براعت استهلال

براعت استهلال عنوان یکی از صنایع ادبی در علم بدیع است. «بَراعت» در لغت به معنیِ «تفوّق و برتری» و «استهلال» به معنیِ «آوای نوزاد در هنگام تولّد» است. «براعتِ استهلال» در دانش بدیع یا در علم تقریض، از فروعِ صنعتِ «حُسنِ اِبتدا»، و اخصّ از آن است.براعت استهلال را بدان سبب بدین نام خوانده‌اند که سخنِ آراسته بدین صنعت، سخنی است که بر دیگر سخن‌ها برتری دارد، و همانندی آن با «آوای کودک به هنگام تولّد» آن است که کودک، چون آوا برآوَرَد، حیاتِ خود را اعلام می‌دارد، و روشن می‌شود که پسر است یا دختر، و از براعتِ استهلال نیز معلوم می‌شود که محتوا و مضمونِ نوشته یا سروده چیست.براعتِ استهلال آن است که آغازِ سخن مناسب حال گوینده و متناسب با مقصود وی باشد؛ یعنی مقدّمۀ سخن بر مسائل و مباحثی که در متن (ذوالمقدّمه)‌بیان می‌شود، دلالت کند. مانند:

افسرِ سلطانِ گل پیدا شد از طرْفِ چمن

مَقْدَمَش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن

(حافظ)

که به جلوسِ پادشاهی بر تختِ سلطنت اشاره دارد.

در این صنعت، نویسنده یا شاعر، با الفاظی دلپذیر و اشاراتی لطیف، مقدّمه‌ای مناسب و متناسب با موضوعی که می‌نویسد یا می‌سراید ترتیب می‌دهد، بدان‌سان که شنونده و خوانندۀ صاحبِ ذوقِ سلیم دریابد که مقصود او چیست، و پس از آن چه‌ می‌خواهد بگوید.

قرآن شناسان، سورۀ مبارک «فاتحة الکتاب» را نمونۀ برجستۀ براعت استهلال و آن را مشتمل بر جمیعِ مقاصد خداوند در قرآن کریم دانسته‌اند. از نمونه‌های برجستۀ این صنعت، مقدّمۀ داستان رستم و سهراب، و مقدّمۀ داستان رستم و اسفندیار در شاهنامۀ‌ فردوسی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *