تاثير رفتار معلم برروند آموزش ويادگيري دانش آموز مقطع ابتدايي

تاثير رفتار معلم  برروند آموزش ويادگيري دانش آموز مقطع ابتدايي

تهیه کننده علی متاجی

 

 

فصل اول

بررسی شخصیتی معلم

و

ویژگی های معلم موفق

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

دوران اموزشی ابتدایی باتوجه اینکه سختی ها وشیرینی های مخصوص به خود راداشته همواره موردتوجه بوده است.در سیر آموزشی ایران این مقطع به عنوان پایه ترین مقطع آموزشی ومهمترین آن همواره مورد توجه بوده است دراین مقطع که عموما کتاب های درسی آن به وسیله یک معلم تدریس می شود دانش آموزان ومعلمان  بیشتر بایک دیگر ارتباط داشته بنابراین دانش آموزان بیشتر از معلمان الگو پذیری  می کنند. حتی در برخی مواقع دانش آموزان در قبال حرف معلمین مطیع تر برخورد می کنند تا در قبال والدین خویش.

اما برای ارتباط بهتر با دانش آموزان وتفهیم ویاددادن دروس ومطالب به آنان در دوره زمانی وبا گذشت زمان تجربه های گرانقدری حاصل می گردد که این تجربه ها  برای دیگران وآموزگاران جدید می تواند الگویی برای یاددهی به انها باشد.

اینکه چطور معلم بتواند یک کلاس 90 دقیقه ای را به نحو مقتضی کنترل وهدایت کند و آن هم در دروس نظر ی و تئوریک که جایگاهی غیر از کلاس برایش تعریف نشده وبا دانش آموزانی متفاوت از نظر سطح فکری وفرهنگی که مطلبی برای یک دانش آموز جذاب وبرای دیگری خسته کننده باشد؛موضوع جالب توجه و قابل بحث جداگانه ای است که به تجربه معلمی و هنرنمایی او بستگی دارد 

معلمی سخت ترين شغل دنيا

به عقيده بسياري از كارشناسان شايد آموزش خيلي سخت نباشد، اما آنچه كار معلمي را سخت و پرمشقت مي‌كند ايجاد فضاي آموزش و يافتن شيوه‌هاي مناسب براي جلب و جذب دانش‌آموزان است.بايد پذيرفت كه استعداد افراد با يكديگر فرق دارد و راه‌هاي يادگيري نيز متفاوت است. برخي دانش‌آموزان بسيار بااستعدادند و سريع ياد مي‌گيرند و برخي نياز به كار و تمرين بيشتري دارند.  مهم اين است كه معلم چگونه در ذهن دانش‌آموز جاي بگيرد. به همين دليل است كه افراد با وجود تحصيلات و آگاهي و سطح علمي بالا در موقع استخدام به كار به منظور تدريس مورد انتخاب و گزينش واقع مي‌شوند و با آنها مصاحبه مي‌شود. قدرت كنترل و به دست‌گيري كلاس از هنر‌هاي معلمان است. تن و لحن صداي معلم موثر است. معلم بايد بداند چه مواقعي تن صداي خود را بالا و پايين ببرد تا توجه دانش‌آموزان را جلب كند. چنانچه دانش‌آموزان در كلاس احساس آرامش نكنند، زحمات معلمان گرامي به بار نخواهد نشست. نحوه رفتار گفتار و حتي نگاه معلم در اين باره تاثير ويژه‌اي دارد. اگر جو اضطراب و تحكيم بر كلاس حاكم باشد يا در مقابل هيچ كنترلي نباشد و كلاس خسته‌كننده شود، دچار هرج و مرج شده و در نهايت به عدم توجه به مطالب ارائه شده مي‌انجامد.مي‌توان دانش‌آموزان نافرمان و بازيگوش را با دادن مسووليت‌هاي گوناگون نظير كنترل تكاليف، حضور و غياب، توزيع و جمع‌آوري برگه‌هاي امتحاني و ارتباط با دفتر مدرسه تحت كنترل درآورد.توجه معلم به دانش‌آموزان تاثير قابل ملاحظه‌اي بر آنها دارد. حتي يك نگاه يا تشويق زباني ساده يا انتقاد در خلوت و به دور از مطرح شدن در جمع دانش‌آموزان بسيار مي‌تواند موثر واقع شود. توجه معلم به مسائل و ويژگي‌هاي فردي دانش‌آموزان نيز از جمله مواردي است كه آنها را تشويق به حضور موثرتر در كلاس درس مي‌كند. نحوه برخورد معلم با دانش‌آموز خجالتي و بي‌پروا متفاوت است و نحوه تشويق و تنبيه‌ها نيز گوناگون اعمال مي‌شود و اين كار غير از معلم، از كسي برنمي‌آيد.

 

 

استرس معلمان

تدريس حرفه بسيار جالبي است در عين حال پر چالش و دشوار كه امكان بروز استرس در آن زياد است . استرس آموزگار را مي توان تجربه آموزگار از احساسات منفي ناخوشايند از قبيل خشم،ناراحتي ،اضطراب، افسردگي و عصبيت ناشي از برخي جنبه هاي كاري يك آموزشگاه تعريف كرد(كرياكو و ديگران1978 به نقل از قرچه داغي) . استرس زياد در امر تدريس مي تواند نتايج ناخو شايندي به همراه داشته باشد از جمله اينكه استرس طولاني مدت درامر تدريس باعث مي شود معلم از كارش لذت نبرد در نتيجه وقت و نيروي كمتري صرف كار آموزش نمايد و از كيفيت كار كاسته شود دوم اينكه معلم وقتي استرس را تجربه ميكند روي كيفيت ارتباط با دانش آموزان كلاس تاثير منفي مي گذارد علاوه بر اينها استرس طولاني مدت مي تواند به بيماري منجر گردد.

نشانه ها و علائم استرس در معلمان

 از جمله نشانه ها و علائم استرس در معلمان مي توان به موارد زير اشاره نمود:

– غيبت كردن ، دير آمدن و ميل به ترك سريعتر مدرسه

– كاهش بهره وري در امر تدريس به ويزه براي معلماني كه در گذشته به شدت كارآ مد بوده اند.

– بكاركيري عبارات منفي عليه خود

– نشانه ها ي جسماني شامل سردرد و بروز مشكلات در صدا

– رعايت نكردن قوانين و مقررات مدرسه

– احساس از دست دادن كنترل شغلي يا زندگي شخصي   

منابع استرس معلمان

از جمله سؤالات جمعي كه در باره استرس مطرح مي شود اين است كه چه عواملي توليد استرس مي كند؟ چرا و چگونه بعضي از افراد بيشتر تحت تاثير استرس قرار مي گيرند و ديگران مي توانند در برابر آن مقاومت كنند؟

ويژگيهاي شخصيتي و استرس

معلمان با” تيپ شخصيتي الف” كه اغلب كارهايشان را با حداكثر سرعت انجام مي دهند به هنگام استراحت احساس گناه دارند، كارهايشان را به ديگري تفويض نمي كنند ،پرحرفي مي كنند و هميشه در حال شتاب هستند.اين عده در برابر استرس آسيب پذيرند نسبت به معلمان با” تيپ شخصيت ب” كه در مجموع در برخورد با مسائل زندگي نگرش و برخورد ملايم تري دارند علاوه بر اين معلماني كه منبع كنترل آنها بيروني است يعني معتقدند كه همه چيز را عوامل Aبيروني كنترل ميكنند و از خود آنها كاري ساخته نيست اين افراد معتقدند كه نمي توانند روي اتفاقات و امور مهم زندگيشان تاثير بگذارد و تحت تاثير اين ذهنيت وقتي با مشكل جدي روبرو مي شوند احساس ياس و در ماندگي مي كنند . بنابراين، اين عده هم در برابر استرس آسيب پذيرترند . معلمان با شخصيت روان رنجور نيز در برابر استرس آسيب پذيرند . به علت اينكه از آستانه كوتاهي براي تهديد آميز بودن اوضاع برخوردارند اين افراد اغلب انتظار بد ترين حوادث را دارند و مدام به بسياري از حوادث احتمالي و فرضي فكر مي كنند حوادثي كه ممكن است اتفاق نيفتد اين قبيل افراد اغلب ناراضي اند ، زود رنج و فاقد اعتماد به نفس هستند.علاوه بر ويژگيهاي شخصيتي عوامل ديگري از قبيل تدريس به دانش آموزان بي انگيزه و مشكل دار ، شرايط كاري نا مناسب ، فشارهاي زماني و بار كاري ، مقابله با تغييراتي كه در شغل معلمي وجود دارد، مسؤ ليتهاي زياد ارزيابي شده مداوم از جانب ديگران (دانش آموزان، اولياء، مدير و معلمان ) نيز به عنوان منابع استرس معلمان شناسايي شده اند.

مديريت زمان

معلمان با وظائف متعددي روبرو هستند : تدريس،كارهاي اداري ،امتحانات، ملاقات با اولياء و همكاران،تصميم گيري در امور مدرسه و… بنابراين شما معلمان با بكاركيري مهارتهايي از وقت خود به شكل بهتري استفاده نمائيد

– متوجه زمان باشيد

– فعاليتهايتان را اولويت بندي كنيد

– زمانتان را در محدوده هاي كوتاه مدت(روزانه)، ميان مدت (هفتگي)و بلند مدت (سالانه)برنامه ريزي نماييد .
– براي هر فعاليتي زمان مناسبي را در نظر بگيريد

– كارهاي ساده و جزيي را به سرعت انجام داده و آنها را از سر راه برداريد.

– انجام بعضي از فعاليتها را به ديگران تفويض نماييد.

خود پي جويي

هر روشي كه از طريق آن فرد شاغل وضعيت يا رفتار خاصي را پيش خود بررسي كند به عنوان خود پي جويي شناخته ميشود كه به مشاهدات و ثبت رويدادها ، سابقه اي از انديشه ها و احساساها، تعداد بروز رفتار خاص يا مقياسهاي ارزيابي شدت يك رويداد به دست مي آيد ، در واقع خود پي جويي نوعي دفترچه ياد داشت روزانه محسوب مي شود كه از طريق آن فرد پيشينه ها و پيامد هاي يك رويداد را مي شناسد و متوجه ميشود كه رفتارها و احساساها هستند كه پيش و يا پس از رويداد ظاهر مي شوند . اجتناب از مواجهه و رويارويي با مسائل ، مساله مي تواند در رابطه با دانش آموزان باشد مثلا بيقراري ، خستگي يا درس نخواندن دانش آموز كه اگر شما به عنوان معلم بتوانيد در چنين موقعيتي آرامش خود را حفظ كرده و از مواجهه با چنين مسايلي خود داري نماييد ، دانش آموز مورد نظر هم آرام مي گيردو شما بهتر مي توانيد راه هاي مؤثر تري براي رفع مشكل بيابيد

خود آرام بخشي

بعد از خستگيهاي ناشي از كاردر مدرسه سعي كنيد بدن خود را با استفاده از شيوه هاي مخصوص ريلكسيش( خود آرام بخشي) ، در حالت آرامش قرار دهيد

مثبت انديشي

اگر بيشترين استرس شما مربوط به مدرسه است ميتوانيد به علايقي كه در بيرون از مدرسه داريد فكر كنيد و از آنها لذت ببريد 

گشودگي ( OPENING UP )

مسايل و احساسات خود را با ديگران در ميان بگذاريد. وقتي سعي كنيد در باره مسايل خود با ديگران صحبت نكنيد، مقداري انرژي از شما گرفته مي شود كه اين خود باعث استرس مي شود . علاوه بر اين سعي در بازداري مسايل به وسواس فكري منجر مي شود . (پن باكر و ديگران در سال 1986) طي مطالعه اي در مورد دانشجويان از آنها خواستند كه مسايل و مشكلات خود را بنويسند يا در مورد آنها با ديگران صحبت كنند . نتايج مطالعه نشان داد كه اين تعداد از دانشجويان نسبت به گروه مقايسه در طي چند ماه بعد كمتر بيمار شدند و از سلامت جسمي و رواني بيشتري بر خور دار بودند. گري و فريمن تاكيد دارند كه صحبت كردن با همكاران تاثير قابل ملاحظه اي بر كاهش استرس در بين معلمان دارد.

 افزايش تواناييها و مهارتها

اگر از شما خواسته شود از يك روش تدريس كه با آن آشنايي نداريد استفاده كنيد يا درسي را تدريس كنيد كه در باره موضوع آن علم كافي نداريد دچار استرس ميشويد . اما با شركت در گارگاه هاي آموزشي مي توانيد مهارتهاي جديدي را كسب كنيد و يا بر ميزان علم و آگاهي خود بيفزاييد و از اين طريق استرس خود را كاهش دهيد .(سيدمن و زاكر من)1992 خاطر نشان كرده ند كه اگر اين گارگاه ها ي آموزشي بتواند مهارتهاي اداره كلاس از سوي معلمان را افزايش دهند مقدار زيادي از استرس معلمان كاهش مي يابد . در نهايت به اين نكته توجه داشته باشيد كه تنها شما هستيد كه مي توانيد به خودتان كمك كنيد . در واقع فرصت به حداقل رساندن استرس به دست خود شماست.

نظم دانش‌آموزان فضا را مناسب‌تر مي‌كند

حتما برايتان اتفاق افتاده كه وقتي از نزديكي كلاس‌هايي عبور مي‌كنيد كه پر از سر و صداست، با خود مي‌گوييد افراد در چنين كلاس‌هايي چگونه مي‌توانند چيزي ياد بگيرند يا خدا عجب صبري به معلم آنها داده است.در عوض وقتي كلاس منظم و آرامي را مي‌بينيد كه دانش‌آموز و معلم هريك بخوبي مشغول انجام وظايف محوله هستند ترجيح مي‌دهيد بايستيد و از محيط بهره‌مند شويد. برقراري موثر نظم در كلاس درس بخش الزامي در روند آموزش و تحصيل است.در صورتي كه بي‌نظمي بر كلاس درس حكمفرما باشد، معلم و دانش‌آموز هر دو آسيب مي‌بينند. معلم قادر به تمركز كافي بر آگاهي‌ها و اندوخته‌ها نخواهد بود و از آنجا كه آرامش لازم را ندارد قادر به انتقال مفاهيم به دانش‌آموزان هم نيست. از طرفي با دانش‌آموزان نيز نمي‌تواند رابطه‌اي دوجانبه ايجاد كند و زماني كه شنونده خوبي نباشد، مطالب از هماهنگي و پيوستگي لازم خارج مي‌شوند.دانش‌آموز نيز كنترلي بر رفتار و اعمال خود ندارد و نمي‌‌تواند به درس و مطالب ارائه شده توجه كند، پس با نوعي حالت گيجي روبه‌رو شده و زماني كه مفاهيم اصلي درس را نياموزد، نمي‌تواند تكاليف خود را به نحو احسن انجام دهد. از اين‌رو عصبي و مضطرب مي‌شود و آرامش فكري لازم براي كارايي بعدي بهتر را نيز از دست مي‌دهد.اما براستي مسووليت اين برقراري و ايجاد نظم با چه كسي است. آيا معلم به تنهايي قادر است يا وقت كافي دارد تا به حدود 20 الي 30 نفر يا بيشتر در كلاس درس انضباط دهد؟

برخي از والدين تصور مي‌كنند فرزندانشان تا پيش از رسيدن به سن مدرسه بايد آزاد و راحت هر كاري مي‌خواهند انجام دهند و وقتي به مدرسه بروند معلم آموزش‌هاي لازم را به آنها مي‌دهد، در صورتي كه اين طور نيست. بايد زمينه اين كار پيش از مدرسه آماده شود تا آموزش‌هاي معلم بازده عملي و كاربردي مناسبي داشته باشد. والدين گرامي بايد به فرزندان خود آداب اجتماعي را ياد بدهند تا فرزندان نيز مسووليت رفتار و كردار خود را بپذيرند و پاسخگوي آن باشند.ممكن است اين سوال پيش آيد كه آيا برقراري نظم به پيشرفت روند آموزشي كمك مي‌كند يا خير؟ پاسخ مثبت است. وقتي دانش‌آموزان متعهد به وظايف خود باشند و بدانند چه توقع و انتظاري از آنها مي‌رود، بهتر قوانين را رعايت مي‌كنند و فضاي آرامش بر كلاس حكمفرما مي‌شود. معلم نيز با حضور ذهن بهتر كار مي‌كند و افراد در فضاي كلاس تجربه زندگي اجتماعي واقعي را كرده و از آن لذت مي‌برند.و اما آنچه معلمان گرامي در كلاس انجام مي‌دهند، به دنبال خودداري از برخي مسائل يا انجام برخي ديگر انجام مي‌شود و موجب تقويت و دوام نظم مي‌گردد.البته در هر كلاسي صرف‌نظر از مهارت و آگاهي معلم برخي مشكلات ناشي از بي‌نظمي ايجاد مي‌شود، اما معلم با تدبير خود مي‌تواند شدت و تكرار آنها را كاهش دهد.

هنر معلم فقط در آموزش نيست‌

كلاس درس واژه‌اي است كه ابتدا همه را به ياد آموزش مي‌اندازد، اما فقط يكي از هنرهاي معلمان آموزش است. به عقيده بسياري از كارشناسان شايد آموزش خيلي سخت نباشد، اما آنچه كار معلمي را سخت و پرمشقت مي‌كند ايجاد فضاي آموزش و يافتن شيوه‌هاي مناسب براي جلب و جذب دانش‌آموزان است.

معلمان هميشه تمام تلاش خود را به منظور موفقيت هر چه بيشتر دانش‌آموزان انجام مي‌دهند. با اين حال همه دانش‌آموزان موفق نيستند. بايد پذيرفت كه استعداد افراد با يكديگر فرق دارد و راههاي يادگيري نيز متفاوت است. برخي دانش‌آموزان بسيار بااستعدادند و سريع ياد مي‌گيرند و برخي نياز به كار و تمرين بيشتري دارند.

معلمان با استرس‌هاي گوناگوني مواجه هستند

كار معلمي تنها يك شغل نيست زيرا با فكر و ذهن و روح افراد ارتباط دارد. معلم بايد مسائل و مشكلات عاطفي، خانوادگي، مالي و شغلي خود را در لايه‌هاي زيرين وجودش گذاشته و وقتي وارد كلاس مي‌شود ظاهر او به گونه‌اي باشد كه گويي همه چيز عالي است. بديهي است كه اين كار از عهده هر صاحب علم و تجربه‌اي برنمي‌آيد.تحقيقات نشان داده معلمان مقطع دبستان و پيش‌دبستاني تحت‌تاثير سن و سال بچه‌ها و ساعات طولاني و پركار تحت استرس بيشتري قرار دارند.محققان دانشگاه ييل اعلام كرده‌اند كه شرايط خاص كلاس در مقاطع دبستان و پيش‌دبستاني و نياز به توجهات همه‌جانبه معلم اعم از علمي و مهارتي و محبتي فشار روحي بيشتري بر معلمان وارد مي‌كند.

معلماني كه در مقاطع دبستان و پيش‌دبستاني مشغول كار هستند در حدود 14 درصد استرس دارند، در صورتي كه معلمان در مقطع دبيرستان در حدود 9 درصد استرس دارند. البته بخشي از اين استرس نيز مي‌تواند مربوط به ساعات كار و روزهاي كاري معلمان باشد، زيرا در دبيرستان معلمان هر روز و تمام ساعات نبايد سر كار باشند و همين مساله زمينه‌ساز آرامش و استراحت بيشتر براي آنها است. تعداد دانش‌آموزان نيز در استرس معلمان تاثير دارد. به عبارت ديگر عموما در مقطع ابتدايي تعداد دانش‌آموزان در هر كلاس به مراتب بيشتر از مقاطع ديگر است و همين تعداد زياد دانش‌آموزان مشكلاتي را در برقراري نظم و آموزش متمركز معلمان ايجاد مي‌كند.همچنين دانش‌آموزان در اين مقطع تا حدي وابسته به والدين هستند و رفتارهاي استقلال‌طلبانه آنها در حال شكل‌گيري است و همين موضوع نيازمند توجه و انرژي بيشتر معلمان است.

بررسي‌ها نشان داده معلماني كه حدود 12 تا 15 دانش‌آموز در هر كلاس دارند، نسبت به گروهي كه بالاي 18 تا 20 دانش‌آموز دارند تحت استرس بيشتري هستند. چنانچه معلمان در سطوح بالاتر از دبستان كار كنند، اما تعداد كلاس‌هايي كه بايد در هر روز داشته باشند زياد و پشت‌سر هم باشد نيز ميزان قابل توجهي بر استرس آنها مي‌افزايد.

 

 

كنترل كلاس‌

اما آنچه ميان تمام دانش‌آموزان در تمام سطوح مشترك است نياز به انگيزه و علاقه به محيط كلاس است. اين مساله بسيار مهم است كه معلم چگونه در ذهن دانش‌آموز جاي بگيرد.به همين دليل است كه افراد با وجود تحصيلات و آگاهي و سطح علمي بالا در موقع استخدام به كار به منظور تدريس مورد انتخاب و گزينش واقع مي‌شوند و با آنها مصاحبه مي‌شود. اكثرا اين مصاحبه‌ها نيز توسط افراد مجرب انجام مي‌پذيرد تا مشخص شود كه به قول معروف خون معلمي در رگ‌هاي اين فرد هست يا خير.قدرت كنترل و به‌دست‌گيري كلاس از هنر‌هاي معلمان است. تن و لحن صداي معلم موثر است. اين كه معلم بداند چه مواقعي تن صداي خود را بالا و پايين ببرد تا توجه دانش‌آموزان را جلب كند، اهميت قابل ملاحظه‌اي دارد. بسياري از كارشناسان تحصيلي عقيده دارند اگر معلمي تا 4 جلسه اول توانست كلاس را كنترل كرده و در دست بگيرد تا آخر سال كلاس را در دست دارد و در غير اين صورت اختيار كلاس از دست او در رفته و دانش‌آموزان نسبت به وي و درسي كه مي‌آموزد احساس تعهد نخواهند كرد.

ویژگی معلم موفق

ویژگیهای یک معلم موفق عبارتند از:

1-ایمان به خدا

انسان برای پرواز به سوی کمال، نیاز به دو بال علم وایمان دارد و معلم که جاده  کمال را به شاگردانش می نمایاند باید ایمان داشته باشد . معلمی که ایمان   ندارد  بر حسب   ظاهر آگاهیهای خود را به شاگردانش منتقل می کند وشاگردانش از آن دانشها در امور دنیایی خود استفاده می کنند، اما اثری در کمال انسانی آنان نخواهد داشت.ممکن است کسی  تصور کند  تنها درسهای دینی معلم با ایمان می خواهد، در حالی که اگر مسائل ریاضی، فیزیک، شیمی ورزش و…را نیز یک انسان پاک وبا ایمان به شاگردان  بیاموزد  فهمش برای آنان راحت تر خواهد  بود .  زیرا مؤثر واقعی خداست وزبان انسان مومن را گویا تر می کند.

دانشمندان بزرگی چون بوعلی سینا، جابر بن حیان وحتی داروین وکانت و…همه خداپرست بودند. بعضی از این دانشمندان  مشکلات علمی  خود را با استمداد  از خدای بزرگ حل می کردند.

ابو علی سینا هر گاه در یک مسئله  دچار سرگردانی  می شد ، به مسجد می رفت  نماز می خواند و درهای بسته مسائل علمی به رویش باز می شد.

متخصص واقعی کسی است که عشق به خدا و اولیای او در وجودش شعله ور باشد واین است رمز موفقیت.

2- توکل به خداوند

معلم با ایمان در تدریس خود به خدای بزرگ توکل می کند  که به فرموده ی  امام جواد (ع)

“الثقه بالله تعالی ثمن لکل غال وسلّم الی کل عال”

اتکا به خداوند قیمت هر متاع نفیس ونردبانی برای رسیدن به هر مقام بلند است.

ما وسیله  و ابزاری  بیش نیستیم و معلم واقعی خداست. پس باید در کارمان  به او توکل کنیم .

معلم با ایمان باید تصمیم بگیرد که مطالب را به شاگردان خویش منتقل سازد وپس از تصمیم ،به خدای بزرگ توکل کند که جای دادن مطلب درروان و روح شاگرد کار اوست.

«فاذا عزمت فتوکل علی الله»

پس هنگامی که تصمیم گرفتی به خدا توکل کن.

3 اعتقاد به آرمان های مقدس

معلم واقعی هیچگاه به ارزش ها و آرمان های مقدس اجتماع خود پشت پا نمی زند  و خود را به پیروی از اصول مسلمی که آن جامعه پذیرفته است و ریشه در اعتقادات دینی و مذهبی آنان دارد مقید می داند.

4- هدفداری

معلم باید به شغل و راهی که انتخاب کرده است، اعتقاد داشته و هدفدار باشد و باور کند که عملش ارزشمند است، زیرا در غیر این صورت، سروکار داشتن با شاگردان زیادی که هر یک روحیه و نیازهای خاصی دارند، برایش زجرآور و ناراحت کننده خواهد بود.معلمی که هدفدار نباشد، تاب تحمل کج فهمی ها، بی نظمی ها، انحرافات اخلاقی و مشکلات خانوادگی دانش آموزان را نخواهد داشت.سخن معروفی از شهید رجایی است که می گوید:

« معلمی شغل نیست، معلمی عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کردی رهایش کن و اگر عشق توست مبارکت باد».

5- اخلاص

معلم در خدمت مقدس خود، باید اندیشه اش را از هرچه غیر خداست پاک کند. معلمی که به خاطر امور مادی ، مقام، شهرت و … درس می دهد، پاداش او همین ها خواهد بود. و این امور در مقابل خشنودی خداوند متعال و پاداش بزرگ او بی ارزش است.

عمل مخلصانه و قیام برای خدا، موعظه ی رسول او در قرآن کریم است که می فرماید:

« قُل انّما اعظُکُم بواحده ان تقوموا للّله .»

ای رسول ما (به امت) بگو که من به یک سخن شما را پند می دهم، که برای خدا قیام کنید.

  1. دوری از حب و بغض

معلم با اخلاص، برخورد هایش به دور از حب و بغض است.

حب ذات، دوستی فرزند و خویشان نباید مانع از حق و حقیقت باشد، دوستی ها و روابط خویشاوندی و ناراحتی از افراد، نباید در تشویقها، توبیخ ها، نمره دادن، اداره کلاس ، طرز رفتار با همکاران و … دخالت داشته باشد.

اگر شاگرد مرتبط با معلم، مرتکب اشتباهی شد و در درس تنبلی کرد یا حقوق دیگران را زیر پا گذاشت باید با او نیز همچون دیگران رفتار شود. خدای متعال به حضرت نوح (ع) خطاب می کند:

« قال یا نوح انّه لیس من اهلک انّه غیر عمل غیر صالح.»

اینک که فرزند تو عصیان کرده و راه کفر پیش گرفته، دیگر فرزند تو نیست.

اگر معلمی با شاگرد یا شاگردانی یا اولیای آنها اختلافی دارد، این مسئله نباید تأثیری در قضاوتهای او داشته باشد.

« لا یجرمنکم شنان قوم علی ان لا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی .»

دشمنی با گروهی، شما را به بی عدالتی وادار نکند، عدالت، پیشه کنید که به تقوا نزدیکتر است.

7- داشتن بیان شیوا

ابزار اصلی کار معلم، گفتار و سخن اوست. پس باید از گفتاری گیرا و پرجاذبه برخوردار باشد که به گفته ی امام باقر(ع):

« البیان عماد العلم»

 بیان ستون علم است.

تحولات بزرگی در جهان، مثبت یا منقی به وسیله ی کسانی که دارای بیان قوی بوده اند صورت گرفته است . خطبه ای کوتاه و شورانگیز از حضرت علی  (ع) در جنگ صفین، روحی تاره در کالبد بی جان لشکر دمید و توانستند دشمن را تار و مار کنند و شریعه ی فرات را از سپاهان معاویه باز پس گیرند.

خطبه های پرشور امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) در مرکز قدرت معاویه و یزید، آنچنان تکان دهنده و شورآفرین بود که تبلیغات چندین ساله ی آل ابوسفیان را نقش بر آب ساخت.

طارق، نماینده ی فرمانده لشکر اسلام، بر دامنه کوهی که امروزه آن را «جبل الطارق» می خوانند ایستاد و با سخنان آتشین خود برای لشکریان سبب فتح اسپانیا شد.

چنین نمونه هایی که جاذبه سخن و شیوه بیان مطلب و اعجاز آنرا نشان می دهند در تاریخ کم نیستند و اهمیت شیوه سخن گفتن برای معلم، کمتر از توان علمی او نیست. معلم باسواد ولی بدون گفتاری دلنشین  و

گوش نواز، مانند چشمه ای پر از آب گوارا است که تشنگان زیادی به دورش گردآمده اند ولی راهی برای انتقال این آب گوارا به آنان وجود ندارد. معلمی که این ویژگی را دارا نیست ،می تواند با تمرین و مطالعه ی کتابهای مربوط به این فن، مشکلش را رفع کند.بیان معلم باید ساده وپر محتوا باشد این سخن حضرت علی (ع) است که می فرماید:

«بهترین کلام آن است که گوشها را در شنیدن بی رغبت نکند وفهمها را به سختی ومشقت نیندازد .»

استفاده از کلمات سنگین وپیچیده در سخن گفتن، نشانه ی علم وکمال انسان نیست، ساده گویی شیوه ی

پیامبران الهی واولیای خداست.وقرآن کریم با زبانی ساده با قشرهای مختلف مردم سخن می گوید:

«فانّما یسر ناه بلسانک لعلّهم یتذکرون.»

ما قرآن را به زبان تو (ای رسول ) آسان کردیم، امید است که مردم متذکر حقایق آن شوند.

بکار گیری درست گفتار و کلمات در تدریس اهمیت دارد و برای اطمینان نسبت به تلفظ درست باید به کتاب های لغت مراجعه نمود .

تدریس با صدای بسیار بلند، بسیار آهسته، سریع یا بسیار کند، شیوه گفتاری یکنواخت وتأکید بیهوده بر برخی کلمات در سخن دلپذیر نیست .

8 داشتن قلم خوب

داشتن شیوه ی نگارشی خوب نیز یکی از رموز موفقیت معلم است واز نظر اهمیت پس از شیوه سخن گفتن قرار دارد، زیرا بعضی از فعالیت های آموزشی معلم، نیاز به روش نوشتاری خوب دارد .

بعضی از کاربردهای قلم، برای معلم، نوشتن متن نمایشنامه برای اجرای مطالب درس، ( دینی، اخلاقی، تاریخی و…)در کلاس، نوشتن مطالب و مقاله، طرح سؤالات امتحانی و…می باشد.

9 هدایتگری

هدف از بعثت رسول اکرم (ص) هدایت مردم به سوی خدا بوده است.

«انّا ارسلناک … داعیا الی الله باذنه.»

ای رسول ! ما تو را فرستادیم، تا به اذن خدا مردم را به سوی او دعوت کنی .

معلم نیز به پیروی از رسول خدا باید شاگردانش را به سوی هدایت و نور دعوت و آنان را از تاریکی های گمراهی و جهل به روشنایی علم و تقوا هدایت کند.

امام خمینی (ره) می فرماید :

« اگر چنانچه معلم، یک معلمی باشد که دعوت به نور بکند، دعوت به … ارزشهایی که عندالله ارزش است… همانطوری که انبیاء مردم را از ظلمات به نور می کشانند، این معلم هم این بچه ها را از ظلمات به نور وارد می کند.»

کدام عمل می تواند ارزشمندتر از هدایت شاگردان به راه راست و هدایت باشد؟ امام باقر(ع) می فرمایند:

«کسی که راه هدایت شدن را آموزش دهد به اندازه ی کسی که آنرا به کار می بندد، پاداش می گیرد.» و نیز می فرمایند:

«من علّم باب ضلال کان علیه مثل اوزار من عمل به.»

امام باقر(ع) می فرمایند: هر کس راه گمراهی را به دیگران بیاموزد، گناهان گمراه شدگان نیز به او تعلق خواهد گرفت.»

بنابراین خدا نکند معلمی ، عامل گمراهی فرزندان پاک نهاد جامعه شود و معلم موفق دانش آموزان را همیشه در مسیر مستقیم و حقیقی هدایت می کند.

10- مدیریت

معلم  موفق کسی است که در کنار هدایت شاگردان، توانایی اداره کلاس را نیز داشته باشد. مدیریت صحیح، سبب کنترل کلاس و ارائه بهتر مطالب درسی خواهد بود.

عوملی همچون شوخی زیاد، مجال و میدان دادن بیش از حد به شاگردان، گفتگوی یکجانبه معلم و بی روح بودن کلاس و … به مدیریت معلم لطمه می زند.

معلم در ابتدای سال و ابتدای کار خویش باید جدی تر برخورد کند تا شیوه ی کنترل کلاس به گونه ای نگردد که برگشت ناپذیر شود. زیرا در صورتی که کلاس از ابتدا با خنده و شوخی زیاد همراه باشد در جایی که جدیت لازم باشد شاگردان به سختی خود را تطبیق خواهند داد و حالات جدی معلم را نیز شوخی می پندارند. با ایجاد تنوع گفتاری و رفتاری جهت رفع خستگی شاگردان و ایجاد آمادگی روحی و جسمی آنان به صورتهای مختلف و نگاه مساوی به همه هنگام تدریس، سرکشی به جاهای مختلف کلاس، پاسخهای کوتاه به سؤالات شاگردان در اثنای درس، سؤالات به موقع از شاگردان در اثنای تدریس، نگاه لحظه ای به چشمان شاگرد اخلالگر، ثبت امتیاز منفی برای آنها و … می توان کلاس را به خوبی اداره کرد. در صورت شلوغ بودن کلاس و همهمه شاگردان هنگام توضیح درس، سکوت چند لحظه ای معلم   ،وسیله خوبی برای بازگشت آرامش به کلاس است. تا جایی که ممکن است از زور و سرسختی و غضب، دوری کنیم زیرا «داغ کردن آخرین راه درمان است.» «سخن علی (ع) ».

 

11- استقامت

معلم، باید در راه تعلیم  شاگردان و از بین بردن جهل آنان ثابت قدم و استوار باشد، همانگونه که رسول خدا (ص) و پیامبران اولوالعزم صبر کردند.

« فاصبر کما صبر اولوالعزم من الرسل.»

معلم ممکن است بارها و بارها مطلبی را به شاگردان خود، خاصه کودکان کم سن و سال بگوید اما آنان نیاموزند، باید صبر کند که نتیجه ی صبر موفقیت است.

معلم ممکن است زحمات فراوانی را برای شاگردان یا در راه تعلیم و تربیت متحمل شود و این زحمات بی نتیجه بماند که باید با امید به موفقیت دوباره شروع کند.

مرحوم میرزای قمی کتاب ارزنده ی قوانین الاصول (جلد2) را با زحمت فراوان نوشت و پس از نوشتن، در ماجرایی این کتاب ارزشمند از بین رفت، ولی آن بزرگوار دست از تلاش برنداشت و این کتاب را دوباره نوشت.صبر و استقامت ویژگی مهم معلم موفق است که بدون صبر و تحمل معلم نمی تواند به کار خود ادامه دهد.

12- پشتکار

ستارگان درخشان علم با پشتکار، به مقامات عالی رسیده اند و در هیچ شرایطی دست از تلاش برنداشتند. ابن سینا همیشه و در هر حال سرگرم کار بود شب یا روز در زندان یا در سفر و حتی هنگامی که برزین اسب نشسته بود و از جایی به جایی می رفت یا شخصاً می نوشت و یا نظریات خود را با کاتبان و شاگردان خود می خواند و آنان می نوشتند.

بر اساس محاسبه ی یک محقق ایرانی، عدد تألیف ابن سینا به فارسی و عربی 456 جلد است. این بخاطر پشتکار اوست.هیچ عاملی، حتی بیماریهای سخت، مرگ اطرافیان و… نتوانسته ، این تلاشگران را از فعالیت باز دارد.

پشتکار معلم ، برای اجرای طرح عملی تدریس ، برای پیگیری مراقبتهای ویژه ی اخلاقی ،درسی و…درمورد بعضی از شاگردان، لازم است، وگرنه زحماتش بی نتیجه خواهد ماند .

13- مدارا

با توجه به سر وکار داشتن معلم با گروه سنی پر تحرک ونا آرام و پر هیجان، فکر وروحش زودتر خسته می شود ودر چنین شرایطی، زمینه ی عصبانی شدنش بیشتر است، پس باید روحیه ی مدارای با شاگردان را در خود تقویت کند ودرمقابل سؤالات و دیر فهمی های آنان، خشمگین نشود که پیامبر (ص) فرموده اند:  

«مداراه الناس نصف الایمان »مدارای با مردم نصف ایمان است. 

14 حفظ خونسردی

معلم باید بتواند بر کلاس و شاگردان تسلط و کنترل داشته باشد و آنان را به گونه ای شایسته اداره کند و این امر با حفظ خونسردی میسّر است.

ممکن است عواملی همچون سرو صدای خارج از کلاس، پرسشهای پیاپی شاگردان، اشتباه در بیان یک مطلب از سوی معلم و … آرامش او را از بین ببرد که در این صورت با کمال خونسردی باید درس را ادامه دهد و آشفته و سراسیمه نگردد.

وکیل بن ابی الاسود تمیمی از فرماندهان سپاه عرب حرف می زد و در اثنای سخن گفت: خداوند آسمانها و زمین را در شش ماه آفرید، یکی از حاضرین گفت: خداوند آسمانها و زمین را در شش روز آفرید نه شش ماه،  فرمانده با کمال خونسردی گفت: عجبا من شش ماه را برای این عمل بزرگ، کوتاه می شمردم ! ولی اکنون که می بینم خدای توانا در شش روز، زمین و زمان را آفریده است، بر تعجّبم افزوده می شود.

معلم موفق معلمی است که در سخترین شرایط خونسردی خود را حفظ می کند.

معلم موفقی در خاطرات خود می نویسد وارد کلاس جوانان بزهکار شدم که با سر به زمین خوردم که باعث خنده و هیاهو و تمسخر بچه ها شد.ولی با خونسردی تمام، برخواستم رو به شاگردان ایستادم و گفتم: این اولین درس من به شما. جوانان عزیز! بدانید که اگر کسی با سر هم به زمین خورد: می تواند دوباره بایستد و سرش را بالا نگه دارد و از نو شروع کند. ماجرایی که این چنین موجب خنده و تمسخر شاگردانم شده بود چنان تحولی را در آنها بوجود آورد که خودشان آنرا مهمترین درس نامیدند.

 

 

15- نشاط و شادابی

یک عامل مؤثر در پیشرفت دانش آموزان، نشاط و شادابی معلم است. او باید در زندگی به گونه ای برنامه ریزی کند که لطمه ای به شادابی اش وارد نشود. طبیعی است که معلمی که مجبور است برای تأمین هزینه و مخارج زندگی خود، چند شغل نیز داشته باشد که بعضی از آنها تناسبی با کار معلمی ندارد شادابی و نشاط برای حضور در کلاس را نخواهد داشت. امیدواریم با توجه بیشتر مسئولان مشکلات مالی و رفاهی و معنوی معلمان مرتفع شود تا تمامی وقتشان را صرف رشد و تعالی فرزندان عزیز کنند.

با تمام این تفاسیر معلم موفق تمام مشکلات خود را بیرون از کلاس پشت در قرار میدهد ونشاط و شادابی را وارد کلاس می کند.

یکی از عوامل مؤثر در داشتن نشاط، خواب کافی و بموقع است، خواندن دعا و توجه وراز ونیاز با خداوند هم سبب نشاط وشادابی می شود .

16 صداقت

دانش آموز با روح لطیف وطبع زیبای خود به طور فطری به دنبال صداقت است. خوب است معلم در تمام شرایط صداقت و راستی را سرلوحه ی کار خود قرار دهد که دروغ گویی شیوه ی مردمان بی ایمان است.

« انما یفتری الکذب الذین لا یؤمنون بایات الله.»فقط انسانهایی دروغ می گویند که به آیات خدا ایمان ندارند.

معلم نباید سعی در بزرگ جلوه دادن و خارق العاده بودن خود داشته باشد او باید به دانش آموز بفهماند که اطلاعات او محدود است زیرا علم و اطلاعات  دامنه ی بسیار گسترده ای دارند اگر برای حفظ شخصیت و ترس از ریخته شدن آبروی خود به سؤالات دانش آموزان،پاسخ غلط یا مبهم بدهد، آنها نسبت به پاسخ های صحیح او هم دچار شک و تردید می شوند و سخنان درست او را هم نمی پذیرند. حضرت علی (ع) می فرمایند :«لا تقل ما لا تعلم باخبارک بما تعلم.»

آنچه را نمیدانی نگو تا نسبت به آنچه میدانی، متهم نشوی.دانای مطلق خداوند است و معلومات انسان محدود.

معلم موفقی در خاطرات خود می گوید برای جوانان تدریس می کردم که سؤالی را از من پرسیدند گفتم نمی دانم، جوان گفت: پس چرا آنجا ایستاده ای تو که با من فرقی نداری ومعلم گفت اینجایم به خاطر معلوماتم . اگر مرا با مجهولاتم می سنجیدند اینجا نبودم.

17- عدالت

برخورد با همه شاگردان به طور عادلانه و یکسان ، شیوه ی عدالت خواهان است .

قال رسول الله (ص)  :

«اعدلو بین اولادکم کما تحبّون ان یعدلو بینکم».

در بین فرزندانتان به عدالت رفتار کنید، همانگونه که دوست دارید بین شما به عدالت رفتار کنند.

یکی از صفات خداوند عدالت است که اصول دین ماست . در درگاه خداوند متعال هیچ تفاوتی بین فقیر و ثروتمند ، شهری و روستایی، سیاه و سفید و…نیست تنها معیار برتری تقوا است  با توجه به فرموده ی پیامبر (ص):

 « لعن الله من اکرم الغنیّ لغناه».

کسی که فرد ثروتمند را برای ثروتش گرامی دارد ، مورد  لعنت خداست.

معلمی که به دلایلی به بعضی از دانش آموزان توجه بیشتری دارد سبب حسادت دیگران و بد بینی به معلم خواهد شد.

معلم موفق آن است که همانند پیامبر حتی نگاهش را بین دانش آموزان تقسیم کند وگاهی به یکی وزمانی به دانش آموز دیگر نگاه کند.

