تاريخچه تلاوت قرآن در مصر

چكيده:

كشور مصر داراي تمدني بس كهن مي باشد ودر عرصه فرهنگي نيز شاهد تغييرات گوناگوني در سير تاريخ وگذشت زمان بوده است.

اين كشور با توجه به موفعيت ممتازي كه در منطقه از ديرباز داشته است تحولات گوناگوني يافته است.گرايش هاي اسلامي دراين كشور ريشه داربوده وبه صدر اسلام بر مي گردد.

تلاوت به شكل امروزي  از صدر اسلام وجود نداشته است وقاريان مصر نيز تحت تاثير انديشه هاي وروحيات صوفيه وهمچنين آوازها وموسيقي  به مرور زمان توانستند تلاوت كنوني را ابداع كنند.

تلاوت  قرآن كريم در مصر رواج بسياري داردوقاريان اين كشور نه تنها دراين كشور بلكه دركل جهان اسلام مشهور هستند.كمتر كسي است كه به عنوان مثال عبدالباسط را با آن تلاوت دلنشين نشناسد.

اما عامل هاي ديگري علاوه برعلاقه مردم اين كشور درامر گسترش قران  در داخل اين كشور سهم داشتند كه مي توان به نوع تفكر حكمرانان تاريخي اين كشور به خصوص در قرون اخير اشاره داشت.

نوع تلاوت مصريان داراي ويژگي هاي منحصر به فردي است.كه ميتوان صوت  آرام وزيباي آن ،حافظ بودن قاريان قران وتسلط آنها بر قران هم از حيث قرائت وحفظ اشاره داشت.درضمن چون زبان اين كشور نيز عربي است وآنان آشنايي كامل به معني لغوي واژه هاي قرآن دارند قران را با فصاحت وبلاغت خاصي تلاوت مي كنند.قاريان مصري داراي آرامش رفتاري خاصي هستند واين آرامش به آنها در تلاوتشان كمك شاياني كرده است.

در دوران مبارك با وجود محدوديت هايي كه بوده قاريان به كار خود ادامه داده اند ولي نبايد سهم ايران را در اين مورد ناچيز فرض كردچون درايران به خصوص درساليان اخير مسابقات گوناگون قراني برگزارشده است كه موجبات جذب قاريان بسياري از كشورها وهمچنين مصر را فراهم نموده است.

كليدواژه:

تلاوت قران كريم،تاريخچه قران درمصر،تاريخ تلاوت قران درمصر،قاريان مصر،تلاوت قران درمصر

 

 

مقدمه

تلاوت به شیوه امروزی در صدر اسلام و سال های پس از آن و تا دو قرن پیش وجود نداشته است بلکه این روش طی یک فرایند تکاملی، مراحل تکوین و تطور خود را پشت سر گذاشته  و پس از سالیان متمادی بدین شیوه و شکل، به نسل های امروزی منتقل شده است. یعنی تلاوت قرآن در مراحل مختلف سیر تکاملی خود، از عوامل گوناگون تأثیر گرفته است. همچنین ابعاد وسیعی از علوم را به خود اختصاص داده و نوابغ بی شماری را به خود دیده است.پس از نزول آیات قرآن کریم و تلاوت آنها توسط پیامبر اکرم برای صحابه، جنبه های اعجاز آمیز دیگری نیز به غیر از فصاحت و بلاغت آیات، برای مسلمانان آشکار شد.در این میان قابلیت زیباسازی صوت در قرائت آیات، جلوه ی ویژه ای داشت که اصولاً با رهنمود های پیامبر و ترغیب ایشان نسبت به تحسین صوت هنگام قرائت قرآن به عنوان یک بعد از ابعاد اعجاز قرآن کریم بروز کرد.پیامبر به برخی از حافظان کلام وحی که دارای صدای خوشی بودند فرمان داد برای جذب مردم به دین اسلام آیات قرآن را با صدای زیبا در بین مردم قرائت کنند. برخی از آنان را نیز جهت تبلیغ دین، به نقاط مختلف جزیرة العرب فرستاد. مورخان در خصوص جذابیت قرائت این اشخاص و از همه مهمتر جذابیت قرائت قرآن توسط ائمه معصومین سخن ها بسیار گفته اند. در این میان از پیدایش افرادی در عصر پیامبر با عنوان قراء سخن به میان آمده است که قرائت قرآن و تدریس آن، از اشتغالات عمده زندگی ایشان بوده است.همچنین گفته شده که پیدایش وجوه مختلف قرائت که پایه و مبنای موضوع قرائات قرآنی است در نیمه ابتدایی قرن اول هجری قمری اتفاق افتاده است. تحولاتی که ناشی از رویکرد زیبایی شناسی در قرائت قرآن کریم بوده است موجب مطرح شدن اصطلاحاتی همچون ترتیل و تحسین و یا تزئین در دوران پیامبر و صحابه شده که در طی سالیان بعد با عنوان تجوید شناخته شده است.قدر مسلم آن است که ظاهر تلاوت قرآن از ابتدا تا زمان ورود اسلام به شهرهای کوفه و شام بیشتر منحصر در قرائت های قرآنی و تجوید آن هم محدود در ارتباط گفتاری بوده است و در زمینه لحنی ابداع های قابل توجهی در آن دیده نمی شود. در این زمین باید به ورود اسلام به مصر و وقایع پس از آن دقت نظر بیشتری داشت چرا که مصر از جهات مختلف اهمیت و جایگاه ویژه ای دارد چنان که در تاریخ آن را ارض الحضاره یعنی سرزمین تمدن نامیده اند.همچنین این کشور در طول تاریخ عرصه ی تاخت و تاز فرهنگ های مختلف بوده است و همین امر موجب تغییرات متنوع فرهنگی و به دنبال آن غنای فرهنگ بومی و اجتماعی این سرزمین شده است.

تاثیر فرهنگ های گوناگون بر مصر

سرزمین مصر پیش از دوره اسلام، محل تاخت و تاز فرهنگ ها و حکومت های گوناگون بود. پس لز ورود اسلام این سرزمین، دست خوش تحولات بسیاری در زمینه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی شد و به همین دلیل، نه تنها آثار مادّی و معنوی متنوعی از این عوامل در مصر باقی ماند، بلکه ورود اسلام، آداب و رسوم، اندیشه ها و عقاید جدیدی را نیز در این کشور بر جای گذاشت.ورود آیین اسلام به سرزمین باستانی مصر، بروز دگرگونی های عمیق در این سرزمین شد. از جمله این دگرگونی ها، که به نوبه خود تحولات ریشه دار فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را در پی داشت، بروز جریان های سیاسی در این کشور بود که این جریان ها در طول سالیان متمادی، منشأ آثار فکری و فرهنگی و هنری در جامعه مصر شد و جایگاه خاصی در زمینه های ذکر شده به این سرزمین بخشید و زمینه ساز پیدایش و گسترش برخی از جنبه های هنر، از جمله تلاوت قرآن شد. چنان که خواهد آمد با ظهور هر حکومت در مصر بر گستره شهرهای اصلی افزوده شد و سرانجام قاهره پایتخت کشور مصر گردید. مسجدها و مدرسه های علمی زیادی ساخته شد و بدین ترتیب جایگاه علمی جهان اسلام در این کشور شکل واقعی خود را پیدا کرد. در این میان برخی عقاید و تفکرات موجب ایجاد نوعی آزادی در رواج برخی از عادات و گرایش ها شدو تاثیر حکومتهای گوناگون در طول تاریخ و همچنین عوامل فرنگی، اجتماعی و سیاسی ناشی از استقرار این حکومتها مصر را تبدیل به مرکز طلاقی تمدن و فرهنگ کردو بنابراین تعجب آور نیست که مشاهده کنیم هنرهای گوناگون و تاثیر عمیق و ارزشمند فرهنگی در این سرزمین بطور قابل ملاحظه ای رشد می کند.

تاريخچه تلاوت قرآن كريم درمصر

در سال ششم هجری قمری، پس از صلح حدیبیّه سفیرانی از سوی پیامبر(صلّی الله علیه و اله) در دعوت پادشاهان آن زمان به اسلام به سوی آنان گسیل شد. در این میان هیأتی به ریاست «حاطب بن أبی بلتعه» به جانب «مُقَوقَس» پادشاه مصر رفت. مقوقس، استقبال خوبی از هیأت اعزامی کرد ولی در قبول دعوت اسلام تردید کرد. با این حال پاسخ رسول گرامی خدا(صلّی الله علیه و اله) را به خوبی داد و بدین ترتیب روابط مصر و سرزمینهای اسلامی گسترش پیدا کرد و زمینه فتح مصر توسط مسلمانان فراهم شد.

در اوایل سال نوزدهم هجری قمری، مسلمانان توانستند وارد منطقه «عریش» شوند و پس از مدتی وارد مقرّ اصلی رومیان در مصر دست یابند و پس از پیروزی بر آنان به سوی اسکندریه روی آوردند و بدین ترتیب فتح مصر را کامل کنند.

در سال بیستم هجری قمری و پس از اینکه نخستین شهر عربی-اسلامی به نام «فسطاط» در محدوده ای نزدیک به قاهره بنا شد، مصر تبدیل به دولتی اسلامی در آن دوره گردید و در سال ٢١ هجری نیز نخستین مسجد جامع در همین شهر بنا شد.

تعدّد مساجد

بنای مساجد در این شهر در سالهای بعد نیز ادامه پیدا کرد و پس از بنای شهر «عسکر» در شمال شرقی فسطاط، کوچه ها و بازارهای زیادی در آن احداث گردید که به تدریج موجب اتصال فسطاط و عسکر به یکدیگر شد. با ادامه احداث مسجدها در دوره حکومت خلفای عباسی و سلسله های بعدی، تعدد مساجد در منطقه کنونی قاهره از حد شمارش، فراتر رفت و در نهایت این شهر لقب «ألفِ مِأذَنَة» (هزار گلدسته) را به خود اختصاص داد. هم اکنون نیز این لقب زینت بخش قاهره است. از جمله مساجد تاریخی بنا شده در قاهره، مساجد الأزهر، إبن طولون، محمّدعلی، قَلاوون، قا یتبای، سلطان حسن، امام حسین(علیه السّلام)، سیّده زینب(علیهاالسّلام)، سیّده نفیسه (علیهاالسّلام)، امام شافعی و رفاعی، شایان یادآوری اند.

فراوانی مساجد در قاهره باعث شد تا مرکزیتی برای انجام برنامه ها و فعالیتهای دینی و مذهبی فراهم شود. این مساجد در اوقات نماز پذیرای خطیبان، مدرسان علوم دینی و قاریان قرآن کریم بود و علاوه بر آن مراسم دینی شامل تلاوت قرآن و إنشاد دینی در مناسبت های آئینی و مذهبی در این مکانها برگزار می شد.

شرکت مردم در این مجالس بسیار چشمگیر بود و اصولا عادات مذهبی مردم مصر با علاقه و دوستی شدید نسبت به پیامبر گرامی خدا(صلّی الله علیه و اله) و اهل بیت ایشان(علیهم السّلام) مرتبط شد. ریشه های این علاقه و دوستی را نیز می توان در عنایت خاص  شخص پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و اله) نسبت به مصر، وجود بقاع متبرکه گروهی از اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السّلام) و تاثیر برخی از جریانها از جمله؛ حکومت فاطمیان (٢٩۷-۵۷٠ق) در این کشور جست و جو کرد. این عوامل علاوه بر گرایش مسلمانان مصری به حفظ و تلاوت قرآن در پرتو معنویّت نبوی، موجب ابداع و ترویجج حرفه إنشاد دینی نیز شد.

بارقه های رشد و تحوّل در موسیقی عربی

ایجاد تحول اساسی در موسیقی عربی، همزمان با دوره حکومت بنی عباس صورت گرفت و همین تحولات که در حقیقت عامل تدوین علمی موسیقی عربی بود، زمینه های ابداع تلاوت قرآن براساس موسیقی عربی را در قرون بعدی به وجود آورد.

اگرچه پیدایش و رشد زمینه های تقلید در موسیقی عربی، ریشه در ترانه های مردمی حجاز در جاهلیت داشت و در اموری مانند «حِداء» تجلی پیدا می کرد. لیکن در عصز اموی، موسیقی به سوی هنری شدن سوق پیدا کرده و پس از آن در حکومت عباسی بر اثر تعامل با تمدن های مجاور مانند ایران، روم و یونان تبدیب به یک هنر اصیل و عالمگیر شد.

ظهور عباسیان و نفوذ ایرانیان در دستگاه خلافت موجب بروز تحولاتی در فرهنگ اعراب شد. این تحولات در حوزه موسیقی نیز ظهور چشمگیری داشت.

در زمان هارون الرّشید یکی از پیشوایان اصلی موسیقی عربی، ابراهیم موصلی بود. پس از مرگ او اسحاق موصلی جانشین وی شد. اسحاق طرفدار شیوه کلاسیک در موسیقی عربی بود، اما در برابر او، ابراهیم پسر خلیفه المهدی عباسی قرار داشت که از هواخواهان مگتب رومانتیک در اروپا بود و دوست داشت به اقتضای ذوق و پسند خود بنوازد و بخواند. با مرگ اسحاق نوجویی های ابراهیم زمینه معرفی و شیوع فرضیات و فنون جدید موسیقی ایران را بیشتر فراهم ساخت و بر اثر این نفوذ، مقداری از اصول، قواعد و سنن موسیقی عربی به دست فراموشی سپرده شد و راه و رسم موسیق ایرانی، جای آن را گرفت.

گویند نخستین کسی که قرآن کریم را در اولین مسجد جامع مصر تلاوت کرد عبید بن مخمر المعاقری بود که از صحابه پیامبر به شمار می رفت و شاهد فتح مصر بوده است. همچنین نخستین کسی که قرآن را به قرائت نافع مدنی در مصر تلاوت کرد ابو میسره عبدالرحمن بن میسره بوده است. از زمان ورود مصحف عثمانی به مصر تا اواخر قرن دوم هجری قمری این سرزمین تبدیل به مرکزی برای قاریان و قرائت قرآن شد.

 بزرگترین قاریان عصر در آن ظاهر شدند و نسل ایشان به طور متوالی تا قرن ۱۴ هجری ادامه پیدا کرد. تلاوت قرآن اصول و احکام خود را که از زمان پیامبر شکل گرفته و پس از آن نیز توسط علمای این رشته گرد آمده بود حفظ کرد. زیرا این اصول به صورت سینه به سینه نقل می شد.

بدین ترتیب تجوید تبدیل به علمی معتبر شد و تغنی قرآن بر اساس مقامات موسیقی نیز به آن پیوست و به پیروی آن اصوات قاریان زیبا شد و استماع قرآن توسط مسلمانان همراه با آثار وجدانی عمیق شد.

طبیعتاً پس از تدوین کتاب هایی در زمینه تجوید و علم قرائات و وقف و ابتدا و همچنین تحولات موسیقی عربی تلاوت قرآن نیز وارد مرحله ی جدیدی شد. پس از آن با پیدایش ستارگانی همچون شیخ احمد ندا در قرن ۱۹ میلادی دوره نوینی از دوره های تلاوت قرآن که در حقیقت مبدأ پیدایش شیوه کنونی تلاوت مصر به شمار می ورد بوجود آمد. پس از آن با شروع عصر رادیو و پیدایش وسایل ضبط، قرائت آخرین قاریان باقی مانده از قرن ۱۹ میلادی جاودانه شد بنابراین میراث عظیم تلاوت قاریان قرآن مربوط به دوره های پس از ورود رادیو به جامعه مصر قلمداد می شود. دوره ای که موجب شد تا شکل واقعی و ملموس قرائت قراء عصر طلایی تلاوت برای آیندگان به یادگار گذاشته شود. به همین دلیل گفتنی ها در مورد این دوره بسیار زیاد است.

قاریان زیادی در این دوره ظاهر شده اند و همین افراد موجب ابداع روشی جدید از تلاوت به نام تلاوت منغومه بوده اند که امروزه در بیشتر کشورهای اسلامی متداول است و قاریان قرآن از آن برای تلاوت استفاده می کنند. نخستین پدید آورندگان در زمینه تلاوت منغومه بعضاً موسیقی دانان مصری بوده اند و برخی دیگر نیز صرفاً از موسیقی عربی و مقامات آن به عنوان بستری جهت ابداع این نوع از تلاوت استفاده کرده اند.

این قاریان علاوه بر تلاوت قرآن، گاه در حوزه انشاد دینی که یکی دیگر از هنرهای شنیداری دینی در حوزه موسیقی عربی است فعالیت داشته اند و بدین ترتیب است که می توانیم ارتباط موسیقی دانان و قاریان قرآن را در طول تاریخ تلاوت به نحو بهتری توجیه کنیم.

چنان که در تاریخ موسیقی دینی مشخص است اذان نیز تأثیر مستقیمی در ابداع و رشد فنون تلاوت و انشاد دینی داشته است و این موضوع هم از دیگر زمینه ای قابل بررسی و دقت در این حوزه ها به شمار می رود.

سلسله فاطمیان و تأثیر آن بر کشور مصر

تأثیر سلسله فاطمیان در تحولات اجتماعی و ترویج علوم دینی در مصر را نمی توان انکار کرد. این امر با تاسیس الأزهر توسط ایشان، جلوه بیشتری پیدا کرد. به شهادت تاریخ، الأزهر از آغاز، مرکزی برای تعلیم و تعلّم در حوزه علوم دینی بود، و موجب شد تا مصر از آن زمان- یکی از مراکز مهم علوم اسلامی در جهان باشد.

دولت فاطمی به سال ٢٩۷ق در مغرب عربی تشکیل شد. این دولت که یک دولت شیعی به شمار می رفت و به حضرت زهرا(علیهاالسّلام) منسوب بود، فعالیتهای خود را در ابتدای امر، به دلیل دشمنی خلفای عباسی، به شکل مخفیانه انجام می داد. فاطمیان توانستند به واسطه فردی به نام سُلاله امام علی(علیه السّلام) ملقب به عبیدالله المهدی بر کشور مغرب تسلط پیدا کنند.

پس از عبیدالله، چهارمین خلیفه فاطمی در مغرب توانست سپاهی به فرماندهی جوهر الصّقلی ایجاد کند. وی در ١١ شعبان سال ٣۵۸ق مصر را فتح، و شش روز بعد شهر قاهره را برای پایتختی خلافت خویش پایه ریزی کرد. بدین ترتیب در سال ٣۵٩ق قاهره، مقرّ خلافتی برای شیعیان فاطمی گردید و بنای مسجد جامع الأزهر توسط ایشان آغاز شد. با گذشت تقریبا دو سال و پایان یافتن بنای مسجد، نخستین نماز جمعه به تاریخ ۷ رمضان سال ٣۶١ق در آن اقامه شد.

از همان ابتدا، الأزهر علاوه بر محلّ اجتماع و ادای نماز و فریضه جمعه، مکانی برای تعلیم و تعلم علوم دینی بشمار می رفت. این مسجد در ماه صفر سال ٣۶۵ق شاهد نخستین جلسه درس علمی توسط قاضی القضاة أبوالحسن علیّ بن النّعمان القیروانی بود. وی در میان جمع کثیری از مردم مطالبی در فقه اهل بیت(علیهم السّلام) بیان داشت. سپس یکی از وزیران فاطمی به نام ععقوب بن کلس فاطمی جماعتی از فقها را برای تدریس در الأزهر تعیین کرد که تعداد ایشان به سی و هفت تن می رسید و برای آنها اجرت و جایگاه در نظر گرفت و مکانی را برای سکونت آنها در کنار الأزهر ایجاد کرد. بدین سان الأزهر برای نخستین بار دارای اعتبار علمی که ناشی از تدریس نظام دار بود شد.

خلفای فاطمی تلاش کردند تا کتابها و منابع زیادی را جهت دسترسی آسان دانشجویان به مطالب علمی گردآوری کنند. همچنین موقوفات متعددی برانی آن قرار دادند. بدین ترتیب بزرگان و ثروتمندان خیّر از سراسر دول اسلامی با موقوفات خود در مفروش نمودن، روشنایی، تهیه آب، نظافت و برای الأزهر اقداماتی انجام دادند و درجات متعددی نیز برای خطیبان، ائمه و طلاب در نظر گرفته شد.

با انجام این اقدامات، طلّاب علوم دینی و علاقمندان به معارف اسلامی برای تحصیل و تدریس رشته های مختلف دینی به قاهره روی آوردند و نهضت علمی باشکوهی در مصر پدید آوردند که در قرون بعدی آشکارا ادامه یافت و این سرزمین را به مهد آموزش علوم اسلامی و قرآنی تبدیل کرد و زمینه های گسترش علوم قرآن کریم و حفظ و تلاوت آن فراهم شد.

هم چنین دوره فاطمی، دوره تکامل و پیشرفت هنرهایی بود که در دوره های اسلامی پیشین در مصر، بوجود آمده بود. در این میان به ویژه موسیقی عربی که پس از یک دوره طولانی از تعامل تمدن های شرقی از جمله هند و ایران و دارای قالبهای جدید و گوناگون شده بود، بطور قابل ملاحظه ای رشد کرد. اما متاسفانه پس از زوال دولت فاطمی، توسط ایوبیان، گرد فراموشی ناشی از جنگها و جریانهای سیاسی، همانطور که بر سایر ابعاد فرهنگی و اجتماعی جامعه مصری اثر گذارد بر این هنرها و از جمله إنشاد دینی نیز فرونشست.

دولت ایوبی در سال ۵۷٠ق فاطمیان را از صحنه سیاسی مصر حذف کرد. به دنبال این حادثه، حرکت علمی الأزهر نیز روبه ضعف نهاد. چرا که «صلاح الدّین ایّوبی» پس از ملغی کردن مذهب شیعه، اقدام به احداث مدارس جدیدی جهت تدریس مذاهب اربعه اهل سنت نمود و اموال زیادی جهت رونق آنها صرف کرد تا شیوخ، استادان و طلاب را به این مدارس جذب کند. بدین ترتیب میزان توجه و اقبال مردم به الأزهر رو به کاهش نهاد. وی قلعه ای مشرف به قاهره و فسطاط بنا نهاد . در آن اقدام به ساخت مدرسه و مسجد کرد، همچنین مدرسه امام شافعی را جهت تدریس فقه سنت بنا نهاد.

اما دیری نپایید که الأزهر، اعتبار علمی خود را بار دیگر بدست آورد. با ظهور دولت مملوکی در مصر و پس از پیروزی تاتارها بر بغداد و سقوط قرطبه در اندلس، الأزهر دوباره پایگاه عالمان و طلّاب سرارسر عالم اسلامی شد و به نوعی تبدیل به مرکز فکری و فرهنگی دنیای اسلام گردید.

 

 

تطوّر و رشد موسیقی عربی در سده های دوم تا دهم قمری

پس از فتوحات مسلمانان و حصول پیشرفت در زمینه های گوناگون هنر اسلامی، در حوضه موسیقی عربی نیز پیشرفت حاصل شد. این پیشرفتها به شهادت تاریخ تابع دوره هایی بود و در هر دوره نیز از و ویژگی ها و شرایط مشخصی برخوردار شده است. در طی همین دوره ها موسیقی عربی تحت تاثیر عوامل مذهبی و اجتماعی نیز قرار گرفت و در این جریان فالبهایی همچون «نیاحه»، «إنشاد»، «تلاوت»، «حداء»، «غناء الغَوازی»و بوجود آمد.

به گواهی اسناد، موسیقی عربی در دوره اسحاف موصلی به جایگاه رفیعی دست یافت زیرا مقامات موسیقی توسط وی تدوین شد. در این دوره همچنین اجناس نغمات و ایقاعات تصحیح شد و بطور کلی هرچه اعراب اهل هنر از موسیقی استنباط می کردند به آن افزوده شد. این دوره تا حدود قرن هفتم هجری قمری ادامه یافت و پس از آن دوره ای با عنوان «مذهب متوسلان» در موسیقی عربی آغاز شد. ویژگی این دوره عبارت بود از: تقسیم نغمات به «اصول» و «فروع». دوره مذکور از قرن هشتم هجری شروع شد و در ادامه تا پایان قرن یازدهم هجری توسعه و تکامل یافت.

تکامل نظریات و آموزه های دوره متوسطان منجر به ایجاد دوره ای به نام «مذهب متأخران» شد که در حقیقت امتداد تکامل دوره پیش از خود بود.

با در نظر گرفتن مجموع نظریات این دو دوره باید گفت که صاحب نظران هر دو دوره نغمات را در چهار اصل اساسی منحصر کردند. ایشان از هر اصل، دو نغمه فرعی به عنوان «فرع» استخراج کردند و مجموع اصول و فروع را به دوازده نغمه افزایش دادند. به این مجموعه اصطلاحاً «أدوار» (جمع دَوْر) گفته می شود. سپس از هر دور، دو شعبه (نغمه فرعی) و همچنین از بین هر زوج از اصول، یک «آواز» استخراج کردند. بدین ترتیب عدد مقامات در این دوره به چهل و دو مقام رسید.

تحول هنرهای شنیداری در مصر

همزمان با این پیشرفت ها در موسیقی عربی مسلمانان از آنها در جهت رشد و توسعه هنرهای شنیداری دینی استفاده های زیادی کردند. چنان که با رویکرد موسیقایی، إنشاد دینی را بوجود آوردند و آن را در طول صدها به نحو جالبی گسترش دادند. بدین ترتیب إنشاد دینی دارای اصول ضوابط قالبها و ایقاعات ویژه ای شد و افراد خاصی به ارائه این فن و تلحین قصاید دینی برای آن اختصاص یافتند.

امیران و حاکمان میز اهل موسیقی و بزرگان حرفه إنشاد را تشویق و دستمزدهای کلان برای آنا تعیین کردند. منشدان و مشایخ در شب های احیای ماه مبارک رمضان و مناسبت های دینی دیگر با صدایی زیبا و لحن های جذّاب، صدها و بلکه هزاران نفر از شیفتگان این فن را به دور خود جمع می کردند و اشعاری را با مضامین دعا به درگاه خداوند متعال، مدح رسول اکرم(صلّی الله علیه و اله)، دعوت به فضیلت ها، دوری از رذیلت ها، وحدت مسلمین و می خواندند.

حرفه تلاوت قرآن کریم نیز توسط قاریان و تلاوت کنندگان کتاب خدا با اصول برگرفته از دستورات پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و اله) در طی دوران پس از صدر اسلام رشد و گسترش پیدا کرد. در این میان انتقال اصول تلاوت سینه به سینه و نسل به نسل انجام می شد، به گونه ای که اصول تجویدی، تبدیل به یک علم تغییرناپذیر شد. تغنّی قرآن کریم در تلاوت نیز همزمان با پیشرفت موسیقی عربی شاهد تغییراتی بود به طوری که استفاده از مقامات خالی از ایقاع، به همراه رعایت شدید احکام و قوانین شرعی نطق در تلاوت قرآن مرسوم شد.

هرچند زمان دقیق ورود مقامات به عنوان ابزار اصلی تغنّی و تلحین در تلاوت مشخص نیست اما می توان براساس شواهد تاریخی گفت که این موضوع پس از دوران تحول موسیقی عربی توسط اسحاق موصلی صورت گرفته است.

چنان که گفته شده: أبو علی حسن بن داوود معروف به «نقّار» که به سال ٣۵٢ق (یعنی نزدیک به یک قرن پس از اسحاق موصلی) در کوفه زاده شد قرآن کریم را با الحان مخصوصی تلاوت می کرده است. با این حال از شیوه تلاوت قرآن قاریان در دوره های پس از انتشار اسلام تا زمان حکومت امپراطوران عثمانی به جز تعدادی اندک از قاریان که ما در زیر به اختصار از ایشان یاد خواهیم کرد، اطلاع چندانی در دست نیست.

١) یحیی بن ثابت (م ١٠٣ق) جزء بهترین تالیان قرآن بوده و هنگامی که صوت زیبای خود در مسجد تلاوت می کرده است آن چنان سکوتی بر جمعیت حضّار حاکم می شده که گویی کسی جز او در مسجد حضور نداشته است.

٢) أبومسیره عبدالرّحمان بن میسره (م ١۸۸ق) وی نخستین کسی است که قرآن را به روایت نافع، در مصر تلاوت کرده است.

٣) عثمان بن سعید المصری (١٩۷-١١٠ق) معروف به «وَرَش» است که در پایان قرن دوم هجری، ریاست قرائت قرآن در مصر بدو رسید. وی قرائت خود را از نافع دریافت کرد.

۴) ابوبکر الضّریر الواعظ (م٣١۴ق) از حافظان قرآن و دارای صدایی زیبا بود. قرآن کریم را در محالس مختلف با الحان زیبایی تلاوت می کرد.

۵) محمّد بن سعد بن سعید العَسّال: وی جزء تالیان قرآن و معروف به حُسن اداء و زیبایی لحن بود.

۶)عبدالله بن علی بن عبدالله البغدادی (متولد ۴۶۴ق): إبن جوزی در مورد او گفته است: هیچ قاری را به حسن صوت و ادای او ندیده ام، در حالی که به کهولت سن رسیده است.

۷) إبن اللبان (م۴۷۸ق): گفته شده که وی یکی از بزرگان علم و اهل دین و فضل و از بهترین تالیان قرآن بوده است.

۸) وسیط الخیاط (م۵۴١ق): وی با وجود سن بالا در زمان خود دارای زیباترین صدا در تلاوت قرآن بوده است.

٩) أبو عمرو بن عظیمة العبدوی الأشبیلی (م۵۸۵ق) دارای صدایی بی نظیر بود.

١٠) إبن القبیطی (م۶٠٢ق): وی تجوید، حُسن اداء و حسن صوت را در تلاوت خود گرد آورده بود.

١١) المزراب المقرئ الُمجَوَّد (م۷٠٣ق): دارای صدایی زیبا بود.

١٢) احمد بن محمّد البلیقی (۷٩۶ق): صدای بسیار زیباییداشته است.

١٣)  محمّد الغزی (م٩١۸ق): مقدّم علمای قاهره بود و در ایام حکومت سلطان الغوری می زیست. صدای بسیار زیبایی داشت و کسانی که در پشت سر وی به اقامه نماز می ایستادند از تلاوت ترتیل کونه او در نماز اگرچه تلاوت خود را طولانی می کرد- خسته نمی شدند.

تاثیر حکومت عثمانی

عثمانی ها در پی جهان گشایی های خود پس از توجه به شرق، از جمله حکومت صفوی در ایران متوجه مصر شدند. آنها در سال ٩٢٣ق توانستند بر این کشور مسلط شوند.

ورود عثمانی ها به مصر موجب ایجاد دگرگونی های ژرفی در زمینه های مختلف از جمله آداب و رسوم، معماری، موسیقی و در این کشور شد. در این دوره موسیقی عربی وارد مرحله ای با ترکیب عربی-فارسی-عثمانی گردید و این موضوع به عنوان عامل اساسی برای تحرک و تحول موسیقی عربی شناخته شدو این دوره شاهد پیشرفتهای دیگری نیز در زمینه موسیقی عربی بود که از آن جمله می توان به غنائ الغوازی، اذان، تدوین موشّحات و ابداع برخی از مقامات و ایقاعات جدید اشاره کرد.

در این زمان مرکزیت علمی الأزهر نیز احیا و دارای اهمیت ویژه ای شد. طی این مرحله دانشمندان و طلاب به سوی گرایش بیشتری پیدا کردند و حلقه های درس و بحث در علوم شرعی و لغوی و نیز دانش های دیگری چون هیأت و ریاضیات در آن تشکیل شد. طلبه هایی که در این دوره به الأزهر راه یافتند ابتدا باید خواندن و نوشتن و حساب کردن را می آموختند و سپس قرآن کریم را بدون نیاز به شرط سِنّی خاص حفظ می نمودند و آنگاه دانش اندوزی در زمینه های تفسیر، حدیث، فقه، اصول، نحو، بلاغت، منطق و کلام را نزد هریک از دانشمندان که می خواستند شروع می کردند.

تلاوت قرآن در دوره تسلط عثمانیان بر مصر

در این دوره تجوید و تغنّی قرآن مورد توجه آن دسته از بیگانگانی که به مصر وارد شدند قرار گرفت و مجالی را برای ادامه تحقیقات آنها در این زمینه فراهم آورد. ورود این گروه از مورخان و جهانگردان به واسطه حمله ناپلئون بناپارت به مصر که موجب سرنگونی حکومت عثمانی گردید میسر شد. مورخان مذکور تحقیقات وسیعی پیرامون مسائل اجتماعی، تاریخی، هنری و در مصر انجام دادند و موسیقی عربی تلاوت و إنشاد دینی را نیز به عنوان بخشی از تحقیقات خود پیرامون تلاوت گمان کردند که تغنی قرآن، نوعی از قالبهای موسیقی یا إنشاد و یا دعاهای مذهبی است. این دانشمندان پس از بازگشت به کشور خود در گزارشی برای حکومتهای خود نوشتند که: این موسیقی دارای سُلَّم نغمی مشخص یا ویژه ای نیست. با این حال نغمه های مذکور را از یکدیگر تشخیص داد.

بطور کلی با توجه به آنچه دانشمندان فرانسوی از حالت تلاوت قرآن در مصر برداشت کردند باید گفت که اگرچه آنان دارای بینش عمیقی که ایشان را به سوی شناخت کاملی از روش تلاوت رهنمون سازد نبودند اما توانستند در این میان شیوه ای از اجرای موسیقی دینی را شناسایی کنند.

در میان گزارش های ایشان مطالب جالبی یافت می شود. به عنوان مثال آنها تلاوت یک قاری به نام شیخ القیومی را مورد توجه قرار دادند که در نماز خود سوره فاتحة الکتاب را با حالتی آهنگین تلاوت می کرده است.

 

 

تقسيم بندي دوره تلاوت قران كريم دوران معاصردرمصر

‏ادوار تاريخي تلاوت قرآن كريم در مصر را مي‌توان به چهار دوره تــقسيم كرد، دوره اول با بزرگاني همچون «محمد سلامه»، «علــي محمود»، «محمد رفعت»، «عبدالفتاح شعشاعي» و «عبدالعظيم زاهر» مشخص و متمايز است. ‏

در دوره دوم به نام‌هاي بزرگي چون «ابوالعينين شعيشع»، «مصطفي اسماعيل»، «عبدالباسط محمد عبدالصمد»، «محمد صديق منشاوي»، «كامل يوسف البهتيمي» و «محمود عبدالحكم» بر مي‌خوريم، از شاخص‌‌ترين چهره‌هاي دوره سوم مي‌توان به «محمود علي‌البناء»، «محمد عبدالعزيز حصان»، «راغب مصطفي غلوش»، «شعبان عبدالعزيز صياد»، «محمد بدرحسين»، «محمد محمود طبلاوي»، «احمد شبيب» و «محمود حسين منصور» را نام برد. ‏

دوره چهارم كه اكنون در آن به سر مي‌بريم نيز با قارياني چون «شحات محمد انور»، «احمد نعينع»، «محمد بسيني»، «محمد عبدالوهاب طنطاوي»، «محمد الليثي»، «متولي عبدالعال»، «عبدالعزيز عكاشه» و برخي ديگر كه هم اكنون در كشور مصر مطرح هستند مشخص مي‌‌شود. ‏

ممكن است در نگاه اول، اين‌گونه تصور شود كه تفكيك اين چهار دوره فقط به لحاظ تفاوت‌ زمان يا دوراني بوده است كه اين مشاهير در آن مي‌زيسته و يا در اوج شكوفايي قرار داشته‌اند، اما واقعيت اين است كه اين ادوار، جداي از تعلق زماني و تاريخي، هركدام داراي ويژگي‌هايي است كه ضمن در برداشتن شيوه‌هاي متفاوت در هر دوره، آن را از دوره‌هاي ديگر متمايز مي‌سازد.

 

ارزيابي ويژگي هاي مهم ادوارتاريخي تلاوت قرآن

‏1)‌ به طور كلي از مقايسه قاريان بزرگ در دوره‌هاي مختلف اين گونه به دست مي‌آيد كه روح تحزن در تلاوت قاريان نسل اول ـ دوره نخست ـ نسبت به دوره‌هاي بعدي بيشتر وجود دارد، اين شايد به دليل وضع موجود در آن عصر باشد كه متضمن معنويت بيشتري نسبت به دوران كنوني بوده است. ‏

‏2)‌ ابلاغ مفاهيم و تصوير معاني آيات در تلاوت اكثر قاريان دوره اول بيش از جنبه‌هاي تنغيمي و موسيقايي تلاوت مورد توجه بوده و اين مهم تا آن‌جا پيش رفته كه حتي در پاره‌اي از موارد، منجر به نقص جنبه‌هاي موسيقايي تلاوت شده است، در حالي كه در دوره دوم، ابلاغ مفاهيم و تصوير معاني، همراه با اكمال جنبه‌هاي موسيقايي مدنظر بوده است و سرانجام در دوره‌هاي سوم و چهارم به تدريج شاهد نزول اين توجه و گرايش قاريان اين دوران به جنبه‌هاي تنغيمي و زيباسازي تلاوت به وسيله صوت و نغمه، فارغ از ابلاغ و بيان مفاهيم و معاني آيات هستيم. ‏

‏3) رعايت فصاحت و بلاغت ادايي در تلاوت دوره اول در مرتبه بالايي از اهميت قرار دارد و هرچه به سمت دوره‌هاي بعدي پيش مي‌رويم از ميزان آن كاسته مي‌شود، به طوري كه به جرئت مي‌توان گفت قاريان دوره سوم و چهارم اهميت چنداني براي آن قائل نبوده و موارد فراواني در تلاوت‌هاي آنان به چشم مي‌خورد كه براي دستيابي به زيبايي نغمه و صوت از چنين مسأله‌اي غافل مي‌مانند. ‏

‏4)‌ شيوه تلاوت قاريان دوره اول به طور معمول به گونه‌اي است كه نمي‌توان خط سير لحني مشخصي براي آن تعين و ترسيم كرد، به عبارت ديگر نوعي پراكندگي و در هم ريختگي در الحان و رديف‌هاي تلاوت آنان مشاهده مي‌شود، در حالي كه در دوره‌هاي بعدي، تلاوت‌ها از نظر لحني نظم بيشتري يافته و اصطلاحاً به سمت كلاسيك شدن پيش رفته است. ‏

‏5)‌ با نظري دقيق و فني به آثار باقي مانده از قاريان ادوار مختلف، به خوبي مي‌توان دريافت كه تا چه اندازه تلاوت قاريان نسل‌هاي بعدي ـ به ويژه نسل دوم ـ تحت تأثير قاريان نسل اول همچون «علي محمود» و «محمد رفعت» بوده است. ‏

همچنين است تأثير قاريان دوره دوم همچون «مصطفي اسماعيل» بر قاريان دوره‌هاي بعدي و حتي قاريان هم عصر خود، بنابراين از ديدگاه سبك‌شناسي مي‌توان گفت كه ذخاير و ثروت‌هاي لحني قاريان نسل‌هاي اول و دوم، مورد استفاده فراوان نسل‌هاي بعدي قرار گرفته و تأثير بسزايي بر دوره‌هاي پس از خود گذارده است. ‏

‏6)‌ استفاده از مقامات و نغمه هاي عربي در تلاوت‌هاي هر دوره، متأثر از فضاي موسيقايي موجود در آن دوره بوده است، بر اين اساس در دوره اول به طور غالب مقاماتي همچون بيات، صبا و حجاز اصلي‌‌ترين محور در تلاوت قاريان بوده و ميزان استفاده از ساير مقامات بسيار كمتر بوده است، در حالي كه در دوره‌هاي بعدي به تدريج نقش مقاماتي همچون رست، نهاوند و سگاه پررنگ‌تر شده است. ‏

‏7) در تلاوت‌هاي قاريان دوره‌هاي اول و دوم، تركيب‌هاي نغمه‌اي و همچنين استفاده از مقامات فرعي، بيش از دوره‌هاي بعدي ديده مي‌شود. ‏

‏8) توجه قاريان در دوره‌هاي اول و دوم معطوف به بداهه‌خواني بوده است، در حالي كه در دوره‌هاي سوم و چهارم رويكرد قاريان بيشتر به سمت نغمه‌گذاري و تعيين آهنگ‌ها قبل از تلاوت است، اين مسأله باعث شده است تلاوت‌هاي دوره‌هاي سوم و چهارم به سمت كليشه‌اي شدن پيش برود.

‏نمونه چنين موضوعي را مي‌توان تلاوت قطعه‌هاي تكراري در مكان‌ها و زمان‌هاي مختلف ذكر كرد كه مخصوصاً در سال‌هاي اخير كه قاريان مصري به دفعات به كشور ما سفر كرده و به تلاوت قرآن پرداخته‌اند بيشتر ملموس است. ‏

‏9) قفلات (حالت‌هاي پاياني لحن در هر نغمه يا رديف) در تلاوت قاريان دوره‌هاي دوم و سوم نسبت به تلاوت قاريان دوره اول كامل‌تر شده است، به عبارت ديگر قاريان دوره‌هاي بعدي به پردازش و تكميل ابداعات قاريان دوره اول اهتمام داشته‌اند. ‏

‏10)‌ شيوه‌ وقف و ابتدا و تقطيع آيات در دوره اول، متمايز از دوره‌هاي بعدي است، بدين‌گونه كه توجه به طول نفس و خواندن قطعات با مدت زماني طولاني در اين دوره در مرتبه اهميت قرار نداشته اما به مرور نقش نفس طويل در تلاوت‌هاي دوران بعدي به ويژه دوره چهارم بيشتر نمايان شده است.

وضعيت حاضر تلاوت قران كريم در مصر

امروزه در کشور مصر ، شاهد حضور جامعه بزرگ قاریان و تلاوت کنندگان قرآن کریم ، مراکز و سازمان های آموزشی و تبلیغی مخصوص به حفظ و تلاوت قرآن روشها و خط مشی های مستحکم در زمینه تلاوت قرآن و علوم وابسته به آن ها هستیم . مصر ، تبدیل به ام القرای قاریان و تالیان قرآن کریم شده است . اصول و مبانی تلاوت قرآن و انشاد دینی ، از این سرزمین به دیگر بلاد اسلامی منتشر می شود . فعالیت های مربوط به تلاوت قرآن ، منسجم و منظم شده است و به عنوان یکی از فعالیت های دینی جدایی ناپذیر از سایر جنبه های دینی در کشور مصر ، تلقی می شود .

امروزه قاریان بسیار زیادی در سراسر مصر و به ویژه در شهر قاهره ، با تلاوت قرآن در مساجد ، محافل و مجالس گوناگون ، حرفه تلاوت قرآن را با امانت داری قابل تقدیری دنبال می کنند . اکنون می توان گفت که نسل ششم قاریان مصری و تعدادی از قاریان باقی مانده از نسل پنجم یا پیش تر از آن ، حافظ میراث ارزشمند تلاوت منغومه هستند ، و این امانت بزرگ را برای انتقال به نسل های آینده ، حفظ می کنند . هم اکنون بیشتر مساجد در این کشور ، یک قاری اختصاصی دارند که با توجه به جایگاه مساجد ، در جات متفاوتی از قاریان نیز در آن ها منصوب می شوند . به عنوان مثال قاریان مساجد امام حسین (ع) ، سیده زینب (س) و امام شافعی در قاهره یا مسجد مرسی ابوالعباس در اسکندریه و مسجد سید احمدالبدوی در طنطا ، لزوما از بین قاریان طراز اول مصر گزینش می شوند و ملاک های متعددی نیز برای این انتخاب لحاظ می گردد . رادیو و تلويزیون مصر نیز با برگزاری امتحانات عملی گوناگون توسط لجنه الختبارا ، به گزینش قاریان و منشدان مورد نیاز می پردازند و سپس اجازه تلاوت یا انشاد دینی را برای ایشان صادر می کند .

طی سالیان اخیر ، ارگان های متعددی در کشور مصر ، مسوول انجام فعالیت های قرآنی بوده اند و به طور تخصصی ، در زمینه پرورش حافظان و تالیان قرآن کریم ، شناسایی اصوات جدید ، گسترش و اشاعه فرهنگ تلاوت قرآن و امور مربوط به آن ، فعالیت کرده اند که از مهم ترین این ارگان ها می توان به این سازمان ها اشاره داشت :

(1  وزارت اوقاف و امور اسلامی (وزاره الأوقاف و الشّؤون الاسلامیه)

(2 دانشگاه الازهر (جمعه الأزهر)

3 )مجلس اعلای امور اسلامی ( الجلس الأعلی للشّؤون الأسلامیه)

(4 رادیو قرآن کریم ( إذاعه القرآن الکریم)

رادیو قرآن مصر ، علاوه بر پخش تلاوت های ضبط شده از نسل های مختلف قاریان مصری ، بر نامه های زنده متعددی ، از جمله «شعائر صلاه الفجر» ، «شعائر صلاه الجمعه» ، «اُمسیات الدّینیه» و پخش زنده تلاوت قرآن ، خطابه ها و انشاد دینی در محافل گوناگون مذهبی را بر عهده دارد .

مجالس ترحیم نیز یکی دیگر از مکان های تلاوت قاریان است . مساجد نیز در اوقات پیش یا پس از نماز ، میعادگاه مردم جهت شنیدن تلاوت قاریان مساجد به شمار می رود . در کنار برنامه ها و فعالیت های ذکر شده ، تلويزیون مصر نیز در زمینه پخش تلاوت قرآن نقش دارد . این سازمان همیشه به پخش زنده تلاوت قاریان و انشاد منشدان در مناسبت هایی همچون ماه مبارک رمضان ، برگزاری مراسم نماز جمعه و مناسبتهای دینی مختلف ، اهتمام می ورزد ؛ ولی با وجود فعالیت های گسترده در این زمینه ، اغلب مورد انتقادهای گوناگونی در زمینه چگونگی نشر فرهنگ تلاوت قرار می گیرد .

این انتقادها که بیشتر واقعیت های ملموس را نشان می دهند ؛ از سوی صاحب نظران حرفه تلاوت ، دست اندرکاران برنامه های قرآنی و اقشار مردم ، به ویژه شنوندگان متخصص و دوستدار قرّا (سمّیعه) مطرح می شود . انتقادهای مذکور مجموعه در هفت بعد مطرح می شود :

1- تلويزیون در دوره کنونی ، به پخش تلاوت برخی از قاریان و انشاد بعضی منشدان اهتمام می ورزد که فاصله زیادی با معیارهای فنی و تخصصی قاریان پنج نسل گذشته داردن و ظاهرا تلوزیون مصر ، تفاوتی بین اصوات طلایی قاریان دهه های پیش و اصوات بی احساس برخی از قاریان کنونی قائل نمی شود .

2- تلويزیون مصر در پخش تلاوت قاریان باقی مانده از نسل پنجم و یا نوابغ نسل ششم نیز راه بی عدالتی را در پیش گرفته و از سویی همواره به پخش تلاوت شماری از قاریان اهتمام داشته و در همان حال بسیاری از قاریان مشهور دیگر را رها کرده است . طبق یک پژوهش آماری مشخص شده است که در طول سال های 2002 تا 2006 میلادی ، دکتر احمد احمد نعینع نزدیک به چهل مرتبه در تلوزیون مصر تلاوت داشته که در همین مدت ، شیخ متولی عبدالعال فقط سه تلاوت در این تلوزیون انجام داده است .

3- تلويزیون مصر اهتمامی در زمینه معرفی صداهای جدید و نوابغ نسل ششم از خود نشان نمی دهد . به عنوان مثال تلاوت یک قاری جدید به نام «عبداللطیف الشرقاوی» هرگز از تلوزون دولتی مصر پخش نشده و در همین حال تلاوت های اندکی از وی توسط دیگر تلوزیون ها پخش شده است . تلاوت این قاری به تعبیر برخی از دوست داران تلاوت مصریه ، مستمع را در یک زمان به یاد تلاوت چندین قاری از نسل های گذشته قاریان می اندازد .

4- با وجود اینکه تلويزیون مصر ،تلاوت های بسیار زیادی از قاریان بزرگ همچون محمد عکاشه ، احمد سلیمان السعدنی ، کامل یوسف البهتیمی ، عبدالفتاح الشعشاعی ، محمد صدیق منشاوی ، مصطفی اسماعیل و .. در اختیار دارد ؛ اما هرگز فیلم های مربوط به تلاوت قاریان مذکور را به نمایش نمی گذارد و علاوه بر احتکار این فیلم ها ، تعدادی از آن ها را نیز از بین برده ، و برنامه های دیگری بر روی آن ها ضبط کرده است . هم چنین توجهی به درخواست های مکرر مرئم برای نمایش این گونه فیلم ها نداشته و این میراث ارزشمند را در آرشیو خود به گرد فراموشی سپرده است .

5- تلويزیون پخش زنده تلاوت ها و انشاد دینی را محدود به ماه مبارک رمضان کرده است ؛ در حالی که لازم است این کار در تمامی ایام سال انجام شود .

6-مساحت تخصصی و مجال فعالیت برای منشدان و مبتهلان در تلوزیون بسیار اندک است .

7- تلويزیون ، فاقد یک هیأت متخصص برای حفاظت و استخراج گنجینه قرآنی مدفون در آرشیو خود است .

تفاوت قاريان ايراني باقاريان مصري

قاریان مصری ویژگی‌هایی دارند كه ما قاریان ایرانی نداریم و برخورداری از همین ویژگی‌ها باعث شده كه تمایزی بین قرائت ما و آن‌ها باشد.

اولین ویژگی‌ مصری‌ها حافظ بودن آن‌ها است، آن‌ها كل قرآن را حفظ هستند و اغلب قاریان ایرانی حافظ قرآن نیستند، باید توجه كرد كه حفظ قرآن تأثیر بسیار زیادی بر روند تلاوت یك قاری خواهد گذاشت به صورتی كه ذهن وی دیگر كمتر بر روی روخوانی معطوف است و می‌تواند با تدبر بیشتر بر آیات به تلاوت آن‌ها بپردازد.

ویژگی دیگری كه قاریان مصری از آن برخوردارند نفس عمیق و طولانی است كه درست آن‌ها را برای اجرای آهنگ‌ها و تحریرهای گوناگون و نیز وقف و ابتدای بهتر باز می‌گذارد.

شمرده شمرده خواندن لغات و آیات قرآن كریم از شاخصه‌های بسیار مهم تلاوت قاریان مصری است كه اغلب قاریان مصری این قاعده را رعایت می‌كنند و زیبایی خاصی را به تلاوت آن‌ها می‌دهد، بر عكس در تلاوت قاریان ایرانی سریع خواندن رواج دارد كه البته اكثر آسیب‌های تجویدی نیز ناشی از همین سریع خواندن آیات است.

قاریان مصری همچنین از صدایی بسیار صاف، زلال، قوی و زیبا برخوردارند و نمك خاصی در صدای آن‌ها وجود دارد كه زیبایی تلاوتشان را دوچندان می‌كند، همچنین برخورداری از الحان بی‌نظیر و جذاب در كنار این صدای بسیار زیبا حلاوت تلاوت‌ آن‌ها را بیشتر نمایان می‌كند.

قاریان مصری همچنین مسلط بر اختلاف قرائت هستند و هرگاه اراده كنند می‌توانند با استفاده از فن اختلاف قرائت مستمع را به طرف خود جذب كنند كه البته این خصیصه در تلاوت قاریان ایرانی اصلاً وجود ندارد.

قاریان مصری همچنین به دلیل تسلط بر زبان عربی اشراف كاملی به معانی آیات قرآن كریم دارند و می‌توانند آهنگ تلاوت را بر مبنای معنای آیات تنظیم كنند كه این امر باعث می‌شود معنای آیات را به مخاطب خود منتقل كرده و تأثیر بیشتری بر وی بگذارند.

نوع پوشش قاریان مصری به گونه‌ای است كه آن‌ها به راحتی می‌توانند به تلاوت قرآن بپردازند و از لحاظ نفس نیز با كمبود نفس مواجه نمی‌شوند

همچنین قدمت قرآنی 700 ساله این كشور باعث می‌شود كه تلاوت قرآن با پوست و گوشت مردم این كشور عجین باشد و برای همین است كه ستارگان تلاوت جهان اسلام متعلق به این سرزمین هستند.

نتيجه گيري

تلاوت قرآن طی دوره های مختلف، نسل های متعددی از قاریان و منشدان را به خود دیده است و پس از این که قوانین عرفی آن طی سال های متمادی مستحکم شده است امروزه به عنوان میراثی ارزشمند در اختیار مسلمانان جهان قرار دارد.

در این میان اگر تلاوت قرآن را به عنوان یک حرفه مذهبی در نظر بگیریم، می توانیم مشاهده کنیم که این حرفه به بهترین نحو، در کشور مصر ابداع و بهینه سازی شده و افراد خاصی در این حرفه به مهارت دست پیدا کرده اند. این اتفاقات با تحولات برخی از هنرها، از جمله هنر موسیقی همراه بود. بطوری که ورود موسیقی صوتی در تلاوت قرآن پس از تدوین و گردآوری برخی دیگر از موضوعات علوم قرائت قرآن، همچون تجوید، وقف و ابتدا، شکل خاصی به این حرفه بخشید.

ادوار تاريخي تلاوت قرآن كريم در مصر، جداي از تعلق زماني و تاريخي، هر كدام داراي ويژگي‌هايي است كه ضمن در برداشتن شيوه‌هاي متفاوت در هر دوره، آن را از دوره‌هاي ديگر متمايز مي‌سازد. يكي از وجوه تمايز سبك‌ها تعلق آن‌ها به دوره‌هاي تاريخي خاص است. تاريخ به ما نشان مي‌دهد كه سابقه فن تلاوت در كشور مصر كه آن را مهد تلاوت قرآن كريم در جهان اسلام مي‌دانيم پيشينه‌اي حداقل هفتصد ساله دارد، چهره‌هاي فراواني در طول تاريخ مصر در عرصه تلاوت ظهور كرده‌اند كه اينك فقط نامي از آن‌ها به يادگار مانده است و هيچ‌گونه اطلاعي نسبت به نحوه تلاوت اين استادان در دست نيست.

منابع

www.asrehjadid.ir

http://www.tawashih.com

http://taskhiri2.blogfa.com/post/35

http://www.afran.ir/modules/smartsection/item.php?itemid=803

http://groupmeshkat.blogfa.com/post/168

http://www.telavatha.ir/index

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *