نهضت ملی شدن صنعت نفت

چکیده

نهضت ملی شدن صنعت نفت یکی از نقاط عطف تاریخ ایران می باشد درواقع وقوع  این  نهضت نمادی از وحدت ملی گرایانه ومذهبی می باشد که با وجود اینکه مدت کوتاهی از دوران پیش از انقلاب را در بر می گیرد پیامدها ودرس های زیادی را به دنبال داشته است.

البته در این نهضت نقش دو مرد بزرگ این سرزمین برجسته است که این دو مرد دکتر مصدق وآیه الله کاشانی بوده اند.البته نباید  قدرت اتحاد مردم  را ندید گرفت که از حس مذهبی گرایانه وملی گرایانه آنها نشات گرفته بود.

این نهضت نشان داد که ایستادگی دربرابر خواسته های نا معقول هردولتی ممکن است هر چند آن دولت بزرگ ونیرومند باشد.

با این وجود اشتباهاتی که در ادامه نهضت رخ داد باعث شکست نهضت وروی کار آمدن وافتادن  دوباره قدرت در دستان عناصر فاسد وبیگانه گرا شد.

کلیدواژه:

نهضت ملی شدن صنعت نفت،نقش روحانیت در ملی شدن صنعت نفت،دکتر مصدق،آیه الله کاشانی

 

 

 

مقدمه

در دهه اول حکومت پهلوى دوم، به دلیل سقوط رضاخان و باز شدن فضاى فکرى و سیاسى کشور و نفرت عمومى از بیگانگان که ناشى از سوابق تلخ نقش بیگانگان و استعمارگران در تحولات سیاسى ـ اجتماعى ایران به ویژه فضاى پس از اشغال ایران در جریان جنگ جهانى دوم بود، حرکت‏هاى سیاسى ـ اجتماعى استعمارستیزانه در کشور شکل گرفت. یکى از مسائلى که در این دوره در میان نخبگان جامعه ایران مورد توجه قرار گرفت بحث اعطاى امتیاز نفت به بیگانگان بود. بر همین اساس، حرکت‏هایى در میان مردم و نخبگان براى مقابله با این امتیاز استعمارى شکل گرفت که منجر به نهضت ملى‏شدن صنعت نفت در ایران شد.

این نهضت، یکى از تحولات مهم تاریخ معاصر ایران در سده اخیر و در دوران حاکمیت پهلوى‏ها به حساب مى‏آید. به همین دلیل، آثار زیادى در این‏باره در قالب‏هاى تاریخ‏نگارى، تک‏نگارى و تحلیل‏هاى سیاسى ـ اجتماعى به رشته تحریر درآمده است. در اکثر منابع موجود در این زمینه، این نهضت، چه در بعد اهداف، چه در بعد رهبرى و چه در فرایند آغاز و انجام نهضت، با رنگ و لعاب ملى‏گرایانه مطرح شده است.

این در حالى است که در این نهضت نیز همانند سایر جنبش‏هاى سیاسى ـ اجتماعى ایران مردم و علماى شیعه نقش مؤثر و پررنگى داشتند؛ اما به طور خاص نقش عناصر و نمادهاى مذهبى شیعه در این نهضت کمتر مورد توجه قرار گرفته و از این‏رو، رنگ دینى و مذهبى آن کم‏رنگ شده است.

 

 

حزب توده ونهضت ملی شدن صنعت نفت

حزب توده بر اساس همان بينش و مواضع بلوك بندي كشورها به دو اردوگاه و به پيروي از سياست خارجي شوروي در قضيه نهضت ملي شدن صنعت نفت به رهبري دكتر مصدق و آية الله كاشاني كاركردها و مواضع متفاوت و مختلفي را در مراحل مختلف نهضت اتخاذ كرد.در ابتداي نهضت بر اثر تحليل و نظري كه حزب توده از عناصر ملي و مذهبي داشت، مبارزات آنان را جدي نمي گرفت و از طرفي چون خودش را پيشقراول جنبش هاي ضداستعماري معرفي كرده بود، بخصوص با شعارهاي ضد فاشيستي كه در آغاز، حزب با آن شناخته شد و اين شعار و جهت گيري به صورت نهادينه در اعضا و دستگاه تبليغاتي حزب برجاي مانده بود، پيش داري گروه و اشخاص ديگر براي مبارزات و خيزش هاي اجتماعي براي آنها خوشايند نبود .

