کتابخانه دیجیتال


موضوع تحقيق: کتابخانه دیجیتال

شماره تحقيق:1640

تعدادصفحه29

تلفن تماس:09118900782-09119908010

 

شماره کارت(درصورت عدم پرداخت الکترونیکی):5892101148274059

 

نان


نان

نان به آن دسته از غذاها اطلاق می شود که با پختن، بخارپز کردن و یا سرخ کردن خمیری که متشکل از آرد و آب است، تهیه می شود. در بیشتر خمیرها نمک هم لازم است و معمولاً از یک ماده برای ور آمدن خمیر نان استفاده می کنند. در تهیه نان به غیر از نمک، مخمر، روغن و آب، و گاهی برخی ادویه جات، از انواع غلات استفاده می کنند و انواع بسیار متفاوتی نان را عرضه می نمایند. نان در سراسر دنیا، یک غذای اصلی محسوب می شود. معمولاً از آرد گندم خمیری تهیه می کنند که به کمک خمیر مایه، ور می آید و حجمش زیاد می شود و در نهایت درون تنور یا فر آنرا می پزند.

معمولاً از آرد گندم در تهیه نان استفاده می کنند، چون میزان گلوتن آن بسیار زیاد است (که سبب حالت اسفنجی و تردی نان می شود). اما گاهی آرد گندم سیاه، جو، ذرت و جو دوسر هم یا به تنهایی یا مخلوط با آرد گندم در تهیه نان به کار می روند.

تاریخچه نان

نان یکی از قدیمی ترین غذاهایی است که بشر آنرا تهیه نموده است. تاریخچه آن به اواخر عصر حجر بر می گردد. آن زمان بود که برای اولین بار، دانه غلات را با آب مخلوط کرده و سپس خمیر به دست آمده را می پختند.

در دوران یونان باستان، تهیه نان یکی از مهمترین قسمت های آشپزی محسوب می شد که البته چون در مراسم مذهبی استفاده می گردید، از اهمیت مذهبی هم برخوردار بود. اولین کوره بسته برای پخت غذاها از جمله نان را هم به احتمال زیاد یونانی ها ساختند. در تاریخ اروپا، حداقل از قرن ۱۰۰۰ قبل میلاد مسیح، نان به عنوان غذای اصلی به چشم می خورد.

از سال ۱۹۱۲م بود که نان های ورقه شده تهیه شد. ابتدا هیچ کس از این دسته نان ها استقبال نمی کرد. چون تصور افراد این بود که نان ورقه شده، زود بیات می شوند. اما از سال ۱۹۲۸ میلادی، نان ها را برش زده و سپس بسته بندی می نمودند. از آن زمان، این ابتکار مورد استقبال مردم قرار گرفت.

سالیان سال، مردم ثروتمند از نان های سفید و مردم فقیر از نان های تیره استفاده می کردند. در قدیم نان سفید، نانی مرغوب محسوب می شد و چون گران تر بود، تنها ثروتمندان قادر به خرید آن بودند. اما از قرن بیستم، این تصور عوض شد. چون از نظر علمی مشخص گردید که نان های تیره حاوی مواد مغذی هستند و ارزش غذایی بیشتری دارند؛ در عین حال، نان های سفید به دلیل کمبود مواد مغذی کمتر مورد استفاده قرار می گیرند.

تهیه نان

ور آمدن خمیر

ور آمدن خمیر، فرایندی است که طی آن، گاز وارد خمیر می شود تا نانی که تهیه می شود، سبک تر بوده و آسان تر هم جویده شود. در تهیه اغلب نان ها خمیر مایه به کار می رود. اما برخی نان ها هستند که برای مراسم مذهبی تهیه می شوند، و خمیر این نان ها ور نمی‌آید.

برای ور آمدن بیشتر خمیرها، از خمیر ترش استفاده می شود. خمیر ترش، هیدرات کربن موجود در آرد و یا شکر را تخمیر می کند و گاز دی اکسید کربن تولید می نماید.

برای تهیه نان در خانه یا کارخانجات، معمولاً از خمیر ترش استفاده می شود. این گاز سبب ترد شدن نان شده و عطر و طعم خوبی به آن می دهد. خمیر ترش، طعم ترشی به خمیر می دهد و طی فرایند تخمیر، بخشی از هیدرات های کربن موجود در خمیر را تجزیه می کند. همین امر، باعث می شود که نان راحت تر هضم گردد. از دیگر خواص خمیر ترش این است که نان را برای مدت زمان طولانی تری تازه نگه می دارد.

در تهیه خمیر، خمیر ترش را با دیگر مواد تشکیل دهنده خمیر مخلوط نموده و خوب ورز می دهند. سپس خمیر را به کناری می گذارند ( تا خمیر، به اصطلاح استراحت کند). به تدریج حجم خمیر زیاد می شود و پس از پایان یافتن این فرایند، خمیر را می پزند. مدت زمان لازم برای ور آمدن خمیر نان، کمتر از یک روز کامل می باشد.

تفاوت های چشمگیری در طرز تهیه نان در نقاط مختلف دنیا وجود دارد. در ایران، جدا از تهیه نان های فانتزی که طرز تهیه آنها از خارج آمده، انواع سنتی نان پخت می شود؛ از جمله نان لواش، سنگک، بربری، تافتون که هر کدام طرز تهیه ویژه خود را دارند.

در کشورهای خارجی معمولاً از نان هایی که بافت صافی داشته و به صورت برش های نازک بسته بندی شده اند استفاده می کنند. این نان ها به نان تست  معروفند. در تهیه انواع ساندویچ معمولاً از گروه دیگری از نان ها تحت نام باگت استفاده می شود. این نان ها ضخیم هستند و داخل شان فضای آزادی وجود دارد که مواد داخل ساندویچ را در این قسمت جا می دهند. نانواها اغلب از کنجد، هم برای تزئین و هم برای طعم دادن به انواع نان استفاده می کنند.

نقش زنان در دفاع مقدس وجنگ نرم


نقش زنان در دفاع مقدس وجنگ نرم

الف نقش زنان در دفاع مقدس

مقدمه

اگر چه در گستره تاریخ کهن و پرفراز و فرود ایران وقایع و رخدادهایی شگفت و سرنوشت‌ساز روی داده است ولی واقعه تاریخی هشت سال دفاع مقدس ملت مسلمان ایران دارای اهمیت و ویژگی خاصی است و ابعاد مختلف و جهات منحصر به فرد آن حادثه عظیم قرن حاضر، آن را به مثابه نقطه عطفی بارز و درخشان در پیشانی تاریخ ایران قرار داده است.شناخت این دوران تاریخی نیاز به فهم و درک عمیق معرفت حقیقی دارد و بر فرزانگان و طالبان حق سزاست که برای کشف و دستیابی به این گنج گرانبهای پنهان غور و تفحص و تعمق نموده و آن را دریافت و سپس باز نمایند.ناگفته پیداست که عرصه‌های فرهنگ غنی و حیات‌بخش دفاع مقدس ژرف‌تر و عمیق‌تر از آن است که قادر به تبیین و ترسیم همه زوایا و ابعاد متعدد حیات‌ بخش و عبرت‌آموز و سازنده و شکل دهنده تاریخ انسان‌ساز آن باشیم ولی به مصداق شعر معروف: «آب دریا را اگر نتوان کشید؛ هم به قدر تشنگی باید چشید».

با بضاعت ناچیز علمی و اذعان به عدم توانایی تبیین و ترسیم حتی گوشه‌هایی از ابعاد مختلف فرهنگ و ارزش‌ها و معنویات الهی خلق شده در دفاع مقدس به بیان و شرح مختصر نمونه‌هایی از حضور و نق زنان مسلمان در هشت سال دفاع مقدس و مقاومت مردم مقاوم ایران اسلامی می‌پردازد.چرا که تکریم و تعظیم حماسه‌های جاودان و بی‌بدیل عزت آفرینان سرزمین اسلامی در طول هشت سال دفاع مقدس‌، گل واژه‌های فتح، ظفر و ورق زرین تاریخ انقلاب سرخ حسینی و مایه حیات ابدی است. عظمت، ابهت فرهنگ غنی و حیات‌بخش جبهه و جنگ و حماسه و افتخار به شمار رفته و به واقع تعظیم سترگ مردان و شیرزنان آگاه متعهد عرصه‌های شرف و مردانگی و مقاومت و تحلیل از دین باوران حقیقی و آزاداندیشان و ایثارگران مخلص و پایمردی روزهای سخت آتش و خون است که به جز اقتدار و عزت و سربلندی نظام و حکومت اسلامی نیاندیشیده و سودایی جز فکر اعتلای قانون الهی در سراسر جهان در سر نداشته و با حماسه‌هایی بی‌بدیل و ایثار جان و تقدیم هر آنچه را که عزیزتر و گران‌بهاتر از آن یافت نشود به پیشگاه مقدس خداوند منان و کسب رضای اوست و توصیف رشادت‌ها و ایثار خالصانه مردان و زنان الهی است که به قدمت تمامی طول تاریخ ایران تنها در این دوره کوتاه و برهه از زمان، الگوها و اسوه‌ها و مظاهر و نمونه‌های ایثار و مقاومت آنان در تمامی طول تاریخ کهن سال ایران معادل و نظیری برایش نتوان یافت.از شلیک اولین گلوله‌های دشمن و شهید و مجروح‌‌شدن تعدادی از مردم و رزمندگان، زنان مسلمان دلسوز این آب و خاک، دریافتند که باید به امداد درمان مجروحان و جانبازان جنگ بپردازند. آنها بدون هیچ چشمداشتی تنها به نیت کسب رضایت الهی و اطاعت از مقام ولایت، به جبهه‌ها رفتند و چه بسا خود مجروح و جانباز شدند و گاه به خیل شهدای انقلاب پیوستند. اگر زنان داوطلب به مدد و مساعدت جبهه و جنگ نمی‌آمدند، آمار شهدای جنگ فزونی می‌یافت و اگر مجروحان به موقع مداوا نمی‌شدند، درمان بعدی آنها، هزینه سنگینی را بر بیت‌المال تحمیل می‌کرد. خانواده‌ها و رزمنده‌ها با مشاهده توجه به امداد و درمان مجروحان جنگی، اشتیاق بیشتری برای ادامه حضور داوطلبانه در جبهه احساس می‌‌نمودند. هم‌‌‌اینک نیز بیان نمونه‌ها و جلوه‌‌‌های زیبای ایثارگری زنان پرستار، بهیار و امدادگر، موجی از عشق و شوق برای خدمت به مردم پدید می‌آورد

نقش زنان در استحکام خانواده در طول جنگ

در سالهای جنگ با اعزام بسیاری از مردان به جبهه ها عملاً مسئولیت حفظ خانواده بر عهده ی زنان گذاشته شد. تأمین مایحتاج ضروری خانواده و حفظ امنیت و تربیت فرزندان در گیر و دار حوادث جنگی بسیار دشوار و طاقت فرسا بود. با این حال، زنان ضمن مقابله ی با این مشکلات با صبر و بردباری به تقویت روحیه ی همسران و فرزندان خود پرداخته و باغ سلام و صلوات در میان هلهله و اشک و لبخند رزمندگان را به سوی جبهه ها روان می کردند. و به راستی که خاطره ی بدرقه های با شکوه رزمندگان توسط مادران، همسران و دختران در میان بوی خوش عطر و گلاب و اسپند که در نوع خود مانوری اجتماعی و ملی است از خاطرات فراموش نشدنی هشت سال دفاع مقدس استاز عوامل زمينه ساز مشاركت بانوان در دفاع مقدس، پيروزي انقلاب اسلامي، تأكيد موازين شرعي به دفاع بانوان از ارزشهاي الهي، تأثيرپذيري از اسوه هاي ايثار صدر اسلام و تربيت در مكتب عاشورا ميباشد. در اين بخش تجليلهاي اين ايثارها و شهامتها را از نظر خوانندگان ميگذرانيم:

شهامت بانوان در خرمشهر

يكي از مظلومانه ترين جلوههاي جنگ نقشي است كه زنان قهرمان در شهرهاي جنگي به دوش گرفتند، مناظر دردناكي آفريده شد، مادران جواني كه فرزند در آغوش، پذيراي بمب و موشك شدند و در ملكوتيترين حالات به سوي پروردگار خويش شتافتند، در حالي كه مردانشان در دفاع از حريم ميهن اسلامي در جبهه ها حضور داشتند. در آن روزهايي كه دشمن پشت ديوار خرمشهر منتظر ورود بود و شهر به تدريج از ساكنان خود خالي ميشد، خواهران بسيج و سپاه خرمشهر از جمله بانواني بودند كه ضمن جلوگيري از مهاجرت خانوادههايشان، خود به محافظت از انبار مهمات و رساندن آنها به رزمندگان اسلام پرداختند، محل استقرار عدهاي ديگر از اين زنان شجاع، مسجد جامع خرمشهر بود كه از انجا براي حفر سنگر به نقاط حساس شهر اعزام ميشدند. با اينكه تعداد آنها اغلب زياد نبود، ولي دلهايشان چون دريا وسيع و چون كوه محكم و استوار بود و اين شجاعت و رشادت به رزمندگان دلگرمي ميداد. برخي زنان تا آخرين روز در خرمشهر باقي ماندند تا جايي كه برادران با اصرار فراوان آنان را از شهر خارج كردند. آنان نه تنها با حفر سنگر و تهيه غذا براي رزمندگان و حفاظت از مهمات، ايشان را ياري ميدادند بلكه گاهي با اينكه تعليمات نظامي را در سطح ابتدايي گذرانده بودند ساعتها در خط مقدم جبهه در برابر دشمن بعثي ميجنگيدند.

شهامت بانوان در آبادان

با شروع تهاجم به شهر مقاوم آبادان به منظور مقابله و دفاع از اين ديار و دفع تجاوز دشمن، از همان ابتدا خواهران متعهد و شجاع داوطلبانه به ياري سپاهيان و نيروهاي مردمي و نظامي و انتظامي شتافته و در اموري چون احداث سنگر و تهيه مواد آتشزا و تدارك وسايل و مايحتاج رزمندگان و امداد و درمان و معالجه مجروحين مستقيماً حضوري فعال و مؤثر داشتهاند و اوج حضور حماسي و شجاعانه بانوان آباداني پس از محاصره شهر و در تنگنا قرار دادن مردم باقيمانده در شهر، نمود چشمگيرتري دارد به نحوي كه اكثري قريب به اتفاق همسران و خواهران، مادران و دختران سپاهيان و نيروهاي مردمي و رزمنده، حاضر به ترك خانه و كاشانه خود و تنها گذاشتن همسر، برادران و مبارزان شهر نشده و با تقبل رنج و مشقات زندگي طاقتفرسا در شهري جنگزده، تحمل همه نوع مصايب را نموده و تا پاي مجروح شدن و به شهادت رسيدن، دلاورانه مقاومت كردند و هر روز شاهد به خون خفتن عزيزاني بودند كه زينبگونه آنان را تشييع و دفن نموده و به درمان و معالجه مجروحان در بيمارستانها همت گمارده بودند، در امر تدارك، تهيه خوراك و غذاي رزمندگان فعال بودند و در كنار همه امور و پشتيبانيهاي محورهاي خطوط دفاعي در نمازهاي پرصلابت و دشمنشكن شهر كه تحت هيچ شرايط سخت و حاد ترك نگرديد، شركت و با حضور شكوهمند خويش روحيه سلحشوران را تقويت ميكردند كه آمار بالاي جانبازان و شهداي زن آبادان خود مؤيدي روشن بر اين ادعاست. اين حضور و مشاركت تا پايان جنگ بطور مستمر ادامه داشت مگر در مواردي كه به دستور فرماندهان نظامي دستور تخليه شهر داده ميشد. اسارت تعدادي از زنان خود حكايتي گويا و روشن از حضور زنان متعهد در سنگرهاي پشتيباني، امداد و درمان است كه حتي حاضر به رها نمودن مجروحين نشدند.

 

 

نقش رزمی زنان

اولین مسئولیتی که زنان در دفاع مقدس، به صورت خودجوش و همپای مردان بر عهده گرفتند، جنگیدن با دشمن بعثی در جنوب و مزدوران داخلی در کردستان بود. حتی آنان، کوکتل مولوتف ساختند تا به جنگ تانکهای عراقی بروند که قصد داشتند از مرز شلمچه بگذرند. البته تهیه و به کار بردن کوکتل مولوتف، ابتدایی‌ترین کار رزمی خواهران و زنان به شمار می‌آمد، بعدها آنها خود را به سلاح مجهز کردند تا مردانه با دشمن بجنگند. خانم فاطمه نواب صفوی، به همراه گروه چریکی شهید چمران و در ناحیه سوسنگرد، اسلحه به دست مي‌گرفت و مي‌جنگید.صحنه‌های رزم زنان، تا پایان دفاع مقدس ادامه یافت و تاثیر عمیقی بر روحیه رزمندگان داشت. به علاوه، زنان نقش‌های اطلاعات رزمی فراوانی را انجام دادند. خانم حورسی از مدافعان خرمشهر در این باره می‌گوید: ما از آن لحظه‌ای که به نیروهای شناسایی ملحق شدیم، کار شناسایی دشمن، خنثی کردن بمب، شناسایی ضد انقلاب و پیدا کردن رد پای آنها در شهر و روستاها را دنبال کردیم.از این رو، دفاع مقدس، نمونه‌های بی شمار و در عین حال، کم نظیری از پشتیبانی‌های معنوی زنان ایرانی را به ثبت رسانده است.

امداد ودرمان

از شلیک اولین گلوله‌های دشمن و شهید و مجروح‌‌شدن تعدادی از مردم و رزمندگان، زنان مسلمان دلسوز این آب و خاک، دریافتند که باید به امداد درمان مجروحان و جانبازان جنگ بپردازند. آنها بدون هیچ چشمداشتی تنها به نیت کسب رضایت الهی و اطاعت از مقام ولایت، به جبهه‌ها رفتند و چه بسا خود مجروح و جانباز شدند و گاه به خیل شهدای انقلاب پیوستند.

اگر زنان داوطلب به مدد و مساعدت جبهه و جنگ نمی‌آمدند، آمار شهدای جنگ فزونی می‌یافت و اگر مجروحان به موقع مداوا نمی‌شدند، درمان بعدی آنها، هزینه سنگینی را بر بیت‌المال تحمیل می‌کرد. خانواده‌ها و رزمنده‌ها با مشاهده توجه به امداد و درمان مجروحان جنگی، اشتیاق بیشتری برای ادامه حضور داوطلبانه در جبهه احساس می‌‌نمودند. هم‌‌‌اینک نیز بیان نمونه‌ها و جلوه‌‌‌های زیبای ایثارگری زنان پرستار، بهیار و امدادگر، موجی از عشق و شوق برای خدمت به مردم پدید می‌آورد.

ب-نقش زنان در جنگ نرم

جنگ نرم یک جنگ واقعی است که ابعاد مختلفی دارد و دشمن در این جنگ به دنبال ناکارآمدی نظام اسلامی است. استراتژی دشمن، جلوگیری از تحقق و ترویج راهبردی‌های پنج‌گانه یعنی انقلاب، نظام، دولت، جامعه و تمدن اسلامی است.زنان مهمترین عامل وسد در جلوگیری از نفوذ وموفقیت دشمنان می باشند.زنان میتوانند با حفظ عصمت وکرامت خود وهمچنین پرورش فرزندان شایسته برای کشور وپرهیز از هرگونه انحراف اخلاقی واجتماعی گام مهمی در سلامت جامعه بردارند.