معلم خارج از کلاس می تواند با افراد خاصی که از نظر ذوق واستعداد و پشتکار از درجه ی بالاتری برخوردارند کار کند تا بتواند استعدادهای سرشار آنها را شکوفا کند واین عمل منافاتی با عدالت ندارد.

18- انصاف

رعایت انصاف در برخوردها صفتی پسندیده است . اگر معلمی شاگردی را به سبب عمل خلاف او یا تنبلی و … سرزنش می کند ، به صفات خوب او نیز باید اشاره کند.

یکی از بزرگان گفته است: برکت علم ودانش و… راه و رسم تعلیم، انصاف و عدالت است . اگر کسی منصف نباشد و در طریق تعلیم و تعلّم، انصاف را پیش نگیرد نه می تواند مطلبی را بفهماند و نه    می تواند مطلبی را بفهمد .

در صورتی که نظر شاگرد در مطلبی بهتر و مفید تر از نظر معلم است باید آنرا با آغوش باز بپذیرد که به عدل و انصاف نزدیکتر است.معلمی که مطلب درست شاگرد را با آغوش باز بپذیرد درس عدل وانصاف را به  شاگرد خود داده است. 

19- رعایت اعتدال

افراط و تفریط در کارها زیان بخش است . باید همیشه در نظر داشته باشیم که بهترین کارها معتدل ترین آنها است . معلمی، هیچگاه خنده بر لبش جای نمی گیرد . دیگری کلاسش یکپارچه شوخی و خنده است که هیچ کدام از این دو شیوه رفتاری، صحیح نیست .

خداوند متعال ما را معتدل قرار داده است . در سوره ی بقره آیه ی 143 می فرماید :

«وجعلناکم امة وسطا »

بنابراین افراط وتفریط در تشویق وتوبیخ، تکلیف دادن، آزاد گذاشتن، خندیدن، شوخی کردن، نمره دادن ، بی روح و خشک بودن و… همه و همه اشتباه است زیرا از اعتدال به دور است.

در تعیین تکلیف برای دانش آموزان، باید سطح متوسط ایشان در نظر گرفته شود و تکلیف از نظر علمی، نه به حدی سخت باشد که فقط شاگردان سطح بالای کلاس از عهده ی آن برآیند و نه به حدی سهل باشد که سطح علمی شاگردان خوب، پایین بیاید و حقّشان ضایع شود .

20- صراحت گفتار

معلم باید مطالب درسی و غیر آن را با صراحت و روشنی بیان کند تا شاگردان ، خاصه نوجوانان مطالب را بفهمند و دچار تردید و اشتباه نشوند.

 معلم موفق معلمی است که در صورتی که شاگردی در درسهایش ضعیف است یا از نظر اخلاقی مشکل دارد، با صراحت ، ولی به دور ازخشونت از روی خیرخواهی و با مهربانی با او در میان بگذارد .

ابن سینا هنوز به سن 20 سالگی نرسیده بود که علوم زمان را فرا گرفته بود با غرور تمام گردویی را نزد استاد خود ابن مسکویه گذاشت وگفت مساحت این گردو را تعیین کن .

ابن مسکویه  جزوه ای در علم اخلاق را جلوی او گذاشت  و گفت : تو اول اخلاق خود را اصلاح کن ،

تا من مساحت گردو را تعیین کنم .

البته باید توجه داشت که صراحت بیان ، معنایش گفتن عیوب دیگران در بین جمع نیست باید در تذکرات اخلاقی و درسی شرایط روحی و روانی شاگرداان در نظر گرفته شود . البته این را هم بدانیم که زمانی که بیان روشن مطالب ، بد آموزی و مفاسدی را به دنبال دارد باید مطالب به صورت غیر مستقیم و با کنایه گفته شود.

21- قاطعیت

قاطعیت یعنی در تصمیم گیری هاو اجرای برنامه های صحیح، سست نشویم و با قدرت تمام و بدون تزلزل در راه رسیدن به مقاصد الهی به پیش برویم.

معلم موفق در کلاس درس نیاز به قاطعیت دارد .یعنی اگر طرح و برنامه ریزی صحیح را که اجرای آن به صلاح همه شاگردان است، ارائه می دهد در اجرای آن ثابت قدم باشد و با قاطعیت در مقابل حرکاتی که برای توقّف آن انجام می شود ، بایستد ، اگر معلم در اجرای برنامه خود باسستی رفتار کند ، هیچگونه تضمینی در اجرای تصمیمات دیگر او نیست . البته معلم موفق بر سخن باطل، که ناشی از غرور وتعصب بیجاست پا فشاری نمی کند زیرا تعصّب بی جا بر فکر باطل، نشانه ی جاهلیت است .

22- شهامت

معلم موفق معلمی است که شهامت داشته باشد و آنجا که لازم است برای خدا سخنی بگوید یا عملی انجام دهد، از ضررهای دنیایی آن نهراسد که خدا با اوست . ابن سکّیت معلمی بزرگ است که به ما درس شهامت می دهد:

او معلم فرزندان متوکّل بود ، متوکل فهمید که فرزندانش به حضرت علی (ع) علاقه پیدا کرده اند روزی به ابن سکّیت گفت فرزندان من نزد تو بهترند یا حسن (ع) و حسین (ع) ؟ ابن سکّیت جواب داد : قنبر غلام علی (ع)از تو و فرزندانت ارجمندترند، پس از این سخن متوکل دستور داد زبانش را از پشت سرش بیرون آ وردند .معلم عالِم است و عالِم هنگامیکه بدعتی را می بیند باید علم خویش را ظاهر کند و گرنه مورد لعنت خدای بزرگ قرار خواهد گرفت.

23- انتقاد پذیری

سخن حق را باید پذیرفت و معلم موفق روحیه ی انتقاد پذیری دارد . یکی از شاگردان امام خمینی (ره) در درسی از آن بزرگوار اشکالی وارد نمود و ایشان پس از اینکه متوجه شدند اشکال وارد است، آن را با آغوش باز پذیرفتند و در مورد آن به اندازه ی کافی توضیح دادند.

باید بدانیم انسان از اشتباه به دور نیست در صورت اشتباه اگر انتقاد دیگران را بپذیریم نه تنها نقصان و کاستی به شخصیتمان وارد نمی شود بلکه بر ارزش ما نیز می افزاید.

24 – واقعگرایی

معلم موفق معلمی است که واقع گراست و از هر شاگردی به اندازه ی توانش انتظار و توقع دارد. طبیعی است که شاگردان یک کلاس همه از نظر هوش و استعداد در یک سطح واندازه نیستند پس توقع ممتاز بودن از همه ، انتظار به جایی نیست .

 «لا یکلف الله نفسا الا وسعها »خداوند هیچکس را به بیش از توانایی اش موظف نمیکند.

 

25- قناعت و عزت نفس

درست است که معلمی، وظیفه ی ارزشمندی است و معلم باید از نظر اقتصادی، رفاهی تأمین باشد ولی بر آورده شدن تمام نیاز ها برای هیچ کس میسّر نیست بنابراین  باید قناعت را پیشه کنیم که :حضرت علی (ع) میفرمایند:« لا کنز اغنی من القناعه» هیچ گنجی بالاتر از قناعت نیست.

معلم قناعت پیشه دارای عزت نفس است و هیچ گاه دست نیاز به سوی دیگران دراز نمی کند که این روش

شیوه ی بزرگان است.

26- تواضع

سقراط می گوید : من فقط یک چیز می دانم و آن اینست که هیچ چیز نمی دانم.

معلمی موفق است که بداند دانش او در مقابل علم خداوند قطره ای است در مقابل اقیانوس پس دیگر جایی برای غرور و تکبر نیست.

معلم نباید غرور داشته باشد و خیال کند آنچه که دارد تمام علم همان است باید به آیه ی 86 سوره ی اسراء توجه داشته باشیم که می فرماید :

«و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا» و به شما از دانش ، جز اندکی داده نشد.

بنابراین سخن پیامبر (ص) کسی که بگوید من دانا هستم ، جاهل است . معلم موفق هیچگاه خود را جامع علوم نمی داند.

27- ادب

معلم  در همه ابعاد ، الگوی شاگردان است . او باید با ادب خود به آنان درس بدهد و با آنان با زبان خوش سخن گوید.سوره بقره آیه ی 53 میفرماید : « وقو لوا للناس حسناً » و با مردم با زبان خوش سخن بگویید .

و یا در سوره ی حجرات آیه ی 11 می فرماید : « و لا تنابزو ا با لا لقاب . » و از به کار بردن کلمات زشت دوری کنید . معلم موفق حتی در سخت ترین شرایط، کلامی خلاف ادب عنوان نمی کند زیرا آنرا در شأن خود نمی داند . امام صادق ( ع) در اهمیت ادب می فرمایند :

” اگر دو روز از عمرت باقیست یک روز آنرا برای ادبت قرار بده تا روز مرگ به فریادت رسد.”

28 مهربانی

معلم موفق پیش از معلم بودن برای شاگردان یک دوست بوده و به آنان علاقه دارد به طوری که شاگردان مشکلات و ناراحتی های درونی خود را به او می گویند و از او کمک می خواهند .

یکی از شاگردان امام خمینی (ره) از مهر بانی  استاد خود چنین می گوید :

“طلبه ای بودم گمنام ، یک ماه بیمار شدم ، امام خمینی (ره)  تمام چهار شنبه ها به عیادت من آمدند “  . این معلمان بزرگ مهربانی را از اول معلم عالم رسول خدا (ص) به ارث برده اند. که با استفاده از همین صفت الهی یعنی عفو و رحمت توانست میلیاردها انسان را پیرو خود کند .

« فیما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظًًًًًًا ًغلیظ القلب لا نفضوا من حولک.»11

ای رسول رحمت خدا تورا با خلق مهربان و خوش خوی گردانید و اگر تند خو سخت دل بودی مردم از گرد تو پراکنده می شدند.

29- گذشت

 معلم موفق علاوه بر مهربانی روحیه ی عفو و بخشش نیز دارد زیرا بخشیدن خطای شاگرد، بهترین شیوه برای اصلاح اوست . چونان پیامبر (ص) که از خطاهای کفار قریش در گذشت و فرمود :

«لا تثریب علیکم الیوم اذهبوا انتم الطّلقاه.»امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست ، بروید شما آزادید.

30 مردمی بودن

معلم موفق مردمی است و خود را از شاگردان خصوصاً آنهایی که وضع مادی خوبی ندارند جدا نمی داند .یکی از برجسته ترین صفات رسول خدا (ص) مردمی بودن ایشان بود ، و آن بزرگوار به دستور خداوند تأکید می کرد که همچون دیگران است ،«قل انما انا بشر مثلکم »

پیامبر می فرمودند : خداوند متعال زشت می دارد که بنده ای بین دوستانش ، برای خود امتیاز قائل باشد.

31 ایثار گری

معلم موفق همیشه با روحیه ایثارگری به شاگردان خدمت می کند و دانش خویش را در اختیارش قرار   می دهد. مارتین لوتر میگوید :

” هیچ درختی برای خود بار نمی آورد بلکه برای دیگران میوه می دهد .”

معلم باید به شاگردان خود خدمت کند ، زیرا سزاوارترین مردم برای خدمت شدن کسی است که علم را طلب می کند.

 حضرت عیسی بن مریم (ع) به شاگردان خود گفت : از شما خواهشی دارم . آیا به آن پاسخ مثبت میدهید ؟

شاگردان گفتند :آری ، بلند شد و پاهای آنان را شست و فرمود :

«ان احق الناس بالخدمة العالِم »همانا سزاوارترین مردم برای خدمت شدن ، عاِلم است.

32- نظم

معلم موفق کسی است که در زندگی خصوصی و امور درسی و تدریس خویش نظم داشته باشد . او سفارش حضرت علی (ع)را به کار بسته که می فرمود :

“من شما دو نفر – حسن (ع) و حسین (ع) – و همه فرزندان و خانواده ام و هر کس را که نامه ام به او می رسد ، به تقوای الهی و نظم در کارتان سفارش می کنم .”

نظم جزء بارزی از زندگی دانشمندان و بزرگان بوده است . امام خمینی (ره) نمونه بارزی از این انسانهای الهی است . این بزرگان در سخت ترین شرایط از نظم دقیقی که در کار و رفتار و زندگی شان حاکم بود غافل نمی شدند. 

33- آراستگی ظاهر

علاوه بر نظم آراستگی ظاهر هم یکی دیگر از رموز موفقیت معلم است . زیرا این امر در بالابردن شخصیت معلم مؤثر است.

معلم با ظاهر آراسته و تمیز خود شاگردان را به خود جلب می کند . زیرا انسان به طور فطری آراستگی را دوست دارد.

به شهادت تاریخ یکی از عوامل مؤثر در موفقیت پیامبر (ص) در جذب قلوب مردم ، تمیزی و خوشبویی و آراستگی ظاهر ایشان بوده است .

34- تسلط بر درس

معلم، نقش تعیین کننده ای در سرنوشت شاگردان خود دارد و علاوه بر تأثیرات ایمانی و اخلاقی که بر روح و روان ایشان می گذرد ، در بالا بردن توان علمی و شکل دادن به وضعیت فکری آنان نیز بسیار مؤثر است .

معلم موفق معلمی است که به فهم و درک مسائل ماده درسی خود اکتفا نکرده و تا حد توان دامنه معلومات خود را گسترده می کند تا بتواند پاسخگوی نیازها ی مختلف شاگردان باشد.

35- دارا بودن طرح و برنامه درسی

یک عامل در ترغیب شاگردان به فعالیت های درسی ،طرح وبرنامه درسی معلم است . طرحی که در آن وقت کلاس تقسیم و تنظیم شده تا به مسائل مختلف همچون پرسش از دروس گذشته بررسی نوشته ها و تکالیف شاگردان ، ارزیابی آنان به وسیله ی امتحانات و … رسیدگی شود.

36- ایجاد انگیزه درسی

یک عامل مؤثر در بی رغبت بودن بعضی از شاگردان به درس انگیزه نداشتن آنهاست معلم با معرفی درس و جایگاه آن در بین علوم دیگر این انگیزه و هدف را ایجاد می کند .

اگر شاگردان هدف از یادگیری درس مورد نظر و فایده ی آن را بشناسند ، با رغبت بیشتری آن را دنبال می کنند.معلم موفق  بر حسب تجربه و تحقیق راههای ایجاد انگیزه را یافته وآنرا به کار می برد.

37- ارائه روشهای یادگیری

بسیاری از دانش آموزان حتی روش مطالعه ، یادداشت برداری، حفظ مطالب و… را نمی دانند . بعضی از آنها با وجود داشتن هوش و استعداد به سبب استفاده از شیوه های نادرست خود را خسته می کنند و از درس و مطالعه زده می شوند .

معلم خوب و موفق علاوه بر ارائه روشهای مطالعه در شاگردان آمادگی یادگیری مطالب و شیوه آنها را بیان می کند او با وادار کردن دانش آموزان به اندیشیدن،  قدرت تجزیه و تحلیل را در آنها تقویت و قوه فکر و فهم آنها را بالا می برد .

38- نظارت بر فعالیت های دانش آموزان

لازمه نظارت بر فعالیت های کلاسی و خارج از کلاس دانش آموزان ارتباط مستمر با آنان است . در صورتی که معلم ، ارتباطی احترام آمیز و صمیمی با شاگردان خود داشته باشد ، وی را بر امور درسی و غیر درسی خود ناظر خواهند گرفت.علاوه بر ارتباط روحی و معنوی با شاگردان ، ایجاد ارتباط بین محیط درس و خانه و اجتماع به وسیله ی تماس با والدین آنها در نظارت بهتر و دقیق تر معلم مؤثر است.

39- استفاده از شیوه ها و روشهای مختلف در تدریس – امتحان به شیوه صحیح

معلم موفق معلمی است که برای یاددادن مطالب درسی ازشیوه های متفاوت استفاده کند . اگر از شیوه سخنرانی استفاده می کند که خسته کننده است در کنارش روشهای مختلفی که تمام دانش آموزان در آن فعالیت دارند مثل پرسش و پاسخ استفاده کند . یا روش سمعی بصری که دارای ماندگاری بسیاری در ذهن دانش آموزان است . روایت شده است که پیامبر رحمت (ص) از این شیوه استفاده می کردند روزی برای آموزش یکی از احکام لباس مرد نماز گزار در یک دست ابریشم و در دست دیگر طلا داشتند آنها را نشان دادنند و فرمودند : لباس مرد نماز گذار نباید از اینها باشد .

استفاده از روشهای مختلف مثل قصه گویی، موعظه ، نمایشی ، مشاهده و تحلیل مشاهدات ، همیاری و…سبب می شوند مفاهیم درسی بیشتر و بهتر در ذهن دانش آموزان بماند .

رسول خدا برای آموزش راه حق و باطل ، از کشیدن یک خط مستقیم و چندین خط انحرافی بر روی زمین استفاده فرمود .

معلم بسیاری از مطالب خشک علمی را می تواند در قالب های جذاب مثل مسابقه، معما، مثال ، ضرب المثل، نمایش و… قرار دهد و به شاگردان به طور غیر مستقیم منتقل کند .همانند امام حسن (ع)و امام حسین (ع)برای آگاه نمودن پیر مردی که به اشتباه وضو می گرفت از یک صحنه نمایشی استفاده کردند و به جای اینکه مستقیماً بگویند وضوی تو اشتباه است پیر مرد را در وضوی خود به قضاوت گرفتند تا به این وسیله وضوی صحیح را ببیند و فرا بگیرد.

علاوه بر ارائه شیوه مناسب تدریس معلم باید فن پرسش از مطالب درسی و شیوه امتحان از دانش آموزان را نیز به خوبی بداند تا به طور کامل بتواند آنها را ارزشیابی کند.

40- توجه کامل به دانش آموزان

به طور کلی معلم باید به تفاوتهای فردی شاگردان توجه داشته باشد . زیرا انسانها دارای روحیات مختلفی هستند .

علاوه بر آن به روحیات و خصوصیات اجتماعی شاگردان نیز متوجه باشد . مثل خصوصیات فردی، خانوادگی، اجتماعی، مشکلات اخلاقی، تربیتی و مسائل روحی روانی.

معلم باید به شخصیت شاگردان احترام بگذارد و بداند که شاگردی که تحقیر می شود خود را پست و حقیر می انگارد و حضرت علی (ع)می فرمایند:

“من هانت علیه نفسه فلا ترج خیره.” آن کس که خود را پست می داند به خیر و نیکی او امیدوار مباش .

تشویق به موقع شاگرد نیز یکی دیگر از عوامل موفقیت معلم است زیرا در سایه تشویق و تحسین ، استعدادهای درونی شاگردان به فعلیت می رسد و کمالات نهایی آنان آشکار می شود. یکی از روان شناسان می گوید تقریباً همه افراد بیش از تنبیه و خشونت به تشویق نیاز دارند چه بسیارند افرادی که بر اثر فقدان تشویق از استعداد خود غافل ماندند و فقط یک تذکر و تشویق کوچک قادر به ظاهر کردن آن بوده است .

معلم باید برخورد منطقی با دانش آموزان داشته باشد زیرا آنها هم مانند ما فرق سخن منطقی و بی منطق را درک می کنند . علاوه بر آن دانش آموزان را در تصمیمات خود دخالت داده و از خود رأیی در کلاس و دیکتاتوری بپرهیزد .

معلم موفق با تشویق دانش آموزان به پرسیدن که در فرهنگ اسلامی بسیار مورد تأکید است آنان را به تفکر و تعقل وا می دارد و علاوه بر آن زمینه سخن گفتن را برای همگان در کلاس فراهم می کند .

با این کار معلم ، در کلاس ایجاد رقابت سالم بین دانش آموزان می شود و رقابت یکی از قوی ترین انگیزه های یادگیری است . معلمی موفق است که به شاگردان خود اعتماد کامل داشته و اعتماد  آنها را به خود جلب می کند . بی اعتمادی به شاگردان مخصوصاً تکذیب آنها در حضور دیگران اثرات منفی بر دانش آموز و کار معلم می گذارد.

منظور از افت تحصیلی چیست؟

 افت تحصیلی کاهش نسبی فعالیت درسی و مطالعه یک دانش آموز در یک دوره نسبی  در مقایسه با دوره نسبی قبل از آن می باشد.مثلاً کسی که طی سه ماه نمرات در حد 15 داشته اما در دو هفته اخیر در تمامی یا تعدادی از دروس نمرات حدود 12 کسب کرده، می گوییم در حال حاضر نسبت به سه ماه پیش افت تحصیلی دارد. منظور از آوردن کلمه نسبی این است که افت تحصیلی تنها شامل دانش آموزان ضعیف نبوده حتی کسی که چند ماه پیش نمرات حدود 18 داشته اگر در حال حاضر نمرات حدود 16 کسب می کند ، دو نمره نسبت به دوره قبل افت دارد.

 عوامل موثر بر افت تحصیلی:

عوامل مربوط به خود دانش آموز

عوامل فیزیولوژیکی و جسمی مانند ضعف بینایی و شنوایی و غیره

عوامل ذهنی و روانی مانند میزان هوش و قدرت حافظه و سلامت روانی

نداشتن هدف واقعی و عینی و روشن از تحصیل

عدم انگیزش درونی برای تحصیل و مطالعه

نداشتن اعتماد به نفس کافی

ضعف اراده در تصمیم گیری های تحصیلی و مطالعه و اجرای تصمیمات

عدم برنامه ریزی دقیق از لحاظ زمان و میزان مطالعه روزانه

نداشتن روش مطالعه مناسب برای دروس مختلف

مهارت های مطالعه نادرست

 عوامل مربوط به خانواده

 اختلاف خانوادگی و خانواده آشفته ، طلاق فیزیکی یا روانی والدین ، وجود نا مادری یا نا پدری و غیره

 اختلاف فرزندان با خانواده مانند لجبازی با والدین و اعتراض به جو خانواده

وابسته و متکی نمودن فرزندان به والدین در امور درسی و تکالیف منزل از دوران ابتدایی

تحقیر ، سرزنش و مقایسه نادرست فرزندان با همسالان موفق و در نتیجه پایین آوردن اعتماد به نفس و خود پنداری آنان

 تغییرات منفی در خانواده مانند ورشکستگی سیاسی و اقتصادی و اعتیاد و غیره

تغییر در جهت ارتقای سریع و غیر مترقبه سطح اقتصادی یا اجتماعی خانواده و از خود باختگی و غافلگیر شدن فرزندان و انواع انحرافات

 عوامل مربوط به مدرسه

گروه همسالان مانند مزاحمت و شوخی های نابجا در کلاس درس

رفتارهای نا مناسب عوامل اجرایی مدرسه مانند مدیر ، معاونین ، دبیران و مشاوران

جو عمومی حاکم بر مدرسه از لحاظ درسی مانند سخت گیری بیش از حد دبیران در دادن نمره به خاطر بالا فرض کردن سطح علمی مدرسه یا همرنگ شدن دانش آموز با سایر دانش آموزان ضعیف با فرض اینکه همه دانش آموزان مدرسه ضعیف هستند.

عوامل مربوط به اجتماع

 دوستان نا باب

استفاده نادرست از کلوپ های ورزشی ، بدن سازی ، بیلیارد و غیره

استفاده نادرست از کافی نت ها و گیم نت ها گذراندن وقت زیاد در خیابان ها و خارج از منزل

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

معلم

و

رفتار با دانش آموز

 

 

 

 

 رفتار معلم وتاثیرآن بردانش آموز

شاید بسیاری از آموزگاران فکر کنند رفتار وحرکات آنان تاثیرات عمده ای بررفتار وحالات دانش آموزان نمی گذارد اما در واقع خلاف این عقیده حکم فرماستدکوچکترین رفتار معلمین  از جانب دانش آموزان باز خورد داردوبرآنان تاثیر می گذارد کوچکترین  خطایی از جانب معلم تاثیرات اخلاقی ورفتاری بردانش آموزان خواهد گذاشت .معلمین زمانی میتواننداز دانش آموزان انتظار بازتاب مثبتی باشند که خود مثبت نگر وهمچنین با بینش ورفتاری مثبت وخلاقانه باشند.به مثال کوچکی اشاره می شود اگر معلمی به دانش آموزان در باب آموزش بهداشت بگوید دانش اموزان مثلا گوش های خود را با دستمال تمیز تمیز کنید وهرگز از کلید ویا وسیله دیگری استفاده ننمایید ولی خود عکس این عمل را انجام دهد دانش اموزان نیز با دیدن ودرک تناقضی که در گفتار وکردار معلم وجود دارد هرگز روش صحیح رعایت بهداشت را نخواهند آموخت.

سبک های یادگیری

سبک های یادگیری یکی از موضوعات مربوط به تفاوت های فردی در یادگیری است که نقش موثری در فراگیری افراد ایفا می کنند. سبک های یادگیری را می توان توجیه کننده بسیاری از تفاوت های فردی در کلاس درس دانست. به سخن دیگر یکی از متغیرهایی که تاثیر بسزایی بر میزان یادگیری افراد دارد و در عین حال ارتباط کمی با هوش دارد سبک یادگیری افراد است کانیه (1368 )

برخی از دانش آموزان به سرعت پاسخ دهی در انجام تکالیف اهمیت می دهند. و دسته دیگر به صحت و دقت پاسخ اهمیت می دهند و چندان توجهی به سرعت در پاسخ دهی ندارند بنابراین بیشتر اوقات در حال مطالعه هستند، تعدادی از دانش آموزان تند، سریع و بدون معطلی و بدون صرف وقت زیاد یک مساله را حل می کنند چون که آنان با اولین جوابی که به ذهنشان می رسد پاسخ می دهند بنابراین بیشتر مرتکب خطا و اشتباه می شوند در مقابل برخی از دانش آموزان تکالیف را به آرامی و دقت ارزیابی می کنند و به جزئیات کارها نیز توجه می نمایند و با تاخیر و وقت زیاد به مسائل جواب می هند و کمتر مرتکب خطا و اشتباه می شوند. ادراک و به خاطرسپاری دانش آموزان در مورد مطالبی که قصد یادگیری آنان را دارند متفاوت می باشد، برخی از آنان در مقابل نقطه نظرات جدید و متفاوت از خود انعطاف پذیری نشان می دهند و در مقابل برخی از خود مقاومت نشان می دهند و در برابر راهکارهای جدید از خودشان انعطاف پذیری نشان می دهند. عده دیگر از دانش آموزان فقط به حفظ مطالب علمی می پردازند و عده دیگر توانایی برگرداندن نوشته های علمی را به زبان خود و جملات دیگری از خود نشان می دهند، تعدادی از آنان توان یادگیری و درک مقدار زیادی از اطلاعات و ترکیب آنها را دارند و در مقابل تعدادی فاقد این توانایی می باشند.

در یادگیری، برخی به صورت کلی و برخی به صورت تحلیلی مطالب علمی را یاد می گیرند، گروهی از دانش آموزان پشتکار خوبی در مطالعه و یادگیری دارند و برعکس بعضی از دانش آموزان برای رسیدن به اهداف تحصیلی و عملکرد تحصیلی بالا می بایست دائم به آنها گوشزد کرد و احتیاج به تشویق و تقویت دارند، خودانگیخته نیستند. در مقابل برخی نیاز به کنترل و احتیاج به تشویق و تقویت ندارند خود انگیخته هستند. تعدادی از دانش آموزان ترجیح می دهند با همکلاسی های شان به صورت گروهی یاد بگیرند و عده دیگر ترجیح می دهند که در موقع یادگیری به تنهایی مطالعه کنند و … اما کدام سبک یادگیری با عملکرد تحصیلی دانش آموزان رابطه دارد و میتواند در عملکرد تحصیلی دانش آموزان موثر باشد؟ لذا در چارچوب نظری تئوری « هان و دیوید کلب» که بیان می دارند که سبک های یادگیری افراد شامل ده سبک یادگیری  می باشد

فیزیولوژیکی

عاطفی

همگرا

واگرا

جذب

انطباق

وابسته

نابسته

تاملی

تکانشی

 

روش ها ونکات مهم در یاددهی

درواقع میتوان گفت که سبک یاددهی معلم تاثیر مستقیمی در افت وپیشرفت تحصیلی دانش اموزان دارد مهمترین این عوامل وروش ها درادامه قید می گردد:

تنوع گرایی در سطح یاددادن مطالب

تجربه وعلم ثابت کرده است که آموزش های سکون ویکنواخت جزء کسالت آوری حاصلی نخواهد داشت برعکس درس هایی که با تنوع گرایی وشکستن قواعد سکون حاصل می شود هم از نظر عملی وتئوری نتایج بسیار بهتری خواهد داشت.

 

برخورد با دانش اموزان هنجار شکن

حتما در دوران اموزش با دانش اموزانی برخورد خواهید کرد که روال عادی آموزشی ندارند وحالت قلدر مابانه ای دارند وبه اصطلاح کنار امدن با آنان سخت است بسیاری از معلمین گزینه تنبیه واخراج از کلاس را دراین مواقع مفید می دانند اما این یک روش مقطعی است ودر واقع روشی برای فرار از موقعیت است.روش های دیگری برای توجیه رفتاری واصلاح رفتاری این دانش اموزان وجود دارند باید بدانیم که اکثر این افراد حالتی خصمانه ندارند بلکه یک حس رهبری وخود بالاتر بینی دارند برای اینکه آنها را با جریان کلاس همراهی کنید وبفهمانید که اداره یک کلاس تابع اصولی است بهتر است که آنان را دراداره کلاس شرکت دهید وبا گذاشتن مسئولیت هایی برگردن آنها انان را فردی اجتماعی ومسئولیت گرا پرورش دهید ونه افراد ی پرخاشگر.باید بدانید همه این دانش اموزان کنجکاوو کودک هستند وتحت تاثیر  عوامل بسیاری چون خانواده،دوستان،رسانه و… هستند.البته میتوانید از سیاست تعویض دانش آموز مشکل آفرین با دیگر همکاران استفاده کنید.کسی که به دانش‌آموزانی در سطح متفاوت از کلاس شما درس می‌دهد. او کودک مشکل‌آفرین شما را می‌پذیرد، شما نیز دانش‌آموز مسأله‌ساز او را می‌پذیرید. این شیوه مدیریت کلاس به همان میزان که بیشتر حالت آموزشی دارد، از حالت تنبیهی کمتری نسبت به زمانی که دانش‌آموز را در سالن نگه داریم و یا به دفتر مدرسه بفرستیم، برخوردار است. توجه داشته باشید که هدف از این معاوضه دانش‌آموز با همکار، ایجاد تشویش برای کودک یا تنبیه او نیست. تنبیه پیامدی که کاملاً مجزا در یادگیری عملی است. هدف صرفاً قراردادن کودک در محیطی متفاوت است، جایی که او می‌تواند دوباره به انجام وظیفه‌اش مشغول شود. انتقال دانش‌آموز از کلاسی به کلاس دیگر، باید بی سر و صدا و بدون هیاهو و نیز حتی الامکان با ملایمت و آرامش صورت بگیرد

سوال وجواب دروس

هنوز ما در فضاهای آموزشی خود حکم فرمایی روش های سنتی را می نگریم درحالی که درجهان امروز وگسترش تکنولوژی این امر پذیرفتنی نیست باید یقین پیدا کنیم دانش اموزان کنونی از  دانش آموزان بیست سال پیش به مراتب سطح اطلاعاتی عمومی شان درقبال وسایل ورسانه و…بالاتر است.الان برخلاف گذشته دانش اموزان با عناصری چون موبایل،کامپیوتر،بازیهای رایانه ای،وسایل آموزشی خانگی،و…. ارتباط ووابستگی بیشتری دارند این درحالی است که در دوران گذشته این مسائل وجود نداشت.

يکي از روشهايي که آموزش صحيح و ماندگار را در پي دارد طرح سؤال از دروسي است که تدريس مي شود. به اين منظور از دانش آموزان مي خواهيم جعبه زيبايي به نام جعبه پرسش تهيه کنند(با سليقه خودشان تزيين کنند. تصوير بزرگان و دانشمندان را روي آن بچسبانند يا آن را شبيه کتابخانه کوچک بسازند و…) پس از تدريس هر درس سؤالات آن درس را بنويسند و داخل جعبه بگذارند. اين جعبه کاربردهاي فراواني دارد براي ارزشيابي تشخيصي و يا اجراي مسابقه و حتي امتحان ميتوان از اين جعبه بهره مند شد زيباترين جعبه هایی که سؤالات مفيدي هم داشته باشند تشويق شده و نمره مي گيرند.

مقابله باتضادها

گاهی پیش می آید که در سر کلاس دانش آموزان نه از روی غرض ورزی اقدام به کارهایی می کنند مثلا کشیدن عکس معلم برروی تخته،کشیدن تصاویر برروی دیوارو…..سوال اینجاست باید معلم عصبانی شده وفرهنگ تنبیه را پیاده کند؟آیا این بینش رفتاری جوابگو خواهد بود؟آیا این نوع رفتار سبب دلسردی دانش آموز نخواهد شد؟

وقتي معلم وارد كلاس شد ،كاريكاتوري از چهره اش را روي تخته سياه ديد .كاريكاتور، زننده، دقيق و مضحك باشد. كلاس منتظر واكنش معلم است. معلم با شوق و علاقه به آن نگاه كند و سپس بگوید: « آنقدر خوب كشيده شده كه آدم حيفش مي آيد پاك كند. صبر ميكنيم تا هنرمندي كه اين كاريكاتور را كشيده، آنرا روي كاغذش كپي كند. من به اين كاريكاتوريست با استعداد تبريك مي گويم.» با اين عمل پختگي خود را نشان داد. هيچ گونه رنجش شخصي از اين كاريكاتور زننده به دل نگیرد. از شوخي يك دانش آموز ، آزرده خاطر نشود. دنبال دانش آموز خطاكار نگردد و سعي هم نكندكه او را شرمسار كند. از موعظه بي ثمر و بحث اخلاقي خودداري كرد. به جاي آن، خلاقيت دانش آموز را تشويق كرد و هنر او را محترم شمرد.اما توصیه هایی برای رشد دانش آموز درصورت علاقه مندی وی به هنر انجام دهد.

 

 

روش طراحی سوال

طرح سوال وآزمون همیشه در طول تاریخ و ودر همه مراکز چه دولتی وغیر دولتی میزانی برای سنجش بوده است که این سوالات یا جنبه کتبی ویا عملی وشفاهی داشته است.در مدارس ابتدایی نیزاینگونه است اماباور غلطی که جکم فرماست که معلمین به این سیستم طراحی بیشتر از دیدگاه نمره ای می نگرند بلکه آن را باید از جنبه توان عقلانی وفکری دانش آموز نگریسته شود اگر معلم بتواند دو دانش آموز با قوه درک فهمی بالا پرورش دهد بهتر از صد دانش آموز است که فقط به قوه حفظ کردن مسائل استناط می کند وآن را وسیله برای یادگیری وبه کارگیری درآینده نمی نگرد.تفاوت سواد آموزی الان با دوران قدیم نیز درهمین مساله بوده است.دردوران قدیم  بیشتر سوالات جنبه سواد سنجشی داشته است نه نمره سنجی بدینسان بوده است که درتاریخ این مرز وبوم شاهد درخشش دانشمندان به نامی بوده ایم یکی از عوامل عقب ماندگی کشورما از سایر کشور این است که رسالت آموزشی فراموش گردیده ویا کمرنگ شده است.

درپايان هر ماه تعدادي سوال که بيشتر حالت تفهيمي دارد طرح کرده و در اختيار دانش آموزان قرار مي دهيم که بايد به صورت گروهي در کلاس پاسخ دهند بعد از جمع آوري و تصحيح برگه از هر گروه بالاترين ميانگين نمرات در هر گروه برنده شناخته مي شود و به اعضاي گروه جايزه اي تعلق مي گيرد.براي درس دستگاههاي شمار، شما مي توانيد از سوالاتي كه با آموخته هاي قبلي دانش آموزان تضاد دارد، استفاده كنيد. مثلا از فرد لالي مي پرسند كه اگر از پنجه باز دو انگشت را حذف كنيم چه تعداد انگشت باز باقي مي ماند؟ و او در پاسخ مي نويسد 11 ! و البته پاسخ او درست است! چگونه چنين چيزي امكان دارد؟

 

تنفیذ مسئولیت

برخی معلمین براین باور هستند که تقسیم مسئولیت درکلاس باعث سست شدن جایگاه انان در اداره کلاس می شود وجایگاه مدیریتی آنان در کلاس کمرنگ می شود اما بالواقع این طور نیست.

به دانش آموز مسئوليت بدهيد و خود رهبري كنيد. اگر هر دانش آموز يك وظيفه تعريف شده و به صورت فوق برنامه داشته باشد، ياد ميگیرد با ديگران همزيستي كند نه گوش به فرمان باشد. شما هم در كلاس داري راحت هستيد. سعي كنيد مسئوليتها با شغلهاي جامعه در ارتباط باشد.

پرهیز از پرگویی وگرایش به تفکر گرایی

از قدیم ودر احادیث وادبیات مان به این امر تاکید شده است که گزیده گویی در کم حرفی است وپرگویی وپرحرفی جزء پدید آوردن جریانی کسالت آورو ملالت آور حاصلی ندارد.در فرآيند تدريس معلمي موفق تر است که کمتر حرف بزند و بيشتر دانش آموزان را به تفکر وا دارد. در ابتداي تدريس از يک مبحث مشخص چند سوال طرح کرده،سپس به دانش آمزان فرصت دهد که مبحث مورد نظر را مطالعه کنند.سپس همان پرسشها را از آنان بپرسد.دانش آموز بايستي پس از مطالعه بتواند به پرسش ها پاسخ دهد.البته  معلم انتظار نداشته باشدکه دانش آموز بتواند به همه پرسشها پاسخ دهد زيرا پرسشها از سطوح مختلف حيطه شناختي هستند. پس از پرسش مطلب را تدريس نماید .(البته تدريس با روش هاي مختلف تدريس صورت مي گيرد و فقط به صورت سخنراني نيست.)و مجددا همان پرسشها را از دانش آموزان بپرسد و نمره گذاري کند.در جلسه بعد هم به تدريج با افزايش سطح پرسش ها کار را ادامه دهد. اين روش مزايايي دارد:

 1-دانش آموزان را وادار به مطالعه ميکند و انان روش صحيح مطالعه را ياد ميگيرند.

 2-دانش آموزان مطالب درسي را در همان جلسه کلاس ياد ميگيرند و در منزل فقط مرور ميکنند.

 3-با نظر خواهي در مورد پرسش ها از بقيه دانش آموزان، هم کلاس فعال خواهد شد و هم دانش آموزان کم کار وادار به کار ميشوند.

4-دانش آموزان در پايان ترم يک مجموعه از نمونه سوالات خواهند داشت 5-رابطه معلم با دانش آموزان يکطرفه نخواهد شد.

 6-در اين روش دانش آموز با کتاب درسي انس بيشتري مي گيرد و از آن به عنوان يک ابزار مهم در آموزش استفاده بهتري مي برد.

 7- آموزش گروهي در اين روش قابل اجراست.

شادومهیج داشتن محیط کلاس

كلاسي كه شاد و مهيج نبوده و دانش اموزان در آن علاقه اي به كار نداشته باشند، نمی تواند كلاس مفید باشد. كلاس بايد براي دانش آموزان شاد و مهيج باشد تا دانش آموزان در اين محيط بتوانند ايده يابي ، ايده سازي و راه حل يابي كنند. در اين مورد براي فهم عميق دروس توسط دانش آموزان اولويت هاي زير را در كلاس جدي بگيريم :

 

1 – دادن فرصت تفكر به دانش آموزان بعد از هر سوال يا فعاليت

 2 – دادن فرصت ابراز عقيده و اظهار نظر

 3 – دادن فرصت براي دست و پنجه نرم كردن دانش آموزان با مفاهيم رياضي (فردي يا گروهي)

 4 – دادن فرصت پيش مطالعه و مطالعه و پس مطالعه

 5 – دادن فرصت طرح سوال (سوالهاي ساده – متوسط – نكته دار)

 6 – داشتن نوآوري و ابتكار و توانمندي در برقراري رابطه صميمانه – محترمانه بادانش آموزان به نحوي كه اين ارتباط دوطرفه بوده و فقط در كلاس نباشد و در محيط خارج از كلاس نيز ادامه داشته باشد

 7 – داشتن وبلاگ توسط دبير و ارائه برخي مطالب جالب و موازي با مفاهيم رياضي در اين وبلاگ كه دانش آموزان از آن استفاده نمايند .

انضباط کاری

براي هركلاس يك فرم انضباطي تهيه كرده كه در آن اسامي دانش آموزان و تاريخ جلسات درسي در پشت و روي آن نوشته شده باشد. و آنها را به نمايندگان كلاسها بدهید. در هر جلسه تا رفتن معلم به كلاس، نماينده كلاس در يك طرف فرم به دانش آموزان ساكت و منضبط، علامت + و در طرف ديگر فرم به دانش آموزان شلوغ علامت – مي دهد. هرازگاهي تعداد مثبت و منفي دانش آموزان را در كلاس توسط معلم خوانده شده و به دارندگان مثبت بيشتر مسئوليت هاي مختلف بدهد مثلا” سه نفر از آنها را بعنوان شوراي كلاس تعيين کرده و اختيارات ويژه اي را هم به آنها بدهد يا يكي از آنها را (دارندگان مثبت بيشتر) مسئول فيلم و تكنولوژي مي كنم يا ديگري را مسئول بازديد و اردو يا مسئول امتحانات و … البته نوع مسئوليت آنها با توجه به تعداد مثبت آنها تعيين مي شود . و دانش آموزاني كه منفي دارند از يك سري كارها محروم كرده و تكاليف ويژه اي بدهد.

اعتماد به توانایی دانش آموزان

به توانايي هاي دانش آموزانمان ايمان و اعتقاد داشته باشيم و آنها را باور كنيم از آنجايي كه حدود 75% يادگيري دانش آموزان از طريق بينايي انجام مي شود پس تا دانش آموزي كاربرد مفهوم درس را نبيند و آن را حس نكند به طور عميق ياد نمي گيرد پس از دانش آموزانمان بخواهيم در مورد هر مفهومي كه مي خواهيم تدريس كنيم يك وسيله كمك آموزشي ساخته و به كلاس بياورند(به صورت گروهي) ( البته با راهنمايي معلم ) به خصوص دروس هندسه كه ساخت وسايل مربوطه مي تواند بسيار ارزان و آسان ساخته شوند آن وقت مي بينيم كه دانش آموزان با چه حرارت و ذوق و شوقي درس را فراگرفته آن را توسعه مي دهند.

