خیررودکنار

خیررودکنار

نام بلوکی از بلوکات ناحیه  تنکابن در مازندران . عده قرای آن 17 و مساحت آن نیم فرسخ ، مرکز آن خیررودکنار. جمعیت تقریباً 3000نفر می باشد . (یادداشت مولف ). و رجوع به خیررود کنار شود.

خیررودکناریکی از کهن ترین روستاهای مرکزی نوشهر می باشدکه دارای قدمتی سیاسی وتاریخی می باشد.این دهستان همواره مرکز امور سیاسی  درگذشته وحال بوده است ودر دوران انقلاب یکی از مراکز عمده جنبش های انقلابی بوده است.افراد بزرگی دراین روستا زیستند وامروزه نیز افرادبزرگ ومشهوری از این روستا وروستاهای تابعه در مناصب گوناگون سیاسی واجتماعی واداری مشغول به کاروخدمت  می باشند.

وجه تسمیه

نام روستا برگرفته از رودخانه ای است که درمجاورت آن قراردارددرواقع چون روستا در حاشیه رودخانه خیررودقرار گرفته است به این نام نامیده شده است.

 

مسیرهای ارتباطی روستا

این روستا در 9کیلومتری مرکز شهرنوشهر واقع شده است.برای دسترسی به این روستا سه مسیر ارتباطی اصلی وجوددارد.مسیر های رسیدن به این روستا از طرف نوشهر عبارتند از:

1-    جاده نوشهر رویان،روستای امیررود،روستای مارگیرده،روستای خیررودکنار

2-   جاده نوشهر رویان،روستای لتینگان،روستای سنگتو،روستای خیررودکنار

3-  جاده نوشهر رویان،روستای سیدعلی کیا سلطان،روستای خیررودکنار

قابل ذکر است تمامی جاده های فوق از نعمت آسفالت برخوردار می باشند.

 

تاریخچه روستا

درمورد تاریخچه روستا آثار مستندی وجودندارد اما براساس امامزاده ای که در روستای همجوار به نام سیدعلی کیا سلطان(متعلق به 700سال پیش) وگفتار بزرگان بر وجود مردمانی به نام گبری ها در روستا ووجود محلی به نام قلعه در روستاظن یقین می رود که پیشینه سکونت دراین روستا به پیش از ورود اسلام به ایران برسد(گبری در زبان عام مردم این خطه یعنی بی دین،البته منظور داشتن دین زرتشتی وآتش پرست بوده است که با وروداسلام وبه خصوص ورود طوایف جدید این نام برآنان اطلاق می شده است.البته اطلاعات کافی درمورد آنان وجودندارداما چیزی که بنابر گفته های پیشینیان مصداق دارددر مورد سرگذشت آنان این است که گروهی از آنان برای حفظ دین خود مجبور به کوچ ازاین محل شدندوبسیاری نیز دین جدید را قبول کردند.افرادی طایفه دیوسالاررا از بازماندگان این افراد می دانند اماسندیتی وجودندارد.این گبری ها که ساکنان اولیه منطقه بوده انددر قسمت جنوب شرقی مکان فعلی روستا از منطقه معروف به آب سربند زندگی می کردند وزندگی آنان متکی به جنگل بوده است.البته دلیل زندگی این افراد درمناطق بالا دست نزدیکی به آب وداشتن اشراف برمنطقه بوده است).رشد جمعیتی دراین روستا در قدیم کند بوده که دلیل این امر را میتوان دروجودطبیعت سرسخت،کمبود بهداشت جستجو کرد..از طرفی چون در گذشته حالت مردابی وپوشش لجنی وطبیعی زیاد بوده است انواع زیادی حیوانات موذی وپشه وجودداشته که امراض مختلفی را به همراه داشته اندکه مردم بومی بیشتر تمایل به زندگی در ییلاقات کجورداشتند.البته بیشتر قالب افرادفعلی بومی این روستا از دو ییلاق نیمور وویسرمی باشندکه دلیل این امر به نظر در سرچشمه گرفتن رودخانه جوار این روستا(خیررود)ازاین دو منطقه ییلاقی  باشد.دلیلی دیگری که دال برگرایش مردمان قدیم این روستابه زندگی در ییلاقات به خصوص در شش ماه اول سال وایام گرم سال را میتوان به کوچ دادن دام ها به ییلاقات در تابستان اشاره نمود.این خصلت ییلاق گزینی را در نسل فعلی هم میتوان یافت هرچند با تغییرات اساسی درنحوه زندگی،کم شدن ارتباطات عاطفی،نداشتن سکونت گاه در ییلاقات،کم رنگ تر شده است اما بسیاری از افراد در زمان های بیکاری ویا تعطیل سعی به رفتن به ییلاقات دارند.آثار کشف شده قدیمی که در جنگل های این روستا وروستاهای همجوار(بندپی ونجارده)که اغلب به صورت قاچاقی می باشدبر پندارهای نقل شده سندیت بیشتری می بخشند.

