اخلال

عنوان یکی از عیوب سخن، در اصطلاح علم بلاغت است که به دو دسته تقسیم می شود:1ـ اخلال در باب ایجاز: آن است که بعضی از الفاظی که معنی با آن تمام می‌شود ذکر نشود. بنابراین، بر اثر حَذْف یا قَصْر، الفاظ شعر یا نثر وافی به مقصود نباشد و چنین نقصانی را «ایجازِ مُخِلّ» […]

ادامه مطلب

اسباغ

نویسنده : (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه در لغت به معنی «تمام کردن» و «دراز کردن» و در اصطلاحِ علم عروض آن است که بر سبب خفیفی که در آخر جزو قرار گرفته باشد، پیش از ساکنِ آن سبب، حرف ساکن دیگری بیفزایند. جزوی را که اسباغ در آن راه یابد، «مُسْبَغ» می‌گویند. موارد اسْباغ 1- […]

ادامه مطلب

استطراد

در لغت به معنی «خود را به گریختن زدن، به قصد فریفتنِ دشمن» و در اصطلاح بدیع آن است که متکلّم، شنونده یا خواننده را به سخنی مشغول دارد که مقصودِ اصلی وی نیست و سپس با اشاره‌ای کوتاه معلوم کند که مقصودش از همه آن‌چه گفته چیزی دیگر بوده است.بیشتر علمای بلاغت، در استطراد، […]

ادامه مطلب

استیناف

نویسنده : (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه این مقاله به صورت تلخیص ارائه شده است و نسخه کامل آن به زودی ارائه می گردد. استیناف در لغت به معنی «از سر گرفتن» و در اصطلاح علم معانی آن است که جمله‌ای پس از جملۀ‌دیگر قرار گیرد، و جملۀ‌ دوم پاسخی باشد برای پرسشی مقدّر در جملۀ […]

ادامه مطلب

اشتقاق

در سنّت دستوری زبان فارسی، کلمه‌ای را که از ریشۀ فعل گرفته شده باشد «مشتقّ» می‌گویند.از ریشۀ فعل این صیغه‌ها مشتق می‌شود: 1- اسم مصدر: دانش، بینش، کوشش؛ 2- مصدر: خواستن، رفتن، نهادن؛ 3- امر حاضر: بیاموز، بشنو، پوش، خور؛ 4- ماضی: کوشید، رفت، خواند؛ 5- مضارع: ریزد، زند، آید؛ 6- دعا: باد، مباد، کناد، […]

ادامه مطلب

اطناب

نویسنده : (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه در لغت به معنی «پُرگویی» و «دراز کردن سخن» و در اصطلاح علم معانی، ادای کلام است با عباراتی بیشتر از آن‌چه مردم عادی معمولاً برای بیان آن به کار می‌برند، صرف‌نظر از این‌که کثرت عبارات به جمله مربوط باشد یا به غیر جمله. به عبارت دیگر، اطناب آن […]

ادامه مطلب

برجسته‌سازی

نویسنده : اعظم بابایی برجسته‌ سازی در لغت به معنای پیش زمینه، جای برجسته و آشکار به کار رفته و در اصطلاح به عدول و انحراف هنری از هنجار متعارف زبان گفته می‌شود. این اصطلاح اول بار از طرف فرمالیست‌های روس (که در تحلیل متون به شکل، فرم و ساختار آن توجه دارند) مطرح شد. […]

ادامه مطلب

تخلص

در لغت به معنای «رهایی یافتن» است. و در اصطلاح دو کاربرد دارد:1- یکی از صنایع معنوی در دانش بدیع 2-نام مستعار یا لقب شعری شاعر صنعت بدیعی با عنایت به گستردگی حوزۀ کاربرد تخلص و تفاوت نگاه علمای بدیع، این صنعت در دو بخش بررسی می‌شود: الف- تخلص به مفهوم عام؛ انتقال یافتن از […]

ادامه مطلب

التفات

نویسنده : الهام السادات برقعي تمامی شاهکارهای بزرگ انسانی از جمله التفات، حاوی و حامل عمیقترین دریافت‌ها و تجربه‌های آدمی از خویش و جامعه و جهانند. هنرمند تا وقتی که مجموعه‌ای ستودنی از میراث فرهنگی و ادبی گذشته را، چه شفاهی و چه کتبی، در سینه نداشته باشد و یا از طریق تأمل، تعقل و […]

ادامه مطلب

بحر

نویسنده : (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه از اصطلاحات علم عروض است که در لغت «شکافی است فراخ در زمین، مشتمل بر آب بسیار» و در اصطلاح عبارت است از کیفیّت وزنی یا آهنگی خاصّ برآمده از تکرار یا ترکیب یک یا چند پایۀ عروضی، و به قول خواجه نصیر «تکرار ارکان». ارکان شعری، افاعیل هم […]

ادامه مطلب