مسائل روحي ورواني

مسائل روحي ورواني

در دوران معاصر عوامل وتنش هاي زيادي انسانها را  به خود مشغول نموده است.رشد شهر نشيني ودور شدن روزافزون انسان از زندگي ساده و سنتي خودموجبات اين تنش ها ومسائل را فراهم  كرده است.مسائل روحي ورواني حاصل انديشه ها وباورها ومحيط پيرامون است.

انسانها دراين دوران از مشكلات عديده اي رنج مي برند رشد روزافزون هنجارهاي اجتماعي،افسردگي ها،جرم وجنايت،احساسات پوچي،خلاء معنوي،وهزاران اما واگر ديگر باعث شده كه انسانها تارهايي از ناميدي وحسرت وديواري محكم از ناميدي براي خود تجسم نموده واين باور قلبي به شكست ونداشتن حس عزت نفس وخودباوري باعث شده كه سلامت روان وروحي وبه صورت كلي بهداشت رواني انسانها خطر محسوسي احساس كرده وگاه انسان را به ورطه  نابودي ونيستي بكشاند.

همانطور كه گفته شده مسائل روحي ورواني علت هاي عديده اي دارد كه ميتوان در تقسيم بندي كلي به  موارد زير دست يافت:

  • عوامل بيروني
  • عوامل دروني

 هر كدام از اين عوامل نيز به نوبه خود به عوامل زير مجموعه وبه اصطلاح ريز تر تقسيم بندي مي شوند كه درادامه بدين عوامل به اختصار پرداخته مي شود.

الف- عوامل دروني

عوامل دروني مساله ساز براي روح روان خود با اينكه برخاسته از تركيب عواملي است وشايد حالت پنهان ونهفته اي داشته باشد از نظر اثر برانسان از عوامل بيروني تاثير گذار تر است.شايد بتوان گفت عوامل بيروني را بتوان تحمل نمود ولي عوامل دروني چون حالتي نهفته دارد وحداكثر برخورد ونمودي ممكن است داشته باشد آنهم در رفتار فرد است.متاسفانه اين مورد از ديد ديگران وحتي نزديكان هم زياد مورد توجه قرار نمي گيرد ودر سير زماني آثار زيان باري را به دنبال دارد.

اما حالات نشان دهنده عمق اين مساله را ميتوان در ظهور حالاتي چون افسردگي،زود رنجي،ناكامي،ودر حالات  وخيم تر در حس انتقام،خود كشي،دوبعدي بودن جستجو نمود.

براي درمان اين نوع مسائل رواني  ميتوان به مراجعه به پزشك يا مشاور رواني يا كم اهميتي به مسائل وعدم بزرگنمايي مسائل،دردل كردن با افراد مطمئن،معنوي گرايي اشاره داشت

ب-عوامل بيروني

عوامل بيروني حاصل بازتاب وكنش واثر گذاري مسائل پيراموني برجسم وبالاخص روح ماست.

اين عوامل كه نمود وتظاهر آن بسيار بيشتر از حالت اول است وبرخلاف حالت اول كه در دراز مدت آثار خود را نشان مي دهد در زمان كوتاهتري تظاهر مي نمايد.

ازعوامل سازنده اين حالت مي توان به بيماريهاي جسمي خود ويا عزيزان،فقدان عزيزان،نوع برخورد ديگران،مسائل تغذيه اي ورفتاري اشاره نمود.

درمان اين حالت بستگي به عامل تاثير گذار آن است.مثلا اگر ازمسائل تغذيه ويا رواني مي باشد با درك مساله ميتوان آن راحل نمود.