بنابراين در مرحله اول شروع به تخطئه و بي ارزش جلوه دادن مبارزات نهضت ملي كردند و در نشريه «به سوي آينده» در مقاله اي تحت عنوان «نخست وزير از امضا لايحه نفت بيم دارد» نوشت:«خود را از كام استعمار بيرون بكشيم، آزادي عمل سياسي براي خود فراهم سازيم، آن وقت با تاب و توان كافي به سراغ نفت برويم.»( روزنامه‌ آذربايجان، 12 دسامبر 1946 به‌ نقل‌ از تاريخ‌ جنبش‌ كمونيستي‌ در ايران ).

حزب توده كه پس از بهمن 1327 به دليل تيراندازي به سوي شاه و به منظور زمينه سازي براي تجديد قرارداد نفت ايران و انگليس منحل و مخفي گرديده بود، پس از تجديد سازمان در چالش ميان رقابت شديد ميان آمريكا و شوروي به جاي پرداختن و جدي گرفتن مبارزات مردم در ملي كردن صنعت نفت به توصيه شوروي به تشكيل جنبش كارگري و جنبش صلح خواهي پرداخت. گرچه اين جنبش از سوي توده مردم مورد استقبال واقع نشد اما رجال سياسي و مذهبي زيادي نظير برقعي و بهار به اين جنبش پيوستند و حتي آية ا… كاشاني از آن حمايت كرد. جزني در اين باره مي نويسد:«در سال 29 حزب از يكسو درصدد ايجاد جنبش هاي كارگري در كارخانه ها بود و از طرف ديگر فعاليت علني خود را با جمع آوري امضا در ذيل ورقه هاي انجمن ايرانيان هوادار صلح شروع كرد. جنبش صلح خواهي جنبش جهاني بود كه اتحاد شوروي عليه اردوگاه امپرياليستي و بخصوص آمريكا به راه انداخته بود.»( تاريخ‌ سي‌ ساله‌ ايران، ج‌ اول، ص‌ 38).

تشديد تضادهاي آمريكا و شوروي و خطري كه شوروي خود را در آستانه آن حس مي كرد باعث شد كه به زودي به عنوان مهمترين قدرت ضد امپرياليستي شناخته شده و اردوگاه سوسياليستي و احزاب كمونيست را به مبارزه بر ضد امپرياليزم آمريكا هدايت مي كرد. اين استراتژي جهاني در ايران با چالشي مواجه گرديد كه عبارت بود از رقابت شديد ميان آمريكا و انگليس به خاطر حالت تهاجمي آمريكا در به دست گرفتن امتياز كامل صنعت نفت ايران و خارج كردن آن از دست انگلستان، لذا تضاد و رقابت دو قدرت سبب گرديد مبارزات ملي شدن صنعت نفت كه عليه انگلستان در جريان بود، آمريكا از آن حمايت نمايد و دكتر مصدق از حمايت آمريكا برخوردار شود. حزب توده و اتحاد شوروي كه اين حمايت را مشاهده مي كردند و نسبت به نفوذ انگلستان هم آگاهي داشتند، خود را ملزم دانستند كه با نفوذ آمريكا مبارزه كنند، حزب توده در ابتدا نتيجه بخش بودن اين مبارزات را قبول نداشت و فكر مي كرد كه سرانجام اين سروصدا با توافق آمريكا و انگليس تمام خواهد شد. و از طرفي نمي توانست از نهضتي كه روبه رشد بود و شعار ملي كردن صنعت نفت و شعار عليه سلطه يك قدرت امپرياليستي را كه عناصر ملي و مذهبي سر داده بودند ناديده بگيرد و به كلي خود را كنار بكشد به همين جهت شعار الغاي امتياز نفت جنوب را مقارن با ملي شدن صنعت نفت، اواخر سال 1329 طرح كرد و در نهايت بعد از ملي شدن صنعت نفت آن را پذيرفت، اين شعارها نشان از سردرگمي و گرفتار شدن حزب توده بين ديپلماسي و سياست شوروي و حفظ پايگاه اجتماعي خويش بود. حزب توده براي تاييد تحليل و مواضع خويش در وابستگي مصدق به آمريكا، حضور رجال سياسي با گرايش به آمريكا همانند دكتر علي اميني، زاهدي را در كابينه مصدق، خاطرنشان مي كردند و سياست خويش را بر كارشكني و ايجاد اختلال در روابط آمريكا و دولت دكتر مصدق استوار ساخت، كار كرد و چنين سياستي ايجاد تنش و جنجال در مذاكرات آمريكا با مقامات دولت ملي بود كه نمونه روشن آن جنجال آفريني حزب توده در ورود هيات آمريكايي ميانجي به ايران بود.حزب به رغم مخالفت جبهه ملي و دولت دكتر مصدق، در برابر ورود هيات آمريكايي براي مذاكره در باب نفت به تظاهرات وسيعي دست زد تا با امپرياليسم آمريكا مبارزه كند و مذاكرات را به شكست بكشاند. لذا تظاهرات وسيعي را به رهبري شاخه جوانان كه نادر شرميني در راس آن قرار داشت، ترتيب مي دهد كه به درگيري با پليس و منجر به كشته شدن عده اي انجاميد. جيمز بيل آمريكايي آشوب 23 تير را تظاهراتي مي داند كه ظاهراً از سوي حزب توده ولي در باطن از سوي عوامل انگليسي ترتيب يافته بود»( مصدق، نفت، ناسيوناليسم‌ ايراني، ص‌ 435) و مارك گازيوروسكي همين نظر را تاييد مي كند: كرميت روزولت در مصاحبه با او گفته است كه احتمالاً آشوب را «شبكه بدامن» كه توسط شاپور ريپورتر اداره مي شد، بدون تاييد سيا ترتيب داده است.( سياست‌ خارجي‌ آمريكا و شاه، ص‌ 126 (زيرنويس).

مساله ديگري كه حزب توده را از همراهي با نهضت ملي شدن نفت دور مي ساخت، بينشي بود كه در رهبران حزب حاكميت داشت كه اين ذهنيت را شكل داده بود، تنها آنها قادرند در مبارزات ملي شركت كنند و رهبري آن را به دست گيرند. لذا هنگامي كه نهضت ملي شدن نياز به همراهي و كمك همه نيروها داشت و در آن هنگام كه آية الله كاشاني به حمايت جدي از مصدق پرداخته بود حزب توده به نقد دكتر مصدق در مطبوعات و محافل مي پردازد. در نهايت بايد گفت كه حزب توده ايران در موضوع نهضت ملي شدن نفت در ايران به پيروي از سياست شوروي و در تضاد بين آمريكا و شوروي و ذهنيت هاي خاص در مورد رهبري انقلابي و جنبش هاي ملي، مواضعي تخريبي عليه آن اتخاذ و به مواضع انگلستان نزديك تر شده بود. كه اين مواضع اشتباه از سوي چهره هاي مستقل ماركسيست و نيروهاي ملي و برخي عناصر داخلي حزب مورد انتقاد قرار گرفت.

قتل رزم آرا  توسط فداییان اسلام وتاثیر آن  بر ملی شدن صنعت نفت

طبق اسناد موجود انگلیس، دربار و شركت نفت همه‌ی تلاش خود را متحد كرده بودند كه لایحه‌ی الحاقی تصویب شود و هر سه نیرو رزم‌آرا را مرد این پیكار یافتند. رزم‌آرا تمام توان خود را به كار برد. طبق اسناد موجود همه‌ی كسانی که در این اواخر یعنی بهمن و اسفند 29 به این نتیجه رسیده بودند كه باید نفت ملی شود به این نتیجه رسیده بودند كه همه‌ی عوامل اجتماعی و زمینه‌ها برای ملی شدن صنعت نفت آماده شده و به اصطلاح مقتضی موجود است، ولی مانع هم موجود است و این تنها مانع باید برداشته شود و این تحلیل درست از كار در آمد و در همین مجلسی كه كمیسیون نفت نمی‌توانست تصمیم بگیرد یک روز بعد از قتل رزم‌آرا كمیسیون تصمیم گرفت و خواستار ملی شدن صنعت نفت شد چون تنها از رزم‌آرا می‌ترسیدند.

در اواخر آذر ماه یازده نفر از نمایندگان جبهه ملی و غیره طرحی را برای ملی كردن نفت تهیه و یازده امضاء جمع کردند ولی یك نفر دیگر در مجلس نبود كه این طرح را امضا كند كه قابل طرح در مجلس باشد، همین مجلس در 24 اسفند تقریبا به اتفاق آرا ملی شدن صنعت نفت را تصویب كردند، و این می‌تواند نشان دهد كه رفتن رزم‌آرا چقدر نقش‌آفرین بود. (حجه الاسلام حسینیان)