از طرفی دیگر مردمان این خطه با آداب زرتشتی به صورت قهر آمیز برخورد نکرده اند که نمود این واقعیت را می توان در دلبستگی ونقل قول های بزرگان درمورد آداب ها ومراسماتی که در قدیم برگزار می شد عنوان نمود که متاسفانه در نسل جدید به فراموشی سپرده شده است آدابی چون چهارشنبه سوری وپریدن از کاه وبزرگ داشتن یاد مردگان،حضور دسته جمعی در مراسمات به خصوص عروسی وعزا،دسته گیری در روز اول عید،چله نشینی و…

شهدا،جانبازان،آزادگان روستا

با شروع جنگ این خطه از سرزمین آریایی ایران حضور پررنگی درمیادین نبرد داشته است.البته حضور در جنگ برای حفظ کیان ودین وشرکت در میادین سیاسی واعتقادی چیز غریبی دراین خطه نیست.بزرگان این محل به یاد دارند که درهنگام پیروزی انقلاب چه جنبه جوشی بر محل حکم فرما بودحضور برخی از افراد در حزب هاوگروه های مختلف مخالف نظام گذشته نوید حرکت های خودجوش را می دادافرادی که امروز در مناصب دولتی در خدمت گزاری به ملت مشغولند خوب آنروزها را در ذهن دارند.

با شروع جنگ جوانان این منطقه نیز به مناطق جنگی می شتافتند.جوانان برگزیده وبرومندی که بدون هیچ ادعایی فقط برای بودن ما،زنده ماندن ایران عزیز،حفظ ناموس وکیان دست به اسلحه بودند وبهترین ووالاترین موهبت الهی را اخلاص نمودند.این خطه قهرمان،حدود 14 شهید و15 جانبازو4آزاداه را تقدیم کشور نمودتا سهم خود را ادا کرده باشد.

اسامی این عزیزانی که هریک در واقع کلام قهرمانانی هستند که برخلاف خیلی از ما که متاسفانه درحرف وکلام فقط قهرمانیم در عمل کلام خود را معنی کردند عبارتند از:

علی شرج اسلامی       فرزند ذبیح

علیرضا زنده دل          فرزند حسن

حشام زنده دل             فرزند حسن

فرج اله اسحاقی          فرزند مرحوم اسماعیل

غلامرضا شرج خیری    فرزندعلی آقا

ولی خزائی                 فرزند مرحوم قربانعلی

علی خزائی                 فرزند مرحوم قربانعلی

جهاندار احمدی            فرزند حاج جلیل

محمدقمی                  فرزندفرزانه

نظام اسحاقی نیمور        وجیه الله

سیاوش شرج ویسری        فرج الله

دانش خجیر                 فرزند ابوالقاسم

دانش نعیمائی

غریبعلی مارگیر             فرزند حسین

درکنار این بزرگواران که زنده جاوید می باشند عزیزان دیگری نیز حضور دارند که به مقام جانبازی نائل آمدند.جانبازی مقام کمی نیست مقامی است که همه ما با نام آن به یاد جانباز بزرگ اسلام حضرت ابوالفضل(ع)می افتیم که بنابرگفته امام حسین(ع) تکیه گاه حسین بود اسامی این عزیزان عبارتند از:

ارسلان اسحاقی              فرزند نوروز

نادعلی شریفی                فرزند مسیح

رضوان شریفی               فرزند محمدعلی

عقیل شرج خیری             فرزند  یحیی

موسی شریفی                 فرزند امیدعلی

مصطفی شریفی               فرزند جعفر

حاج قاسم متاجی              فرزند فتح الله

روشنعلی کرمانی              فرزند خدابخش

حسن متاجی نسب             فرزند محمد

یوسف متاجی                  فرزند عزیز

شهرام سمرقندی              فرزند ساقی

یدالله اسحاقی                  فرزند وجهه اله

فرج الله فرجی                 فرزند فرج

فتح الله رستمی                فرزند کاظم

رضا سمرقندی                  ساقی

اسامی آزادگان این خطه عبارتند از:

عبدالله شریفی                  فرزند اسحاق

باباعلی اسحاقی                فرزند شجاع

قاسم شریفی                    فرزند ستار

عین الله عظیم پور            فرزند محمدحسین

 

 

 

آب وهوا

استان مازندران استانی با آب وهوای معتدل می باشداین روستا نیز با موقعیتی بسیار عالی دارای  آب وهوای معتدل می باشد.مسافت بسیار نزدیک هم با دریا وهم کوه وجنگل آب وهوایی منحصر به فرد به این روستا بخشیده است.البته درچند سال اخیر مقداری برگرمای هوا افزوده شده است اما با این وجود دارای هوایی دلنشین می باشد.

معماری روستا

با تصمیمات دردوران آقای احمدی ن‍ژاد وپیاده سازی طرح مهروحمایت از مسکن سازی اقشار کم درآمد تفاوت چشمگیری را در ساخت وساز محلی وروستایی حاصل شده است  به طوری که میتوان گفت دیگر اثری از ساختمان های قدیمی دراین روستا نیست.تفکیک وتقسیمی براساس معماری نمیتوان برای محل قائل بود اما به صورت کلی با کاهش شدید توان اقتصادی مردم درده سال اخیر وبه خصوص سال های اخیر روند فروش زمین در بین اهالی شدت فراوانی یافت که این واقعه دلیل های فراوانی داردکه میتوان به موارد زیر اشاره نمود:

1-    عدم حمایت دولتی از کشاورزان

2-    ظلم دولت در جبران خسارتهای وارده طبیعی مثل برف سال گذشته و سیل چندسال قبل

3-    گران شدن کود ومایحتاج کشاورزان از طرف دولت محترم

4-    عدم استقبال جوانان به کشاورزی به دلیل اقتصادی نبودن آن

5-    تغییر سبک زندگی

6-    میل به کار در شهر

7-    مادی گرایی

در مورد نحوه سکونت بومی وغیربومی در محل میتوان گفت افراد غیربومی که بیشتر از تهران تشریف آوردند ودارای ویلا می باشنددر قسمت جنوبی ودرارتفاعات وکنار جنگل ها زندگی می کنند که دارای منظره ای فوق العاده واشراف کامل به منطقه است وافراد بومی در حاشیه مرکزی وپایین دست محل قراردارند.

متاسفانه با روی کار آمدن دولت آقای روحانی کاهش چشمگیری را درساخت وساز محلی وافراد بومی شاهد هستیم که خود عاملی برای کمی درآمد محلی شده است.درواقع دردوران آقای روحانی شاهد فقر شدیدتر افراد می باشیم.

 

جهت قرارگیری ساختمانها

سمت وسوی خاصی در ساختمان سازی اکنون دیده نمی شودولی میتوان گفت ساختمانهای بومی پایین دست اغلب روبه شمال(دریا)وساختمانهای بالادست اغلب روبه جنوب(جنگل) می باشند.

گویش مردم روستا

اهالی مازندران به زبان فارسی و گویش مازندرانی تکلم می‌کنند. گویش مازندرانی بازمانده زبان ایرانیان قدیم (پارسی میانه) است که دیرتر و کمتر از سایر زبان‌ها تحت تأثیر زبان‌های بیگانه‌ای چون عربی، مغولی و تاتاری قرار گرفته و تقریباً در همه جای استان متداول است ولی در شهرستان‌های غربی، مرکزی و شرقی استان، تفاوت‌هایی دارد.

اشپولر از اوضاع طبرستان در قرن‌های نخستین اسلامی، با استفاده از منابع آن زمان اظهار می‌کند، لهجه‌های ایرانی این ناحیه برای سایر ایرانیان قابل فهم نبوده و به گفتۀ ابن‌حوقل افراد این ناحیه با سرعت بالایی تکلم می‌کنند.

تا قرن پنجم هجری قمری، پادشاهان طبرستان به خط پهلوی می‌نوشتند و سکه می‌زدند. دو کتیبه که به خط پهلوی در رِسکِت واقع در دودانگه ساری و گنبد لاجیم واقع در سوادکوه به‌دست آمده است، مؤیّد این مطلب است.

اینکه از چه هنگامی انسان قادر به تکلم شد برهیچ کس آشکار نیست و بی شک در یک زمان موفق به دریافت مفاهیم زبانی نشده بلکه هزاران سال به طول انجامید تا زبان از شکل اولیه و ابتدایی خود به گونه فعلی درآید.

بطور مسلم نیاز عمومی انسان با توجه به استعدادهای درونی موجب شد که بتواند از زبان سود جسته و به منظور رساندن مفاهیم خود به دیگران از آن استفاده و با آن سخن بگوید.

همانگونه که جامعه متحول می شود زبان نیز دچار دگرگونی شده و با توجه به شرایط اجتماعی و زیستی، تغییر و تحول پیدا می کند.

متروک ماندن بعضی از کلمات و استعمال الفاظ جدید و تغییر واژه ها در ساختار زبانی ، امری اجتماعی است و زبان ابزاری برای برآوردن حاجات اجتماعی است.

از اینجاست که در طی زمان، الفاظی از بین رفته و یا کارکرد قبلی خود را از دست می دهد و الفاظی تازه که بر معانی جدید دلالت می کند رایج و متداول می شود.

زبان یاگویش طبری (مازندرانی) از زبانهای کهن ایران بوده که بنا بر اندک نشانه باز مانده از پیشینیان ، زمانی یکی از حوزه های پربار زبانی کرانه های جنوبی دریای مازندران، دامنه های شمالی البرز و بخش گسترده ای از شمال ایران بوده است که هنوز شمار فراوانی از تیره ها و گروه های ایرانی بدان سخن می رانند.

از منظر زبان است که شمار زیادی از مردم کشورمان به گنجینه های گهربار میراث فرهنگی گذشتگان و تمدن دیرینه این سامان راه جسته و پژوهشگران از دریچه آن به سنتها، سروده ها، چکامه ها، افسانه ها، اساطیر و تاریخ این مرز و بوم ژرف گرانه می نگرند.

در مناطقی از این حوزه زبانی است که هنوز می توانیم شاهد ماندگاری و کاربرد آن باشیم. مناطقی که از غرب به شرق، دهکده های کوهستانی قصران کهن شامل روستاهای اوشان ، فشم و آبادیهای دماوند، گاجره، شمشک و از دیگر سو چهاردانگه و دودانگه هزار جریب ، دهستانهای شاه کوه و شاهوارکتول، فیروز کوه، سوادکوه، لاریجانات، کوهستانهای بندپی و چلاو، هزار و دو هزار را در برمی گیرد.

امروز بیشتر مردم در یکی از پر جمعیت ترین جلگه های کشور، از تنکابن، عباس آباد و محال ثلاث در غرب و علی آباد کتول در شرق استان مازندران (یعنی از رویان و استندار، طبرستان و استار آبادکهن) در این حوزه زبانی قرار دارند و به آن سخن می گویند که شماری بالغ بر چهار میلیون نفر از جمعیت کشورمان را در بر می گیرند.

اغلب پدیده ها، آثار خطی و نوشتاری زبان طبری در گذر هزاره ها و سده ها به سبب تاراج بیگانگان از یک سو و از سوی دیگر به دلیل نابخردی، بی کفایتی و درگیریهای پیوسته اسپهبدان، امیران و ملوک تیره های بومی، به دست نابودی سپرده شد.

برگردان قرآن کریم به زبان طبری ، نگارش “مرزبان نامه”، “نیکی نامه، تاریخ رویان” ، اشعار منسوب به” امیر پازواری، امیر مازندرانی” و سیتی نساء” (خواهر طالب آملی)، به این زبان گواه بر ژرفایی، گستردگی و توانایی این زبان در بیان اندیشه های مذهبی، فلسفی و اجتماعی است.

مجموعه این داشته ها گواهی می دهد که زبان طبری زمانی از چنان گستره ای در واژگان دستور و توانایی در بیان اندیشه برخوردار بود که بسیاری از ادبا و نویسندگان آثار تاریخی، فرهنگی و هنری خود را با این زبان نگاشته اند.

بی تردید می توان گمان برد که شمار زیادی از این گونه آثار زبان طبری نابود شده و یا هنوز ناشناخته مانده و در دسترس پژوهشگران قرار نگرفته است.

باید دانست ضرورت امروزین گسترش زبان و ادب پارسی که به عنوان یکی از دیرپاترین و ماندگارترین نهادهای تمدن و فرهنگ ایرانی و اهرم بنیادین آن در همگرایی و وحدت ملی است ناخواسته سبب گسیختگی و فروپاشی زبانهای بومی ایران شده حال آنکه هرکدام ، ریشه های کهن درخت تنومند زبان و ادب پارسی بوده و در صورت گردآوری و ثبت درست، بی شک می توانند در گسترش و ژرفابخشی زبان فارسی امروز کارساز باشند.

توجه بزرگانی همچون دهخدا و دکترمعین در گردآوری برخی از واژه های طبری در فرهنگ های فارسی نشانه اهمیتی است که دانشوران بلند آوازه این مرز وبوم برای ثبت زبانهای شفاهی و در حال فراموشی ، قایل بوده و هستند واز این رو سودمندی گردآوری اصولی و شیوه مندی گویش ها و زبان تیره و اقوام ایرانی بر هیچ خردمند و فرزانه ای پوشیده نیست.

این گویشها همراه با ادبیات شفاهی و گاه نوشتاری خود، جنبه های گستردهای از تمدن ، سیر اندیشه ، زندگی و آرمانهای مردم نواحی کشور را در گذر روزگار و تاریخ به ما می نمایانند.

شیوه گوناگون زندگی بدوی خواه دامی و کشاورزی، نمادها وقراردادهای سنتی و اجتماعی حاکم بر روابط گله داری و زمین داری، نوع کشت واقطاع و تیول، نام پیشه ها و گروههای اجتماعی و کاری ، ابزارهای مربوط به اقتصاد دامی قدیم کشاورزی ابتدایی، رده های شغلی در اقتصاد دامی کهن ، سلسله مراتب سیاسی در حکومتهای منطقه ای و شاه نشین های کوچک، ابزارهای مربوط به صید، پوشش زنان و مردان، چگونگی بناها و ساختمانها و مواد و ابزار ساخت آنها ، ابزار جنگی، نهادهای مبادلاتی و تجاری ، انواع تعاونی ها و گونه های همکاری و همیاری مردمی ، نام آبادی، رودها، کوهها، مراتع، پوشش گیاهی، گیاهان دارویی، نام حیوانات ، آیین های دینی، خرافه ها، تابوها، ابزار موسیقی، نام گوشه ها و نغمات موسیقی ، نام بازیها، نمایش و نیایش ها، جشنهای ملی قومی و شمار بسیاری از این دست در دل این واژگان خفته است و بازبان هویت می یابد.

پیچیدگی ها و دگرگونی های شگرفی که در سده گذشته، به ویژه در چند دهه اخیر به سبب پیدایی و گسترش رسانه ها در شیوه زندگی و گفتار مردم پدیدار شد ، روند فروپاشی این واژگان که به نوبه خود هریک سندی از فرهنگ ملی محسوب می شوند را تسریع نمود و با توجه به فقر منابع فرهنگی، اهمیت بازنگری و سرعت بخشیدن در گردآوری و ثبت صحیح گروه زبانهای ایرانی امروزه امری ضروری به نظر می رسد.

بسیاری از این واژه ها می توانند برای پژوهشگران رشته های زبان شناسی، لهجه شناسی، مردم شناسی، قوم شناسی، تاریخ تمدن و فرهنگ و هنر،اسناد گرانبهایی به شمار آیند ، زیرا در بسیاری از رشته ها، واژگان بومی تنها نشانه بازمانده و اسناد قابل مراجعه هستند که هریک از این واژه ها، دست مایه ارزنده ای برای پژوهشگران خواهد بود.

خوشبختانه از سالها پیش گروهی از ادبا و پژوهشگران مازندرانی توجه خود را به ثبت و انتشار واژگان طبری معطوف نمودند ولی ثبت نشدن لهجه ها ، کم شمار بودن، شتابزدگی در انتشار، نبود اصول آوانویسی (فونتیک) یا ثبت علمی آن ، استفاده و اتکای مطلق پدید آورندگان از داشته های ذهنی خود به جای تحقیقات میدانی از نقایص عمده این آثار است که همچون سایر فرهنگ های بومی مناطق کشورمان حکایت از نبود آگاهی کافی پدیدآورندگان دارد ولی با این همه، تلاش و عنایت این دسته از پژوهشگران به فرهنگ بومی و کهن قابل ستایش بوده و باید به عنوان نخستین رهروان کارهای پژوهشی مورد قدردانی قرار گیرند.

شیوه کار پدید آورندگان

زبان طبری که طی چند سده به عنوان زبانی غیرمکتوب و محاوره ای به حیات خود ادامه داده ناگزیر به گویش ها و لهجه هایی متفاوت و گاه متناقضی تقسیم شد.

ازاین گذشته حضور تیره ها و طوایف مهاجر در منطقه به ویژه مناطق جلگه ای و آمیزش مردم بومی با مهاجران و همچنین گستردگی رفت و آمدهای بومیان با مردم سایر مناطق استان و کشور طی دو سده اخیر و رواج گسترده رسانه های گروهی متکی به زبان امروزین پارسی و نفوذ واژگان نواحی همجوار در محاورات مردم ، گویش جلگه ها را با دگرگونی های آشکاری نسبت به چند دهه پیش همراه ساخت.هر چند این در آمیزی دگرگونی در گویش برخی از مناطق جلگه ای ضرورت گردآوری و ثبت آنها را منتفی نساخت اما گویش جلگه به عنوان تنها پایه و مبنای گردآوری و پژوهش زبان طبری را فاقد اعتبار کرد.در این میان گویش نواحی کوهستانی به طور طبیعی از اصالت و سلامت بیشتری برخوردار بوده که می بایست پایه پژوهش و گردآوری ها قرار بگیرد از این رو پژوهشگران این پدیده، با اتکا به نظر صاحبنظران استان و کشور و همچنین با رایزنی های پیوسته با مراکز علمی و فرهنگی و استفاده از تجارب علمی و عملی خود، چارچوب مدونی را جهت شروع کار پی ریزی نمودند.

بررسی کارشناسانه در جلگه ها و سپس نواحی کوهستانی موجب شناسایی دوازده لهجه مختلف درمازندران شده است:

۱منطقه کردکوی: شامل “هزار جریب شرقی، شاه کوه زیارت، بالاجاده، رادکان، گزشرقی و غربی و روستاهای ترکمن نشین از زنگی محله گرگان و چهاردانگه تا گلوگاه“.

۲منطقه بهشهر : شامل “چهاردانگه هزارجریباز “سورتی” تا “کیاسر” و روستاهای مناطق جلگه ای از “گلوگاه، شاه کلیه” تا انتهای منطقه “قره طغان و رودخانه نکارود“.

۳منطقه ساری: شامل “چهاردانگه” از “کیاسرتا کوهستانهای دودانگه”، جلگه های مابین “میان دورود” و جلگه های مناطق غربی تجن رود تا جویبار.

۴منطقه قائمشهر: شامل مناطق کوهستانی فیروز کوه، سوادکوه و روستاهای جلگه ای حد فاصل بین کیاکلا ، جویبار و روستاهای کوهپایه ای بیشه سر.

۵منطقه بابل: از مناطق کوهستانی چلاو آمل تا بندپی ، امامزاده حسن در سمت غربی آلاشت و نواحی جلگه های حد فاصل فریدونکنار، بابلسر، بهنمیر، کیاکلا تا روستاهای کوهپایه ای کهنه خط، گنج افروز و بابل کنار.

۶منطقه آمل: از کوهستانهای بندپی تا چلاو، لاریجانات، نمارستاق و کلارستاق آمل تا حوالی امامزاده هاشم و جلگه های دو سمت هراز، دشت سر و محمود آباد و کوهپایه ها و جلگه های جاده چمستان، میان آمل و نور.

۷منطقه نور و نوشهر: شامل بخشی از روستاهای بیرون بشم، کجور، محال ثلاث و جلگه های حد فاصل سرخ رود تا رودخانه چالوس.

۸چالوس و تنکابن شرقی: شامل مناطق کلارباستانی، برخی از روستاهای کوهپایه ای منطقه بیرون بشم ولنگا و نواحی جلگه ای از آب چالوس و عباس آباد و رودخانه نشتا به مرکزیت عباس آباد.

۹تنکابن مرکزی: شامل لهجه های دوهزار و سه هزاری و خرم آبادی و گلیجانی و چالکش یعنی جلگه های حد فاصل آب نشتا تا آب شیرود.

۱۰منطقه علی آباد کتول: شامل نواحی روستایی کوهستانی شمال شاهوار و مناطقی چون کتول، پیچک محله، محمود آباد، فاضل آباد و جلگه های غیرترکمن نشین بلوک استارآباد قدیم.

۱۱منطقه قصران باستانی: شامل مناطق لاوشان، فشم، شمشک، گاجره و روستاهای کوهپایه ای توچلال تا مناطق غربی رودخانه جاجرود.

۱۲منطقه دماوند: شامل نواحی کوهستانی شهرستان دماوند، رودهن، بومهن تا فیروزکوه.

چنانچه گفته شد، زبان طبری یا تپوری مازندرانی با گویش گوناگون از جمله زبانهای کهن ایرانی بوده و بر اساس مدارک و اسناد موجود برخی از دانشوران و سرایندگان اهل طبرستان (مازندران) آثار خود را به این زبان می نوشتند.هم اکنون زبان طبری به زبان مازندرانی با لهجه مازندرانی مشهور بوده که به دلیل تغییرات آوایی در واژه های آن در میان روستاییان و شهرنشینان جلگه مازندران به لهجه های گوناگون تبدیل شده است.براثر گذشت زمان تغییراتی در زبان روی داده و دچار تحول شده که مهمترین عوامل را می توان متروک ماندن بعضی از کلمات و استعمال الفاظ جدید به جای آنها نام برد.در زمانهای خیلی قدیم که اقوام مختلف به جمع و تدوین قواعد زبان و ثبت لفظ و معنی کلمات می پرداختند همه بحث ها مبتنی بر یک اصل و هیج کس در درستی و صحت آن تردید نداشت و آن اصل این بود که زبان صورت واحد ثابتی دارد.ارزش کهن بودن زبان طبری به اندازه ای است که می توان ریشه های همانند بسیاری از واژه های زبانهای ایرانی و غیره را که از لحاظ تاریخی دارای حایز اهمیت است، با هم نسبت داد.زبان مازندرانی با آن همه باروری ، شاید به علت عدم توجه پژوهشگران بومی این خطه دچار عوامل پوسیدگی زبانی شده و در پی آن مسایل دیگر فرهنگی و تمدن مازندرانی نیز دستخوش فراموشی شده است.توجه نداشتن برخی از اهل قلم و متفکران مازندرانی به زبان، فرهنگ، تمدن، ادبیات و دیگر ارزشهای محلی و همچنین حضور عوامل گوناگون تخریبی موجب خواهد شد به سرعت همه ارزشها از میان برود.تردیدی نیست که پردازش و توجه به فرهنگ مشترک یعنی استخراج واژه ها و معانی مشترک زبانها و گویش های محلی مازندرانی خدمتی بزرگ به فرهنگ کشور خواهد بود.

زبان وگویش مردمان روستای خیررودکنار

دراین روستا گویش متداول زبان طبری وگویش کجوری می باشد که در واقع مردم با سرعت با هم حرف می زنندکه دلیل این سرعت بیان را میتوان  به گذشته این مردمان مربوط دانست وشاید هدف آنان از این سرعت داشتن درکلام این بوده است که دیگران  وافراد بیگانه منظور وهدفشان رانفهمند ودلیل دوم هم شاید شرایط جوی و وجودزندگی وابسته بر طبیعت بوده است که عکس العمل سریع را می طلبیده است.

با وجود پیشینه طولانی خطری جدی این گویش زیبا را تهدید می کند وآن این است که تحت تاثیر فرهنگ شهری مادران امروز سعی دارند که فرزندان خود را با زبان فارسی اخت دهندکه این امر باعث گسسته شدن نسل آینده از نسل گذشته می شودوزبان که بخشی از هویت یک ملت است به فراموشی سپرده شود.این درحالی است دانشمندان تاکید دارند افرادی که بر چند زبان تسلط دارند از نعمت وبهره هوشی بالاتری برخوردارند.

اقتصادودرآمد

زمانی به دلیل حاکم بودن شرایط کشاورزی وسنتی  درآمداغلب خانوارهابرپایه کشاورزی ودامداری بنا شده بود اما در عصر کنونی به دلیل پیدایش بسیاری از معلول ها سبد درامدی خانواده ها نیز تغییر کرده است هرچند درحال حاضر نیز فعالیت های کشاورزی بخش اعظمی از سبد درآمدی مردم راشامل شده است.الان  بسیاری از افراد در عرصه های گوناگون فعالیت دارند عرصه هایی چون مشاغل آزاد،مناصب اداری،کارگری و….

جاذبه گردشگری

خطه شمال هرچند در عقب ماندگی می سوزدودر طی سالها شاهد برخورد قهر آمیز بوده است اما برخلاف نظر قهر آمیز مسئولان محترم خداوند نظری پرمهر به این استان داشته است.وجود طبیعت سرسبز ودریای آرام خزردراوج سرسبزی وآرامی خود منشاخیرات بسیاری بوده اند.اگر این دو نبودند نمیتوان گفت سرانجام این مردم  دلسوز وکم توقع چه بود؟مردمی که برای انقلاب از همه چیز گذشتند اما از کمترین الطاف ورافت به دور بودند.

اما از جاذبه های این روستا میتوان به وجود جنگل سرسبز(در ظاهر)،ووجود رودخانه پربرکت خیررودکه خود طبیعتی بکر درخود داردرا نام برد.

زمانی این رودخانه پراز ماهی بود به طوری بزرگان تعریف می کنند که با دست خالی هم ماهی می گرفتند اما به دلیل عدم مدیریت شیلات وصید بی رویه از رونق افتاده است.اما باز شاهد رمق های اخرین برای این رودخانه از صید ماهی هستیم.

این روستا دارای طبیعت بکری است که باوجود نبودامکانات لازم شاهد رجوع گردشگر بسیاری است.شاید طبیعت بکر آن جاذبه ای عظیم برای جذب گردشگر دارد.

شورا ودهیاری

این روستا در حال حاضر دارای یک ساختمان دهیاری  می باشد که محل جلسه وتصمیمات اعضا شورای اسلامی ودهیاری  می باشد.درضمن دفتر دهیاری این روستا در تمام ایام هفته  باز می باشد

اسامی شورا  ها زمان  حال وگذشته

رضا مرزبان

بهلول اسحاقی

کیانوش سمرقندی

کیوان سمرقندی

مهران شریفی

حافظ شریفی

ولی متاجی

بهمن اسحاقی

فرهمند شریفی

اسداله بصیری(قید حیات نیستند)

حبیب بصیری

امانعلی کرمانی

سید غلامعلی عبادی

حسن متاجی نسب

گل آقا لر

محمد کاظمی(قید حیات نیستند)

محمدکاظمی

مسیب متاجی

داریوش متاجی(مشهدی حسین)

منوچهر شریفی

اسامی دهیاران روستا

حسین شریفی فر(رودگر)(دهیار فعلی)

ابوالقاسم شریفی

هوشنگ سمرقندی

سعید شریفی

 

 

 

امکانات روستا

با وجود پیشینه زیاد ونزدیکی این روستا به شهر مورد بی مهری های زیادی واقع شده است که براین اساس باید روند پیشرفت این روستا را کند قلمداد کرد وتمام امکانات  موجوددراین روستا هم مرهوم زحمات مردم بومی می باشد وباید گفت این روستا از اعتبارات خاص دولتی در طول بعد انقلاب مرحوم بوده است وشاهد بی الطفاتی مسئولان نظام باوجود داشتن پیشینه ای انقلابی بوده است.متاسفانه نمایندگان مجلس شورای اسلامی در دوره های متمادی هیچ حرکتی برای این روستا انجام نداده اند چه دوران آقای محسنی وچه دوران فعلی.

اما امکانات موجوددرروستا عبارت است از:

1-    وجود یک باب کتابخانه

2-    وجود دو مسجد

3-    وجود یک خانه بهداشت روستایی

4-    داشتن یک قبرستان

5-    داشتن یک مدرسه در سطح ابتدایی

6-داشتن یک زمین فوتبال(در حالت فعلی خراب شده است وآقای انوشیروان محسنی(رییس سازمان بهزیستی کشور) نماینده گذشته در دوره اول نمایندگی اش قول مساعد داده بودند که با گذشت سه دوره از نمایندگی مجلسش هیچ کاری نکرد)

7-داشتن پایگاه بسیج

محرومیت ها:

1-    نبود مدرسه راهنمایی ودبیرستان در سطح روستا

2-    نبود سالن ورزشی

3-    نبود پارک

4-    نبود حمام بهداشتی

5-    عدم تکمیل مسجد

6-    کمبود آب آشامیدنی

7-نبود بانک

ورزش روستا

فعالیت های ورزشی دراین روستا دارای پشتوانه درازی است ولی متاسفانه به دلیل عدم پشتیبانی ونبود سرمایه گذاررشد چندانی نتوانسته است داشته باشد.رشته های گوناگونی دراین روستا فعال می باشدکه بیشتر موفقیتهای ورزشی برخاسته از تلاش های فردی است.

تیم فوتبال محل هما نام دارد که دارای معروفیت خاصی مخصوصا در گذشته درشهرستان نوشهر  بوده است.بزرگترها حتما به خاطر دارند زمانی راکه بازی این تیم چنان گرم بود که خیل عظیمی از افراد بومی را به شهروزمین ورزشی  شهدای آن می کشاند.

بازی های بین هما خیررودکنار والوند نیمور از گرمای به خصوصی برخوردار بود.واقعا تیم فوتبال آن سالهابا طراوت ترین تیم فوتبال در تاریخ روستا بود تیمی که توانست تیم ایرسوتر نوشهر را به زانو دراورد.

از بازیکنان پیشکسوت وخود این روستا در رشته فوتبال ووالیبال می توان به:

مظاهر لر

بهمن اسحاقی

سیامک شریفی

کربلائی ولی متاجی

فرهادشریفی

حاج انوش شریفی

سیف الله بصیری

حبیب متاجی

ابرام پانرخیزی

محمود شریفی(دروالیبال هم فعال بودند)

مرحوم اردشیر شریفی

کامیار عزدانلو

بهمنش خجیر

غضنفرشریفی(دروالیبال هم فعال بود)

محمد عراقی

شهید دانش خجیر

ولی شریفی(پیشکسوت)

قربان کرمانی(نسل جوان هما)

فریبرز شهنوازی(نسل جوان هما)

محمدعلی خجیر(نسل جوان هما)

شعبان کرمانی(نسل جوان هما)

روح الله متاجی(نسل جوان هما)

وحیدمتاجی(نسل جوان هما)

آرش سمرقندی(نسل جوان هما)

سامان بصیری(نسل جوان هما)

نورالله شریفی(والیبال)

پروین(والیبال)

اکبرمتاجی نسب(نسل جوان هما)

علی شریفی(یک مدت در شموشک بودندمدتی کاپیتان شموشک بود وبه تیم ملی هم دعوت شد)

یعقوب کرمانی

رضا متاجی

فرهاداسحاقی

بهلول اسحاقی

اما جوانان این روستا در رشته های دیگر نیزمخصوصا در سالهای اخیر درخشش داشته اند که میتوان موارد زیر را نام برد

عبدالله قمی(رشته کشتی در رده ملی)

جهانگیرعراقی(رشته بوکس رده ملی)

مهدی بصیری(تکواندو،جهانی)

محمد شریفی(تکواندو استانی)

فرزام شریفی(تکواندو کشور)

علیرضا اسحاقی(تکواندوقهرمان استانی)

موقعیت جغرافیایی

فاصله مرکز روستا تا نوشهر حدود9 کیلومتر می باشد.در مجاورت این روستا روستاهای از طرف شمال:روستاهای سید علی کیاسلطان ومارگیرده

از طرف شرق:روستای نجارده وبندپی

از طرف غرب:روستای سنگتو

شمال غربی:روستای شوفسکاج ولتینگان

شمال شرقی:روستای نجارده

قراردارند حاشیه جنوبی وجنوب شرقی روستا جنگلی می باشد