جایگاه زن در خانواده و اجتماع از دید اسلام و غرب دو دید متفاوت است نگاه غرب به زن در عصر مدرن و تکنولوژی سرشار از جاهلیت در ارزش و اعتبار زن است ولی نگاه اسلام نگاهی براساس ارزش نهادن به زن براساس مودت و صمیمت درخانواده است. زن در اسلام محوری‌ترین نقش را در استحکام و حفظ کیان خانواده دارد. لذا دشمنان درصدد هستند با تبلیغات متعدد که از طریق سایت‌ها و برنامه های ماهواره‌ای به ویژه برنامه‌های فارسی که با اهداف شوم از قبل تعیین شده پخش می‌شوند می‌خواهند هویت زنان ما را بگیرند و زن را به ابتذال کشانده و وی را از خانواده جدا کنند. اگر زن که محور گرمی خانواده است از خانواده جدا شده و به سمت ابتذال برود نهاد خانواده متزلزل می‌شود که تزلزل خانواده قطعاً جامعه را نابود می‌کند. زنان باید با شناخت توطئه دشمن و بالا بردن آگاهی خود در برخورد با این حربه‌ها و حفظ ارزش خود و حراست از کیان خانواده همه نقشه‌های شوم آنان را نقش بر آب کنند. 

یکی از حربه های جنگ نرم دور کردن زنان از نقش مادریشان است. زيرا جایگاه مادری یک جایگاه تربیتی و در عین حال مرکز مهر ومحبت است. در واقع معدنی ست که باید نخست خود را معرفی کند تا بفهمند چنین معدنی وجود دارد و از سوی دیگر اینکه فرزندان باید از این معدن بهره ببرند و با این کار به خود بها دهند. جایگاه مادری جایگاه محوری ست چراکه سازنده است. همان گونه که امام راحلمان بیان داشتند زن کارخانه آدم سازی ست. فرزندان به دلیل ارتباط تنگاتنگ خود با مادر او را الگو قرار می دهند و به برخورد، بینش و نوع نگاه مادر به زندگی اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی توجه می کنند تا مشاهده کنند که مادر چگونه عمل می کند. خط تولید انسانهای برومند، سلحشور و مجاهد در دستان پرتوان مادر است. مادر نقش تربیتی غنی دارد که باید فرزندان را اقناع کند، ابهامات را روشن و مجهولات را برای فرزندان معلوم نماید. مادر در دوران هفت ساله نخست زندگی کودک که دوران شکل گیری شخصیت اوست نقش اساسی ایفا می کند و هدایتگر و راهبر است. اما اگر نقش تربیتی مادر در این ارتباط کم رنگ و یا بی رنگ باشد جهان ارتباطات فرزندان را می بلعد. مادر باید در برقراری ارتباط قوی باشد و به آنچه می گوید عمل کند تا فرزندان نیز بیاموزند. در واقع مادر باید نخست خود عامل باشد تا آنچه منتقل می کند مؤثر و صریح باشد. اگر در آن دوران هفت سال مادر نقش خود را خوب ایفا کند به گونه ای که ارتباطش با فرزندش مخدوش نگردد در این صورت است که وسایل ارتباطی با تمام قدرت و توان اثرگذاریش نمی تواند بیشتر از مادر نقش آفرینی کند. رابطه مادر با فرزندان و اثرگذاریش در واقع ۱۰۰ درصد است. اگر جایی فرزند به خطا می رود حرکت الگویی مادر ضعیف بوده است.

نتیجه گیری

در طول 8 سال دفاع مقدس قهرمانانه ملت ایران، زنان شجاع و فداکار هم دوشادوش مردان به دفاع پرداختندآنان دست به کارهایی زدند که هیچ کس انتظارش را نداشت و شجاعت هایی از خود نشان دادند که دوست و دشمن را متحیر کرد.زنان هشت سال دفاع مقدس ابتدا به خود و سپس به دیگران ثابت کردند که زنان مسلمان ایران زمین صاحب توانایی های بی شماری است که در صورت تجلی، معرف و اثبات کننده ی جایگاه زنان ایرانی در موفقیت های مختلف برای همیشه ی تاریخ است هر چند که گاهی و در ابتدا با مخالفتهایی روبرو می شدند که از آن جمله دفاع مقدس است.اولین دلیل آن است که دفاع را امری مردانه می دانستند و حتی عده ای به سختی توانستند حضور زنان را در کنار خود و در اثنای جنگ بپذیرند و دلیل دوم آن هم ترس از اسارت زنان به دست دشمنان و سختی ها و مشقت های فراوان دوران اسارت بود.با این حال زنان و دختران میهن مان به اشکال مختلف سهم بزرگی از این پیروزی غرور آفرین را به خود اختصاص دادند.

با توجه به وضعیت امروز کشور واهمیت جنگ نرم در مبارزه کشورها وبرتری جویی قدرت های بزرگ زنان به عنوان بنیان خانواده وخانواده نیز به عنوان کوچک ترین ومهترین بنای اجتماع میتوانند علاوه بر جلوگیری از هجمه ها ونفوذ بیگانگان به کشور گام مهمی در پیشرفت وارتقای کشور بردارند.

www.asrehjadid.ir

 

 

نقش میکروسکوپ در دنیای امروز


نقش میکروسکوپ در دنیای امروز

در طول سده هیجدهم میکروسکوپ در گروه ابزارهای سرگرمی به شمار می‌آمد. با پژوهشهای بیشتر پیشرفتهای چشمگیری در شیوه ساختن عدسی شئی بدست آمد. بطوری که عدسی‌های دیگر بصورت ذره بینهای معمولی نبودند بلکه خطاهای موجود در آنها که به کجنمایی معروف هستند، رفع شده‌اند و آنها می‌توانستند جرئیات یک شی را دقیقاً نشان دهند. پس از آن در طی پنجاه سال، پژوهشگران بسیاری کوشیدند تا بر کیفیت و مرغوبیت این ابزار بیفزایند. سرانجام ارنست آبه توانست پایه دانشی میزان بزرگنمایی میکروسکوپ را تعریف کند.

میکروسکوپ ها نقش بسیار مهمی در تشخیص بیماری ها در دنیای امروز دارند.بیماری های نو ظهوری در دنیای امروز وجود دارند که در سال های گذشته وجودنداشتند ودانشمندان وپزشکان جهت ساختن پادتن ها وواکسن های مفید جهت پیشگیری از این بیماری ها نیازمند میکروسکوپ ها هستند.

البته با پیشرفت تکنولوژی میکروسکوپ های گوناگونی نیز بوجود آمده امده اند که دارای قدرت تفکیک ووضوح بیشتری هستند که می توان به میکروسکوپ اتمی اشاره نمود.

البته استفاده از میکروسکوپ ها فقط در علوم پزشکی نیست بلکه در علوم دیگر مثل خاک شناسی،شیمی ،هسته ای و…. کاربردهای فراوانی دارد.

درعلوم زیستی هم در ترکیب دانه ها وبوجود آوردن دانه ای جدید وجهش یافته از میکروسکوپ ها برای مطالعه دانه ها وخواص آنها استفده می شود.

به صورت خلاصه می توان گفت در دنیای امروز از میکروسکوپ ها با توجه به نوع کاربرد ورشته ونیازها استفاده مناسب ومشخص می شود.

نقش والدین در تربیت فرزندان


مقدمه

نقش والدين براي كودك و زندگي حال و آيندۀ او بسيار مهم است. والدين داراي تأثيرات وراثتي و محيطي سرنوشت ساز براي كودك است، رفتار او الگو و مدل است؛ گفتار او سند است، غرور او كارساز است، جرأت او اطمينان بخش است، هيبت و وقار او سازنده است. زندگي و وجود او مايه گرمي و نشاط كودكان در محيط خانواده است.شيوة برخوردها، كيفيت اعمال انضباط، شيوه محبت يا خشونت، تزلزل يا قاطعيت در رفتار، اتكاي به نفس، اقتدار و سنديت والدين براي كودك درس آموز و سازنده است. شرافت و نجابت والدين در كودك نقش مؤثر دارد به همان ميزان كه سلامت در او اثردارد. كودك آلوده به دنيا نمي آيد اين خانواده و مخصوصاً پدر است كه زمينه ساز شرافت يا آلودگي است. بنابراين، اين پرسش مطرح مي شود كه والدين چه نقشي در تربيت فرزنددارد؟

مکتب انسان ساز اسلام از دیرباز بر روابط سالم و مهرآمیز والدین با یکدیگر تأکید داشته، در روایات فراوانی نیز رفتار صحیح و مناسب پدر و مادر با کودک بسیار با اهمیت دانسته شده است. قلمرو وسیع این طرز تلقی حتی دوران قبل از تولد را نیز در بر می گیرد. برخی روایات به اهمیت محبت والدین نسبت به فرزندان، و دسته ای به برخورد کودکانه با کودک و بازی با او تأکید می کنند و برخی نیز والدین را به اتخاذ موضعی عادلانه با فرزندان امر می کنند. پدر نه فقط در تأمین امکانات اقتصادی و اجتماعی خانواده، نقشی اساسی ایفا می کند، بلکه وجود او در تعلیم و تربیت کودکان  نیز اهمیت والایی دارد. تحقیقات اخیر نشان داده است که تماس با پدر در سال های اولیه زندگی، در روابط آینده پسران با همسالانشان تأثیر فراوانی دارد و به این علت، غیبت یا فقدان پدر، قبل از چهار سالگی آثار بدی بر فرزندان به ویژه پسران باقی می گذارد. قابل ذکر است که تأثیر فقدان پدر در پسرها بیشتر از دخترهاست. زندگی کودک با ارتباط زیستی میان او و مادرش آغاز می شود. این ارتباط نه فقط در رفع نیازهای کودک مؤثر است، بلکه بر حالات روانی و عاطفی وی نیز تأثیر می گذارد و نخستین عامل رشد و تکامل وی به شمار می رود. کندی در سخن گفتن، پایین آمدن بهره هوشی ، کاهش میزان جنب و جوش، اختلال حواس و … می تواند از آثار ناگوار محرومیت از مادر به حساب آید. اين نوشته درصدد است تا به اين گونه پرسش هاپاسخ بگويد و نقش والدين را در تربيت فرزند روشن نمايد.

اهميت رفتارپدر

بدون ترديد الگو نقش بنياديني درتربيت و سازندگي كودك دارد. ازاين رو، اگر هيچ تحليل روانشناختي و دليل علمي بر نقش اساسي الگوها در شكل گيري شخصيت فرد و نحوة سلوك او و نياز همه جانبه اي كه به الگوها دارد، وجود نداشته باشد، كافي است كه هرفرد به همان تجربة گسترده اي كه در زندگي شخصي در اين خصوص دارد و احساس نياز به الگو و تأثير آن را عملاً و از درون در خود يافته اند، ببينند. با اين توجيه بايد گفت: پدران اگر بخواهند فرزند خود را بپرورانند و او را به شيوه و روشي خاصي جهت دهند برنامه اين است كه خود بايد مدل و الگوي راه و روشي باشند كه آن را براي فرزند خويش خواستاراند. پدراني كه بين عمل و گفتارشان، بين كردار و امر و نهي شان تفاوت است هر گز نخواهند توانست در فرزندان مؤثر باشند. و هم پدراني كه فرصتي كافي براي ارتباط با فرزندان ندارند و در فرصتي محدود تنها چند كلمه اي را به عنوان وعظ و نصحيت با فرزندان درميان مي گذارند هرگز قادر نيستند به اهداف و مقاصدي كه مورد نظر شان است برسند.
پدر بايد براي كودك سرمشق صداقت، شرافت، وقت شناسي، رعايت نظافت، خوش قولي، سخاوت، جرأت، قدرت تحمل باشد. او در ساية‌ رعايت اين وظايف و برنامه ها به شخصيت فرزندشان شكل مي دهند و موجبات جمال معنوي و عزت فرزند را فراهم مي سازد.پدران آلوده در روحية فرزندان اثراتي منفي مي گذارند و ما كمتر افرادي را سراغ داريم كه خود پدران نادرستي باشند و فرزندشان افراد سالم به بار آمده باشند.

اهميت رفتار مادر

كردار و رفتار مادر چون خون در شريانهاي كودك به جريان مي افتد و شخصيت او را براي مادام العمر رنگ مي دهد. جنبه الگويي مادر آن چنان مهم است كه مي توان گفت زمينة‌ انحطاط و يا تعالي روان پاك فرزند تا حدود زيادي مربوط بدان است. طفل او را به عنوان الگو و سر مشق انتخاب مي كند و شيوه ها و رفتارهاي او را تقليد مي نمايد.بسياري از بي بندباري هاي افرا د زاييده اشتباهات غلط مادران است و موجب اسارت و بدبختي آنها مي شود، چه بسيار كودكاني كه رفتاري را از مادر ياد گرفته اند و يك عمر آن رفتار مزاحم زندگي شان بوده و نتوانسته اند آن را به خوبي از خود دور نمايند.

اثر رفتار و كردار مادر در كودك

چشم و گوش طفل چون دريچه اي باز است، مي بيند و مي شنود، ذهنش چون آينه است كه هر چيزي در آن منعكس مي شود با اين تفاوت كه آينه عكس شيء را هميشه در خود نگه نمي دارد ولي ذهن كودك آن را در خود ضبط مي كند. كودك حتي شيوه فكر مادر را مي بيند و درمي يابد، و آنچه برداشت ميكند ممكن است سازنده باشد و يا ويرانگر.

كودكان به هنگامي كه در خانه تنها مي شوند اداي زندگاني پدر و مادر را در مي آورند. واين خود صحنه اي تماشايي است. مادر ميتواند با رفتار خود فطرت هاي امانت، صداقت، وفاي به عهد، حق جويي، حق دوستي، و… را در كودك احيا كند و يا آنها را بميراند. مادر مي تواند زمينه را براي هدايت فطري طفل فراهم سازد و يا موجب انحرافش از صراط مستقيم گردد.درجنبۀ عاطفي نيز مادران تأثير بسياري به روي كودكان دارند. اگر مادري دچار ترس باشد نميتواند كودك شجاع بپروراند.

نقش تفاهم والدين درتربيت فرزند

تفاهم والدين در تمام صحنه هاي زندگي، موجب استحكام پايه هاي خانواده ميگردد. به ويژه با تفاهم با همديگر علاوه بر اينكه كانون زندگي را گرم تر نموده اند، ‌فرزندان چنين خانواده نيز، ‌از سلامتي كامل تر و شخصيت واقعي برخوردار مي گردد. امام معصوم (ع) مي فرمايد: «بهترين زنان شما زني است كه هرگاه همسرش خشمناك گردد ومورد غضب وي قرار گيرد و يا اين كه برهمسرش غضبي كرد، به او بگويد: دست من در دست تو و تسليم محض تو هستموباز فرموده اند: «‌اگر زني بخوابد درحالي كه شوهرش از دست او راضي نباشد، ملائكۀ خدا تا صبح او را لعن مي كنند

رسول خدا(ص)‌ مي فرمايد: «برادرم جبرئيل به من خبر مي داده و همواره سفارش زنان را مي نمود، تا آنجا كه من گمان كردم، براي شوهر جايز نيست كه به زنش اُف بگويدشما زنان را به عنوان امانت خدايي گرفته ايد

امير المؤمنين (ع) ميفرمايد: «‌زنان در نزد مردان مالك سود و زيان خود نيستند (زيرا طلاق دردست شوهر است و مخارج آنها نيز در دست او است و وظايفي هم از شوهران بر عهده دارند) زنان امانت خدا نزد شما هستند، به ايشان زيان نرسانيد و بر ايشان سخت مگيريداميرالمؤمنين (ع) ميفرمايد: «… با زنان، خوش گفتار و نيكو سخن باشيد، تا ايشان هم خوش كردار و نيكو رفتار شوندبنابر اين، تفاهم والدين محيط زندگي را سرشار از صميميت و صفا مي كند؛ از اين رو، محيط خانواده در تشكيل شخصيت انسان نقش بنيادين و مؤثر دارد، سنتها، الگوها و ضوابط و قوانين آن در فرزندان اثر مي گذارد. خانواده عامل انتقال فرهنگ، تمدن، آداب و سنن است و نقش و تأثير آن، هميشگي است. تشكيل خانواده بايد برمبناي تفاهم و ايجاد فضاي دوستي، پايه گذاري شود؛ زيرا در پرتو صفا و صميميت زندگي مفهوم واقعي پيدامي كند و فرزنداني با روان سالم تحويل جامعه داده مي شود.

نتیجه گیری

خانواده نهادی مقدس و هسته نخستین جامعه و از عوامل اصلی انتقال فرهنگ، اندیشه، اخلاق، سنت و عواطف از نسلی به نسل دیگر است و ثمره این نهاد فرزند است. فرزند ستاره درخشنده ای است که در کارنامه هر زندگی می درخشد و برای به ثمر رسیدن آن هر یك از پدر و مادر وظایفی را بر عهده دارند. در این میان بیشترین سهم تربیت و تأثیر پذیری بر فرزندان از آن مادران است زیرا مادر از ابتدایی ترین مراحل پیدایش به عنوان مربی همراه انسان است. مادر مظهر عشق و فداکاری و ایثار است. او زیباترین کلمه در عالم خلقت است که تمام سختی ها و مشقت ها را بدون چشم داشتی تحمل می کند. مادر بودن لطفی است که خداوند به جنس زن نموده و در پرتو این لطف مادر بار سنگینی از مسئولیت را بر دوش می کشد. در حقیقت مادر اصل، ریشه و سرچشمه کودک است و کودک انعکاسی از وجود اوست که سرمایه اصلی شخصیت خویش را از او دریافت می کند. والدین می توانند برای کودک خود نقش بهترین معلم و الگو را داشته باشند. نهاد خانواده، جامعه نسبتاً کوچکی را تشکیل می دهد که هر یک از اعضای آن به نحوی بر دیگری تأثیر می گذارد. در چنین تأثیر متقابلی، مجموعه ای از اعتقادات، آداب، رسوم و ارزش های اخلاقی، عاطفی و اجتماعی شکل می گیرد.

 

منابع

www.asrehjadid.ir

www.bsharat.com

سایت تبیان

نمایشنامه روز معلم


توضيح صحنه:(صحنه سه طرفه است.در سه طرف صبح زود به نمايش گذاشته ميشود.در طرف اول خانه اي مجلل ودر طرف دوم خانه اي مندرس وكهنه ودر طرف سوم كلاس درس است.زنگ ساعت در طرف دوم وخانه ي مندرس به صدا در مي ايد.دختركي كه اسمش سميه است بالباسي كهنه باعجله از رختخواب برميخيزد.زنگ راخاموش وكتاب هايي كه در اطرافش است مرتب مي كند.رختخواب را جمع كرده واز درون كيفش تكه اي نان خشكيده بيرون اورده وباولع شروع به خوردن كرده كه زنگ تلفن به صدا در مي ايد. 

سميه:الو…سلام مامان(مكث)چطوري؟من خوبم(مكث)درسامم خوب پيش ميره.ديشب ديروقت رسيدم خونه نرسيدم بعضياشو بخونم.حالا تو راه ميخونم تو نگران نباش.مامان؟(مكث) ا مي تونم يه خواهشي ازت بكنم؟(مكث) ا مي تونم امروز به جات برم خونه خانوم فروغي؟(مكث) …تو روخدا…خوب خودم زنگش مي زنم.(مكث)كاردارم.براي روز معلم كار دارم.يعني برنامه دارم.(مكث)اره..(مكث)…اره اره(مكث)خوب…اره اره…(مكث)باشه…خدافظ

(گوشي را سرجايش مي گذارد.چند لقمه ي ديگر مي خورد وبقيه را درون كيفش  جاسازي مي كند.كتاب هايش را يكي يكي با عجله درون كيف مي گذارد.به ساعت نگاه مي كند.لباس هايش را مي پوشد ومي رود)

صحنه دوم:

توضيح صحنه:(در طرف سوم كه كلاس درس به نمايش گذاشته مي شود.بچه ها با عجله يكي پس از ديگري وارد كلاس مي شوند.همهمه وشلوغي فضا را پر مي كند.سميه هم در بين بچه ها مشغول مرور درس ها است.معلم وارد كلاس ميشود.نماينده با برپا بچه ها را بلند مي كند)

معلم:بفرماييد…(بر روي صندلي اش مي نشيند ومشغول مرور ليست هايش مي شود وبچه ها را يكي يكي صدا مي زند)

حسيني…ملكوتي…رضايي…والايي…والايي؟

حسيني:نيستش خانوم…نيومده هنوز

معلم :بازم؟اين دختر ديگه داره شورشو درمياره…بهش بگيد از اين به بعد اگه تاخير كنه اصلا سركلاس من نياد.

بچه ها:چشم

صحنه ي سوم:

(سايه در طرف اول صحنه با عجله از تختخواب خود را بيرون مي كشد.با بي حوصلگي چشمانش را مي مالد..ساعتش را نگاه مي كند.با سرعت شروع به پوشيدن مي كند.در طرف سوم صحنه معلم مشغول درس دادن است.سارا مشغول پوشيدن لباس است كه تلفن همراهش زنگ مي خورد.)

سارا:الو؟بله؟چرا حرف نمي زني؟بله؟مر تيكه مگه خودت خواهر مادر نداري مزاحم ميشي؟(تلفن را قطع مي كند)

(در كيفش را سريع باز مي كند.ساندويچ نان باگت را در مي اورد.چند لقمه اي با ولع مي خورد.با عجله كيفش را برمي دارد واز صحنه خارج مي شود).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کادوی روز معلم

آن روز اکثر بچه های کلاس بایک شاخه گل وبعضی هابا هدیه ای کوچک به مدرسه آمده بودند .هدیه علی از همه شان بزرگتر بود، درست همان طور که آرزویش رامی کرد.ساعت اول وقتی بچه ها هدایا را تقدیم کردند ، یکی از بچه ها گفت: خانم…می شه کادو ها را باز کنید؟.معلم گفت: باشه،،، فقط بزرگترین و کوچکترینشان را باز می کنم تا وقت کلاس گرفته نشود. وشروع به باز کردن هدیه ی بزرگ کرد.یک آن خط لبخند از صورت خانم معلم محو شد وچشمانش به سمت کادو ی بازشده گِرد. نگاه سریعی به بچه ها کرد ،آنها هم به با سکوت به او خیره شده بودند. نگاه علی هم تفاوتی با بقیه نداشت باز نگاهش را سریع به سمت کادو برگرداند وبعد از چند ثانیه با صدایی بلند واز ته دل زد زیر خنده وبه سرعت کلاس را ، کادو به دست، به طرز عجیبی ترک کرد.بچه ها هیچ وقت خانم را اینجوری ندیده بودند. سکوت کلاس با صدای بچه ها شکست . همه از علی می پرسیدند: مگه چی کادو کرده بودی؟ بگو ما هم بخندیم.اما علی حرفی نمی زد. با قیافه ای که لحظه به لحظه عبوس تر می شد،در دلش می گفت: مثل اینکه خراب کاری کردی…. علی آقا.بعد از یک ربع خانم معلم برگشت وبه بچه ها گفت :«من نمی توانم در مورد ظاهرهدیه ی علی حرفی بزنم اما در اصل او خنده ای از ته دل را به من هدیه داده است که مدت هاست گم کرده بودمش… ممنونم علی جان.»با این وجود نگرانی همچنان ازقیافه ی علی می بارید.چیزی از ساعت سوم نگذشته بود که مدیر خبر داد مامان علی اصلانی آمده است.خانم معلم از علی خواست تا با او همراه شود.علی با همان حال نگران باسؤال یعنی چی شدۀ ؟ در ذهنش ،همراه معلم کلاس را ترک کرد.مامان با لبخندی خاص در حالی که قابی از آیة الکرسی، بی کادوپیچ در دست داشت ، در سالن خلوت مدرسه منتظر بود. بعد از احوال پرسی ودادن قاب به خانم معلم وتشکر اززحماتش خطاب به علی گفت: آخرپسر جان چرا نگفتی می خواهی برای معلمت کادوبگیری؟علی با صدایی لرزان ومعصومانه وقیافه ای متعجب از همه چیز ، بعد ازچند لحظه مکث گفت : آخربا جار ومنجاری که صاحب خانه به خاطر عقب افتادن یک هفته ای اجاره خانه به پا کرده بود، چه طور می توانستم از شما پول بخواهم،دعوایم می کردی ومی گفتی : ما پول یرای این کار ها نداریم،برو یک شاخه گل از گلدان طاقچه اتاقت بردار و ببر برای خانم معلمت. مثل پارسال. باخودم گفتم خانم معلم به کسانی که هدیه ی خوب برایش ببرند ،مثل محمد که می خواست یک قاب خوشکل بخرد، افتخار خواهد کرد. نباید مثل پارسال به یک شاخه گل اکتفا کنم و باید یه چیز آبرو مند مثل یک قاب تهیه کنم. تازه در گلدان اتاقم هم دیگر چیزی از گل های خوب باقی نمانده بود .دیروز نا امید ،دراتاقم دراز کشیده بودم که لحظه ای چشمم به قاب عکس بابا کنار گلدان افتاد،یاد حرف رضا افتادم که می گفت :چه بابای خوش قیافه ای داری . پس قاب عکس بابا عین کادوی ِمحمد می شد یک قاب خوشکل برای روز معلم.

 

 

 

 

 

 

 

 

بازیگران : معلم ، چهار شاگرد با صورتک های دخترک ، ماشین ، کتاب ، زرافه

شاگردان در کلاس نشسته اند . معلم وارد کلاس می شود .

شاگردان : برپا !

معلم : برجا ! همه حاضرید ؟

شاگردان با صدای بلند : بـــــــــــــــــــــــــله .

یکی از شاگردان عطسه می کند بقیه می خندند .

معلم ؟ کسی سرما خورده ؟

زرافه : اجازه من سرما نخورده ام .

بقیه شاگردان : اجازه ما سرما نخورده ایم .

دخترک : اجازه داداش من سرما خورده بود مامانم بردش دکتر .

معلم : بله ! هر کس مریض بشود باید به دکتر برود .

ماشین : اجازه ! من هیچوقت سرما نمیخورم چون یک ماشینم .

همه می خندند .

معلم : ساکت ! خنده ندارد . تو اینجا ماشین نیستی . یک شاگردی .

کتاب : اجازه ماشین شاگردی است که شبیه ماشین است .

معلم : درست است ! همانطور که تو شاگردی هستی که شبیه به کتابی .

کتاب با خوشحالی : بله من شاگردم !

معلم : خب ، دیگر وقت درس است . خوب گوش کنید و جواب بدهید . حاضرید ؟

شاگردان : بـــــــــــــــــــــله .

معلم : به من بگویید کی می تواند تند حرکت کند .

ماشین : اجازه ؟ من ! من !

معلم : آفرین ! ماشین می تواند با سرعت حرکت کند .

معلم نام شاگردی را که جواب می دهد روی تخته می نویسد و با صدای بلند می خواند .

معلم : حالا بگویید کی میتواند برگ درخت ها را بخورد ؟

زرافه : اجازه ؟ من ! من !

معلم : درست است . زرافه برگ درخت ها را می خورد . حالا بگویید کی می تواند موهایش را شانه بزند .

دخترک : اجازه ؟ من ! من می توانم !

معلم : آفرین ! حالا بگویید کی می تواند خوب قصه بگوید ؟

کتاب : اجازه ؟ من می توانم !

معلم : بله ، درست است . کتاب می تواند قصه بگوید . حالا به من بگویید ….

معلم فکر می کند و شاگردان به هم نگاه می کنند و منتظر می مانند .

معلم : بگویید ببینم ، کی باید به شما درس بدهد ؟

شاگردان با خوشحالی : اجازه ؟ اجازه ؟ شما !

معلم : آفریه به همه ی شما ! این هم اسم خودم .

معلم نام خودش را هم روی تخته می نویسد .

معلم : خب بچه ها درس امروز تمام شد . حالا وقتی چی است ؟

شاگردان : اجازه ؟ وقت بازی است .

معلم : درست است . وقت بازی است .

شاگردان شادی کنان به طرف در می دوند . معلم هم به  دنبالشان می دود .

معلم : بچه ها ! صبر کنید من هم بیایم .

شاگردان با تعجب و خوشحالی : شما هم با ما بازی میکنید ؟! هوراااااااااااا !

 

 

 

 

وضعیت هوا چه تاثیری برزندگی وفعالیت های روزانه ی ما دارد


وضعیت  هوا چه تاثیری برزندگی وفعالیت های روزانه ی ما دارد؟

وضعیت آب و هوا از جنبه‌های مختلف بر رفتار انسان‌ها تاثیرگذار خواهد بود. اغلب ما انسان‌ها به طور ناخودآگاه نسبت به پیش‌بینی وضع آب و هوا کنجکاو هستیم و با توجه به آن درباره‌
همراه داشتن چتر برای رفتن به محل کارمان یا تماشای یک مسابقه ورزشی تصمیم‌گیری می‌کنیم. اما اگر تا به حال تنها به همین موضوع اکتفا کرده‌اید، باید توجه داشته باشید که از این پس باید بیش از گذشته نسبت به پیش‌بینی وضعیت آب و هوا که توسط رسانه‌ها اعلام می‌شود کنجکاو باشید، چرا که بررسی‌های انجام شده توسط محققان نشان داده است چگونگی وضعیت آب و هوا می‌تواند نقش بسیار مهمی بر شکل‌گیری احساسات و عواطف شما داشته باشد.

هوای صاف ویا بارانی می تواند نقش های جداگانه ای برانسان بگذارد.برخی افراد هوای بارانی را دوست دارند وبرخی هوای صاف وآفتابی.هوای بارانی باعث می شود کارهایی که نیاز به هوای ازاد وصاف دارد را نتوانیم مثل کارهای بیرون ساختمان وورزش هایی که در هوای آزاد برگزار می شود.وضعیت هوا در روحیه انسان هم تاثیر دارد به عنوان مثال هوای برفی برای انسانهای افسرده خوب نیست .

درهوای افتابی ما نیازمند به پوشیدن لباس  های نازکتر وکمتر هستیم اما در هوای سرد نیازمند لباس ضخیم ترمی باشیم.برای اینکه در هوای بارانی خیس نشویم از چتر برای حفظ خودمان استفاده می کنیم.درهوای برفی رفت وآمد سخت تر می شود واگر انسان رعایت نکندسرما می خورد.هوای آفتابی باعث بعضی بیماری هم می شود مثلا اگر در دمای زیاد تابستان بیرون باشیم وپوشش خوبی نداشته باشیم پوست بدنمان ممکن است آسیب ببیندوبیماری های ایجاد شود.

نویسنده:علی متاجیwww.asrehjadid.ir

هنگام بازدید از موزه ها باید چه نکاتی را رعایت کنیم وچگونه رفتار کنیم؟دراین مورد پرس وجو کنید ونتیجه رابنویسید


هنگام بازدید از موزه ها باید چه نکاتی را رعایت کنیم وچگونه رفتار کنیم؟دراین مورد پرس وجو کنید ونتیجه رابنویسید؟

دید از موزه را نباید به عنوان یک سرگرمی و نوعی تفریح تلقی کنیم، زیرا محتوای موزه حاصل پایم هایی است که موجب ارتقای سطح فرهنگ هر بازدید کننده ای می شود و برخورد تفننی، حاصل جز خستگی برای بازدید کننده نخواهد داشت.

در شروع بازدید، حتما باید اطلاعاتی درباره آن موزه توسط مسئولین به دست آوریم. این اطلاعات را می توان از طریق بروشور و یا خرید کتابی در مورد موزه مذکور، کسبن مود. هنگام دید از موزه حتماً باید دفترچه و یا تقویمی جهت یادداشت نکات مهم همراه داشته باشیم. اگر بیننده، هدفی فرهنگی و سازنده را دنبال می نماید، ناچار است به این دیدار به عنوان یک فرصت آموزشی بنگرد.
برای سپردن اطلاعات به ذهن، در اویلن برخورد، یادداشت مواردی که مورد توجه بیشتر بیننده قرار می گیرد حائز اهمیت است. این اطلاعات می تواند شامل تاریخ، قرن و مشخصاتی باشد که بیننده از آن اثر دریافت می نماید، علاوه بر این برای آن که این اطلاعات به صورت ماندگار در ذهن باقی بمانند می توان از شیء مورد نظر طرحی هر چند ساده و اجمالی در دفترچه یادداشت طراحی کرد و آن را در اولین فرصت به صورت کاملتری در دفتری خاص آن پاکنویس و ثبت نمود.

ممکن است بازدید از موزه به صورت دسته جمعی صورت گیرد و به وسیله استاد و یا راهنمای موزه اطلاعات لازم برای علاقه مندان بازگو شود، که آن هم باید کاملاً دقیق، خصوصاً با قید تاریخ، قرن و … در دفتر ثبت شود.

دید از موزه عملاً کاری است که انرژی زیادی می طلبد، زیرا اکثر بازدید کنندگان هم زمان با حرکت فیزیکی، مشغول فعالیت و جست و جوی ذهنی نیز می باشند که تلاقی این دو حرکت و از دست دادن دو نوع انرژی، باعث خستگی مفرط می شود. بهترین روش برای بازدید از موزه های بزرگ این است که در چند مرحله و با فاصله زمانی انجام شود. دیگر اینکه در زمان مطالعه بر روی یک شیء و یا اثری هنری از روی آن در صورت امکان بهتر است به صورت نشسته بازدید انجام گیرد. متداول است، بازدید کنندگانی که دیدگاه مطالعاتی بر روی شیء و یا اشیای خاص با سابقه تاریخی خاصی دارند بازدید خود را در چندین مرحله و طی مراجعه به کتابخانه موزه و اخذ اطلاعات مفصل تری از منابع مرربوطه، انجام دهند

 

نویسنده :علی متاجی

هنگام بازدید از موزه ها باید چه نکاتی را رعایت کنیم وچگونه رفتار کنیم؟دراین مورد پرس وجو کنید ونتیجه رابنویسید؟

موزه جایی است که درآن اشیاء باستانی وقدیمی نگه داری می کنند واین وسایل بسیار با ارزش هستند.

افرادی زیادی همه روزه از موزه ها بازدید می کنند اما در هنگام بازدید از موزه ها باید نکاتی را رعایت کنیم.

مهمترین نکاتی را که باید درهنگام بازدید از موزه ها رعایت کنیم عبارتند از:

  1. حفظ سکوت
  2. رعایت نظافت
  3. عدم نوشتن یادگاری وخراب کردن آثار
  4. عدم دست زدن به وسایل وآثارموزه
  5. همکاری با مسئولان موزه
  6. جذب اطلاعات وپرس وجو از مسئول موزه

موزه ها سهم به سزایی در شناخت زندگی گذشتگان دارند وحفظ آثار موزه می تواند برای ایندگان نیز باارزش باشد.کشور ما ایران دارای موزه ها وآثار فرهنگی وملی بسیاری است وکمک به حفظ بهترآن می تواند سرمایه ماندگاری را برای آیندگان به یادگار بگذارد.

 

*********************************************************

هنگام بازدید از موزه ها باید چه نکاتی را رعایت کنیم وچگونه رفتار کنیم؟دراین مورد پرس وجو کنید ونتیجه رابنویسید؟

موزه به مکان خاصی که در آن مجموعه‌ای از آثار باستانی و صنعتی و اشیاء با ارزش را به معرض نمایش می‌گذارند، گفته می‌شود.

در موزه باید حتی‌الامکان آهسته صحبت کرد. اصولاً صحبت‌کردن با صدای بلند به تعبیرعامه در ردیف تندی، خشونت و عصبانیت محسوب می‌شود. سخنرانی یا صحبت با صدای بلند مخصوص جاهای خاصی است.هنگام ورود به موزه باید رفتاری مودبانه با مسئولان وکارکنان موزه داشت.این افراد زحمات زیادی برای حفظ ونگهداری آثار در موزه تحمل می کنند وانتظار دارند بازدید کنندگان نیز به حرفها وتوصیه های آنان گوش دهند.اگر مشکلی هم در موزه وجوددارد باید به آرامی به کارکنان گفت.

دربعضی از موزه ها ظاهر بازدید کننده بسیار مهم است بنابراین بایدهنگام بازدید باید دارای ظاهر خوبی بود.

در بعضی موزه ها عکس گرفتن باعث خراب شدن آثار می شود برای همین از این کار باید جلوگیری کرد.نوشتن یادگیری برروی اثار نیز باعث ازبین رفتن آثار تاریخی می گردد.

هرچه مکان موزه تمیزتر باشد وسایل آن بیشتر عمر مفید خواهند داشت بنابراین باید از رفتن به موزه با کفش کثیف ویا همراه داشتن آجیل و…خودداری کرد.

نویسنده :علی متاجی

 

ابتکارات داریوش


یکی از ابتکارات داریوش هخامنش

داریوش یکم ‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎، پسر ویشتاسپ، ملقب به داریوش بزرگ، سومین پادشاه هخامنشی بود. وی در سال ۵۲۲ پیش از میلاد، با کمک تعدادی از رؤسای هفت خانوادهٔ بزرگ پارسی با کشتن گئومات مغ که به عنوان بردیا فرزند کوروش بزرگ بر تخت نشسته بود، سلطنت را به خاندان هخامنشی بازگرداند. پس از آن به فرونشاندن شورشهای داخلی پرداخت. نظام شاهنشاهی را استحکام بخشید و سرزمینهایی چند به شاهنشاهی الحاق کرد. آغاز ساخت پارسه (تخت جمشید) در زمان پادشاهی او بوداز دیگر کارهای او حفر ترعه‌ای بود که دریای سرخ را به رود نیل و از آن طریق به دریای مدیترانه پیوند می‌داد. مقبرهٔ او در دل کوه رحمت در مکانی به نام نقش رستم در مرودشت فارس (نزدیک شیراز) است. شهرت او در غرب به خاطر وقوع نبرد ناموفق ایرانیان با یونانیان در مکانی به نام ماراتون در زمان اوست. آغاز ساخت پارسه (تخت جمشید) در زمان پادشاهی او بود. پس از جهانگیری کوروش و کمبوجیه سراسر آسیا مگر جزو قلمرو او محسوب می‌گردید.بازگرداندن امنیت در تمام این نواحی شورش زده، طبعاً هم ضرورت ایجاد یک سازمان سامانمند اداری را به داریوش الهام کرد و هم وسایل و تجارب لازم را در اختیارش گذاشت.[۶]داریوش اهتمام فراوانی از خود برای ساماندهی تشکیلات داخلی کشور به خرج داد به طوریکه نظام تشکیلاتی که وی بنیان نهاد، مدتها بعد با اندک تغییری، توسط سایر حکومتها از جمله سلوکیه، ساسانیان و حتی اعراب دنبال گردید. داریوش فوق‌العاده مراقب بود که از طرف مأمورین دولتی تعدی به مردم نشود و با این مقصود همواره در ممالک ایران حرکت و از نزدیک به امور سرکشی می‌کرد. نجبا که از این مراقبت شاه دلخوش نبودند او را دوره گرد نامیدند ولیکن مورخین این سخریه را برای او بهترین تمجید می‌دانند. در زمان او یک دستگاه منظم اداری در کشور بوجود آمد که تمرکز امور را ممکن می‌ساخت و ظاهراً تا حدی نیز از نظام رایج در مصر که داریوش در جوانی و در ضمن اقامت سه ساله خود در آنجا با آن آشنا شده بود، الهام می‌گرفت چون نجبا و اعیان پارسی و مادی که غالباً روحیه نظامی داشتند، به کارهای دبیری تن در نمی‌دادند، این کار به دست اقوام تابع افتاد و اقوام آرامی‌ها که درین امور سررشته را به دست گرفتند، زبان آرامی را در قلمرو هخامنشی‌ها زبان دیوانی و اداری کشور کردند.داریوش در طول ۳۶ سال پادشاهی خود، اقداماتی به شرح ذیل انجام داد.

تقسیم قلمرو شاهنشاهی به چندین ساتراپ

داریوش سرزمین‌های ایران را به چند قسمت تقسیم نموده، برای هر کدام یک والی معین نمود. به زبان آن‌روزی (خشترپاون) می‌گفتند یعنی حامی یا نگهبان مملکت. یونانی‌ها، ساتراپ نوشته‌اند و تعداد بخشها را بین بیست الی بیست و شش بخش ذکر کرده‌اند ولیکن تعداد ولایات در کتیبهٔ نقش رستم به سی ولایت می‌رسد. برای اینکه کارها همه در دست یک نفر نباشد، دو نفر از مرکز مأمور می‌شدند که یکی به فرماندهی قشون محلی منصوب بود و دیگری به اسم سردبیر که کارهای کشوری را اداره می‌کرد. سردبیر در واقع مفتش مرکز در ایالات بود و مقصود از تأسیس این شغل این بود که مرکز بداند احکامی که به ساتراپ صادر می‌شود اجرا می‌گردد یا نه. مفتشینی که از مرکز برای دیدن اوضاع ایالات مأمور می‌شدند، لقب چشم و گوش دولت را داشتند. درست است که این ساتراپ‌ها در حوزهٔ حکومت خویش مثل یک پادشاه دست نشانده، قدرت و حیثیت بلامنازع داشتند اما در واقع تمام احوالشان تحت نظارت دقیق و بلاواسطهٔ شاه و «چشم» و «گوش» او بود و این نکته کمتر به آنها مجال می‌داد که داعیه استقلال یا فکر تجاوز از قانون پادشاه را در خاطر بگذرانند. این نظارت‌ها در عین حال هم رعیت را از استثمار و تعدی ساتراپ‌ها در امان نگه میداشت و هم به ساتراپ‌ها اجازه نمی‌داد تا با جمع آوری عوارض و مالیاتهای بیجا خزانه خود را تقویت کنند و لاجرم به فکر توسعهٔ قدرت بیفتند.

 ایجاد راه شاهی

از جمله اقدامات داریوش در این زمینه می‌توان به ایجاد راه شاهی که سارد پایتخت سابق لیدی، را به شوش پایتخت هخامنشیان وصل می‌کرد. یک راه دیگر نیز بابل را به مصر مربوط می‌کرد.

ایجاد لشکر جاویدان

برای اینکه نیروی نظامی بقدر کفایت و با سرعت به جاهای لازم برسد، داریوش لشگری ترتیب داده بود که موسوم به لشکر جاویدان بود، زیرا هیچگاه از تعداد آنها نمیکاست و فوراً جاهای خالی را پر می‌کرد. تعداد این لشکر ده هزار نفر بود.

تنظیم مالیات‌ها

مورخین یونانی نوشته‌اند داریوش برای هر ایالتی مالیات نقدی و جنسی معین کرد. پلوتارک مورخ یونانی می‌نویسد «داریوش در صدد تحقیق برآمد تا معلوم نماید که مالیات تعیین شده، بر مردم گران است یا نه و چون جواب آمد که گران نیست و مردم می‌توانند بپردازند، باز مالیات‌ها را کم کرد تا تحمیلی بر مردم نشود

در پادشاهی کوروش و کمبوجیه مالیات ثابت رسم نبود. درآمد عمومی فقط از راه هدایا و تقدیمی فراهم می‌گشت. به مناسبت برقراری مالیات این شایعه در میان پارسیان رواج یافته بود که داریوش تاجر است و از هرجا که میتواند عایدات فراهم می‌کند. کمبوجیه جبار و به منافع اتباع خود بی‌اعتنا و کوروش پدر و حامی اقوام و ملل که با قلبی مهربان و رئوف، پیوسته در اندیشه آسایش رعایای خویش بود.

به نظر می‌رسد که در مورد مناسب بودن یا گزاف بودن مالیات‌های دوران داریوش، توافق نظر بین مورخین وجود ندارد، همچنین آمده‌است که در مصر بواسطهٔ مالیات‌های گزاف، در سال‌های آخر سلطنت داریوش، زارعین مصری شورش کردند.

ارتباط دادن دریای مدیترانه و دریای سرخ

کانال سوئزوقتی داریوش در هند بود مشاهده کرد که بازرگانی مصر و شامات با هند از راه خشکی مشکل است و حمل و نقل گران تمام می‌شود این بود که امر کرد، که کانالی که امروزه به نام کانال سوئز معروف است و نخستین بار در سال ۶۰۹ پیش از میلاد ایجاد شده و در زمان داریوش پر شده بود، را پاک کرده و سیر کشتی‌ها را در این کانال، برقرار نمودند. گویا داریوش در سر راه خود به مصر این آبراه ناتمام را دیده بود و درباره آن از مردم پرسشهایی کرده بود. در سنگ نوشته‌هایی که به خط هیروگلیف مصری به یادبود ساختن این کانال، در دست است، اشاراتی به این پرسش‌ها وجود دارد. سه سنگ‌نوشته از داریوش در کانال سوئز کشف شده که مفصل‌ترین و مهم‌ترین آنها ۱۲ سطر دارد و مشتمل است بر مدح اهورامزدا و معرفی داریوش و دستور حفر ترعهٔ سوئز. دو کتیبه دیگر کوچک‌ترند و مشتمل بر معرفی داریوش هستند.

یکسان کردن واحد پول و واحد اندازه‌گیری

ارتباط اقتصادی دایم، بین تمام ولایات، یک دستگاه واحد پول و یک نظام اوزان و مقادیر قابل تبدیل را، در سراسر کشور الزامی می‌نمود. سکه‌های طلایی که در این دوران، در تمام ایران رواج پیدا کرد، به سکه دریک موسوم بود. در تاریخ جهان، لیدیه نخستین مملکتی بود که سکه در آنجا زده شد ولی در تاریخ ایران، در زمان داریوش بود که نخستین سکه متعلق به ایران بوجود آمد.

بازسازی نیایشگاه‌ها

داریوش در سنگ‌نوشته بیستون از بازسازی نیایشگاه‌هایی که گئومات مغ ویران کرده بود، سخن می‌گوید. همچنین برای دلجویی از مصری‌ها که در زمان کمبوجیه نیایشگاه‌هایشان ویران شده بود، به معابد آنها رفته و ادای احترام کرد و نیایشگاه تازه‌ای در آمون، برای مصریان ساخت که خرابه‌های آن، هنوز از مملکت‌داری داریوش حکایت می‌کند. کاهن بزرگ مصر را که به شوش تبعید شده بود، به مصر بازگرداند و او را بسیار احترام کرد. بواسطه این اقدامات مصری‌ها از داریوش راضی شده و او را یکی از قانون‌گذاران بزرگ خود دانستند.

داریوش بزرگ در کتاب مقدس

داریوش همچنین در بازسازی معابد یهودیان که توسط بخت النصر ویران شده بود، به یهودیان یاری کرد. نام داریوش بزرگ در کتاب مقدس عهد عتیق، در ۲۵ آیه، ذکر شده‌است. در کتاب مقدس دربارهٔ ثبات و تزلزل ناپذیری قوانین ماد و پارس در کتاب دانیال و استر سخن رفته‌است. به رغم اشکالی که در صحت و قدمت اصل آن کتاب‌ها هست، باز روی هم رفته، اهمیتی که قانون در حفظ وحدت امپراتوری داریوش و اخلاف او داشته‌است، بیان می‌کند حتی افلاطون نیز نقش قانون‌های داریوش را در حفظ و اداره کشور وی نشان گوشزد کرده‌است.

لشکرکشی‌های داریوش بزرگ

علاقه‌ای که داریوش به نظم و انظباط اداری و تأمین امنیت، در سراسر قلمرو خویش داشت، طبعاً از وی مطالبه می‌کرد تا برای توسعهٔ روابط اقتصادی و تسریع در نقل و انتقال‌های محتمل نظامی، غیر از راه‌های زمینی، از راه‌های دریایی هم استفاده کند و همین اندیشه، سرانجام وی را در مدیترانه با اقوام یونانی درگیر کرد.

ضمیمه کردن سند و پنجاب

در سال ۵۱۲ پیش از میلاد، داریوش پس از برقرار کردن امنیت در ممالک تابعه، چند ولایت نیز به ایران ضمیمه کرد، یکی از آنها پنجاب و دیگری سند است که هر دو در هند واقع هستند.نام هند البته در کتیبهٔ بیستون در شمار ایالت‌های تابعه نیست و اینکه در کتیبه پرسپولیس هست نشان می‌دهد که این ولایات جنوب شرقی بعد از جنگهای مربوط به دفع شورش‌ها می‌بایست به قلمرو داریوش درآمده باشد.

لشکرکشی به سرزمین سکاها

اقدام داریوش در لشکر کشی به سرزمین سکا‌های اروپا، در این سال‌های توسعه و آرامش تا حدی غریب به نظر می‌آید. چندین نظریه مختلف، درباره هدف و محرک داریوش از این لشکر کشی وجود دارد. شاید وی می‌خواسته‌است، آنها را بخاطر حمله‌های مخربی که بارها به سرزمین ایران کرده بودند، تنبیه کند و برای همیشه خیال آنها را از اقدام به آنگونه مهاجمات منصرف نماید، این احتمالی است که از قول هرودوت نیز بر می‌آید.در سرزمین سکاها داریوش بجای آنکه با مقاومت این طوایف مواجه شود با عقب نشینی آنها روبرو شد. طی مدت دو ماه سپاه ایران در طول دشت‌های خلوت و بی‌پایان به دنبال دشمن سرگردان بودند و نتیجه‌ای که مطلوب داریوش از این لشکر کشی بود، بلافاصله حاصل نیامد. این نخستین لشکرکشی آسیا برضد اروپا، هر چند خسارت‌های گران برای داریوش به بار آورد ولی هدف این لشکر کشی چندی بعد تحقق یافت، چرا که هم سکاها تا مدت‌ها اندیشه تجاوز به مرزهای ایران را در خاطر راه ندادند و هم مراکز تجارت گندم و چوب یونان تحت نظارت ایران درآمد.

وصیت نامه شهدای خیررودکنار


وصیت نامه شهدای خیررودکنار

وصیت نامه شهید علی خزائی کوهپر

ای مسلمین حسین(ع) یاور می طلبدبشتابید به یاریش ای حسین مظلوم آمده ام برای یاریت.گذشتم از جان  وهستی آمده ام با خصم نبرد کنم واگر دراین نبرد جانم ف داگرددافتخاری کسب نموده ام.گاه آن رسیده است تا ادعای مسلمان بودنم را اثبات کنم به خداوند خویش گرچه پروردگار واقف به همه چیز می باشد.رهرو راه حسین(ع) باشید که من راه حسین را برگزیدم وراه حسین راه سعادت وجاودانی است جبهه ها را گرم نگکه دارید که جبهه نماد خداست درجبهه ها نور حق جلوه گر است.مادر عزیزم سلام از بس رنج کشیدی من هرگز نتوانستنم اندکی از زحمات شما را جبران کنم عطوفت ومهربانی تو به وسعت دریا بودومن قطره ای از این دریا نیستم سلام من را قبول کن تا سبک بال وآسوده خاطر به سوی معبودم پرواز کنم

وصیت نامه شهید سیاوش شرج ویسری

خدایا تورا شکرکه آرزوهادر دلمان خشک کردی وخوف مرگ را از ما گرفتی ولذت شهادت را برما عطا فرمودی.دراین لحظات حساس از تاریخ انقلاب اسلامی که دشمنان درمدد نابودی این انقلاب که ثمره خون هزاران شهید واشک چشم یتیمان وآه دل ملت مظلوم وستم کشیده ایران است برآمده اند وبا تمام قدرت در مقابل آن قد علم کرده اند لحظه ای از یادآنان که با تمام وجود خود وبا نثارجان وایثار در مقابل این دشمنان همچون کوه ایستاده اند وصفحات تاریخ را با خون خود وشهامت خود پر می کنند غافل نباشیم واز هر آنچه که از دست تان بر می اید برای کمک وحمایت از  آنان دریغ نکنید.که در پیشگاه خداوند وتاریخ وملت های گذشته وآینده مسئول هستیددرهرحال به فکر آنان باشید

وصیت نامه شهید نظام اسحاقی

ازمرگ من نگران نباشید زیرا نزد خدای منان زنده هستم وروزی می گیرم فقط جسم من از میان شما رفته است از مرگم ناراحت نباشید امیدوارم خدا مرا از همان بندگان شهیدش قرار دهد.مرگ پایان زندگی نیست بلکه هیچ  قطره ای در مقیاس حقیقت در نزد خدااز قطره خونی که در راه خدا ریخته شود بهتر نیست.من میخواهم بااین قطره خون به معشوقم برسم که خداست جان من هدیه ای برای امام امت  خمینی بت شکن ودر راه خداست.این پیام یک شهید است که جهاد دوچیز را در بر می گیردیکی خون که شهید می دهددیگری پیام شهید که باید به همه نقل شودبه پدرم بگویید که دیگر پیش جدکان سرشکسته نیستیم چون پسر من راهی را رفت که حسین وسلاله اش رفته اند.انسان با مردن نابود نمی شود بلکه ازاین جهان به جهان آخرت انتقال می یابد مرگ یک امر طبیعی وکاملا عادی است ونباید مورد ترس ووحشت قرار گیرد به خانواده وبستگانم توصیه می کنم دست از انقلاب وامید مستضعفان نکشیدمادر جان اگر مرا ندیدی حلالم کن خود بهتر می دانی که من از اوائل پا گرفتن انقلاب در تمامی موارد می خواستم سهمی داشته باشم مادر جان بعداز شنیدن خبر من اشک نریزید.

وصیت نامه شهید جهاندار احمدی

وظیفه هر مسلمان است که درمقابل تجاوزات بیگانه که به میهن ودینش نموده است دفاع کند واز آنجائی که بنده خودم را یک شیعه مسلمان یافتم دفاع از اسلام ومیهن عزیز را یک وظیفه شرعی واسلامی می دانستم امام جنگ با کفر را یک وظیفه شرعی دانسته واز رهبرمان تشکر می نمائیم ما را از منجلاب فساد نجات داده وراه خدا را به ما نشان داد.خداوندا امت ما را از ارشادات ایشان بهره مند نماپدرومادرجان از هردوی شما می خواهم که مراحلال کنید وبا استقامت وصبر وشکیبائی از انقلاب اسلامی دفاع کنید.خداونداخونم را به شهادت،شهادتم را به سعادت،سعادتم را به پیروزی اسلام وانقلاب اسلامی موفق گردان.

 

 

وصیت نامه شهید ولی خزائی کوهپر

با مطالعه در مورد مبارزات وجانبازی سربازان صدر اسلام عاشق شهادت شدم واز طرف دیگر از زندگی حیوانی ومادی بیزار شدم.اسلام را به عنوان عالی ترین وبهترین مکتب می دانم از خداوند تبارک وتعالی خواستارم تا سرحد جانم به اسلام وفاداربمانم امروز وظیفه زیادی به انقلاب  خمینی کبیر ورهبر انقلاب باید داشته باشیم.زیرا این که زبانم از بیان آن وقلمم قدرت نوشتن آن راندارد تا درمورد ایشان چیزی بگویم یا چیزی بنویسم قدر اسلام را بدانید حتی اگر به قیمت جان شما تمام بشود.دست از امام برندارید وحرف او را از دل وجان بپذیریدوصیت من این است که همیشه قرآن بخوانید وفکر کنید که منظور از گفته های خدا چیست ودیگران را هم به این کار تشویق کنیدوصیت دیگر این است که لحظه ای امر به معروف ونهی از منکر را فراموش نکنید

وصیت نامه شهید غلامرضا شرج خیری

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتابل احیاء عند ربهم یرزقون

کسانی که در راه خدا کشته شدند آنها را مرده مپندارکه آنها زنده اند ودر نزد خدایشان روزی می خورند

با سلام ودرود فراوان برامام زمان«عج» فرزند حضرت زهرا«س» فرمانده کل قوادرجبهه ها.با سلام ودرود فراوان به نائب برحقش حضرت امام با سلام ودرود فراوان به ارواح پاک وطیبه شهداء.با سلام ودرود فراوان بر رزمندگان سلحشور اسلام.اگر ما لیاقت شهادت را داشته باشیم وخداوند این لطف الهی را نصیب بنده حقیر کرد پدر ومادر عزیزم،یک سفارش به شما بکنم هیچ وقت به حرف(شایعات)مردم گوش نکنید.مادر وپدر عزیزم،اینجا جای دیگراست،گویی عشق اباعبدالله حسین(ع) است.وشما را سفارش می کنم از دعا به جان رزمندگان غافل نباشید به برادران بگویید نماز خود را بخوانید.

وصیت نامه شهید فرج الله اسحاقی

اللهم اجعلنی من جندک فان جندک هم الغالبون واجعلنی من حزبک فان حزبک هم المفلحون واجعلنی من اولیائک فان اولیائک لاخوف علیهم ولاهم یحزنون

خدایا مرا از لشکرخود قرارده زیرا سپاه تو فقط پیروزندواز حزب خویش قرارم ده زیرا اولیاء تو هستند که خوف وترسی برایشان نیست وحزن واندوهی ندارندمبادا امام را تنها گذارید پیروخط رهبر باشید وبه حرفهای دلنشین امام گوش به عمل باشیم مبادا قرآن را تنها گذارید درودبفرست برمحمد وآلش وقرارده روشنی در دیده ام بینائی در دینم  ویقین در دلم واخلاص در کردارم وسپاسگزای برای تو مادامی که زنده داشتی مرا خدایا بیامرز گناهانی که فرود می آورند عذابی را وخدایا بیامرز مرا که هر گناهی کردم وهر خطائی را بجا آوردم.

وصیت نامه شهید عیرضا زنده دل

به خدمت در زیر پرچم امام زمان «عج»وظیفه خود را انجام می دهم وهر روز مشت محکمی به دهان امپراطورها می زنیم وبه امید خداوند پیروزی از آن ما خواهدشد.همانطورکه امام خمینی فرموده است اگر بکشی پیروزید واگر کشته شوید بازهم پیروزی ازآن شماخواهدبودوامید آن روزپیروز شویم

جمع آوری:علی متاجی

عضو خوراک مطالب شوید مرا در توییتر دنبال کنید!