استفاده از جزوه

اگر تقريبا براي هر درسي جزوه ي آموزشي داده شود بسيار خوب است و به دانش آموز کمک ميکند تا سطح عميقي از سوالات را بهتر درک کند.استفاده از جزوه راهی برای بهتر فهمیدن متون درسی است دانش آموزان چون ارتباط مستقیمی با معلم خود دارند مطالب گفته شده به زبان معلم خویش را بهتر می فهمند.

 

گروه بندی

در برخی موارد گروه بندی دانش آموزان براساس رنگ ویا کلمه مورد دلخواه اعضای گروه اشتیاق دانش آموزان را به فهم مطالب بیشتر می کند.

براي دوره درس ويکنواخت نبودن کلاس واشتياق بچه ها براي حل سوال بعداز گروه بندي که بر اساس درسي-دوستي انتخاب کردم نام گروهها را با رنگ مورد علاقه خودشان نامگذاري کردم (با تهيه جايزه از طرف انجمن مدرسه) . سوالي راروي تخته مينويسم گروهها جواب خود را به من نشان ميدهند بعداز پيدا کردن جواب درست يکي از اعضا گروه پاي تخته ميرود..اگرجواب درست باشد جايزه اي به اوميدهم.يا اينکه گروه ها براي هم سوال طرح میکنند و جواب سوال رابررسي ميکنم جايزه اي به آن گروه میدهم آن گروه سوال را براي گروه ديگر مطرح ميکندبه اين ترتيب فضاي کلاس از بي روح بودن ومتکلم وحده بودن به جايي با نشاط تبديل ميشود و کلاس رياضي ديگر خشک و بيروح نخواهد بود . از طرفي مطالب رياضي هميشه تکرار و دوره ميشوند.

ایجاد انگیزه

هر معلمی علاوه بر شخصیت معلمی دارای یک شخصیت فردی وعادی است ومعلم نیز به مانند سایر افراد جامعه درگیر یکسری مشکلات شخصی وخانوادگی است.بنابرایننباید از معلم انتظارات فراتر از یک انسان داشت اما ببا این وجود چون معلمی از نظر اجتماعی وعلمی دارای حساسیت های مخصوص به خود است نباید فقط جنبه مالی ودرامدزایی را هدف خود قرارداد بلکه یک معلم باید بداند که مشکلات فردی  وشخصی وی نباید یک مشکل شغلی قلمداد شود وانگیزه وی را برای تدریس نابود سازد.

وجوددقت وتوجه ازعوامل مهم درفراگیری مطالب درسی است ودقت وتوجه کم سبب یادگیری ضعیف دردانش آموزان می گردد.بنابراین معلمان ومربیان برای افزایش سطح توجه ودقت دانش آموزان، باتوسل به تدابیروروشهای مختلف،می توانند توجه دانش آموزان رابه مطالب درسی جلب نمایند.درحقیقت معلم بایددرکلاس درس،نقش یک محرک رابازی کند.معنی دار کردن مطالب،پیچیدگی وسهولت یاسختی وآسانی مطالب وگفته ها،رفتارهای معلم ازقبیل نگاه کردن یکسان وهمه رامخاطب قراردادن،کیفیت نوشته های معلم برروی تخته،همه به طورمستقیم توجه ودقت دانش آموزان راتحت تأثیرقرار می دهد.معلم بااستفاده ازتدابیرآموزشی می تواند بعدازایجادتوجه ودقت دردانش آموزان آن رادرسطح مطلوب حفظ نماید.ازسوی دیگرکم یازیادبودن علاقه دانش آموزان نسبت به یادگیری وآموختن موضوعهای مختلف درسی به تجارب آنها دربرخوردبااین موضوع ها ارتباط دارد.تجارب یادگیری دانش آموزان دردرسهای مختلف وقتی به صورت موفقیت ها یا شکست های پی درپی باشد، سبب ایجاد تصوراتی نسبت به تواناییهادررابطه بایادگیری موضوع های مختلف می شودوحتی انگیزه آنهارادررابطه باموضوع های مشابه،تحت تأثیرقرار می دهد.اگردانش آموز معتقد باشدکه درگذشته،دریادگیری مطالب مشابه بامطالب جدید موفق بوده است باعلاقمندی ودقت به مطالب جدیدگوش فراداده وآنها رامی آموزد، اما اگر به این اعتقاد رسیده باشدکه یادگیری مطالب جدید نیزمانند یادگیری مطالب مشابه درگذشته منجر به شکست خواهد شد،نسبت به یادگیری آن مطلب ازخودعلاقه نشان نخواهد داد.این انگیزه های مثبت ومنفی ابتدا مشخص ومحدود به موضوعهای خاص درمدرسه هستند،اما باافزایش تجارب مثبت یامنفی، گسترش می  یابند وتا آنجا پیش میروند که تمام دروس رافرامی گیرند. اگر تجارب داتش آموزازمحیط مدرسه خصوصاً درسالهای نخست تحصیلی حاکی از وجودشایستگی ولیاقت درمدرسه باشد،تجارب احساس موفقییت وافزایش اعتماد به نفس درسالهای آتی نیزتکرار خواهد شد.چنین فردی قادرخواهد بود باتکیه براین تجارب موفقیت آمیزدرحین تحصیل آن رابه زندگی واقعی خودتعمیم دهد وبدون تحمل سختی بربحران ها،فشارهاواسترس های شدیددرزندگی غلبه کند.این احساس لیاقت وشایستگی که در مدرسه آموخته می شود،وی راقادرمی سازددرحل مسائل ازروشهای واقع بینانه ای استفاده کند.ازسوی دیگر،تجارب شکست وعدم شایستگی طی سالیان تحصیل درمدرسه دردانش آموزان سبب ایجاد علائمی ازاحساس حقارت وخودکم بینی وپریشانی می شودوبرارتباطات آنها دردنیای خارج ازمدرسه نیز تأثیرمی گذارد.

ذکر بسم ا…

براساس الگوها وباورهای دینی ذکر خداوند ویاد او در شروع کار انرژی مظاعفی به انسان می دهد ومعنوی گرایی ودین باوری واهمیت آن در فضای کاری حتی در تحقیقاتعلمی نیز ثابت گردیده است.بنابراین شروع کار وتحصیل وکلاس با یاد خدا علاوه برآثار تربیتی وآموزشی سبب ساز تربیتی دین محور درآموزش می گردد.

عدم یکنواختی درلحن صحبت

اگر به سخنرانی سخنوران نامدار توجه کرده باشید هیچ سخنران قابل وماهر لحن یکنواختی در نوع بیان خود نداردمعلم نیز اینگونه باید باشد حتی خداوند کریم نیز در قران وبه عنوان اولین وآخرین معلم انسان در آیات عظیم الشان خود دراین کتاب آسمانی از لحن خاصی وبا تن های مختلف استفاده می کند  وبراساس معنای هر آیه با صوت ولحن وآهنگ خاصی آیات را برانسان ارائه کرده است.ومعلم نیز باید دراداره کلاس اینگونه باشد.

 

حالات ظاهری

روحیه بشاش داشتن وداشتن حس اعتماد ورضایت در دانش آموزان نیز کشش بیشتری برای یادگیری وتعلیم فراهم می کند از انسان کسل نباید انتظار کلاسی ودانش آموزانی سرزنده را داشت .اخلاق نیکو وروحیه ای باز سبب داشتن کلاسی با راندمان وبازدهی بالاتری می گردد.

استفاده از کلمات وواژه های ساده تر وملموس تر

برخی از معلمین براین باور غلط هستند که استفاده از واژه های سنگین به دانش آموزان این مطلب را القا می کند که معلم از سواد علمی بالاتری است درحالیکه معلمین از این وضعیت وفعل غافل می مانند که اولین  گام در حصول موفقیت آموزشی ایجاد ارتباط ودرک در دانش آموز است وهر چه فهم واژه ها واصطلاحات برای دانش آموز راحت تر باشد دانش آموز نیز به درک بالاتری می رسد.

توجه وارائه مطالب جالب

نباید در آموزش دروس برقسمت هایی که برای دانش اموز جذابیت وکاربرد نداردتکیه کرد بلکه باید سعی کرد بر قسمت هایی تکیه کرد که برای دانش آموز تازه گی وجذابیت داشته باشد

به روزبودن اطلاعات

دانسته های معلمین در حوزه های مختلف،جغرافیا،ریاضی،و… باید همیشه با دنیای روز به روز باشد وآخرین تحولات درسی وعلمی باید مد نظر معلم باشد

حضور وغیاب

حضور غیاب در کلاس ابتدایی ترین وموثر ترین روش برای به ذهن سپردن چهره ونام دانش آموزان می باشدبدین منظور نباید از این امر به بهانه وقت گیر بودن غافل شد.

دربیرون وداخل کلاس سعی کنیم یک شخصیت باشیم

دانش آموزان علاقه بسیاری دارند که ببینند که آیا معلمین در زندگی شخصی شان هم همانطوری هستند که در کلاس آن جور رفتار می کنند بنابراین مراقب رفتار خود در فضای بیرون کلاسی باشید تا الگویی مناسب برای دانش آموزان باشید.

سیاست تشویق بهتر از تنبیه

همیشه این را بدانید که انسانها به دلیل ذات اجتماعی بودن شان تمایل زیادی برای موردتوجه قرار گرفتن ومحبت دارند بنابراین در صورتی که دانش اموزی در درس های خود موفق است حتما مورد توجه قراردهید

پرهیز از تفهیم ایرادات ظاهری وجسمان ی دانش آموز به وی

برخی از دانش آموزان شاید از برخی لحاظ با دیگران فرق داشته باشند مثلا لکنت زبان داشته باشند یک معلم نباید این کمبود ها ونقصان ها را به رخ دانش آموز بکشاند چون هم از لحاظ شخصیتی وروحی برای دانش آموز صدمات بزرگی به همراه خواهد داشت.

 

زبان نکو داشتن

متاسفانه برخی از معلمین با زبان نرم بیگانه اند ومحیط  وقداست فضای آموزشی را فراموش کرده ودانش آموز را با بدترین الفاظ مورد حمله قرار می دهند درحالیکه از مضرات واثرات ثانویه آن بی اطلاع هستند.

بسیاری از معلمان در برخورد با دانش آموزان بدرفتار از کلمات نیشدار و زننده استفاده می کنند. برخورد غیرجدی و مسخره آمیز بعنوان یک وسیله کنترل و یا به عنوان عکس العمل معلم، در مقابل دانش آموزان یک مورد تهدید به حساب می آید. به ویژه برای دانش آموزان خردسال که از معنای شوخی بزرگسالان درک درستی ندارند، شوخی را نوعی مسخره کردن در نظر می گیرند که هدف آن دست انداختن است. البته این به این معنا نیست که کلاس باید دارای جوی خسته کننده و بی نشاط باشد، بلکه دانش آموزان، نباید موضوع شوخی باشند، حتی اگر در نظر اول بی ضرر تشخیص داده شود.

مهربانی را با سختگیری ترکیب کنید. بچه همیشه باید احساس کند شما دوست او هستید در عین حال شاید انتظار برخی رفتارها را از او ندارید.

رسیدگی به مسائلی را که به نظر می رسد به زمان تدریس شما لطمه می زند به وقت دیگری موکول کنید. سعی کنید روابط خود را با دانش آموزان بهتر کنید یا حداقل آن را تخریب نکنید. هر مسأله حل نشده ای را پیگیری کنید.

معلمانی که به هنگام مواجه شدن با دانش آموزان دارای خلق و خوی ثابت و آرامی باشند، احتمال بسیاری دارد که ارتباط خود را با دانش آموزان افزایش دهند. دانش آموزان دوست دارند تکیه به معلمانی کنند که با ثبات و قابل پیش بینی اند.

معلمانی که خواهان یک ارتباط مثبت و کارآمد با دانش آموزان خود هستند، باید به دانش آموزان این میل را از طریق نشان دادن توانایی آنان به خودشان انتقال دهند. یک راهکار این است که معلم تکالیفی با سطح دشوار متوسط تعیین کند. در واقع تعیین تکالیفی که تواناییهای حاضر دانش آموزان را بدون خطر شکست گسترش می دهد تا حس اعتماد به نفس را به دانش آموز انتقال دهد.

عدم پرهیز به فرق دادن

هرگز دانش آموزان را نباید براساس ویژگی های فردی،خانواددگی،و… با دیگران فرق داد بلکه باید میزان فرق براساس نمره ویا سطح آمزشی بوده تا حس رقابت سالم را در دانش آموزان زنده نگه دارد.

تمیزی ظاهر

النظافه من الایمان.سخنی که برای همگان آشکار است ومعنی آن را می دانند براساس آیین هاو احادیث دینی وفرهنگی ما نظافت وداشتن ظاهری آراسته تاثیر زیادی در ارتباطات دارد.اولین چیزی که رد برخورد دو فرد خودنمایی می کند ظاهر است بنابراین نظم بخشی به ظاهر در معلم باعث تشویق دانش آموزان برای حفظ ظاهر وانضباط فردی می شود.

استفاده معلمان از لباس‌های تکراری، ساده و رنگ‌های تیره موجب عدم توجه و ایجاد نارضایتی و بی حوصلگی دانش‌آموزان در کلاس می‌شود. در حال حاضر یکی از تکنیک‌های جذب دانش‌آموز، استفاده معلمان از پوشش طرحدار با رنگ‌های کرم، آبی، سفید و سبز است رنگ‌ها در روح و روان انسان‌ها اثری دارد که موجب تغییر رفتار می‌شود و رعایت این اصول در محیط مدرسه به تغییر و تحول اساسی در پیشرفت دانش‌آموزان می‌انجامدرنگ پوشش معلم، فعالیت ذهن و هوش دانش‌آموزان را افزایش می‌دهد و باید در نظر داشت فعال‌شدن هوش دانش‌آموز منجر به بروز خلاقیت، تلاش و کوشش فرد در یادگیری می‌شودباید در نظر داشت استفاده معلمان از لباس‌های تکراری، ساده و رنگ‌های تیره موجب عدم توجه و ایجاد نارضایتی و بی حوصلگی دانش‌آموزان در کلاس می‌شودمعلمان باید لباسی بپوشند که از طریق آن هم شئونات اسلامی رعایت شود و هم ارتباط نزدیک با دانش‌آموزان داشته باشنداگر معلم براساس تأکیدات قرآن کریم از رنگ‌های شاد مانند رنگ سفید و آبی در پوشش خود استفاده کند، دانش‌آموزان نیز در ایجاد و تدوام ارتباط با معلم، همکاری لازم را خواهند داشت آموزش و پرورش باید در نظر داشته باشد که اگر معلمان در کنار رعایت پوشش اسلامی، از لباس آراسته و طرح‌دار با رنگ‌های شاد و نشاط ‌آور استفاده کنند، ترس دانش‌آموزان از محیط مدرسه و معلم از بین می‌رود

گذشت

حس گذشت را داشته باشید واز خطاهای کوچک دانش آموزان  چشم پوشی کنید تا دانش آموز  به اشتباه خویش پی ببرد در صورت تکرار تذکری مختصر دهید وشتابزده عمل نکنید.

ایجاد حس پژوهش گری

باید به دانش اموز معلم بفهماند که نباید دانش آموز به مطالب کتاب بسنده کند بلکه براساس مطالب هر درس از منابع دیگری چون طبیعت،اجتماع،خانواده،کتاب،رسانه،و….مراجعه واستفاده کند.معلم باید به دانش آموز بفهماند  که آنها همیشه باید قدردان افرادی باشند که برای آنها زحمت می کشند.

تسلط علمی

همواره این مطلب را باید یک معلم بداند که وی از نظر یک دانش آموزیک الگوی علمی است بنابراین وی باید به سلاح علم مجهز باشد اما این شجاعت راباید داشته باشد که رد برخی موارد که اطلاع علمی کافی ندارد شجاعانه به دانش آموز بگوید نمی داند ولی به دنبالش می رود تا بفهمد

تکلیف شب مسئله همیشگی دانش‌آموزان و اولیای آنان

تکالیف شب تعلق به دوران خاصی ندارد، برخی تکالیف شب را مخصوصاً در سطح ابتدایی کاری بیهوده می‌دانند و تکالیف شب زمانی می‌تواند وسیله‌ای برای نزدیک کردن و ایجاد صمیمیت بیشتر بین کودکان و اولیا شود، که اکراه در انجام تکالیف گاه ناشی از جذابیت محیط اطراف بخصوصی بازی با دوستان یا تماشای تلویزیون می‌باشد و از طرفی شاید اولیا کودکان تصویر مثبتی از کار و فعالیت جدی به او ارائه نداده‌اند، در این‌صورت چگونه می‌توان از کودکی انتظار اشت که از کار کردن لذت ببرد، در حالیکه هرگز چنین الگویی را در اطراف خود ندیده است و هرگز به او نشان نداده‌اند که انجام یک کار جدی و حل یک مشکل تا چه حد می‌تواند لذت‌بخش باشد و ارزش این را دارد که انسان به خاطر آن لذتهای زودگذر را فرا می‌کند.

مدیریت در کلاس

مشکلات آموزشی به گونه‌ای غیرمنتظره به وجود نمی‌آیند، بلکه عواملی باعث ایجاد آنها می‌شوند. خانه و محیط‌های خارج از مدرسه تأثیر عمده‌ای روی کودکان و در نتیجه آمادگی آنها برای امتناع از ورود به مدرسه اعمال می‌کنند. ما به عنوان معلم در مورد این عوامل کار زیادی نمی‌توانیم انجام دهیم.ما می‌توانیم آن سلسله عوامل درون مدرسه را که سبب تمایل به یادگیری می‌شوند، مورد بحث قرار دهیم.این پیشنهادها، در صورتی که به طور منظم، با قاعده و آگاهانه به کار گرفته شوند، مدیریت کلاس درس را بهبود خواهند بخشید.

سبکهای مدیریت در کلاس

سبک معلم، مجموعهای از رفتارها و دیدگاههایی است که وی برای به وجود آمدن بهترین وضعیت ممکن برای انجام آموزش به کار میگیرد. نقش اولیه معلم هنگام انجام فعالیت آموزشی، نقش مدیریتی است .

معلم موفق کسی است که میتواند یک موقعیت را ارزیابی نموده، با آگاهی نسبت به اهداف آموزشی و شرایط محیطی، عاطفی و متفاوت سبکهای مناسب را در کلاس تجربه کند و با بهره گیری از تجارب خود بهترین ومناسب‎‎ترین  سبک را با توجه به هدفها و انتظارات برگزیند. در این راستا، سبکهای مدیریتی زیر مورد توجه قرار میگیرد:

 

 

1ـ سبک مدیریت مقتدرانه ـ استبدادی

معلمی که در مدیریت کلاس خود از سبک مقتدرانه ـ استبدادی استفاده می‏کند، دانشآموزان را بسیار محدود و کنترل می‏کند. دانشآموزان غالباً در تمام مدت آموزش در صندلیهای خود مینشینند. میزها و صندلیها معمولاً در یک ردیف و به صورت سنتی چیده شدهاند و هیچ انحرافی در چیدن میزها وجود ندارد. این معلم به ندرت اجازه خارج شدن از کلاس را به دانشآموزان میدهد و هیچ عذری را برای غیبت نمیپذیرد. غالباً کلاس او آرام است. دانشآموزان میدانند که نباید مزاحم معلم شوند. آنان نباید هیچ صحبت و یا بحثی در کلاس داشته باشند. دانشآموزان معلم مقتدر فرصتی برای یادگیری تا تمرین مهارتهای ارتباطی ندارند. این معلم انضباط سخت را ترجیح میدهد و انتظار اطاعت محض دارد. ایستادن در برابر این معلم، منجر به نگهداری دانشآموز در مدرسه  یا ارجاع موضوع به دفتر مدیر مدرسه میشود، در این کلاس دانشآموزان دستورها رامستقیماً دریافت میکنند و حق هیچ گونه سؤالی ندارند.در نهایت، هیچ گونه نشانی که این معلم مقتدرـ مستبد از دانشآموزانش حمایت کند وجود ندارد.

دانشآموزان چنین معلمی به ندرت تشویق میشوند یا جایزه میگیرند. هم چنین او هیچ کوششی برای سازماندهی فعالیتهای آموزشی در کلاس انجام نمیدهد و این احساس را دارد که موارد ذکر شده مانع یادگیری دانشآموز میشود. وی اعتقاد دارد که دانشآموزان باید فقط به سخنرانی او برای کسب اطلاعات ضروری گوش دهند. احتمالاً دانشآموزان کلاس او از شروع فعالیت بیزارند، برای این که آنها احساس ضعف میکنند و اعتماد به نفس لازم را ندارند. این معلم به دانشآموزانش میگوید چه کار کنند و چه وقت کار کنند. او خود تمام تصمیمات کلاس را میگیرد. بنابراین سبک مدیریت او به ندرت باعث پیشرفت انگیزه یا تنظیم اهداف مشخصی میشود.

2ـ سبک مدیریت اقتدار گرایانه ـ مشاورهای

معلم سبک مستبد ـ مشاورهای محدودیتها و کنترلهایی برای دانشآموزان وضع نموده، اما هم زمان استقلال فردی را تشویق می‏کند. این معلم اغلب دلایل وضع قوانین و تصمیمات را توضیح میدهد. اگر دانشآموزی مزاحم کلاس است، مؤدبانه، اما سخت و محکم، او را سرزنش می‏کند. این معلم بعضی اوقات قوانین انضباطی خارج از کلاس را وضع می‏کند. معلم اقتدارگر، مشاورهای هم چنین شرایطی برای تعامل زبانی بین دانشآموزان، نظیر بحثهای انتقادی را فراهم میکند. دانشآموزان میدانند که میتوانند هنگام تدریس معلم از او سؤال کنند. این محیط فرصتهایی برای یادگیری مهارتهای اجتماعی فراهم میآورد. معلم در این سبک، نگرش مثبتی درباره دانشآموزان، شرح علایق و احساسات آنها دارد. کلاس او با تشویق و جایزه توأم است. او غالباً روی تکالیف دانشآموزان توصیههایی مینویسد و باز خورد مثبت به دانشآموزان میدهد. این معلم اقتدارگرا،اعتماد به نفس شایسته اجتماعی را تشویق می‏کند و انگیزه پیشرفت سطح بالا را پرورش میدهد. غالباً او دانشآموزان را از طریق پروژهای هدایت می‏کند. دانشآموزان درباره چنین معلمی میگویند: «این معلم را دوست داریم، او منصف است و میفهمد که دانشآموزان نمیتوانند بی نقص باشند. او معلمی است که شما میتوانید بدون هیچ گونه خجالتی مسائل و مشکلات را با او در میان بگذارید»

 

3ـ سبک مدیریت آزاد منشانه

معلم آزادمنش کنترل و محدودیت کمی بر دانشآموزان دارد. اوتلاش می‏کند به احساسات دانشآموزان آسیبی نرساند ودر گفتن نه یا تحمیل قوانین به دانشآموزان مشکل دارد. اگر دانشآموزی مزاحم کلاس میشود، ممکن است فرض کند که او توجه کافی به دانشآموز نداشته است وقتی دانشآموزی حرف او را قطع می‏کند،  او بر این باور است که دانشآموز مطمئناً چیز با ارزشی برای گفتن در کلاس دارد. چنین معلمی انضباط پیشنهادی رامی پذیرد، با دانشآموزان سر و کله میزند و خیلی مراقب آنهاست. او بیشتر متوجه احساسات دانشآموزان است تا اینکه آنها را کنترل کند. بعضی اوقات تصمیمگیریهای کلاسیاش را بیشتر بر اساس احساسات دانشآموزان تنظیم می‏کند تا بر مسائل آموزشی. او میخواهد دوست دانشآموزان خود باشد. او حتی ممکن است روابط خارج از کلاس را تشویق کند. او یک مشکل زمانی برای تنظیم مرز میان زندگی حرفهای و زندگی خصوصی دارد. به هر حال، این آزادی بیش از حد در کلاس، به مهارت و  شایستگی اجتماعی و کنترل شخصی میانجامد.

یادگیری مهارتهای اجتماعی برای دانشآموزانی که معلم آنان خیلی آمرانه عمل می‏کند، بسیار مشکل است. دانشآموزان غالباً این نوع معلم را دوست دارند. یک دانشآموز مدرسه راهنمایی درباره این معلم میگوید: «این معلم محبوب همه است، دانشآموزان مجبور نیستند همواره در کلاس جدی باشند. بعضی اوقات اوضاع از کنترل خارج میشود و ما اصلاً چیزی یاد نمیگیریم»

 

4ـ سبک مدیریت بی تفاوت

معلم بیتفاوت خیلی درگیر کلاس نمیشود. این معلم تقاضای کمی دارد و به کلاسهایش علاقهای نشان نمیدهد. معلم بی تفاوت نمیخواهد بردانشآموزان نفوذ داشته باشد. به این ترتیب، او احساس می‏کند که آمادگی کلاس ارزش تلاش و کوشش را ندارد. او اغلب از همان مواد آموزشی سالهای قبل استفاده می‏کند.

هم چنین نظم وانضباط کمی در کلاس چنین معلمی وجود دارد. این معلم ممکن است فاقد مهارتها و شایستگیهای لازم باشد. دانشآموزان نگرشهای معلم بی تفاوت را احساس و درک میکنند.

در کلاس چنین معلمی یادگیری خیلی کم صورت میگیرد. هر کس در کلاس حرکت و زمان راتلف می‏کند. در یک چنین محیطی دانشآموزان فرصت خیلی کمی برای مشاهده یا تمرین مهارتهای اجتماعی دارند. با توجه به انتظارات کمی که از آنها میرود، نظم وانضباط در چنین کلاسی خیلی کم است. دانشآموزان انگیزه اندکی برای پیشرفت دارند و از نظر کنترل شخصی کمبود دارند.

دانشآموزی درباره کلاس چنین اذعان می‏کند: « این معلم نمیتواند کلاس را کنترل کند و ما هیچوقت چیزی در آن جا یاد نمیگیریم. تکالیف سختی در کلاس گفته میشود و افراد به ندرت کتابهایشان را همراه میآورند»

 چنین معلمی هر سال از طرح درسهای مشابه و یکسان برای همه درسها استفاده می‏کند. هیچ وقت زحمت به روزکردن آنها را به خود نمیدهد. برای او روزها مثل هم هستند. هنگام تدریس، نخست بیست دقیقه از وقت کلاس را به روش سخنرانی اختصاص میدهد. بعضی اوقات او میخواهد فیلم یا اسلاید نشان دهد وقتی این کار را می‏کند، آنرا جانشین سخنرانی خود نماید. اگر زمانی باقی مانده باشد، به دانشآموزان اجازه میدهد به آرامی مطالعه و با یکدیگر صحبت کنند. آنان دردسری برای او ایجاد نمیکنند و به ندرت متوجه میشود که مسؤول تعلیم و تربیت دانشآموزان است.

رفتارهای خوب و مطلوب دانش‌آموزان را در نظر بگیرید

به دانش‌آموزان بفهمانید که رفتارشان را در نظر می‌گیرید. سعی کنید یک «پیام من» حاکی از قدرشناسی برای دانش‌آموزانی که رفتارشان خوب است را فهمانده‌اند، داشته باشید. می‌توانید بگویید «بچه‌ها، وقتی مه شما سر جایتان آرام می‌نشینید و تکلیفتان را انجام می‌دهید، به من کمک کنید تا به دانش‌آموزانی که احتیاج به مساعدت دارند، یاری کنم، و من واقعاً از این کار متشکرم.»

یا می‌توانید بگوئید «بچه‌ها ، وقتی شما وسایلتان را بعد از زنگ هنر جمع می‌کنید، باعث می‌شوید در وقت و انرژی من صرفه‌جویی شود. من می‌خواهم واقعاً از شما تشکر کنم.»

در هریک از این مثالها، بنابراین است که معلم همان‌گونه که احساس می‌کند، صحبت کند. آخر چرا به این احساس‌ها و حقایق یاری کننده اعتراف نکنیم؟ خوبیهای دانش‌آموزان را بفهمید و اجازه دهید که بدانند شما می‌فهمید!»

گاهی اوقات درک خوبیهای دانش‌آموزان به عنوان تلاشی برای افزایش رفتارهای مثبت آنها می‌تواند برای کاهش رفتارهای نامطلوب نیز به کار رود. این کار با سعی در مشاهده و تشویق دانش‌آموزان به هنگام انجام رفتاری شایسته انجام می‌گیرد.

تهیه چارچوب درس

پیش از آغاز درس، معلم باید چارچوبی برای آموزش تنظیم کند، این کار به دانش آموز کمک می کند تا با شیوه ارائه درس آشنا شوند. در این زمینه، پژوهش های انجام یافته در باره ی تدریس شش رفتار خاص را برای معلم معین کرده اند:

سازماندهی پیشاپیش مواد یادگیری

تعیین روندی روشن برای انجام کار در کلاس

صحبت با یادگیرندگان در باره آنچه باید یاد بگیرند و بحث با آنان در باره روش های مناسب برای یادگیری محتوای دانش و مهارتی

انجام آزمون در آغاز درس و ارائه توضیحات روشن کننده و بحث در باره هدف درس

ارائه تصویر کلی از درس (ارائه تصویر کلی از درس در کلاس های چندپایه نهایت فعالیت های یادگیری پایه بالاتر را نشان می دهد.)

ارتباط دادن پیش دانسته ها یا پیش آموخته های دانش آموزان با پس آموخته ها

ارزشیابی دروس شفاهی

در دروسی که ارزشیابی آنها بصورت شفاهی می باشد برای ایجاد نظم و تنوع می توان از این روش اسفاده کرد.بدین نحو که تعدادی کارت با رنگ هاو یا تصاویر متنوع به ابعاد 10*15 تهیه کنید .بعد پرسش های مرتبط با درس را روی انها نوشته و به پشت روی میز بچینید.از هر دانش اموزی که برای امتحان شفاهی کنار میز می اید بخواهید کارت مورد علاقه اش از نظر رنگ و یا تصویر بردارد و سپس سوال پشت ان را ضمن خواندن پاسخ دهد .  می توانید این کارت ها را به نحوی درست کنید که در  بازیها و برنامه های بعدی هم مورد استفاده قرار گیرد.

ارتباط کلامی وغیر کلامی

به طور کلی ارتباطات انسانی را به دو مقوله کلامی و غیرکلامی تقسیم می کنند. بیشتر متخصصان تعلیم و تربیت، ارتباط را نوعی رابطه دوطرفه می دانند، هر چند که رابطه یکطرفه نیز ممکن است وجود داشته باشد. ارتباطات معلم شاگرد هر دو ویژگی را دارد. هم کلامی و هم غیرکلامی است. معمولاً دوطرفه و گاه یکطرفه است که می توان به شکل زیر ارتباط دورانی را نشان داد:در این حالت ارتباط هم برای فرستنده و هم برای گیرنده آموزنده است زیرا بازخورد دریافت می کنند.هرگاه معلم مطرح کننده سؤال یا اظهارکننده پیام و مطلبی است باید در نهایت بداند و اکنش شاگردان نسبت به آن چه بوده است(بازخورد). عمده ترین مسأله و مهمترین مهارت هنگام تدریس، برقراری ارتباط صحیح میان معلّم و شاگردان است. چنانچه این رابطه به خوبی برقرار شود، هدفهای آموزشی با کیفیت و سهولت بیشتری تحقّق می یابند. برقراری ارتباط دارای اصول و فنون شناخته شده ای است که آشنایی با آنها برای معلّمان ضرورت دارد. برخلاف روابط جامد مکانیکی، رابطه معلم با شاگردان در کلاس درس از نوع روابط پیچیده انسانی است و در برقراری ارتباط انسانی عوامل متعدد و گوناگونی موثرند. در این مقاله به معرفی اصولی روانشناختی می پردازیم که معلم با رعایت آنها می تواند در کلاس درس با دانش آموز روابطی سالم با پیامهایی سالم که به شخصیت دانش آموز در موقعیتهای مختلف لطمه نزند، برقرار کند.

معلم نقش مهمی در سلامت فکری و روانی دانش آموزان دارد. به طوری که مطالعات نشان داده است دانش آموزان معلمان متعادل، از تعادل روانی و آرامش بیشتری برخوردارند.«فاندرز» در تحقیقی بر روی ۱۹۶۵ دانش آموز در مورد اثر رفتار معلم روی دانش آموزان مطالعه و مشاهده کرد که در بسیاری از موارد رفتار غیرمستقیم معلم مانند جایزه دادن، قبول عواطف دانش آموز وموثرتر از رفتار مستقیم مانند سخنرانی، بحث و… است. آنچه در ارتباط بالغ کودک مهمترین موضوع محسوب می شود، کیفیت فرآیند آن است. کودک مستحق دریافت پیامهای سالم از بالغ است. سلامت روانی بستگی به این دارد که شخص به واقعیتهای درونی خویش اعتماد کند. چنین اعتمادی در فرآیندهای خاصی تولید می شود که ما در اینجا نمونه ای از این اصول را ذکر می کنیم. یکی از اصولی که آن را اصل اساسی ارتباط می نامیم بیانگر این است که معلم موفق کسی است که به موقعیت دانش آموز توجه می کند و معلم ناموفق آن است که منش و شخصیت دانش آموز را مورد قضاوت قرار می دهد. تفاوت اصلی میان ارتباط مؤثر و نامؤثر همین است.

به عنوان مثال دانش آموزی فراموشی می کند کتابی را به کتابخانه برگرداند که معلم موفق در برخورد با چنین دانش آموزی می گوید: موعد امانت تمام شده و کتاب باید به کتابخانه برگردانده شود. اما معلم ناموفق در این نوع ارتباط می گوید: تو خیلی بی مسئولیتی و همیشه تأخیر داری؟ و … یعنی این که معلم با منش و شخصیت دانش آموز برخورد می کند و موجب عدم تعادل روحی و فکری و عدم ارتباط صحیح و منطقی میان خود معلم و دانش آموز می گردد و بر همین اساس باید همیشه درباره موقعیت صحبت شود نه درباره شخصیت دانش آموز.پیامهای معمولی که معلمان در برخورد با دانش آموزان می دهند به چهار دسته تقسیم می شود:

پیام های حاوی راه حل:

در این پیامها معلم راه حل مشکل را خودش ارائه می دهد و انتظار دارد دانش آموز خریدار آنها باشد اما دانش آموز ممکن است همانطور که به او دستور داده شده و کاری را که معلم خواسته انجام ندهد طوری انجام دهد که معلم متوجه آن نشود.

پیام های حاوی تحقیر:

این پیامها که دانش آموز را بدنام می کند از نوع قبلی بدتر هستند. چون شخصیت او را مورد حمله قرار می دهد یا اعتماد به نفسش را جریحه دار می سازد. مثل اینکه معلم به دانش آموز در جمع او بگوید: چرا توی کلاس اینقدر حرف می زنی؟ چطور می خواهی آخر سال قبول شوی و… چنین پیامها و هزاران نوع دیگر که روزانه به گوش دانش آموزان می رسد، نشان می دهد که دانش آموز آدم مسأله سازی است این گونه پیامها و پیامهای حاوی راه حل اجازه نمی دهند که دانش آموز بیاموزد که معلم هم آدم است و دارای نیازها و احساسات انسانی است. لذا پیامهای تحقیرآمیز یا بی ارزش تلقی می شوند و ممکن است موجب بروز تغییر مثبتی در رفتار نشود و دانش آموز در مورد شخصیت معلم نظرات منفی پیدا کند یا به عنوان دلایل بیشتر بر عدم لیاقت خود، از طرف دانش آموز به دل گرفته شود.

پیام های غیرمستقیم:

اینگونه پیامها از قبیل شوخی کردن، سر به سر گذاشتن و … است. مثل اینکه امیدوارم بزرگ شدی معلم بشی و گیر یک کلاس صد نفره با شاگردهای مثل خودت بیفتی؟ به دلیل نجابت نسبی این دسته از پیامها برای معلمان وسوسه فرستادن آنها همیشه وجود دارد. اما به ندرت مؤثرند زیرا این پیامها اغلب مورد درک قرار نمی گیرند. حتی وقتی هم بگیرند دانش آموز از طریق آنها می فهمد که معلم صریح نیست بلکه غیرمستقیم و موذی است.

پیام های موفق و اصولی:

پیام هایی هستند که به صورت متن پیام است یعنی با من شروع می شوند مثل اینکه اگر دانش آموز وسط حرف معلم شروع به حرف زدن کرد، معلم به صورت صحیح می تواند با پیام من به او بگوید که دوست دارم حرفم را تمام کنم ولی اگر بخواهد به صورت تو پیام عمل کند به او می گوید که تو خیلی بی ادبی؟ چرا وسط حرف معلم حرف می زنی؟ لذا پیام های موفق که به صورت متن پیام شروع می شوند به دو دلیل می توان پیام مسئولانه نامید:

 

  1. معلمی که پیام من می فرستد مسئولیت شرایط درونی خود را به عهده می گیرد

2.پیام من، مسئولیت رفتار دانش آموز را به عهدهِ خود دانش آموز می گذارد.

برخورد وتماس دانش آموز بامعلم

در سن معینی که کودک پا به کودکستان و یا دبستان می گذارد و تجربه جدیدی را در زندگی آغاز می کند تصور و پندار معلمان درباره فرد  و نحوه  آشنایی شاگرد با معلمان و رابطه ای که بین معلم و دانش آموز ایجاد می گردد عامل مهمی در شکل گیری شخصیت و نحوه خویشتن پنداری دانش آموز به شمار می آید. معلمان علاقه مند با رفتار انسانی خود دانش آموزانی با صفات انسانی و علاقه مند در مدرسه به وجود می آورند. در حالی که معلمان بی علاقه و وقت گذران که به روابط انسانی بی توجهند دانش آموزانی افسرده و گریزان از مدرسه تربیت می کنند. اعتقاد و پندار معلم درباره نوع رفتار دانش آموز و توانایی های او و نحوه استفاده از این عوامل می تواند شخصیت دانش آموز را در مسیر خاصی پرورش دهد. معلمی که دانش آموز را در مدرسه با کلماتی نظیر تنبل، بی عرضه و بیچاره نامگذاری می کند، نباید از دانش آموز توقع داشته باشد که فرد علاقه مند و منطقی ای شود.

از نكات بسيار مهم در ايجاد محيط آموزش آرامش دانش‌آموزان است. اگر دانش‌آموزان در كلاس احساس آرامش نكنند، زحمات معلمان گرامي به بار نخواهد نشست. نحوه رفتار، گفتار و حتي نگاه معلم در اين باره تاثير ويژه‌اي دارد. اگر جو اضطراب و تحكيم بر كلاس حاكم باشد يا در مقابل هيچ كنترلي نباشد و كلاس خسته‌كننده شود دچار هرج و مرج شده و در نهايت به عدم توجه به مطالب ارائه شده مي‌انجامد.
يكي از مسائل قابل ذكر در هنر معلمان سهيم كردن تمام دانش‌آموزان در كلاس و فعاليت‌هاي آموزشي است. در اين ميان حتي مي‌توان دانش‌آموزان نافرمان و بازيگوش را با دادن مسووليت‌هاي گوناگون نظير كنترل تكاليف، حضور و غياب، توزيع و جمع‌آوري برگه‌هاي امتحاني و ارتباط با دفتر مدرسه تحت كنترل درآورد.

توجه معلم به دانش‌آموزان تاثير قابل ملاحظه‌اي بر آنها دارد. حتي يك نگاه يا تشويق زباني ساده يا انتقاد در خلوت و به دور از مطرح شدن در جمع دانش‌آموزان بسيار مي‌تواند موثر واقع شود.گاهي اوقات معلم سوالي مي‌پرسد كه چند تن از دانش‌آموزان داوطلبانه پاسخ مي‌دهند. در اين ميان احتمالا چندين پاسخ اشتباه است، اما راه مناسب در برخورد اين است كه معلم تمام پاسخ‌ها را بشنود و با شنيدن پاسخ اشتباه آن را نفي نكند. پس از اتمام پاسخ درست را با تشويق دانش‌آموز مورد نظر بيان كند.به اين ترتيب دانش‌آموزان انگيزه لازم براي شركت در مباحث كلاس و فكر كردن به منظور يافتن راه‌حل‌ها و پاسخ‌هاي مناسب را از دست نمي‌دهند و همواره رقابتي سالم در پيشرفت خواهند داشت.

از طرف ديگر نحوه صحبت معلم با وجود اين كه الگوي دانش‌آموزان است، اما بهتر است در حد سن و سال و شرايط دانش‌آموزان باشد.براي مثال بهتر است معلمان گرامي در مثال‌هايشان از مواردي قابل لمس براي شاگردانشان استفاده كنند كه مورد توجه و علاقه آنها نيز باشد و توجه آنها را به مساله افزايش دهد. به عنوان نمونه در ميان دانش‌آموزان پسر دبستاني كه فوتبال و مسابقه و رقابت جايگاه ويژه‌اي دارد، مي‌توان براي مرور درس‌ها در انتهاي وقت كلاس گروه‌بندي كرد و گروه‌ها را با عنوان تيم‌هاي گوناگون ورزشي ناميد. سپس سوال‌ها را از تيم‌ها پرسيد. در اين صورت دانش‌آموزاني كه در هر تيم حضور دارند، به منظور بالا رفتن رتبه تيمشان سعي بيشتري در پاسخ دادن خواهند كرد و بتدريج از قبل با مطالعه بيشتر خود را آماده‌تر مي‌كنند.

توجه معلم به مسائل و ويژگي‌هاي فردي دانش‌آموزان نيز ازجمله مواردي است كه آنها را تشويق به حضور موثرتر در كلاس درس مي‌كند. نحوه برخورد معلم با دانش‌آموز خجالتي و بي‌پروا متفاوت است و نحوه تشويق و تنبيه‌ها نيز گوناگون اعمال مي‌شود و اين خود ازجمله هنر‌هاي معلمان سختكوش و گرامي است. يكي از بهترين كارهايي كه يك معلم مي‌تواند انجام دهد اين است كه شاگردانش را باور كند و آنها را دست‌كم نگيرد.
اگر به هر يك از شاگردان با توجه به علايق‌شان موضوعي براي تحقيق داده شود تا به بررسي و مطالعه آن بپردازند، كلاس شاداب و سرزنده خواهد بود. براي مثال اگر هريك از دانش‌آموزان مدتي وقت داشته باشد تا سر فرصت به تحقيق درباره حيوان مورد علاقه خود بپردازد و آن را از جهت زيستگاه، نوع خوراك، وسيله دفاع،‌ زمان توليدمثل و موارد ديگر مورد بررسي قرار دهد و موضوع هر نفر هم با ديگري فرق داشته باشد، نتيجه بهتر دارد و ماندگاري آن در ذهن طولاني‌تر است.وقتي بچه‌ها از چيزي هيجان‌زده هستند، بهترين وقت صحبت و آموزش به آنهاست. حتي اگر موضوع تولد يك كودك ديگر در خانواده باشد مي‌توان در اين زمان هيجان مسائل بسياري ازجمله كمك به همنوع، محبت به خانواده و نحوه رفتار در تعامل‌ها را آموزش داد.تمامي اينها به همراه بسياري از مسائل حاشيه‌اي و رفتار با دانش‌آموزاني از خانواده‌ها و شخصيت‌هاي متفاوت، موجب متمايز كردن شغل معلمي با ساير مشاغل است و همين جاست كه ارزش معلم مشخص مي‌شود.

صد البته نيت اين افراد آن است كه در اين فضاي آرام بتوانند به دانش‌آموزان، درس علم و ادب بياموزند ولي نتيجه‌اي كه عايد مي‌شود متأ سفانه برخلاف اين خواسته و آرزو، موجب پيچيده‌تر شدن اوضاع مي‌شود و گروهي از دانش‌آموزان به خصوص در دوره راهنمايي و متوسطه در مقابل اين شيوه عمل معلم مقاومت مي‌كنند و همين عامل به افزايش پرخاشگري و رفتارهاي نابهنجار موجب مي‌شود. در دوره ابتدايي نيز به روند شكل‌گيري شخصيت آنها لطمه وارد مي‌شود و بهاي آموختن چند مطلب درسي را با داشتن شخصيتي منفعل و يا پرخاشگر مي‌پردازند.

يكي از زمينه‌هاي اصلي آموزش و پرورش موفق، آن است كه معلم در نگاه دانش‌آموزان به عنوان چهره‌اي محبوب و دوست‌داشتني جلوه كند و با اين وي‍ژگي است كه دانش‌آموز مي‌تواند با برقراري يك رابطه عاطفي مثبت به معلم خود اعتماد كند، به درس و مدرسه علاقه‌مند شود و انگيزش دروني او برانگيخته مي‌شود. يكي از مهمترين اركان اين ارتباط آن است كه معلم و دانش‌آموز نسبت به همديگر سابقه ذهني منفي نداشته باشند.

در اين روند اولين ديدارهاي معلم و دانش‌آموز در كلاس درس نقش تعيين‌كننده دارد، مانند هر بزرگسال ديگر در اولين ارتباط دانش‌آموز با معلم برداشت نسبتا‍ً پايداري از شخصيت معلم در او به وجود مي‌آيد. اگر در اين روزهاي اوليـه در ذهن دانش‌آموز نسبـت به معلم نگرش منفي ايجاد شود، ذهنيت او نسبت به معلم و تدابير تربيتي او به شدت تحت تأثير اين نگرش منفي قرار مي‌گيرد و تا آخر سال تلاشهاي معلم را بي‌ثمر يا كم‌ثمر مي‌كند.

«كوهن» درمورد تأثيرات اوليه برخورد معلم با دانش‌آموزان در تحقيق خود به اين نتيجه رسيد كه تأثيرات اوليه برخورد معلم با دانش‌آموزان به گونه‌اي پايدار تا آخر سال حفظ مي‌شود. او در اين پژوهش دريافت كه ديدگاه دانش‌آموزان نسـبت به معـلم در همـان دو سـه جلـسه اول شـكل مي‌گيرد و از آن به بعد به ندرت تغيير مي‌يابد. ميزان همبستگي اين تأثير اوليه بين ارزشيابي اول كه بعد از دومين جلسه‌ي درس انجام گرفته، در مقايسه با نتايج ارزشيابي دوم كه در آخر ترم تحصيلي انجام گرفته است، 85 درصد بوده است.

نكته‌ي جالب‌تري كه كوهن در اين تحقيق به آن دست يافت آن بود كه علاوه بر تأثيرات اوليه روش كار و برخورد معلم بر طرز فكر دانش‌آموزان، اغلب دانش‌آموزان پيش از ثبت‌نام و با اطلاع از حضور معلم خاص در كلاس از طريق ديگر دانش‌آموزان و ساير منابع درباره آن معلم اطلاعاتي را كسب مي‌كنند و همين عامل باعث مي‌شود كه خيلي زود نسبت به آن معلم و درس او طرز فكر ثابتي در آنان ايجاد شود. اين طرز فكر تقريباً تا پايان سال بدون تغيير باقي مي‌ماند.

براساس نظريه شرطي شدن كلاسيك، كودكاني كه براي اولين بار وارد مدرسه مي‌شوند به جز اندكي بيم و اميد، عاطفه مثبت يا منفي مشخصي نسبت به مدرسه و كاركنـان آن ندارند. فرض كنيـد يكي از آن‌ها پس از ورود به مدرسه با استقبال گرم و لبخند محبت‌آميز معلم مواجه شود پس از تكرار اين رفتار براي چند روز از سوي معلم، خواهيد ديد كه كودك هر روز صبح زودتر از روز قبل خود را براي رفتن به مدرسه آماده مي‌كند و با چهره‌اي خندان و خوشحال راهي مدرسه مي‌شود.

كودك ديگري را درنظر بگيريد كه در همان روزهاي اول حضور در مدرسه به علت چند خطاي جزئي كه در اثر عدم سازگاري بين شرايط خا نه و مدرسه و يا عدم آشنايي با مقررات مدرسه، انجام داده است برخورد تند و خشن ناظم و يا مدير و يا معلم روبرو شده است، پس از گذشت اندك زماني مشاهده خواهيد كرد كه اين كودك به بهانه‌هاي مختلف از رفتن به مدرسه سرباز مي‌زند و در لحظه‌هايي كه قرار است خود را براي رفتن به مدرسه آماده كند، تمارض به سر درد و يا بيماري ديگر مي‌كند.

در مورد اول، رفتار مثبت معلم موجب شد كه بر اساس اصل شرطي شدن دانش‌آموز نسبت به معلم، درس و محركات آموزشگاهي كه ظاهراً ربطي به معلم ندارند نيز عاطفه مثبت نشان بدهد. در مورد دوم نيز به طور طبيعي، رفتارخشن معلم و ساير عوامل آموزشگاه كه ابتدا موجب ترس و اضطراب دانش‌آموز نسبت به معلم و يا آن عامل آموزشگاهي بود، به معلم، مدير و نهايتاً به كل مدرسه تعميم پيدا مي‌كند.

پس معلم موفق كسي است كه در روزهاي اوليه حضور خود در مدرسه با ايجاد محيط عاطفي مثبت از خود و درسي كه بايد ارائه بدهد، دانش‌آموزان را نسبت به خويشتن و موضوع تدريس خود علاقه‌مند سازد و آن‌گاه در اين زمينه به ارائه مطلب بپردازد.

اولین حضور درکلاس

يكي از عناصر مهم در مديريت و سامان بخشي كلاس درس، نحوه ي حضور معلم در كلاس و نوع تأثيرگذاري او بر دانش آموزان است زيرا از نظر زماني هيچ فرصت ديگري براي ايجاد چنين تأثيري بر روي دانش آموزان جديد پيش نخواهد آمد. رعايت نكات زير مي تواند شما را در ايجاد تأثيرات بيشتر، مثبت تر و عميق تر ياري نمايد.فراموش نكنيد كه بايد خود را به دانش آموزان كلاس تان معرفي كنيد و در صورت لزوم اسم خودتان را از نظر املايي هجا نمائيد. آنچه را كه دانش آموزان اجازه انجام آن را دارند و آنچه كه اجازه انجام آن را ندارند به طور مشخص و روشن، بيان كنيد. يعني مقرراتي ساده و اندك و درخور فهم دانش آموزان در مورد چگونگي رفتار آنها در كلاس درس وضع نمائيد در اين راستا مي توانيد از پيشنهادات آنان نيز استفاده كنيد. لازم به ذكر است براي پابرجا بودن مقررات بايد هميشه خود را مقيد به انجام آنها بدانيد.تاجايي كه مي توانيد هرچه سريعتر اسامي دانش آموزان را به خاطر بسپاريد زيرا هنگامي كه دانش آموز خود را مستقيماً مورد خطاب قرار دهيد، او را از آموزش مؤثرتري بهره مند مي كنيد زيرا اينگونه خطاب كردن او موجب برقراري ارتباطي عميق و عاطفي مي شود و ضمناً شناخت شما را از فراگيرانتان بيشتر مي كند. به طور صريح و آشكار براي دانش آموزان مشخص كنيد كه در چند هفته آتي در كلاس درس چه كاري بايد انجام دهند و نيز علت آن را هم بيان كنيد. آنها بايدازبرنامه كاري شما و آنچه را كه مي خواهيد دركلاس انجام دهيدآگاه باشند. به دانش آموزان دقيقاً اطلاع دهيد كه به چه روشي مي خواهيد آنها را ارزيابي كنيد و بر اين نكته تأكيد كنيد كه آنها به طور پيوسته مورد ارزيابي قرار مي گيرند و مسئوليت پيشرفت درسي را بايد خود به دوش بكشند. براي دانش آموزان مشخص كنيد كه چه منابعي براي استفاده آنها در دسترس است و چه منابعي را خود بايد به آنها دسترسي پيدا كنند و همچنين كدام يك از منابع از طريق معلم تأمين خواهد شد و كدام يك در كتابخانه و ساير مراكز موجود مي باشد. دانش آموزان را تشويق كنيد كه مسئوليت منابع موجود در كلاس را به عهده بگيرند و استفاده يكساله از آنها را تضمين كنند.

در هفته هاي اوليه، اگر مشاهده كرديد كه مقررات رفتاري وضع شده مورد تخطي واقع شده است واكنش قاطعي از خود بروز دهيد. تا نشان دهيد كه هرآنچه را كه در كلاس درس اتفاق بيافتد زير نظر داريد و هيچ چيز را ناديده نخواهيد گرفت. به مرور مي توانيد از استثنائات چشم پوشي كنيد و يا خطاهاي كوچك را مورد تغافل قرار دهيد. در فتار با دانش آموزاني كه عصبي هستند و يا احساس ناامني مي كنند، بايد دقت كنيد. هنگامي كه از دانش آموزان شناخت داريد، به جاي بحث و جدل بهتر است با آنها رفتاري ملايم و انعطاف پذير داشته باشيد.

اگر دانش آموزان از قبل با اسامي يكديگر آشنا نيستند به آنها كمك كنيد تا اسامي يكديگر را ياد بگيرند. يك روش براي انجام اين كار آن است كه دانش آموزان را در دايره بزرگي دور هم بنشانيد و از هر كدام بخواهيد كه يكي يكي خود را معرفي كنند به اين صورت كه نفر دوم اسم نفر اول و اسم خودش را بگويد، نفر سوم اسم نفر اول، دوم و خودش را بگويد،‌ نفر چهارم اسم نفر اول و دوم و سوم و نام خودش را بگويد و همين طور تا آخر اين شيوه علاوه بر بازي گونه بودن، قدرت تمركز افراد را نيز تقويت مي كند و به خود شما نيز در يادگيري اسامي دانش آموزان كمك مي نمايد.

یكی از عوامل بسیار مهم در موفقیت معلم چگونگی برخورد او با دانش آموزان در اولین روزهای حضور در كلاس است. متاسفانه این عامل مهم در مدارس مورد غفلت قرار می گیرد و گاهی مشاهده می شوند كه دیدگاه برخی همكاران آن است كه در همان روزهای اول به گونه ای با دانش آموزان برخورد كنند كه تا آخر آنها را به سر براهی بكشانند. و صدالبته نیت این افراد آن است كه با ایجاد این فضای به ظاهر آرام بتوانند به دانش آموزان خدمت كنند. ولی متاسفانه نتیجه ای كه عاید می شود بر خلاف آنچه می پندارند موجب پیچیده تر شدن اوضاع می شود.

بی نظمی دانش آموزان

برای خیلی از معلمان و مدیران ومعاونین مدارس ، وجود کلاسهای ساکت و به اصطلاح مودب و منضبط ، نشان از رضایت دیگران از نحوه کار معلم و مربی داردو این در حالی است که به تمایل تحرک دانش آموزان در سنین مختلف توجه نمی شود و با انجام شیوه های بازدارنده فعالیت و تحرک ، بر جریان آموزش لطمه وارد می آورند یکی از این دوره های حساس دوره پیش دبستانی است ….یادگیری فعال را فدای مدیریت کلاس و انضباط خشک نکنیم! محدوديت هايي که بر سر راه تحرک کودکان يا شرکت فعالانه در طول دوره کلاس قرار گرفته در خور توجه مي باشد. بسیاری از معلمان و حتی مدیـران مـدارس از دانش آموزانی که به اعتقاد آن

ها شلوغ هستند و رفتارهای نا خواسته و نا مناسبی از خود بروز می دهند و به این ترتیب نظم و انضباط مدرسه و کلاس درس را دچار اخلال می کنند گله دارند.هر کدام از این افراد واکنش های متفاوتی در مقابل این نوع دانش آموزان ازخود نشان می دهند و تصمیم گیری ها ی آنان در این زمینه هم متفاوت است .معمول ترین و آشکار ترین این تصــمیـم گیـری ها  برای کاهش یا از بین رفــتن بی نظمی ، گرفتن تعهد کتبی از دانش آموزان و در صورت تکرار از والدین آنان ، تهدید به تنبیه و حتی عملی کردن آن و در نهایت اخراج موقتی از کلاس و مدرسه است.نظم و انضباط تعاریف متعددی دارد. عده ای کنترل رفتار فرا گیرند گان وتسلط بر عوامل رفتاری آنان را انضباط می نامند . برخی دیگر معتقدند نظم وانضباط شامل هر نوع سازماندهی در محیط مدرسه و کلاس است ،  به نحوی که سبب افزایش یاد گیری شود . _صفوی_ ( 1383 ) می گوید« انضباط عبارت است از اعمال قواعد و مقرراتی که یاد گیری از تسهیل می کند و اخلال در کلاس را به حداقل کاهش می دهد (ص 266 ) . لو فرانسوا (1991 ) معتقد است ” انضباط” به آن دسته از اعمال معلم اطلاق می شود که مانع سر زدن  رفتارهایی از دانش آموز است که فعالیت کلاسی را مختل یا تهدید به اخلال می کنند(نقل از زمانی ، 1378) باوجود این ،  بی نظمی یا بی انضباطی را می‌توان این گونه تعریف کرد :  انجام دادن هر عمل یا رفتاری به وسیله ی دانش آموز که سازماندهی مدرسه و فعالیت های کلاس را مختل یا تهدید به اخلال می کند. بروز رفتارهایی از دانش آموزان که انضباط کلاس را مختل می کنند  ، تنها به معلم و کلاس درس مربوط نیستند،بلکه همان طور که قبلا گفته شد علل دیگری نظیر عوامل آموزشگاهی‌ ، خانوادگی ، اجتماعی و… وجود دارند که به طور مستقیم یا غیر مستقیم زمینه را برای بروز رفتار های مخرب دانش آموزان فراهم می‌کنند . بنابراین ،  برای برقراری انضباط در کلاس درس و اداره ی آن  ، معلمان باید قبل از برقراری نظم و انضباط اقدامات لازم را برای پیشگیری از رفتار های نامناسب دانش آموزان را به کار گیرند ؛ زیرا پیشگیری مهم تر از در مان است  . کانین (1970 )در تحقیق خود که به مقایسه ی رفتار معلمان در کلاس های دارای رفتارهایی نا مطلوب وكلاس‌هاي عادي پرداخته است او مي‌گويد : تفاوت اين كلاس‌ها به نحوه‌ي پاسخ گويي معلمان به رفتار نامطلوب  دانش آموزان مربوط نیست ،  بلکه از اقدامات پیشگیرانه ی آن ها نا شی می‌شود (نقل از کدیور1382 ص 431 )به هر حال بی نظمی های  دانش آموزان در کلاس علل متعدد دارد.

رابطه عاطفی معلم ودانش آموز

نامناسب بودن فضای آموزشی و احساس راحتی نکردن دانش آموز یادگیری او را متاثر می کند. ما همه دانش آموزان را هم از نظر هوش، استعداد و عاطفی بودن یکسان فرض می کنیم و مطالب یکسانی را نیز به آنها می آموزیم و استرس امتحان را نیز در آنها ایجاد می کنیم، همه این عوامل هم بر یادگیری آنها تاثیر منفی می گذارد. ضمن آنکه کارشناسان آموزش و پرورش معتقدند بهترین معلمان آنهایی هستند که همه مطالب را بدانند اما همه آن را ارائه ندهند تا به این وسیله دانش آموز را به چالش بکشانند.

ارزشیابی توصیفی (نمره دادن به دانش آموز در طول سال و نه صرفا کمی) باید مورد توجه قرار گیرد. باید معلمان توجه داشته باشند که تنبیه زدگی در دانش آموز به وجود نیاید، به این معنی که اگر بچه شیطنت کرد باید معلم نیز حوصله همراهی و جست وخیز کردن با او را داشته باشد. اما اگر برخلاف آن او را همواره مورد تنبیه قرار داد، در واقع تنبیه زدگی را در او به وجود آورده است. این امر باعث می شود دانش آموز مطالب را یاد نگیرد، معلم نیز تصور می کند او دچار افت تحصیلی شده است در حالی که برخلاف تصور است. باید شرایط، امکانات و آزمون ها را با دانش آموز متناسب کنیم.

اگر در فرآیند یاددهی و یادگیری مسئله ای به وجود آید نباید دانش آموز را متهم و مقصر بدانیم بلکه باید در شرایط بازنگری کنیم. در دوره ابتدایی باید ۱۰۰ درصد دانش آموزان به پایه های بالاتر ارتقا یابند. در بسیاری از کشورها ارتقای خودبه خودی مطرح می شود. البته این بدان معنا نیست که دانش آموز چیزی فرا نمی گیرد بلکه روش ها و محتوای درس به گونه ای او را به یادگیری برمی انگیزد. براساس تئوری «یادگیری در حد تسلط» بیش از ۹۰ درصد دانش آموزان آنچه را که به آنها می آموزند، فرا می گیرند و کاملا به اهداف می رسند، بقیه نیز فقط کمی کمتر از ۱۰۰درصد را می آموزند.بنابراین همه ضعف ها در دوره ابتدایی به روش های تدریس و آموزش مربوط می شود. در دوره های تحصیلی بالاتر به علت آنکه حجم مطالب بالاتر می رود و دروس تخصصی تر می شود ممکن است توانایی های ذهنی فرد و ویژگی های فردی او نیز بر افت تحصیلی تاثیرگذار باشد. بررسی ها نشان می دهد کمترین میزان افت تحصیلی در دوره ابتدایی و بیشترین میزان نیز در دوره متوسطه دیده می شود.»

«منوچهر فضلی خانی» مدیرکل دفتر آموزش و پرورش راهنمایی تحصیلی معتقد است: «اگر با مقیاس ها و ابزارهای درست سواد و عملکرد دانش آموزان را بررسی کنیم شاهد رشد کیفی تعلیم و تربیت و آموزش و یادگیری هستیم اما برای رسیدن به وضع مطلوب راه زیادی در پیش داریم. همه عوامل درون و بیرون سیستم آموزشی باید کمک کنند تا این امر محقق شود.جامعه باید بسترهای مناسب و همسو با آنچه را که دانش آموز در مدرسه فرا می گیرد فراهم کند، به طور مثال اگر او در مدرسه مسائل بهداشتی، اخلاقی و اجتماعی را می آموزد در جامعه باید آن را تمرین کند. اگر فضای آموزشی و فضای جامعه و زندگی دانش آموز مکمل هم نباشند و مغایرت داشته باشند، شکافی به وجود می آید که افت تحصیلی را از نظر کیفی باعث می شود.در حالی که باید جامعه تجلی گاه یادگیری ها و آموخته های فرد باشد. ارتباط دانش آموز و معلم نیز باید بسیار مورد تاکید قرار گیرد. به نحوی که شیوه تعامل آنها با یکدیگر مهم ترین عنصر در یاددهی و شخصیت بخشی به دانش آموز محسوب می شود، اگر این تعامل عاطفی، علمی، صمیمی و محکم باشد، اعتماد دانش آموز جلب می شود و به تبع آن کیفیت تحصیلی ارتقا می یابد. بنابراین نیروی انسانی در کیفیت بخشی به آموزش حرف اول را می زند. باید به سمتی حرکت کنیم که معلمان صلاحیت ها و مهارت های حرفه ای را به دست آورند و در کنار تخصص با انگیزه و علاقه کار کنند. ضمن آنکه آموزش های نیروی انسانی هم به سمت فن معلمی گام بردارند.

 

 

نقش معلم برسلامت روان دانش آموزان

نقش معلم در تربیت دانش آموز بر هیچ کس پوشیده نیست ، تماس نزدیک بین معلم و دانش آموز و نفوذی که معلم بر دانش آموز دارد نقش مهمی در علامت فکری و روانی ایشان ایفا می کند و ممکن است به شیوه های گوناگون مثل تقلید الگوسازی و گاهی اوقات همانندسازی بروز کند . معلم باید علاوه بر نقش تربیتی و پرورشی که در مدارس انجام می دهد الگودهی را به عنوان یک ابزار تربیتی مورد استفاده قرار دهد . معلم به دقت ، تفکر دانش آموزان را تحت نظر قرار می دهد در مواقع مناسب توجه آنان را به کل هستی و مبدا خلقت جلب نماید و همچنین با رفتار خود ارزش ها را در دانش آموزان درونی سازد . روانشناسان و مربیان تعلیم و تربیت معلم را مرجع واقعیت برای کودک می دانند ، در این حیطه از آنان انتظار می رود رفتار فعالیت های معمولی خویش را براساس اصول و ضوابط سلامت روان مورد آزمون و ارزشیابی قرار دهند و با آزمون نگرش ها و احساسات ، ارزشها و رفتار خویش از سویی و مشاهده ی کودکان و تعبیر و تفسیر رفتار آنان و کشف مشکلاتشان می توانند موفقیت های آموزشی را در جهت مثبت ، پیشگیری و یا درمانی از نو سازمان دهند. شناخت توانائیها ، نیازها ، ناسازگاریها و ویژگیهای رفتار و خصوصیات روانی کودکان و نوجوانان از اهمیت ویژه ای برخوردار است . این شناخت باعث درک کودکان می شود و همچنین زمینه ای برای برنامه ریزی و به کار بردن امکانات آموزشی و پرورشی می شود ، مادامی که کودکان نتوانند تحمل کردن مدرسه را یاد بگیرند کوشش در زمینه ی یادگیری آنان بی ثمر خواهد بود . کودکان آسیب پذیر از لحاظ عاطفی را نمی توان مجبور به شرکت در فعالیتهای مدرسه کرد مگر آن که بتوانند معلم و مدرسه را بپذیرند و به آن اطمینان و اعتماد کنند ، فشار بر چنین کودکانی تنها براساس تهدید در آنان می افزاید و این افزایش به نوبه ی خود اضطراب نفرت و اشکال مختلف رفتار منفی گرایانه را در آنان تشدید می کند. رفتار معلم ، معلمی که پیوسته با کودکان در مبارزه بر سر قدرت است و بر رفتاری چون تمسخر ، سرزنش ، تحقیر و… دست می زند . نفرت را به جایی می رساند که اکثر دانش آموزان و حتی بچه های خوب کلاس را به شورش رفتار خصمانه می کشاند این گونه معلمان هیچ توجهی به احساسات دانش آموزان نمی کنند ، بدیهی است که مسئولان در حد امکان افراد شایسته و سالم را از نظر روانی استخدام و تربیت کنند تا بتوانند از عهده ی رسالت این حرفه ی تخصصی مهم آموزش و پرورش برآیند. معلم باید کودک را بپذیرد هرچند که نمی تواند رفتار کودک را بپذیرد و تنها به خاطر شکل ظاهری دانش آموز از جهت این که مثلا لباس های نامنظم دارد یا دست و صورتی نشسته دارد دانش اموز را طرد نکند و سعی کند که این خلاء ها را پر کند مثلا به او آموزش دهد که نظافت سر و صورت  و لباس ها باعث زیبایی ظاهری و سلامت جسمانی روحی شود یا اینکه به دانش آموز یاد بدهد که بعد از رفتن به دست شویی از صابون استفاده کند و مشکلاتی که در صورت نشستن دست برای او رخ می دهد را برای او تشریح کند . مثلا در مورد رشد انگل ها و میکروب ها در حد شناخت کودک برای او بیان کند .همچنین در خصوص بهداشت محیط در خانه و مدرسه به او آموزش بدهد که از کثیف کردن خانه ، مدرسه ، کلاس خود ، خودداری کند چون همه ی این عوامل در سلامت و رشد اجتماعی و تربیتی دانش آموز تاثیر دارد معلم باید کودک را به عنوان یک شخص احترام نمود به عنوان انسانی با تواناییهای بالقوه برای آینده ارج نهد ، معلم نباید کوشش خویش را صرف حکمرانی بر کودک کند بلکه باید سعی در جهت دادن اعمال کودک به سوی پیشرفت . معلم باید قادر به بیان و ابراز احساسات واقعی خویش باشد تا آن که کودک بتواند او را به عنوان یک انسان شریف و قابل اعتماد ببیند چنین مهمی در عین حال که در صدد ایجاد تغییر مطلوب در رفتار کودک است هرگز برای او تهدیدآمیز نیست . اولین محیطی که کودک پیش روی خود می بیند مدرسه است ، نوع روابط والدین با یکدیگر ، ارتباط والدین و فرزندان و نیز روابط فرزندان با هم در تربیت اجتماعی آنان نقش مهمی ایفا می نماید . خانواده می تواند الگوهای سالم دوست یابی ، آداب و سنن اجتماعی را به کودکان معرفی کند . این نهاد تربیتی می تواند آموزنده و سازنده باشد و آثار سوء بر روی کودک بگذارد و بعضا باعث به وجود آمدن مشکلاتی برای کودک در اجتماع و همچنین در مواردی وقوع جرم و جنایت توسط این قبیل کودکان در سطح جامعه است . محیط خانواده شخصیت فرزندان را شکل می دهد از این رو تعامل بین معلم و  والدین باعث شناخت این وضعیت ها برای والدین می شود و از بروز احتمالی این قبیل رفتار جلوگیری می کند . در خانواده های از هم گسیخته یعنی خانواده هایی که روابط اعضاء در آن به نحو بارزی از هم پاشیده و روابط بین اعضای آن قطع شده است  مانند خانواده های طلاق آثار سویی بر فرزندان خواهد گذاشت . فرزندان در این چنین خانواده هایی ممکن است به صورت های مختلف آسییب خورده و یا آسیب زا شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل سوم

نتیجه گیری

و

ماخذ

پیشنهادات

الف ) مدیریت کلاس

1ـ کلاس را در آغاز با جدیت شروع کند و متعاقب آن آزادی بیشتری به دانشآموزان بدهد.

2ـ مقررات کلاس را با مشارکت دانشآموزان و با تأکید بر پیام مثبت اطاعت از قوانین نه بر نتایج منفی حاصل از قانون شکنی تدوین کند.

3ـ معلم نباید به دانشآموزان امکان دهد اورا متقاعد سازند که شرایط و ضوابط مورد نظرش رامرتب تغییر دهد.

4ـ تمرکز بر عملکرد دانشآموزان در صورتی که شخصیت آنها مورد هدف قرار نگیرد.

5ـ پرهیز از انتقام جویی یا تمسخر دانشآموزان.

6ـ چشم پوشی از اشتباهات کوچک.

7ـ شناسایی و پذیرش اشتباهات بادادن فرصت دوباره برای جبران آن.

8ـ در صورت لزوم دانشآموز به طور مستقیم مورد خطاب قرار گیرد تا عکس العمل معلم مشخص کند که رفتار دانشآموز بسیار نابجا است.

9ـ از بین بردن اساس و ریشه رفتارهای نامطلوب.

10ـ آرام و قاطع عمل کند.

11ـ به دانشآموزان توجه کند  و تلاش نمایدتا این توجه را نشان دهد.

12ـ بدنبال جانشینی بهتر برای تنبیه باشد.

13ـ نشان دهد از آنچه در کلاس میگذرد آگاه است.

14ـ انتظارات خود و نیازهای دانشآموزان را با هم در نظر بگیرد.

15ـ سمبلی از رفتارهای مطلوب باشد و از ریا و تظاهر بپرهیزد.

ب) ارتباط با دانشآموز

1ـ مؤدبانه صحبت کردن معلم. (عدم استفاده از کلمات دستوری مانند باید و مجبورید)

2ـ نام دانشآموزان را به خاطر سپردن.

3ـ از دانشآموزان تشکر کردن.

4ـ تأدیب انفرادی یا شخصی.

5ـ دوستانه رفتار کردن به جای دوست بودن با دانشآموزان.

6ـ اهمیت دادن به نظرات دانشآموز.

7ـ استفاده از ارتباط غیر کلامی (ارتباط چشم، حرکات سر و).

8ـ استفاده از واژه «ما» به جای «تو»

 نتیجه گیری

تداوم حیات معلم و ارتزاق از هنر او به وجود شاگردانی بستگی دارد که در صحنه کلاس به تماشای جسمی روحی اخلاقی و علمی اونشسته  و در پایان به طرز زیرکانه ای به قضاوت او خواهند نشست . روح معلم همچون دانش آموزش لطیف شده وبه مرور لطافت وپاکی بیشتری کسب کرده و بااندک برخورد ناخواسته وحساب نشده آزرده خاطر شده واین آزردگی در روح وروان نازک اوموجب اختلال در برنامه های آموزشی تربیتی شده وکم کم انگیزه وهمت معلم را به بی تفاوتی و بی میلی سوق داده وانگیزه رفتن به کلاس را از او می گیرد .

اگرصرف حضورفیزیکی وبه موقع در آموزشگاه وکلاس صرفا برای مدیران مهم باشد وبهترین  دبیر آن دبیری باشد که فقط بتواند به موقع درکلاس درس حاضر باشدوبه خیر وشر کسی کار نداشته، نظم ومقررات آموزشگاه را رعایت کند ،اعتراض و انتقاد وحتی پیشنهادی به موزشگاه ارائه نکند ؛وبلکه برعکس ،بهترین ارزشیابی هم از آن کسی باشد که بیشترین اعتراض رابه همه داشته باشد وبا سخن سرایی ارزش واعتبار خود رابرای همه ومدیریت آموزشگاه جا بیاندازد و کیفیت کار معلم و رفع مشکلات اواهمیت نداشته باشدوتوجه نشود وبهترین مدرسه هم آن مدرسهای باشد که همه دانش آموزان ومعلمان و کادر آن به موقع و با نظم وانضباط خاصی در مدرسه حاضر باشند و با صدای زنگ ازکلاس خارج شوند ؛علیرغم حضور به موقع در کلاس، تاپایان درس و کلاس علیرغم حفظ حرمت کلاس واجرای نظم ورعایت مقررات ،معلم را که مملو از فشارهای روحی است واز تبعیضات موجود رنج می برد ،  مجبور به تدریس اجباری ورفع تکلیف کرده وبا اتلاف وقت خود ودانش آموز در انتظار رهایی از زندان کلاس می ماند .     

همانطور که یک برخورد نابجای معلم هم نسبت به دانش آموز می تواند او را از درس وکلاس بیزار کند ویا به ترک تحصیل او منجر شود؛ حال آنکه با سعه صدر وصبر وحوصله، از هر گونه برخورد عجولانه که از احساس مسئولیت مدیر ومعلم برخاسته ومی تواند شرایط کاری وآموزشی رابرای هر دو سخت تر وغیر قابل تحمل جلوه دهد، خودداری نمود.

یا برعکس شیرینی وجذابیت معلم ودرس اومی تواند شوق واشتیاق مجدد را به دانش آموز بازگرداند وروزنه های امیدوانگیزه رادر دل او زنده نگه دارد وبه ادامه درس ومدرسه امیدوار کند.   

احترام به معلم، هم صحبت شدن،احساس همدردی  و رفع مشکلات او در فراز و نشیب های زندگی هم می تواند مایه دلگرمی معلمی باشد که خصوصیات اخلاقی دانش آموز هم در او تاثیر کرده است . در این میان مدیریت مدارس هم می تواند نقش بسزایی داشته باشد چرا که بعضا مدارسی که تدریس در آنها روانتر ارائه می شود علیرغم ایجاد نظم و اجرای قانون،طرفدار بیشتری دارد ؛ در مدارسی هم که به علت اعمال مقررات خشک و ماشینی روح نازک و لطیف معلم و شاگرد را آزرده می کند؛ هر دو در انتظار بسر آمدن وقت کلاس بوده و هدر رفتن عمر خود را در سر خواهند پروراند .

اینکه خداوند سرنوشت هیچ فردو قومی را تغییر نمی دهدمگر که خود بخواهند ؛ پس می توان با هنر معلمی و تجربه خود ،هر چه بیشتر رقبت خود را در رفتن به کلاس افزایش داد و انگیزه به بطالت گذراندن اوقات کلاس را از دانش آموزان گرفت و بهترین لحظات شیرین و لذت بخش را برای خود و شاگردان تحت بوشش خود بوجود آورد و شادابی و نشاط را به آنها باز گرداند ، خیر دنیا و آخرت را چشید ، ارزش و احترام خود را نزد دانش آموزان بالا برد ،،شور وشوق را به جامعه انتقال داد ، آینده خود را تضمین نمود ، به کرامت نفسانی رسید ، از امدادهای الهی کمک جست ، از ولایت معنوی بهره مند شد ، خودکفایی علمی کشوررا مشاهده کرد ، روح جهاد وتلاش را احیا نمود و از آثار ما تأخر در حیات پس از مرگ هم،با تربیت نسل فردا بهره مند شد .

در دنیای پیچیده امروز هیچکس بی‌نیاز از تعلیم و تربیت نیست امروز فعالیت در مدرسه و آموختن، خود بخش عظیمی از زندگی انسانها شده است ، دیگر نمیتوان با طرز تلقی گذشته، به شاگرد و تربیت او نگریست ، معلمان اگر با اصول و مبانی و هدفهای تعلیم و تربیت ، ویژگیهای دانش‌آموزان و نیاز آنان و روشها و فنون تدریس آشنایی نداشته باشد، هرگز قادر نیستند به عنوان سازندگان جامعه ایفای نقش کنند. مهمترین عامل توسعه و پرورش ذهن علمی در یک جامعه، نظام آموزشی است ، در این نظام از بدو ورود تا آخرین دوره‌ای تخصصی، اخلاق علمی، اخلاق اجتماعی، برداشت از منافع شخصی و اجتماعی شیوه برخورد و مسائل و مشکلات و غیره بطور مستقیم آموزش داده میشود. تدریس یکی از عناصر اصلی فرآیند آموزش و پرورش است که در کارایی نظام آموزشی نقش موثر ایفا میکند، بر اساس گفته ویلیام ون تیل برای افراد جامعه‌ای که تعلیم و تربیتش بدون بحث و انتقاد امور را میپذیرد، و بدون تفکر منعکس می‌نماید، خطری در کمین است که انسانی فاقد توان و نیرو در جامعه پدید می‌آورند، تدریس در بیشتر مدارس ما به معنای انتقال معلومات از ذهن معلم به شاگرد میباشد، کم‌کم ذهن دانش‌آموزشان انباشته از مطالبی که با نیاز و فکرش متناسب نیست و باعث میشود مانند طوطی آنچه را که آموخته‌اند تکرار کنند بتدریج از یادگیری ایجاد کسالت میکنند و نه تنها در سازندگی آنها نقش موثری ایفا نمیکند بلکه زمینه رکود علمی و دلزدگی از فعالیتهای علمی را فراهم میکند چون آموزش مانند لباس متحدالشکل به تمام دانش‌آموزا با استعدادهای مختلف و روحیات گوناگون بطور یکسان ارائه میشود در دهه‌های اخیر الگوهای تدریس برای استفاده از راهبردها و روشهای تدوین یافته است که به شاگردان کمک کند تا به عنوان افراد رشد یابند، بر توانایی تفکر روشن و اندیشمندانه خود بیافزایند و مهارتها و تعهدات اجتماعی خود را توسعه دهند

آموزش به معنای تجربه ای مبتنی بر یادگیری و به منظور ایجاد تغییرات نسبتا” پایدار در فرد با هدف قادر سازی او به انجام کار و بهبود بخشی تواناییها ، تغییر مهارتها ، دانش ، نگرش و رفتار اجتماعی دانسته و تلقی شده است .بنابراین آموزش در واقع تغییر نگرش و مهارت افراد است.

با نگاهی به مدارس و توجه بیشتر به روش عمل آنها خواهید دید که با وجود تفاوت های بسیار اندک در ساختار و شکل مدارس و نیز یکسان بودن مواد و کتب درسی، تفاوت های زیادی بین مدارس و سطح درسی و نتایج دانش آموزان آنها مشاهده می شود. پس با اندکی تأمل می توان فهمید که عاملی دیگر وجود دارد که موجب می شود سطح درسی، حال و هوای مدرسه و روابط بین فردی در این مراکز آموزشی متفاوت شود.در سالهای اخیر تحقیقاتی انجام شده است که تأثیر برخی ابعاد غیر درسی را بر رشد جنبه های آموزشی و شخصیتی دانش آموزان اثبات کرده است. اموری همچون رابطه بین فردی دانش آموزان، رابطه میان آنها و معلمان و مدیران، وضعیت اقتصادی-اجتماعی و بسیاری مسائل دیگر در تحصیل و موفقیت دانش آموزان بسیار مؤثرند. بدون تردید مدیران و معلمان بیش از هر عامل دیگر در به وجود آوردن جوّ مناسب در مدرسه و کلاس مؤثرند و رشد همه جانبه شخصیت دانش آموزان وابسته به جوّ سازمانی مدرسه است

فن معلمي هنري است ظريف و حساس كه با كمترين لغزش و خطا خسارت جبران ناپذيري بر شخصيت فراگير وارد شده و قطعا هرگونه رفتار صحيح و سنجيده موجب آينده اي درخشان براي فرد مي شود. با اين مقدمه بايد دريافت كه يك معلم بايد به گونه اي رفتار كند كه اولا ارتباط عاطفي و معنوي محبت آميزش با دانش آموزان حفظ شود و ثانيا مديريت و كنترل كلاس را به نحو شايسته اي انجام دهد و از منظري ديگر معلم بايد در مقابل رفتارهاي نامطلوب فراگيران از جمله خستگي از درس و استقلال طلبي در برابر معلم و احيانا بي توجهي به
مقررات كلاس تصميم درست و شايسته اي را اتخاذ كند.

مدرسه روابط انسانی را که موجب ایجاد تعادل فکری در فرزند  میشود ترغیب می‏کند و به دانشآموزان این احساس را میبخشد که متعلق به گروه معینی هستند و در این گروه نقش مهمی دارند. در کلاسهایی که در آن روابط انسانی نیکو وجود دارد، محیط مطلوبی ایجاد می‏کند که دانشآموزان در داخل آن شکفته میشوند و معلم که بیش از هر شخص دیگری در ایجاد روابط انسانی نیکو مؤثر است، باید به گونهای باشد که درسایه تعادل احساساتی خویش، با دانشآموزان تفاهم پیدا کند. معلم باید بتواند ارتباطی سالم و دو طرفه برقرار نماید تا سبب تبادل افکار و احساسات شده و در قبال آن به انتقال مفاهیم و دانش مورد نیاز دانشآموزان بپردازد و آنها را در فرایند یادگیری راهنمایی نماید و این برقراری ارتباط مؤثر جز با مدیریت اثربخش و توانای معلم ممکن نخواهد شد. پس لازم است که معلمان با شیوههای مدیریت کلاس و مهارتهای ارتباط با دانشآموزان آشنا بوده و برحسب موقعیت و فضای کلاس آن را به نحو مطلوب به کار ببندد.

شیوههای نظارت برکلاس از راه فعالیتهای آموزشی

1ـ تلاش در اجتماعی کردن دانشآموزان با توصیه برخی نقشهای آنان و منع برخی دیگر.

2ـ سازمان دادن به فعالیتهای گروهی دانشآموزان مانند ابراز عقیده و دفاع از آن، پیگیری یک بحث وحل مسأله و

3ـ تعیین فعالیتها با وقت معین و محدود.

4ـ وادار ساختن دانشآموزان به یادداشت برداری، تهیه کار برگ با نتایج مشخص و قابل پیش بینی.

5ـ دربارهی نتایج کارها، اطلاعات تمام را در اختیار دانشآموزان قرار دادن.

6ـ اگر معلم متوجه شود که کلاس او در حال شلوغ شدن است باید مکث کند، خیره شود، به آرامی صحبت کند و نوع فعالیتها را تغییر دهد. (رؤوف، 1373، ص 170).

7ـ در کلاس که نظم و انضباط سالم برقرار است معلم دستور نمیدهد، بلکه رفتارهای ناپسند دانشآموزان را از طریق فرایند حل مسأله هدایت و اصلاح می‏کند.

 

 

 

منابع

 ماهنامه رشد معلم آبان 85 .

انضباط بدون شک رودلف دریکورس و برل کاسل ترجمه: مینو واثقی و مریم داداش‌زاده‌

انگیزش در کلاس درس ال اسپالدینگ ترجمه: حسن یعقوبی و ابن خوش‌خلق‌

روابط معلم و دانش‌آموز هایم گینات‌ ترجمه: سیاوش سرتیپی‌

رهبری معلم و مدیریت رفتار در مدارس پیل راجرزترجمه: سیدرضا افتخاری‌

فرهنگ تفاهم در مدرسه توماس گوردون‌

معلم موفق،حسین دهنوی

حدیث تربیت ،مصطفی وجدانی

سیری در سیره ی ائمه اطهار،استاد مطهری

روشهای تدریس و هنر معلمی،دکتر غلامعلی سرمد

http://fasleaval.blogfa.com/post-38.aspx

 

http://www.stress.blogfa.com/

 

www.asrehjadid.ir

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *