاریخ توسط نویسندگان غرب، فرهنگ و تمدّن اسلامی بیش از همه فرهنگ ها و تمدّن های موجود در جهان مورد حمله قرار گرفت; زیرا اروپا در شکل مسیحیگری و یهودیگری خود، دشمنی تاریخی و دیرپایی با مسلمانان داشت و این کشورهای اسلامی بودند که به عنوان قدرت های بزرگ وقت، در عمل، مانع توسعه طلبی های جهان غرب به شمار می آمدند.

 

 

کلیدواژه:عوامل انحطاط  دولتهای اسلامی،علل سقوط علمی مسلمانان،

 

 

 

 

مقدمه

اسلام دین رحمت وپیشرفت است وبه دانش وشکوفایی اهمیت بسیارمی دهد.هرانسان منصفی بارجوع به آیات قرآن واحادیث اسلامی به این نکته اعتراف کرده وخواهدکردوبسط این بحث بی فایده به نظرمی رسدزیرا آفتاب آمددلیل آفتاب.دیگرنیازی به تبیین این مسئله نیست وهمگان براین باورندکه دین مبین اسلام ونبی مکرم براهمیت علم ودانش تاکیدداشته ومسلمانان رابه فراگیری دانش های گوناگون امرکرده اند.مسلمانان دربرهه ای اززمان سرآمدتمام بشریت بوده ودرعلم ودانش چنان می تاختندکه می توان دانشمندان آن عصررا دلیل این گفته دانست ومحصولات علمی و…نیز ازدلایل عمده  می باشد.اما چه شدکه به یک باره مسلمانان عقب ماندندودیگران باچنان سرعتی به جلو افتادندکه انگاراصلاًآنان همان مردمان خرافاتی و بی خردی نیستندکه زندگی آنان عاری ازعلم ودانش بودوچنان تصورمی شودکه این مسلمانان بودندکه گذشته ای سیاه و خرافاتی داشتند.دلیل این همه تغییر وجابجایی چیست؟آیابیشرفت مسلمانان درعلم ودانش یک توهم بودویااینکه غیرمتوازن وپوشالی رشدکرده بودندویااینکه اصلاً چنین پیشرفتی وجودنداشت!دربحث علوم وفنون مسلمانان هیچ خدشه ای وجودنداردچراکه آثارآن دوران درخشان هنوز برجای مانده است ودوست ودشمن معترف به این بوده وهستند.امااینکه چرا چنین شده وطومارپیشرفت مسلمانان امروزه چنان بپیچیده که تصورگذشته درخشان بسی مشکل به نظرمی رسددلایلی وجودداردکه ذکرهمه آن ها دراین مختصرممکن به نظرنمی رسد

عمده دلایل عقب ماندگی مسلمانان

همان طور که آمده بسیاری از اندیشمندان خاور شناس به این نتیجه رسیده اند و دلیل آن این است که؛ دین ناب به ویژه دین ناب محمدی (ص) نه تنها مانع از پیشرفت نیست بلکه رشد همه جانبه انسان را عهده دار است. زیرا نفس دین که برنامه ای کامل برای زندگی بشر است هم از رشد و تکامل بشری سخن می گوید و هم او را به فراگیری علم ودانش و کار و تلاش تشویق می کند و هرگز نمی توان عامل عقب ماندگی علمی و فرهنگی امتی را در داشتن برنامه ای منسجم و کامل دانست. از این رو پیشینه تمدن مسلمانان در طی قرن های متمادی، نشان می دهد نه تنها دین موجب عقب ماندگی نیست بلکه اعتقاد به دین در کنار عمل به آن سبب درجات بالائی از پیشرفت و رشد می شود.اما چرا پس مسلمانان با وجود  داشتن پیشینه ای قوی و طلایی از قافله پیشرفت وعلم جا ماندند.شاید عمده دلایل  این عقب افتادگی این موارد باشد:

الف:افول امپراتوری اسلامی

قریب به اتفاق پیشرفت های مسلمانان درزمان امپراتوری های اسلامی مثل امپراتوری عثمانی حاصل گردیدوچون زوال امپراتوری ها به دلایل سیاسی مذهبی آن عصرآغازشد(دراین مبحث به آن ها اشاره نمی گردد.)مسلمانان درحال جنگ وگریز بودندودراین گونه مواقع تنها معقوله ای که ازنظراهمیت دور می ماند علم وعالمان هستندوبیشترین زیان هم به این حوزه وارد می شودوباعث توقف رشدعلوم می گرددواگراین فرایند دردوره زمانی طولانی ادامه یابدباعث افول علم وسقوط اندیشه های نوآورانه علمی می گرددوپس ازپایان ستیزهم ترمیم خرابی ها وکشمکش حاکمان باعث فراموشی حوزه دانش می شود.

ب:عدم درک مسلمانان نسبت به مصرف وتقاضای انبوه

چون دانش درنزد مسلمان متمایل به دانش محض بودوازسیطره منافع مادی تقریباً دوربوددانشمندان اسلامی به جامعه نوظهورمصرف گرا توجه ننموده وبه تقاضاهای روز افزون اهمیت ندادندودرگذرزمان غیرمسلمانان بادرک صحیح پاراجای پای مسلمانان نهاده وپله های ترقی رایکی پس ازدیگری چنان پیمودندکه جامعه اسلامی سوق به محصولات علمی آنان نمودوکم کم علوم وعالمان اسلامی به حاشیه رفته ودیگرتوان رقابت درمیدان نابرابر را از دست داده وپژوهش وعلم رابه کنارنهاده ودرصف مصرف کنندگان محصولات غیرمسلمانان قرارگرفتند.

 پ:غفلت ازدانش های غیردینی

ازجمله دلایل مهم افول قدرت علمی مسلمانان عدم توجه به علوم غیردینی بودوبهتراینکه علوم غیردینی دربرهه ای ازآن عصرحرام شمرده می شدواین بااندیشه اسلامی وقرآنی منافات داشت .این آفت بزرگ باعث پیشرفت نامتوازن علوم اسلامی گردیدودانشمندان اسلامی به طورکلی ازپژوهش درحوزه علوم مادی (صنعت ، فیزیک،و…)غافل مانده وباعث انحطاط تمدن عظیم علمی اسلامی شدند.می توان ادعا کرداین ترفندخارج ازحوزه اسلام رسوخ کردوبرسرعت انحطاط مسلمانان درحوزه علوم وفنون افزود.برای بررسی بیشتراین موردنیازبه پژوهش جداگانه است.

ت:سکولاریزم

سکولاریزم رانمی توان ازدلایل عقب افتادگی مسلمانان برشمردولی می توان جزء دلایل عدم جبران ازطرف مسلمانان به حساب آورد.بعدازهرشکست وقصوری ،بایدسریع به فکرجبران وکم کردن فاصله ها بودتابااتخاذ راه کارهای مناسب، بازدرمیدان رقابت حاضرشدوجایگاه گذشته راکسب ودرفکرنوآوری های جدیدافتاد.برخی ازدانشمندان مسلمان بعدازچشیدن طمع تلخ شکست درمیدان علم ودانش به فکراصلاح برنیامدندزیرا:

1-   نشانه های پیشرفت علوم وفنون غیرمسلمانان رادرسکولاریسم یافتند.برای اینکه بی دینی رادرکشورهای کوچک وضعیف اسلامی رواج ندهندفعالیت درحوزه دانش رابه فراموشی سپردند.

2-   تولیددانش نیازبه سرمایه فراوان وزمان طولانی دارددرحالی که دربازار دانش غیرمسلمانان، محصولات علمی با اندک سرمایه ای قابل حصول بودبنابراین مسلمانان احساس کردند دیگرنیازی به پیمودن راه سخت ودشوارنیست ودرفکرجبران عقب افتادگی خویش برنیامدند.

3-   برخی ازدانشمندان اسلامی که دوست داشتند درحوزه علم پژوهش نماینددرجامعه غیرمسلمان جذب شدندوبه مرورزمان دین وخواستگاه خویش رافراموش نموده ودرجامعه غیرمسلمان هضم شده وحتی نشانه های ظاهری اسلامی (محل تولد،اسم،و…)خویش راهم ازبین برده وملبس به ظواهری غیراسلامی شدند.

4-بی تردید اگر مسلمانان از تعالیم وحی فاصله نمی گرفتند، و قوام سیاسی و وحدت اجتماعی خود را حفظ می کردند، هم اکنون نیز می توانستند از هر نظر جلوتر از غرب باشند؛ زیرا هم اکنون نیز اگر به جای درگیری های بیهوده و اتلاف منابع خود به وحدت بیندیشند، به قدرتی بزرگ با امکاناتی وسیع در جهان تبدیل می شوند و در پرتو برنامه ها و استفاده از استعدادها، از نظر فن آوری نیز به قدرتی قابل اعتماد مبدل می شدند و از نظر فرهنگی رتبه ای عالی کسب می کردند. گرچه اصل دین جامع است اما متأسفانه برداشت های غیر کارشناسانه از دین همانند برداشت های غلط از زهد، دنیا، دعا، انتظار و … موجب عقب ماندگی شده است وگرنه همین مفاهیم در صدر اسلام و حتی در غرب موجب پیشرفت شده است. البته باید اعتراف کرد که رواج اندیشه های صوفی گرانه و برخی انحرافات دیگر – که معلول التقاط است – نقش مؤثری در عقب ماندگی مسلمانان از قافله صنعت و پیشرفت داشته است و از نظر فرهنگی هم خسارت های خاص خود را به دنبال داشته اند.

ث-رواج فساد در بین مسلمانان،مسلمانان بر اساس انگیزش و هدایت های دینی، مسیر رشد را پیمودند و بر اثر انحراف از دین و آلودگی به مفاسد، دنیا پرستی، سستی و کاهلی، به انحطاط و عقب ماندگی گرائیدند.

ج- سرگرم شدن مسلمانان به تفرقه و جنگ های داخلی و جانشین ساختن شعارهای استعماری همچون ناسیونالیسم، پان عربیسم و به جای تکیه بر اصول گرائی و اتحاد بین الملل اسلامی، شعارهایی که جز عقب ماندگی فرهنگی و علمی و … ارمغان دیگری ندارند.

چ-عوامل خارجی،هجوم بیگانگان و استعمارگران و تلاش آنها برای عقب نگاه داشتن کشورهای جهان سوم برای استثمار منابع انسانی و طبیعی و تداوم سلطه غرب بر این کشورها، و به غارت رفتن سرمایه های ملی و آتش سوزی کتابخانه های بزرگ اسلامی

ح-هجوم بیگانگان و استعمارگران و تلاش آنها برای عقب نگاه داشتن کشورهای جهان سوم برای استثمار منابع انسانی و طبیعی و تداوم سلطه غرب بر این کشورها، و به غارت رفتن سرمایه های ملی و آتش سوزی کتابخانه های بزرگ اسلامی

خ- بافت جمعیت : تعداد مهندسان و دانشمندان پژوهشگر ، بسیار کمتر ا زکشورهای ثروتمند و نیز آمریکای لاتین و جنوب و شرق آسیاست. دانشجویان رشته های علمی و مهندسی بیشتر از طبقات شهری طبقه متوسط هستند. تعداد بسیار اندکی از دانشجویان فقیر می توانند به تحقیقات بپردازند. مشارکت زنان در علم همچنان اندک است ، چون موانع رسمی و غیررسمی در راه پیگیری رشته های مهندسی و علمی زیاد است . فقط تعداد انگشت شماری از دانشجویان مرد طبقه متوسط و شهرنشین می توانند علم را دست مایه اشتغال خود قرار دهند.

د-زبان : درحالی که حدود 80 درصد مطالب علمی جهان به زبان انگلیسی منتشر می شود، مطالب علمی به زبان عربی ، فارسی ، اردو و سایر زبانها کمتر از آن است که برای برآوردن نیاز دانشجویان و محققان کافی باشد. در نتیجه ، کار علمی نیازمند توان خواندن ، نوشتن و درک انگلیسی است و مسلمانان در این زمینه نسبت به سایرین از قبیل چینی ها ، تایلندی ها و برزیلی ها عقب هستند.

ذ-آموزش :آموزش مؤثر علمی در سطوح ابتدایی و دبیرستان در بسیاری کشورها ، فقط در تعدادی اندکی از مدارس خصوصی در شهرها ارائه می شود . بر یاد گیری حفظی ، تاکید بیش از حد می شود و آموزش علم در بیشتر سطوح ضعیف است. دانشگاهها بر تدریس تاکید دارند تا تحقیق ، دوره های دکتری قوی یا مراکز تحقیقاتی برجسته وجود ندارد . دانشگاههای شلوغ که با کمبود بودجه روبه رو هستند و نتوانسته اند منابع موجود خود را به تحقیقات اختصاص دهند.

ر-پژوهش : جهان اسلام کمبود دانشمند و مهندس ندارد ، اما از نظر پژوهشگران حرفه ای با کمبود شدید روبه رو است . با وجودی که برخی از این کشورها ، محققان و طرح های تحقیقاتی معروفی دارند ، توانایی چندانی برای پرورش پژوهشگر بومی ندارند. بسیاری از فارغ التحصیلان دوره های تکمیلی عالی و مهندسی که در پژوهش دوره می بینند، جذب مشاغل اداری می شوند. تجهیزات ناکافی و نارسایی در دسترسی به اطلاعات ، برون داد علمی پژوهشگران را کاهش می دهد. انگیزه چندانی برای انتشار مقاله وجود ندارد . تلاش برای ایجاد ظرفیت های تحقیقاتی چه در دانشگاهها ، مؤسسات تحقیقاتی ، وزارتخانه ها ، بنیادهای غیر انتفاعی و شرکت ها به ندرت موفق بوده است.

ز-شرکت های دولتی : با توجه به ارتباط فزاینده بین علم و فناوری ، شرکت های دولتی نقش بالقوه مهمی دارند، به خصوص در سوریه و الجزایر، اما آنها از پرداختن به پژوهش بازمانده اند. عدم پاسخگویی و ناتوانی در توزیع تحقیق حتی در داخل شرکت مشکلات همیشگی است. با توجه به بی میلی این شرکت ها به ایجاد ارتباط با پژوهشگران دانشگاهی یا همکاری با وزارتخانه ها ، نتیجه کار آنها صرفا” هدر روی امکانات بوده است. به غیر از کشورهایی مانند ایران و الجزایر ، شرکت های نفت این کشورها بیشتر مدیران امتیازات نفتی هستند تا گردانندگانی با توانایی های فنی .

ژ- انجمن های تخصصی : انجمن های تخصصی فیزیکدانان ،مهندسان ، دندانپزشکان ، پزشکان و سایر تحصیل کردگان ، عموما” نشریه منتشر و گردهمایی برگزار می کنند ، اما ساختار یا منابعی برای تحقیقات ندارند. انجمن های تخصصی میان رشته ای برای علم و مهندسی در جهان اسلام پا نگرفته است.

ع- منابع : کمبود مشوق ها و منابع مالی ، مانع عمده ای سر راه پژوهش در بسیاری کشورها به استثناء چند کشور نفت خیز بوده است . در حالی که ژاپن ، آمریکا و آلمان و سایر کشورهای غربی 2% یا بیشتر از تولید خالص داخلی خود را در سال صرف تحقیقات می کنند ، هیچ کدام از کشورهای مسلمان بیش از نیم درصد از تولید ناخالص داخلی ( بسیار کمتر ) خود را صرف تحقیقات نمی کنند. منابع مالی کمیاب است و آنچه نیز وجود دارد ، بطور نظام مند توزیع نمی شود. حتی در جایی که منابع مالی موجود است ، ظرفیت های مدیریت پژوهش کمیاب است.  چشم انداز تامین بودجه تحقیقات بطور منظم و نهادسازی مؤثر امیدوارکننده نیست .

غ- اقتدارگرایی : حکومت های اقتدارگرا در جهان سوم آزادی پرسشگری را سلب می کنند، انجمن های تخصصی را از کار می اندازند، دانشگاهها را ارعاب و تماس با خارج را محدود می کنند. حکومت های اقتدارگرا به علاوه به الگوی انتقال فناوری تکیه می کنند ، چون به علت بی اعتمادی به نخبگان و نهادهای علمی ، ترجیح می دهند به جای تولید فناوری آن را بخرند. این نگاه تاثیری منفی بر توسعه ظرفیت های بومی دارد.

س- همکاری منطقه ای : همکاری منطقه ای در علم و فناوری سابقه پرنوسانی در جهان اسلام دارد. چندکشور نفت خیز مانند کویت و عربستان، کمبود پژوهشگر دارند، درحالی که پاکستان و مصر پژوهشگر صادر می کنند. به علاوه، شباهت نیازها و اولویت های تحقیقاتی از قبیل انرژی خورشیدی ، بیابان زدایی و نمک زادایی علایق یکسانی را فراهم آورده است. گردهمایی هایی که در خلال دوه دهه گذشته برای هماهنگ کردن پژوهش در منطقه برگزار شده است، شعار زیاد و اقدام اندک در بر داشته است.

ش- بی کفایتی دولت : واحدهای پژوهش کاربردی در وزارتخانه های دولتی به مشاغل پردرآمد برای منصوباتی بدل شده است که علاقه یا توانایی تحقیق ندارند.

ک- استبدادپادشاهانی که برای توجیه قدرت خود از ایدئولوژی نیز مدد می جستند و نظریه خدادادی بودن قدرت خود را مطرح کرده و سعی در انتقال حکومت از نسلی به نسل دیگربه عنوان یک خاستگاه مقدس و آسمانی داشتند و تبلیغ اینکه خدمت به شاه خدمت به خداست و فرمان پادشاه نیز فرمان خداست با هدف نهادینه سازی رعب و وحشت مافوق بشری در قلب رعایا تا اندیشه طغیان را به مخیله راه ندهند و..

گ-سیستم آموزشی:سیستم آموزشی مهمترین عامل در پیشرفت علمی است متاسفانه در پنجاه سال اخیر اکثر پژوهشگران ودانشمندان ما پرورش یافته مکتب ودانشگاه های غربی هستند و این سبب ورود بینش غربی وبه قولی غرب زدگی شده است حتی در کشور ما با وجود گذشت چند دهه از انقلاب هنوز اساتید منابع غربی وپژوهش های غربی را اگر هرگونه کاستی هم داشته باشند ارجح تر از پژوهش های داخلی می داننداین در حالی است که بسیاری از پژوهش های اخلی در بهترین  ژورنال های خارجی چاپ می شود وکشور ما ر سال گذشته جزء کشورهای پیشرو ر زمینه ارائه مقاله بوده است.

ل-عدم حمایت دولتی: متاسفانه دولتمران ما به پژوهش فقط درحد شعار بها می دهند ودر عمل حضوری کم رنگ دارنداگر یک صدم کمکی که به بعضی از کشورهای مشخص می کنند از علم داخلی   حمایت کنند وضعیت کشور  نخواهد بود البته متاسفانه در خیلی از کشورهای مسلمان این معضل وجود دارد

ن-  حمله مغولان وجنگ صلیبی،مغولان به گونه ای کشتار کردند که در این کشتار عمومی، هزاران دانشور، عالم و شاعر تلف شدند، کتاب خانه ها و گنجینه هایی که طی قرن ها فراهم آمده بود در یک هفته ویران یا غارت شد، صدها هزار جلد کتاب به سوختن رفت.( ویل دورانت، پیشین، ج 4، بخش اول، ص 423ـ431) حمله مغولان به سرزمین های اسلامی، به ویژه ایران از سال 1219ـ 1258م (یعنی تقریباً 616ـ 656 هـ.ق) در قرن هفتم بود. کمی پیش از آن، جنگ های صلیبی به اوج خود رسیده بود. این جنگ ها، که از سال 1095ـ 1291م (قریب 492ـ 688 هـ.ق) به طول انجامید، عامل مهم دیگری در تضعیف تمدّن اسلامی و افول آن بود.

و-حمله  اعراب به ایران  کشور ایران در دوران قبل از اسلام نیز از قطب های علمی جهان بوده است .باوجود اینکه اسلام عزیز است اما باید قبول داشت که  ورود اسلام به ایران تنها عامل پیشرفت علمی ایران نبوده است بلکه ایران از باستان دارای پشتوانه علمی قوی بوده است که لیل محکم آن وسعت زیادایران است که همه اقتصاد دانان وسیاست مداران می دانند که اداره کشوری  به وسعت یک قاره نیازمند پشتوانه مدیریتی،علمی واقتصادی قوی است.اما نکته تاریک  تاریخ حمله اعراب به ایران بوده است که علاوه بر تجاوزات وحشیانه ای که داشتند تمام کتاب ها و مراکز علمی ایران زمین را نابود ساختند.البته باید این را در خصیصه وحشیانه اعراب جستجو کر نه دین اسلام.وگرنه ین اسلام دینی پر از مخبت وعلم دوستی است.

ه-فرافکنی متاسفانه در پنجاه سال اخیر هرگونه عقب افتاگی ودور افتادگی علمی وغیر علمی را بیش از حد به  گردن قدرت های بیگانه انداخته ایم(هرچند بی تاثیر نبوده اند)اما باید اذعان کرد که کوتاهی عوامل داخلی  تاثیر گذار تر از عوامل خارجی در عقب افتادگی جهان اسلام بوده است.

ی-دوری از دین حقیقی وباورهای دینی: سید جمال الدین اسد آبادی جملة زیبایی در این باره دارد، او می گوید: “غرب با علم و عمل نهضتی پدید آورد و شرق با جهل و سستی از بین رفت”. اگر دنیای غرب هر روز در حال رشد است، دلیلش این است به کاری که می کند، گرچه باطل ترین اعمال باشد، اعتقاد راسخ دارد. برای همین شب از روز و روز از شب نمی شناسد. تلاش و تحقیق می کند، زحمت می کشد و به مقصود می رسد. آنچه که موجب عقب ماندگی صنعتی و سیاسی مسلمانان گشته فاصله گرفتن آنان از اسلام و برداشت‏های بدون دلیل از دین بوده است. برداشت غلظ از زهد، دنیا، دعا و قدرت موجب عقب ماندگی شده وگرنه همین مفاهیم در صدر اسلام و حتی در غرب، موجب پیشرفت شده است. بلی، باید اعتراف کرد که رواج اندیشه‏های صوفی گرانه و برخی انحرافات دیگر فکری – که معلول التقاط است – نقش مؤثری در جاماندن مسلمانان از قافله صنعت و پیشرفت داشته است. نکته دیگری که باید به آن توجه کنید، بحث اعتقاد و عدم اعتقاد به نیروی ماورای طبیعی است. غرب هیچ گاه به طور عام وگسترده منکر ماوراء الطبیعه نبوده و اکنون نیز نیست. بیشتر یا تمامی دانشمندان اروپا – که از قرن شانزده به بعد پایه گذاران پیشرفت علمی در اروپا بوده‏اند – معتقد به خداوند و ادیان الهی بوده‏اند.

گوستاولوبون می نویسد: در جریان جنگ های صلیبی، که لشکری از مسیحیان به شهرهای اسلامی هجوم آوردند، یکی از تفریحاتشان این بود که کودکانی را که بر سر راه می دیدند، می گرفتند و قطعه قطعه می کردند و سپس در آتش می سوزانند و نیز دست به کشتار و قتل و غارت می زدند و جنایاتی مرتکب شدند

دلایل بیشماری برای عقب افتادگی علمی مسلمانان وجودداردکه دراین مختصرتنها به چهار مورد اشاره گردید ولازم است کلیه ابعادعقب ماندگی مسلمانان موردبحث وبررسی قرارگیرد. اما سئوال مهم واساسی این است”چه بایدکرد؟”یکی ازتلخ ترین وغم انگیزترین یافته ها این است که درقرن گذشته حکومت های اسلامی رابه دست کسانی سپرده بودندکه کسی جرات طرح سئوال فوق رانداشت والبته امروزهم چنین حکومت های در کشورهای اسلامی حکمرانی می کنند.سینوحه سرشکاف معروف عرفون مصردرقسمتی ازکتاب خودبه این پرسش می پردازدومی نویسدهیچ کس حق نداشت بپرسد چرااینکاررا می کنیم؟چرابرای این بیماری این داروتجویزمی شود؟و…درادامه می نویسد کاهنان چنین وانمودمی کردندچون در کتاب طب چنین است ویا اینکه ازگذشته چنین بوده واجازه تفکرونوآوری ودگراندیشی به کسی داده نمی شد واگرکسی ازاین قاعده خارج می شدتنبیه واز دانشگاه (دار الحیات طبس)اخراج می گردید.درحکومت های دست نشانده ممالک اسلامی هم چنین قاعده ای حاکم بوده وهست.نهضتهای اجتماعی مذهبی علیه یکدیگر شکل گرفته بودند وهریک در نفی دیگری می کوشیدند که تداوم روندی بود که در دوره پیشین شکل گرفته بود ومانع از شکل گیری اخلاقیات اجتماعی می شد که در سطح جامعه توجه به الگوی علمی تجربی- منطقی راموجب گردد.ساختار ایلی وکوچ نشینی مبتنی برعصبیت عشیره ای (نظریه ابن خلدون) با تسلط ترکان(ابتدا سلجوقیان وسپس غزنویان) ضربه های اساسی رابر نهادهای علمی(مانند ازبین رفتن کتابها وکتابخانه ها، ویران شدن شهرها، عدم توجه به علوم عقلی وتاکید بیش از حد برشرعیات وکلام) وارد کرد.بدین ترتیب عرف وهنجارهای اجتماعی به سمت دوری از روشهای منطقی وتجربی که در دوره قبل کم وبیش بنا شده بود، هدایت کرد.ارزشهاونظام اعتمادی همانطور که «صفا» ذکر می کند آلوده اوهام وخرافات وناامیدی گردید.حداقل عنصرهای فرهنگی تشویق علمی دردوره قبلی با حمله مغول از دست رفت(بجز حلقه خواجه نصیرالدین طوسی).با حمله مغول، شبکه های آبیاری تخریب شده، شهرها ویران گردید ومردم بطور وسیع کشته شدند ومراکز علمی وکتابخانه ها از بین رفتند.افول علمیوفرهنگی در ایران قبل از مغولها پدیدار شده بود«تا آنکه ایلخان مغول آخرین ضربت رابرآن وارد نمود»(صدیقی،1372،ص:97) نقل شده در علمداری، 1380، ص:354).مناسبات تولیدی دراین دوره به ویژه با غلبه ترکان ومغولها از شیوه تیول داری پیروی می کرد که استمرار  دوره قطاع داری دوره قبل بود.همانطور که گفته شد، این شیوه هیچ گونه مناسبتی با رشد وتوسعه علمی درایران ندارد.دراین دوره صوفی گری، خرد ستیزی به اوج خود می رسد وحمله مغول به آن دامن می زند(البته باید یاد آور شد که صوفی گری غیر از عرفان است).با غزنویان تفسیر خاصی از دیانت ، به ابزاری برای توجیه کردارهای سلطان واعمال قدرت مطلق او تبدیل شد.اسلام اهل سنت وجماعت با پشتوانه قدرت سیاسی غلامان ترک، به طور عمده، مذهب مختاردنیای اسلام شد وآنچه در قلمرو اندیشه وفرهنگ، پیش از آن فراهم آمده بود، به باد فنای یورشهای پی درپی غلامان ترک داده شد.با برافتادن خاندانهای ایرانی تبار سامانیان، بویان، ایران زمین، درتاریکی های قشریت وتعصب فرورفت وعرصه تاخت وتاز شد(طباطبایی، 1373،ص:2-101).با چیرگی ترکان، احترام به دانشوران عقلی کاهش یافت، واهل شریعت سنت وجماعت به سلاطین ترک تقرب جستند.با گذشت زمان، المتوکل علی الله، نامه هایی به نهی از جدال وبحث درباره قران نوشت و تدابیر سخت گیرانه درباره اهل ذَ مه اتخاذ کرد واحدی ازآنان رادر کارهای دولتی راه نداد، بحث وجدال ئمناظره علمی ممنوع گشت.درمدارسی که در قرن پنجم درممالک اسلام ایجاد شد، تعلیم وتعلم علوم عقلی ممنوع بود و جزادبیات وعلوم دینی چیزی تدریس نمی شد.(پیشین،ص:7-106، صفا،1336، ص:137)افتتاح مدارس بزرگ در دوره فرمانروایی سلجوقیان نیز برای مقاصد علمی وحقیقت جویی انجام نمی شد، بلکه برای هدف تربیت مبلغان ودفاع از اصولیت مذهب مختار بود.خ.اجه نظام الملک ، نظامیه بغداد رابرای دفاع از اندیشه های دینی اهل سنت وجماعت تاسیس کرد.دراین مدرسه، به تدریس علوم دینی(فقه، اصول، حدیث و تفسیر) وادبیات عرب بسنده می شد وفلسفه که در سده های سوم وچهارم آزادانه تدریس می شد، ازبرنامه مدارس حذف شد.(طباطبایی، 1373،ص:108)نه تنها عامه مردم به دانایان به علم شریعت روی می کردند واینان نزد پادشاهان ارج نهاده می شدند، بلکه اشتغال به دانش های عقلی، مایه فقر و نیز موجب مزاحمت از سوی قشریان وفقیهان بوده است.(مورد شیخ شهاب الدین سهروردی، شیخ اشراق) جنبه های عقل ستیزی اهل شریعت، با توجهی که به برخی اووجوه قشریت شرعی خود در واقع بزرگ ترین مخالفان تفکر واندیشه عقلی به شمار می رفتند(پیشین).

زیرا که علمای آنروز می توانستند از طریق شرکت در امور دینی وحکومتی، مانند آموزش، قضاوت و اجرای مناسک دینی امرا معاش کنند وگرنه در فقر به سر می بردند.بنابراین مجبور می شدند که به تفکر خود رنگ دینی بزنند وآن را شرع پسند جلوه دهند.(علمداری، 1380،ص:362).تفسیر عقلانی دراین دوره به صورت تکفیر فلاسفه واندیشمندان خرد گرا زیر عنوان بد دین، ملحد، قرمطی، رافضی، زندیق، وغیره سرکوب می شد.علاوه براین باید یادآور شد که تفکر فلسفی درایران از فارابی وابن سینا ودیگران، آلوده به نوعی عرفان است.سراسر تاریخ این دوره آکنده از کشتار وتکفیر علما ودانشمندان و مردم تحت عناوین فوق است.«درمیان دانشمندان این دوره کمتر کسی را می توان یافت که از اتهام به کفر والحاد وزندقه برکنار مانده باشد»(صفا، 1336،ص:140)ابن سینا در رد تکفیر خود این چنین سروده است:

 کفر چومنی گزاف وآسان نبـود                محـکم تر از ایمان من ایمان نبود

در دهر چو من یکی واوهم کافر              پس در همه دهر یک مسلمان نبود(صفا، 1344، ص:308)

  به لحاظ سیاسی، استبداد حکومتی نیاز به تعبد دینی داشت، نه تعقل فکری، تعبد دینی در هر جا در می ماند از قدرت سیاسی یا فشار توده ای (عوام) استفاده می کرد.(علمداری، 1380،ص:364)دراین دوره سازمانهای علمی به واسطه حمله مغول تخریب شدند وتنها مورد استثنایی احداث رصد خانه مراغه وحفاظت کتابخانه بغداد از ددمنشی مغولان توسط«خواجه نصیرالدین توسی» بود که خود حلقه ای علمی به وجود آورد(حلقه خواجه نصیر) کهدانشمندان بسیاری راحول خود گرد آورده بود.ولی تلاش عمده حلقه خواجه نصیر متاثر از روحیات مغولان وتوجه آنان به تاثیر ستارگان واحال آن در امور عالم ؛ رشد نسبی ریاضی؛ نجوم وموسیقی بود.پناهگاهای فرهنگی این دوره 1) ناحیه فارس   2) ناحیه آسیای صغیر  3) هندوستان بودند.دراین دوره خاندانهای وزارت چون عطاملک جوینی، رشیدالدین فضل الله وصدر الدین زنجانی(حدود سالهای 651 تا 693) (علاوه بر خواجه نصیرالدین طوسی) به دربار ایلخانان راه یافتند وموجب تعدیل خوی خونخوار آنان گردیدند(صفا،1366،ص:   ، وصفا،1344، ص:    )

نتیجه گیری

پس از چندقرن نهادسازی بی فرجام ، جهان اسلام نتوانسته است مأوایی برای علم پدید آورد. ناتوانی از ایجاد نهادهای تحقیقاتی در سطح ملی ، تلاش برای همکاری در سطح منطقه را ناکام گذاشته است. پژوهشگران مسلمان مستعد هنوز برای برخورداری از تحصیلات تکمیلی پیشرفته راهی کشورهای دیگر می شوند. به رغم این ارزیابی بدبینانه ، می توان اقداماتی برای بهبود دستاوردهای مسلمانان در عرصه علم انجام داد. مشوق های مالی می تواند آموزش میدانی و تحقیقات غیر رسمی را به خصوص در شرکت ها گسترش دهد. انجمن های تخصصی با برخورداری از خودمختاری کافی ، می توانند نقشی مهم در بهبود آموزش علم ، ارتباطات علمی و جایگاه علم در فرهنگ مردم ایفا کنند.   طرحهای کوچک می تواند بین بخش های دولتی و خصوصی دانشگاهها پیوند برقرار کند. مبناء برای ترویج همکاری منطقه ای و زیرمنطقه ای وجود دارد، چون در مورد اولویت های تحقیقاتی در بیشتر جهان توافق نظر دیده می شود،

همانطور که گفته شد دلایل زیادی برای عقب ماندگی مسلمانان وجود دارد که ر حالت کلی به عوامل داخلی وبیرونی تقسیم می شود.متاسفانه در زمان کنونی نیز این فاصله زیاد وعمیق است .البته  جهش هایی نیز برداشته شده است .باید این را باورداشت که از نبوغ وبینش مسلمانان از غیر مسلمانان  کم وکاستی ندارند بلکه باید عنوان کرد بیشترین لیل عقب ماندگی حال حاضر مسلمانان یک نوع از خود بیگانگی و توسل به بیگانگان است که حتی دردانشگاه های ما هم رسوخ کرده است.تا آنجا که اگر یک سند علمی فاقد منابع خارجی باشد آن را بی اهمیت یا کم اهمیت  می خوانند.اما با وجود این حتی جهان غرب نیز به این امر اذعان دارد که نیمه  دوم همین قرن از آن مسلمانان خواهد بود.

حقیقت این است که ما مسلمانان با وجود داشتن دینی کامل و منابع عظیم فرهنگی مانند قرآن، نهج البلاغه و … به واسطة عدم ثبات و پایداری در اعتقاداتمان عقب مانده ایم و پس از این نیز خواهیم ماند. همة ما به نوعی در بی اعتقادی و بی صداقتی، در این دروغ سازی بزرگ سهیم هستیم. فهم این مشکل چندان سخت نیست. فقط کافی است نگاهی با تأمل به خود و محیطمان بیاندازیم. مگر کسب علم از دستورهای اکید اسلام بر مسلمانان نیست؟ مگر علم به قول سعدی سلاح جنگ با شیطان نیست؟ مگر دین ما بهترین دستورها را برای زیستن بهتر ندارد؟ مشکل این جا است که در یادگیری علم به کسب مدرک تحصیلی جهت رسیدن به رفاه و پست و مقام بسنده کرده ایم. تنبلی و خستگی را پیشه خود کرده ایم و به جای ایستادگی و صبر در برابر مشکلات و به منظور دستیابی بر موفقیت، خود را از درد سر اندیشه و عمل بیرون کشیده و “کنجی و دلی ز محنت آزاد” را برگزیده ایم.سید جمال الدین اسد آبادی جملة زیبایی در این باره دارد، او می گوید: “غرب با علم و عمل نهضتی پدید آورد و شرق با جهل و سستی از بین رفت”. اگر دنیای غرب هر روز در حال رشد است، دلیلش این است به کاری که می کند، گرچه باطل ترین اعمال باشد، اعتقاد راسخ دارد. برای همین شب از روز و روز از شب نمی شناسد. تلاش و تحقیق می کند، زحمت می کشد و به مقصود می رسد. حقیقت این است که ما مسلمانان با وجود داشتن دینی کامل و منابع عظیم فرهنگی مانند قرآن، نهج البلاغه و … به واسطة عدم ثبات و پایداری در اعتقاداتمان عقب مانده ایم و پس از این نیز خواهیم ماند. همة ما به نوعی در بی اعتقادی و بی صداقتی، در این دروغ سازی بزرگ سهیم هستیم. فهم این مشکل چندان سخت نیست. فقط کافی است نگاهی با تأمل به خود و محیطمان بیاندازیم. مگر کسب علم از دستورهای اکید اسلام بر مسلمانان نیست؟ مگر علم به قول سعدی سلاح جنگ با شیطان نیست؟ مگر دین ما بهترین دستورها را برای زیستن بهتر ندارد؟ مشکل این جا است که در یادگیری علم به کسب مدرک تحصیلی جهت رسیدن به رفاه و پست و مقام بسنده کرده ایم. تنبلی و خستگی را پیشه خود کرده ایم و به جای ایستادگی و صبر در برابر مشکلات و به منظور دستیابی بر موفقیت، خود را از درد سر اندیشه و عمل بیرون کشیده و “کنجی و دلی ز محنت آزاد” را برگزیده ایم.

 

 

منابع

ازهیچ به اوج،ماهاتیرمحمد

 سینوحه،میکاوالتاری،ذبیح الله منصوری

 برداشتی از کتاب -فرهنگ و تمدن اسلامی دکتر علی اکبر ولایتی

تمدن اسلامی؛ دلایل زوال و انحطاط آن ،نویسنده : بسیج، احمد رضا

ماهنامه پیام حوزه،شماره 37

www.asrehjadid.ir

http://articlepersian.persianblog.ir/post/47

www.noormags.com

http://hamandishi.net