ملی شدن صنعت نفت و روحانیت

ملی شدن صنعت نفت ایران و پیروزی چشم گیر مردم مسلمان ایران در این نهضت عظیم، یکی از برگ های زرین تاریخ کشورمان در مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی است که روحانیت همچون همیشه نقشی مهم در آن داشت. مبارزه روحانیت در عرصة ملی ـ اسلامی از سال ها پیش از مشروطه آغاز شده بود؛ جنبش تحریم تنباکو و دفاع از صنایع داخلی، تأسیس شرکت اسلامیه در اصفهان در دهه پیش از مشروطه و شکل گیری جنبش تحریم اجناس خارجی، مخالفت آیت الله ملاعلی کنیبا اعطای امتیاز به بارون ژولیوس رویترو …، همه و همه نشان گشودن جبهة مبارزه با موافقان اعطای امتیاز به بیگانگان است. نهضت ملی نفت نیز به دلیل حمایت بخش میانی روحانیت از آن، به ویژه در شهرهای بزرگی مانند اصفهان، انگیزة زنده شدن احساسات مذهبی در عرصه سیاست شد. آیت الله کاشانی بار دیگر با احیایی برخی از اندیشه های آیت الله مدرس، در خصوص یکی بودن دین و سیاست، گام سرنوشت ساز و انکارناپذیری را در گشودن این جبهه بر عهده داشت.
در تمام مراحلی که صنعت نفت برای ملی شدن طی نمود، علما و از جمله آیت الله کاشانی نقش محوری و رهبری داشته اند. حضور علما و به ویژه آیت الله کاشانی در این جریان سبب شد، هم طرفداران مصدق و عامه مردم در ادامه این راه استقامت بورزند و هم مخالفان ملی شدن صنعت نفت (مخالفان داخلی و سفارت های بیگانه) ناخودآگاه به نهضت سمت و سو دهند.

آیت الله کاشانی برای جلوگیری از تصویب قرارداد نفت در مجلس اعلامیه ای خطاب به ملت ایران، درباره ملی کردن صنعت نفت صادر کرد که در آن آمده بود: ملی شدن صنعت نفت، تنها چاره بیچارگی های ما است؛ زیرا به این وسیله ثروت بیکرانی که خداوند تبارک و تعالی به ملت ایران عطا فرموده، از دست دشمنان بشر که مقصدی جز منفعت طلبی و مکیدن خون ملل ضعیف ندارند، بیرون آمده؛ به صاحبان حقیقی و مستحق آن می رسد… در اینجا بیان می کنم تا به نام سعادت ملت ایران و به منظور کمک به تأمین صلح جهانی، همه افراد مملکت بخواهند که صنعت نفت ایران در مناطق کشور بدون استثنا ملی اعلام شود

پس از انتشار این اعلامیه، اجتماع بزرگی در مسجد شاه (سابق) برگزار گردید و سخنرانان راجع به ابطال قرارداد نفت به سخنرانی پرداختند و خواستار ملی شدن صنعت نفت شدند. آیت الله کاشانی نیز در تاریخ های 8/10/1329 و 6/11/1329 سخنرانی هایی علیه رزم آرا (نخست وزیر وقت) که با گستاخی تمام و بی اعتنایی به خواست ملت ایران، همچنان بر تصویب قرارداد الحاقی نفت پافشاری می کرد و ملت ایران را حتی شایسته ساختن لولهنگ هم نمی دانست؛ ایراد کرد که در قطعنامه پایانی آن ها، بار دیگر از ملی کردن صنعت نفت ایران به عنوان خواسته عمومی یاد کرد و در بیانیه ای مبسوط به شرح زیر، اعلام کرد:

1.کشورهای اسلامی دریافته اند که میراث غرب برای آن ها چیزی جز بی دینی، نفاق، ظلم، فساد، فحشا و … نبوده است. از این رو، دیگر ادامه سلطه کشورهای غربی از طریق حمایت از خیانت کاران وطن فروش، انتخابات فرمایشی و تحمیلی، حکومت های نظامی و … بر جهان اسلام ممکن نیست.
2. زعمای دینی به این نتیجه رسیده اند که باید نفت ایران ملی شود تا منافع آن به عموم برسد. ملی کردن منابع، کاری است که خود کشورهای اروپایی، از جمله انگلیس برای بهره برداری بیشتر آن ها به نفع شهروندانشان انجام می دهند.

3.استعمارگران در برابر خواست ملی شدن صنعت نفت ما، هیچ مقاومتی نمی توانند بکنند؛ همچنان که در برابر آزادی طلبی های هندوستان، پاکستان، برمه، مصر، ایرلند و … دولت جبار انگلیس از ظلم و ستمکاری خود اضطراراً دست برداشته و دریافته است که اگر به مظالم استعماری خود خاتمه ندهد، نتایج وخیم آن مستقیماً عاید خود او خواهد شد.

  1. به نام سعادت ملت ایران و به منظور کمک به صلح جهانی، همه افراد مملکت بخواهند که صنعت نفت ایران در مناطق کشور، بدون استثنا ملی اعلام شود و از آقایان نمایندگان وطن پرست، جز این انتظاری نیست که در وصول به این مقصود، بذل و جود نمایند.

رزم آرا که همچنان بر تصویب قرارداد الحاقی نفت پافشاری می کرد، گفته بود: … اگر زیاد پافشاری کنند، مسجد را بر سر کاشانی و مجلس را بر سر مصدق خراب خواهم کرد؛ اما در 16 اسفند 1329 هدف گلوله های آتشین خلیل طهماسبی قرار گرفت و از پای درآمد. آیت الله کاشانی در برداشتن آخرین گام ها برای ملی کردن صنعت نفت و کوتاه کردن دست بیگانگان از منابع ثروت ملی و دخالت در امور کشور، هم زمان با تشییع جنازه رزم آرا، دستور داد تظاهرات ملی و همگانی در خیابان های تهران برپا شود. شاه از طریق سرلشکر ضرابی برای آیت الله کاشانی پیامی فرستاد، مبنی بر اینکه مانع تندروی های فدائیان اسلام شود و اجتماعی را که قرار بود در میدان بهارستان برپا شود، متوقف کند؛ اما ایشان نپذیرفت و سرانجام تظاهرات بزرگ 100 هزار نفری در تهران به راه افتاد.

غیر از آیت الله کاشانی، مراجع دیگری نیز در شکل گیری نهضت ملی کردن صنعت نفت نقش مهمی را ایفا کردند. آیت الله سید محمد تقی خوانساری که از مراجع تقلید وقت بود، فتوایی شرعی به ضرورت ملی شدن صنعت نفت صادر کرد. دیگر مراجع تقلید همچون آیت الله صدر، آیت الله حجت و آیت الله فیض نیز فتاوایی در همین زمینه صادر کردند که سبب شد توده های وسیعی از مردم مذهبی در سراسر کشور به حمایت از ملی شدن صنعت نفت قیام کنند. [3] آیت الله سید محمد تقی خوانساری به استفتایی که در خصوص همراهی یا عدم همراهی با نهضت ملی شدن صنعت نفت از ایشان شده بود، چنین پاسخ داد: پیامبر اسلام (ص) در مورد مسلمانی که قبل از مرگش، همه اموالش را در راه آزاد کردن بردگان صرف کرده بود، می فرماید: اگر این شخص دفن نشده بود، می گفتم او را در قبرستان مسلمانان دفن ننمایید؛ برای آنکه چند سر عائله را بی مئونه گذارده و آن ها را در امر معیشت سرگردان رها کرده است. چگونه ممکن است اجازه دهیم اجانب، نفتی را که متعلق به میلیون ها مسلمان است، ببرند و این ها را در امر معیشت سرگردان کنند؟ آیا اهتمام به امور مسلمین، مصداقی بهتر از این دارد که میلیون ها مسلمان به این فلاکت و با این وضعیت رقت بار نباشند؟ اگر سلب عواطف بشریت از ما نشده بود، می بایست خون گریه کنیم. دیگر چه عذری برای ما باقی می ماند، خصوصاً با اینکه مثل حضرت مستطاب آیت الله کاشانی … که مجتهدی عادل و باشهامت، دل سوز و فداکار برای مصالح دین و دنیای مردم است، با این همه جدیت مردم را بیدار می کنند، دیگر مجال عذری برای کسی باقی نمی ماند.در شهرستان ها، بیشترین حضور علمای شیعه در نهضت ملی شدن صنعت نفت، در بیانیه ها و اعلامیه هایی جلوه می کند که طی آن حضور مردم در صحنه و دفاع از ایده ملی شدن صنعت نفت، تکلیف شرعی دانسته شده است. پس از قتل رزم آرا و نخست وزیری خلیل فهیمی، دیگر هیچ یک از نمایندگان وابسته به انگلیس نتوانستند در مقابل ملی شدن صنعت نفت که خواسته مردم بود، از خود مقاومت نشان دهند. از این رو، گزارش کمیسیون نفت جهت تصویب به مجلس تقدیم گردید. گزارش کمیسیون در 24 اسفند 1329 به تصویب مجلس شورا و در 29 اسفند به تصویب مجلس سنا رسید. همچنین مجلس، در 29 اسفند 1329 گزارش پیشنهادی کمیسیون نفت را به این شرح به تصویب رساند:

به نام سعادت ملت ایران و به منظور تأمین صلح جهانی، (ما) به امضاکنندگان ذیل پیشنهاد می نماییم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثنا ملی شود؛ یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره برداری در دست دولت قرار گیرد.

واکنش دولت های استعماری در قبال ملی شدن صنعت نفت

انگلیس که از به غارت بردن نفت و پرداخت بهای ناچیز برای آن به ایران سود کلانی می برد، در مقابل ملی شدن نفت از ابتدا تا حتی پس از تصویب آن، دست از مخالفت برنداشت؛ اما با مقاومت مردم ایران، استعمار گامی به عقب نهاد و سه پیشنهاد به ایران داد:

1.با تشکیل شرکتی جدید، درآمد نفتی ایران به صورت مساوی بین دولت ایران و شرکت سابق انگلیسی تقسیم گردد.

2.پخش نفت در داخل ایران به یک شرکت تمام ایرانی واگذار شود.

3.کارمندان ایرانی، جای کارمندان خارجی را برابر مقرراتی بگیرند.

سپس در هفتم ادریبهشت 1330 به ملی شدن نفت در دادگاه لاهه شکایت کرد و حتی با ارسال رزم ناو های خود به آب های مجاور ایران، تهدید به حمله نمود. این تهدیدات با وجود موقعیت ایران و طرح مسأله جهاد مسلمین مؤثر واقع نشد. سپس انگلیس، آمریکا را واسطه قرار داد و با دولت بعدی که مصدق بود، به مذاکراتی پرداختند؛ اما ملت ایران با وحدت خود اولین گام را که ملی شدن صنعت نفت بود، برداشته بود تا کشور را از چنگال غارت بیگانگان در امان بدارد. آمریکا برای شکستن انحصار انگلیس تا سال 1331 از ملی شدن نفت ایران و دولت مصدق حمایت کرد، ولی با عمق گیری این نهضت به دلیل هراس از سلطه کمونیسم شوروی در ایران، از انگلیس حمایت و با آنان به توافق رسید. حاصل این توافق، کودتای 28 مرداد و سرنگونی دولت مصدق و انعقاد قرارداد کنسرسیوم بود.
اقدامات آیت الله کاشانی پس از ملی شدن صنعت نفت

به یقین اگر فعالیت های آیت الله کاشانی نبود، مصدق و جبهه ملی نمی توانستند در برابر فشارهای انگلیس و مخالفان داخلی ملی شدن صنعت نفت ایستادگی کنند. پیام هایی که ایشان در مقابل تحرکات انگلیس برای خلع ید و کارشکنی در کار کارگران و کارمندان شرکت نفت، خطاب به کارمندان و کارگران شرکت نفت خوزستان صادر می کردند؛ بیانگر آن بود که با حفظ اتحاد، اتفاق و انتظامات از دولت مصدق پشتیبانی کنند و از هر گونه اعتصاب که موجب اغتشاش شود، خودداری و از دسایس و حیله های آنان و سایر مفسدان پیروی نکنند. همچنین وقتی سفیر انگلیس طی بیانیه ای از دکتر مصدق خواست که ایران باید از مخاطرات القای یک طرفه قرارداد پرهیز کند و توجه داشته باشد که حل اختلاف از طریق دوستانه، موجب جلب سرمایه خارجی و ایجاد اعتبار برای کشور خواهد بود؛ آیت الله کاشانی از مردم خواست تا در میدان بهارستان تجمع کنند. آنگاه در این تجمع، ضمن اظهار تنفر از دخالت آمریکا در امور ایران، بر قابل برگشت نبودن عمل خلع ید از شرکت نفت انگلیس تأکید کرد.

وقتی دولت انگلیس در اولین اقدام خود در قبال ملی شدن صنعت نفت ایران، دولت دکتر مصدق را به مداخله نظامی تهدید کرد و چتربازان خود را به حالت آماده باش در آورد، آیت الله کاشانی ضمن ارسال پیامی به مردم عراق که نیروهای انگلیسی در آب های کشور آنان برای مقابله با ایران حضور یافته بودند، از آنان خواست تا با نیروهای دشمن به مقابله برخیزند و کشور خود را از لوث وجود اجنبی ها پاک کنند. همچنین طی بیانیه ای اعلام کرد که در صورت تهدید نظامی انگلستان به ایران، فتوای جهاد صادر خواهد کرد. اما دولت انگلستان که به هر وسیله ای می کوشید تا بتواند دوباره به منابع سرشار نفت ایران دست یابد، دست به هر اقدامی می زد و از جمله آن ها، آشوب و بلوا و ایجاد زمینه های ناآرامی و نارضایتی در میان مردم بود تا پشتوانه مردمی نهضت را از بین ببرد. آیت الله کاشانی در این زمینه هم با اعتراض هایی که به دولت داشت؛ همچون اعتراضات جمعیت فدائیان اسلام که شامل اجباری شدن نماز جماعت در ادارات و وزارت خانه ها، اجباری شدن حجاب در سراسر کشور، ممنوع شدن مشروبات الکلی و اخراج کارمندان زن از ادارجات، اما باز هم از دولت مصدق حمایت کرد و در پاسخ به خبرنگاری که در مورد اجرای طرح های نواب صفوی سؤال کرده بود، هوشمندانه بدون اینکه منکر آن شود، پاسخ داده بود: فعلاً دفع شر انگلستان مورد نظر است.
مصاحبه و مذاکره با خبرگزاری های خارجی و دیپلمات های سیاسی، از دیگر فعالیت های آیت الله کاشانی پس از ملی کردن صنعت نفت و در حمایت از دولت مصدق بود. هر چند با تمام این حمایت ها که در شرایطی صورت می گرفت که مقتضی عدم حمایت بود و حمایت قاطبه ملت ایران را نیز به دنبال داشت؛ به علت برخی سیاست های غلط و اشتباه مصدق و انتقال قدرت از مردم به احزاب سیاسی، این انقلاب عظیم با کودتای آمریکایی 28 مرداد به شکست انجامید؛ زیرا در مراحل پایانی آن، دین از سیاست و هویت ملی از هویت شیعی جدا شد و این از مهم ترین عوامل شکست آن بود.

نتیجه گیری

تا پیش از آغاز نهضت ملی نفت، کمتر کسی گمان می کرد چپاول آشکار طلای سیاه از سوی قدرت های استعمارگر به ویژه پیر استعمار، روزی به پایان برسد؛ اما این افسانه زوال ناپذیر با حضور مبارزان صنعت نفت و به خصوص روحانیت نستوه، دیری نپایید و چندی بعد این مبارزات به ملی کردن صنعت نفت و کوتاه کردن دست بیگانگان انجامید و ایران، انگلیس را از نفت سرشار خود محروم کرد.
با شکست نهضت ملى شدن صنعت نفت آخرین امیدها براى حفظ سلطنت در قالب نظام مشروطه به یأس مبدل شد و حذف سیستم فاسد سلطنتى در رأس اهداف مبارزات بعدى قرار گرفت. در جریان این نهضت، ملى گراهاى لیبرال ناتوانى خود را در عرصه سیاست ایران نشان دادند و موقعیت خود را در جریانات بعدى متزلزل کردند.

هم چنین کودتا، شکست آخرین ائتلاف مقطعى روحانیان و روشنفکران ملى گرا را رقم زد. در جنبش، مشروطه و نهضت ملى شدن نفت، این دو قشر با هم ائتلاف کرده و نهضت را به پیروزى رساندند. در هر دو جنبش یاد شده توده هاى وسیع مردم تنها به خواست رهبران مذهبى وارد صحنه شدند و بدون ترغیب رهبران مذهبى، شرکت مردم و حمایت آن ها از این حرکت ها غیرممکن بود. اما در هردو مورد پس از پیروزى، روشنفکران لیبرال سعى کردند علما را به هر طریق از صحنه خارج کنند. در انقلاب مشروطه با اعدام شیخ فضل اللّه و ترور بهبهانى و سرانجام به قدرت رساندن رضاخان و اعمال سیاست هاى ضدمذهبى، روحانیان را منزوى ساختند و در نهضت ملى شدن نفت آیت الله کاشانى را که سهم عمده اى در پیروزى جنبش داشت کنار زده و با تهمت هایى که به او نسبت دادند در عمل نیروهاى مذهبى را از خود دور ساختند.

