آزادی ومسئولیت در خانواده

آزادی ومسئولیت در خانواده

مقدمه

مفاهیم آزادی و مسئولیت در هر دریافتی از هستی آدمی  اساسی است. سهم آزادی و مسئولیت در فهم آن چه که در سنت فکری “پدیدارشناسی و فلسفه وجودی” ، ساخته شده است، تا حدودی ناهمسان بوده‌است. در اولین مرحله، به هیچ کدام از این دو مفهوم، هیچ تمایلی نشان داده نشد. بعدها، پس از آن که  پدیدارشناسی به فلسفه وجودی بدل گشت، ادراکی مشخص در توجه به آزادی مطرح گشت. اما مسئولیت حداقل در هیچ مفهوم اخلاقی، نتوانست توجه خاصی جلب کند. با وجود این که آزادی بدون احساس مسئولیت، خطرناک به نظر می‌رسد و مسئولیت بدون آزادی به سختی قابل تصور است، رابطه بین این دو مفهوم مورد بی‌اعتنایی قرار گرفت.اما حیطه وارتباط آزادی ومسئولیت در خانواده تا کجاست؟تاثیر آزادی در مسئولیت پذیری خانواده چگونه است؟.

خانواده

در جوامع انسانی، خانواده به گروهی از افراد گفته می‌شود که با یکدیگر از طریق هم‌خونی، تمایل سببی، یا مکان زندگی مشترک وابستگی دارند. خانواده در بیشتر جوامع، نهاد اصلی جامعه‌پذیری کودکان است

آزادی ومسئولیت در خانواده

مسئولیت به معنای تعهد و انجام کامل تکالیف بوده و انجام این کار بسیار سنگین است و لذا بایستی وظایف هر یک از اعضای خانواده تبیین شود. تمام آسیب‌های تهدید خانواده به دلیل عدم مسئولیت پذیری و یا عمل نکردن به مسئولیت‌هاست. خانواده خوشبخت خانواده‌ای است که نسبت به مسئولیتی که دارند موفق عمل کنند و از این رو باید تمام تلاش خانواده به سمت مسئولیت باشد و نه مشغولیت. در منابع دینی بر اهمیت مسئولیت‌ها در خانواده توجه ویژه‌ای شده است به نحوی که پیامبر اکرم (ص) فرمودند که هر مرد مسوول خانواده خود در دنیا و آخرت است.

آزادی  ومسئولیت  دادن به  کودکان خانواده

مسئولیت را نمی توان و نباید بر كودكان تحمیل كرد ، ‌بلكه باید روح و میل آن را در كودكان ایجاد نمود . تجارب و بررسی ها نشان می دهد كه مسئولیت تحمیلی ریشه دار نمی گردد وبهزودی از میان می رود و حتی گاهی اثر معكوس دارد ، توصیه مربیان در دادن مسئولیت به كودكان این است كه در واگذاری آن،دو اصل مورد نظر باشد:

۱- اصل آزادی : منظور این است كه كودك در پذیرش مسئولیت خود آزاد باشد . امامسئله ای كه در این جا مطرح می شود این است كه در بسیاری از موارد كودك صلاح وفساد امور را درك نمی كند و دادن آزادی به او ممكن است موجب لطمه ای شود .

در چنین صورت شك نیست كه حق رأی ندارد.‌رأی ، رأی والدین اوست؛ولی این امر موجب نمی شود كه باز هم مسئولیت بهگونهیتحمیلی باشد . می توان خواسته خود را با زبان كودك اعمال كرد .‌ به صورتی غیر مستقیم طفل را وادار كرد  حرف ما را بزند و خواسته ما را بگوید و آزادی او رعایت گردد .

این امر گو این كه یك فریب تربیتی است ولی گناه بهحساب نمی آید چون در طریقخیر و صلاح كودك است .

اما در صورتی كه او فساد و صلاح را ولو بسیار جزئیتشخیص می دهد، به همان میزان باید در پذیرش مسئولیت آزاد باشد وگرنه كودك بهصورت یك شیء در می آید .

 ‌گاهی مسئله صورت سومی  هم پیدا می كند و آن این كه درست است او صلاح و فساد را تشخیص نمی دهد ولی انتخاب او موجب لطمه ای به خیر و مصلحتش نیست.دراینجا هم آزادی او را محترم می شمریم و او را در انتخاب،آزاد می گذاریم .

بدین سان درهمه حال اصل بر رعایت آزادی است ولی گاهوبی گاه كنترل و مداخله ما هم وجود دارد .

۲-اصل رغبت : برای این كه مسئولیتی نیكو  انجام شود باید خودِ فرد به انجام آن راغب باشد ورغبت به هنگامی است كه او در انتخاب،آزاد و در مسئولیت،به نحوی ذی نفع باشد .

برای موفقیت در این زمینه بهتر است كه دو یا سه امر اندیشیده و  مورد صلاح را در برابرش  قرار دهیم و او را در انتخاب یكی از آنها آزاد بگذاریم ، فی المثل بگوییم كه این دو كار در پیش است تو هم می توانی ظرفها را بشویی و هم می توانی اطاق را جارو كنی ، كدام  یك را می پسندی ؟

خوشبختانه رغبت،امری اكتسابی و از راه تلقین قابلِ اِعمال و نفوذ است و می توان زمینه آن را در كودك ایجاد كرد.

برای ایجاد مسئولیت عوامل متعددی دخالت دارند كه برخی از آنها بهقرار زیر است :۱- در آموزش  واگذاری مسئولیت،عامل محبت نقش اساسی دارد و بسیاری از مشكلات ازطریق آن حل می شود . كمتر مشكلی است كه بر اثر صمیمیت ، اخلاص و‌ مهرورزی حل نشود . تحقیقات سوروكین نشان داد كه تربیت در دامان والدین مهربان و فداكار مهمترین وسیله برای ایجاد مسئولیت است . تحقیقات دیگر نشان داده است كه مسئولیت شناس ترین  افراد در خانواده های خوشبخت و متوافق به وجود آمده اند .

آزادی وفرار از مسئولیت

اما با وجود آثار  مثبت آزادی بر مسئولیت پذیری،آزادی می تواند سبب فرار اعضا خانواده از مسئولیت نیز شود.اما چگونه؟

غالبا آزادی مسئولیت گریزی به دنبال دارد که دارای حدوحدودی تعریف شده نباشد،با معیارها وهنجارهای خانواده وجامعه ناسازگار باشد ،تابع شرایط زمانی خاص سنی باشد.مثلا  در دوره نوجوانی وجوانی بیشتر افراد احساس  استقلال طلبی،بزرگ بودن،به چشم آمدن دارند وسعی دارند خود را به دیگران ثابت کنند اگر این اثبات در پروسه ای هدفمند باشد مفید می باشد اما اگر بی برنامه گی وجود داشته باشد ممکن است ویرانگر باشد.

نتیجه گیری

خانواده، اجتماع کوچکی است که اجتماعات بزرگ تر در آن نهفته است. از این رو، هر گونه کردار نیک یا بد خانوادگی در سوق دادن اجتماع به نیکی یا بدی مؤثر است. جامعه ای که برای تربیت اجتماعی افراد اهتمام می ورزد، اولین اقدام پرورشی خود را از خانواده آغاز می کند.

آزادی دادن  زمانی میتواند به مسئولیت پذیری منجر گردد که محدود وکنترل شده باشد اما نباید این محدودیت رامنعیت فرض کرد زیرا در صورت فقدان آزادی ،مسئولیت به بار نمی آید وفقط تنها چیزی که  حاصل می شود رفع مسئولیت است نه مسئولیت پذیری زیرا وقتی عامل  نفی کننده آزادی حذف گردد مسئولیت پذیری نیز با ان نابودمی گردد.مهمترین عامل  نگه دارنده ورشد دهنده مسئولیت پذیری پرورش درست است زیرا وقتی پرورش صحیح حاصل گردد فرد همراه با تکامل جسمانی ،تکامل شعوری نیز پیدا خواهد کرد ومی تواند بفهمد این امر نیز مستلزم آزادی است.البته منظور از آزادی  فقط آزادی لفظی نیست بلکه آزادی عملکردی همراه با رعایت شرایط وآداب است.آزادی بیش از حد بی بند باری وسرکشی  به وجود می اورد .در گسترده جامعه آزادی مسئولیت به بار می آورد که محصول مدنیت باشد یعنی آزادی مدنی برای یک خانواده در جامعه آرامش ومسئولیت به بار خواهد آورد زیرا خانواده تامین ذهنی دارد وبواسطه این تامین ذهنی  قادر به ارائه عملکرد معقولانه است.پس می بینیم جبر نمی تواتد مسئولیت به بار آورد وجامعه جبری ،امید را از بین می برد مسئولیت را از بین می برد وآزادی را خشک می کند.جامعه جبری مردانوخانواده های خاکستری وجامعه ای افسرده را به دنبال دارد وجامعه ای افسرده شناخته نمی شود مگر خانواده ها که ار کان وسازنده یک جامعه هستند به این امر مبتلا باشند.