این تجربیات تلخ براى نیروهاى مذهبى کافى بود تا به نیروهاى لیبرال و ملى گرا با دیده بدبینى نظر کنند و از آن به بعد خود به طور مستقل هدایت تحولات را به دست گیرند. در حقیقت شکست هاى متوالى جنبش هاى اصلاحى در ایران، راه را براى اندیشه ملى ـ مذهبى و حاکمیت نیروهاى مذهبى هموار کرد. (انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن، نشر معارف، 1380، ص 65 ).

نهضت ملی به نوعی تکرار تجربه مشروطه بود. در هر دو ائتلاف گروههای مختلف به خصوص روحانیان و روشنفکران به پیروزی انجامید و با بروز اختلاف و تفرقه زمینه شکست آنها فراهم شد و در هر دو مورد مداخلة خارجی به عنوان عامل مکمل به شکست کمک کرد. در واقع تفرقه میان نیروهای مذهبی و دولت مردان ملی، بزرگترین ضربه را به نهضت وارد کرد. ائتلاف ملی‌گرایان باآیت‌ا کاشانی که مهمترین حامی دولت ملی محسوب می‌شد بعد از 30 تیر 1331 هـ . ش و در اوج پیروزی نهضت از هم گسست. مصدق با از دست دادن حمایت نیروهای مذهبی، حامیان اصلی خود را از دست داد و در مقابل سیل دشمنان بی‌دفاع ماند.

پافشاری مصدق در کسب اختیارات ویژه آزادی حزب توده و به کارگیری سیاستمداران بدنام از دلایل اصلی جدایی نیروهای مذهبی از مصدق به شمار می‌آ‌یند. در تنگنا قرار گرفتن مردم به دلیل بحران اقتصادی و ضربة اقتصادی شورویها به نهضت از طریق ملی ذکر شده است.

با شکست نهضت ملی شدن صنعت نفت آخرین امیدها برای حفظ سلطنت در قالب نظام مشروطه به یأس مبدل شد و حذف سیستم فاسد سلطنتی در رأس اهداف مبارزات بعدی قرار گرفت. در جریان این نهضت، ملی گرایان لیبرال ناتوانی خود را در عرصه سیاست ایران نشان دادند و موقعیت خود را در جریانات بعدی متزلزل کردند.

هم چنین کودتا، شکست آخرین ائتلاف مقطعی روحانیان و روشنفکران ملی گرا را رقم زد در جنبش مشروطه و نهضت ملی شدن نفت این دو قشر با هم ائتلاف کرده و نهضت را به پیروزی رساندند. در هر دو جنبش یاد شده توده‌های وسیع مردم و حمایت آنها از این حرکت‌ها غیر ممکن بود. اما در هر دو مورد پس از پیروزی، روشنفکران لیبرال سعی کردند علما را به هر طریق از صحنه خارج کنند. در انقلاب مشروطه با اعدام شیخ فضل‌ا و ترور بهبهانی و سرانجام به قدرت رساندن رضا خان و اعمال سیاستهای ضد مذهبی روحانیان را منزوی ساختند و در نهضت ملی شدن نفت آیت‌ا کاشانی را که سهم عمده‌ای در پیروزی جنبش داشت کنار زده و با تهمتهایی که به او نسبت دادند در عمل نیروهای مذهبی را از خود دور ساختند.این تجربیات تلخ برای نیروهای مذهبی کافی بود تا به نیروهای لیبرال و ملی‌گرا با دیده بدبینی نظر کنند و از آن به بعد خود به طور مستقل هدایت تحولات را به دست گیرند. در حقیقت شکست‌های متوالی جنبش‌‌های اصلاحی در ایران راه را برای اندیشه ملی-مذهبی و حاکمیت نیروهای مذهبی هموار کرد.

منابع

روزنامه‌ آذربايجان، 12 دسامبر 1946 به‌ نقل‌ از تاريخ‌ جنبش‌ كمونيستي‌ در ايران.

تاريخ‌ سي‌ ساله‌ ايران، ج‌ اول، ص‌ 38.

مصدق، نفت، ناسيوناليسم‌ ايراني، ص‌ 435.

سياست‌ خارجي‌ آمريكا و شاه، ص‌ 126 (زيرنويس).

انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن، نشر معارف، 1380، ص 65

دانشنامه رشد

www.asrehjadid.ir

http://www.porseshkadeh.com

http://lori.blogfa.com/post-315.aspx

http://ganjinah.mihanblog.com/post/171

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&articleID=796528

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *